0

یادنامه شهدای روحانی

 
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:یادنامه شهدای روحانی

عنوان : محمد مقدسيان


محمد مقدسيان
شهيد محمد مقدسيان فرزند حيدر در سي‌ام خرداد سال 1314 در تهران و در ميان خانواده‌اي مذهبي متولد شد. دوران تحصيلات مقدماتي و متوسطه خود را با موفقيت سپري كرد و پس از آن براي كسب علم و دانش در علوم حوزوي به شهرستان قم عزيمت نمود. به دليل هوش سرشار دوره سطح را طي نمود و در دوره خارج، از محضر اساتيد گرانقدر حوزه علميه قم بهره جست و در همين هنگام به وعظ و خطابه در مساجد و تكايا پرداخت. وي از اول نوجواني به مبارزه با رژيم منحوس پهلوي پرداخت به طوري‌كه از سن14سالگي در ساواك داراي پرونده سياسي بود. او بارها توسط رژيم ستمشاهي بازداشت شد و مورد آزار و شكنجه ماموران ساواك و شهرباني قرار گرفت. اسناد و مدارك موجود بيانگر آن است كه ساواك دمي از سخنرانيها و هشدارهاي وي به مردم آرام نبود و دائم در مجالس سخنراني در تعقيب وي بود. اظهارت و سخنرانيهايش را به اداره كل شهرباني و ساواك گزارش مي‌دادند.
او همواره در سخنراني‌هاي خود مردم را به مبارزه عليه ظلم و جور رژيم حاكم دعوت مي‌كرد، بنيان و اساس حكومت ظالمانه پهلوي را به بنيان و اساس حكومت معاويه و يزيد تشبيه مي‌كرد.
او از مريدان صديق امام خميني رضوان الله تعالي عليه بود. در اغلب سخنرانيهايش بي‌پروا براي سلامت امام(ره) دست دعا به آسمان بلند مي‌كرد و از مردم مي‌خواست كه نهضت اسلامي را ياري كنند.
در پانزده خرداد 42 جزء معدود روحانيون و نيروهايي بود كه در بازار تهران مسائل روز را براي مردم بازگو كرد و از همان زمان از طرف رژيم مورد تهديد قرار گرفت.
او با فدائيان اسلام و شهيد نواب صفوي رابطه داشت و در توزيع 7000 نسخه روزنامه شاهد شركت فعال داشت. در سال 1345 بر اثر مبارزات و افشاگريها در خصوص ظلم و تعدي رژيم، ساواك وي را فردي محرك و مخالف مصالح عمومي معرفي كرد و به همين منظور از سفرش به حج جلوگيري كرد. او عاشق حرم مطهر رسول خدا(ص) و بيت‌الله الحرام بود و در سرزمين حرم امن الهي تغييرات محسوسي در وي ديده مي‌شد و در قرائت زيارت عاشورا استمرار داشت. وي پس از به ثمر رسيدن انقلاب شكوهمند اسلامي در ماموريت‌هاي حساس بسياري فعاليت داشت و در دوران جنگ تحميلي بارها براي تبليغات راهي جبهه‌هاي حق عليه باطل گرديد.
شهيد مقدسيان سرانجام در تاريخ1/12/64 در آخرين سفرش همراه با ديگر همرزمانش از جمله آيت‌الله شهيد محلاتي و شهيد كلاهدوز و... در آسمان نيلگون خوزستان بود كه هواپيماي حامل ايشان هدف موشك جنگنده‌هاي دشمن بعثي قرارگرفت و به فيض عظماي شهادت نايل آمد.

روحش شاد و راهش پررهرو باد

 
 
 
 


سه شنبه 14 دی 1389  3:49 PM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:یادنامه شهدای روحانی

عنوان : كريم حاجي آقا خياباني


كريم حاجي‌آقا خياباني
 طلبه شهيد كريم حاجي‌آقا خياباني فرزند رحيم، اول خرداد ماه سال 1343 در ميان خانواده‌اي مذهبي و متدين در شهر تبريز متولد شد.وي از ابتداي دوران طفوليت ذهني پرسشگر و كنجكاو داشت. دوران تحصيلات خود را از مقدماتي تا پايان سوم دبيرستان با موفقيت سپري كرد. براي پاسخگويي به ذهن كنجكاو و پرسشگر خود سال سوم دبيرستان را نيمه رها كرد و به منظور شناخت درست مباني و معارف دين مبين اسلام راهي شهر قم شد و پس از شركت در آزمون ورودي در حوزه علميه قم و در مدرسه حقاني مشغول به تحصيل و فراگيري علوم حوزوي شد.
در دوران شكوفايي انقلاب اسلامي به سبب كمي سن فعاليت چشمگيري نداشت، لكن پس از پيروزي انقلاب با شركت در كلاسهاي عقيدتي سياسي، انجمن اسلامي دبيرستان محل تحصيل خود در برپايي نمايشگاههاي عكس و كتاب نقش موثري در اطلاع‌رساني دانش‌آموزان داشت. با شروع جنگ تحميلي زماني به عنوان رزمنده و زماني به عنوان مبلغ در جبهه‌هاي نبرد حق عليه باطل حضور يافت و سرانجام در تاريخ سي‌ام دي ماه 1365 در منطقه شلمچه و در عمليات كربلاي 5 به فيض عظماي شهادت نايل آمد و پيكر پاكش در بهشت‌زهرا(س) آرام گرفت.

فرازي از وصيتنامه اين شهيد عزيز را با هم مي‌خوانيم:

«عقيده‌اي كه مرا به اينجا يعني جبهه كشاند چيزي جز انجام وظيفه نبود و اميدوارم تاآخرين مرحله زندگي در انجام وظايف الهي كوتاهي نورزم. توصيه‌اي كه به برادران و خواهرانم دارم اين است كه عمرتان را فقط صرف همين مطلب يعني يافتن راه حق و حقانيت و نور و نورانيت كنيد كه در آخرت با سرافرازي و سربلندي قدم در صحنه قيامت گذاريم.»

روحش شاد و راهش پررهرو باد

 

 
 
 
 


سه شنبه 14 دی 1389  3:49 PM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:یادنامه شهدای روحانی

عنوان : سيدعبدالكريم مخبر

 سيدعبدالكريم مخبر
شهيد سيدعبدالكريم مخبر فرزند سيدحسين در ششم شهريور ماه سال 1305 در خانواده‌اي مؤمن و مذهبي در شهرستان بروجرد متولد شد. از همان ابتداي كودكي شيفته دين اسلام و تحصيل در علوم ديني بود. در زمان اختناق رضاشاه كودكان هم سن و سال خود را مخفيانه به مراسم عزاداري و نوحه‌خواني اباعبداله الحسين(ع) دعوت مي‌كرد. تحصيلات ابتدايي را همراه كار كردن در كنار پدرش سپري كرد و براي كسب معارف و علوم ديني وارد مدرسه علميه بروجرد شد. بخشي از دروس حوزه را در محضر اساتيد محترمي چون حاج شيخ علي جواهري و آيت‌الله بهاءالدين حجتي فرا گرفت، سپس راهي حوزه علميه قم شد و با وجود فقر و تنگدستي به تحصيل علوم ديني ادامه داد و از محضر علماي گرانقدري چون آيت‌الله حاج سيدمحمدتقي خوانساري و آيت‌الله بروجردي بهره گرفت. در سال1327 به تهران عزيمت نمود و در تهران به فعاليت‌هاي اجتماعي خود ابعاد تازه‌اي بخشيد، با شهيد نواب صفوي پيوندي نزديك برقرار نمود و در خرداد سال42 به نداي بنيانگذار جمهوري اسلامي لبيك گفت و از جمله طراحان قيام خرداد سال42 بود. به همت بلند او بناي سه مسجد در تهران گذارده شد، در سالهاي47ـ46 در مسجد فاطميه فعاليت‌هاي چشمگيري از جمله تاسيس گروه‌هاي فرهنگي خواهران و برادران، تاسيس كتابخانه، تاسيس خيريه و... از خود نشان داد. پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي سرپرستي كميته منطقه13را پذيرفت و در طول تصدي اين مسؤوليت بارها از سوي منافقين كوردل تهديد به ترور شد. وي در روز بيست و پنجم آذر ماه سال60 مصادف با اربعين سيد و سالار شهيدان طبق برنامه هرساله در منزل خود پذيراي عزاداران حسيني بود،كه يكي از منافقين كوردل به بهانه‌اي از مجلس خارج شد و با شليك گلوله آن كوردل زبون به سرش، به درجه رفيع شهادت نايل آمد و پيكر پاكش در بهشت‌زهرا(س) آرام گرفت.

روحش شاد و راهش پررهرو باد


 
 
 


سه شنبه 14 دی 1389  3:49 PM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:یادنامه شهدای روحانی

عنوان : سيداحمد آقاميري


سيداحمد آقاميري
شهيد سيداحمد آقاميري فرزند سيدباقر، در هشتم ديماه سال 1315 در زنجان چشم به جهان هستي گشود. دوران كودكي را در خانواده‌اي مذهبي و روحاني با سلامت و بهره‌مندي از تربيتي درست سپري كرد.  سپس به تحصيل حوزوي پرداخت و نزد علماي بزرگي چون آيت‌الله العظمي بروجردي تعليم ديد. وي با دختر آيت‌‌الله طاهري ازدواج كرد و سرپرستي و هدايت چهار فرزند را بر عهده گرفت. با شروع انقلاب اسلامي، با همه وجود به آن پيوست و لحظه‌اي از تاييد انقلاب دست نكشيد. در تمام تظاهراتها شركت كرد و مبارزه با رژيم را چون يك واجب شرعي دنبال نمود. سرانجام در حالي كه در محراب مسجد ولي‌عصر(عج) مشغول عبادت بود، توسط ضدانقلاب و پس مانده‌هاي كوردل رژيم، هدف گلوله قرار گرفت و ترور شد. پس از عمري مجاهدت با خلعت شهادت از جهان رخت بربست و پيكر مطهرش در بهشت‌زهرا(س) آرام گرفت.

روحش شاد و راهش پررهرو باد

 


سه شنبه 14 دی 1389  3:51 PM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:یادنامه شهدای روحانی

عنوان : غلامحسين حقاني


غلامحسين حقاني
شهيد روحاني غلامحسين حقاني فرزند محمد، به سال1320 در خانواده‌اي روحاني در شهر قم متولد شد. وي دوران تحصيل را تا اخذ ديپلم در تهران سپري كرد و به دليل عشق و علاقه وافري كه به كسب علوم اسلامي داشت پس از دو سال خواندن مقدمات در تهران، به زادگاهش رفت و در آغاز در محضر اساتيدي چون آيت‌الله داماد و مرحوم حائري به كسب معلومات پرداخت. در حوزه درس رهبر كيبر انقلاب اسلامي حضرت امام خميني(ره) شركت نمود و چندين سال در زمينه اخلاق و فقه از محضر پر فيض ايشان بهره جست. وي به سرعت و به دليل هوش زياد و حافظه قوي و قلب پاك و كار و كوشش شبانه‌روزي به درجه اجتهاد رسيد. عليرغم تحصيل در علوم حوزوي همانند ديگر شاگردان امام امت به شهرهاي زيادي سفر كرد و به وعظ و ارشاد مردم پرداخت و زمينه را براي قيام خونين 15 خرداد 1342 آماده ساخت. وي با همكاري اساتيد و علماء و همفكران خود در حوزه علميه قم مؤسسه راه حق و اصول دين را پايه‌گذاري نمود و ضمن تدريس در حوزه علميه به نوشتن كتب و مقالات متعدد پرداخت. در سال 1346 اولين كتابش بنام«اسلام پيشرو نهضتها» چاپ و منتشر شد. از ابتداي شروع نهضت اسلامي به رهبري امام خمين(ره) مبارزات خود را عليه رژيم سفاك پهلوي تشديد كرد و چندين بار در شهرهاي شيراز، كرمان، بندرعباس، و... توسط ساواك تعقيب شد. در سال1350 دستگير و به چند ماه زندان محكوم شد. پس از آزادي مخفيانه به عراق سفر كرد و از امام خميني(ره) در زمينه چگونگي مبارزه و ادامه آن كسب تكليف نمود. سپس براي تماس با مسلمانان مبارز در خارج از كشور راهي ديگر كشورهاي عربي شد. در سال 1354 ساواك مجدداً وي را دستگير و به دوازده سال حبس محكوم كرد كه چهار ماه در كميته و يازده ماه در زندان قصر بود و بعد به زندان اوين منتقل شد و در اين مدت سخت‌ترين و بدترين شكنجه‌ها را متحمل شد. او در سال 57 همراه ديگر آزاد مردان از زندان رها شد و در اعتصابات كارگران زغال سنگ كرمان وتحصن روحانيت در دانشگاه تهران حضور يافت. پس از ورود امام(ره) به ايران با كمك جمعي از فضلاء و اساتيد حوزه عليمه قم دفتر تبليغاتي قم را تاسيس كرد و مسؤوليت اين دفتر را به عهده گرفت. در اسفند ماه سال 57 به نمايندگي از طرف امام(ره)، به استانهاي سيستان و بلوچستان و هرمزگان عازم شد تا به عنوان نماينده امام(ره) مردم را در برخورد با مشكلات و مسائل انقلاب آشنا كند. پس از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي از سوي امام(ره) به عنوان امام جمعه بندرعباس منصوب شد و مسؤوليت حاكم شرع و رئيس دادگاه استان هرمزگان را به عهده گرفت.
حجت‌الاسلام حقاني با حس مسؤوليت و قبول تعهد در قبال انقلاب، اسلام و مردم سلحشور ايران به نمايندگي مجلس شوراي اسلامي انتخاب شد. او در مجلس در دو كميسيون دفاع و تحقيق به عنوان نايب رئيس كميسيون انجام وظيفه مي‌كرد.
جاويدالاثر حقاني در تابستان سال 1359 همراه با پنج تن ديگر از حجج‌اسلام آقايان باهنر، امامي كاشاني، شرعي، عبائي و جنتي از طرف امام(ره) به عنوان بالاترين مقام تصميم گيرنده تبليغات اسلامي منصوب شد و به سمت دبير شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي انتخاب شد و سرپرستي سازمان تبليغات اسلامي را بر عهده گرفت.
سرانجام اين خورشيد تابان حوزه در شامگاه خونين هقتم تير ماه سال 1360 همراه شهيد مظلوم آيت‌الله بهشتي و 72 تن از ياران صديقش در انفجار بمب سالن حزب جمهوري اسلامي، به نور ابدي و سرچشمه لايزال هستي پيوست و پيكر مطهرش در كنار ديگر شهيدان در گلزار بهشت‌زهرا(س) آرام گرفت.

روحش شاد و راهش پررهرو باد


 
 
 
 


سه شنبه 14 دی 1389  3:51 PM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:یادنامه شهدای روحانی

عنوان : محمداسماعيل مالك(ملكي)


