پاسخ به:بزرگترین مشاعره آنلاین اینترنتی جهان
دلیری شیرمردی باید این جا
که صد دریا درآشامد به یکبار
راستی آور که شوی رستگار
راستی از تو ظفر از کردگار
روزگارست که گه عزت دهد گه خار دارد
چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد
دل چو خون گردید،بی حاصل بود تدبیرها
کاش پیش از خون شدن دل از تو بر می داشتم
صائب تبریزی
من نه آنم که دوصد مصرع رنگین گویم
من چو فرهاد یکی گویم و شیرین گویم
مفتون خویشم کردی از حالی که آن شب داشتی
بار دگر آن حال را کردی اگر پیدا بیا
شهریار
از مردم افتاده مدد گير كه اين قوم با بي پروبالي، پر و بال دگرانند
دعا کن به شب چون گدایان بسوز
اگر میکنی پادشاهی به روز
ز غفلت با تبه کاري به سر بردم جواني را کنون از زندگي سيرم نخواهم زندگاني را صائب تبريزي
بخل ننگ است ، ترس نقصان است ،فقر شخص زیرک را از بیان دلیلش گنگ می سازد و شخصی که فقیر است در شهرش نیز غریب و بیگانه است . امام علی( ع) نهج البلاغه حکمت ۳
تو می آیی و دستهای مرا
پر از عطر یاس و سحر می کنی
تو می آیی و لحظه های مرا
از احساس گل تازه تر می کنی
یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتیم
در میان لاله و گل آشیانی داشتیم
ماه رمضان آمد و دلدار نیامد
آن مونس جان محرم اسرار نیامد
دلا در عاشقی ثابت قدم باش
که در این ره نباشد کار بی اجر
روز ئصالست صنم حاضرست
هیچ مپا مدت آینده را
عاشق زخمست دف سخت رو
میل لبست آن نی نالنده را
مولوی