0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی به مناسبت روز زن

تاریخ: 1360/02/04

 

پیام امام خمینی به مناسبت روز زن

بسم الله الرحمن الرحیم
روز ولادت سرتاسر سعادت صدیقه طاهره که والاترین روز برای انتخاب روز زن است، به ملت شریف ایران، خصوصاً زنان محترم تبریک و تهنیت عرض می کنم. این ولادت با سعادت در زمان و محیطی واقع شد که زن به عنوان یک انسان مطرح نبود و و جود او موجب سرافکندگی خاندانش در نزد اقوام مختلف جاهلیت به شمار می رفت. در چنین محیط فاسد و وحشتزایی، پیامبر بزرگ اسلام دست زن را گرفت و از منجلاب عادات جاهلیت نجات بخشید. و تاریخ اسلام گواه احترامات بی حد رسول خدا صلی الله علیه و آله به این مولود شریف است، تا نشان دهد که زن، بزرگی ویژه ای در جامعه دارد که اگر برتر از مرد نباشد، کمتر نیست. پس این روز، روز حیات زن و روز پایه گذاری افتخار و نقش بزرگ او در جامعه است. اینجانب به زنان پرافتخار ایران، مباهات می کنم که تحولی آنچنان در آنان پیدا شد که نقش شیطانی بیش از پنجاه سال کوشش نقاشان خارجی و وابستگان بی شرافت آنان، از شعرای هرزه گرفته تا نویسندگان و دستگاه های تبلیغاتی مزدور را نقش بر آب نمودند و اثبات کردند که زنان ارزشمند مسلمان دچار گمراهی نشده و با این توطئه های شوم غرب و غربزدگان آسیب نخواهد پذیرفت. هر چند در طول سلطنت غاصبانه پهلوی با آن بوق و کرناهای تبلیغاتی، بجز مشتی زنان مرفه طاغوتی و وابستگان ساواکی و سرسپردگان آنان دیگر قشرهای میلیونی زنان متعهد که اساس ملت مسلمانند، در دام فریب دلباختگان به غرب نیفتاده و با عمل خود در طول 50 سال سیاه با روی سفید نزد خدا و خلق شجاعانه مقاومت نموده اند. لکن در این تحول الهی اخیر، امید کوردلانی را که قبله گاه خود را غرب می دانستند و اکنون هم می دانند، به طور قاطع و برای همیشه قطع نموده اند.
پیروز و سرافراز باد نهضت اسلامی زنان معظم ایران! افتخار بر این قشر عظیمی که با حضور ارزشمند و شجاعانه خود در صحنه دفاع از میهن اسلامی و قرآن کریم، انقلاب را به پیروزی رسانده و اکنون هم در جبهه و پشت جبهه در حال فعالیت و آماده فداکاری هستند، رحمت خداوند بر مادرانی که جوانان نیرومند خود را به میدان دفاع از حق فرستاده و به شهادت ارجمند آنان افتخار می کنند. نفرت بر آن عروسک هائی که در کاخ های ننگین داخل و خارج به زندگانی حیوانی پست، دل بسته و جز به فکر فساد انگیزی نیستند. بریده باد زبان ها و دست های جنایتکاری که با گفتار و قلمفرسائی خود، کوشش دارند جمهوری اسلامی را بشکنند و کشور عزیز را به دامن چپ یا راست بکشانند! درود

صحیفه نور جلد 14 صفحه 202

بی پایان بر زنان متعهدی که اکنون در سراسر کشور، به تربیت نوباوگان و تعلیم بیسوادان و تدریس علوم انسانی و آموزش فرهنگ غنی قرآنی اشتغال دارند. و درود خداوند بر زنانی که در این انقلاب و در دفاع از میهن، به درجه والای شهادت نائل شده اند. و بر آنانی که در بیمارستان ها و درمانگاه در خدمت معلولان و بیماران می باشند. و درود بر مادرانی که جوانان خود را با افتخار از دست داده اند. مبارک باد روز زن بر زنان متعهد کشورهای اسلامی! و امید آن است که جامعه زنان، از غفلت و خواب مصنوعی که از جانب چپاولگران بر آنان تحمیل شده است، برخیزند و همگان دوش به دوش هم به داد بازیخوردگان برسند. و زن را به مقام والای خود، هدایت کنند. و امید است که زنان سایر کشورهای اسلامی، از تحول معجزه آسایی که برای زنان ایران در اثر انقلاب بزرگ اسلامی حاصل شد، عبرت گرفته و بکوشند تا جامعه خود را اصلاح نمایند و کشورهای خود را به آزادی و استقلال برسانند. رحمت و برکت حق تعالی نثار زنان با شخصیت اسلام و ایران عزیز.
والسلام علی عبادالله الصالحین من المؤمنین و المؤمنات
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:41 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی به مناسبت روز جهانی کارگر

تاریخ: 1360/02/10

 

پیام امام خمینی به مناسبت روز جهانی کارگر

بسم الله الرحمن الرحیم
مبارک باد روز کارگر بر خصوص کارگران گرانقدر و بر عموم ملت و مستضعفان جهان. بزرگداشت روز کارگر، این ستون فقرات استقلال کشور و این اسطوره سرنوشت ساز و رهائی بخش از وابستگی ها و پیوستگی ها، وظیفه ای است ملی و اسلامی و همگانی. طبقه شریف کارگر در این مدت کوتاه و خصوصاً بعد از تجاوز عمال اجانب به خاک میهن عزیز ثابت کرد که قادر است با خواست خداوند متعال، کشور عزیز را با کوشش شبانه روزی از وابستگی نجات دهد و مشت قدرتمند گره کرده خود را بر دهان یاوه گویان و تبلیغاتچیان خارج و تفاله وابسته مزدور داخل کوبد و دست رد به سینه منحرفان و منافقان وابسته به چپ و راست با قدرت هر چه بیشتر زند. امروز بعد از دو سال جنایتکاری گروه های وابسته به قدرت های خارجی، مشت آنان در پیشگاه ملت و خصوص کارگران عزیز به خوبی باز و این گروهک های نادان با کردار و گفتار خود ثابت کردند که دشمنان خلق و خالق و بازیگرانی ناشی در صحنه می باشند. این سوداگران در اعمال فتنه انگیز بچگانه خود، چهره قبیح خود را به ملت و خصوص طبقه مستضعف که می رفت پشتیبانی آنان را باور کند، آنچنان ناشیانه نشان دادند که برای کسی نباید جای شک و تردید باقی باشد که اینان جیره خواران کاخ سفید و کرملین می باشند و دشمن درجه یک کارگران و کشاورزانند. برادران عزیز کارگر که برای خودکفائی کشور با جان و دل و کار طاقت فرسا به خدمت به کشور اشتغال دارید! اینان به خیال خام خود می خواهند شما عزیزان را آلت مقاصد شوم خود قرار داده و در نفع ابر قدرت ها از شما استفاده نمایند. بهوش باشید که اینان کسانی هستند که دانشگاه را سنگر جنگ علیه اسلام و ایران کردند و اصرار آنان و هوادارانشان برای باز شدن دانشگاه به منظور مقاصد شوم آمریکاست. اینانند که در کردستان و دیگر جاها بر ضد جمهوری اسلامی با دشمنان اسلام پیوند بسته و به جنگ افروزی برخاسته اند و اینان هستند که در هر فرصت جوانان متعهد ما را با اسلحه گرم و سرد مورد حمله قرار داده و می دهند و اینان هستند که پس از هر پیروزی چشمگیر از طرف قوای مسلح در جبهه، در پشت جبهه و در شهرهای مختلف به جنگ افروزی و افساد می پردازند تا اذهان را از جبهه ها معطوف کنند و اینانند که در توطئه علیه جمهوری اسلامی دست دارند. برادران و خواهران! بهوش باشید که خدمت ارزنده شما در راه کشور عزیز اسلامی با دست جنایتکار این گروهک ها به خدمت آمریکا کشیده نشود.

صحیفه نور جلد 14 صفحه 210


و ای ملت بزرگ و قهرمان و شهید پرور! بیدار باشید که این تفاله استعمار، دختران و پسران شما را آلت دست جهانخواران چپ و راست قرار ندهند. من بار دیگر روز کارگر را بر ملت عزیز و خصوص کارگران تبریک و تهنیت عرض می کنم و از خداوند متعال سعادت همگان را خواستار و قطع ریشه های فساد را امیدوارم. درود و تحیت بر ملت بزرگ ایران، پایدار باد جمهوری اسلامی ایران.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:43 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با وزیر کار و امور اجتماعی و کارگران کارخانجات مختلف سراسر کشور

تاریخ: 1360/02/10

 

کشاورزان و کارگران اساس استقلال کشور هستند

بسم الله الرحمن الرحیم
انشاءالله مبارک باشد بر همه مستضعفین جهان و بر ملت ایران و بر شما کارگران متعهد اسلامی، روز کارگر مبارک باشد بر ملت ایران که چنین جوانان متعهدی در کارگاه ها مشغول فعالیت هستند. دو قشر از ملت ستون فقرات کشور و انقلابند. یک قشر، قشر کارگر که با مجاهدات پیگیر خود، قبل از انقلاب با اعتصابات دامنه دار خود انقلاب را به پیروزی رساندند و بعد از انقلاب هم آنها هستند که با کوشش خود و جهاد خود در راه اسلام این انقلاب را به پیش می برند و من امیدوارم که کوشش آنها در پیشگاه مقدس خدای تبارک و تعالی مقبول باشد و سرفراز باشند در اینجا و در آنجا و قشر دوم کشاورزانند. کشاورزان و کارگران اساس استقلال کشورند و اگر این دو قشر به طور دلخواه انشاءالله عمل کنند، گرفتاری های کشور ما انشاءالله رفع می شود و از این جهت است که این دو قشر بیشتر مورد هجمه مخالفین انقلاب اسلامی هستند. بی جهت نیست که فعالیت گروه هائی که به خلاف جمهوری اسلامی هستند و وابسته به اجانب هستند به این دو قشر بیشتر توجه دارند و این دو قشر را بیشتر می خواهند به انحراف بکشانند. در کارخانه ها آنچه که مورد نظر آنهاست در عین حالی که مدعی هستند که ما طرفدار کارگر هستیم، طرفدار ضعفای کشور هستیم، کاری انجام می دهند که این قشر را به بیکاری، کم کاری، اعتصاب وادارند و این آمال قدرت های بزرگ است که اگر چنانچه قشر کارگر مابه وظیفه اسلامی انسانی خود عمل نکنند، یکی از ستون های فقرات ملت شکسته خواهد شد. و بی جهت نیست که در بین کشاورزها هم همین جمعیت های انحرافی و وابسته می روند و آنها را نمی گذارند به طور شایسته عمل کنند و اگر چنانچه عمل هم کردند، خرمن های آنها را گاه گاه می سوزانند. اگر این دو قشر پایداری کنند در مقابل این اشخاصی که برای شکست جمهوری اسلام که دنباله اش شکست اسلام است، اگر پایداری کنند، این کشور به پیش خواهد رفت. همانطوری که سرحدات را قوای مسلح نگهداری می کنند و با شجاعت و شهامت از اسلام دفاع می کنند و جوانانی پر ارزش را از دست می دهند معذلک با کمال شجاعت به دفاع از کشور و اسلام مشغول هستند، در داخل کشور هم مجاهدین کارگر و مجاهدین کشاورز مجاهده می کنند نظیر همان مجاهدات. آنها سرحدات را از آسیب حفظ می کنند و شما متن کشور را از وابستگی حفظ می کنید. آنها مجاهد

صحیفه نور جلد 14 صفحه 212

فی سبیل الله هستند و شماها هم مجاهد فی سبیل الله. همانطور که خون آنها در پیش خدای و تعالی مقدس و ارجمند است. عرق شما هم در پیشگاه خدای تبارک و تعالی مقدس است. اگر شما کارگران و کشاورزان سراسر کشور قیام کنید به امری که مصلحت کشور شما، استقلال کشور شما، آزادی شما به او بستگی دارد، این کشور به پیش خواهد رفت و آسیب نخواهد دید. شما باید بیدار باشید و بحمدالله ملت امروز هوشیار است و گول این جمعیت هائی که برخلاف مسیر اسلام می خواهند کشور ما را یا به طرف شرق بکشند و یا به طرف غرب، خود ملت هوشیارند و گول این جمعیت ها را نخواهند خورد. من از خدای تبارک و تعالی توفیق شما را، برادران عزیز کارگر که آبروی کشور و اسلام هستید و برادران کشاورز که همدوش شما هستند، در به ثمر رساندن استقلال کشور دعا می کنم و تشکر می کنم و همانطوری که از آن اشخاصی که در سرحدات کشور را حفظ می کنند و نگهدار استقلال کشور هستند و به آنها دعا می کنم به شما هم که همان رویه را دارید به صورت دیگر حفظ استقلال کشور را، حفظ آزادی خودتان را می کنید با صورت دیگر، دعا می کنم و تشکر می کنم. باید ملت اسلام، ملت ایران بدانند که این قشرهای میلیونی ملت که در کارخانجات و در امور کشاورزی مشغول خدمت هستند برگزیدگان خدای تبارک و تعالی هستند و مورد عنایت اسلام و صاحب اسلام هستند و باید این قشر فداکار پشتیبان آن قشرهای فداکار دیگر که در سرحدات مشغول جانبازی هستند باشند و پشتیبانی همه از هم بکنند تا اینکه انشاءالله این کشور به خودکفائی برسد و فکر این معنا که (ما خودمان نمی توانیم) را از سر بیرون کنید که (ما می توانیم) و شما برادران و عزیزان وقتی که اراده کنید برای خودکفائی، قدرت این مطلب را دارید. عمده این است که شما به بازوان قدرتمند خودتان اتکال کنید و قشر کشاورز هم به بازوان قدرتمند خودش اتکال کند و با اتکال به خدای تبارک و تعالی و پشتیبانی صاحب این کشور امام زمان سلام الله علیه این مقصد را به آخر برسانید و خواهید رسانید.
 

امروز کشور ما سرتاسر، زن و مرد و بچه و بزرگ در راه اسلامند

آنهائی که گمان کردند که می توانند در این کشور باز شیطنت هائی بکنند و گروه کارگر و کشاورز را به تباهی بکشند و آماده کنند برای وارد شدن باز اجانب در این کشور، اشتباه می کنند. آنها بر خطا هستند و با ادعای اینکه ما طرفدار این قشرها و خلق ها هستیم، در عین حالی که جوانان عزیز ما از هر طبقه در جبهه هستند و مشغول فداکاری هستند و صاحب منصبان عزیز ما در این چند روز چند نفرشان شهید شدند، اینها در شهرها فساد می کنند و توطئه می کنند. اینها اشتباه می کنند. اینها اگر به ملت برگردند برای خودشان هم صلاح است و اگر ادامه به این امر بدهند، یک روز است که پشیمانی دیگر سودی ندارد و آن روزی است که به ملت تکلیف شود، تکلیف شرعی الهی به مقابله با اینها و تکلیف آخری نسبت به اینها تعیین شود. من صلاح همه قشرهائی که بازی خورده اند، از ابر قدرت ها بازی خورده اند، از تفاله های رژیم سابق بازی خورده اند، از بعضی بازیگرانی که می خواهند با بازیگری خودشان، برگردد این مملکت به حال اول، مصلحت آنها را این می دانم که توجه

صحیفه نور جلد 14 صفحه 213

داشته باشند که این مسأله ای است نشدنی کشور ما امروز سرتاسر، زن و مرد و بچه و بزرگ در راه اسلامند و برای استقلال کشور خودشان و برای عزت خودشان و برای ارزش انسانی خودشان کوشش دارند. و شمائید که سد راه آزادی و استقلال می خواهید بشوید و شما چیزی نیستید که بتوانید در مقابل این موج خروشان انسان های برپاخاسته مقاومت کنید. پس صلاح شما و صلاح ملت شما و صلاح همه این است که اسلحه ها را زمین بگذارید و این شیطنت ها را دست بردارید و به آغوش ملت برگردید و مثل سایر برادران ما همراه با آنها به زندگی خودتان ادامه بدهید، که این زندگی که شما الان دارید زندگی شرافتمندانه نیست، زندگی است که برای هواهای نفسانی دیگران، شما خودتان را به باد فنا می دهید، برای ارضای خاطر آن تفاله های رژیم سابق و آن منحرفین از اسلام و شما برای ارضای آنها جوانانتان را از دست می دهید. بیدار باشید که نیاید آن روزی که ملت ما تکلیف شان معلوم بشود که با شماها چه بکنند.
از خداوند تبارک و تعالی سلامت این ملت اسلامی و عظمت این کارگران مجاهد فی سبیل الله و آن کشاورزان مجاهد می خواهم. خداوند به شما قدرت بدهد، خداوند بازوان شما را هر چه بیشتر قوی کند و اراده های شما را مصمم کند تا در مقابل همه قدرت های عالم در همه و مقابل همه ابر قدرت بایستید و کشور خودتان را حفظ کنید.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:43 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

تلگرام تسلیت امام خمینی به مهندس بازرگان

تاریخ: 1360/02/20

 

تلگرام تسلیت امام خمینی به مهندس بازرگان

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای مهندس مهدی بازرگان ایده الله تعالی
مصیبت وارده به جنابعالی را تسلیت عرض نموده رحمت برای آن مرحوم و سلامت جنابعالی و بازماندگان آن مرحوم را از خداوند تعالی خواستارم.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:43 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع علما و روحانیون استان های آذربایجان شرقی و غربی

تاریخ: 1360/02/21

 

قاضی امروز مسؤول حیثیت اسلام است

بسم الله الرحمن الرحیم
مجلس، مجلس علمای اعلام است آن هم علمای آذربایجان و این مجلس که برکات خدای تبارک و تعالی امید است به آن نازل شود. لازم است به آقایان معظم آذربایجان، بلکه علمای اعلام همه کشور، بعضی تذکرات را عرض کنم. آذربایجان و علمای آذربایجان در طول تاریخ، پاسداران اسلام و کشور بوده اند و انشاءالله خواهند بود. ما در این مدتی که بودیم و حاضر بعضی واقعه ها بودیم، از قیام علمای بزرگ آذربایجان مطلع بودیم و حاضر در صحنه ای بودیم که علمای بزرگ آذربایجان با قیام خودشان در مقابل رژیم پهلوی تکلیف الهی خودشان را ادا کردند و منتهی به تبعید آنها شد و معذلک پیروزی با آنان بود و هست انشاءالله. ما از آذربایجان و خصوصاً علمای آذربایجان همان توقعی را داریم که از علمای سابق آذربایجان، خصوصاً در این پنجاه سال اخیر، داشتیم. و ما امید آن را داریم که همانطور که علمای آذربایجان در مقابل ظلم و ستمکاری رژیم سابق قیام کردند و نهضت کردند. و لو اینکه گرفتار بعضی از چیزهائی که نباید بشوند، شدند، ما امیدواریم که علمای آذربایجان در صحنه باشند و همه نابسامانی ها را توجه داشته باشند و در حل مشکلاتی که امروز گرفتار آن هستیم و هستند، کوشا باشند و توجه داشته باشند که دست های ناپاکی و گروه های فاسدی، بالخصوص در مقابل روحانیون و در مقابل جمهوری اسلامی ایستاده اند و باید با هشیاری همه ملت و خصوصاً علمای آنها و خصوصاً آذربایجان که در آنجا توطئه ها شاید بیشتر باشد، علمای آذربایجان و سایر قشرهای مؤمن آذربایجان دین خودشان را به اسلام و جمهوری اسلام ادا کنند. ما امروز گرفتار قلم هائی هستیم و گرفتار زبان ها هستیم و گرفتار بعضی گروه هائی که مسلح هم هستند، ما گرفتار بعضی اشخاص هستیم که کنار نشسته اند و به اشخاصی که در میدان هستند، چه میدان های جنگ، چه میدان های مبارزه با فساد و چه میدان های بازسازی کشور، در خارج آنها نشسته اند و قلم ها را در دست گرفته اند و اشکال می کنند و کارشکنی می کنند. من می خواهم به قشر روحانیون یک کلمه عرض بکنم که قضیه قضاوت محول به آنها به حسب شرع هست. من به آن آقایانی که نشسته اند و به قضاوتی که در ایران می شود اشکال می کنند، یک عرض دارم و یک عرض هم به قضاتی که در سرتاسر کشور، هر جا هستند، عرض من به قضات این است که کوشش کنند، توجه کنند به اینکه اگر با کوشش آنها مسأله قضاوت حل

صحیفه نور جلد 14 صفحه 216

نشود، تا آخر قضیه قضاوت به زمین خواهد ماند، کوشش کنند که اولا علما و اشخاص دانشمند را معرفی کنند و ثانیاً آنها که متصدی امور قضائی هستند توجه کنند به اینکه مسأله بسیار مشکل مهمی و پر مسؤولیتی بر عهده آنهاست، حتی مسؤولیت قضیه قضا از همه مسؤولیت هائی که در یک کشور هست بالاتر است برای اینکه قاضیان متصدی اموری هستند که جان مردم، مال مردم، نوامیس مردم در گرو کارهای آنها و قضاوت آنهاست (والقاضی علی شفیر جهنم) باید توجه کنند که خدای نخواسته جانی به واسطه فتوای آنها و یا قضاوت آنها بدون مجوز شرعی از بین نرود، مالی از بین نرود، حیثیتی، آبروئی از بین نرود که بسیار اهمیت دارد این مطلب و امروز اهمیتش بیشتر از سابق است، سابق قضیه این نبود که اگر قاضی تخلف می کرد، اصل اسلام را مشوه کند، امروز قلم هائی هست که اگر چنانچه یک قاضی یا چند قاضی ولو اشتباهاً یک کاری انجام بدهد، یا خدای نخواسته عمداً انجام بدهد، این را پای روحانیت حساب می کنند و پای جمهوری اسلامی حساب می کنند و بالاخره پای اسلام حساب می کنند و لهذا قاضی امروز مسؤول حیثیت اسلام است، مسؤول حیثیت جمهوری اسلام است و مثل قضات در طول تاریخ نیست که فقط مسؤول باشد نسبت به آن قضاوتی که در مورد شخصی می کرد. امروز قضاوت علاوه بر آن بعدی که همیشه داشته است، یک بعد خاصی دارد و آن بعد خاص آن چیزی است که برمی خورد به حیثیت اسلام. اگر چند قاضی در چند محل اشتباه بکنند و یا بعضی از آنها مثلاً خدای نخواسته عمداً یک کاری را انجام بدهند، این اسباب این می شود که قلم هائی که می خواهند این جمهوری اسلامی را از بین ببرند، یکی را چند و چند را صدها جلوه می دهند و با قلم های خودشان به اصل جمهوری اسلامی و به اسلام حمله می کنند. بنابراین اگر سابق شغل قضا یک شغل در عین حال بسیار مهم و پرمسؤولیتی بود، امروز مسؤولیت او بسیار زیادتر است، باید بگوئیم صد چندان است. این یک عرضی است که به متصدیان قضا، چه در حال و چه بعدها که تصدی می کنند، عرضی بود که کردم و یک عرضی هم به اینهائی که کنار نشسته اند، توی حجره ها نشسته اند، توی خانه ها نشسته اند و وارد صحنه ها نیستند، لکن اشکال می کنند، یک عرضی به علمائی است که در این مسائل اشکال می کنند، مصاحبه می کنند، چیز می نویسند. اشکال امر آسانی است، انسان می تواند یک جائی بنشیند و فکر خودش را جمع بکند و اشکال بکند، آنچه مشکل است حل اشکال است. ما امروز چند هزار قاضی در این کشور لازم داریم، قاضی ای که قاضی شرع باشد. این آقایان باید یکی از چند امر را قبول بکنند یا قبول بکنند که اصل قضا را در این جمهوری اسلامی حذف بکنند، اصلا قضاوت هیچ نباشد، هرج و مرج باشد، هر کس مال هر کس را برد و ناموس هر کس را تجاوز کرد و هر کس را کشت، یک محل رسیدگی نباشد، این یک فرض است. فرض دوم اینکه نه، باشد اما مثل سابق باشد، مثل زمان رژیم پهلوی باشد، یعنی قاضی لازم نیست مسلمان باشد. از قراری که به من گفتند در این قاضی کمونیست هم بوده ، در این قاضی ها مبتلای به مشروبات هم بوده، این علمای اعلام یا این را قبول کنند که نه، لازم نیست که قاضی معمم و ملا باشد و اهل علم باشد، به همان ترتیب سابق باشد و قضاوت به دست همان اشخاصی که سابق بودند باشد، این هم یک فرض است. فرض دیگر این است

صحیفه نور جلد 14 صفحه 217

که نه، باید قاضی به دست همین طبقه ای که شرع معین کرده است باشد. آقایان می دانند که حوزه های علمیه در ایران و در خارج از باب اینکه قضاوت از آنها بکلی سلب شده بود، مهیا نبودند برای اینکه قاضی تربیت کنند. و ما امروز چند هزار قاضی لازم داریم و کمبود داریم. آقایان به جای اینکه بنشینند و بگویند بچه طلبه ها دارند قضاوت می کنند، خودشان هم بیایند قضاوت کنند، کی جلویشان را می گیرد؟ معرفی کنند هر عالمی در هر آستانی که هست، علمائی که لایقند برای قضاوت و حاضرند برای قضاوت، معرفی کنند، و شورای قضا قبول می کند. آن آقائی که می فرماید که این قضاوت، قضاوت شرعی نیست، خوب، ایشان خودشان بیایند در رأس قضاوت قرار بگیرند و در هر جائی که هستند معرفی کنند اشخاصی را که لیاقت برای قضاوت دارند، تا آنها را قاضی قرار بدهند تا وقتی که وارد در عمل شدند بفهمند که مسأله، مسأله آسانی نیست، مسأله این است که حالا از صفر شروع شده است و اگر کمک کنند همه علمای بلاد و آنهائی که دلسوزند برای اسلام و در امر قضاوت می بینند که یک اشخاص غیرلایق هستند، آنها بیایند خودشان متکفل قضابشوند یا معرفی کنند اشخاص لایقی که می توانند قضاوت کنند، هر کس در هر جا هست پیدا کند قاضی های شرعی اسلامی را و معرفی کند. بهتر نیست اینکه همه آقایان کمک کنند تا اینکه قضاوت به آنطوری که در اسلام است، درست بشود؟ این بهتر از این نیست که بنشینند و بگویند که بچه طلبه ها دارند قضاوت می کنند؟ خیر، بچه طلبه ها نیستند، لکن قضاوت کار آسانی نیست، تازه کارند. البته قضاوت به آن ترتیبی که در شرع مقرر شده و با آن شرایط، به این آسانی نمی شود او را پیدا کرد و قاضی پیدا کرد، لکن بهتر نیست که آقایان برای اینکه تا یک حدی این قضاوت به صورت واقعی شرعی درآید کمک کنند، نه اشکال کنند؟ اشکال را همه می توانند بکنند، اما کمک بکنند. این علمای بلاد، اینهائی که برای اسلام دلسوز هستند اینها بنشینند و پیدا کنند افراد را، تربیت کنند افراد را، همانطوری که در قم الان مشغولند برای پیدا کردن قاضی و تربیت کردن قاضی، آقایانی هم که در بلاد دیگر هستند و خارج هستند از صحنه و نمی توانند که مسأله چه مسأله مشکلی است، کمک کنند بر این مشروع و بر این امر شرعی، کمک کردن به امر شرعی تکلیف آقایان است یا فحاشی تکلیف آقایان است؟ کمک کردن به اینکه قضاوت به طور شرعی انجام بگیرد، یک تکلیف شرعی است یا اینکه به باد فحش گرفتن قضاوت را و جمهوری اسلامی؟ این امری است که من به علمای علام بلاد عرض می کنم که هر جا هستند و در هر ناحیه ای که هستند کمک کنند به این جمهوری نو پای اسلامی، با هم همکاری کنند، اگر قاضی های خوبی را در هر آستانی پیدا کردند و معرفی کردند و شورای قضائی قبول نکرد، آنوقت حق این دارند که شما قاضی خوب را قبول نکردید و قاضی بد به جای او گذاشتید. بهتر این است که آقایان کسانی که اشکال دارند بنشینند و رفع اشکال بکنند.
 

ما چطور با کسانی که قیام مسلحانه بر ضد اسلام می کنند، می توانیم تفاهم بکنیم؟

و آنهائی که به حکومت اشکال دارند و اصلا در مقابل جمهوری اسلامی ایستاده اند و حکومت

صحیفه نور جلد 14 صفحه 218

این جمهوری را قبول ندارند، من به آنها هم عرض می کنم که شما سراغ دارید یک دولتی که اگر این دولت از بین برود به جای این دولت آن دولت بیاید، بعد از چند روز این مملکت یک گلستانی بشود؟ شما سراغ دارید یک جمعیتی را که بتوانند چند میلیون جمعیت آواره، یک مقدار آواره جنگی، یک مقدار آواره از عراق، یک مقدار آواره از افغانستان، شما سراغ دارید یک مبدائی را، که این دولت آن مبدأ را مخفی کرده است و اشخاصی هستند که اگر بیایند آن مبدأ را پیدا می کنند و همه اینها را اصلاح می کنند، آیا شما یک همچو حکومتی را سراغ دارید؟ آیا می دانید شما دارید چه می کنید؟ شما دارید کاری می کنید که اگر این حکومت از بین برود و اگر این جمهوری برود، به جای او امثال ازهاری خواهد آمد. آنها در خارج نشسته اند، در پاریس نشسته اند و نقشه می کشند برای اینکه بیایند و جای حکومت اسلامی را بگیرند و خودشان حکومت کنند. شما دارید یک اشخاصی را که اگر این حکومت از بین رفت آنها را بیاورید و فوراً به طور اعجاز همه کارها را انجام بدهید؟ شما دارید حکومتی را که در این حالی که ما در جنگ هستیم و در محاصره اقتصادی به حسب واقع هستیم ولو اینکه لفظاً گفته اند نه لکن عملاً هست و طلب های ما را خارجی ها می دهند، چیزهائی که ازشان خریده اند دولت، به آنها نمی دهد و همه جا مخالفت با این جمهوری اسلامی مشغول فعالیت هستند، شما یک حکومتی دارید که اگر این جمهوری اسلامی که همه جایش که می گویید خراب است، این خراب برداشته بشود، یک حکومت اسلامی زمان رسول الله جای او بنشیند؟ اگر سراغ دارید معرفی کنید، معرفی کنید که این افرادی هستند که اگر این حکومت از بین برود، تمام کارهائی را که حالا زمین مانده است یا اینکه نتوانسته است این دولت انجام بدهد، آنها انجام می دهند، آنها همه آواره ها را مسکن برایشان با یک روز یا ده روز یا یک ماه درست می کنند و همه چیزشان را اصلاح می کنند و جنگ را هم به پایان می رسانند و صلح ایجاد می کنند، به طوری که شرافتمندانه برای ایران باشد، و همه امور را اصلاح می کنند، فوراً کشاورزی را به راه می اندازند و بازرگانی را به راه می اندازند و دانشگاه ها را دانشگاه اسلامی می کنند و همه جا را سرتاسر ایران را گلستان می کنند. خوب، شماها اگر چنانچه سراغ دارید معرفی کنید. خوب، می خواهید که این از بین برود، به جای او حکومت سابق بیاید؟ اگر نمی توانید معرفی کنید و معرفی نکنید، معلوم می شود که شما با جمهوری اسلامی به نام اینکه اسلامی است مخالف هستید. این اسلامی نباشد هر چه می خواهد باشد، شما می خواهید این مطلب باشد که جمهوری اسلامی نباشد هر کس دیگر می خواهد باشد. آن که می گوید حالا از زمان شاه ملعون بدتر هست، می فهمد چه می گوید؟ می فهمد دارد چه ضرری به اسلام وارد می کند؟ می فهمد که در زمان شاه ملعون سابق، براین ملت، بر این بانوان ملت ما، بر این اشخاص ملت ما، بر این روحانیت چه گذشت و چه رنج ها بردند و یک کلمه نتوانستند حرف بزنند؟ آقایان می بینند که حالا شکایت ها زیاد است، پیشتر لابد شکایت نبوده است، پیشتر که مال مردم را به زور می گرفتند و جان مردم را آنطور تلف می کردند، لابد شکایت نبوده! شکایت بوده جرأت اظهار نبوده. اگر یک روز مردم آزادی امروز را داشتند، آنوقت می فهمید که شکایات در آن زمان چه بوده، روحانیون چه شکایت هائی داشتند، بازاری ها چه

