پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 7:46 PM
تاریخ: 1360/04/01
بسم الله الرحمن الرحیم
آقایان محترم که از پایگاه وحدت دزفول و بسیج اصفهان و سایر آقایان دیگر تشریف دارند من از همه تشکر می کنم و این تشکر برای همه رزمندگان جبهه هاست و همه رزمندگان پشت جبهه هاست.
امروز بحمد الله ملت ایران ملتی است مومن و رزمنده و دارای عقیده و جهاد برای عقیده است و مادامی که این روح بزرگ در کالبد ملت ماست از توطئه ها و کجروی ها و سایر چیزهائی که برای ملت ما بوده است و در پیش است هراسی نیست. آن ملت باید از مشکلات هراس داشته باشد که ایمان نداشته باشد، آن که ایمان و عقیده دارد و بپاخاسته است که جهاد کند در راه این ایمان و عقیده و اعتقاد به این دارد که فداکاری در راه خدای تبارک و تعالی پیروزی است و رسیدن به مقام شهادت پیروزی دیگر است، یک همچو ملتی شکست ندارد.
آنهائی که توطئه گر هستند و با توطئه خودشان می خواهند بین ملت نفاق ایجاد کنند و گمان کردند که می توانند بین ملت یکپارچه اسلامی ایران نفاق ایجاد کنند و گروه ها را در مقابل هم قرار بدهند آنها در اشتباهند، آنها ملت ایران را نشناختند، آنها نمی دانند که ملت ایران یکپارچه مجاهد است و یکپارچه رزمنده است و یکپارچه مؤمن است و دست تبهکاران را به واسطه ایمان خودشان از کشورشان قطع می کنند، توطئه ها را یکی پس از دیگری خنثی می کند.
ملت امروز یکپارچه در صحنه است و مراقب، مراقب توطئه ها، مراقب تبهکاری ها و به مجرد اینکه احساس کند گروهی یا اشخاصی بر خلاف آن مسیری که ملت دارد، که آن مسیر انسانیت و مسیر حق است و مسیر جهاد برای ایمان و عقیده است، به مجرد احساس مخالفت اشخاص یا گروه ها با این راه، خود ملت بدون اینکه احتیاج به این داشته باشد که کسانی ملت را دعوت بکند و یا تجهیز بکند، خود ملت مجهز است و تمام ملت چه نیروهای مسلح ارتش و ژاندارمری و شهربانی و بسیج و پاسداران و نیروهای ملتی و چه سایر قشرها که آنها هم قوای مسلح به ایمان هستند اینها همه در صحنه حاضرند و ناظر اعمال اشخاص و ناظر اعمال گروه ها و جبهه ها هستند و خودشان جوابگوی همه چیزهائی که بر ضد این انقلاب می خواهد شکل بگیرد هستند و بحمد الله احتیاج به اینکه کسی آنها را
بسیح کند ندارند. و یک همچو ملتی است که پیروزی نهائی را به دست می آورد و هر چه شهید در این راه پیروزی می دهد مصمم تر می شود و خستگی ناپذیر است.
این گروه هائی که مع الاسف عده ای از جوانان ما و بچه های عزیزی که اینها باید برای میهن خودشان و اسلام خودشان عمل کنند آنها را بازی می دهند و بر ضد این انقلاب اسلامی که دست قدرت هارا از این کشور قطع کرده است بسیج می کنند و در خیابان ها می آورند و در مقابل ملت می خواهند بایستند، اینها در اشتباهند و من باید به این جوانهای گول خورده ای که از چند نفر گرگ اینهاگول خورده اند، نصیحت کنم و به پدر و مادر این عزیزان نصیحت کنم که شما فرزندان خودتان را و جوانها خودشان را از دست این گرگ هائی که به صورت آدمیزاد در آمده اند و شما را منحرف می خواهند بکنند، توجه داشته باشید این امری که در دو روز پیش از این اتفاق افتاد این را مطالعه کنید، ببینید چه بود، برای چه بود و برای که بود. آیا شما در مقابل آمریکا ایستاده اید و می خواهید جهاد کنید؟! در مقابل شوروی ایستاده اید و می خواهید جهاد کنید؟! میخواهید کشور خودتان را از دست آمریکا بگیرید؟! می خواهید کشور خودتان را از دست شوروی بگیرید؟! شما که بازی خورده اید و سران خیانتکار منافقین شما را بازی داده اند و خودشان در پناهگاه ها نشسته اند و شما را به خیابان آورده اند و آن غائله اسفناک را به دست شما به بار آوردند، آیا شما در مقابل کی می خواستید بایستید؟ اعلام قیام مسلحانه در مقابل کیست؟ اعلام قیام مسلحانه در مقابل ملتی است که قریب بیست سال و اخیراً0 دو سه سال خون خودش را داده است و دست آمریکا و بلوک او را و شوروی و بلوک او را از این کشور کوتاه کرده است. شما در مقابل این ملت می خواستید قیام بکنید و شما را وادار کردند به آن کارهائی که روی تاریخ را سیاه کرد. فکر این را کردید که شما دارید چه می کنید؟ و متحرک به تحریک چه اشخاصی هستید؟ آنهائی که شما را به قیام و استقامت دعوت کردند و جا را خالی گذاشتند و رفتند؟! قیام و استقامت در مقابل کی؟ در مقابل اسلام؟! در مقابل جمهوری اسلامی؟! در مقابل قرآن کریم؟! با اسم قرآن مجاهده در مقابل اسلام و قرآن؟! با اسم اسلام قیام بر ضد اسلام؟! با اسم آزادی قیام بر ضد آزادی؟! بیدار بشوید، جوانهای خودتان را نصیحت کنید. شما تمام قوای خودتان را هم که روی هم بگذارید در مقابل این سیل خروشانی که ملت مسلمان و ارزنده ایران به راه می اندازد قطره ای بیش نیستید. چرا خودتان را به تباهی می کشید و با اسم استقلال ایران می خواهید ایران را به چنگال گرگ های قدرتمند مبتلا کنید؟ یک قدری تفکر کنید، ملت ما یک قدری در حال این افراد تفکر کند و پدر و مادرهای این جوانهای گول خورده، این دخترهای گول خورده، این پسرهای گول خورده تفکر کنند و آنها را هدایت کند. ما خیر شما را می خواهیم، جمهوری اسلامی خیر دنیا و آخرت شما رامی خواهد، جمهوری اسلامی استقلال واقعی شما را می خواهد، جمهوری اسلامی آزادی شما را از دست این گرگ های شرق و غرب می خواهد. این گروهک های بدبخت، این گروهک های جنایتکار جوانهای ما را بازی می دهند خودشان در پناهگاه ها می نشینند و جوانهای این ملت را بسیج می کنند بر خلاف اسلام و بر خلاف ملت مسلمان و در خدمت ابر قدرتها و خصوصاً آمریکا.
این نقشه ای که مدت هاست در کار است و نقاشان بیخبر از خدا دنبال شکل دادن آن بودند و من مطالعه می کردم در حال آنها و در وضع آنها و بالاخره با ناشیگری خودشان را لو دادند و باطنشان را ظاهر کردند و ملت فهمید که اینها چکاره اند و با یک صورت اسلامی و حق به جانب در این مملکت آمدند و نقشه شوم قدرت های بزرگ را یعنی آمریکا را می خواستند در این کشور پیاده کنند. اینها ملت را نشناخته بودند، اینها ملت اسلامی را نمی شناختند، اینها با همه هوش شان و با همه علمشان، این علم را نداشتند که ملت اسلام یعنی چه و قدرت اسلام یعنی چه. اینها خواستند راه را برای آمریکا باز کنند و آمریکائیان، همه در دور پرچم شان جمع شدند و نصیحت من را گوش نکردند و مصلحتی که من برای آنها می اندیشیدم و برای کشور خودمان، اینها از آن غفلت کردند و آنچه که من می خواستم نشود شد و من نمی خواستم که مثل زمان رضاخان که وقتی او را بیرونش کردند آن رفیق صدیق آنها اول کلمه ای که در مجلس گفت، گفت: الخیر فی ما وقع. من نمی خواستم که در کشور بپاخاسته اسلامی ما یک همچو اشخاصی باشند و بیایند و گوش به حرف ها ندهند و مصلحت هائی که ما برای آنها پیش پای آنها می گذاشتیم گوش فرا ندهند و کار را به جائی بکشند که آنهائی که دیروز برای آنها پشتوانه بودند امروز دشمن آنها باشند. اینها نشناختند اسلام را و نشناختند این ملت اسلام را. اینها خیال می کردند که همانطوری که در غرب یا در شرق گروه سیاسی، بازی های سیاسی می کنند و مردم را با بازی های سیاسی گول می زنند و بسیج می کنند می توانند در ایران هم با آن بازی های سیاسی مردم را متفرق کنند و جدا کنند و در مقابل اسلام و جمهوری اسلامی بسیج کنند و مردم را وادار کنند که این مجلس را خودشان منحل کنند و این دولت را خودشان بر کنار بگذارند و این قوه قضائیه را خودشان منحل کنند و جمهوری اسلامی را خودشان به دست خودشان به باد فنا بدهند و راه را باز کنند از برای قدرت هائی که طعمه های خودشان را از دست داده اند تا این مملکت باز طعمه آمریکا و دنبال او شوروی شود. اینها نشناخته بودند اسلام را خیال می کردند اسلام هم مثل مسلک های دیگر فقط یک مسلک سیاسی است که بشود اینها با آن بازی های شیطانی سیاسی، این مردم را از راه خودشان که بیست سال است در راه او خون داده اند، بیست سال است جوانان خودشان را فدا کرده اند، اینها را از آن راه حق به سوی راه باطل و از نور به ظلمات بکشند و راه را برای دوستان خودشان باز کنند.
من بسیار متاسفم از اینکه کوشش کردم که در این دوره اول جمهوری اسلامی اینطور مسائل پیش نیاید و اینطور عزل و نصب ها نشود، لکن با کمال کوششی که کردم اینها نتوانستند بفهمند. من با زبان های مختلف آنها را دعوت کردم به اینکه رها کنند این راهی را که در پیش دارند و با ملت ایران اینطور نکنند و من می خواستم که تمام این کسانی که در کار دولتمردی هستند تا آخر انقلاب و پیروزی انقلاب همه در محل خودشان باقی باشند و این جمهوری اسلامی را همه با هم به آخر برسانند و به
پیروزی مطلق، لکن دستهائی در کار بود و گرگ هائی بود در بین اینها که نگذاشتند این مطلبی را که ما می خواستیم نشود، نشود. وقتی احساس شد که اینها یک نقشه شیطانی اتحاد با منافقینی که دیروز، پریروز ریختند در خیابان ها و جوانهای ما را سر بریدند و مال و اموال مردم را آتش زدند و خیابان ها رابه فساد کشاندند، با اینها دست در دست هم داده بودند و با گروه های منحرف دیگر دست به دست هم داده بودند برای اینکه این کشور را به تباهی بکشند و وقتی که احساس یک همچو خطری شد من قبلا هم گفته بودم که اگر من احساس خطر بکنم آن چیزی را که به شما داده ام پس می گیرم، همین است کسانی که ادعای اسلام می کنند، همین است رفتار آنهائی که ادعای منافع مردم را می کنند، می گویند ما طرفدار خلق هستیم. من نمی دانم این خلقی که اینها طرفدار آنها هستند در کجای دنیا زندگی می کنند، این خلق در ایران است یا در آمریکاست یا در شوروی؟ اینها طرفدار خلق هستند اما خلق ایران؟ طرفدار خلق ایران، در مقابل این خلق میلیونی ایران می ایستد و به جنگ مسلحانه بر می خیزد؟ من مع الاسف چون می بینم در بین اینها بسیاریشان گول خوردند، جوانان پاکدلی بودند که این گرگ ها آنها را منحرف کردند و من امید این را دارم که این جوانها برگردند، اینها به دامن ملت برگردند، به دامن اسلام برگردند، از این جهت من مؤعظه می کنم آنها را، مؤعظه می کنم پدر و مادر اینهائی که گول خورده اند، که جوانان خودشان را نگذارند برای ایده های چند نفر خائن که می خواهند در این کشور حکومت کنند و پشتیبان آنها هم آمریکاست یا شوروی، نگذارید جوانان شما تباه شوند. اینها نشناخته بودند ملت ایران را و نشناخته بودند قوای مسلح ملت ما را. اینها مقایسه می کردند این زمان را با زمان شاه مخلوع. اینها گمان کردند که ارتش امروز ما هم ارتش زمان شاهنشاهی است. اینها گمان می کردند که ملت ما هم ملتی است که دیگر می شود گولشان زد. با تمام قوا برای گول زدن ملت قیام کردند و مع الاسف گروه های مختلفی که بعضی شان هم متدین هستند و نمازخوان هستند، آنها هم در این میدان وارد بودند و هستند. کرارا من گفتم که بیا، برو از این گروهک های فاسد، از این منافقین تبری کن، حیثیت خودت را از دست نده. بیا، برو در ملاءعام و اینها را از خود بران، اینها تو را به تباهی می کشند و این گرگ هائی که در اطراف تو جمع شده اند و (الا بعض معدود آنها) همه آنها گرگ هائی هستند که می خواهند ترا به تباهی بکشند، اینها را از خود بران، و اینکه نتوانست بفهمد اسلام یعنی چه و کشور اسلامی یعنی چه و ملت اسلام یعنی چه و ارتش اسلام یعنی چه و سایر قوای مسلح اسلام یعنی چه، این خودش را به تباهی کشاند. من امروز هم علاقه به این دارم که این گروه هائی که مسلمان هستند، این جمعیتی که نماز خوان هستند، این جمعیتی که با خدا باز قطع مراوده نکردند، این آقایانی که باز رابطه شان را با اسلام قطع نکرده اند اینها بیایند و بهوش بیایند و حساب خودشان را از آنهائی که قیام به ضد اسلام کردند جدا کنند و در ملاءعام و در رادیو و تلویزیون بروند و این گروه هائی که چند روز پیش آنقدر جنایت کردند محکوم کنند. و آن اشخاصی که با پشتیبانی این گروه ها و با اساسی که می خواست درست کند و می خواستند درست کنند که ملت ایران را تکه تکه کنند و شهرهای ایران را یکی بعد از دیگری به تباهی بکشند، اینها بروند و از آنها تبری کنند و حساب
خودشان را از توطئه گران فاسد و از کسانی که به اسلام هیچ عقیده ندارند و آن غائله پریروز را ایجاد کردند، بروند و اینها از اینها تبری کنند و از آنهائی که اسلام را برای امروز صحیح نمی دانند و احکام اسلام را مال هزار و چهار صد سال پیش می دانند، اینها از آنها تبری کنند. من صلاح شما را می دانم، نگذارید خدای نخواسته آن چیزی که به سر دیگران آمد به سر شما بیاید. من علاقه دارم به اینکه همه شما دور پرچم اسلام با هم بایستید در مقابل آمریکا، در مقابل شووری، نه در مقابل خودتان. جبهه گیری نکنید در مقابل هم، با هم دست به هم بدهید تا این کشور را نجات بدهید. این اختلافاتی که شما می خواهید درست کنید و در سخنرانی هایتان درست می شود و در نوشته هایتان ایجاد می شود، اینها به صلاح اسلام، به صلاح کشور، به صلاح ملت نیست. شما می خواهید به کجا بکشانید این کشور را؟ کوشش شما متدینین در این است که این کشور کجا برود؟ در آغوش آمریکا برود؟! در آغوش شوروی برود؟! شما نمی دانید که اگر ایجاد اختلاف فرض محال بتوانید بین گروه های اسلامی بکنید این به جز اینکه آمریکا بیاید و این کشور را به دست بگیرد یا شوروی این کار را بکند نتیجه دیگری ندارد؟ شما غفلت از این دارید؟ شما دانشمندان هستید، از این معنا غافلید؟ شما همه این ملت را به آمریکا می خواهید بفروشید؟ من باز با کمال علاقه ای که به این دارم که همه با هم متحد باشید نصیحت می کنم به شما که شما از این تجربه، نصیحت و عبرت بگیرید. توجه بکنید این مجلس یک مجلسی است که در مقابل این امور انحرافی ایستاده است. این مجلس در دست هیچ حزبی نیست، در دست هیچ گروهی نیست، اکثریت این مجلس اشخاص مستقلی هستند که خودشان فکر می کنند و خودشان عمل می کنند. آنها انحرافات را در نظر می گیرند و رضای خدا در نظر می گیرند و با رضای خدا می خواهند راه را به آخر برسانند و شما که انحلال یک همچو مجلسی را می خواهید می دانید چه می کنید؟ غافل هستید شما آدم های تحصیل کرده متدین، شما را غافل کردند شیاطین یا خدای نخواسته با توجه یک همچو کارهائی انجام می دهید؟ شما متنبه بشوید، این حوادثی که در دنیا واقع می شود این حوادث برای تنبه ما لازم است واقع بشود و کافی است متنبه بشوید و بر خلاف این سیل خروشان اسلام و ملت اسلامی شنا نکنید. من خیر شما را می خواهم، من خیر همه شان را می خواستم، من خیر این گروهک ها را هم می خواهم. اگر این گروهک ها دست بردارند و در مقابل اسلام و کشور اسلامی قیام نکنند و آنهائی که قیام نکردند توبه کنند برگردند به دامن اسلام و این جوان هائی که به دام اینها افتادند تنبه پیدا کنند و برگردند به دامن اسلام، بی خود جان خودشان را فدای شیطان نکنند، جان برادرانشان را فدای هواهای شیطانی نکنند. سران اینها شیاطینی هستند که این شیاطین میخواهند جوانهای ما را، کودک های ما را، دخترهای بیچاره ما را، پسرهای بیچاره ما را می خواهند در مقابل ملت نگه دارند و قیام کنند در مقابل ملت و همه را به باد فنا بدهند.اینها یک گروه های کوچکی هستند که اگر چنانچه این مصلحت که عبارت از این است که جوانهای گول خورده ما برگردند به آغوش اسلام، ملت، اگر نبود این، خوب، تکلیف آنها زود معلوم شد و ملت هم از من فریاد می زنند و می خواهند که من تکلیف آنها را معین کنم، لکن من مصلحت همه مسلمین را و غیر مسلمین را هم می خواهم که اینها همه رها کنند این
شرارت ها را و جوانها و دخترها و پسرهای عزیز ما گول اینها را نخورند از دام اینها فرار کنند و به آغوش اسلام برگردند که اینها برای ملت نمی خواهند کار بکنند، دلیل این است که اینها در هر جا قیام به ضد ملت دارند می کنند. این هیاهوی چند روز پیش از این، دو روز پیش از این و آن شرارت ها برای جلوگیری از آمریکا بود؟! این مردمی که شهید شدند، اینها آمریکائی بودند؟! این خرمن هائی که شما آتش می زنید خرمن های آمریکاست؟! این کارخانه هائی که شما به تعطیلی می کشید کارخانه های آمریکائی است؟! این کشاورزان را که دعوت به کم کاری و بیکاری یا اینکه اگر حاصل عمرشان را جمع کردند و شما با یک کبریت آتش می زنید، اینها مردم آمریکا هستند؟! شما طرفدار خلق هستید؟! طرفدار خلق ایران هستید؟! طرفدار ملت خودتان هستید؟! شما آقایان که از اینها تأیید می کنید، طرفداری از اسلام می کنید؟! طرفداری از کشور اسلامی می کنید؟! کارهای اینها را اسلامی می دانید؟! کارهای حکومت اسلامی ما را اسلامی نمی دانید و کارهای این گروهک ها را که در میدان ها و در خیابان ها با سلاح به جنگ مردم برخاسته اند اسلامی می دانید شما؟! نباید یکدفعه هم تفکر کنید؟! تفکر ساعه خیر من عباده سبعین سنه اگر شما هفتاد سال هم عبادت کردید، بنشینید یک ساعت هم تفکر کنید، فکر کنید که دارید چه می کنید، فکر کنید که برای خودتان دارید چه غائله ای بپا می کنید. آن صحبت هائی که شما فرستادید و در مجلس کردند، این برای خدا بود؟ این تهمت ها برای خدا بود؟! این کارهائی که شما می کنید و مع الاسف شمائی که طبقه مسلم و اسلامی هستید، این کارها برای کشور شماست؟! برای اسلام است؟! دین شما را وادار کرده است که بر خلاف یک دولتی که اینهمه گرفتاری دارد شما عمل بکنید و چوب لای چرخ یک دولتی که دارد برای این ملت شب و روز زحمت می کشد بگذارید؟! این برای اسلام است یا برای ملت اسلامی است؟! به نفع کشور است؟! باید من متأسف باشم از این مسائلی که گرفتارش هستیم، من نمی خواهم که شماها هم به سرنوشت دیگران مبتلا بشوید، من نمی خواستم که آنها هم این سرنوشت را داشته باشند. من در حالات همه تان مطالعه کردم و می کنم و نمی خواهم که منتهی بشود آن رایی که من دارم، به اینکه شما خدای نخواسته دیگر در فکر اسلام نیستید و همه فکر خود هستید. مگر من و شما چند سال دیگر هستیم؟ مگر شماها چقدر می خواهید عمر بکنید؟ مگر شماهر مقامی هم پیدا بکنید از مقام رضاخان و محمدرضا خان بیشتر می شود؟ عبرت بگیرید، عبرت بگیرید از این حوادث تاریخ. تاریخ معلم انسان است. تعلیم بگیرید از این حوادثی که در دنیا واقع می شود. شماها چند سال دیگر نیستید در این عالم، چمران هم نیست، چمران با عزت و عظمت و با تعهد به اسلام جان خودش را فدا کرد و در این دنیا شرف را بیمه کرد و در آن دنیا هم رحمت خدا را بیمه کرد، ما و شما هم خواهیم رفت. مثل چمران بمیرید، مثل این سربازهائی که در مرزها کشته می شوند بمیرید. این وصیت نامه هائی که این عزیزان می نویسند، مطالعه کنید. پنجاه سال عبادت کردید و خدا قبول کند، یک روز هم یکی از این وصیت نامه ها را بگیرید و مطالعه کنید و تفکر کنید. و این جوانهای ما که علیل شدند، الان هم وقتی می آیند از من می خواهند که دعا کنم که اینها شهید بشوند، پایش را از دست داده، عصا زیر بغلش هست لکن گریه می کند و
می خواهد که دعا کنیم که شهید بشود. از اینها یک قدری تعلیم و تعلم پیدا کنید. چرا من به شما عرض کردم که یک مطلبی که بر خلاف ضرورت اسلام است و بر خلاف نص قرآن است و از یک گروهی صادر شده است با اسم و رسم، چرا شما، من دعوت کردم که از اینها حسابتان را جدا کنید، نکردید؟ آن آقا که من کراراً به او گفتم که حسابت را از این منافقین جدا کن و اعلام کن، اعلام کن به اینکه شماها از اسلام نیستید و شماها به من ارتباط ندارید، نپذیرفت و دید آنچه دید و من امیدوارم که توبه کند تا خدای تبارک و تعالی او را بیامرزد و در آن عالم رو سیاه نباشد. شما الان وقت دارید، وقت توبه باقی است، وقت جدائی از گروه هائی که به ضد اسلام قیام کرده اند باقی است، یک قدم روی هوای نفس بگذارید، یک قدم روی خواست های شیطانی خود بگذارید و اعلام کنید به اینکه این کسانی که اعلامیه جبهه ملی را داده اند و بر ضد اسلام اعلامیه دادند و ارتباط برای آنها، هر کدام ثابت بشود که به اطلاع آنها بوده است این مطلب، مرتد شدند، شما از آنها تبری کنید، شما از اینهائی که دیروز پریروز ریختند در خیابان ها و آنهمه جنایت کردند و اعلام کردند که ما بر خلاف جمهوری اسلامی مسلحانه جنگ می کنیم، شما از اینها تبری کنید. من صلاح شما را می خواهم، من علاقه دارم به بسیاری از شما و شما توجه ندارید. من باید بگویم که شماها با اینکه در سیاست بزرگ شدید شم سیاسی ندارید، چنانچه آقای بنی صدر هم شم سیاسی نداشت. من الان هم نصیحت میکنم آقای بنی صدر را به اینکه نبادا در دام این گرگ هائی که در خارج کشور نشستند و کمین کردند بیفتید و این آبروئی که از دست دادید بدتر بشود. من علاقه دارم که تو بیشتر از این خودت را تباه نکنی، من علاقه دارم که همه اشخاصی که در این مملکت زندگی می کنند یک زندگی انسانی الهی باشد. نبادا یک وقت در دام اشخاصی بیفتی که این ملت آنها را سر تا پا شناخته است و آنها از تو پشتیبانی کنند و تو هم در دام آنها بیفتی که هم دنیا به باد رفته است تا آخر و هم آخرت. اگر نصحیت های من را گوش کرده بودی این مسائل پیش نمی آمد، لکن نگذاشتند. آنهائی که به تو اظهار علاقه می کردند، آنها به اسلام علاقه نداشتند و تو را کشاندند به جائی که تباه کردند. بیش از این خودت را تباه نکن، به دام این اشخاصی که مثل اژدها دهان باز کرده اند تا همه حیثیت تو را به باد فنا بدهند و ببلعند نیفت. اگر چنانچه توبه کنی و برگردی و علاقه خودت را از این گروه های مفسد، فاسد، جنایتکار سلب کنی و در یک کناری بنشینی مشغول تصنیف و تالیف بشوی صلاح تو است. اگر شما آن نصیحتی را که آن روز من با حال مرض در بیمارستان به شما کردم گوش کرده بودید امروز اینطور نبود و من نمی خواستم باشد. آن روز من یکی از حرف ها که اساس همه گرفتاری های بشر است تنبه دادم که حب الدنیا راس کل خطیئه تمام خطاهائی که از ماها صادر می شود روی این حب نفس و جاه و مال و منال است. اگر این کلمه را گوش کرده بودید و هواهای نفسانی را زیر پا گذاشته بودید اینطور نمی شد که همه گروه ها، همه دوستان شما از شما منفصل بشوند الا این گروه هائی که می خواهند شما را آلت دست قرار بدهند و به مقاصد خودشان برسند. دوستهای درجه اول شما پشت به شما کردند، گروه هائی که با شما بودند و برای شما شعار میدادند پشت به شما کردند و این دلیل بر این بود که شما قدرت سیاسی ندارید، بزرگتر دلیل
این است که انسان یازده میلیون رای را تباه کند. این گذشت و ناگوار گذشت، من نمی خواستم اینطور بشود، لکن - باز - برای هر کس هر کار بکند باز جای توبه هست، در توبه باز است، رحمت خدا واسع است، شما توبه کن و یک قدم طرف خدا برو و پشت به هوای نفسانی بکن خداوند می پذیرد تو را، آبروی تو را اعاده می دهد، حیثیت تو را اعاده میدهد. و شمائی که امروز هستید در مجلس و در صحنه، شما هم این نصیحت عاجزانه من را قبول کنید و یک پاروی نفسانیت بگذارید و این گروه هائی که ایران را می خواهند به تباهی بکشند، قیام مسلحانه بر ضد اسلام کردند اینها را از خود برانید و از آنها تبری کنید و آنهائی که اسلام را برای حالا دیگر صحیح نمی دانند آنها را هم از خودتان برانید و از آنها تبری کنید. جای توبه باز است و بزرگتر گناه، بزرگترین گناه این است که انسان طرفداری بکند از کسانی که به ضد اسلام قیام کرده اند یا به ضد اسلام اعلامیه می دهند. من خیر شما را می خواهم، من حق خودم را بخشیدم به شما، هر چه بد گفتید بخشیدم لکن خیر شما را می خواهم که از این خطاها که تا کنون شده است دست بردارید و با ملت حسابتان را یکی کنید و با این گروه های مختلفی که می خواهند از حیثیت شما برای خودشان کسب وجاهت کنند و هر چه آنها کسب وجاهت کنند شما وجاهتتان را از دست می دهید، از اینها ببرید و به اسلام، به همین چیزی که عقیده به آن دارید لکن هوای نفس نمی گذارد، برگردید و همه ما، همه ما تعلیم پیدا بکنیم از این سربازهائی که در جبهه ها دارند جان خودشان را فدا می کنند. آنها جان خودشان را برای اسلام و برای مصلحت کشور اسلامی فدا می کنند و ما سر خون آنها اینجا بنشینیم و با هم جنگ و ستیز کنیم. این در منطق اسلام از بزرگترین گناهان است و در منطق انسانیت از بزرگترین اموری است که قبیح است. چقدر قبیح است که یک دسته ای برای مصالح کشورشان، برای مصالح ما بروند در جبهه ها و آنطور جانفشانی کنند و آنطور خون خودشان را بدهند و شب و روز خودشان را صرف در این عبادت بزرگ الهی بکنند و من و شما هم اینجا بنشینیم و مقاله بنویسیم و روزنامه بنویسیم و به جان هم بیفتیم، چقدر این مساله قبیح است و چقدر شرم آور است. خداوند همه ما را از شر خودمان نجات بدهد. خداوند همه ما را به راه راست خودش هدایت کند. خداوند همه کشور ما را از شر اجانب نجات بدهد.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.