بیانات امام خمینی در جمع اقشار مختلف مردم
تاریخ: 1360/03/25
مردم ایران را دعوت کردند به قیام و استقامت در مقابل قرآن کریم و بعضی تایید کردند این را
بسم الله الرحمن الرحیم
امروز یک مجمعی است - که - از علمای استان مازندران و از علمای اهل سنت و از برادران مشهد و شرکت واحد و از قشرهای دیگری که اینجا هستند، چون مجمعی است از برادران اهل سنت و برادران تشیع، مسائلی را باید عرض کنم یا درد دل هائی را با شما در میان بگذارم. من در طول مدتی که با رژیم منحوس پهلوی مقابله می کردم، تکلیفم خیلی روشن بود، تشخیص داده بودیم که آن رژیم، رژیمی است که بر خلاف مصالح اسلام و مسلمین مشغول کار هست و کشور ما را به سوی آمریکا سوق داده است و منافع این کشور را در جیب دو ابر قدرت کرده است و تتمه ای اگر باقی مانده در جیب خود و بستگان خود در بانک های خارج از کشور ریخته است. آنروز تکلیف ما روشن بود و به عبارت دیگر تکلیف در مقابل یک جمعیتی که، یا یک رژیمی که صاف ایستاده بود و در مقابل مصالح کشور و مصالح اسلام عمل می کرد، روشن بود و ما هیچ باکی از این نداشتیم که ملت را سراسر بر ضد آن رژیم تجهیز کنیم و آنچه که می توانیم و در توان داریم، در خدمت اسلام عمل کنیم و به نظر می آید که عمل کردیم و شما ملت ایران همه با هم دست به هم دادید و با بانگ (الله اکبر) و با (الا الله) جمهوری اسلامی را خواستید و در پناه جمهوری اسلامی استقلال و آزادی را خواستید و بحمد الله جمهوری اسلامی با رای قاطع ملت تصویب شد و دنبال او هم یک مراحلی به طور معجزه آسا تحقق پیدا کرد و یک حکومت مستقری، قانونی در این کشور متحقق شد، لکن مع الاسف ما را مقابل یک، الان مقابل یک گروه ها و گروهک هائی هستیم که نه بطور صریح می آیند بگویند که ما اسلام را قبول نداریم و قوانین اسلام را قبول نداریم و جمهوری اسلامی را قبول نداریم، تا باز ما تکلیفمان معلوم باشد و با همانطوری که سابق عمل کردیم امروز هم عمل کنیم و نه اینطور است که اینها سر جای خودشان بنشینند و به قوانین مملکت خاضع و به اسلام و قوانین اسلام خاضع بشوند. بین دو محظور الان هست، با اینها معامله محمدرضا باید کرد، یا با اینها باز دعوت به صلح و صفا و دعوت به عمل به قوانین؟ من می خواهم ببینم که این راهپیمائی که امروز اعلام شده است، اساس این راهپیمائی چی هست. من دو تا اعلامیه از جبهه ملی که دعوت به راهپیمائی کرده است، دیدم. در یکی از این دو
صحیفه نور جلد 15 صفحه 11
اعلامیه، جزء انگیزه ای که برای راهپیمائی قرار دادند، لایحه قصاص است، یعنی مردم ایران را دعوت کردند که مقابل لایحه قصاص بایستند. در چیز دیگری که منتشر کرده بودند، اعلامیه دیگر، تعبیر این بود که لایحه غیر انسانی. ملت مسلمان را دعوت می کنند که در مقابل لایحه قصاص راهپیمائی کنند، یعنی چه؟ یعنی در مقابل نص قرآن کریم راهپیمائی کنند، شما را دعوت به قیام و استقامت و راهپیمائی می کنند در مقابل قرآن کریم، نص قرآن کریم ضروری مسلمین، چه برادران اهل سنت و چه برادران شیعی ضروری این است که این قرآن از خداست و در قرآن هر چه باشد ضروری است که باید پذیرفت. قضیه قصاص در جاهایی از قرآن تصریح شده است و لایحه قصاص همین مسائل قرآن است و در این راهپیمائی که مسلمانها را به اصطلاح خودشان دعوت کرده اند، دعوت کرده اند که مردم قیام کنند در مقابل قرآن، مردم قیام کنند در مقابل احکام ضروریه اسلام. آنهایی که از بعض جبهه ها هستند، تکلیفشان معلوم است، آنها از اول هم، از آن وقتی هم که تاسیس شده است، مساله اسلام پیش آنها مطرح نبوده است و آنچه مطرح بوده است، اگر راست بگویند همان ملی گرایی بوده است و من در این هم شک دارم، برای اینکه افرادی که سر دسته اینها بودند و به ملی گرایی معروف بودند، ما دیدیم که بر ضد ملت اینها قیام کردند، الان هم که در خارج هستند دعوت می کنند که بر ضد این ملت، قدرت ها فعالیت کنند و این قدرت های بزرگ هم همه جور چیزی دارند، ملی هم دارند، مذهبی هم دارند، معمم هم دارند. من آن چیزی را که بسیار مورد تعجبم است، این نیست که در اعلامیه جبهه ملی برای لایحه غیر انسانی (به اصطلاح او) قصاص یعنی حکم غیر انسانی قرآن!! یعنی حکم غیر انسانی اسلام!! اعلامیه بدهند و مردم را دعوت کنند که ایها الناس بیائید در مقابل اسلام قیام کنید و استقامت کنید. من از آنها همچو توقعی داشتم و دارم، اما بعضی که اعلامیه دادند و تایید کردند این راهپیمائی ها را، آیا خوانده اند این اعلامیه های جبهه ملی را؟ دیده اند که این راهپیمائی را دعوت کردند و یکی از انگیزه های آنها این است که بیائید مقابل قرآن قیام کنید؟ منتها لفظش را نگفتند و واقع صریحش همین است. اگر اینها خواندند این را، غفلت کردند از اینکه این راهپیمائی برای مقابله با اسلام است، برای مقابله با جمهوری اسلامی است و برای مقابله با حکومت اسلام است. من عجالتا کاری ندارم که آیا دولت آقای رجائی یک دولت فعال است یا نه و آیا کارهایی کرده است که باید در مقابل او ایستاد یا نه و کار ندارم به اینکه مجلس شورای اسلامی آیا یک مجلسی است که از ملت است یا نه و کار ندارم به اینکه قوه قضائیه آیا به تکالیفش عمل می کند یا نه، به اینها من کاری ندارم و اگر راهپیمائی هم فقط برای راهنمائی مردم بود، آن هم صحبتی نبود و ممکن بود که عمل بشود، اما راهپیمائی در مقابل اسلام! در مقابل صریح قرآن!! در مقابل حکم ضروری اسلام! این را چه جور تعبیر کنیم؟ باز من کار ندارم به جبهه ملی، با اینکه بعض افرادش شاید افرادی باشند که مسلمان باشند، لکن من کار دارم به آنهائی که پیوند کرده اند با این جبهه، پیوند کرده اند با منافقین، پیوند کرده اند با منحرفین، من با اینها کار دارم که شمائی که متدین هستید و مدعی تدین، چه توجیهی از این معنا دارید؟ آیا تکلیف شرعی فقط این است که در مقابل مجلس و دولت اعلامیه صادر کنید؟ در تمام تکلیف های
صحیفه نور جلد 15 صفحه 12
شرعی که شما احساس کردید، همین تکلیف شرعی را دارید که مردم را دعوت کنید به شورش در مقابل دولت اسلامی، در مقابل مجلس شورای اسلامی؟! نهی از منکر و امر به معروف فقط منحصر است به همین که شما دولت اسلامی را نهی و امر بکنید آن هم با آن کوبندگی؟! و آن هم دعوت به قیام، آن هم دعوت به شورش؟! یا در مقابل این اعلامیه جبهه ملی که مخالف نص قرآن مجید است، در مقابل این دعوتی که مردم را دعوت کرده است به راهپیمائی در مقابل قانون الهی، تکلیف دیگر ندارید شما؟ آقایان تمام تکلیف ها را بجا آوردند و عمل کردند! فقط یک تکلیف مانده و آن جمهوری اسلامی را به هم زدن؟! در تمام تکلیف هائی که بر ما و شما متوجه است، چه از قشر نویسندگان و روشنفکران و جبهه ها و نهضت ها و سایرین، تمام تکالیف فقط منحصر به این شده است که این جمهوری اسلامی را در خارج از کشور طور دیگری که هست نمایش بدهید و مردم را دعوت کنید که بر خلاف جمهوری اسلامی شورش کنند؟ شما دیگر همه چیز درست شده است، فقط این یکی مانده؟!
در وقتی که سر تاسر ایران آشوبگران مشغول آشوب هستند، منافقان مشغول فعالیت هستند و ابتلا به جنگ قدرت های بزرگ ما داریم و مملکت ما آنجا هم مبتلای به جنگ است و در داخل مبتلای به این دستجات مختلفی است که به بهانه اسم شماها در خیابان ها می ریزند و جوانان ما را زخمی می کنند و گاهی هم می کشند، اینها نهی از منکر نمی خواهد؟ اینها را دعوت به شورش می کنید، این امر به منکر نیست؟ این امر به فساد نیست؟
من باید متاسف باشم، من باید بسیار متاسف باشم از اینکه غیب نمی دانم، نمی دانستم در چنته اینها چه هست. من بعضی از اینها را می پذیرفتم، به ایشان هم محبت می کردم، لیکن نمی دانستم که اینها بر ضد قرآن هم قیام می کنند من نمی دانستم که اینها ائتلاف پیدا می کنند، مرکز ائتلافشان یکجا است و ائتلاف پیدا می کنند با منافقین که (شناخت) شان را اشخاصی که مطالعه کردند می دانند چیست، ائتلاف کرده اند با این جبهه ها که ماسک را از روی صورتشان برداشتند و به طور صریح مردم را دعوت کردند به اینکه ای مسلمان هابیائید و حکم قرآن را، حکم غیر انسانی قرآن را!! و لا حول و لا قوه الا بالله در یک کشور اسلامی اینطور سب بر قرآن و سب بر اسلام به مرئی و منظر مسلمین بشود و فلان مقام هم تایید کند و دعوت به شورش در مقابل چه؟ در مقابل نص صریح قرآن؟ امروز دعوت به راهپیمائی، 2 بعد از ظهر دعوت به راهپیمائی است، به حسب چیزی که در اعلامیه شان ثبت شده است، دعوت به راهپیمائی است در مقابل این حکم غیر انسانی اسلام! ما با اینهائی که اظهار دوستی می کنند و تیشه برداشته اند و به ریشه اسلام می زنند، باید چه بکنیم؟ در تمام طول سلطنت رضاخان و محمدرضا خان و محمدرضا یک همچو جسارتی به قرآن کریم نشد. مسلمان ها بدانند که یک راهی الان هست در کار، یک روشی الان هست در کار که به طور ناشیگری اینها نقاب را کنار زدند. آنهائی که در این راهپیمائی می خواهند شرکت کنند یا اظهار این را کردند که شرکت بکنند یا تایید کردند این شرکت را یا مردم را دعوت کردند به این شرکت، اگر بدانند که محتوای این معنا چیست، وای به حال ملتی که ملی هاشان این باشد و متدینینی هم که اظهار تدین می کنند، آن باشد و سرانشان هم این و اگر ندانسته می کنند، چطور
صحیفه نور جلد 15 صفحه 13
اطلاعیه جبهه ملی را ندیده دعوت می کنند به اینکه شما هم به دنبال جبهه ملی راهپیمائی کنید، بازار تهران ببندد و بازار اصفهان هم ببندد و بازارهای ایران هم ببندند، خیابان ها هم همه ببندند و همه قیام کنند، استقامت کنند در مقابل چی؟ در مقابل لایحه قصاص غیر انسانی! حکم قرآن غیر انسانی!