صحیفه نور جلد 14 صفحه 219

شکایت هائی داشتند. امروز و آن روز فرقش این است که امروز مردم شکایت می کنند اگر یک چیزی واقع بشود، و شما شکایات را چند برابر جلوه می دهید، آن روز مردم خفقان داشتند، اختناق در کار بود، جرأت نفس کشیدن نداشتند، حکومت سابق نفس ها را قطع کرده بود و شما به آنجا رسیدید که صاف در مقابل حکومت می ایستید و می گوئید که این کار خطاست. شما جرأت می کردید که در حکومت سابق یک همچو کلمه ای یا یک همچو مقاله ای بنویسید؟ فرق ما بین حالا و آنجا این است که شمائی که قلم هایتان خداوند آن قلم ها را بشکند آنطور آزاد است که به همه چیزها و مقدسات اسلام می نویسید و پخش می کنید و جلوی شما گرفته می شود، با اینکه باید گرفته بشود. فرق حالا و سابق این است که در سابق شما تسلیم بودید، اگر هم در دلتان چیزی بود در زبانتان نمی شد اظهار کنید و امروز در زبان و قلم و قدم کارهائی می کنید و جلوه می دهید این جمهوری اسلامی را به اینکه این از زمان سابق بدتر است. به این نهضت خدا را تشکر کنید، خوب های این را ببینید، آن مقداری که در این دو سال خدمت شده است به این ضعفا، به این مستمندان و به این مستضعفین، آنها را نگاه بکنید، نه اینکه یک جائی یک فساد می شود، شما تمام مسائل که انجام گرفته است نادیده بگیرید، فقط آن را بگیرید، این انحراف است، این بی انصافی است این خلاف رضای خداست. چه کسانی که دارند شب و روز به این مملکت خدمت می کنند، لکن آنقدر فساد زیاد است و آنقدر خرابی زیاد است که نمی توانند به این زودی این کارها را انجام بدهند، و معذلک در این دو سال به قدر پنجاه سال سابق کار انجام داده اند. شما ناشکری نکنید، خدای تبارک و تعالی خدای نخواسته یک وقت به شما عنایتش را بر می دارد و گرفتار همان می شوید که در طول پنجاه سال گرفتار بودید و آنهائی که اینطور هم با قلم هایشان علاوه با تفنگهایشان هم با ما معارضه دارند، ما به آنها کراراً گفته ایم و حالا هم می گوئیم که ما، مادامی که شما تفنگ ها را در مقابل ملت کشیده اید، یعنی در مقابل اسلام با اسلحه قیام کرده اید، نمی توانیم صحبت کنیم و نمی توانیم مجلسی با هم داشته باشیم. شما اسلحه ها را زمین بگذارید و به دامن اسلام برگردید، اسلام شما را می پذیرد و اسلام هوادار همه شماها هست، فقط گفتن به اینکه ما حاضریم و در آن نوشته ای که نوشته اید، در عین حالی که اظهار مظلومیت های زیاد کرده اید، لکن باز ناشیگری کردید و ما را تهدید به قیام مسلحانه کردید، ما چطور با کسانی که قیام مسلحانه بر ضد اسلام می خواهند بکنند می توانیم تفاهم کنیم؟ شما این مطلب را، این رویه را ترک کنید و اسلحه ها را تسلیم کنید و اگر می گوئید ما به قانون در عین حالی که رأی نداده ایم، لکن سر به او می سپاریم و قبول داریم او را، با قانون شما عمل کنید و قیام بر ضد دولت که برخلاف قانون است و قیام مسلحانه که بر ضد قانون است و دارای اسلحه که بر ضد قوانین کشور است، به اینها عمل کنید، ما هم با شما بهتر از آنطوری که شما بخواهید عمل می کنیم. ما می خواهیم با آغوش باز همه گروه هائی که هستند، بپذیریم و همه منحرفین را میل داریم که به استقامت برگردند. اسلام برای همین آمده است، اسلام آمده است که راه مستقیم انسانیت را به مردم، به جهان ارائه بدهد و حتی الامکان هم خودش تعقیب کند برای برگرداندن منحرفین را به راه راست اسلامی. اسلام، بلکه تمام مکتب های توحیدی در طول تاریخ

صحیفه نور جلد 14 صفحه 220

برای اصلاح بشر آمده است. پیغمبر اکرم برای این مشرکینی که به جهنم خودشان را می فرستادند، برای اینها تأسف می خورد، غصه می خورد برای اینها. اسلام دین رحمت است، دین عدل است، دیانت قانون است، شما به قوانین اسلام سر بگذارید، گردن فرو بیاورید و کشور اسلامی ما همه شما را می پذیرد و من هم که یک طلبه هستم با شما حاضرم که در یک جلسه، نه در یک جلسه، در ده جلسه با شما بنشینم و صحبت کنم، لکن من چه بکنم که شما اسلحه را در دست گرفته اید و می خواهید ما را گول بزنید. برگردید و به دامن ملت بیائید و اسلحه ها را تحویل بدهید و اذعان کنید به اینکه ما خلاف کرده ایم، دعوی نکنید که ما در جبهه مشغول جنگ هستیم، دعوی این را نکنید که ما از اول تا حالا همیشه طرفدار از اسلام و یا طرفدار از مردم بودیم، این را دعوی نکنید برای اینکه پذیرفته از شما نیست و شما قبل از اینکه اینجا به این مطلب برسید، مشت خودتان را باز کرده اید. شما الان می بینید که بعضی احزابی که انحرافی هستند ما آنها را جزء مسلمین هم حساب نمی کنیم، معذلک چون بنای قیام مسلحانه ندارند و فقط صحبت های سیاسی دارند، هم آزادند و هم نشریه دارند به طور آزاد. پس بدانید که ما اینطور نیست که با احزاب دیگری، با گروه دیگری دشمنی داشته باشیم، ما البته میل داریم که همه گروه ها و همه احزاب به اسلام برگردند و راه مستقیم اسلام را پیش بگیرند و همه مسلم بشوند، بر فرض اینکه نشدند، مادامی که آنها با ما جنگی ندارند و با کشور اسلامی جنگی ندارند و در مقابل اسلام قیام مسلحانه نکرده اند، به طور آزاد دارند عمل می کنند و به طور آزاد حرف های خودشان را دارند می زنند، لکن شما بنای بر این مطلب ندارید و من اگر در هزار احتمال یک احتمال می دادم که شما دست بردارید از آن کارهائی که می خواهید انجام بدهید، حاضر بودم که با شما تفاهم کنم و من پیش شما بیایم، لازم هم نبود شما پیش من بیائید. و حالا هم به موجب احکام اسلام نصیحت به شما می کنم، شما در مقابل این سیل خروشان ملت نمی توانید کاری انجام بدهید. شما اگر یک وقت ملت قیام کند، مثل یک ذره ای در مقابل این سیل خروشان هستید، برگردید به دامن اسلام، بیائید آن چیزی را که دیگران می خواهند، به شما بدهند و وعده آن را به شما می دهند، در اسلام برای شما مهیاست، شما دست بردارید از قیام مسلحانه و آن چیزهائی که به غارت برده اید از بیت المال مسلمین برگردانید و با مسلمین دیگر با هم باشید. و شما معزز و محترم هستید، لکن مادامی که اسلحه در دست شماست و شما در همین نوشته اظهار مظلومیت و اظهار اینکه ما می خواهیم کارها درست بشود و تفاهم بشود، وقتی در همین جا تهدید به قیام می کنید ما نمی توانیم از شما اینطور مسائل را قبول کنیم، لکن بهتر است که شما با این جمهوری مخالفت نکنید. اگر شما واقعاً برای مردم و برای این ملت و برای این کارگرها و برای این دهقان ها دلسوز هستید، این را بدانید که اگر این جمهوری اسلامی خدای نخواسته شکست بخورد، شکست مستضعفین در سرتاسر جهان است.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:43 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

تلگرام امام خمینی به حجت الاسلام حقشناس

تاریخ: 1360/02/27

 

تلگرام امام خمینی به حجت الاسلام حقشناس

بسمه تعالی
جناب مستطاب حجت الاسلام آقای حقشناس دامت افاضاته
کسالت جنابعالی موجب تأثر است. از خداوند متعال سلامت جنابعالی را خواستارم که با عنایت خاصه به جنابعالی توفیق مرحمت فرماید که به خدمت های ارزنده خود ادامه داده و مردم محترم محل از وجود محترم جنابعالی استفاده نمایند.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:43 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با فرمانده نیروی دریائی و پرسنل ناوگان بندرعباس و اقشار مختلف مردم استان و جزایر استان هرمزگان

تاریخ: 1360/02/28

 

ولادت فرخنده علی ابن ابیطالب

بسم الله الرحمن الرحیم
من این روز مبارک را بر تمام مسلمین و بر ملت شریف ایران و به قوای مسلح جمهوری اسلامی و به عشایر نیرومند همه کشور و آن عشایری که از کهکیلویه و بویر احمد در اینجا حاضرند و به شما نیروی دریایی و به سایر آقایانی که از هرمزگان آمده اند و از جزیره های ثلاث، تبریک عرض می کنم. این روز، روزی است که علی ابن ابیطالب سلام الله علیه که باب وحی و امانتدار وحی بود متولد شد و این روزی است که قرآن کریم و سنت رسول اکرم به ولادت این مولود بزرگ مفسر پیدا کرد و پشتوانه وحی و پشتوانه اسلام بوجود این مبارک مولود قوی شد که اتمام بعثت به وجود این مولود بزرگ شد و باید بگوئیم فتح باب وحی و تفسیر وحی و ادامه وحی به وجود مقدس این سرور. و من این روز را که هم روز بعثت است و هم روز ولایت است و هم روز نبوت است و هم روز امامت است، به همه آقایان و همه ملت تبریک عرض می کنم.
 

آنچه که اولیاء خدا بدان توجه داشتند سلامت در دین و نفس بود

ما باید دنبال تعلیمات اسلام باشیم و کشور ما که به اسم اسلام و به اسم قرآن کریم و با اسم الله اکبر این جمهوری اسلامی را مستقر کرد، باید کوشش ما هر جا که هستیم و در هر یک از ارگان ها که هستیم و در هر جای ایران که هستیم این باشد که اسلام در آنجا پیاده شود و تحقق پیدا کند. ما اگر چنانچه اسلام را در این کشور متحقق کنیم و نیروهای مسلح ما، چه نیروی دریایی یا هوایی یا زمینی و چه پاسداران متعهد و چه سایر قشرهای ملت از نیروهای مسلح گرفته تا سایر قشرهای مردم، متعهد به اسلام باشیم و دنباله وحی و دنباله امام باشیم و دنباله آن بزرگواری که امروز روز اوست باشیم، خوفی از هیچ چیز نداریم. خوف از مرگ برای آن است که کسی مرگ را آخر زندگانی بداند و کسی می ترسد که با مرگ به نابودی برسد یا به مراحلی از جزا و عقاب برسد، لکن اگر ما با سلامت ایمان از این دنیا برویم، چه در جبهه های جنگ که جبهه شهادت است و چه در جبهه های پشت جنگ که آن هم جبهه جنگ و شهادت است، اگر ما نایل بشویم، به فوز شهادت، باکی از این نداریم که در این دریای

صحیفه نور جلد 14 صفحه 227

پرخروش عالم ما شکست بخوریم شکست صوری، یا پیروز بشویم پیروزی صوری، اگر ما در آن مرحله از سیر که داریم پیروز از کار درآئیم، مرگ ما پیروزی است و حیات ما نیز پیروزی است. کوشش کنید که در آن میدانی که میدان مبارزه بین الله و شیطان است، میدان مبارزه بین نفسانیت انسان و روح است، در آن میدان پیروز بشوید، که اگر این پیروزی به دست شما آمد از هیچ شکستی باک نداشته باشید که آنها شکست نیست. علی علیه السلام در وقتی که رسول اکرم، به حسب روایت، فرمود که تو شهید خواهی شد، به فکر این بود که آیا با سلامت دین یا نه، سؤال می کند که من دینم سالم است؟ می فرماید که بله. آن چیزی که اولیای خدا توجه به او داشتند سلامت در دین و سلامت نفس بود. حضرت علی ابن الحسین هم وقتی که پدر بزرگوارش فرمود که شهید خواهیم شد، عرض کرد مگر ما بحق نیستیم فرمود: (چرا، ما بحقیم) . بعد عرض کرد که ما از چه دیگر بترسیم، ما که از موت ترس دیگر نداریم.
 

توجه داشته باشید در سایر جاها که مجتمع هستید از تخلفات اسلامی پرهیز کنید

برادران من! کوشش کنید که در هر جا که هستید، هر شغلی که دارید، هر نظامی که هستید، با هر ایده ای که هستید شما توجه کنید که این راه اسلام را به آنطوری که خدای تبارک و تعالی امر فرموده است این راه طی کنید که با طی کردن این راه شما پیروزید. امروز شما ببینید که مواجه با چه اشخاص و جمعیت هستید، مواجه با آنها که نفاق دارند و با نفاق ادعای اسلام می کنند و آنوقت یک حبسی هائی که در جاهائی پیش دموکرات ها محبوس بودند بر خلاف همه مقررات انسانی، مقررات اسلامی با ادعای به اینکه مسلمان هستیم، آنها را بمباران می کنند و با آن طرز فجیع به شهادت می رسانند. اینها دلیل بر این است که شکست خورده اند و وازده اند در جمعیت عالم، چون شکست خورده اند با این دست و پا می خواهند یک صورتی برای خودشان درست کنند و آنوقت با آن وضع و با آن وضع جنون آمیز و حیوانی، جوان های عزیز ما را که گفته می شود قریب دویست نفر در آن محبس بودند به شهادت رساندند یا بسیاری را زخمی و بسیاری را شهید کردند. این وضعی است که ما مواجه با اینطور جنایتکاران هستیم، جنایتکارانی که الهام از جنایتکاران بزرگ می گیرند و با افراد ملت خودشان این نحو رفتار می کنند. شما برادران توجه داشته باشید که به راه اسلام بروید و تخلف نکنید و در همه جاها که هستید، در پادگان ها و در سایر جاها که مجتمع هستید، از تخلفات اسلامی پرهیز کنید و شما ببینید که آنهائی که با شما مقابل هستند وقتی که شکست می خورند آنطوری که گفته شده است در سنگرهای آنها آلات لهو و لعب و مشروبات پیدا می شود. شماها توجه کنید که شمایی که امروز لشکر اسلام هستید، ارتش اسلام هستید، پاسداران اسلام هستید، باید با آنهائی که پاسدار کفرند و نفاقند فرق داشته باشید. شما باید جاهایی که زندگی می کنید مسجد شما باشد، معبد شما باشد. شما در عبادت خدا هستید. شما در سنگرها که هستید عبادتگاه شماست سنگرها، برای اینکه شما دنبال اسلام هستید و دنبال امام مسلمین علی ابن ابیطالب سلام الله علیه.

صحیفه نور جلد 14 صفحه 228


من از همه قوای مسلح، چه نیروی دریائی که بسیاری شان در اینجا تشریف دارند و چه نیروی هوائی و چه نیروی زمینی و از پاسداران متعهد و از عشایر نیرومند و از جهاد و از همه نیروهایی که ملی هستند و از ملت جوشیده اند و از همه سازمان ها تشکر می کنم و خدای تبارک و تعالی پشتیبان همه شما هست و شما باید با همکاری هم، همفکری هم با توجه به اینکه نظام به طور صحیح ملحوظ بشود و مراتب ملحوظ باشد با هم به جنگ کفار می روید و انشاءالله پیروزی با شماست و خداوند شما را پیروز کند، هم در پیروزی با جنگ داخلی که جنگ نفس است و هم پیروزی در خارج که قوای کفر است و قوای نفاق. از خدای تبارک و تعالی سلامت و سعادت همه را خواستارم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:43 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پاسخ امام خمینی به تلگرام بنی صدر و تقدیر از فاتحان ارتفاعات الله اکبر

تاریخ: 1360/02/31

 

پاسخ امام خمینی به تلگرام بنی صدر و تقدیر از فاتحان ارتفاعات الله اکبر

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای رئیس جمهور
مراتب تقدیر اینجانب در تصرف ارتفاعات (الله اکبر) و به اسارت گرفتن شمار کثیری از دشمنان اسلام را به نیروهای مسلح و فرماندهان محترم آنان که با هماهنگی و انسجام پیروزمندانه بر قوای شیطانی غلبه کردند ابلاغ نمائید. مطمئن باشید و باشند که با حفظ وحدت و هماهنگی و اتکال به خداوند تعالی پیروزی نهائی از آن نیروهای اسلامی است. خداوند متعال پشت و پناهتان باشد.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:43 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای انجمن اسلامی و جهاد دانشگاهی دانشگاه علم و صنعت و سازمان پژوهش های علمی و صنعتی کشور

تاریخ: 1360/03/04

 

