پاسخ به:یادنامه شهدای روحانی
سه شنبه 14 دی 1389 3:52 PM
عنوان : اميرهوشنگ موسي رضايي
|
اميرهوشنگ موسيرضايي
طلبه شهيد اميرهوشنگ موسيرضايي فرزند محمود، در هفتم شهريور ماه سال 1341 در خانوادهاي مذهبي و زحمتكش در تهران متولد شد. دوران طفوليت خود را تحت مراقبت و توجهات والدين سپري كرد و همراه پدر در مجالس قرآن مسجد شركت كرد و قبل از ورود به مدرسه تلاوت قرآن كريم را فرا گرفت. وي دوران تحصيلات ابتدايي و راهنمايي را به خوبي سپري كرد و به سبب تشويق و راهنمايي پدر و اشتياق به فراگيري علوم حوزوي براي ادامه تحصيل در حوزه علميه امام جعفر صادق(ع) ثبت نام كرد. هوش و استعداد تحصيلي وي به حدي چشمگير بود كه از سوي اساتيد آن حوزه به محقق رضايي معروف و ملقب شد. شهيد موسي رضايي علاوه بر كسب فيض از علماء و اساتيد گرانمايه حوزه با مسائل سياسي روز نيز آشنا شد و در شهرها و روستاهاي دور دست به تبليغ و روشنگري دين مبين اسلام پرداخت. با شروع جنگ تحميلي عراق عليه ايران در بسيج عضويت يافت و پس از طي دورههاي آموزش نظامي حضور در جبهههاي نور عليه ظلمت را بر خود فرض داشت.
وي در سال 1361 پس از برگزاري آزمون ورودي حوزه علميه فيضيه قم به تحصيل در آن مدرسه مشغول شد و در هجدهم ذيحجه سال 1402هـ.ق مصادف با شب عيدغدير به لباس مقدس روحانيت ملبس گرديد. شهيد اميرهوشنگ موسي رضايي فردي فروتن، مخلص، خوشرو و مهربان بود و با پيشه ساختن سيره ائمه اطهار(ع) زبانزد خاص و عام قرار گرفت. مقاومت و ايستادگي در مقابل گروهكهاي معاند و ضدانقلاب موجب شد تا چندين بار از سوي عوامل آنان مورد تهديد قرار گيرد. پس از فرمان حضور همگاني بسيجيان از سوي حضرت امام خميني(ره)، او بيدرنگ بر اين فرمان گردن نهاد و در منطقه عملياتي سومار به صف مجاهدان و رزمندگان الي الله پيوست و عليرغم مجروحيت و اصابت تركش به بازويش، پس از رسيدگي مقدماتي امدادگران حضور در جبهه را مقدم بر انتقال به بيمارستان دانست. سرانجام در 24 آبان ماه سال 1361 هنگام گذر از ميدان مين به لقاءالله رسيد و پيكر مطهرش در منطقه باقي ماند.
در فرازي از وصيتنامه اين شهيد ميخوانيم:«از امت مسلمان و پاك ايران تقاضا دارم براي حفظ خون شهدا از امام امت جدا نشوند. مبادا كسي خداي ناكرده براي دلسوزي نسبت به من به حكومت جمهوري اسلامي بد بگويد. اگر چنين كرد لعنت خدا بر او باد.»
روحش شاد و راهش پررهرو باد |