با منافقین ائتلاف کردند که آشوب بپا کنند و برضد رأی مردم عمل کنند
با اینها ما چه بکنیم؟ با این مقدس هائی که از اینها پشتیبانی می کنند و با هم ائتلاف کردند و با منافقین هم از اول ائتلاف داشتند، با این مسلمانهای نماز خوان ما چه بکنیم؟ اینکه من گفتم درد دل خودمان را باید در میان بگذاریم، این برای این بود که سعدی از دست دوستان فریاد ما این دوست نماها را چه بکنیم؟ آقایان در هر چه صحبت می کنند و در هر چه اعلامیه می دهند، یکی از مطالبشان این است که قانون، از اول هم قانون باید به آن عمل بشود. این سال هم سال قانون اسم گذاشته شد، یعنی اجراء قانون. آقایان اینهمه بساطی که الان به حسب قانون در ایران برپا است، مجلس شورای اسلامی یک مجلسی است که قانون او را تایید کرده است و شورای نگهبان آنی است که قانون تعیین کرده و دولت هم آنی است که مجلس شورا تعیین کرده، این هم دولت قانونی، قوه قضائیه هم این است که قانون تعیین کرده، خوب، شما اگر واقعا به قانون می خواهید عمل بکنید و ما هم می خواهیم که همه شماها بیائید به قانون عمل کنید و آمدید و اینجا بنای بر همین هم شد و بنای بر این شد که دیگر روزنامه هاتان و صحبت هاتان برای تشنج نباشد، آیا شما وفا کردید به عهد خودتان؟ در اینجا آمدید و قرار دادید به اینکه، یعنی بعد از اینکه می خواستید به جنگ هم بروید، به این منتهی شد که یک هیات سه نفره ای باشد، یک نفر از طرف آقای رئیس جمهور، یک نفر هم از طرف آن آقایان و یکی هم من تعیین کنم، اینها حکم باشند بعد از اینکه حکم رفته است و دیده است و موارد خلاف را دیده و یک جائی صحبت کرده است، در روزنامه هایشان بود که این حکمیت مثل حکمیت ابوموسی اشعری است، یعنی این سه نفری که یکی اش را خود ایشان تعیین کرده و یکی اش را هم مجلس تعیین کرده است و آن دو نفر دیگر یعنی رئیس مجلس و آن دو تای دیگر و یکی اش را هم من تعیین کردم و اینها حکمیت کردند، نظیر آن حکمیتی است که ابوموسی اشعری بر خلاف حضرت امیر رای داده. من فرض می کنم که اینها حکمیتی که کردند، مثل حکمیت ابوموسی، من فرض می کنم که این تهمت را به چند نفر عالم و چند نفر متدین که یکی اش هم خود ایشان تعیین کردند، ما فرض می کنیم که این روزنامه ای که اینجا نوشته، صحیح است، خوب، بیایند مثل حضرت امیر عمل کنند. حضرت امیر در عین حالی که در فشار ابوموسی را تعیین کرد نمی خواست تعیین کند، ایشان می خواست یک کس دیگر را تعیین کند، لکن فشار آوردند دوستان خودش، همان دوستانی که باید حضرت امیر از آنها فریاد کند، فشار آوردند که نه، ابوموسی برای این کار خوب است، حضرت، ابوموسی را تعیین کرد، بعد که ابوموسی آن حکمیت را کرد، همین دوست ها می خواستند نقض کنند، حضرت امیر مقاومت کرد گفت حالا که حکم، حکم کرده بودند بر ضد حضرت امیر، یعنی حضرت امیر را از خلافت به حسب این
صحیفه نور جلد 15 صفحه 14
حکمیت خلع کردند و معاویه را به حسب این حکمیت نصب کردند، حضرت امیر فرمود: که این حکمیت بوده است و ما باید به آن احترام قائل بشویم، در صورتی که بر ضد او بود. خوب، شما هم که اینقدر دعوا دارید، خوب، مثل حضرت امیر بشوید موقعی که، بگوئید خوب، یک اشتباه کردم دیگر نمی کنم. چنانچه گاهی می گوئید. شما کجا را قبول دارید؟ این آقایانی که با هم ائتلاف کردند، این آقایانی که با این منافقین ائتلاف کردند، ائتلاف کردند که مملکت ما را به هم بزنند، ائتلاف کردند که آشوب بپا کنند. شمایی که ائتلاف کردید، برای چه ائتلاف کردید؟ آقایان! می گوئید که این بازی قبول نیست، از سر. دیروز من گفتم این را که خوب، نه این را ملت تعیین نکرده یا کرده؟ اگر ملت تعیین نکرده، خوب، ببینند کی تعیین کرده، از کجا آمدند و رای دادند، آراء زیاد، قانون اساسی را آنقدر زیاد رأی دادند که آن طرفش همین منافقین و اینها رأی ندادند، همین مؤتلفین، همین ها، همین ها البته نه آن جناح متدینشان، همه این چیزهایی که پیدا شده است از آراء همین مردم است، خوب، شما مردم راهی می گویید ما قبول داریم، مردم را قبول داریم، خوب، بسیار خوب، کی هست که این مردم را قبول ندارد! این مردم تعیین کردند، خوب قبول دارید اگر می گویید باید میزان رای مردم است، خوب، این رای مردم.