اسلام در رأس ادیانی است که از علم و تخصص تمجید کرده است

بسم الله الرحمن الرحیم
اشکال ما این است که مواجه هستیم با اشخاصی که بدون توجه به مشکلات و بدون توجه به خواست های ملت به مجرد اینکه گفته شود که فلان مرکز باید اسلامی باشد آنها می گویند یعنی تخصص نباشد. اینها می خواهند که به دنیا ارائه بدهند که اسلام با علم و تخصص مخالف است، در صورتی که آیات قرآن کریم آنقدر راجع به علم و راجع به دانش سفارش فرموده است که شاید در سایر کتب دیگر نباشد. اسلام با تخصص، با علم، کمال موافقت را دارد لکن تخصص و علمی که به خدمت ملت باشد، به خدمت مصالح مسلمین باشد. یک صحبت این است که ما متخصص نمی خواهیم، که این را به طور تبلیغات نسبت دهند به بعضی مثلاً مسلمین که وقتی می گویند باید در دانشگاه انقلاب فرهنگی بشود، باید دانشگاه ها اسلامی باشد، اینها از این فوراً منتقل می کنند مطلب را به اینکه دانشگاه ها دیگر طبیب لازم ندارد، متخصص طب نمی خواهد، متخصص صنعت های پیشرفته را می خواهد، فقط باید بروند آنجا و مسائل، احکام اسلامی را بگویند. این از شیطنت هائی است که شاید بعضی از افراد و گروه ها نسبت به اسلام و انجمن های اسلامی که گفته می شود و خصوص انقلاب فرهنگی اینطور تبلیغات می شود. اینها نمی دانند که مقصود ما که می گوئیم باید تمام گروه ها، تمام نهادها و بخصوص دانشگاه که مرکز علم است و مغز متفکر جامعه است، ما که می گوئیم باید اینها اسلامی باشد، نمی گوئیم که ما احتیاج به متخصص نداریم. تا آنجا اسلام کوشش دارد برای متخصص که در احکام عادی هم، در احکام شرعی هم متخصص تر را میزان قرار داده است، رأی متخصص تر را میزان قرار داده است. ما مسأله دیگر می گوئیم، درد ما یک درد دیگری است. درد این است که کشور ما را آنطور در این سنین زیادی که خارجی ها پا باز کردند به آن و خصوصاً در این 50 سال دوره سیاه پهلوی آنطور تبلیغات کرده بودند و کردند که آنها می خواهند در ذهن ملت ما و جوان های ما متمرکز کنند که ایران، اسلام از عهده اینکه یک علمی را، یک تخصصی را، یک صنعتی را ایجاد کند عاجز است، ما حتما باید یا دستمان را در همه چیزها به طرف شرق و کمونیست دراز کنیم یا دستمان را به طرف آمریکا و ممالک غربی سرمایه داری. آنطور تبلیغات کرده اند که می گویند باید ما تمام چیزها را از سر تا به پا باید ما غربی بشویم یا شرقی باشیم. من در ترکیه که بودم مجسمه آتاترک را که در بعضی

صحیفه نور جلد 14 صفحه 233

میدان ها گذاشته بودند و دستش را بلند کرده بود، گفتند که این دست را طرف غرب بلند کرده و می خواهد بگوید که ما باید هر چه داریم از غرب بیاید. در سایر ممالک اسلامی هم تبلیغات را طوری کرده بودند که ما در هر امری باید مستشار از غرب یا از شرق بیاوریم و اصلاً مغز ایرانی لایق این نیست که یک کار مثبتی بتواند انجام بدهد، حتی کشاورزی هم نمی تواند. این یک برنامه ای بوده است که ریخته شده بوده است و تبلیغاتی که در دنبال این برنامه به طور وسیع شده بود باور آورده بود ملت ما را، بسیاری از افراد ما را به اینکه ما هیچ نداریم و نمی توانیم هم داشته باشیم ما باید حتماً برویم یا به طرف غرب و در بلوک غربی واقع بشویم تا آنها به ما ترحم کنند و حاجت هائی که ما داریم آنها برآورده کنند و یا باید به طرف شرق کمونیست برویم تا آنها این عمل را انجام بدهند و الان هم مغزهائی هست که خود را مغز متفکر می دانند، باز باورشان نشده است که خود ما هم می توانیم آدم باشیم. آنکه ما اصرار داریم به اینکه دانشگاه که مغز متفکر یک ملت است باید از وابستگی های به شرق و غرب کنار برود و نمی شود که کنار برود الا اینکه فرم اسلامی را پیدا بکند، آن این نیست که دانشگاه ما نباید علم و صنعتی تحصیل کند بلکه باید فقط همین آداب صلوه را بجا بیاورد. این یک مغالطه ای است که تا صحبت دانشگاه اسلامی و اینکه باید انقلاب فرهنگی پیدا بشود، فریاد می زنند آنهائی که می خواهند ما را به طرف شرق و عمدتاً به طرف غرب بکشانند، این است که اینها با تخصص مخالفند، با علم مخالفند. خیر، ما با تخصص مخالف نیستیم، با علم مخالف نیستیم، با نوکری اجانب مخالفیم. ما می گوئیم که تخصصی که ما را به دامن آمریکا بکشد یا انگلستان، یا به دامن شوروی بکشد یا چین، این تخصص، تخصص مهلک است، نه تخصص سازنده. ما می خواهیم متخصصینی در دانشگاه تربیت بشوند که برای ملت خودشان باشند، نه برای کشاندن دانشگاه - را - به طرف شرق یا طرف غرب.
ما می خواهیم که تمام اداراتی که در این کشور هست و تمام جاهائی که صنعت می خواهند ایجاد کنند و می خواهند - به این مملکت - در صنعت بزرگ بشوند و در علم، ما می خواهیم این علم و صنعت و همه چیزها در خدمت ملت باشد، نه در خدمت اجانب. تخصصی که در خدمت اجانب است ضررش از همه چیزها بالاتر است. علمی که ما را بکشد به طرف آمریکا یا شوروی، آن علم، علم مضر است، آن علمی است که برای ملت ها هلاکت می آورد. اشخاصی که در دانشگاه سابق تربیت شدند الا قلیلی از آنها، اینها برای کشور ما اگر ضرر نداشتند، که داشتند، نفعی نداشتند. ما می خواهیم یک دانشگاهی داشته باشیم در خدمت خود ملت، در خدمت خود ایران، نه دانشگاهی داشته باشیم که در شعار این باشد که ما می خواهیم که ایران متمدن آباد داشته باشیم و رو به دروازه تمدن برویم و وقتی که واقعش را دیدیم و دیدید، از همه جهات وابسته بودیم. ما با دانشگاهی که ما را وابسته به خارج بکند، هر خارجی می خواهد باشد، ما با دانشگاه از اساس مخالفیم. ما دانشگاهی می خواهیم که ما را از وابستگی ها بیرون بیاورد ما را مستقل کند، تمام کشور ما را مستقل کند و از وابستگی ها خارج کند. ما متخصص می خواهیم و اسلام با تخصص موافق است و اسلام در رأس ادیانی است که از علم و تخصص تمجید کرده و مردم را دعوت کرده است، حتی دعوت کرده است که

صحیفه نور جلد 14 صفحه 234

هر جا یافتید علم را، حتی از هر کافری یافتید، آن را بگیرید، اما باید بگیرید و در خدمت اسلام و کشور باشد، نه علم را بگیرید و بر ضد کشور خودتان استعمال کنید. ما می خواهیم یک دانشگاهی داشته باشیم و یک کشوری داشته باشیم که این وابستگی مغزی ما را که مقدم بر همه وابستگی ها و خطرناکتر از همه وابستگی هاست نجات بدهد. ما اساتید دانشگاهی را می خواهیم که آن اساتید بتوانند مغزهای جوان های ما را مستقل بار بیاورند، غربی نباشند، شرقی نباشند، رو به غرب نایستند، آتاترک نباشند و تقی زاده هم نباشند. ما می خواهیم یک دانشگاهی داشته باشیم که بعد از چند سال دیگر تمام حوائج خودمان را، خودمان تحصیل کنیم. ما با تخصص هیچ مخالفتی نداریم و آن چیزی را که ما با آن مخالفیم وابستگی مغزهای جوان های ما به خارج، شرق و غرب است که دانشگاه های ما الا عده معدودی یا در صدد نبودند که این وابستگی را بردارند یا در صدد بودند که وابسته کنند این مغزها را به خارج. ما می خواهیم که اگر چنانچه مرضی پیدا کردیم اینطور نباشد که بگویند باید حتماً بروید به انگلستان، حتماً بروید به آمریکا، ما می خواهیم که همانطوری که یک آمریکائی اگر مریض شد به ایران نمی آید و یک انگلیسی اگر مریض شد به ایران نمی آید، یک ایرانی هم اگر مریض شد، جای دیگر نرود. ما یک همچو تخصصی می خواهیم که جوری بار بیاورد کشور را و جوان هائی که در رأس امور کشور هستند جوری بار بیاورد که اینها مغزهایشان وابسته نباشد و فکری جز اسلام و ایران در سرشان نباشد. ما با تخصص مخالف نیستیم، انجمن های اسلامی هم همین طور کدام انجمن اسلامی می تواند با تخصص مخالف باشد؟ کدام انجمن اسلامی می خواهد که تمام جوان های ما در رشته های مختلف متخصص باشند و خودکفا باشند؟ همه می خواهند، لکن دانشگاه های زمان سابق را دیدید که ما بعد از چندین سال، سال های طولانی که دانشگاه داشتیم، آنوقت یک کسی که به عنوان رئیس مملکت خودش را جا زده بود و آن شاه مخلوع بود، برای آپاندیس یکی از بستگان خودش از خارج آدم آورد و طبیب آورد که عمل کند، برای اینکه او در مغز پوکش می دانست این معنا را که جوری این ایران را وابسته کرده که خودشان از عهده این معنا بر نمی آیند و اگر برآیند هم باید کاری کرد که به همه ملت ها فهماند که ما هیچ نیستیم، ما حتی عمل آپاندیس هم بعد از مدت دانشگاه نمی توانیم انجام بدهیم. ما می خواهیم این فکر را از توی کله ها بیرون کنیم. انجمن اسلامی باید در صدد این معنا باشند که این فکر را از اذهان بیرون کنند و خودشان را بیابند بعد از اینکه در قرن تقریباً خودشان را گم کرده بودند. ما می خواهیم طوری باشد و افرادی تربیت بشود که کتاب قانون او در اروپا الان هم مورد استفاده است، نه اینکه کسی باشد که، اشخاصی باشند که الفبای مسائل اسلامی را نمی دانند و تا صحبت می شود می گویند اسلام نمی تواند. ما یک همچو دانشگاهی می خواهیم که با همطراز با حوزه های علمیه ای که وابستگی هیچ روز نداشته اند با خارج و اگر یک کس، یک نفر، دو نفر وابستگی داشتند، رسوا هستند. ما می خواهیم دانشگاهی باشد که همفکر باشد با دانشگاه های علمیه قدیمی که آنها هیچ روز وابسته به خارج نبودند و اگر فردی یا افرادی از آنها منحرف بودند، در بین آنها رسوا بودند. ما می خواهیم یک همچو مطلبی تحقق پیدا بکند.

صحیفه نور جلد 14 صفحه 235


و البته باید راجع به انجمن های اسلامی هم من یک تذکری که دائماً داده ام و لازم است باز هم بدهم این است که چشم و گوش خودتان را باز کنید که در انجمن های اسلامی هم ممکن است که از این غربزده ها و شرق زده ها وارد بشوند و به شما بگویند، اینطور ارائه بدهند که ما صد در صد اسلامی هستیم و شرقی و غربی نیستیم، در صورتی که شرقی باشند یا غربی باشند. باید شما توجه بکنید که انجمن های اسلامی طوری باشند، اشخاصی باشند که آزمایش شده باشند، سوابق آنها معلوم باشد، کارهائی که قبل از انقلاب می کردند معلوم باشد، کارهائی که بعد از انقلاب کرده اند معلوم باشد که خدای نخواسته در انجمن های اسلامی یک وقت یک وضعی پیش نیاید که توجه شما سلب بشود از واقعیت و یک وقت ببینید که انجمن اسلامی هم گرایش پیدا کرده است به شرق یا گرایش پیدا کرده است به غرب - این - در همه انجمن های اسلامی این سفارش را من کرده ام مکرر و در انجمن های اسلامی علم و صنعت، در انجمن های اسلامی دانشگاه ها اهمیتش از همه جا بیشتر است و باید این معنا با تمام قدرت، با تمام توجه و با تمام بررسی این معنا را شما پیگیر باشید که در انجمن های اسلامی شما اشخاص منحرف نباشد و امروز بدانید که چون می توانند به اسم غیر اسلام یک مسأله ای را عنوان کنند، با اسم اسلام درست می کنند. همان منحرفین هم با اسم اسلام می خواهند مسائل خودشان را پخش کنند، همان اشخاصی هم که اسلام را سد راه خودشان می دانند و با اسلام صد در صد مخالف هستند، آنها هم با اسم اسلام وارد میدان می شوند نه اینکه وارد بشوند و بگویند ما مسلمان نیستیم، نه آنها خطر آنها خیلی زیاد نیست. خطر آنهائی که با اسم اسلام در ادارات، در دانشگاه، در سایر ارگان های دیگر با اسم اسلام وارد می شوند و به اسلام اعتقاد ندارند، بیشتر از خطر آنهائی است که اسلام را می گویند ما قبول نداریم و چهره شان واضح است، مردم از آنها احتراز می کنند و آنها نمی توانند یک خطر مهمی داشته باشند. باید انجمن های اسلامی و خصوصاً انجمن های اسلامی دانشگاه ها توجه به این معنا را داشته باشند.
و باید اشخاصی که مأمور انقلاب فرهنگی هستند باید در کار خودشان دقیق باشند و کوشا باشند که اشخاصی متعهد را پیدا بکنند و با مشورت آنها زودتر کارها را انجام بدهند که انشاءالله به تدریج، به عده، به تدریج این دانشگاه باز بشود و دانشگاهی باشد که برای خود ما باشد، نه دانشگاهی که ما را گرایش بدهد به خارج، چه در طرف چپ یا در طرف راست و من امیدوارم که این آقایانی که مأمور این معنا هستند که انقلاب فرهنگی بکنند، کمک بشوند از اشخاصی که توجه به مسائل دارند و از اشخاصی که به اسلام و به کشور خودشان عقیده دارند و گرایش غربی و شرقی ندارند، به اینها کمک کنند. آنها هم همانطوری که قبلا به آنها تذکر داده ام دعوت کنند از اینها که انشاءالله به زودی این مطلب حاصل بشود و ما یک دانشگاه اسلامی که در فکر این باشد که این ملت را از این واکنش هائی که تاکنون پیدا کرده است نجات بدهند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:43 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از روحانیون اهل سنت کردستان

تاریخ: 1360/03/09

 

هر کس ایجاد اختلاف کند بدانید که از خارج الهام گرفته است

بسم الله الرحمن الرحیم
توجه دارید که این طرح در طائف ریخته شد. بحمدالله شما توجه دارید، آنهائی که می خواهند بین اهل سنت و اهل تشیع فاصله ایجاد کنند نه سنی هستند و نه شیعه، آنها اصلاً به اسلام کاری ندارد والا کسی که به اسلام اعتقاد داشته باشد در زمانی که ما باید با وحدت مسلمین پیروز بشویم، به اختلافات و مسائل اختلافی دامن نمی زند. اینها نیست جز اینکه قدرت های بزرگ فهمیده اند آن چیزی که آنان را عقب زده است اسلام و وحدت مسلمین و برادری بین همه امت اسلامی است از این جهت شروع کرده اند اختلاف ایجاد کنند. شماها بحمدالله خودتان بیدار هستید و ملت را در آنجا بیدار کنید و به همه آنها سفارش کنید که ما با هم برادر بوده و هستیم و خواهیم بود، مصلحت ما مصلحت شماست. ما همه باید اسلام و قرآن را حفظ کنیم. شما به آنان بگوئید که هر گونه اختلاف به ضرر اسلام و به نفع دشمن، به نفع امریکا و شوروی است.
من از همه توقع دارم که به حرف مفسدین گوش نکنند و هر کس ایجاد اختلاف کند بدانید که از خارج الهام گرفته است و مقصودش از بین بردن اسلام است تا باز مثل سابق شود که در تحت سلطه اجانب باشیم. از خدای تبارک و تعالی سلامت و سعادت همه آقایان را خواهانم. موفق و موید باشید.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:43 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی به شرکت کنندگان در کنگره هزاره نهج البلاغه

تاریخ: 1360/02/27

 

پیام امام خمینی به شرکت کنندگان در کنگره هزاره نهج البلاغه

بسم الله الرحمن الرحیم
در کنگره هزاره نهج البلاغه از چه صحبت خواهد شد و از کی معرفی؟ دانشمندان بزرگ جهانی می خواهند مولا امیرالمومنین را معرفی کنند و به دیگران بشناسانند یا کتاب نهج البلاغه را؟ ما با کدام مؤونه و با چه سرمایه ای می خواهیم در این وادی وارد شویم؟ درباره شخصیت علی ابن ابیطالب، از حقیقت ناشناخته او صحبت کنیم، یا با شناخت محجوب و مهجور خود؟ اصلا علی (ع) یک بشر ملکی و دنیایی است که ملکیان از او سخن گویند یا یک موجود ملکوتی است که ملکوتیان او را اندازه گیری کنند؟ اهل عرفان درباره او جز با سطح عرفانی خود و فلاسفه و الهیون جز با علوم محدوده خود با چه ابزاری می خواهند به معرفی او بنشینند؟ تا چه حد او را شناخته اند تا ما مهجوران را آگاه کنند؟ دانشمندان و اهل فضیلت و عارفان و اهل فلسفه با همه فضائل و با همه دانش ارجمندشان، آنچه از آن جلوه تام حق دریافت کرده اند، در حجاب وجود خود و در آینه محدود نفسانیت خویش است و مولا غیر از آن است. پس اولی آن است که از این وادی بگذریم و بگوئیم علی ابن ابیطالب فقط بنده خدا بوده و این بزرگترین شاخصه اوست که می توان از آن یاد کرد، و پرورش یافته و تربیت شده پیامبر عظیم الشأن است و این از بزرگترین افتخارات اوست. کدام شخصیت می تواند ادعا کند که عبدالله است و از همه عبودیت ها بریده است، جز انبیاء عظام و اولیاء معظم که علی (ع) آن عبد وارسته از غیر و پیوسته به دوست که حجب نور و ظلمت را دریده و به تمدن و به معدن عظمت رسیده است، در صف مقدم است. و کدام شخصیت است که می تواند ادعا کند از خردسالی تا آخر عمر رسول اکرم در دامن و پناه و تحت تربیت وحی و حامل آن بوده است جز علی ابن ابیطالب که وحی و تربیت صاحب وحی در اعماق روح و جان او ریشه دوانده. پس او بحق عبدالله است و پرورش یافته عبدالله اعظم. و اما کتاب نهج البلاغه که نازله روح او، برای تعلیم و تربیت ما خفتگان در بستر منیت و در حجاب خودخواهی خود، معجونی است برای شفا و مرهمی است برای دردهای فردی و اجتماعی و مجموعه ای است دارای ابعادی به اندازه یک انسان و یک جامعه بزرگ انسانی از زمان صدور آن تا هر چه تاریخ به پیش رود و هر چه جامعه ها بوجود آید و دولت ها و ملت ها متحقق شوند و هر قدر متفکران و فیلسوفان و محققان بیایند و در آن غور کنند و غرق شوند. هان! فیلسوفان و حکمت اندوزان، بیایند و در جملات خطبه اول این کتاب الهی به تحقیق بنشینند و افکار بلند پایه خود

صحیفه نور جلد 14 صفحه 225

را به کار گیرند و با کمک اصحاب معرفت و ارباب عرفان این یک جمله کوتاه را به تفسیر بپردازند و بخواهند بحق وجدان خود را برای درک واقعی آن ارضاء کنند به شرط آنکه بیاناتی که در این میدان تاخت و تاز شده است آنان را فریب ندهد و وجدان خود را بدون فهم درست بازی ندهند و نگویند و بگذرند، تا میدان دید فرزند وحی را دریافته و به قصور خود و دیگران اعتراف کنند و این است آن جمله:
(مع کل شی لا بمقارنه و غیر کل شی لا بمزایله) 
و این جمله و نظیر آن که در کلمات اهل بیت وحی آمده است، بیان و تفسیر کلام الله است که در سوره حدید است و برای متفکران آخر زمان آمده است (و هو معکم اینما کنتم) اینک امید آن است که شما دانشمندان و متفکران متعهد که در کنگره ارجمند هزاره نهج البلاغه گرد هم آمدید، ابعاد عرفانی و فلسفی و اخلاقی و تربیتی و اجتماعی و نظامی و فرهنگی و دیگر بعدها را به مقدار میسور بیان فرمائید و این کتاب بزرگ را به جوامع بشری معرفی نموده و عرضه دارید که این متاعی است که مشتری آن انسان ها و مغزهای نورانی است. صلوات و سلام بی پایان به رسول اعظم که چنین موجود الهی را در پناه خود تربیت فرمود و به کمال لایق انسانیت رسانید. و سلام و دورد بر مولای ما که نمونه انسان و قرآن ناطق است و تا ابد نام بزرگ او باقی است و خود الگوی انسانیت و مظهر اسم اعظم است. و سلام و درود بر شما دانشمندان که با زحمت پر ارج و سودمند خود راه رسیدن به اهداف عالی این کتاب مقدس را باز می نمائید.
والسلام علی عبادالصالحین
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:43 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای هیأت تحریریه و کارکنان نشریه عروة الوثقی (نشریه دانش آموزان و جوانان حزب جمهوری اسلامی)

تاریخ: 1360/03/11

 

باید مطالب نشریات رو به انتقاد سالم و مصلحت اندیشی و هدایت باشد

بسم الله الرحمن الرحیم
در باب نشریات، خودتان می دانید که نقش نشریات در هر کشوری از همه چیزها بالاتر است. روزنامه ها و مجلات می توانند که یک کشوری را رشد بدهند و هدایت بدهند به راهی که صلاح کشور است و می توانند که بعکس عمل بکنند. مع الاسف در ایران، در آن زمانی بی استثناء نشریات و نوشته ها غیراسلامی بود و آنان برای برنامه ای که انحراف جوانان بود، به هر راهی تمسک کردند، از جمله به نشریات. مجلات آن روز، جوانان را به فساد می کشاند و پس از آنکه آنها رفتند و نشریات این طرف شروع شد، بسیاریشان انحرافات آنطوری اگر نداشتند، لیکن انحرافات جور دیگری داشتند، یعنی اگر دیدند که می شود مجلات را با آن روش سابق انتشار دهند، مقالاتی جانشین آنها کردند که در راهی است که راه قدرت های بزرگ است.
ابتدای انقلاب که درها به روی همه اشرار باز بود، آنها از آزادی سوءاستفاده کرده، شروع کردند به کارهائی که شما خودتان بهتر می دانید. یک وقت متوجه شدند به اینکه مجلات یک بابی هستند که باب تاخت و تاز به یکدیگر و این به او اشکال کردن، نه اشکال سالم بلکه انتقام. و این برای کشوری که می خواهد جمهوری اسلامی داشته باشد، مقتضی نبوده و نیست و مجلات و روزنامه ها باید در محیطی اسلامی و با جهت اسلامی باشند.
باید مطالب نشریات رو به انتقاد سالم و مصلحت اندیشی و هدایت باشد. گاهی ممکن است یک انتقادی از باب اینکه با سلامت نفس نوشته نشده است، انتقاد باعث بدتر شدن وضع شده باشد. انتقادی وضع را آرامش می دهد که از روی مصالح باشد و نویسنده توجه به این داشته باشد که مسؤولیت الهی دارد و پیش خدا مسؤول است. کسی که قلم به دست می گیرد، بداند که مورد سؤال قرار می گیرد که اینکه نوشتی چه بود.
انسان از خودش همیشه غافل است، نمی تواند ادراک کند که چکاره است. ممکن است چهل پنجاه یکی سال فکر کند که برای خدا کار می کند و آن که به او القاء می کند شیطان باشد. مجله نوشتن مسؤولیتی بزرگ دارد هم پیش خدای تبارک و تعالی هم پیش مردم. ممکن است اینها مملکتی را به

صحیفه نور جلد 14 صفحه 249

تباهی بکشانند، اگر کوشش نکنند در اینکه اصلاح کنند و اگر آن که می نویسد از روی صلاحدید و مبانی غیر نفسانی و رسوا نکردن مسلمان و اینطور مسائل باشد، مجله ها مفید خواهند بود و مردم رو به تباهی نمی روند.
 

باید نشریاتمان مفید باشد و اخلاق جامعه را اصلاح کند

من نمی رسم که همه مجلات را بخوانم اما گاهی می بینم که بعضی ها انحراف دارند. خود آنها که مدعی هستند که ما در راه اسلام قدم بر می داریم، باید بدانند که این قلم ها بسیاریشان با اسم اسلام است و نه برای اسلام. این عهد بزرگی است به دوش شما و مسئولیتی بزرگ است و بدانید که یک روز از باب این مسؤولیت، سؤال خواهد شد و آنوقت دیگر چیزی پنهان نخواهد ماند. دل شما بر علیه شما شهادت می دهد، دست شما بر علیه شما شهادت می دهد، خود اعضا بر ضد انسان اگر خلاف کرده باشد، شهادت می دهند، خصوصاً شما که نشریه ای برای جوان ها منتشر می کنید باید بدانید که اگر دو هزار مجله چاپ کنید، لااقل پنج هزار نفر این مجله را می خوانند و یک عده کثیری هم آن را مطالعه می کنند.
اگر تیراژ روزنامه ای دویست هزار باشد، پانصد هزار نفر آن را مطالعه می کنند و اگر انحراف باشد، پانصد هزار نفر را منحرف می کند و این مسؤولیت کوچکی نیست. این غیر از معصیتی است که در خانه است، آن هم معصیت است اما نه به بزرگی این. هر چه تیراژ شما بیشتر باشد، باید بیشتر توجه به اصلاح آن بکنید، آنها که می گویند تیراژ بیشتر، توجه مردم بیشتر است پس هر چه می خواهیم می نویسیم، اشتباه می کنند. آنها مسؤولیت بیشتر دارند. همانطوری که مردمی که در کوچه و محلات و کارخانه و صحرا مشغول فعالیتند، مردم سالمی هستند، نویسنده ها باید فکر کنند که این جمعیت این محیط را بوجود آورده و ما در پناه این جمعیت های میلیونی، منشور درست کرده ایم. در زمان سابق شما یک سطر نمی توانستید بیرون بدهید و اینکه حالا نشریه منتشر می کنید، از برکت این مردم است، پس شما و همه ما مرهون این جمعیت هستیم. آنها هم اسلام می خواهند و مملکتی را که قواعد اسلامی پیاده شود. باید مردم را به این راه دعوت کرده و منحرفین را به راه راست هدایت کرد. باید فساد آنها را به طور سالم با برهان از بین برد، نه با جنگ و جدال. نشریه بسیار خوب است و در صورتی که محتوای آن محتوای آموزنده باشد و دست اندرکاران آن متعهد باشند، این نشریه رأس همه امور می شود. انسان اگر انصاف داشته باشد، باید به خاطر مردمی که قلم ها را برای اینها آزاد گذاشته اند، از قلم و قدمش استفاده کند و دیانت هم اقتضای همین را می کند. ما باید نشریاتمان مفید باشد و اخلاق جامعه را اصلاح کنیم. در پنجاه سال اخیر زحماتی کشیده شد برای انحراف جوانان، آنهمه مراکز فساد و نشریات فاسد و آزاد گذاشتن منکرات و همه برای این بود که صدای ملت در نیاید، اما آنچه که کردند برایشان اثر نداشت. آنها که دیدند تبلیغاتشان آنگونه نبوده که اسلام را کنار بزند، حالا بیشتر درصدد هستند که اسلام را کنار بگذارند و سرانشان در خارج مشغول فساد هستند و قلم هایشان از

صحیفه نور جلد 14 صفحه 250

خارج مایه می گیرد. باید همه دست به دست هم بدهید و این مملکت را در دست بگیرید و به دامن آمریکا و شوروی ندهید که باز ما چند صد سال در دام آنها بیفتیم. و آنها که متصدی امور هستند و نویسنده ها، گوینده ها و روشنفکرها بیدار شوند و ببینند که چه بوده ایم، چه شده ایم و چه باید بشویم. باید همه دست به دست هم بدهیم و کار بکنیم.
خدا به شما توفیق بدهد تا آنچه را که به عنوان امانت به ما داده، صرف در راه او بکنیم. خداوند همه شما را موفق و مؤید بکند.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:43 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع کلیه نمایندگان مجلس شورای اسلامی

تاریخ: 1360/03/06

 

مجلس یک معلم باشد از برای همه کشور و مجلس های بعد و نسل های آینده

بسم الله الرحمن الرحیم
من یک کلمه راجع به مجلس و محیط مجلس عرضی دارم و یک کلمه هم راجع به کشور و کسانی که در این کشور مشغول به خدمت هستند. آنکه راجع به مجلس است، یک مقدار زیادش را دیشب از تلویزیون آقایان دیدند که من در سال قبل آن مسائل را گفتم و باید عرض کنم که مع الاسف آن که من می خواستم نشده است. من می خواستم که این مجلس یک معلم باشد از برای همه کشور و برای مجلس های بعد و نسل های آینده که کیفیت مشاوره وکلا باید این نحو باشد، نه آن نحوی که در مجالس سابق و خصوصاً این مجالس آخر پنجاه ساله، آنطور نباشد و آقایان در یک محیط آرام مسائلی که دارند با آرامش بیان کنند، اختلافاتی که در دیدها دارند، در سلیقه ها دارند اینها را با یک آرامش خاطر بیان کنند و حل و فصل کنند و راجع به مسائل کشور هم که در آنجا می آید باز هم با یک محیط آرام، که در محیط آرام است که عقل ها می توانند کار بکنند. آن روزی که غضب توی کار آمد عقل کنار می رود. قوه غضبیه هر وقت به راه افتاد، عاقله را کنار می زند و به روی بی عقلی صحبت می کند. قاضی اگر چنانچه در حال غضب باشد، نباید حکم بدهد برای اینکه حکم در حال غضب حکمی است که از منشاء عقلی و شرعی صادر نمی شود. شما مسائلی که دارید فرض کنید که یک نفر می رود و مسائل خودش را می گوید، انتقاد هم دارد، انتقادات آزاد است به اندازه ای که نخواهند یک کسی را خفیف کنند یا یک گروهی را خفیف کنند و از صحنه خارج کنند. انتقاد برای ساختن، برای اصلاح امور، این لازم است، هر مجلس باید این انتقادات را داشته باشد لکن اگر این انتقادات، آن که انتقاد می کند با آرامش خاطر و با نظر صحیح انتقاد بکند، آن که جواب می دهد آن هم اگر با نظر صحیح و بدون اینکه غضب در آن راه داشته باشد جواب بدهد، آنوقت منطق در مقابل منطق است و اگر چنانچه با هیاهو و جار و جنجال بخواهید شما یک مسأله را حل بکنید و هر کسی در نظر داشته باشد که طرف مقابل خودش را مثل یک دشمن بکوبد، عقل ها کنار می رود و قوه غضبیه که بدترین قوه هاست اگر مهار نشود، آنها در کار می افتند و مسائل را علاوه بر اینکه حل نمی کنند مشکل تر می کنند.

صحیفه نور جلد 14 صفحه 236

 

حق هر جا که هست باید دنبالش رفت

سه جور نظر انسان ناچار دارد؛ یک نظری که نظر بیطرف است، این یک نظر است، یکی هم نظر طرفداری از یک روش، از یک جریان، یک نظری هم مخالف با یک روش و یک جریان، نظر بیطرف و نظر طرفداری از یک مسأله و نظر طرفداری از یک مسأله دیگر. نظری که نظر حب باشد به یک جریانی یا بغض باشد به یک جریانی، این نظر نمی تواند یک نظر سالم باشد (حب الشی ء یعمی و یصم) بغض هم همین طور است نور عقل را خاموش می کند. حب مفرط به یک روشی اسباب این می شود که خود آن کسی که حب دارد توجهی به این ندارد که از مبداء حب دارد این مطلب صادر می شود و این مطلب حق نیست، مطلبی است که از راه حب است و باید، خواه یا ناخواه این نظر، نظر صائب نیست. و انسان خودش را نمی تواند بشناسد به این زودی ها، انسان تا آخر عمرش، تا آنوقتی که از این دنیا خارج می شود گرفتار یک مسائلی در باطن خودش هست که خودش هم نمی تواند بفهمد و باید عرضه کند خودش را انسان به کسانی که بی نظر هستند. اگر نظر از راه حب شد، همیشه دنبال این می رود که آن مطلبی را که مربوط به آن روشی است که این دوست دارد آن روش را، آن مطلب را، به هر عنوانی که هست ثابت کند ولو اینکه این عنوانی که هست عنوان خلاف باشد، خلاف اخلاق باشد، خلاف منطق باشد. آنی هم که بغض به یک روشی دارد آن هم نظرش نظر سالم نیست، آن هم دنبال این است که آن طرفی که مورد بغض اوست و آن روشی را که می پسندد با هر توجیهی که باشد آن را تصحیح کند و لهذا می بینید که یک مطلب، یک امر از یکی صادر می شود و همین امر با یک وقت و یک محیط، یک مطلب از یک کسی صادر می شود، یک عمل از یکی صادر می شود، این دو طایفه ای که یکی شان این را خوب می دانند و دوست می دارند و یک طایفه این را بد می دانند و دشمن می دانند، آن مطلب واحدی که زمانش واحد و همه جهات واحد است وقتی که پیش آنها می رود که مورد محبت هست آن آدم، تمام مطالب او را ولو مخالف با عقل باشد، ولو مخالف با منطق باشد می پذیرند و تأیید می کنند و شروع می کنند به اینکه خیر، مطلب همین است و آن دسته ای که با این خوب نیستند اگر یک مطلب خوبی هم این بگوید، آنها دنبال این هستند که نه، این حرف صحیح نیست. این دو نظر را انسان مبتلا به آن هست. نظر بیطرف بسیار کم است یعنی نظر بیطرف باشد، خود آدم هیچ وقت می تواند بیطرف بیطرف باشد، لکن در نظر دادن حق را ببیند، حق تحت تأثیر حق واقع بشود، این حق اگر چنانچه از دشمن من هم صادر شد، من او را تمجید کنم به عنوان اینکه حق است و باطل اگر از دوست من هم صادر شد، آن را تکذیب کنم به عنوان اینکه باطل است ولو در باطن فرض کنید یکی یک روشی را دوست دارد و یکی روش دیگر را، لکن در مقام نظر دادن، در مقام مصلحت اندیشی برای کشور یا برای اشخاص آن نظر حب و بغض خودش را کنار بگذارد برود دنبال حق و باطل. حق هر جا که هست باید دنبالش رفت و او را با آغوش باز پذیرفت ولو برخلاف نظر خود من هست و باطل را هر چه هست و از هر کسی صادر بشود باید نپذیرفت به عنوان اینکه باطل است. اشخاص و گروه و اینها را باید کنار گذاشت و حق و باطل را ملاحظه کرد. آنوقت هم برای اثبات حق و ابطال باطل اگر - گرفتار -

صحیفه نور جلد 14 صفحه 238

انسان گرفتار بشود به عصبانیت و - عرض می کنم - غیض و غضب کردن، نه می تواند حق را به دست بیاورد و نه می تواند باطل را ردش کند. مهم در همه افراد و خصوصاً شما آقایان که در مجلس هستید و مجلس مبداء همه چیزهایی است که در کشور واقع می شود مهم این است که در مقام بیان مسائل ورود مسائل، انتقاد و تکذیب به آنجا نرسد که از قوه عقلیه کنار و با قوه غضبیه انسان وارد میدان بشود. اگر یک کسی هم فرض کنید یک از زبانش یک مطلبی بر خلاف شما صادر شد اگر شما بروید و مطلب را منطقی صحبت کنید، با داد و فریاد و خدای نخواسته حرف زشت زدن کار درست نمی شود جز اینکه اگر خدای نخواسته این امور تکرار بشود در مجلس، کم کم، هیچ امر فاسدی یکدفعه سراغ آدم نمی آید، شیطان باطنی انسان بسیار استاد است و او این همچو نیست که ابتدا انسان را به فساد بکشد، ابتدا قدم کوچکی را وا می دارد که انسان بردارد، این قدم که برداشت فردایش یک قدم یک قدری بلندتری، انسان را یواش یواش به فساد می کشد.
 

شیطان باطنی با کمال استادی انسان را به تباهی می کشد

سؤال: این تظاهرات و اعتصابات و پیاده روی های اعتراض آمیز که در ایران انجام می شود، در جهت خدمت به چه اهدافی است؟
جواب: باید از فریادهائی که مردم می کشند، اهدافشان را به دست آورد. همه فریاد می زنند که (آزادی، استقلال، حکومت اسلامی، مرگ بر سلطنت پهلوی) و.... اینها اهداف آنان است.
سؤال: آیا هیچ شانس مصالحه ای را حضرت آیت الله با شاه امکان پذیر می دانند؟
جواب: خیر، شاه دیگر قابلیت مصالحه ندارد و جز این که برود هیچ چاره ای نیست.
سؤال: بعضی از دول غربی ادعا می کنند که شاه بایستی بماند برای اینکه مخالفین، برنامه مشخصی که بتواند مملکت را اداره کند، ندارند، نظر حضرتعالی چیست؟
جواب: اینها تبلیغات طرفداران شاه است که می خواهند مملکت در این هرج و مرجی که هست باقی باشد و شاه یک حکومت استبدادی غیر قانونی بر مردم بکند. ایران رجال برجسته و کارشناس های متعهد و مسؤول دارد که اداره مملکت را به عهده می گیرند، ولی این اداره ای که شاه می کند که تمامش مبنی بر خیانت و خسارت ملت می باشد، هیچ دردی را دوا نمی کند. اصولا شاه در این سی و چند سال چه دردی را دوا کرده است؟
سؤال: در صورت رفتن شاه، چه نقشی را حضرت آیت الله در حکومت آینده برای خود در نظر دارند؟
جواب: من برای خودم نقشی جز هدایت (ملت و حکومت) برنمی گیرم.

صحیفه نور جلد 3 صفحه 108


سؤال: نظر شما درباره این ترس و نگرانی در میان آمریکائی ها که اگر شاه برود یا خلع شود، جریان نفت به غرب قطع خواهد شد، چیست؟
جواب: این هم یکی از تبلیغات شاه و طرفداران اوست. ما با برقراری حکومت اسلامی، نمی خواهیم نفت را زیرزمین نگه داریم. برای اداره کشور، ما احتیاج به پول نفت داریم، به هر کس که بخرد، به طور عادلانه نفت را می فروشیم و درآمد حاصل از آن را آنطور که صلاح ملت باشد به کار می اندازیم، لکن به طرزی که شاه عمل می کند که خیانت است، ما نمی خواهیم عمل کنیم.
سؤال: حضرتعالی از نفوذ خارجیان در ایران شکایت کرده اید، ممکن است بفرمائید که اینها، (اجانب) چه کشورهائی هستند؟
جواب: در رأس آنها آمریکاست که نفوذ او در همه شؤون کشور معلوم است. ملت ایران به واسطه اعمال نفوذ آمریکاست که از حکومت و دولت آن تنفر دارد. دخالت آمریکا دیگر تقریباً بی واسطه است، من می ترسم که این دخالت ها منتهی به نگرانی ملت ایران از ملت آمریکا نیز بشود. باید ملت آمریکا دولت را وادار کند که در امور داخلی کشور ما دخالت نکند که موجب اینهمه نگرانی و ناآرامی شده است.
سؤال: آیا حضرتعالی نگران این نیستید که شورش های اخیر و معضلات ایران به استقرار یک حکومت کمونیستی منجر شود؟
جواب: هرگز، ایران همانطور که دیده می شود، تمام اقشار فریاد اسلام و حکومت اسلامی می زنند، کمونیست اگر هم باشد، عدد بسیار قلیلی است که امکان هیچ فعالیت مؤثری برای آنها نیست، ما از این جهت هیچ اضطرابی نداریم.
سؤال: اخیراً حضرتعالی با بعضی از رهبران دیگر مخالف شاه ملاقات هائی داشته اید، نظیر سنجابی، آیا آنها هم با برنامه های شما موافق هستند؟ و توافق هائی در این زمینه وجود دارد؟
جواب: آنها مطالبی را که ما گفتیم تصدیق کردند و با ما اظهار موافقت کردند. شخص ملی یا مذهبی در این مسائلی که ما طرح کردیم، تردید نخواهد کرد مگر آنکه از عمال شاه باشد.
سؤال: حضرت آیت الله پیش بینی می کنند که در ماه آینده چه حوادثی در ایران اتفاق می افتد؟

صحیفه نور جلد 3 صفحه 109



جواب: تا شاه در ایران است و ابرقدرت ها برای نگهداری او تلاش می کنند، آدم کشی ها و حوادث اخیر در ایران ادامه دارد، ولی اگر شاه برود و ملت قهرمان ایران خودش امور کشورش را به دست گیرد، آرامش به ایران باز خواهد گشت و حکومت اسلامی تشکیل می شود و ان شاءالله تمام امور به صلاح ملت جریان می یابد.
سؤال: آیا حضرت آیت الله قصد دارند به ایران باز گردند؟
جواب: الان معلوم نیست با این اوضاع آشفته که به دست شاه انجام می گیرد و اخیراً به اوج خود رسیده است، لازم باشد به ایران باز گردم. بودن من در خارج که بتوانم فریاد ایرانیان مظلوم را به همه عالم برسانم، بهتر است ولیکن هر موقع که صلاح ملت باشد به ایران بر می گردم.
سؤال: آیا حضرت آیت الله هیچ گونه نگرانی یا ترسی از امنیت شخصی خود دارند؟
جواب: اینها مهم نیست و اشکالی ندارد. اصولا اگر با کشتن من انقلاب به نتیجه کامل خود برسد، چرا به چنین امری راضی نباشم؟ خون من از خون سایر ایرانیان رنگین تر نیست. در هر صورت خداوند، عالم و حافظ است.
 

منظره مجلس یک منظره صالح باشد

محیط مجلس امیدوارم که از این به بعد یک قدری توجه بکنند که این محیط مجلسی که نمایش داده می شود در همه کشور و بعضی جاهای دیگر هم، یک طوری نباشد که وقتی این محیط در منظره مردم واقع شد، مردم از اینکه این وکیل را انتخاب کردند پشیمان بشوند، یک طوری نباشد که از آن راهی که همه مردم دنبال آن راه هستند کنار برود. مجلس باید محیطی باشد که با کمال تفاهم و خیرخواهی برای ملت و کشور مسائل را پیش بیاورند. انتقاد می کنند، انتقاد خیرخواهانه باشد، جواب انتقاد می دهند آن هم خیرخواهانه باشد و منظره مجلس یک منظره صالح باشد که مردم وقتی که این منظره را دیدند بگویند چه کار خوبی کردیم که یک همچو اشخاص صحیح را در مجلس بردیم و یک وقت خدای نخواسته طوری نباشد که مردم پشیمان بشوند از رأیی که داده اند.
 

این مجلس فراهم آمده از الله اکبرهای مردم است

و من تکرار می کنم مجلس بالاترین مقامی است در این مملکت. مجلس اگرداد و شورای نگهبان هم آن رأی را پذیرفت، هیچ کس حق ندارد یک کلمه راجع به این بگوید. من می گویم رأی خودش را نگوید، بگوید، رأی خودش را بگوید، اما اگر بخواهد فساد کند، به مردم بگوید که این شورای نگهبان کذا و این مجلس کذا، این فساد است و مفسد است یک همچو آدمی، تحت تعقیب مفسد فی الارض باید قرار بگیرد. این مجلس ماحصل خون یک جمعیتی است که وفادار به اسلام بودند و این مجلس عصاره زحمت های طاقت فرسای این ملت مسلمان بوده است. این مجلس فراهم آمده از الله اکبرهای مردم است. اگر بنا باشد که این مجلس که فراهم آمده است از الله اکبر مردم، قدمی برخلاف اسلام بگذارد، این مجلس مجلسی خواهد بود که برخلاف مسیر مسلمین عمل کرده است. با تمام قدرت بدون اینکه ملاحظه ای از احدی و از مقامی بشود، مجلس باید مسائل را طرح بکند و رد و بدل و انتقاد صحیح بدون جار و جنجال، بدون هیاهو مسائل را بگویند و کسی که مخالف است مخالفت خودش را بدون هیاهو بگوید، آن که موافق است موافقت خودش را بدون جار و جنجال بگوید و بعد هم رأی بگیرند، وقتی رأی گرفتند اگر اکثریت رأی داد و بعد هم برده شد پیش شورای نگهبان و آنها هم صحیح دانستند این رأی را، مخالف اسلام ندانستند و مخالف قانون اساسی ندانستند، اگر بعدها بخواهند شیطنت بکنند، این شیطنت ها از مبادی غضب، از مبادی فاسد بیرون می آید.
 

سر تسلیم به مجلس یعنی تسلیم به اسلام

باید سر تسلیم به مجلس یعنی سر تسلیم به اسلام، وقتی مخالف اسلام نیست سر تسلیم به اسلام

صحیفه نور جلد 14 صفحه 240

فرود آورد و روش های غیر اسلامی را اگر هم در باطن خدای نخواسته دارند، نباید دیگر اظهار بکنند و نباید اذهان مردم را نسبت به مجلس مشوش کنند. این یک مسأله ای است اساسی و باید همه توجه داشته باشند، به مجرد اینکه یک مطلبی برخلاف رأی یک نفر است، نباید بگوید مجلس درست نیست. این خودش را اصلاح کند، این خودش درست نیست. نباید بگوید شورای نگهبان درست نیست. این خودش درست نیست، باید خودش را اصلاح بکند و این گرفتاری هست برای ملت ما و من امیدوارم که مجلس یک مجلس اسلامی، مجلس عبادت باشد، نه مجلسی که خدای نخواسته معصیت در آن واقع بشود و به دیگران اهانت کنند، به کسی بد بگویند. اینها خلاف اسلام است و نباید بشود. و اما مطلبی که به طور کلی می خواهم عرض بکنم، این ملت ما که از اول قیام کرد و به ما منت گذاشت و وارد شد در صحنه و مقابل همه قدرت ها ایستاد و رأی داد به این جمهوری و تا آخر و شکست داد طرف های مقابل را و تا آخر، این ملت ما سر جای خودش هست. این شیاطین که می گویند که ملت ما دیگر چطور و چطور است، اینها توی اتاق های خودشان نشسته اند حساب می کنند. اینها نمی روند که این ملت میلیونی را محاسبه اش را بکنند که این ملت هر وقت که یک صدائی بلند بشود و بخواهد فرض کنید که از اسلام یک طرفداری بشود، همه ملت سرتاسر الا یک دسته کوچکی که به اسلام اعتقاد ندارند، آنها هم وقتی که ملت آمدند یک طرف، آنها هم در ملت محو می شوند. این معنا را که هی دیده می شود که باید این یک کاری بشود که این ملت راضی بشود، ملت اسلام را می خواهد، کاری بهتر از اسلام چی، چی می خواهید بکنید؟ شما کارهایتان را خوب بکنید، ملت ایران رأی داده است به جمهوری اسلامی، هر چه زحمت داشته است و توان داشته است در طبق اخلاص گذاشته است گفته ما اسلام را می خواهیم. شما اگر با اسلام بد هستید، خوب تشریف ببرید اروپا و آمریکا و هر جا دلتان می خواهد آنجا زندگی کنید، یا همین جا زندگی کنید. و اگر ملت را می خواهید هی نگوئید که ملت با من است، ملت با من است. ملت با اسلام است، نه با من است و نه با شما و نه با دیگری. من اگر یک کلمه ای بر خلاف اسلام بگویم، همین ملت می ریزند و من را از بین می برند. ملت اسلام را می خواهد، ملت شخص نمی خواهد. شخص پرست نیست ملت، می خواهد که قوانین اسلام در این مملکت پیاده بشود. ملت اینهمه زحمت کشیده است که دین اسلام را برقرار کند در یک مملکتی که صدها سال و در این اخیر پنجاه سال کوشش شد به اینکه اسلام را کنار بگذارند، کوشش شد به اینکه روحانیت را کنار بگذارند و تضعیف کنند. ملت روحانیت را به تبع اسلام می خواهد، اگر خدای نخواسته روحانی هم برخلاف اسلام بکند، آن هم یک ساواکی است فرقی نمی کند، بدتر از ساواکی هم هست. این معناها را از گوش هایشان بیرون کنند آقایان که این مردم دیگر از جمهوری اسلامی کنار رفته اند. خیر، شماها کنار رفته اید، شما خودتان را علاج کنید، مرض های باطنی تان را علاج کنید که ننویسید که این مملکت دیگر رفته از بین. این مملکت از بین نرفته و این جمهوری اسلامی هم سر جای خودش هست و این مردم هم دنبال جمهوری اسلامی هستند و این مردم هم طرفدار از مجلس، مادامی که مجلس بر طریقه اسلام باشد، و از دولت، مادامی که دولت بر طریقه اسلام باشد، و از رئیس جمهور، مادامی که رئیس جمهور

صحیفه نور جلد 14 صفحه 241

در طریق اسلام باشد طرفداری می کنند. هر کدامتان بلغزید، مردم دیگر از شما طرفداری نمی کنند، برای اینکه مردم اسلام را می خواهند. امر دائر می شود بین من و پیغمبر اکرم، کدام مسلمان است که ترجیح بدهد من را؟ امر دائر می شود بین شما و اسلام، کدام مسلمان است که شما را بر اسلام ترجیح بدهد؟ این خیال ها را از کله هایتان بیرون کنید که الان اگر وضعی بشود مردم دیگر آن مردم نیستند. مردم اسلام را می خواهند، تا آخر هم می خواهند. این قلم ها یک قدری ملاحظه بکنند این مسائل را، همین طور می نشینند توی خانه هایشان حکم می کنند ملت اینطوری است. خوب، ملت اینهاست که شما می بینید که در کوچه و بازار و آنهائی که در جنگ هستند و آنهائی که هر روز می آیند و می گویند که ما می خواهیم برویم جنگ، ملت من و تو نیستیم، ملت آنها هستند، میزان آنها هستند. هی ننشینید و بگوئید که مردم چه شده اند، مردم دیگر مأیوس شدند، مردم کذا شدند. نخیر، مردم از اسلام مأیوس نمی شوند. کارهای ما هم هر کدام فاسد است، می گویند کار تو فاسد است، ولی ما جمهوری اسلامی را می خواهیم. یک قدری قلم را کنترل کنید، یک قدری حفظ کنید خودتان را، اینقدر تبعیت از هوای نفس نکنید، اینقدر تبعیت از شیطان نکنید، مسائل را یک مسائل صحیح طرح بکنید، مسائل فاسد طرح نکنید، نگوئید هی که ما حالا دیگر باید چه بکنیم، حالا باید چه بشود. خوب، کارها شده است تا حالا، تا حالا هم الحمدلله خوب هم شده است. البته یک مملکتی که پنجاه سال بلکه دوهزار و پانصد سال رو به تباهی کشانده اند آن را، می خواهید فردا صبح همه مردم صحیح بشوند؟ همه ارگان ها، ارگان های صحیح اسلامی بشود؟ اگر شماها بگذارید، اگر اینهائی که الان دنبال مفسده جوئی هستند مهلت بدهند، می شود، شما هم نگذارید، می شود، منتها یک قدری دیرتر می شود. شماها که مسلمان هستید، اعتقاد به اسلام دارید، شماها یک قدری مهلت بدهید به این مملکت که دارد از هر طرف به او حمله می شود، دیگر شما حمله نکنید. ما همیشه می خواهیم که با آرامش همه مسائل حل بشود و الا این ملت هست و این روحانیت هم هست.
 

قدر اسلام و روحانیت را بدانید

این را بدانید در هر جائی از این مملکت یک روحانی بارز هست، متعهد به اسلام، هر وقت صدایش دربیاید همه دنبال او هستند. اینقدر تعقیب نکنید که بخواهید هی روحانیت را کنار بگذارید. آخر شما در ظرف چندین سال چکار کرده اید برای این کشور که حالا روحانیون را می گوئید که نباید باشند. خوب، چه کار کرده اید؟ چه کار مثبتی شما کرده اید؟ جز حرف هیچی ندارید. هی می گوئید ما گفتیم، خوب گفتید، چه کرده اید؟ الان این ملتی که دنبال این جمعیت بودند و دنبال اسلام بودند و روحانیت را نشانه اسلام می دانستند، من نمی خواهم بگویم هر روحانی کذا، من بعضی روحانی ها را از شمر هم بدتر می دانم، من عرض می کنم که این روحانیتی که اسلام را تا حالا به ما رسانده است اگر این روحانیت و این اشخاص نبودند، ما حالا از اسلام اطلاعی داشتیم؟ کی همه این مسائل اسلام را ضبط کرده و بسته بندی کرده و به ما داده؟ همین روحانیین بودند. از زمان حضرت صادق سلام الله علیه که

صحیفه نور جلد 14 صفحه 242

فقه اسلام و شیعه تدوین شد همین روحانیین بودند که دست به دست دادند و در غیبت کبری هم همین روحانیین بودند که احکام اسلام رادست به دست دسته بندی کرده اینها را دست به دست، نسل به نسل منتقل کرده اند تا به ما رسید و همین روحانین بودند که در این طول پنجاه سال همه شما دیگر شاهد بودید که چندین دفعه از این روحانیون قیام کردند لکن چون اساس خیلی دست آنها نبود نتوانستند. همین روحانیون بودند که از اصفهان و همه جا زمان رضاخان مجتمع شدند بر ضد رضاخان منتها از باب اینکه مردم آنطور تحت سلطه بودند، شکست خوردند. و همین روحانیون بودند که از آذربایجان قیام کردند و باز هم دنبال اینکه باز درست مسأله برای مردم روشن نشده بود، آنجا هم شکست خوردند. و همین روحانیین بودند که از پانزده خرداد تا آخر، همین ها بودند که هیچ کس نفس نمی کشید، باز یکی شان از یک جا صدا در می آورد، فریاد می زد و در این دو سال آخر از روحانیون مطلب شروع شد. هی نگوئید من چه کردم و ما چه کردیم. آخر یک مقدار هم انصاف می خواهد (از اول روحانیون هیچ کاره بودند! فقط ما بودیم که همه کارها را کردیم) آخر این هم نباید یک آدم صحیح بگوید که به او بخندند. اینها بودند که مردم را به کوچه و بازار کشاندند و این اسلام بود که مردم را به کشتن داد و الا نه هیچ جبهه ای و نه هیچ حزبی و نه هیچ گروهی نمی توانست که مردم را بکشاند به طوری که داوطلب دنبال مرگ بروند، داوطلب شهادت بطلبند. شما در تاریخ کجا سراغ دارید که داوطلب بیایند و بگویند که من می خواهم شهید بشوم. یا الله دعا کن که من شهید بشوم، گریه کند به اینکه دعا کن من شهید بشوم. این اسلام است که اینطور کرده است. آقا! قدر این اسلام و قدر این روحانیت را بدانید. شماها نمی فهمید، مطلع نیستید درست، اگر این طایفه کنار بگذارند، بعد از پنجاه سال رسم و اسمی از اسلام نخواهد بود. شمائی که به اسلام اعتقاد دارید، آن که اسلام را توی دست نگه داشته و دسته بندی کرده، داده و الان هم در مراکز علمی مشغول فقه اسلام است و من دو سه روز پیش از این که یکی از مدرسین محترم قم اینجا بود، از او سؤال کردم که راجع به حوزه علمیه قم و توجه طلبه ها به فقه چی است، بسیار تعریف کرد گفت که با کمال جدیت مشغول فقه اسلام هستند. اینها را شما قدرشان را بدانید، اگر اینها کنار بروند، شماها هیچکاره اید، چنانچه از اول هم هیچکاره بودید. اینها هستند که شما را تو میدان آوردند و وزیر و وکیل و نمی دانم چی کردند یا فرض کنید بالاتر. چرا با اینها می خواهید مخالفت کنید؟ ملت است که دنبال اینها هست و اینها با همراهی ملت دارند کارها را انجام می دهند، چرا حالا راجع به ملت، شما هی می گوئید ملت، ملت نمی خواهد دیگر اینها را؟ خوب ملت چطور اسلام را نمی خواهد؟ فرض کنید یک روحانی هم یک جائی خلاف کرده است، فرض کنید، اینکه نیست، شما هی مناقشه می کنید خلاف خودتان را نمی بینید، خلاف فلان معمم را می بینید، من هم قبول دارم که الان یک وضعی هست که هم قضاوت ما به آنطوری که باید باشد برای کمبود که دارد آنطور نیست و هم جوان هائی که بعضی کارها را می کنند یک قدری ناپخته هستند و خلافکاری می شود اما دست به دست هم بدهید برای اصلاح، نه اینکه اگر یک جوانی یک جائی خلاف کرد شما بگویید که پاسدارها کذا هستند. این پاسدارها آقا! بودند که شما را نجات دادند و الا پدر همه ما را در می آورد

صحیفه نور جلد 14 صفحه 243

رضاخان و محمدرضا خان، شکر کنید اینها را، تشویق کنید این را، اصلاح هم بکنید، هر جا خلاف کردند، باید اصلاح بشوند. هی ننشینید و بگوئید پاسدار کذا. و همین ارتش است که الان دارد در آنجائی که دائما آتش می ریزد، زیر آتش دارند خدمت می کنند. اینها برای کی می کنند؟ اینها برای کشور اسلامی و برای اسلام، همین هایند که آنجا نماز شب می خوانند و کار می کنند، همان هایند که اصلاً از کشتن و از رفتن به آن عالم باک نداند و می گویند بگذار برویم از اینجا رها بشویم. وصیت نامه های اینها را لابد دیدید. بگذارید این قدرت باقی باشد، بگذارید این قدرت اسلام باقی باشد. اگر این قدرت اسلام خدای نخواسته شکسته بشود، و شکسته نخواهد شد، شما و ما و همه اشخاصی که هر جا هستند و همه روشنفکران و قلم دست دارها همه شان به باد فنا می روند. این قدرت است که شما را نگه داشته است، این قدرت ملت است و قدرت اسلام است که نمی گذارد آمریکا بیاید بریزد، از آن ور شوروی بیاید بریزد آنجا، برای اینکه این هم تباه می شود اینجا، آنها می خواهند یک مملکتی داشته باشند. مملکت ما تا آخر فردش جانفشانی دارد می کند. این قدرت اسلام را نگه دارید. تا گفته می شود مکتبی، آقایان مسخره می کنند. مکتبی یعنی اسلامی، آن که مکتبی را مسخره می کند اسلام را مسخره می کند. اگر متعمد باشد، مرتد فطری است و زنش برایش حرام است، مالش هم باید به ورثه داده بشود، خودش هم باید مقتول باشد. من همیشه میل دارم که همه طبقاتی که هستند، همه کسانی که در صحنه ها حاضر هستند، همه با هم بنشینند اصلاح کنند مسائل را، هی ننشینند آن از آن ور بخواهد او را از بین ببرد، او از آن ور بخواهد او را از بین ببرد و مسأله را به بن بست برسانند و مملکت را به بن بست. شما به بن بست رسیدید، اشتباه می کنید، مملکت اسلام که به بن بست نمی رسد. همین مردم، همین پیرزنها و پیرمردها و جوان ها و بچه ها از این بن بست بیرون می آورند این مملکت را. شماها به بن بست رسیدید می گوئید خوب، چه بکنیم، بگذارید اسلام نباشد تا ما باشیم، بگذارید ایران نباشد. شما ایستاده اید تا پای اینکه ایران نباشد، دست بردارید از فضولی ها، برای خدا کار بکنید، برای خدا آرامش بگیرید، برای خدا دعوت به آرامش بکنید، برای خدا تو سر هم نزنید، اینقدر هی می گویند آقایان، چند روز پیش از این آقای حجتی آمد بودند اینجا که ما می خواهیم یک جمعیتی درست کنیم جمعیت وحدت و کذا. گفتم: آقا این می شود، شما می بینید که اگر درست کنید چند تا جمعیت هم، جمعیت فرض کنید چه درست می شود، با این حرف ها درست نمی شود، نه با مصاحبه درست می شود، نه با چی، بله خصوصی بشوید با هم چه بکنید. بترسید از اینکه یک وقت یک انفجاری حاصل بشود، همه ما را به باد فنا بدهد. از این بترسید شما، مغرور نشوید به اینکه من آن هستم که فلان کار چیز بود رستم یلی بود در کذا، مغرور نشوید.
 

همه باید مقید به قانون باشند

این مردم اسلام را می خواهند، اگر پایتان را از اسلام کنار بگذارید، این طلبه ای که اینجا نشسته با کمال قوا با شما مخالفت می کند و همه ملت اسلام هم اسلام را می خواهند. من اول سال به آقایان

صحیفه نور جلد 14 صفحه 244

عرض کردم که این سال خوب است سال اجرای قانون باشد، باید حدود معلوم بشود، آقای رئیس جمهور حدودش در قانون اساسی چی هست، یک قدم آن ور بگذارد من با او مخالفت می کنم، اگر همه مردم هم موافق باشند، من مخالفت می کنم، آقای نخست وزیر حدودش چقدر است، از آن حدود نباید خارج بشود، یک قدم کنار برود با او هم مخالفت می کنم. مجلس حدودش چقدر است، روی حدودش خودش عمل کند. شورای نگهبان حدودش چقدر است، قوه قضائیه حدودش چی است، قوه اجرائیه. قانون معین شده است، می شود از شما پذیرفت که ما قانون را قبول نداریم، غلط می کنی قانون را قبول نداری، قانون ترا قبول ندارد. نباید از مردم پذیرفت، از کسی پذیرفت که ما شورای نگهبان قبول نداریم، نمی توانی قبول نداشته باشی، مردم رأی دادند به اینها، مردم به قانون اساسی شانزده میلیون تقریباً یا یک قدری بیشتر رأی دادند به قانون اساسی. مردمی که به قانون اساسی رأی دادند منتظرند که قانون اساسی اجرا بشود، نه هر کس از هر جا صبح بلند می شود بگوید من، من شورای نگهبان را قبول ندارم، من قانون اساسی را قبول ندارم، من مجلس را قبول ندارم، من رئیس جمهور را قبول ندارم، من دولت را قبول ندارم. نه، همه باید مقید به این باشید که قانون را بپذیرید ولو برخلاف رأی شما باشد، باید بپذیرید برای اینکه میزان اکثریت است و تشخیص شورای نگهبان که این مخالف قانون نیست و مخالف اسلام هم نیست، میزان این است، همه ما باید بپذیریم. من هم ممکن است با بسیاری از چیزها، من که یک طلبه هستم مخالف باشم، لکن وقتی قانون شد و چیز شد، خوب ما هم پذیریم. بعد از اینکه یک چیزی قانونی شد، دیگر نق زدن در آن، اگر بخواهد مردم را تحریک بکند، مفسد فی الارض است و باید با او دادگاه ها عمل مفسد فی الارض بکنند و اگر نه، رأی می دهد آرام، با آرام هیچ کس مخالف نیست. شما می گوئید که نخیر، اینکه گفتند اینها اشتباه کردند ولی ما در مقام عمل قبول داریم، اما رأیمان این است که اینجوری نیست اما در عمل هم ملتزم هستیم، این هیچ مانعی ندارد. البته مسائل اگر آن مسائل اسلامی باشد، اگر در رأی هم مخالف باشید، باید تو سرتان زد اما اگر یک مسائل سیاسی هست، مسائل چیزی هست می گوئیم اینها اشتباه کردند، بسیار خوب، ممکن است یک میلیون جمعیت هم اشتباه بکنند این اشکال ندارد اما در عین حالی که اعتقادتان این است که اینها اشتباه کرده اند در عین حال باید بپذیرید، چاره ندارید. شما هم که وکیل شدید فرض کنید از تهران یا از جای دیگر، خوب عده کثیری می گویند که این لیاقت نداشته است، این نباید، خوب نبود بشود اما حالا که اکثریت شد، پذیرفته اند. این مردم بیچاره همه چیز را قبول دارند، این من و شما هستیم که هر جا برخلاف مصلحت ما باشد اساس را می گوئیم قبول نداریم. هر جا، هر کس بر خلاف من است این اصلا مسلمان هم نیست و هر که با وفق من است اگر شمر هم باشد، این ابوذر است. این یک مطلبی است که در باطن ذات هر کس هست. اصلاح کنید خودتان را، در باطن ذات همه هست که آن که با من خوب است، خوب است و آن که با من بد است، بد نه آن که به حسب حکم خدا خوب است و به حسب واقع خوب است، نخیر، آنی که با من خوب است آن میزان است، آن قانون میزان است که برای من باشد و آن مجلس میزان است که برای من باشد و آن ارتش میزان است

صحیفه نور جلد 14 صفحه 245

که برای من باشد، آن که برای من نباشد آن فاسد است. این یک چیزی است که در قلب همه هست، اختصاص به یکی و دو تا ندارد، هر کسی هر چیزی را برای خودش می خواهد، همه مردم هر چیزی را برای خودشان می خواهند، الا آنهائی که بالاتر از این طبقات هستند. وقتی اینطور شد، البته هر کس اینطور است، اما در مقام تدبیر امور یک مملکت و در مقام اداره یک مملکت باید همه شماها و همه کسانی که دست اندرکار هستند و همه ملت بپذیرند آن چیزی را که قوانین، قانون اساسی پذیرفته است، بپذیرند آن چیزی را که مجلس به آن رأی می دهد و شورای نگهبان آن را موافق قانون و موافق شرع می داند، باید بپذیرند اینها را. اگر می خواهید که از صحنه بیرونتان نکنند، بپذیرید قانون را. نگوئید هی قانون و خودتان خلاف قانون بکنید، بپذیرید قانون را، همه تان روی مرز قانون عمل بکنید و اگر همه روی مرز قانون عمل بکنند، اختلاف دیگر پیش نمی آید. همه اختلافات این است که یک کسی اینجا فرشش را انداخته، یکی هم اینجا فرشش را، اگر این روی فرش خودش بنشیند و آن هم روی فرش خودش بنشیند، دعوا ندارند. اما اگر این پایش را دراز کرد روی او، او پایش را کنار می زند و او هم می خواهد پایش را دراز کند اینجا، دعوا اینجا پیدا می شود. دعواهای ما دعوائی نیست که برای خدا باشد. این را از گوشتان همه بیرون کنید، همه تان عجیب هستید، همه ما از گوشمان بیرون کنیم که دعوای ما برای خداست، ما برای مصالح اسلام دعوا می کنیم؟ خیر، مسأله این حرف ها نیست، من را نمی شود بازی داد، دعوای خود من و شما و همه کسانی که دعوا می کنند همه برای خودشان است. همه می گویند پیش بده برای ما، همه می خواهند تمام این قدرت چی چی، آخر من نمی فهمم چه قدرتی الان در کار هست. خوب محمدرضا اگر دنبال این مسائل می رفت، مطلبی بود برای اینکه یک قدرتی بود، قدرت شیطانی بود، کسی حق نداشت یک کلمه بگوید، اما امروز که بقال سر محله می آید و می گوید که آقای نخست، برادر نخست وزیر اینجا این کار درست نیست، برادر رئیس جمهور این کار درست نیست، این دیگر قدرتی نیست، یک برادری است، یک دسته برادرند، یک دسته شان شانس شان آورده است آنجا نشسته اند، یک دسته بیچاره هم برای اینها سینه می زنند، قدرت نیست که ما حالا برای یک قدرتی بیائیم. اینها تلبیسات ابلیس است که بر ما غلبه کرده است و این تلبیسات ابلیسی را اگر چنانچه مسامحه کنید، شما را به جهنم می فرستد، در همین دنیا هم به تباهی می کشد. در همین دنیا ایستاده است این تلبیس نفسانی و این شیطان نفس ایستاده است، تا آنجائی که همه چیز دنیا را به باد فنا بدهد. هیتلر حاضر بود تمام بشر از بین برود و خودش در آن قدرت بین همان آلمان باقی باشد، آن نژاد بالاتر و این چیزی که در مغز هیتلر است در مغز همه شما هست. خودتان غفلت کردید، در مغز همه این مطلب هست که هم بروند، و من. تا نروید سراغ اینکه یک انصافی در کار باشد، یک توجهی به خدا در کار باشد، یک حسابی در کار باشد که خودتان از خودتان حساب بکشید که من امروز می خواهم چه بکنم، می خواهم همه مملکت ایران را به هم بزنم برای اینکه من باشم و هیچ کس نباشد، نه، همه باشید و همه هم حفظ کنید مملکت را، همه باشید و همه روی قانون عمل بکنید، قانون اساسی را باز کنید و هر کس مرز و حد خودش را تعیین کند. به ملت هم بگویند به اینکه بابا ما، قانون اساسی ما برای دولت این را

صحیفه نور جلد 14 صفحه 246

وظیفه کرده است، برای رئیس جمهور این را، برای مجلس این را، برای فرض کنید فلان نفر، برای ارتش این را، برای همه وظیفه معین کرده است، به مردم بگویند وظیفه ما را قانون اساسی که شما رأی دادید برایش، وظیفه ما این است. در لفظ فقط نباشد و در واقع خلاف، واقعاً سر فرود بیاورید به قانون و واقعاً سر فرود بیاورید به اسلام. لفظ را همه می گویند، شاید شیطان را هم ازش بپرسند می گوید من انقلابی هستم.
 

جمهوری اسلامی را تضعیف نکنید

امروز همه انقلابی هستند، امروز همه دلسوز برای ملت هستند. امروز دعوای اینکه ما همه، ما همه در جنگ هم رفته ایم، و شما دیدید که یک دسته نوشته اند که ما از اول در جنگ چه بودیم، خوب گفته اند، خوب، من هم می توانم بگویم من در صف اول جنگ دارم جنگ می کنم ولی اینجا افتادم همین طور. باید به حسب واقع، به حسب انصاف، به حسب وجدان، این مردمی که شماها را روی کار آورده اند، این مردم کوچه و محله و عرض می کنم زاغه هائی که شماها را روی مسند نشانده اند ملاحظه آنها را بکنید و این جمهوری را تضعیفش نکنید. بترسید از آن روزی که این مردم بفهمند در باطن ذات شما چیست و یک انفجار حاصل بشود. از آن روز بترسید که ممکن است یکی از ایام الله، خدای نخواسته باز پیدا بشود و آن روز دیگر قضیه این نیست که برگردیم به 22 بهمن، قضیه این است که فاتحه همه ما را می خوانند، من از خدای تبارک و تعالی امید این را دارم که به ما عنایت بفرماید و ما را هدایت کند به یک راهی که مرضی اوست و قلم های ما را هدایت کند به یک نوشته هائی که مورد رضای اوست و زبان های ما را جاری کند بر یک چیزهائی که مورد رضای اوست.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:43 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی به مناسبت روز پاسدار (سوم شعبان المعظم)

تاریخ: 1360/03/16

 

پیام امام خمینی به مناسبت روز پاسدار (سوم شعبان المعظم)

بسم الله الرحمن الرحیم
عید سعید پربرکت سوم شعبان المعظم ولادت با سعادت سید مظلومان، بر مظلومان جهان مبارک باد.
این روز شریف که طلیعه ادامه بعثت خاتم الانبیا (صلی الله علیه و آله و سلم) بوده است مبارک بوده و خواهد بود. اگر عاشورا و فداکاری خاندان پیامبر نبود، بعثت و زحمات جانفرسای نبی اکرم را طاغوتیان آن زمان به نابودی کشانده بودند، و اگر عاشورا نبود، منطق جاهلیت ابوسفیانیان که می خواستند قلم سرخ بر وحی و کتاب بکشند و یزید یادگار عصر تاریک بت پرستی که به گمان خود با کشتن و به شهادت کشیدن فرزندان وحی امید داشت اساس اسلام را برچیند و با صراحت و اعلام (لاخبر جاء و لا وحی نزل) بنیاد حکومت الهی را برکند، نمی دانستیم به سر قرآن کریم و اسلام عزیز چه می آمد. لکن اراده خداوند متعال بر آن بوده و هست که اسلام رهائی بخش و قرآن هدایت افروز را جاوید نگه دارد و با خون شهیدانی چون فرزندان وحی احیاء و پشتیبانی فرماید و از آسیب دهر نگه دارد و حسین بن علی آن عصاره نبوت و یادگار ولایت را بر انگیزد، تا جان خود و عزیزانش را فدای عقیدت خویش و امت معظم پیامبر اکرم نماید، تا در امتداد تاریخ، خون پاک او بجوشد و دین خدا را آبیاری فرماید و از وحی و از ره آوردهای آن پاسداری نماید. و اینک که پاسداران از سپاه و کمیته های عصر حاضر این روز بزرگ پر برکت جاوید را روز پاسدار اعلام نموده اند، مسئولیتی بس بزرگ و تکلیفی بس عظیم را عهده دار شده اند، گوئی آنان به یاد پاسداران عاشورا و انگیزه جانفشانی ها و فداکاری های کربلا این روز را انتخاب نمودند و نیکو انتخابی است و بزرگ مسئوولیتی نیکوست که ادامه خون سرخ تشیع را تداعی می کند و پر مسؤولیت است که انگیزه آن فداکاری و جانبازی آنچنان لطیفه الهی دارد که آن خون را ثارالله و از مرزهای حجب نور و ظلمت فراتر برده و از خودی ها و خودبینی ها پیراسته و به مرز (العبودیه جوهره کنهه الربوبیه) رسانده و آراسته و دست ما از آن کوتاه است. لکن مأیوس نشوید و کوشش کنید تا به کوشش خویش رنگ اسلامی الهی بیشتری دهید و به فداکاری خویش اخلاص مندتر باشید که بحمدالله هستید. شما عزیزان که از بدو انقلاب از متن جامعه اسلامی جوشیدید و در جهاد حق علیه باطل و رژیم شاهنشاهی کوشیدید و اکنون در جهاد اسلامی مقابل کفر صدامیان یعنی امریکای خونخوار همدوش با برادران ارتشی و سایر قوای مسلح از بسیج

صحیفه نور جلد 14 صفحه 266

گرفته تا عشایر برومند در رزم و جهاد مقدس جانبازی می کنید و افتخارات بزرگ برای ملت و اسلام می آفرینند، باید بدانید که خدا پشتیبان لشکریان خویش است و همیشه در نهایت حق پیروز است. آمریکای جهانخوار باید بداند که ملت عزیز و خمینی تا نابودی کامل منافعش او را راحت نخواهند گذاشت و تا قطع هر دو دست آن به مبارزه خدائی خود ادامه خواهند داد. ملت ما همانگونه که نشان داده اند، تحمل تمام کمبودها را برای حفظ شرف و آبروی خویش خواهد نمود. ملت مقاوم ما از روز اول مبارزه اش می دانست که با تمام قدرت ها و ابرقدرت ها دست به گریبان است و باید بداند که تمام ایادی داخلی و خارجی قدرت ها و ابرقدرت ها خصوصاً آمریکای جنایتکار برای شکست ما از تمام امکاناتش استفاده خواهد نمود، ولی چاره چیست که کوه مصیبت ها در مقابل حیثیت اسلامی ایرانی ما چون کاهی است و مردم ما باید خود را آماده این درگیری حسینی تا پیروزی کامل بنمایند، که مرگ سرخ به مراتب بهتر از زندگی سیاه است و ما امروز به انتظار شهادت نشسته ایم تا فردا فرزندانمان در مقابل کفر جهانی با سرافرازی بایستند و بار مسؤولیت استقلال واقعی را در تمامی ابعادش به دوش کشند و با افتخار پیام رهائی مستضعفین را در جهان سر دهند. شما دلاوران سلحشور و شما سپاهیان انقلاب اسلامی مردم ایران، شما از همان روزهای اول هدف ناجوانمردانه گروه ها و گروهک های منحرف واقع شدید و این خود فخری بر افتخارات شما افزود و اکنون نیز آن که از اسلام بیشتر گریزان است، دشمن سرسخت تر شما عزیزان است. بکوشید که نفاق افکنان در شما رخنه نکنند و میان شما و برادران رزمنده دیگرتان جدائی نیفکنند، که اکنون قوای نظامی و انتظامی همچون شما و سایر قوای مسلح مردمی لشکریان اسلامید و برادران ایمانی. بهوش باشید که از تفاله های رژیم طاغوتی و مکتب های انحرافی آسیب نبینید که دشمنان اسلام در کمینند و قلم زهرآگین از هر سو از غلاف ها کشیده شده تا جمهوری اسلامی را از صحنه بدر کنند و به جز جمهوری اسلامی به هر چه باشد گردن نهند. اینان همان ها هستند که از اول از اسم جمهوری اسلامی وحشت داشتند و اکنون نیز وحشت دارند و با قلم و قدم هر چه بیشتر در هدم آن و دولت مردمی شما می کوشند، لکن باید بدانند که سیل خروشان ملت آنان را چون خسی بر کنار خواهد زد و قدرت الهی اسلام فوق آن است که در مغزهای بی محتوای آنان بگنجد. و شما مطمئن باشید که هرگاه تکلیف شرعی احساس شود، به راهی که خداوند قاهر پیشاروی ملت گذاشته است هدایت خواهند شد. اینجانب روز مبارک پاسدار را به شما دوستان و سایر قشرهای ملت، بلکه به مستضعفان جهان تبریک می گویم و سعادت آنان و عظمت اسلام و مسلمین را خواهانم. درود بر رزمندگان مجاهد، درود بر سپاه پاسداران، درود بر کمیته های انقلابی، درود بر شهداء راه اسلام، درود بر بازماندگان شهدا، درود بر آسیب دیدگان جنگ تحمیلی و درود بر ملت ایران.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:43 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی به مناسبت سالروز قیام پانزده خرداد

تاریخ: 1360/03/15

 

پیام امام خمینی به مناسبت سالروز قیام پانزده خرداد

بسم الله الرحمن الرحیم
در 15 خرداد 42 که مصادف بود با دوازده محرم، سوم شهادت بزرگ شهید فداکار تاریخ، گرچه ملت غیور ایران با فداکاری عظیم خویش و تسلیم قریب پانزده هزار شهید به درگاه خداوند متعال، به ظاهر سرکوب شد و دژخیمان رژیم جنایتکار پهلوی، ننگی ابدی بر ننگ های پنجاه ساله خود افزودند لکن سرلوحه پیروزی اسلام و ملت بود. همان سان که شهادت سید مظلومان و هواخواهان قرآن در عاشورا، سرآغاز زندگی جاوید اسلام و حیات ابدی قرآن کریم بود، آن شهادت مظلومانه و اسارت آل الله، تخت و تاج یزیدیان را که با اسم اسلام، اساس وحی را به خیال خام خود می خواستند محو کنند، برای همیشه به باد فنا سپرد و آن جریان، سفیانیان را از صحنه تاریخ به کنار زد، این شهادت دلاورانه ملت مظلوم ایران، تخت و تاج پهلویان، جریان پهلوی صفتان را که با اسم اسلام می خواستند اسلام را از صحنه خارج نمایند و افکار غرب و نشخوار امریکا را جانشین وحی کنند، از تاریخ ایران بیرون راند. در حقیقت دستاورد نهضت 15 خرداد 42، پیروزی 22 بهمن 57 بود.
اینک باز تفاله های رژیم جهانخوار سابق درصددند که با کمک و همکاری گروهک های واپس زده و قلمداران غرب و شرق زده تجدید حیات کنند و با قلم های به ظاهر خلقی و زبان های فریبنده، در خارج و داخل، جمهوری اسلامی را متزلزل کنند و در جهان، جمهوری ما را رژیمی ظالمانه و بدتر از رژیم پهلوی معرفی کنند و افکار عمومی را مشوش و به ابرقدرت ها مشروعیت دخالت در امور کشور بدهند. اینان با نام آنکه در ایران قانونی نیست و در ایران حکومت جنگل پا برجاست و به نام آنکه تمام نهادهای جمهوری، برخلاف قوانین دنیا، به غارت اموال و اتلاف نفوس دست زده اند، می خواهند راه را برای اربابان خود یا ابر قدرت شرق و بلوک کمونیست یا ابر قدرت غرب و بلوک سرمایه داری باز کنند و ایران عزیز را با اسم آزادی که مراد آنان بی بند و باری است به لجن بکشند و ملت مسلمان را از صحنه خارج کنند. اینان، آزادی مسلح بودن در مقابل حکومت اسلامی و آزادی در ایجاد اغتشاش را می خواهند. اینان آزادی ژ 3 برای نابودی اسلام و جمهوری اسلامی را می خواهند و این آزادی همان است که پیامبران و اسلام و رهبران آن، در سرتاسر تاریخ با آن به جنگ برخاسته اند و خود را فدا کرده اند و ما نیز به حکم پیروی از آنان در صحنه هستیم و غربزدگان آزادی به شکل غرب که حتی آزادی جنسی به حد فجیع آن و آزادی مراکز فحشا را طالبند،

صحیفه نور جلد 14 صفحه 264

اسلام و جمهوری اسلامی مخالف ایده های حیوانی آنان است.
اینان با پاسدار و با اصل پاسداری و با ارتش و با تمام قوای مسلح مخالفند و ملت عظیم ما باید بهوش باشد و کید آنان را به خودشان باز گرداند. اینان از بزرگداشت 15 خرداد وحشت دارند چون این روز بزرگ تاریخی سرآغاز شکوفائی اسلام و استقلال و آزادی ملت است. در سایه اسلام است که استقلال به معنای واقعی آن و آزادی به معنای منزه آن تحقق می یابد. روز 15 خرداد در عین حال که چون عاشورا روز عزای عمومی ملت مظلوم است، روز حماسه و تولد جدید اسلام و مسلمانان است. بزرگداشت روز حماسه آفرین 15 خرداد، بزرگداشت ارزش های انسانی در طول تاریخ است، همان سان که بزرگداشت روز سرنوشت ساز عاشورا، بزرگداشت اسلام و قرآن کریم است. ملت شریف ما، بلکه ملت های مظلوم، از هر چه غفلت کنند، از این دو روز الهی نباید غفلت کنند.
عاشورا با (نه) خود، یزیدیان را در طول تاریخ نفی کرد و به گورستان فرستاد. 15 خرداد پهلویان و پهلوی صفتان و ابر قدرت ها را مدفون کرد. بزرگداشت و راهپیمائی روز 15 خرداد فریادی کوبنده است از مستضعفان بر سر مستکبران و از متعهدان به مکتب مترقی قرآن در مقابل تسلیم شدگان بی چون و چرا به مکاتب انحرافی یا التقاطی شرق و غرب که به طور خزنده در انحراف ملت مظلوم ما دست به قلم و زبان، در کوشش بی امان هستند. بر ملت شریف ماست که این ایام الله را که هدیه هائی از عالم غیب ربوبی است با جان و دل حفظ و با چنگ و دندان نگهداری کنند و با شعار و شعور بر مخالفان مکتب و خدمتگزاران به شیاطین بزرگ و کوچک بتازند و صف های خود را فشرده تر و دل های خود را مطمئن تر، با قدم استوار و تصمیم آهنین، بر مشکلات و توطئه های غرب و شرق غلبه کنند و مجهز به جهاز ایمان به خدا شوند در مقابله با مشکلات. و بر قوای مسلح اسلامی از ارتشیان و قوای نظامی و انتظامی و سپاه پاسداران و ژاندارمری و شهربانی و بسیج و عشایر تا همه رزمندگان عزیز اسلامی که انسجام وحدت خود را حفظ نمایند و با قدرت الهی و بانک الله اکبر، بر دشمن کافر بتازند و از خدای بزرگ پیروزی طلب کنند، که دست غیب با آنان است. و بر ملت عزیز رزمنده است که از قوای مسلح پشتیبانی کنند و در همکاری و کمک به آنان از پای ننشینند و آنان را در این فداکاری و عبادت ارزشمند روحیه دهند، که فتح و ظفر انشاء الله تعالی نزدیک است. شرف و عزت از آن شما و ننگ و خذلان از آن دشمنان اسلام است.
درود بر عاشورا، درود بر 15 خرداد و 22 بهمن، درود بر ایام الله و بر ملت شریف ارزشمند ایران و درود بر رزمندگان و مجاهدان در جبهه های جنگ و در پشت جبهه ها.
والسلام علی عبادالله الصالحین
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:43 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها