0

بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 8 : فنون ادبي پاييز و زمستان 1390; 3(2 (پياپي 5)):139-150.
 
بررسي و تحليل نقش امر و نهي در آثار فارسي عين القضات همداني
 
محمدي معصومه*
 
* دانشگاه اصفهان
 
 

علوم و فنون بلاغي شامل معاني، بيان و بديع در شکل گيري زبان عرفاني نقش مهمي دارد. با توجه به قواعد و اصول علم معاني، نقش و اهميت انواع جمله در انتقال مفاهيم قابل بررسي است. اين علم انواع جمله را به خبر و انشا تقسيم و از نظر معاني ثانوي مطالعه مي کند. عارفان براي براي تعليم و بيان تجارب عرفاني خود، ابزارهاي گوناگون زبان را به خدمت مي گيرند. انشا، يکي از عناصر مهم زبان عرفاني است و در آثار عرفاني انواع جملات انشايي با معاني حقيقي و ثانوي براي بيان مفاهيم به کار گرفته مي شود. انشا در آثار فارسي عين القضات همداني (د.525) نقش مهم و موثري در آموزش عقايد و انديشه ها و ابراز مواجيد و هيجانات عارفانه دارد. امر و نهي دو مقوله مهم انشاست که مي تواند با معاني گوناگون به کار رود و پيام را به مخاطب انتقال دهد. در اين مقاله با توجه به تعريف و ويژگي هاي بلاغي امر و نهي، نقش و کارکرد آن در آثار عين القضات بررسي و تبيين مي شود.

 
كليد واژه: جملات انشايي، امر، نهي، تعليم، تجربيات عرفاني
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  9:40 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : فنون ادبي بهار و تابستان 1390; 3(1 (پياپي 4)):93-112.
 
سبک شناسي داستان هاي کوتاه ابوالقاسم پاينده (با تکيه بر کتاب هاي دفاع از ملانصرالدين، مرده کشان جوزان و ظلمات عدالت)
 
نصراصفهاني محمدرضا,طلايي مولود*
 
* دانشگاه اصفهان
 
 

سبک خاصي که پاينده در آثار ادبي خود، بويژه داستان هاي کوتاهش به کار برده، از حيث زباني و ادبي قابل توجه است. کاربرد زبان آرکائيک، واژگان عربي، اصطلاحات عاميانه و محلي، در چارچوب تشبيه، کنايه و اطناب، ساختار تازه اي به داستان هاي او عرضه کرده است. محوريت غالب فکري بر اين زبان داستاني، اجتماع و دردهاي مردم فرودست را نشان مي دهد. در اين مقاله کوشيده ايم، تا به بازنمايي سبکي داستان هاي کوتاه پاينده با تکيه بر سه کتاب دفاع از ملانصرالدين، مرده کشان جوزان و ظلمات عدالت بپردازيم و سپس تحليلي مختصر از سه سطح زباني، ادبي و فکري وي ارايه دهيم.

 
كليد واژه: داستان کوتاه، سبک شناسي، سطح ساختاري - روايي، سطح زباني، سطح ادبي، سطح فکري
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  9:41 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : فنون ادبي پاييز و زمستان 1389; 2(2 (پياپي 3)):81-96.
 
استعاره هاي نو و چند لايه در شعر خاقاني
 
مشهدي محمدامير,واثق عباسي عبداله*,دهرامي مهدي
 
* دانشگاه سيستان و بلوچستان
 
 

استعاره از مهمترين ابزار انتقال زبان از كاربرد حقيقي به كاربرد مجازي و ادبي آن است و بيش از عناصر ديگر شعر در نوآوري و ايجاد سبك شخصي نقش دارد. خاقاني از نظر آفرينش استعارات بديع و تازه در شمار خلاق ترين شعراي فارسي گوي قرار دارد. وي كه از همه خلاقيت هنري و دانسته هاي خود در جهت ايجاد شيوه اي تازه و ديرياب ساختن شعر استفاده كرده، از استعاره هاي تازه و ديرياب در اين راستا بهره زيادي برده است. بررسي استعاره در شعر خاقاني موجب شناخت بيشتر هنرنمايي هاي او در عرصه خيال و فهم بهتر شعر او مي شود. اين مقاله با اين هدف به بررسي زمينه هاي آفرينش استعاره در شعر خاقاني و نو آوري هاي او در اين قلمرو پرداخته است. وي علاوه بر كشف ارتباط و شباهت هاي تازه بين اشيا و پديده ها كه موجب ساخت استعاره هاي نو شده، در ساختار استعاره نيز نوآوري هايي به وجود آورده است. گاهي ارتباط كشف كرده او بين دو شيء در چند لايه ارتباطي شكل گرفته است كه مي توان آن را استعاره هاي چند لايه اي ناميد .