حالا ائتلاف کردید که به ضد رای مردم عمل کنید؟ ائتلاف کردید که مجلس شورای اسلامی را کنار بگذارید؟ ائتلاف کردید که قوه قضائیه را کنار بگذارید؟ ائتلاف کردید دولت را کنار بگذارید؟ این ائتلافات برای چیست؟ این چه ائتلافی است؟
تا وقتی که آن جناح منافق و آن جبهه ای که بر ضد اسلام است تایید می کند، تکلیف شرعی است که تایید نکنم
من از اول یک خلجانی در ذهنم حاصل می شد راجع به بعضی اینها، لکن صبر کردم، صبر کردم و نصیحت کردم، صبر کردم و هر وقت اینها آمدند، یعنی هر وقت نه، اما بسیاری از اوقات، آنها را به مسائل اسلامی دعوت کردم، به عمل به قانون دعوت کردم، به حفظ و حراست جمهوری اسلامی دعوت کردم، کم کم آن احساس من زیاد شد تا وقتی که می بینم آن جناح منافق در میدان است و تایید می کند، تا وقتی که می بینم آن جبهه ای که بر ضد اسلام است تایید می کند، من، تکلیف شرعی است که تا تکلیف دیگر تایید نکنم. مگر من می توانم که یک جریانی که بر ضد اسلام و بر ضد کشور ما دارد انجام می گیرد، باز ساکت بنشینم اینجا و بگویم بیائید و با شما صحبت کنم. من اگر احتمال این معنا را می دادم که اینها به اسلام برگردند و به قانون اساسی که سوگند خورده اند وفادار باشند و قوانین اسلام را قبول کنند، من اگر احتمال این را می دادم، برای یک محظوری که من در آن محظور هستم و به خود این آقایان گفتم آن محظور را، باز آنها را دعوت می کردم و آنها را وادار می کردم به اینکه با هم بنشینند و به قانون عمل کنند، لکن بسیار غفلت می خواهد و بسیار ساده اندیشی می خواهد که این گروه هایی که با هم ائتلاف کردند و این جبهه ملی که بر ضد اسلام می خواهد راهپیمائی راه بیندازند و مسلمان ها هم
صحیفه نور جلد 15 صفحه 15
همین بنشینند تماشا کنند که به ضد اسلام مقاله بنویسند و سب اسلام را بکنند و حکم ضروری اسلام را غیر انسانی بخوانند، بعد از اینکه من می بینم ائتلاف شما با اینهاست، خوب، من با این جمعیت نمازخوان و متدین چه بکنم؟ من به اینها علاقه داشتم، حالا به بعضی شان هم باز علاقه دارم، با اینها ما تکلیفمان چیست؟ خوب، چرا حسابتان را جدا نمی کنید؟ من حالا باز عرض می کنم به شماها حساب هایتان را جدا کنید، به مجرد اینکه کمونیست ها هم به ضد اسلام است، آقایان از کمونیست ها هم دعوت کردند که بیائید، بیائید با هم باشیم. خوب، جبهه ملی تکلیفش معلوم است، آن صریحا به ضد اسلام قیام کرده، اما شمایی که مسلمان هستید و هیچ گاه نمی خواهید به ضد اسلام قیام کنید، چرا اینقدر هواهای نفسانیه زیاد شده است که نمی فهمید دارید چه می کنید ؟چرا اینقدر شیطان در نفس ماها سلطنت پیدا کرده است که چشمهای ما را کور کرده است و قلب های ما را وارونه کرده است؟ بیائید حساب خودتان را جدا کنید. آیا نهضت آزادی هم قبول دارد که، آن حرفی را که جبهه ملی می گوید؟ آنها هم قبول دارند که این حکم، حکم قصاص که در قرآن کریم و ضروری بین همه مسلمین است، غیر انسانی است؟ آیااین نماز شب خوان ها این را قبول دارند یا نه؟ شک ندارم که قبول ندارند. خوب، اعلام کنید. چرا ساکت نشسته اید، مگر نهی از منکر فقط باید من را نهی کنید؟ نهی از منکر فقط برای این است که دولت را خرد کنید و مجلس را خرد کنید و چه؟! با منکر می خواهید نهی از منکر کنید؟! کدام منکر؟ شما می فرمائید که آن کسی که دعوت می کند به اینکه بیائید با این حکم غیر انسانی اسلام راهپیمائی کنید، مسلمان ها بنشینند تماشا کنند سب به رسول الله بشود، سب به قرآن هم بشود، این سب به قرآن است.
با اسلام و روحانیت اسلام سرسخت مخالف بودند، از اولش هم مخالف بودند
مسلمان ها بنشینند تماشا کنند یک گروهی که از اولش باطل بودند، من از آن ریشه هایش می دانم، یک گروهی که با اسلام و روحانیت اسلام سرسخت مخالف بودند، از اولش هم مخالف بودند، اولش هم وقتی که مرحوم آیت الله کاشانی دید که اینها خلاف دارند می کنند و صحبت کرد، اینها کاری کردند که یک سگی را نزدیک مجلس عینک به آن زدند اسمش را آیت الله گذاشته بودند. این در زمان آن بود که اینها فخر می کنند به وجود او، او هم مسلم نبود. من در آن روز در منزل یکی از علمای تهران بودم که این خبر را شنیدم که یک سگی را عینک زدند و به اسم آیت الله توی خیابان ها می گردانند، من به آن آقا عرض کردم که این دیگر مخالفت با شخص نیست، این سیلی خواهد خورد و طولی نکشید که سیلی را خورد و اگر مانده بود سیلی را بر اسلام می زد. اینها تفاله های آن جمعیت هستند که حالا قصاص را، حکم ضروری اسلام را غیر انسانی می خوانند.
