پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 7:46 PM
تاریخ: 1360/04/13
بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
من به همه بازماندگان شهدا که باید بگویم همه ایران بازماندگان این شهدا هستند تسلیت عرض می کنم. ما از خدا هستیم، ما هر چه داریم از اوست. از خود هیچ نداریم و آنچه که هدیه می کنیم به اسلام، هدیه ای است که از خدای تبارک و تعالی به ما مرحمت شده است و ما امانت ها را به او بر می گردانیم و این امانت ها با پاکی و سرافرازی به سوی خدای تبارک و تعالی شتافتند و موجب سرافرازی ملت و مظلومین جهان واقع شدند. آنها پیشقدم شدند و همه اشخاصی که در جبهه ها و پشت جبهه ها از پانزده خرداد به این طرف به سوی حق تعالی شتافتند موجب سرفرازی ملت ما و مظلومین جهانند. آنچه مهم است برای ما این است که ما چه باید بکنیم، آنها خدمت خودشان را به اسلام کردند و آنوقت خدای تبارک و تعالی مقدر فرمود به خدمت او شتافتند. مهم برای ما این است که ما به تکلیفمان عمل بکنیم، به آنچه خدا تبارک و تعالی فرموده است عمل بکنیم. پیش کسانی که به خدای ارتباط دارند، شهادت عزیزان مطرح نیست، خدمت عزیزان مطرح است. آنها خدمت خودشان را کردند وبرای این ملت سرمایه هائی بودند که از دست رفت، لکن راهی که آنها رفتند باید ما هم با هوشیاری آن راه را تعقیب کنیم. یک جریانی از اول نهضت و از اول انقلاب در مقابل انقلاب در کار بود، مسأله اتفاقی نبود که افراد مؤثر را، افرادی که برای این ملت سرمایه بودند، یکی بعد از دیگری یا شهید کردند یا خواستند شهید کنند و خداوند حفظ کرد. اینطور نبود که من باب اتفاق یک کسی مرحوم مطهری را ترور کند یا مرحوم مفتح را یا آقای هاشمی را یا آقای خامنه ای را یا مرحوم بهشتی را یا این وزرائی که برای اسلام هر کدام ارزشمند بودند و آن وکلائی که متعهد و مفید بودند. مسأله یک مسأله تنظیم شده بود و هست. مسأله ای بود که از اول که این انقلاب یک شکلی به خودش گرفت از آنوقت شروع شد به این مسائل.
از همان وقت که به جمهوری اسلامی مردم می خواستند رأی بدهند، مورد تحریم واقع شد. یک دسته ای، یک گروهی تحریم کردند و وقتی که مجلس خبرگان تأسیس شد در تأسیس اش مخالفت ها شد و بعد از آنکه دیدند تأسیس شد و اشخاصی که در مجلس خبرگان هستند فقها هستند یا دانشمندانی که در خط اسلام هستند، شروع به مخالفت شد و طرح انحلالش پیش یک عده ای ریخته شد و خداوند حفظ کرد. من باب اتفاق نبود که وقتی مجلس شورا می خواست تاسیس بشود باز مخالفت مخالفت ها شد و وقتی هم تأسیس شد باز در خود مجلس افرادی در آن موادی که برای حفظ اسلام و حفظ استقلال کشور مفید بود، مورد اشکال واقع شد. این یک مسأله ای بود و یک جریانی. این جریان هست همراه با این انقلاب، همزاد با این انقلاب و همراه با این انقلاب و الان هم هست و بعدها هم خواهد بود. بی جهت نیست که یک کسی در مجلس شورا انگشت گذارد روی یک ماده ای که آن ماده بر حسب خواست اسلام ادامه دهنده اسلام و ادامه دهنده راه اسلام است، آن ماده مورد مواخذه قرار می گیرد و مخالفت و من باب اتفاق نیست که بعد از آنکه آن مسأله هم گذشت، دولت وقتی که یک دولت اسلامی است و متعهدی است مورد اشکال و مورد هتک قرار می گیرد و مجلس وقتی که مجلس اسلامی و اکثر افراد آن افراد متدین، متعهد هستند، مجلس را مورد مواخذه قرار می دهند و گفتند و می گویند که اینها اشخاصی هستند که نمی توانند کاری انجام بدهند. قضیه توانائی دولت نیست، توانائی مجلس نیست، قضیه این است که این مجلس اسلامی نباید باشد، این دولت اسلامی نباید باشد. قضیه آقای بهشتی نبود، شما دیدید که در طول این یک سال، دو سال با چه افرادی مخالفت شد. قضیه شخص افراد نبود، قضیه همان جریان بود که با اصل اساس مخالفت باشد. قضیه دفترهای هماهنگی در سراسر کشور یک قضیه من باب اتفاق و عادی نبود، قضیه مخالفت با دولت اسلامی و هر روز در هر گفتاری و در هر نوشته ای حمله به دولت، به اینکه دولت کاری از او بر نمی آید. قضیه این نیست، قضیه این نیست، که مجلس یک مجلس غیر کارآئی است و از اشخاص غیر مطلع تشکیل پیدا کرده. مسائل این نیست، مسأله این نیست که قوه قضائیه به دست انحصار طلبان افتاده است اینها مسائل مسائل اصلی آنها این نیست. مسأئل آمریکاست و اسلام. جریان، جریان آمریکائی در مقابل اسلام. از همان اول، از همان وقتی که احساس این شد که شاه باید برود، از همان وقت بختیار می آید و بختیار از یک گروه ملی گرا. من باب احتیاط هم آن ها می گویند که دیگر او از حزب ما و از جبهه نیست. این احتیاطی بود که کردند که اگر او کنار رفت، باز جبهه ای در کار باشد. از همان وقت که دیگر اساس سلطنت سست شد، این جریان در کار افتاد. همان وقت که من در پاریس بودم این جریان شروع شد، همان وقت هم خواستند که شاه را نگه دارند، به اسم اینکه او حکومت کند سلطنت کند نه حکومت، با این اسم می خواستند حفظش کنند و از همان وقت هم خواستند که بختیار را بیاورند و با ما آشتی بدهند. ما کانه نزاعمان با بختیار بود از این جریان، از اول یک جریانی منسجم شده و برنامه ریزی شده در کار بود و ما درست توجه به آن نداشتیم، کم کم هی
مطالب معلوم شد، کم کم خودشان را لو دادند و رسید به اینجا که من هر چه جدیت کردم که نرسد به اینجا، رسید. نه از باب اینکه به اینها اعتمادی داشتم از جهات دیگری که به خود آقایان گفتم. حالا رسیده جریان به اینجا که از حفظ شاه و بعدش بختیار وبعدش شورای سلطنتی و بعدش حذف جمهوری اسلامی که با آن مخالفت می شد و بعدش مجلس خبرگان و بعدش مجلس شورای اسلامی و بعدش دولت و بعدش قوه قضائی که با همه مخالفت می شد، نه از باب اینکه بارجائی و بهشتی و هاشمی و امام جمعه تهران مخالفتی داشتند، چه مخالفتی؟ یک جریانی بود که باید افراد متعهد نباشند، اگر شد آنها را از صحنه بیرون کنند و منعزل کنند از مردم، بهتر. شایعه سازی کنند که حتی این اجناسی که برای جنگزده ها میخواهند ببرند این می رود تو جیب آقای بهشتی و آقای خامنه ای و آقای کذا، آقای هاشمی. هر جنایتی که در ایران به دست خود آنها واقع می شد به مردم می گفتند که اینها کردند. این یک جریانی بود و هست که می خواهند این کشور را با این جریان بکشند به طرف آمریکا. خوب اگر به طرف آمریکا کشاندند شوروی هم شریک است. آمریکا تنهائی نمی تواند، باید با هم باشند. و این جریان بالفعل هست، آنطور مسأئل یکی یکی گذشت و از آن طرفی نیستند، از این کشتار دستجمعی که در تاریخ پارلمان ها و دولت های دنیا کم نظیر یا بی نظیر است، از این هم فایده ای نبردند. حالا همان شلوغکاری ها را، هی حالا می بینند فایده نمی برند، یک فایده را دلشان می خواهد ببرند و آن این است که تخریب کنند، خرابکاری بشود، خود خرابکاری را می خواهند.
ملت ما امروز تکلیفش این است که تمام افراد، تمام افراد ملت، چشم و گوششان را باز کنند و رفت و آمدهای اینها را کنترل کنند. اگر نشسته ملت که برای او پاسدارها فقط، کمیته ها فقط، دولت فقط، انجام وظیفه بدهد، این اشتباه است. همه افراد الان مؤظفند به اینکه این مسائل را تعقیب کنند. این خرابکارهائی که در گوشه ها خزیده اند و مشغول خرابکاری هستند و مع الاسف جوانهای بی توجه ما را، دخترهای خردسال ما را، پسرهای خردسال ما را اغفال می کنند، باید پدر و مادر اینها توجه داشته باشند که اینها را، آنها به تباهی می کشند برای اینکه گل آلود بشود آب، اگر بتوانند بهره بردارند و اگر نتوانند هم لااقل این دیوار را خرابش کنند. تمام پدر و مادرها و اقوام و عشیره ها مؤظفند که این بچه های گول خورده را، این پسرهای گول خورده را، این دخترهای گول خورده را، اینها را نصیحت کنند، اینها را از این کار که بر خلاف مسیر ملت است، بر خلاف مسیر اسلام است اینها را باز دارند از این کارها. ننشینند که بچه هایشان بروند در بین مردم و خرابکاری کنند و گرفتار بشوند و به جزای خودشان برسند و در این دنیا هم به جزای خودشان برسند. نگذارند، این بچه ها گول خورده اند، محتاج به نصیحت هستند. من از آن جوانهائی که از اینها گول خوردند به عنوان اینکه ما می خواهیم برای این ملت یک کاری انجام بدهیم، ما می خواهیم آخوندها نباشند، ما آنها برای ملت نیست، آنها برای انحصارطلبی های خودشان هست، ما می خواهیم برای شما کار بکنیم، من تعجبم از این جوان ها که
افعال اینها را نادیده می گیرند. یک عمر کشاورز زحمت می کشد، یک کبریت منافق این را به آتش می کشد. این اشخاصی هستند که برای ملت ما می خواهند خدمت بکنند!! در خیابان می ریزند و مردم عادی که دارند رفت و آمد می کنند، اتومبیل های عادی که دارد رفت و آمد می کند، اینها را می کشند و به آتش می کشند و سر می برند و به طور فجیع می کشند اینها را. اینها اشخاصی هستند که برای مردم کار کنند، برای خلق کار می کنند!! تکلیف ملت امروز این است که تمامشان توجه کنند که این خرابکارها را شناسائی کنند، شناسائی کنند و معرفی کنند به کمیته ها و دادگاه ها و هر جا نزدیکشان است. خودشان وارد عمل نشوند، همان شناسائی کنند یا لااقل یکی را بگیرند بدهند دست پاسدارها و قوای انتظامی، ننشینند که دیگران کار بکنند. مصلحت، مصلحت همه است. امروز مثل سابق نیست که ملت به حساب نیاید و یک دولت جائری سر کار باشد که بخواهد همه استفاده ها را خودش ببرد و ملت را کنار بگذارد. امروز روزی است که شما همه با هم می خواهید این کشور رابه سعادت برسانید و از دست قدرت های فاسد بیرون کنید. امروز باید همه شما سازمان اطلاعات باشید، از اجزاء سازمان اطلاعات باشید. همه ماها مکلفیم که اگر چنانچه از این خرابکارها کسی را یافتیم و باید هم دنبال این باشیم که بیاییم اینها را، معرفی کنیم تا قوای انتظامی، نظامی بگیرند و تحویل دادگاه ها بدهند و محاکمه بشوند. محاکمه ها هم باید محاکمات عادلانه باشد، بر طبق موازین شرعی باشد. ننشینید تا اینکه اینها خرابکاری را توسعه بدهند. اینها اجیرند که این خرابکاری ها را هر چه می توانند توسعه بدهند و در هر جای از کشور یک شلوغی به کار بیاورند، یک خسارتهائی وارد کنند به خیال اینکه ملت کم کم خوف پیدا بکند و این مسیر خودش را رها کند، حالا که مسیر رها شد و ملت دیگر ترسید و کنار نشست، آنها وارد میدان بشوند، حکومت را از بین ببرند و مجلس را از بین ببرند و یک مجلس و یک حکومت به صورت اسلامی و در باطن آن نحوی که خود اینها می خواهند و آمریکا میخواهد. ما نباید بنشینیم و تماشاچی باشیم. ما باید فعالانه عمل بکنیم، اگر شهید دادیم، فعالیت مان بیشتر بشود، آنهائی که شهید دادند فعالیت شان بیشتر بشود، برای اینکه از دست دادند یک افراد با ارزشی را و باید دنبال کنند تا پیدا بکنند آن اشخاصی که این جنایت ها را کردند و می کنند.
و ما، همه ملت باید توجه به جنگ داشته باشد و این کشتارهائی که شاید یکی از انگیره هایش هم این باشد که مردم ذهنشان از جنگ منفرد بشود و ما خدای نخواسته در جنگ ببازیم که نخواهیم باخت، لکن طول بکشد. اذهان خودتان را، سرتاسر کشور اذهان خودشان را، همه ملت متوجه به جنگ کنند، اساس این است که ما در آنجا پیروز بشویم و انشاء الله پیروز می شویم. اینکه شخصیتهای بسیار ارجمندی از دستمان رفت نباید ما را از آن مسائلی که همان شهدای ما مورد نظرشان بود
و اساس خدمتشان بود، ما فراموش کنیم. ما بیشتر باید توجه بکنیم به آن چیزی که این شهدای ما در مجلس، این شهدای ما در دولت، شهدای ما در قوه قضائی، آنها را ما از دست دادیم، باید طریقه آنها را که همه این مسأله بود که جنگ را ما ببریم و تفاله های آمریکا و شوروی را از کشور خودمان پاکسازی کنیم و کشور خودمان یک کشور اسلامی مستقل، آزاد باشد، باید ما آن طریقه را فراموش نکنیم. در راس همه امور توجه به اینکه این جنگ باید به پیروزی ختم بشود انشاءالله، و انشاءالله می شود، در هر صورت ما تکلیف داریم. من دیروز راجع به تکلیفی که به همه ملت متوجه است، به زن و مرد، و آن کسی که به حد رأی دادن قانونی رسیده واجب است این مسأله که در پای صندوق های تعیین رئیس جمهور حاضر بشوند و رأی بدهند. اگر چنانچه سستی بکنید، کسانی که می خواهند این کشور را به باد فنا بدهند، ممکن است پیروز بشوند. باید همه شما، همه ما زن و مرد، هر مکلف همانطور که باید نماز بخواند، همانطور باید سرنوشت خودش را تعیین کند. ما یک سیلی خوردیم از اشتباه، ما همه این نابسامانی هائی که الان داریم برای اینکه اشتباه کردیم، نباید اشتباه تکرار بشود. دنبال این باشید که یک نفر صددرصد مکتبی، اسلامی، در خط اسلام، برای ریاست جمهور انتخاب کنید. همه گروه ها و همه جمعیت ها، همه علماء بلاد و همه مردم بلاد باید در این امر حیاتی که اگر اشتباه باز بکنیم، باز بعد از چندی باید یک عزلی پیش بیاید و دوباره از سرگرفتار شود، باز اشتباه نکنیم، البته کاری جز شلوغکاری نمی توانند بکنند، لکن امروز شلوغکاری هم برای ما ضرر دارد، امروز هر قدمی که ما سست کنیم یا ساکت در جائی باشیم ضرر دارد برای ما. ما باید فعال باشیم، ما باید به پیش برویم. اگر ما یک قدم سست کنیم، آنها یک قدم جلو می آیند. اگر یک قدم ما عقب برویم، آنها ده قدم جلو می آیند. ما باید ارتشمان و ژاندارمریمان و پاسدارانمان و بسیج مان و آن کسانی که از عشایر به اینها متصلند و اینها، فعالانه جلو برویم و اگر یک وقت سستی کنیم، آنها می آیند جلو، اگر یک قدم عقب بگذارید، آنها می آیند جلو، آنها ده قدم می آیند جلو. ما باید با کمال شدت و با کمال شجاعت باید در میدان هائی که دفاع از اسلام دارید می کنید، این تفاله های آمریکا را از کشور خودتان بیرون بریزید. این تکلیف آنها. و تکلیف اشخاصی که در پشت جبهه هستند، تکلیف آنها هم همین است که با آنها همراهی کنند. اگر یک قوای مسلحه ای ببیند که ملت با اوست، پشتیبان اوست فعالیتش چندان برابر خواهد شد. شما باید افهام کنید به آنها که ما پشتیبان شما هستیم و هستید. شما ملت اسلام نشان دادید به همه دنیا که ما یک ملتی هستیم که با ارتشمان پیوند داریم و با قوای مسلح مان پیوند داریم و ما در پشت جبهه به آنها خدمت کنیم و آنها در جبهه به ما و به اسلام. نباید ما فراموش کنیم که در جنگ با آمریکا هستیم. ما در جنگ با آمریکا و تفاله های آمریکا، این تفاله هائی که قالب زدند خودشان را و ما غفلت کردیم، الان هم هستند. باید هر یک از اینها را شناسائی کنید و به دادگاه ها معرفی کنید، ننشینید که باز یک جائی را آتش بزنند، اینها می خواستند یک شلوغی بشود، یک انفجاری حاصل بشود و مردم از صحنه بیرون بروند و دیدند که خیر، عکس شد مطلب مردم، این شهادت اسباب این شد که همه با هم منسجم بشوند.این اسباب این شد که مشت این ادعا کن ها که ما برای آزادی و برای کذا
می خواهیم زحمت بکشیم و باید این ملت آزاد باشد و کذا، مشت اینها باز شد که اینها از چه سنخ آزادی می خواهند، آزادی انفجار، آزادی انفجار اینها می خواهند، اینها خواستند که این منافقین هم آزاد بیایند توی مردم و بعد از یک سال دیگر بسیاری از جوانهای ما را منحرف کنند آزادانه و بسیاری از کارهائی که می خواهند زیر جلی انجام بدهند، آزادانه انجام بدهند. برای اینکه آزادی است، بی جهت نیست که در آن نطق های با اجتماع زیاد روز عاشورا سوت می زنند و کف می زنند، امام مظلوم ما به شهادت رسیده، روز شهادت امام مظلوم ما، پای نطق و سخنرانی یک نفر آدمی که با آنها دوست است کف می زنند و سوت می کشند و آمریکا را از یاد می برند. خط این بود که اصلاً آمریکا منسی بشود. یک دسته شوروی را طرح می کردند تا آمریکا منسی بشود، یک دسته الله اکبر را کنار می گذاشتند، سوت می زدند و کف می زدند آن هم در روز عاشورا، خط این بود که این قضیه مرگ بر آمریکا منسی بشود. و لهذا دیدید که آن روزی که این جوانهای بیدار عزیز ما این لانه جاسوسی را گرفتند، این شیاطین به دست و پا افتادند. یکی گفت که اینها خط شیطان هستند و دنبال این کردند که ما الان اسیر آمریکا هستیم. نه اینکه نمی فهمیدند که نه، اسیر آمریکا نیستیم، می خواستند که ما را از استقلال بیرون بیاورند و به دامن آمریکا بیندازند و قضیه گرفتن این محل جاسوسخانه ناگوار بود برای آنها، برای اینکه پرونده های اینها هم ظاهر می شد، پیدا می شد این پرونده ها. این همه کوشش برای اینکه اینها را رها کنید بروند، ما در گرو آمریکا هستیم، اینها را بگذارید بروند اینهااین جوانهای عزیز ما که می گفتند ما در خط اسلام هستیم، می گفتند به آنها که شما در خط شیطان هستید، خوف این بود که این پرونده ها ظاهر بشود و این چهره هائی که قالب زدند خودشان را، این چهره ها معلوم بشود که چطور اشخاصی بودند.
من حالا هم باز به این افرادی که خیلی منحرف نیستند، من به اینها باز نصیحت می کنم که شما بیایید و حسابتان را از این منافقین که قیام بر ضد اسلام کردند حسابتان را جدا کنید، نه اینکه بگویید که خشونت شما نکنید، آنوقت به من هم بگویید که شما هم خشونت نکنید، این معنایش این است که ما و آنها مثل هم هستیم، آنهائی که (شناخت) شان را گمان ندارم این آقایان ندیده باشند، اینهائی که کتاب عقایدشان را منتشر کرده اند و این آقایان هم شاید و لابد دیده اند آنها را، با ما که میدانند که ما لااقل مسلمان هستیم، مسلمان بدی هستیم، اینها حساب شان را جدا نمی کنند ما من مکرر گفتم آقا شما دیدید که آقای بنی صدر حسابش را جدا نکرده، خدا می داند که من مکرر به این گفتم که آقا اینها تو را تباه می کنند. این گرگ هائی که دور تو جمع شده اند و به هیچ چیز عقیده ندارند، تو را از بین می برند، گوش نکرد، هی قسم خورد که اینها فداکار هستند، اینها مردم کذا هستند (یعنی آنهائی که دور و بر او هستند) خوب من می دانستم که اینجور نیستند یک دسته ای که می روند توی وزارتخانه دزدی می کنند
این را تاییدش می کند، خوب معلوم میشود، دزدی را شما گفتید. اینقدر عقلشان ناقص است این را تایید کردند. حالا هم به این آقایانی که اهل سدادند، اهل صلاحند منتها اعوجاج فکری دارند، آمریکا برای شما هیچ فایده ای ندارد دیگر گذشت آنوقت. امروز آنی که برای شما هست، برای دینتان برای دنیاتان فایده دارند این ملتند این ملت پابرهنه است. آن ملت سرمایه دار هم به درد شما نمی خوردند، آنها همه برای خودشان می کشند، شماها را می خواهند آلت دست قرار بدهند. این منافقین هم به درد شما نخواهند خورد، هر روزی که این منافقین قدرت پیدا کنند سر شما را هم می برند، برای اینکه شما لا اله الا الله می گوئید، آنها با لااله الا الله مخالفند. اینها توحید را توحید طبقاتی می گویند، آنها معاد را همین جا می دانند، همین دنیا. آنها غیر این دنیا چیزی را قائل نیستند، اما شما قائلید. آن روزی که اینها پیروز بشوند خدای نخواسته، شما فدای آنها خواهید شد، شما را پل قرار داده اند برای پیروزی، وقتی که رفتند این پل را عقب خودشان خراب می کنند، مزاحم آنها نمی خواهند. من باز هم عرض کنم با آقایان که ماه مبارک رمضان است و درهای رحمت خدای تبارک و تعالی به روی همه گناهکاران باز است و شما تا دیر نشده است در این ماه رمضان خودتان را اصلاح کنید، ما همه باید خودمان را اصلاح کنیم، ما هیچ کداممان یک آدم درست حسابی نیستیم. پناه به خدا باید ببریم و خودمان را اصلاح کنیم و با این جریانی که خروشان و دریای مواج آدم های متعهد است ما با آنها خودمان را در همان جریان بگذاریم. جریان مخالف سیل، انسان را خرد می کند، جریان مخالف موج های شکننده دریا انسان را از بین می برد. شما اسلام را کنار نگذاشتید لکن آنهائی که به اسلام عقیده ندارند و اشخاصی هستند که قیام بر ضد اسلام کردند و لااقل در خیابان ها ریخته اند و آدم کشته اند و شما هم حکم شرعی اش را می دانید و شما هم می دانید که کسی که مسلحانه در خیابان بریزد و مردم را ارعاب کند، لازم نیست بکشد مردم را، ارعاب کند، اسلام تکلیفش را معین کرده است و شما هم مساله اش را می دانید. شما همین یک مسأله را بگوئید، یک اعلامیه بدهید، مسأله، در کتاب خدا هست که این اشخاصی که مفسد هستند و ریختند توی خیابان ها و مردم را می ترسانند، به حسب حکم خدا، حکمشان این است. شما این مسأله شرعی را بگوئید و از گروه خودتان امضاء کنید. چرا اینقدر تعلل می کنید، مگر برای شما می خواهید اینها چه بکنند. من از خدای تبارک و تعالی می خواهم که ما را موفق کند در این ماه شریف، در این ماه رحمت، ما را موفق کند که توبه بکنیم از گناهانی که داریم. اهوای ما را، هواهای نفسانیه ما را، یک قدری از دستمان بگیرد و این ملت عزیز ما را با همین قدرتی که دارد حفظ کند انشاءالله و ارتش ما و سایر قوای مسلح ما پیروز بشوند انشاءالله و اسلام انشاء الله پیروز است و خواهد پیروز بود.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.