پاسخ به:اتاق چت راسخون
مدسر فرشون در این برهه زمانی بیست ماهه که تو راسخون بودم اگه خوبی وبدی دیدی حلال ام کن ،خیلی باهات جنگیدم یادته باهم دعوا کردیم .خخخخ،یادش بخیر .خخخ
مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا... گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...
حسین
اذون داره یواش یواش میادشهرتون
بله ساعت چهار وده دقیقه ولی من سحری ام را یکساعت پیش خوردم ،فقط دارم آب ذخیره می کنم تو کوهان ام نه ببخشید در رگ های خونی ام .خخخ
شوخی نکن من چیزی یادم نیس اگه دلم بخوادیادم میمونه سینه ام دریاست،دریایی باش تابه عمق برسی هرچندکه ازعمق می ترسی،خواهش میشه این چه حرفیه؟
مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه
موتور،گاو،پلنگی،مگه؟خنده
من سه سال آموزش شنا رفتم تو مجموعه ورزشی شرکت پلی اکریل ،پدرم چون تو پلی اکرسل شاغل بود ،تابستان ها کلاس آموزش شنا می رفتم ولی سال هشتاد وشش مجموعه ورزشی وتفریحی پلی اکریل که شامل یه باغ درن دشت مبشد پشت کوه آتشگاه اصفهان به شرکت فولاد مبارکه سپاهان اصفهان به قیمت هشت میلیارد فروخته شد ،قبلا تخمین زده سدم که تو دادگاه این باغ غیر قانونی فروخته شده وارزش این باغ چیزی در حدود هجده میلیارد تومان هست ،سه درصد سهام این مجموعه تفریحی به نام سه هزار وششصد تا کارگر بازنشسته بودکه دادگاه در سال هشتاد وهفت رای داد که شرکت فپلاد موظف است به مدت دوسال اجازه دهد بازنشستگاه پلی اکریل به طور رایگاه استفاده کنند ،خب اون موقع هفته دوروز استخر می رفتیم با برادران وپدرم که تموم شد ،الان باید بیرون بیریم استخر بعداز دوماه دوباره امشب رفتم استخرم وبرای بار دوم با ترسم مبارزه کردم ورفتم تو پر عمق شنا کردم به مربی شنا گفتم وایسا اینجا اگه من اون وسط موندم بیا نجاتم بده .خخخ
خب به هرحال ممکنه ناراحت شده باشی اون روز ،منم که دوماه دارم به خاطر درس شیمی ام کناره گیری می کنم از راسخون باید طلب حلالیت ام را انجام بدم خوب .خخخ
موتور را نمی دونم ،گاو هم چون نر هستم شیر نمی دم اونم نیستم ولی شاید پلنگ باشم .خخخ
من سه بارآموزش شنادادم هنوزم خوب یادنگرفتم.خخخ
شده که شوخی شوخی کف عمیق راه رفتم ونشده بیام بالا،قلوپ،قلوپ
ازگذشته هاهیچ سخن نگو،که کاریکه گذشته ست گذشته وگذشت بالاترین بخششهاست.خخخخ
خخخخ،یادش بخیر یه امتحان اون روز داشت به نام میخکی باید عین میخ میرفتی کف پر عمق وبعد دستلت را باز می کردی تا می آمدی از ته پر عمق رو آب ،من همچین رفتم تو آب که فک ام خورد دم استخر وپر خون شدم ولی گواهینامه آموزشیم امضا شدویادمه اون روز یه عینک شنا بهم جایزه داد
من زورم زرافه بوداماچون موتورداری یادمثله شترافتادم.گرفتی؟
اوخ اوخ یادش بخیرپایه دوچرخه روبگورفتم توعمیق زنجیره دوچرخه دررفت.خخخ
این شاعرشمابا .... نسبتی نداره؟
دعای سحره نصفهانم شروع شد
یه بار هم تکنیک لاکپشتی را یاد گرفتم رفتم حرکت لاکپشت را انجام دادم ،دیگه نیومدم بالا .خخخخ،اومد تو آب کشیدم بالا خیلی سن ام کم بود فکر کنم ده دولزده سالم بود ....خخخخخ