ما تکلیفمان با آنها خوب، تا یک حدودی معلوم است، هر وقت هم مصلحت پیدا بشود، روشنش می کنیم.
صحیفه نور جلد 15 صفحه 15
حضرت امیر در مقابل خوارج فشل شد
اما با این نمازخوان ها باید چه بکنیم؟ همین نمازخوان هائی که حضرت امیر سلام الله علیه، من نمی خواهم بگویم من حضرت امیر، آنها خوارج، خیر، من هم مثل شما یکی از افراد ملت هستم، اما اینها همان جمعیت هایی هستند که حضرت امیر در مقابل آنها فشل شد نتوانست کاری بکند. اینکه من می گویم که ما، آقایان اهل سنت هستند آقایان متشیعین هم هستند، علمای استان مازندران هم هستند علمای اهل سنت هم هستند و خطاب من به همه علمای سرتاسر کشور، از علمای اهل سنت و از علمای اهل تشیع و همه مراجع اسلام و همه ملت اسلام، این ملتی که از اول، قیامش برای اسلام بود، برای قرآن بود، این ملتی که در طول چندین سال، تقریبا دو دهه و اخیراً چند سال آنقدر زحمت کشیدند، آنقدر تحمل بلیات کردند و آنقدر جوان دادند و آنقدر خانمانشان به باد فنا رفت، اینها با صراحت گفتند که ما جمهوری اسلامی می خواهیم، جمهوری اسلامی معنایش این است که رژیم، رژیم اسلامی باشد، حکومت، حکومت اسلامی باشد و قوانین، قوانین اسلامی.
بیایید به قانونی که سابق بود و حالا برای آن می خواهید سینه بزنید عمل کنید
شما خوب بود بیایید به قانون سابق هم یک نظری بکنید. قانون سابق که در صدر مشروطیت تصویب شده بود بوسیله ملت و متمم قانون را با جدیت مرحوم شیخ فضل الله نوری به آن ضم کردند و ملت به او رای دادند، شما بیایید به آن قانونی که سابق بود و حالا برای آن می خواهید سینه بزنید و رفیق شفیق شما آنوقت که می خواست آشوب کند و در ایران بود، قبل از فرارش می گفت بیایید به قانون عمل کنید، خوب، شما هم به این قانون عمل کنید. این قانون می گوید که هر قانونی که بر خلاف اسلام است قانون نیست. پس قوانین باید قوانین اسلامی باشد. شما آن را هم که قبول ندارید، می گویید که قصاص، این قانون واضح اسلام، این قانون ضروری اسلام، این قانونی که قرآن بر آن تصریح کرده است، این قانونی که مصلحت و امنیت کشور را تامین می کند، شما این را یک قانون غیر انسانی می دانید.
شما از ریشه ها خراب بودید، اینکه کسی بگوید حکم خدا غیر انسانی است، این کافر است
شما ریشه هایتان، از ریشه ها خراب بودید، ولی حالا من نظرم به این جمعیتی است که اینها را تایید می کنند. یک قدر اصلاح کنید خودتان را آقا، چرا برای دنیا اینقدر دست و پا می زنید؟ انسان اینقدر برای دنیا دست و پا بزند که یک جمعیتی که قرآن را سب می کنند و یک جمعیتی که کمونیست ها را دعوت می کنند برای ضدیت با اسلام، شما تاییدشان می کنید. شما ناهی از منکر، مفسر قرآن، خوب بیائید در مقابل اینها بایستید، در مقابل اینها بگوئید این امری که گفتند اینها، کفر است. اینکه کسی بگوید حکم خدا غیر انسانی است، اسلام غیر انسانی است، این کافر است. خوب، شما بیائید این را
صحیفه نور جلد 15 صفحه 17
بگوئید، فقط نهی از منکرتان این است که بعضی از علمای اسلام را شما هی تضعیف کنید، بعضی از نهادهای اسلامی را تضعیف کنید، این نهی از منکر همه اش خلاصه شده است در همین. هر چه اعلامیه می دهند آقایان و هر چه صحبت می کنند و هر جا می روند صحبت می کنند، هم و غمشان این است که این جمهوری اسلامی به درد نمی خورد، ما حتما باید یا در آغوش آمریکا باشیم تا بتوانیم زندگی کنیم، یا در آغوش شوروی و چون شوروی الحاد دارد و آمریکا موحد است و خیلی صحیح است و خوب است یا کمتر از او بد است! ما خوب است که همراه اینها باشیم. این چه فکری است که شماها دارید؟ چرا باید اینطور باشید؟ من بسیار متاسفم، من بسیار متأسفم، اینکه مرا به درد دل وارد می کند مقابله با این جمعیت است، مقابله با آنی است که حضرت امیر را نگذاشتند کارهایش را انجام بدهد. اگر اینها واقعا اعتقاد به اسلام دارند و لازم می دانند که نهی از منکر کنند، کدام منکری بالاتر از این است که کسی بگوید حکم قرآن غیر انسانی است و مردم را دعوت کند برای این. اینها دعوت می کنند به راهپیمائی بر ضد کی و به طرف کی، طرفداری از کی؟ طرفداری از آن که می گوید که حکم قصاص یک حکم غیر انسانی است، طرفداری از این، باید یک مسلمان طرفداری از این مساله بکند؟
نروید دنبال اینکه رجائی علم ندارد، این عقلش بیشتر از علمش است
من الان هم نمی خواهم با این دسته ای که مسلمان هستند، لکن دید سیاسی شان ناقص است مع الاسف دانشمند هم هستند. یکی از علما در یک جائی هست که سوال کرده بود از یک کسی که شما این عالم و آن عالم اینها را چطور می بینید، او گفته بود که این عالم عقلش کمتر از علمش است، یا گفته بود علمش بیشتر از عقلش است و آن عالم عقلش کمتر از علمش است، علمش زیاد است، عقلش کم است.
