پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی
| 9 : علوم انساني الزهرا زمستان 1386 - بهار 1387; 17(68-69):181-205. |
| |
| فراتر از معناي متن (نگره اي تازه در تحليل رابطه صورت و معنا در ديدگاه ادبي مولانا) |
| |
| محبتي مهدي* |
| |
| * گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه زنجان |
| |
|
غالب مولوي پژوهان، ديدگاه ادبي مولوي را مبتني بر اصالت معنا مي دانند و بر آن باورند که لفظ يا صورت، چندان ارج و ارزشي در جايگاه مولانا ندارد. اين مدعا، ديدگاه حاکم بر تفسير نظريات و آرا مولوي از آغاز تا امروز بوده است و هست.
در روزگار ما و با پيدايش و گسترش معاني فرم و معناي معنا، نگاه تازه تري به فرآيند توليد اثر ادبي در ديدگاه مولانا به وجود آمده است که مدعي آن است که عليرغم همه شواهد ظاهري و ظاهر گرفته ها، مولوي شاعري است که به صورتي جدي، شکل و لفظ را در نظر دارد و حتي در مرتبه نخست شاعري است صورت گرا.
کوشش اين مقاله بر آن است که به صورتي مستدل و مستند - و با ذکر مهم ترين دلايل هر دو گروه - ضمن اثبات نادرستي ديدگاه هاي هر دو گروه اين نکته را روشن نمايد که مولوي در هيچ کدام از اين دو ديدگاه نمي گنجد و او به يک اندازه از معنا و فرم در فرايند خلق اثر بهره مي برد. اين مقاله با تکيه بر سنت عرفاني ادب فارسي بر اين باور است که اثر ادبي، از حيث ساخت دروني، سه ساحت دارد: مرتبه اول يا «کودکي/ غافلي» که توجه به صرف صورت است. مرتبه دوم يا «بلوغ/ عاقلي» که گذر از لفظ و توجه به معناست و مرتبه سوم «هشيار/ مستي» است که مرتبه محو صورت و معنا و سپس امتزاج و اتحاد مطلق آن دو با «صوت/ صورتي» از سراينده و معشوق است که در عين صورت مداري، صورت نيست و در عين معانا داري، معنا نيست. البته اين ساحت، صرفا مرتبط و ناظر بر اشعار رمزي و نابهشيار است و شامل منظومه هاي اعتقادي/ اخلاقي/ تاريخي و نظاير آن نمي گردد. مولوي در سير تحول خلاقيت ادبي خود در بسياري از اشعار از مرتبه اول و دوم مي گذرد و در مرتبه سوم است که به خلق بهترين اشعار مي رسد. در واقع از همين ديدگاه است که مولوي با رهيافتي بديع و خلاقانه، گسسته نمايي ها و هنجار گريزي هاي صوري و معنوي شعرش را ابزار تکامل ساخت آن مي سازد. در اين ساختار خلاق است که هيچ خط فاصلي ميان ظاهر و باطن يا صورت و معنا باقي نمي ماند و هر دو رکن، همزمان و دقيقا همسان، حقيقت معناي دروني سراينده/ متن را بيان مي کنند به صورتي که در فرآيند خلق اثر ادبي نه لفظ تقدم و اصالت مي يابد نه صورت، اصل و مبنا قرار مي گيرد. در اين تعامل خلاق، صورت، عين معنا مي گردد و معنا، عين صورت.
|
| |
| كليد واژه: فرم، معنا، ساخت، مولوي |
| |
 |
|
نسخه قابل چاپ
|
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391 12:33 PM
تشکرات از این پست