 
كليد واژه: استعاره، استعاره چند لايه اي، نوآوري، خاقاني، شعر فني، دانسته هاي خاقاني
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  9:41 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : فنون ادبي بهار و تابستان 1390; 3(1 (پياپي 4)):21-28.
 
نگاهي ديگر به جناس
 
طهراني ثابت ناهيد*,پورنامداريان تقي
 
* دانشگاه تربيت مدرس تهران
 
 

جناس يکي از ابزارهاي ايجاد موسيقي در کلام و از انواع قاعده افزايي است. جناس کارکردهاي مختلفي دارد. اگر چه دو شرط «اتفاق لفظ» و «اختلاف معني» در جناس پذيرفته شده است، با اين همه گاه تفاوت هايي در تعاريف و مصاديق آن به چشم مي خورد. بررسي تاريخي اين تعاريف، اشکالاتي را که در برخي از کتب بديعي معاصر وجود دارد، آشکار مي کند. تکرارهاي مخفف، مرز ميان سجع و جناس و نيز مصاديق اشتقاق مواردي است که در اين مقاله مطرح شده است.

 
كليد واژه: بلاغت، بديع، جناس، سجع، اشتقاق، تکرار
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  9:41 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 8 : فنون ادبي پاييز و زمستان 1389; 2(2 (پياپي 3)):123-134.
 
تحليل و نمادپردازي «پيامبر» نوشته جبران خليل جبران با توجه به كهن الگوهاي روان شناسي يونگ
 
جعفري طيبه*
 
* دانشگاه اصفهان
 
 

«پيامبر»، نوشته جبران خليل جبران، كتابي بسيار كم حجم؛ اما سرشار از مفاهيم عرفاني، ديني، اخلاقي و فلسفي است. اين كتاب اگرچه در ظاهر كتابي ساده و آسان ياب مي نمايد؛ اما داراي درونمايه اي بسيار غني و كهن الگويي است. «پيامبر»، روايت گر سرگذشت يكي از كهن الگوهاي ناخودآگاهي ماست؛ «پيغمبر» در انزوا نشسته‏اي كه به عنوان پير فرزانه و مهربان درون، هر لحظه انتظار «من» خودآگاه را مي‏كشد تا با كمك «آنيما» وي را در طي طريق بي‏انتهاي كمال ياري دهد و راه سبز فرديت و تماميت رواني را به او بنماياند. اين اثر، نمايانگر مراحلي است كه مردم شهر اورفاليز به ياري پيامبر و ميانجيگري آنيماي «ميترا» نام مي‏پيمايند و با خويشتن خويش يگانه مي‏شوند. آنچه درونمايه اين اثر را شكل مي دهد، سفري دروني است؛ سلوكي عرفاني كه اين اثر را عرصه حضور و فعاليت بسياري از كهن الگوها و نمادهاي مرتبط با اين فرايند باطني ساخته است. «من»، «خود»، «سايه»، «پير دانا»، «آنيما» و نگاره نمادين «ماندالا» از برجسته ترين نمادها و كهن الگوهاي موجود در اين اثر برجسته خليل جبران است.

 
كليد واژه: پيامبر، فرايند فرديت، من، خود، آنيما، سايه، پير دانا
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  9:42 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : فنون ادبي بهار و تابستان 1389; 2(1 (پياپي 2)):17-30.
 
مقايسه توازن موسيقايي و معنايي رديف در غزليات سعدي و عماد فقيه
 
خليلي جهان تيغ مريم*,باراني محمد,دهرامي مهدي
 
* دانشگاه سيستان و بلوچستان
 
 

رديف را مي توان ابزار ايجاد موسيقي و تکميل يا تاکيد معنا دانست و آن را در دو حوزه معنايي و موسيقايي بررسي کرد. در حوزه نخست، از آنجا كه معناي رديف پيوندي پنهاني با روحيه شاعر دارد، مي تواند نشان دهنده روحيات و دغدغه هاي دروني او باشد. از سوي ديگر رديف عنصر مكرر شعري است و معناي آن در رعايت سنتهاي ادبي و محتوايي غزل نقش مهمي دارد. هنگامي که کلمه يا کلماتي در جايگاه رديف قرار مي گيرند، نقش موسيقايي آنها کمتر از معنا نيست. بنابراين بررسي نقش رديف در ايجاد موسيقي و دلايلي که موجب افزايش اين موسيقي مي شود، حايز اهميت است. اين مقاله با اين رويکرد، به بررسي رديف در غزليات سعدي و عماد فقيه کرماني پرداخته است. اين دو شاعر در دوره اي قرار دارند که غزل فارسي هم از نظر محتوايي و هم از نظر موسيقايي به آخرين حد تکامل و شكوفايي خود رسيده است.

 
كليد واژه: رديف، سنت هاي ادبي غزل، موسيقي، غزليات سعدي و عماد فقيه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  9:42 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : فنون ادبي بهار و تابستان 1390; 3(1 (پياپي 4)):29-46.
 
شکست روايي و شيوه هاي بازگشت به داستان در مثنوي
 
بامشكي سميرا*,قوام ابوالقاسم
 
* دانشگاه فردوسي مشهد
 
 

روايت هاي مثنوي داراي شکست هاي فراواني است که به دليل عوامل گوناگون به وجود مي آيد. با توجه به اين امر، پرسش مهم اين مقاله اين است که راوي (مولوي) از چه شيوه هايي براي ارتباط برقرار کردن ميان پيرفت ها و رويدادهاي داستاني پاره پاره و جدا از يکديگر استفاده مي کند؟ به طور کلي اين شيوه ها را مي توان به سه دسته تقسيم کرد. استفاده مولوي از اين شگردها نشان دهنده اهميت دادن راوي به نکات ظريف داستان پردازي است که کاملا به ويژگي هاي گفتمان روايي خود از جمله شفاهي بودن آن و داشتن سطوح روايي چندگانه آگاه است و تلاش مي کند با به کارگيري چنين شگردهايي انسجام پيرنگ داستان ها را حفظ کند و روايت شنو را دوباره در جريان و فضاي داستان قطع شده قرار دهد.

 
كليد واژه: گسست روايي، مثنوي، بازگشت، روايت
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  9:42 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : فنون ادبي پاييز و زمستان 1389; 2(2 (پياپي 3)):109-122.
 
جايگاه قصر و حصر در علم معاني
 
جمالي فاطمه*
 
* دانشگاه اصفهان
 
 

اين پژوهش گامي در جهت بازبيني، نقد و تبيين جايگاه حصرو قصر به عنوان يكي از فصول مهم فن معاني و از ابزارهاي بلاغي كارآمد در تحليل متون است. اين مبحث كه مربوط به سطوح دروني كلام و لايه هاي پنهان انديشه گوينده است، از نخستين كتابهاي معاني تا دوره معاصر مورد توجه اهل بلاغت بوده و بخشي مفصل و مجزا را به خود اختصاص داده است. از سوي ديگر اين ابزار بلاغي، مورد استفاده متنوع و مكرر شعرا، نويسندگان و عرفاي مؤلف قرار گرفته است. براين اساس حصـر و قصـر قابليت بلاغي مشتركي ميان گوينده و مخاطب اوست. گوينده براي تبيين و القاي انديشه هاي دروني خود و مخاطب، اعم از پژوهشگر يا خواننده عادي، در جهت تحليل و تفهيم محتواي آثار.

 
كليد واژه: علم معاني، حصر و قصر، طرق قصر، انواع قصر، مقاصد قصر
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  9:42 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : فنون ادبي بهار و تابستان 1389; 2(1 (پياپي 2)):31-48.
 
بررسي تخلص در غزل هاي نظيره وار دوره بازگشت ادبي
 
احمدي پوراناري زهره*,ملك ثابت مهدي,جلالي پندري يداله
 
* دانشگاه يزد
 
 

تخلص در غزل، ذكر نام شعري شاعر، در پايان غزل است كه بعد از دوره مغول رواج يافت، گرچه پيش از آن نيز، بعضي از شاعران، تخلص خود را در غزل ذكر مي كردند. شاعران دوره بازگشت در سرودن غزل، از سعدي و حافظ پيروي مي كردند و مي خواستند در هر مورد، روش استادان خود را كاملا تقليد كنند؛ از اين رو، در ذكر تخلص غزل نيز، از اين دو استاد غزل پيروي مي كردند. معمولا تخلص در آخرين بيت غزل ذكر مي شود؛ اما گاه غزلسرايان، به دلايلي، از جمله مدح و نيز آوردن تمثيل، تخلص را در بيت ماقبل آخر ذكر كرده اند. بندرت شاعران بنا به دلايلي چون ناتمام ماندن غزل و نيز به سبب آن كه نخواسته اند نام شعري خود را در كنار نام ممدوح بياورند، تخلص خود را ذكر نكرده اند و اغلب ضمير «من» را جايگزين تخلص خود ساخته اند. در اين مقاله، همچنين به زاويه ديد در تخلص، ايهام در تخلص، صفت هاي تخلص و مضاميني كه در كنار تخلص مي آيد، پرداخته مي شود. علاوه بر اين در اين مقاله، تخلص در غزل هاي نظيره وار دوره بازگشت با تخلص در غزل سعدي و حافظ مقايسه مي گردد تا جنبه هاي خاص كاربرد تخلص در غزل اين دو استاد غزلپرداز مشخص شود و ميزان تقليد نظيره سرايان در كاربرد تخلص روشن گردد.

 
كليد واژه: دوره بازگشت ادبي، نظيره سرايي، سعدي، حافظ، تخلص، غزلسرايي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  9:42 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : فنون ادبي بهار و تابستان 1389; 2(1 (پياپي 2)):49-62.
 
ريخت شناسي افسانه عاشقانه «گل بكاولي»
 
ذوالفقاري حسن*
 
* دانشگاه تربيت مدرس
 
 

گلِ بکاولي افسانه شهزاده تاج الملوک است که پس از فراز و نشيب هاي بسيار با بکاولي ازدواج مي کند. اصل داستان هندي است که در شبه قاره از شهرت فراواني برخوردار است. اين افسانه عاشقانه را شيخ عزت الله بنگالي، متخلص به امامي براي نخستين بار در سال1134 از هندي به نثر فارسي درآورد. اين منظومه فارسي تاکنون در ايران معرفي و چاپ نشده است. گزارش و تحليل ما بر اساس نسخه خطي کتابخانه خصوصي صهيب ارشد در پاکستان (عکس نسخه موجود در مرکز تحقيقات ايران و پاکستان) تهيه شده که تاکنون فهرست نشده است. اين مقاله، ضمن معرفي نويسنده آن، داستان را به روش پراپ نقد و ساختاريابي مي کند و مهم ترين بن مايه هاي آن را نشان مي دهد.
در اين بررسي درمي يابيم افسانه بکاولي با اندک جابه جايي در کنش ها کاملا با خويشکاري هاي پراپ هماهنگ است. بن مايه هاي متنوع، فراوان و فشرده، تاثير افسانه هاي هندي و ايراني را بر داستان نشان مي دهد.

 
كليد واژه: گلِ بکاولي، عزت اله بنگالي، داستان عاشقانه، افسانه عاميانه، ريخت شناسي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  9:42 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : فنون ادبي بهار و تابستان 1389; 2(1 (پياپي 2)):111-118.
 
يك قسم «را» در جمله هاي مركب
 
مشاوري زهره*
 
* دانشگاه اصفهان
 
 