در بعضی از این اشخاص هم من باید بگویم که اینها علم دارند، لکن عقلشان به اندازه علم نیست. اینها عملشان هم معلوم است که به روز خودشان چه آوردند و چه کردند. شما آقایانی که نهی از منکر را واجب می دانید و واجب هم هست جزء ضروریات اسلام است، نباید این دوستان خودتان را نهی کنید که به ضد قرآن حکم نکنند، دعوت نکنند به ضد قرآن؟ آیا مراجع اسلام، علمای بلاد اسلام باید گوش کنند این مطلب را و هیچ صحبتی نکنند؟ ساکت باشند در مقابل سب قرآن کریم؟ ساکت باشند در مقابل کسی که حکم ضروری اسلامی، منصوص در کتاب خدای تبارک و تعالی است، آن را غیر اسلامی بخواند؟ در مقابل لایحه قصاص دعوت به شورش می کنند. آقایان دعوت می کنند مردم را به قیام، قیام بر ضد کی؟ قیام بر ضد جمهوری اسلامی؟ این مردمی که با خون خودشان جمهوری اسلامی را مستقر کردند، حالا بیایند توی خیابان ها بگردند و بیفتند به اینکه بیائید ما این احکام غیر انسانی را کنار بگذاریم! این جمهوری اسلامی به درد نمی خورد! همه این نهادها همه دروغ و غلط است همه اش! بیائید بگوئید خوب، نقص دارد، بگوئید قوه قضائیه نتوانسته است عمل کند، خوب همراهی کنید تا بشود، بگوئید دولت نمی تواند که اقتصاد این ملت را یک روزه درست کند، شما بیائید
صحیفه نور جلد 15 صفحه 18
درست کنید، حرف نباشد، شعار نباشد، من هم اینجا می توانم بنشینم و بگویم که ما در یک روز می توانیم دنیا را به هم بزنیم، نگوئید که تو نمی توانی، تو هم نمی توانی، مگر امکان دارد که یک همچو مملکت خرابی که برای ما گذاشتند و شما هم هر روز خرابترش کردید و دارید می کنید، هر روز دعوت به خلاف دارید می کنید، آرامش را از این مملکت بردید، مگر امکان دارد که دیگر آقای رجائی بتواند اقتصاد این مملکت را به زودی درستش کند؟ اگر شماها بودید، تا حالا خرابش کرده بودید، این بیچاره ها دارند آنجا درستش می کنند، اگر شماها بگذارید، اگر شماها بگذارید، اینها کوشش دارند می کنند برای اینکه درست کنند مسأله را، لکن مساله اقتصاد یک چیزی نیست که بله، خوب است کشاورز، اقتصاد آقایان این است کشاورزان مشغول بشوند و کارخانه داران مشغول کار بشوند و کارگران مشغول کار بشوند و بیکاران به کار واگذاشته بشوند و خوب، اینها همه خوب است، شما می توانید این کار را زودی بکنید؟
شما می توانید یکدفعه بیائید و همه ایران را کشاورزیش را درست کنید و همه این بیکارها که در انگلستانش بیشتر است و در آمریکایش بیشتر است و آنهائی که قبله گاه شما هستند نتوانسته اند حلش بکنند، شما می توانید حلش بکنید؟ این گوی و این میدان بفرمائید، بفرمائید. لکن قضیه این نیست، مسأله این نیست، مسأله این است که نمی خواهند این چیزها باشد. یک دولتی که اسلامی باشد و در وزارتخانه اش وقتی می خواهند بنشینند با هم صحبت کنند اول قرآن می خوانند. (آخر این هم رسم شد که یک مملکتی قرآن بخواند! این مرتجعین، این مرتجعین در وزارتخانه قرآن می خوانند) . شما با این چیزها بدید. نمی گویم این دسته متدینش را، من آن دسته متدین را حالا هم عقیده بهشان دارم، در عین حالی که آنها هم ضربه دارند می زنند، لکن من آنها را علیحده می کنم و از خدا می خواهم که اینها جدا بشوند، از آن جمعیت ها جدا بشوند و وارد بشوند با سایر مردم، شنا نکنند به مقابل سیل، بر خلاف سیل، سیل خروشان، شنا نکنند. شما یک اشتباه بزرگی دارید و آن این است که خیال می کنید که حالا در زمان محمدرضا اگر یک دو تا اعلامیه بر ضدش دادید، مردم به شما علاقه پیدا کردند، حالا هم اگر چنانچه یک اعلامیه به ضد مثلا دولت بدهید یا ملت بدهید یا چیز بدهید، مردم علاقه پیدا می کنند. شما مقایسه این دوتاتان غلط بوده است. من که می گویم دید سیاسی ندارید، برای این است که شما حالا برای اینکه خودتان را روی کار بیاورید (من می دانم که قضیه خدائی تو کار نیست، نه من و نه تو، خدای تو کار نیست، هر چه هست شیطان است) خوب، شما بیایید حسابتان را از اینهائی که اعلام مقابله با اسلام در اطلاعیه شان کردند و کمونیست ها را دعوت کردند و آن کمونیست ها که شما دشمن سر سخت شان هستید و آمریکا هم دشمن سرسختش است شما حسابتان را بیایید جدا کنید همین امروز، دیر نشده است، همین امروز در رادیوی ایران اعلام کنید به اینکه این اعلامیه ای که جبهه ملی داده است و نوشته است که، مردم را دعوت کرده است که، در یکی اش دعوت کرده است به اینکه لایحه قصاص و لوایح دیگر و در یکی دیگرش گفته لایحه های غیر انسانی، که همین است مقصودش اینها قرینه اند. شما بیایید الان، شماها که اسلام را قبول دارید و می دانم قبول دارید، شما نهی از منکر
صحیفه نور جلد 15 صفحه 19
را واجب می دانید و می دانم که واجب می دانید، اگر این شیطان باطنی بگذارد شما را که عقلتان عمل بکند، شما بیایید همین قضیه را محکوم کنید، رادیوی بعد از ظهر را ما باز کنیم، گوش کنیم ببینیم که نهضت آزادی اعلام کرده است که این اطلاعیه جبهه ملی کفرآمیز است، قرآن را سب کرده است، هی نروید دنبال اینکه رجائی علم ندارد، این عقلش بیشتر از علمش است و بعضی از شما علمتان بیشتر از عقلتان است.
جبهه ملی محکوم به ارتداد است، جدا کنید حساب را از مرتدها
و من نتوانستم و می خواستم و واقعا می خواستم و متاثرم از اینکه با دست خودشان اینها گور خودشان را کندند، من نمی خواستم اینطور بشود. من حالا هم توبه را قبول می کنم، اسلام قبول می کند، من حالا هم بروند توی رادیو، بروند توی تلویزیون، توبه کنند بگویند ما تا حالا خطا کردیم، اشتباه کردیم مردم را دعوت کردیم به شورش، غلط بوده، خلاف اسلام بوده، خلاف قوانین کشوری بوده تایید کردیم، ائتلاف کردیم با گروه منافق. من چندین بار به این آقا گفتم آقا این جمعیت تو را به باد فنا می دهند و این افرادی که دور تو جمع شده اند، بعضی از اینها یک گرگ هایی هستند که تو را به باد فنا می دهند، گوش نکرد، حالا هم دیر نشده، آقایانی که متدینند اعلام کنند به اینکه این دعوت به راهپیمائی، دعوت بر ضد اسلام است، چنانچه صریحش این است و آن آقا هم بروند عذرخواهی کنند از ملت، بگویند ملتی که به من رأی داد من مطابق رأی آنها عمل نکردم، از حالا به بعد می کنم، اما اینطور نباشد که لفظا، مکرر بهشان می گویم، لفظا می کند، لکن (من نه این مجلس را قبول دارم، نه آن قوه قضائیه را قبول دارم و نه آن شورای نگهبان را قبول دارم و نه آن هیات سه نفری را که خودم هم یکی اش را تعیین کردم قبول دارم و هر چه هست باید من بکنم) این نباشد در کار، سایرین مانعی ندارد، اما ما چه بکنیم؟ من که می گویم که ما باید از دست این دوستان یک فکری بکنیم، برای این دوستان یک فکری بکنیم که من نمی خواهیم اینها به آنطوری که خودشان را رساندند برسانند. من نمی خواستم که وضع اینطور بشود، من نمی خواستم که این مردم و این ملت که سال اول جمهوری اسلامی شان هست، اینطور مشوش بشود خاطرشان از امثال شماها، من نمی خواستم که شما ائتلاف بکنید با منافقینی که بر ضد اسلامند و (شناخت) شان منتشر است، ولی چه بکنم، خوب شما گوش نکردید به نصیحت، الان هم من نصیحت می کنم این جمعیت متدین نهضت آزادی را و آقای رئیس جمهور را، الان هم من نصیحت می کنم که آقا شماها دست بردارید از این سنگ اندازی جلوی چرخ اسلام، دست بردارید از این تضعیف مجلس و تضعیف روحانیت و تضعیف ملت و تضعیف روحیه ملت و تضعیف روحیه ارتش، دست بردارید از این امور و بیایید در میدان با برادران دیگرتان بنشینید، شما رئیس جمهور قانونی باشید روی قوانین عمل کنید، شما وکلایی هستید در مجلس، محترمید، متدینید، جدا کنید حساب را از مرتدها، اینها مرتدند، جبهه ملی از امروز محکوم به ارتداد است. بله، جبهه ملی هم ممکن است بگویند که ما این اعلامیه را نداده ایم. اگر آمدند در رادیو، امروز بعد از ظهر، آمدند در
صحیفه نور جلد 15 صفحه 20
رادیو اعلام کردند به اینکه این اطلاعیه ای که حکم ضروری مسلمین، جمیع مسلمین را غیر انسانی خوانده، این اطلاعیه از ما نبوده، اگر اینها اعلام کنند که از ما نبوده، از آنها هم ما می پذیریم، اسلام در رحمتش باز است به همه مردم. در تاریخ است که یزید از حضرت سجاد پرسید که من توبه می توانم بکنم؟ ایشان فرمودند که بله در توبه باز است. خوب، یزیدی که آن جنایت ها را کرده است، منتها بعد حضرت سجاد به زینب که به ایشان عرض کردند آخر این چی هست؟ گفت این مؤفق به توبه نمی شود، اگر توبه بکند قبول است. یک کسی پیغمبر را هم بکشد توبه بکند، قبول است، اما موفق به توبه نمی شود. و من هم احتمال می دهم که این آقایان موفق به توبه نشوند، جدیت کنند الان وقت هست، وقت باقی است، تا آنوقتی که پایتان را به گور وارد می کنید در توبه باز است، رحمت خدا واسع است، بیایید توبه کنید، بیایید از کارهایی که کردید، از دعوت به شورش که کردید، از مخالفت هایی که با اسلام کردید، بیایید توبه کنید، برگردید، توبه همه تان قبول است. بیایید با هم برادر بشوید این مملکت را به پیش ببرید، هی ننشینید و بگویید که این مملکت را دارند خراب می کنند، آخر کجا، کی دارد خراب می کند، جز شماها؟ کی دارد مملکت را خراب می کند؟ حساب کنید آخر، ملت بنشینند حساب کنند این دولتی که با تمام توانش دارد زحمت می کشد و دارد راهسازی می کند و دارد به جنگزدگان کمک میکند و دارد به جبهه ها کمک می کند و عیبش فقط این است که می گوید من مسلمانم، من به غیر اسلام هیچ فکر نمی کنم، شما این یک عیب را صرفنظر بکنید، این دارد ایران را به هم می زند؟ این مجلسی که خوب مردم می بینند چقدر این مجلس تحمل کرده است بار سنگین فحاشی های شما را، اینها هم که دارند زحمت می کشند، اینها هم که علما هستند، متدینین هستند به استثنای بعضی ها، الان هم که دارند زحمت می کشند، اینها دارند خراب می کنند کشور را؟ آن هم قوه قضائیه اش که با کمبود فرد، حتی در حوزه های علمی کمبود ما داریم، کمبود قضایی داریم، دارند شب و روز زحمت می کشند که این کمبود را رفعش بکنند.
می خواهیم یک دانشگاهی باشد که بعد مثل شما را بیرون ندهد، آدم متعهد به اسلام بیرون بدهد
اینها دارند خراب می کنند؟ یکی از چیزهایی که اینها باز برایش سینه می زنند و جبهه ملی هم در اعلامیه اش چیز کرده دانشگاه چرا باز نمی شود وهی دانشگاه. آقا دانشگاه شما را بیرون داده، این دانشگاه باز بشود ده بیست سال دیگر هم یک عده ای بیایند، همین ها هستند، همین که شمایید، آنها هم هستند که اسلام را هیچ قبول ندارید، احکام اسلام را احکام غیر انسانی می دانید. ما می خواهیم یک دانشگاهی درست بشود برای ملت، شما با اسم ملت دارید به ضد ملت عمل می کنید. این ملت، این جمعیت ها هستند که در خیابان ها و در عرض می کنم که بازارها دارند، در آنجا دارند برای اسلام زحمت می کشند، برای کشور زحمت می کشند. ما می خواهیم یک دانشگاهی باشد که بعد مثل شما را بیرون ندهد، یک دانشگاهی باشد که یک آدم متعهد به اسلام را بیرون بدهد اگر تعهد به اسلام داشته
صحیفه نور جلد 15 صفحه 21
باشد، نه ما را طرف شرق می کشد، نه ما را طرف غرب می کشد، نه آن دید تنگ بعضی از شما را دارد که می گوید ما نمی توانیم.
جبهه ملی سب اسلام کرده است
خوب شما تا آن آخر هم اعلیحضرت را می خواستیدش، به من گفتید دیگر، اینکه نمی توانید حاشا کنید، تا آن آخر هم می گفتید خوب، ایشان باشند، اعلیحضرت همایونی باشند حکومت نکنند. شمائی که تا آخر هم اینطور بودید، بختیار هم تا آخر می خواستید، آخر شما نباید دیگر ما را بازی بدهید بگوئید که ما چه، ما چه. شما از این جبهه ملی، از میرزای شیرازی، در یکی از روزنامه هایشان که من دیدم و بسیار ناراحت شدم، از میرزای شیرازی که قضیه تنباکو را درست کرده تا آقای کاشانی، تمام علمایی که در خلال این، در مشروطیت برای اسلام کار کردند، میرزای شیرازی برای اسلام کار کرده است، آقای کاشانی برای اسلام کرده، شیخ فضل الله کرده، تمام اینها را به آنها بد گفتند. آن روزنامه جبهه ملی را پیدا بکنید، میرزای شیرازی را متهم کرده به دروغگویی، شیخ فضل الله را اینقدر فحش داده، جرم شیخ فضل الله بیچاره چه بود؟ جرم شیخ فضل الله این بود که قانون باید اسلامی باشد، جرم شیخ فضل الله این بود که احکام قصاص غیر انسانی نیست، انسانی است، او را دار زدند و از بین بردند و شما حالا به او بدگویی می کنید. بعد می رسید به آقای کاشانی، آقای کاشانی هم همین طور، جرم اینها همین است که اینها عقیده شان این است که باید اسلام در ایران پیاده بشود و شما می گوئید که احکام غرب مترقی است، ما باید احکام مترقی را، شما عده ای تان، همه تان مثل آن آقایان حقوقدان هاست که مقابل قصاص ایستاده اند، منتها آنها این تعبیر فضیح شما را نکردند و من گفتم که در تمام طول سلطنت رضا شاه و محمدرضا شاه سب به اسلام تو کار نبوده و جبهه ملی سب اسلام کرده است. من از خدای تبارک و تعالی می خواهم که همه اصلاح بشوند، همه به آغوش اسلام برگردند و نگذارند خدای نخواسته یک وقت یک چیزی پیش بیاید که ناگوار باشد.