هدف از اين تحقيق، بررسي فرايندهاي واجي گويشهاي کرمان است. در اين مقاله فرايندهاي واجي چهار گويش «کرماني»، «زرندي»، «بردسيري» و «سيرجاني» واقع در استان کرمان مورد بررسي و مطالعه قرار گرفته است و برخي از مهمترين اين فرايندها استخراج شده است.
نمونه اي از فرايندهاي واجي مشترک در گويشهاي کرمان به شرح زير مي باشند:
1- تضعيف همخوانهاي [b]، [f]، [v] در پايانه هجا و تبديل اين سه همخوان به غلت [w] در واژه هايي نظير «تاب». «گبر». «افسار» و... .
2- حذف همخوانهاي «چاکنايي» [h] و [?] بعد از واکه، که در نتيجه اين حذف، واکه هسته هجا کشيده مي شود. مثال «تنها» [ta:na]
3- حذف همخوان [t] در پايان خوشه هاي همخواني [-xt] مانند «تخت» [tax]، «رخت: [rax]. بيخت [be:x]
4- حذف همخوان خيشومي [n] در پايان واژه و خيشومي شدگي واکه ما قبل، بطور کلي همخوان [n] در پايان کلمه حذف مي شود و تنها در صورتي آشکار مي گردد که بعد از آن واکه به کار رود. در چنين بافتي [n] پاياني، نقش ساختي دارد و براي جلوگيري از التقاي واکه ها، آشکار مي گردد.
5- حذف همخوانهاي خشيومي [n] و [m] در پايان کلمه بعد از واکه [a] و تبديل اين واکه به واکه [u].
6- همخوان [r] در بعضي بافتها، به همخوان کناري [l] تبديل مي شود.
7- در دوره ميانه، بخصوص در زبان پهلوي، خوشه هاي همخواني آغازي ديده مي شود. در زبان فارسي جديد، اين خوشه ها با درج يک واکه در بين دو همخوان، شکسته شده است. در گويش کرماني، بين دو همخوان، واکه درج نشده بلکه در ابتداي خوشه همخواني يک واکه به صورت درج آغازي ديده مي شود. مثال:
کرماني فارسي کرماني فارسي
«استوند» ستاندن «اشتر» شتر
«اشکسته» شکستن «اشپش» شپش
نتيجه اي که از بررسي فرايندهاي واجي مشترک در اين چهار گويش به دست مي آيد؛ نشان مي دهد که بطور کلي، فرايند «تضعيف» در اين گويشها بر فرايند «تقويت» غالب است همچنين وجود فرايندهاي واجي مشترک در بين آنها نشان دهنده تبار مشترک آنها و نيز قرابت تاريخي و جغرافيايي اين چهار گويش مي باشد.