«را» يکي از حروف اضافه يا وابسته سازهاي پرکاربرد زبان فارسي است که در کتابهاي دستور زبان فارسي اقسام و معاني گوناگوني را براي آن برشمرده اند. يکي از موارد کاربرد اين حرف که دستوريان کمتر به آن پرداخته اند، در جمله هاي مركب است. اين قسم «را» مختص جمله هاي مركبي است که در آنها جمله واره پيرو در درون جمله واره پايه و پس از «را» قرار گرفته است؛ اما فعل جمله واره پايه لازم و يا بي نياز از «را» است؛ مانند «آن را که کمند سعادت کشان مي برد چه کند که نرود». در برخي از کتابهاي دستور زبان فارسي، همچون دستور زبان فارسي خانلري و دستور نامه مشکور اين نوع کاربرد حرف «را» منحصر به نوشته هاي معاصران و غلط پنداشته شده است؛ حال آن که در متون نظم و نثر قديم؛ از جمله در گلستان سعدي يافت مي شود. در اين مقاله به معرفي اين قسم از «را» و نقد و بررسي آرا مخالف و موافق در باب آن پرداخته شده، با استناد به شواهدي چند از نظم و نثر فارسي، شيوه به کارگيري آن در جمله هاي مركبي که در آنها جمله واره پيرو در درون جمله واره پايه جاي گرفته نموده شده است.

 
كليد واژه: حرف «را»، جمله مركب، جمله واره پايه، جمله واره پيرو
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  9:42 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : فنون ادبي بهار و تابستان 1390; 3(1 (پياپي 4)):75-92.
 
درآمدي بر سبک شناسي آثار ظهيري سمرقندي
 
كميلي مختار*
 
* دانشگاه ولي عصر رفسنجان
 
 

يکي از نويسندگان سده ششم ه. ق ظهيري سمرقندي، صاحب سندبادنامه و اغراض السياسه است. سندبادنامه وي در زمره معروف ترين آثار داستاني فارسي است که به نثر فني نگارش شده و در اسلوب پاره اي از متون منثور تاثير گذاشته است؛ از اين رو بررسي سبک شناختي آن حايز اهميت و بايسته است. در جستار حاضر بر اساس سه مقوله زبان، ادب و انديشه، آثار ظهيري بررسي شده است. در بعد زباني گفته شده است که مهم ترين خصيصه زباني آثار ظهيري، اشتمال آنها بر پاره اي از واژه هاي مخصوص حوزه فرارود مانند گرنج، کنانه و ... است. علاوه بر اين با نقل عباراتي نشان داده شده که فعل «ساختن» مثل «گرفتن» به عنوان فعلي آغازي، در آثار وي به کار رفته است. در بعد ادبي، گفته شده که تشخص ادبي آثار ظهيري مرهون بسامد بسيار آرايه هاي بديعي چون انواع جناس، ترصيع و ... است. در مقوله معني و درون مايه، سبب تشخص و تفرد سندبادنامه را اشتمال آن بر حکايات مکر زنان با جهت اروتيک، دانسته ايم.

 
كليد واژه: سبک شناسي، سبک، ويژگي هاي سبکي، سند بادنامه، اغراض السياسه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  9:42 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 8 : فنون ادبي بهار و تابستان 1390; 3(1 (پياپي 4)):113-122.
 
تحليل دو واژه و ترکيب ساختگي در فرهنگ جهانگيري و برهان قاطع
 
منصوري مجيد*
 
* دانشگاه تهران
 
 

يکي از اشکالات عمده اي که بر فرهنگ نويسان شبه قاره هند وارد است، لغت سازي و ترکيب سازي هاي نارواست. پيدايش شماري از لغات و ترکيبات ساختگي در اين فرهنگ ها معلول بدخواني و تصحيف واژه ها و ترکيبات ديوان شاعراني همانند خاقاني است. البته برخي از اين واژه ها و ترکيبات ساختگي از شروحي که بر آثار خاقاني و نظامي و انوري نوشته شده، وارد فرهنگ هاي فارسي شده است.
از آنجا که يکي از منابع مهم لغت نامه دهخدا برخي از همين فرهنگ هاي هندي؛ از قبيل برهان قاطع و فرهنگ جهانگيري است و غالب اين لغات ساختگي از آن کتاب ها به اين لغت نامه وارد شده است و در مواردي مولفان لغت نامه متوجه جعلي و ساختگي بودن بعضي از اين واژه ها و ترکيبات نشده اند. در اين جستار به بررسي و تحليل دو واژه و ترکيب از همين دست، در فرهنگ جهانگيري و برهان قاطع پرداخته ايم. فقره نخست که باز نمودن آن اهميت زيادي دارد، واژه «هرباسپ و هرباسپان» است که در برهان قاطع و فرهنگ جهانگيري به معني «سياره» آمده و از مصرع: «هر پاسبان که طره بام زمانه داشت» در ديوان خاقاني برساخته شده و در بعضي منابع نيز به عنوان معادل فارسي واژه «سياره» پيشنهاد داده شده است. فقره دوم تحليل ترکيب «نهي در نواد» در برهان قاطع است که حاصل تصحيف ترکيبي در شعر نظامي است.

 
كليد واژه: تصحيف، بدخواني، فرهنگ جهانگيري، برهان قاطع، هرباسب، نهي در نواد
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  9:42 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : فنون ادبي پاييز و زمستان 1388; 1(1):13-40.
 
ويژگي هاي زبان طنز و مطايبه درکاريکلماتورها (با تکيه برکاريکلماتورهاي پرويز شاپور)
 
طالبيان يحيي,تسليم جهرمي فاطمه*
 
* دانشگاه شهيد باهنر کرمان
 
 

طنزنويسان معمولا از زبان ادبي که با ظرافت ها و نوآوري هاي زباني درآميخته مي شود، سود مي جويند. از اين رو، طنز هرچه هنجارشکن تر و از عنصر آشنايي زدايي بهره ورتر باشد، قدرت جذب مخاطبانش افزايش مي يابد. در اين ميان، به نظر مي رسد ويژگي هايي چون کوتاهي جملات و ايجاز، سادگي بيان، چينش خاص واژگان، استفاده از زبان محاوره، بيان اغراق آميز، بازي هاي زباني  بياني و انواع شيوه هاي هنجارگريزي زبان و شگردهايي، چون آشنايي زدايي، غافلگيري، عکس و اجتماع نقيضين، به همراه ظرافت هاي بياني که در آن ها نهفته است، با استفاده از شيوه هاي مرسوم بلاغت سنتي در شکل گيري زبان طنز و مطايبه کاريکلماتورها موثر افتاده اند، شيوه هايي که حاصل جستجو در ظرفيت هاي بالقوه، بي انتها و پنهان زبان است و از جذابيت و تاثيرگذاري خاصي بر مخاطبان برخوردار است. بررسي زبان طنز کاريکلماتور در اين پژوهش با روشي توصيفي تحليلي صورت گرفته، ضمن اين که باعث آشنايي با برخي از ويژگي هاي اين شکل ادبي مي گردد، موجب درک بهتر آثاري از اين دست نيز خواهد بود. اين ويژگي ها با اندک تفاوت در زبان ساير کاريکلماتور نويس ها نيز ديده مي شوند، اما آنچه زبان طنز شاپور را از ديگر کاريکلماتور نويس ها ممتاز مي سازد، تاثيري است که بر روي نويسندگان پس از خودگذاشته است. روش تحقيق دراين پژوهش بر اساس شيوه هاي سندکاوي توصيفي تحليلي است.

 
كليد واژه: طنز و مطايبه، ويژگي هاي زبان طنز، کاريکلماتور
 
 
 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  9:43 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : فنون ادبي پاييز و زمستان 1388; 1(1):81-96.
 
زيبايي شناسي رمز گرداني
 
محمدي آسيابادي علي*
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه شهرکرد
 
 

برخي از صنايع ادبي در زبان فارسي، صنايعي هستند که ارزش هاي بلاغي پديده دوزبانگي را نشان مي دهند. متاسفانه، در کتاب هاي بلاغت ارزش زيباشناختي اين صنايع را شرح نداده اند، اما امروزه با استفاده از نظريه هاي گوناگوني که در خصوص پديده رمزگرداني مطرح شده است و با توجه به رواج اين نظريه ها در حوزه ادبيات و نقد ادبي، مي توان ابعاد زيباشناختي اين صنايع را نشان داد. بنابراين، در اين مقاله مشخص مي شود که از بين اين صنايع، صنعت اقتباس ارزش و اهميت ادبي بيشتري دارد. همچنين، ارزش و اهميت ادبي اين صنعت با استفاده از نظريه هاي مختلف، اثبات مي شود.

 
كليد واژه: رمزگرداني، اقتباس، دو صدايي، ملمع، دوزبانگي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
شنبه 16 اردیبهشت 1391  9:43 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها