پاسخ به:اتاق چت راسخون
در زندگی بکوش. لباس صبر بر تن بپوش. با دانایان بجوش. عزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش
آجی چک کنم؟چیزی نبود که؟؟؟
هر صبح پلک هایت فصل جدیدی را از زندگی ورق میزند
سطر اول همیشه این است:خدا همیشه با ماست
پس بخوانش با لبخند
من دیگه برم.خداحافظ
سلام دوستان طاعات قبول
سلام آجی.طاعات و عبادات قبول
ممنونم آجیطاعات شما همقبول
خداحافظ التماس دعا آبجی
مهندس ایمانی شما اگر متاهل بودی الان چلو کباب می خوردی ولی الان که مجردی ومادر گرامیتان نیست آب دوغ وخیار بهتره .خخخخ
مهندس جان اتفاقا اب دوغ خیار خوبه داداشم اینجا بود درس میکرد برامون اون از اینچیزا دوس داره برعکش من داداشم واس خودش اشپزیه که نگو
اره دیگه مادرم گفت برات زن بگیرم زیر بار نرفتم وگرنه الان که ماه رمضون وگرنه اگه مادر خونه نباشه از سرکار بیام باید خ.ودم درس کنم از بیرونم اونقد گرفتم دیگه بهم خورده غذاهاشون ....
از من میشنوی زود زن بگیر
زن نعمتیه ها اقا حسین گرامی
نه من برنج بلدم درست کنم ،گوشت ته مایتبه خوبدرست می کنم ،ماکارونی هم بلدم بپزم ،تخم مرغ با فلفل دلمه وهویچ وقارچ درجه یک درست می کنم ،خودم یه پا آشپزم .خخمخ،/والا من از موقعی که داداشم طلاق گرفته ،از از دواج وخواستگاری رفتن دیدی بد پیدا کردم با این وجود سن ۲۸تا سی بهترین سن برای ازدواجه چون هم پول اومده تو دستم ،هم از نظر اجتماعی عاقل تر شدم ،هم می فهمم که باید چگونه یه زندگی را براش تصمیم گیری کنم ،زیر ۲۸سال بیشتر ازدولج ها موفق بیشترشم با شکست روبرو میشه ،آخ قربون این ازدواجای حالا که الان بعد از دوماه طلاق توافقی میشه وتموم ،الان ازدواج شده برای بعضی خانواده ها منبع در آمد
مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا... گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...
آقای رضایی کجا رفتین ؟سوار موتور شدین رفتین؟این عکسه گذاشتین کیا هستن؟
نه موتورم که تازه از بیرون اومدم گذاشتم تو پارکینگ رفتم لباس هام را بشورم وبر گردم همچنین اون عکس را همینطوری گذاشتم اگه به دور دست ها نگاه کنید من در غرفه روبرویم .خخخ
فکر کنم آقای ایمانی پای غذا خوابید :-)
هیچی فکر کنم ایمانی جان افتاد تو ذیگ مرغ دارد با مرغه پخته میشه .خخخخ
باسلام به همگی
مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه
سلام آجی طهمورس ،خوبین؟