محمداسماعيل مالك(ملكي) 
شهيد محمداسماعيل مالك(ملكي) فرزند ميرزاعلي، در روستاي خيارج از توابع بوئين‌زهرا متولد شد. در دوران كودكي تحت تعاليم پدر روحاني‌اش قرآن و تعاليم مقدماتي اسلام را آموخت و براي فراگيري علوم حوزوي راهي شهرستان قزوين شد و در مدرسه پيغمبريه از دروس اساتيد آن حوزه بهره گرفت. پس از فوت پدر و يكي از فرزندانش به شهر قم هجرت كرد و در جوار آستان نوراني حضرت معصومه(س) به ادامه تحصيل علوم ديني پرداخت. پس از چند سال اقامت در شهرستان قم و كسب معارف علوم اسلامي براي ترويج و تبليغ دين مبين اسلام به تهران عزيمت كرد و در سنگر مساجد به نشر فرهنگ اسلام ناب محمدي(ص) پرداخت. در سالهاي سياه اختناق ستمشاهي بنابر رهنمودهاي حضرت امام خميني(ره) در صدد ترويج تعاليم حياتبخش اسلام و افشاي چهره فاسد و ظالم حكومت ننگين شاه برآمد و به خاطر توجه به نسل جوان، خانه‌اش تحت مراقبت ساواك بود و مورد آزار و تهديد مزدوران رژيم قرار مي‌گرفت. در دوران شكوفايي انقلاب اسلامي به هدايت و راهنمايي امت حزب‌ا... پرداخت و فعالانه در سازماندهي تظاهرات و راهپيمائيهاي منطقة فعاليت خود همت گماشت. پس از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي به دنبال توطئه‌هاي استكبار و تلاشهاي مذبوحانه جريانات انحرافي، شهيد مالك با تمام توان بر مواضع به حق جمهوري اسلامي ايستادگي كرد و به افشاي ماهيت دشمنان داخل و خارج پرداخت و همچون ساير روحانيون مبارز در خط ولايت فقيه پيشاپيش مردم مسؤوليت‌هاي اجرايي را پذيرا شد و خدمات شاياني كرد. در دوران جنگ تحميلي پس از طي دوره آموزشهاي نظامي در جبهه‌هاي حق عليه باطل حضور يافت. شهيد مالك در سنگر مسجد آني از افشاگري عوامل داخلي غفلت نكرد و هيچگاه حاضر نشد حقيقت انقلاب را فداي مصالح ضدانقلاب نمايد. منافقين كوردل كه بيش از ديگران مورد هجوم روشنگريهاي او بودند، تاب نياوردند به تهديد و منع او از مبارزه پرداختند. شهيد مالك مسجد باب الحوائج را سنگري مطمئن و نفوذناپذير براي فعاليت‌هاي انقلابي و مبارزات خود ساخته بود. سرانجام در شامگاه روز هفتم شهريور ماه سال1360 پس از اداي نماز جماعت مغرب و عشاء و در راه بازگشت به خانه، هدف گلوله منافقين قرار گرفت و به فيض عظماي شهادت نايل آمد و پيكر مطهرش در بهشت‌زهرا(س) آرام گرفت.

در فرازي از وصيتنامه محمداسماعيل مالك(ملكي) آمده است:

«فرزندانم! نمازتان را اول وقت بخوانيد و پشتيبان رهبري و ولايت فقيه باشيد. پشتيبان جمهوري اسلامي باشيد، پشتيبان مظلوم باشيد و دشمن ظالم، و در راه خدا انفاق كنيد.»

روحش شاد و راهش پررهرو باد

 
 
 
 


سه شنبه 14 دی 1389  3:51 PM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:یادنامه شهدای روحانی

عنوان : محمدرضا لولاچيان

محمدرضا لولاچيان
طلبه شهيد محمدرضا لولاچيان فرزند محمود، در بيست و پنجم ارديبهشت ماه سال 1348 در ميان خانواده‌اي متوسط و مذهبي در محله خاني‌آباد(تختي) متولد شد.
تحصيلات خود را تا پايان سال دوم رياضي فيزيك با موفقيت سپري كرد و پس از ترك تحصيل براي فراگيري علوم و معارف اسلامي جذب حوزه علميه شد و دروس حوزوي را در مدارس مجتهدي و قائم و چيذر نزد اساتيد محترم آن حوزه‌ها فرا گرفت. در دوران شكوفايي انقلاب اسلامي به علت كمي سن فعاليت مهمي نداشت، اما پس از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي براي حفظ دستاوردهاي انقلاب به عضويت بسيج درآمد و با شروع جنگ تحميلي به عنوان تك تيرانداز و آرپي‌جي‌زن و تيربارچي در عمليات خيبر(جزيره مجنون) كربلاي1 و كربلاي5 فعاليت چشمگيري از خود نشان داد.

در قسمتي از وصيتنامه اين شهيد عزيز آمده است:

«تنها توصيه‌اي كه داشتم اين است كه هر كار را كه مورد رضاي خداست انجام دهيد. مبادا بر طبق هواي نفس عمل كنيد. تا لحظه‌اي كه عمر داريد از آموختن علم غفلت نكنيد. هر علمي كه ما را به خدا نزديك كند، مخصوصاً علم دين و مذهب همان طوري كه آرزوي من بود و بحمدا... در آن راه قرار گرفتم.‌اي ملت بزرگ، امام و رزمندگان را دعا كنيد و از اطاعت اين مرد خدا خسته نشويد.»
سرانجام مريد و مطيع امام امت در بيست و دوم ديماه 1365 در منطقه عملياتي شلمچه بر اثر اصابت تركش خمپاره به لقاءالله پيوست و به فيض عظماي شهادت نايل آمد و پيكر مطهرش در بهشت‌زهرا(س) آرام گرفت.

روحش شاد و راهش پررهرو باد

 

 
 
 
 


سه شنبه 14 دی 1389  3:51 PM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:یادنامه شهدای روحانی

عنوان : محمدحسين باقري

 
 محمدحسين باقري
شهيد محمدحسين باقري فرزند رضي‌الله، در سال 1327 در يكي از روستاهاي معروف شاهرود به نام ده‌ملا ديده به جهان گشود. خانواده او روحاني بودند و شهيد در سايه تربيتي اسلامي و الهي بزرگ شد. دوره ابتدايي را به پايان برد سپس در يكي از حوزه‌هاي درسي شاهرود به كسب دانش پرداخت. از آن پس به مدرسه فيضيه قم وارد شد و در سال 1351 ازدواج نمود و صاحب سه فرزند شد. با شروع انقلاب اسلامي تمامي سعي و تلاش خود را براي پيروزي نهضت به كار بست، تا اينكه طلوع صبح آزادي فرا رسيد. روز 23/11/57 براي جمع‌آوري اسلحه به سوي ميدان آزادي رفته بود كه توسط ته‌ مانده‌هاي ضدانقلاب از درون يك پيكان هدف گلوله قرار گرفت و به شهادت رسيد و پيكر مطهرش در بهشت‌زهرا(س) آرام گرفت.

روحش شاد و راهش پررهرو باد

 
 
 
 
 


سه شنبه 14 دی 1389  3:51 PM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:یادنامه شهدای روحانی

عنوان : محمد مصطفوي كرماني

 محمد مصطفوي كرماني
روحاني شهيد محمد مصطفوي كرماني فرزند فتح‌الله، در نوزدهم تيرماه سال 1315 در ميان خانواده‌اي مذهبي و متدين در كرمان متولد شد.
وي دوران تحصيلات ابتدايي را با موفقيت سپري كرد و به دليل علاقه وافرش به فراگيري علوم ديني و معارف اسلامي به شهرستان قم عزيمت كرد و در حوزه علميه قم دوره سطح را به پايان رساند.
دوره خارج فقه و اصوال را در محضر اساتيد و مراجع بزرگ قم آموخت و كسب فيوضات علمي و تقوي در محضر امام خميني(ره) از افتخارات آن شهيد بزرگوار است.
زنده ياد مصطفوي در شكل‌گيري انقلاب اسلامي نقش بسزايي داشت و در ايام ماه مبارك رمضان و ماه محرم در شهرستانها به منبر مي‌رفت و عليه دستگاه ملعون پهلوي سخنراني مي‌كرد، به طوري‌كه در اواخر دوران ستمشاهي به دستور ساواك ممنوع المنبر شده بود.
شهيد مصطفوي از روحي بلند، ايماني قوي و اخلاقي پسنديده برخوردار بود و اعتمادي راسخ در كليه امور داشت و همواره عاشق شهادت بود.
وي پس از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي براي حفظ دستاوردهاي نظام اسلامي مسؤوليت بخشي از كميته انقلاب را كه به وسيله مردم هميشه در صحنه تشكيل شده بود به عهده گرفت و در سال 1359 وارد سنگر قضاوت گرديد. تا تاريخ شهادت در پست حساس و خطير قضاوت به انقلاب اسلامي و مردم خدمت نمود.
زنده ياد مصطفوي پس از شروع جنگ تحميلي جهت نشر فرهنگ اسلام ناب محمدي(ص) به عنوان مبلغ راهي جبهه‌هاي حق عليه باطل گرديد و سرانجام در سانحه هوايي در اهواز(خليج‌فارس) به نور ابدي و سرچشمه لايزال هستي پيوست و پيكر مطهرش در گلزار شهداي قم آرام گرفت.

روحش شاد و راهش پررهرو باد


 
 
 
 


سه شنبه 14 دی 1389  3:51 PM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:یادنامه شهدای روحانی

عنوان : سيدباقر ميراحمدي

سيدباقر ميراحمدي
شهيد سيدباقر ميراحمدي فرزند سيدعلي، در سال1334 در خانواده‌اي متدين در روستاي قاضي شهرستان رودسر متولد شد. ازآغاز كودكي در محيطي سرشار از تقوي و معنويت رشد يافت پس از اتمام دوره ابتدايي در سن چهارده سالگي به لحاظ علاقه وافر به تحصيل علوم ديني، وارد حوزه علميه قم شد و از محضر اساتيدي چون آقايان سيدمحمود طالقاني و مشكيني، تلمذ و كسب فيض نمود. شور و شوق جواني آميخته به عشق معبود، همواره در مناجات و تلاوت قرآن شهيد ميراحمدي مشهود بود.
وي در سن بيست سالگي به لحاظ شركت در مراسم ياد بود شهداي 15 خرداد سال42، توسط عمال رژيم پهلوي بازداشت و به پانزده سال حبس محكوم و سپس روانه زندان شد. او شكنجه‌هاي طاقت‌فرساي ماموران ساواك را به جان خريد و حاضر به همكاري با ايشان نگرديد و سرانجام پس از تحمل هجده ماه حبس، از زندان متواري شد. وي به رغم مصائب فراواني كه در اين راه متحمل شده بود، پس از رهايي از زندان نيز از مبارزات و فعاليت‌هاي سياسي خود دست برنداشت.
بعد از انقلاب شكوهمند اسلامي و با آغاز جنگ تحميلي، وفاداري خويش را به انقلاب اسلامي با عضويت در سپاه پاسداران و شركت در جبهه‌هاي نور عليه ظلمت ثابت نمود و پس از اعزام به كردستان، به عنوان فرمانده لشگر سپاه و مهره‌اي كليدي، در آزادسازي مناطقي چون كامياران، باختران و مريوان ايفاي نقش نمود و خدمات ارزنده‌اي انجام داد.
فعاليتهاي مستمر و چشمگير او سبب شد نظر سوءدشمنان به وي معطوف شود و ضمن كنترل و شناسايي او، براي به شهادت رسانيدن وي، جايزه نقدي تعيين نمايند.
طلبه شهيد در دانشگاه مولايش، سرور و سالار شهيدان آقا اباعبدا... الحسين موفق به كسب مدارج بالاي انسانيت شد و سرانجام در پنجم تير ماه سال 61، در شهرستان مريوان، بر اثر اصابت گلوله مزدوران كوموله دعوت حق را لبيك گفت و پيكر مطهرش در گلزار امامزاده محمد رودسر آرام گرفت.

يادش گرامي و راهش پررهرو باد

 
 
 
 


سه شنبه 14 دی 1389  3:51 PM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:یادنامه شهدای روحانی

عنوان : حسين مظفر

حسين مظفر
شهيد حسين مظفر مقام فرزند محمدرضا، در دوم ارديبهشت ماه سال 1308 در روستاي ترك‌آباد از توابع شهرستان يزد در خانواده‌اي روستايي متولد شد. خواندن و نوشتن و قرائت قرآن كريم را در زادگاهش آموخت و براي كسب علوم و معارف ديني عازم قم گرديد و وارد مدرسه فيضيه شد.
او طلبه‌اي ساده كوشا و قانع بود. به سبب استعداد فراوان و خلق و خوي حسنه و دوست داشتني به زودي شمع محفل ياران شد. با شهيد حاج آقا مصطفي خميني معاشرت و دوستي داشت. در حوزه علميه قم از محضر اساتيد و علماي گرانقدري چون حضرت امام خميني(ره) و آيات عظام نجفي، مشكيني، و حاج ميرزا ابوالفضل زاهدي كسب فيض كرد و مراتب تحصيلي حوزه را با اتمام كفايتين به پايان رساند. شهيد مظفر مقام در تمام دوران زندگي خود ساده و بي‌آلايش زيست و به سبب علاقه وافر به كسب علم، دارايي مختصرش را صرف خريد كتاب كرد. در يكي از خاطراتش آورده است:
«در دوران طلبگي عده‌اي از دوستان از جمله شهيد مصطفي خميني به قصد رفتن جايي از من خواستند كه همراه آنها باشم، لكن يك عبا بيشتر نداشتم و آن را هم شسته بودم. شهيد مصطفي خميني كه علاقه خاصي به من داشت گفت: صبر كنيد تا عباي پدرم را برايتان بياورم. چند لحظه بعد عباي امام را قرض گرفته و به من دادند و بدين ترتيب به اتفاق يكديگر حركت كرديم.»
او در سال 1335 براي نشر احكام و ترويج دين مبين اسلام به تهران عزيمت كرد. سخنور و واعظي برجسته بود و صدها حديث و روايت از حفظ داشت. در مبارزه عليه رژيم ستمشاهي سه بار توسط ساواك دستگير و زنداني شد و رنجهاي بسياري تحمل كرد، اما به سبب فروتني درباره آن حتي با بستگان نزديك خود نيز سخني نگفت و به رضاي خداي خالق منان راضي بود. نفوذ و تاثير كلامش در نشر فرهنگ و معارف اسلامي چنان بود كه چندين بار توسط منافقين كوردل تهديد به ترور شد. سرانجام صبح روز 27 اسفندماه سال 1360 به همراه يار همراهش شهيد حجت‌الاسلام افضل موسوي كه به قصد شركت در مراسم وعظ و ارشاد عازم كرج بودند، در بزرگراه تهران ـ كرج هدف گلوله‌هاي منافقين زبون قرار گرفت و به فيض عظماي شهادت نايل آمد و پيكر مطهرش در بهشت‌زهرا(س) آرام گرفت.

روحش شاد و راهش پررهرو باد

 
 
 
 


سه شنبه 14 دی 1389  3:52 PM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:یادنامه شهدای روحانی

عنوان : اميرهوشنگ موسي رضايي

اميرهوشنگ موسي‌رضايي
 طلبه شهيد اميرهوشنگ موسي‌رضايي فرزند محمود، در هفتم شهريور ماه سال 1341 در خانواده‌اي مذهبي و زحمتكش در تهران متولد شد. دوران طفوليت خود را تحت مراقبت و توجهات والدين سپري كرد و همراه پدر در مجالس قرآن مسجد شركت كرد و قبل از ورود به مدرسه تلاوت قرآن كريم را فرا گرفت. وي دوران تحصيلات ابتدايي و راهنمايي را به خوبي سپري كرد و به سبب تشويق و راهنمايي پدر و اشتياق به فراگيري علوم حوزوي براي ادامه تحصيل در حوزه علميه امام جعفر صادق(ع) ثبت نام كرد. هوش و استعداد تحصيلي وي به حدي چشمگير بود كه از سوي اساتيد آن حوزه به محقق رضايي معروف و ملقب شد. شهيد موسي رضايي علاوه بر كسب فيض از علماء و اساتيد گرانمايه حوزه با مسائل سياسي روز نيز آشنا شد و در شهرها و روستاهاي دور دست به تبليغ و روشنگري دين مبين اسلام پرداخت. با شروع جنگ تحميلي عراق عليه ايران در بسيج عضويت يافت و پس از طي دوره‌هاي آموزش نظامي حضور در جبهه‌هاي نور عليه ظلمت را بر خود فرض داشت.
وي در سال 1361 پس از برگزاري آزمون ورودي حوزه علميه فيضيه قم به تحصيل در آن مدرسه مشغول شد و در هجدهم ذيحجه سال 1402هـ.ق مصادف با شب عيدغدير به لباس مقدس روحانيت ملبس گرديد. شهيد اميرهوشنگ موسي رضايي فردي فروتن، مخلص، خوشرو و مهربان بود و با پيشه ساختن سيره ائمه اطهار(ع) زبانزد خاص و عام قرار گرفت. مقاومت و ايستادگي در مقابل گروهكهاي معاند و ضدانقلاب موجب شد تا چندين بار از سوي عوامل آنان مورد تهديد قرار گيرد. پس از فرمان حضور همگاني بسيجيان از سوي حضرت امام خميني(ره)، او بي‌درنگ بر اين فرمان گردن نهاد و در منطقه عملياتي سومار به صف مجاهدان و رزمندگان الي الله پيوست و عليرغم مجروحيت و اصابت تركش به بازويش، پس از رسيدگي مقدماتي امدادگران حضور در جبهه را مقدم بر انتقال به بيمارستان دانست. سرانجام در 24 آبان ماه سال 1361 هنگام گذر از ميدان مين به لقاءالله رسيد و پيكر مطهرش در منطقه  باقي ماند.

در فرازي از وصيتنامه اين شهيد مي‌خوانيم:

«از امت مسلمان و پاك ايران تقاضا دارم براي حفظ خون شهدا از امام امت جدا نشوند. مبادا كسي خداي ناكرده براي دلسوزي نسبت به من به حكومت جمهوري اسلامي بد بگويد. اگر چنين كرد لعنت خدا بر او باد.»

روحش شاد و راهش پررهرو باد

 
 
 
 


سه شنبه 14 دی 1389  3:52 PM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:یادنامه شهدای روحانی

عنوان : سيداسماعيل طباطبايي

 شهيد سيداسماعيل طباطبايي
روحاني شهيد سيداسماعيل طباطبايي فرزند سيدعلي‌محمد، در پنجم بهمن ماه سال 1334 در خانواده‌اي معتقد و مذهبي در شهرستان پل سفيد از توابع سمنان ديده به جهان گشود. در دوران طفوليت روح مطهرش با قرآن و سيره معصومين(ع) مأنوس شد. تحصيلات خود را تا ششم ابتدايي طي كرد و پس از آن براي كسب علوم و معارف اسلامي راهي حوزه علميه گرديد. در سال 1350 يك سال در محضر آيت‌الله فرقاتي يك سال در محضر آيت‌الله رياضي از علماي حوزه علميه سمنان تلمّذ كرد و بعد از آن راهي شهر مقدس قم شد و در حوزه علميه قم از محضر استاد آيت‌الله نجفي بهره جست. از بدو ورود به قم به فعاليت‌هاي سياسي عليه رژيم حاكم پرداخت و براي نشر فرهنگ اسلام ناب محمدي(ص) در دورترين نقاط ميهن اسلامي به تبليغ و توزيع اعلاميه‌هاي حضرت امام(ره) همت گماشت. وي در ماههاي رمضان و محرم و صفر به فعاليت‌هاي سياسي خود شدت بخشيد و مردم را براي مبارزه با رژيم ستمشاهي هدايت كرد. پس از قيام طلاب و فضلاي حوزه‌هاي علميه قم از هيچ كوششي فروگذاري نكرد و همراه برادر شهيدش سيدابراهيم طباطبايي در پيشبرد اهداف انقلاب نفش بسزايي داشت. پس از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي دو سال تحصيل را رها كرد و با شوق و اشتياق فراوان در دفتر تبليغات اسلامي قم مشغول شد و از محضر اساتيدي چون آيات عظام صادقي، فلسفي، ابوترابيان و مشكيني بهره‌مند گرديد. وي در شهريور 1358 ازدواج كرد كه ثمره اين ازدواج سه فرزند دختر و يك فرزند پسر است. شهيد طباطبايي فردي صبور و خويشتن‌دار بود و شكيبايي وي در برابر مشكلات كم‌نظير بود.
با شروع جنگ تحميلي عراق عليه ايران در نوزده ديماه 1359 برادر كوچكش شهيد شد و از آن به بعد وي بارها به عنوان مبلغ و رزمنده در جبهه‌هاي حق عليه باطل حضور يافت. در آذر ماه 1360 براي خدمت به مردم شهيدپرور استان قزوين راهي آبيك شد و به عنوان نماينده امام جمعه در بسيج اقشار براي حفظ دستاوردهاي نظام كوشيد. سرانجام در 27 ديماه 1365 در عمليات كربلاي پنج در منطقه شلمچه بر اثر تركش خمپاره جان به جان آفرين تسليم كرد و به فيض عظماي شهادت نايل آمد و در گلزار شهداي پل سفيد سمنان در كنار برادر شهيدش آرام گرفت.

در فرازي از وصيتنامه شهيد آمده است:

«امام را تنها نگذاريد. او در بين نايبان عام امام زمان(عج) كاملترين و بارزترين آنهاست. همانگونه كه بين پيامبران، كاملترين پيامبر خاتم الانبياء(ص) است. او كاملترين نايب مهدي(عج) است. اوست كه ما را از بدبختي‌ها و بيچارگي‌ها و ظلم نجات داد، اميد است قلبش را از خودتان خوشحال كنيد، تا اين انقلاب به انقلاب امام زمان(عج) متصل گردد.»

روحش شاد و راهش پررهرو باد

 
 
 
 
 


سه شنبه 14 دی 1389  3:52 PM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:یادنامه شهدای روحانی

عنوان : عظيم جعفري


 عظيم جعفري
شهيد عظيم جعفري فرزند قدير، در هفدهم شهريور ماه سال 1337 در خانواده‌اي مذهبي و از طبقه متوسط ورامين متولد شد. از همان اوان نوجواني به اهل بيت(ع) عشق مي‌ورزيد. هشت سال بيشتر نداشت كه در هيأت فاطميه تهران نزد سيد محمد هاشمي به آموختن قرآن پرداخت و با اصول دين مبين اسلام آشنا شد. دوره تحصيلات ابتدايي را با موفقيت سپري كرد و در سال اول راهنمايي علاقه شديد وي به شركت در نماز جماعت، سبب شد تا بعدازظهرها ديرتر از ساعت مقرر به مدرسه برود و به همين خاطر توسط مربيان مدرسه و پدر و مادرش تنبيه مي‌شد. او با اصرار و التماس از والدينش اجازه تحصيل در علوم حوزوي را اخذ كرد و در مدرسه ملامحمد جعفر به فراگيري علوم حوزوي پرداخت. به علت فعاليتهاي سياسي در زمان طلبگي بدون اطلاع خانواده، به مشهد مقدس عزيمت كرد و پس از بازگشت از مشهد توسط ساواك مورد تعقيب و بازجويي قرار گرفت و چون ساواك از او مدركي نيافت، آزاد شد. ارادت او به خاندان عصمت و طهارت(ع) بارها او را از خطرات نجات داد و به سبب ارادت به امام زمان(عج) هر سه‌شنبه شب در مسجد جمكران به راز و نياز با خالق يكتا و امام خود مي‌پرداخت. زندگي او بسيار ساده و محقر بود در حجره‌اي كه درس مي‌خواند تنها يك ميز كوچك و كتابهاي درسي‌اش جلب توجه مي‌كرد. از ويژگيهاي اخلاقي او احترام و محبت عميق و شديدش به پدر ومادر و پرهيز و تقوي و پايبندي به اصول اعتقادي مكتب بود. وي در اوج تظاهرات عليه رژيم شاهنشاهي در اول محرم سال 57 در سرچشمه تهران به دست مزدوران شاه مورد اصابت گلوله قرار گرفت و مجروح شد. پس از عمل جراحي به طرز معجزه‌آسايي از بيمارستان مرخص شد و ساواك نتوانست او را در ميان مجروحان انقلاب دستگير كند. به علت نياز مجروحان انقلاب به خون با وجود جراحت سه بار در اهداي خون پيشقدم شد.
پس از شروع جنگ تحميلي شهيد عظيم جعفري با وجود اينكه تحت درمان بود راهي جبهه‌هاي حق عليه باطل شد. و در تاريخ 18/9/59 در جاده آبادان ماهشهر به دست مزدوران رژيم بعث شربت شهادت نوشيد و پيكر مطهرش پس از ده ماه ماندن درآفتاب سوزان آبادان سالم و پاك باقي ماند و پس از فتح آبادان در گلزار شيخان شهر قم آرام گرفت.

روحش شاد و راهش پررهرو باد

 
 
 
 


سه شنبه 14 دی 1389  3:56 PM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:یادنامه شهدای روحانی

عنوان : سيدمحمدحسين بطحايي


سيدمحمدحسين بطحايي
شهيد سيدمحمدحسين بطحايي فرزند سيدعلي، در اول فروردين ماه سال 1342 در خانواده‌اي مؤمن، در تهران پا به عرصه گيتي نهاد. وي تحت تعليمات پدر روحاني خود تحصيلاتش را تا سوم دوره راهنمايي سپري كرد و به تابعيت از پدر براي كسب علوم حوزوي به مدت سه سال در مدرسه ملاجعفر حاج آقا مجتهدي به تحصيل پرداخت. پس از آن به شهر قم هجرت كرد و در مدرسه علميه قم و مدرسه رسالت دوره اول سطح را طي نمود.
وي قبل از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي در راهپيمايها و تظاهرات و در توزيع اعلاميه‌هاي حضرت امام خميني(ره) در مسجد چهل ستون، و از بالاي بام مسجد اعلاميه‌ها را بر سر جمعيت حاضر پخش مي‌كرد. او پس از پيروزي انقلاب به عضويت بسيج درآمد كه از جمله فعاليتهاي مهم او، كشف خانه تيمي منافقين بود. فعاليت چشمگير او در بسيج موجب شد تا منافقين با ارسال نامه‌هاي متعدد او را به ترور تهديد نمايند، لكن اين تهديدات اثري در روحيه خلل‌ناپذير او بوجود نياورد. با شروع جنگ تحميلي در پادگان امام حسين(ع) آموزش نظامي ديد و همراه بسيجيان مسجد محل به ستاد جنگهاي نامنظم گروه شهيد چمران پيوست. هنگام اعزام به جبهه براي جلب رضايت و وداع با مادرش، به آيه‌اي از قرآن متمسك شد و گفت: «مادرم! وظيفه چنين است. آيا دوست داري ايران مانند افغانستان در چنگال دشمن باشد. مادر جان اگر من شهيد شدم، لباس سياه نپوشيد و گريه نكنيد.»
او با ابراز شجاعت و رشادت فعالانه در جبهه‌هاي حق عليه باطل شركت كرد و در تاريخ 12/8/59 در منطقه سوسنگرد از ناحيه سر و شكم هدف آتش خمپاره دشمن بعثي كافر قرار گرفت و به درجه رفيع شهادت نائل آمد و پيكر مطهرش در گلزار شيخان قم آرام گرفت.

روحش شاد و راهش پررهرو باد

 

 
 
 
 


سه شنبه 14 دی 1389  3:56 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها