شمارهٔ ۲۰۴ - در عارضهٔ خاتون عصمةالدین رضیةالملوک
دولتی داشت بس به غایت تیز
چون قضا قادر و چو چرخ بلند
داشت از روی مصلحت دو سه روز
کادمیزادهای که بیگنه است
پس چه کفارت این چه کفر بود
یا چه بیهوده باشد و ترفند
چون تو هرگز نزاده یک فرزند
گرچه مستغنیم از این سوگند
وانکه در عرضگاه کون و فساد
خصم گو روز و شب جگر میرند
دل به جز در خدای هیچ مبند
درنیتفی از این سیاه و سمند
تو که در حفظ ایزدی چه کنی
حرز و تعویذ اهل جند و خجند
تا که در نطع دهر در بازیست
بینیاز از طبیب و دانشمند
همچو تاریخ پانصد و چل و اند
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.
سه شنبه 6 بهمن 1394 9:17 PM
تشکرات از این پست