یادش بخیر از ترس اینکه تو پر عمق نرم در کلاس های آموزشی ،مربی داشت توضیح می داد یه نفر حواسش را پرت می کرد ،منم در می رفتم .خخخ/یه بار گیر افتادم یعنی لو رفتم ،بیست دقیقه با چوب فرستادم نتو عمق چهار متری مثل چی گریه می کردم فقط تکیه گاه شده بود وسطه چهار متری اون چوبی که گرفته بودم .خخخخبه اصطلاح تنبیه امذکرد که دیگه از پر عمق فرار نکنم .خخخ