0

مقطعات انوری

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

شمارهٔ ۱۷۳ - در نصیحت

در جهان با مردمان دانی که چون باید گذاشت

آن قدر عمری که یابد مردم آزاد مرد

کاستینها در غم او ترکنند از آب گرم

فی‌المثل گز بگذرد بر دامن او باد سرد

 
 

 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 6 بهمن 1394  9:14 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

شمارهٔ ۱۷۴ - شبی در حال مستی از بامی درافتاد این قطعه را گفت

 

گرچه شب سقطهٔ من هر که دید

پاره‌ای از روز قیامت شمرد

عاقبت عافیت‌آموز را

گنج بزرگست پس از رنج خرد

من چو نیم دستخوش آسمان

کی برم از گردش او دستبرد

نقش طبیعی سترد روزگار

نقش الهی نتواند سترد

پی نبری خاصه در این حادثه

تانشوی بر سر پی همچو کرد

واقعه از سر بشنو تا به پای

پای براین راه جه باید فشرد

سوی فلک می‌شدم الحق نه زانک

تا بشناسم سبب صاف و درد

منزلتت گفت شوی بنگری

تا کلهیت آید از این هفت برد

خاک چو از عزم من آگاه شد

روح برو از غم هجرم بمرد

حلم مرا باز برو دل بسوخت

راه نکو عهدی ویاری سپرد

از فلکم باز عنان باز تافت

بار دگر زی کرهٔ خاک برد

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 6 بهمن 1394  9:14 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

شمارهٔ ۱۷۰

به خدایی که درسپهر بلند

اختر و مهر و مه مرکب کرد

دایهٔ صنع و لطف قدرت او

رونق حسن تو مرتب کرد

که جهان بر من غریب اسیر

اشتیاق جمال تو شب کرد

 
 

 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 6 بهمن 1394  9:14 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

شمارهٔ ۱۷۵ - در هجو

قلتبانی هم به خواهر هم بزن

نیست پیدا گرچه کس پنهان نکرد

چند گویی خواهر من پارساست

گپ مزن گرد حدیث او مگرد

پارسا در خانهٔ تو نان تست

زانکه نانت را نه زن بیند نه مرد

 
 

 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 6 بهمن 1394  9:14 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

شمارهٔ ۱۷۲ - در مدح پیروز شاه

آنکه او دست و دلت را سبب روزی کرد

درگهت را در پیروزی و بهروزی کرد

یافت از دست اجل جان گرامیش خلاص

هر کرا خدمت جان‌پرور تو روزی کرد

ای ولی‌نعمت احرار سوی نعمت و ناز

آز را داعی جود تو ره‌آموزی کرد

با جهانی کفت آن کرد که با خاک و نبات

باد نوروزی و باران شبانروزی کرد

فضلهٔ بزم توفراش به نوروز برفت

باغ را مایه به دست آمد و نوروزی کرد

بخت پیروز ترا گنبد فیروزهٔ چرخ

تاقیامت سبب نصرت و پیروزی کرد

زبدهٔ گوهر آن شاه که از گوشهٔ تخت

سالها گوهر تاجش فلک‌افروزی کرد

پاسبانی جهان گر تو بگویی بکند

فتنه بی‌عدل کزین پیش جانسوزی کرد

وز سراپردهٔ آن شاه کز انگشت نفاذ

ماه را پرده دری کرد و قبادوزی کرد

از شب و روز میندیش که با تست بهم

آنکه از زلف شبی کرد و ز رخ روزی کرد

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 6 بهمن 1394  9:14 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

شمارهٔ ۱۶۹

به خدایی که آب حکمت او

از دل خاک می‌دماند ورد

دست تقدیر او ز دامن شب

بر رخ روز می‌فشاند گرد

که رهی در فراق وصلت تو

زندگانی نمی‌تواند کرد

 
 

 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 6 بهمن 1394  9:14 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

شمارهٔ ۱۷۶ - مطایبه

جهان گر مضطرب شد گو همی شو

من و می تا جهان آرام گیرد

دلم را انده امروز بس نیست

که می اندوه فردا وام گیرد

 
 

 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 6 بهمن 1394  9:14 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

شمارهٔ ۱۷۷ - در صفت کسب کمال ومذمت ابناء عصر

هر که به ورزیدن کمال نهد روی

شیوهٔ نقصان ز هیچ روی نورزد

زلزلهٔ حرص اگر زهم ببرد کوه

گرد قناعت بر آستانش نلرزد

رفعت اهل زمانه کسب کند زانک

صحبت اهل زمانه هیچ نه ارزد

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 6 بهمن 1394  9:14 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

شمارهٔ ۱۸۱ - طبیبی را ذم کند

دست بر نبض هر کسی که نهاد

روح او از عروق بگریزد

هر کجا کو نشست از پی طب

درزمان بانگ مرگ برخیزد

ملک‌الموت کوفته دارد

اندر آن دارویی که آمیزد

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 6 بهمن 1394  9:15 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

شمارهٔ ۱۸۲ - در حکمت و موعظه

روز را رایگان ز دست مده

نیست امکان آنکه باز رسد

دست این روزهای کوتاهست

که بدان دولت دراز رسد

آنچ از آن چاره نیست آنرا باش

به سرت گرچه ترکتاز رسد

سایه بر قحبهٔ جهان مفکن

تا برت آفتاب ناز رسد

باری از راه خویشتن برخیز

چون که کارت به احتراز رسد

مفس با بند آرزو بر پای

دیر درعقل بی‌نیاز رسد

مهر و حقه است ماه و سپهر

که به شاگرد حقه‌باز رسد

مستعدان به کام خویش رسند

کارها چون به کارساز رسد

عمر بر ناگریز تفرقه کن

تا ازو قسم آز رسد

هر کرا درد ناگزیر گرفت

کی به غم خوردن مجاز رسد

یک غذا شو که مایه چندان نیست

که همه چیز را فراز رسد

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 6 بهمن 1394  9:15 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

شمارهٔ ۱۸۳ - در هجا

گر اندک صلتی بخشد امیرت

ازو بستان کزو بسیار باشد

عطای او بود چون ختنه کردن

که اندر عمر خود یکبار باشد

 
 

 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 6 بهمن 1394  9:15 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

شمارهٔ ۱۷۸ - در مدح ملک‌الشرق علاء الدین محمد امیر کوه

 

امیرالجبال آنکه با جاه جودش

نه گردون براند نه دریا ستیزد

چو دست گهر بار او نیست گردون

به پرویزن ابر گوهر چه بیزد

پلنگ خلافش نزد هیچ کس را

که درحال موش اجل برنمیزد

فلک ساغر ماه نو پیش دارد

که از جام همت جراعی بریزد

مگر سیم سیماب شد دستش آتش

هر آنجا که این آمد آن می‌گریزد

که از موج دریای دستش کم آمد

که گوید که از کوه دریا نخیزد

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 6 بهمن 1394  9:15 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

شمارهٔ ۱۸۴

شعر تر و خوب بنده گوید

انعام نصیب غیر باشد

این رسم نو آمدست امسال

ان شاء الله که خیر باشد

 
 

 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 6 بهمن 1394  9:15 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

شمارهٔ ۱۸۶

چنین صد حوادث تو دانم که دانی

که در عهدهٔ یک پیام تو باشد

چه باشد که کامم درین برنیاید

چو امروز گیتی به کام تو نباشد

گرفتم غلامت نباشد غلامت

نه آخر غلام غلام تو باشد

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 6 بهمن 1394  9:15 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

شمارهٔ ۱۸۷ - در حبس مجدالدین ابوالحسن

مدت عالم به آخر می‌رسد بی‌هیچ شک

طالع عالم نمی‌بینی که چون منحوس شد

احتباس روزی خلق آسمان آغاز کرد

آدمی‌زاد از بقا یکبارگی مایوس شد

خلق رابی‌وجه روزی عمر خواهد بود نه

وجه روزی از کجا چون بوالحسن محبوس شد

ای جهان را بوده بنیاد از طریق مکرمت

چون تو مستاصل شدی یکبارگی مدروس شد

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

سه شنبه 6 بهمن 1394  9:15 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها