0

بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : علوم انساني الزهرا زمستان 1386 - بهار 1387; 17(68-69):23-44.
 
کلام پروردگار در غزليات خداوندگار مولانا (نگرشي بر تجلي قرآن در غزليات شمس)
 
حيدري حسن*
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه اراک
 
 

در اين جستار به شيوه استفاده مولوي از قرآن و نحوه انعکاس لفظ و معناي آن در غزليات شمس مي پردازيم. تلاش ما در اين مقاله پاسخگويي به اين سوال است که قرآن چگونه انعکاسي در لفظ و معني غزليات شمس داشته است؟ يا به عبارتي الفاظ و معاني و اشارات قرآني به چه شيوه هايي در غزل مولوي مجال بروز يافته است؟
آيه هاي وحي به صورت عين لفظ و نيز به صورت معنا و مفهوم و به عبارتي به دو شيوه اقتباس و تلميح در غزليات شمس منعکس شده است. مولوي به اقتضاي تربيت خانوادگي و لزوم استناد معارف صوفيه به قرآن، با اين کتاب آشنايي عميق داشته است. بيش از 850 بيت در ديوان شمس به طور مشخص، متاثر از آيات است. از حيث بسامد آيه هاي مربوط به صفات و افعال خداوند در درجه نخست و آيه هاي مربوط به حالات و معجزات انبياي الهي در درجه دوم قرار مي گيرند. آيات الهي در غزل مولوي در موارد بسياري با تغيير و تصرف به کار رفته است، غير از موارد معدودي که تمام آيه بدون تصرف به کار رفته، در ابيات بسياري، تغيير و تصرف شامل لفظ بر معني آيات است، گاهي کلمات آيه جابجا شده و گاه يک کلمه و گاه قسمتي از آيه آمده و باقي آن حذف شده است. تصرف و تغيير شامل معاني آيات نيز شده است، مولوي احوال روحي خود را با توجه به احوال انبيا در قرآن باز مي گويد و حتي به آنها تشبه مي کند. در مواردي مانند توصيف اجزاي طبيعت آن را با استفاده از مفهوم و مضمون و نيز کلمات آيات تصوير مي کند. وي رسم باده ستايي را که از سنت شعر فارسي گرفته به رحيق قرآني پيوند مي زند. در مواردي نيز از در آميختن کلمات قرآني با واژه هاي فارسي ترکيب هاي اضافي و وصفي نو مي سازد و بدين ترتيب ترکيبي از شعر و عرش و شرع را به وجود مي آورد.

 
كليد واژه: قرآن، ديوان شمس، مولوي، تلميح، اقتباس، آيه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391  12:31 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : علوم انساني الزهرا زمستان 1386 - بهار 1387; 17(68-69):45-61.
 
بررسي بعضي اختلاف هاي کليله و دمنه نصر اله منشي با ترجمه عربي ابن مقفع و داستان هاي بيدپاي و پنجاکيانه
 
حيدري علي*
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه لرستان
 
 

يکي از مهم ترين کتاب هاي تاريخ بشريت که از دير زمان مورد توجه مردم با فرهنگ هاي مختلف قرار گرفته، کتاب کليله و دمنه است. به همين جهت مترجمان مختلف اين کتاب «متناسب با فرهنگ و زبان قوم خود» در آن دخل و تصرف هايي کرده اند، يکي از مشهورترين ترجمه هاي اين کتاب، ترجمه نصر اله منشي به زبان فارسي است، برتري هاي اين ترجمه چه از نظر ادبي و چه از نظر انتقال پيام بر ديگر ترجمه ها بر کسي پوشيده نيست. نصراله منشي در اين ترجمه مانند ديگر مترجمان براي هر نمايي خود و بهتر جلوه دادن حکايت، در متن عربي آن دخل و تصرف هايي کرده است. بيشتر اين تصرف ها باعث غناي متن و گاهي بر طرف کردن کاستي ها و نارسايي ها شده است، اما به ندرت اين دخل و تصرف ها موجب لغزش هايي در کار او شده است در اين مقاله به طور خلاصه به بعضي از اين لغزش ها اشاره مي شود.

 
كليد واژه: کليله و دمنه، نصراله منشي، ابن مقفع، داستان هاي بيدپاي و پنجاکيانه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391  12:32 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : علوم انساني الزهرا زمستان 1386 - بهار 1387; 17(68-69):65-85.
 
بررسي فرآيند نوستالژي غم غربت در اشعار فريدون مشيري
 
شريفيان مهدي*
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه بوعلي سينا
 
 

اين مقاله پژوهشي درباره «نوستالژي (غم غربت) در شعر معاصر فارسي» است. اين موضوع به عنوان يکي از رفتارهاي ناخودآگاه فرد، در شعر «فريدون مشيري» بررسي شده است. پس از ريشه شناسي و تعريف اين واژه، با توجه به فرهنگ ها و بهره گيري از نظرات روان شناسان، به عوامل ايجاد غربت اشاره و در ادامه به ارتباط نوستالژي و خاطره پرداخته شده است. در بخش خاطره فردي به نوستالژي دوري از وطن به عنوان غم غربت و در بخش نوستالژي اجتماعي تحت عنوان شاعران و خاطره جمعي به دلتنگي شاعران براي اسطوره هاي ايران، با ذکر شواهد شعري پرداخته شده است.

 
كليد واژه: نوستالژي، غم غربت، شعر معاصر فارسي، فريدون مشيري
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391  12:33 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : علوم انساني الزهرا زمستان 1386 - بهار 1387; 17(68-69):119-143.
 
آسمان پدر و زمين مادر در اساطير ايراني و شعر فارسي
 
علامي ذوالفقار*
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه الزهرا (س)
 
 

يکي از بن مايه هاي مشترک اساطيري در روايات ملل مختلف - که در حوزه اسطوره شناسي تطبيقي جاي بحث و بررسي دارد - موضوع پدر (مذکر) بودن آسمان و مادر (مونث) بودن زمين و ازدواج آن دو با يکديگر است که در ادبيات و فلسفه ما نيز بازتاب آن ديده مي شود و از آنها به پدران جهان برين (آبا علوي) و مادران جهان فرودين (امهات سفلي) و از تاثير و تاثير آن دو به ازدواج و از حاصل و نتيجه ازدواج آنها به فرزندان سه گانه (مواليد ثلاثه) تعبير شده است.
در اين مقاله نخست موضوع آسمان پدر و زمين مادر و ازدواج آنها با يکديگر در اساطير ملل و اقوام مختلف مورد بررسي قرار گرفته، سپس با ذکر شواهدي نمود و بازتاب اين باور در اساطير ايراني و شعر کلاسيک فارسي نشان داده شده است.

 
كليد واژه: آسمان، آبا علوي، زمين، امهات سفلي، اساطير ايراني، شعر فارسي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391  12:33 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : علوم انساني الزهرا زمستان 1386 - بهار 1387; 17(68-69):87-118.
 
سوال و اغراض ثانوي آن در غزليات حافظ
 
طاهري حميد*
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه رازي
 
 

غرض اصلي سوال در زبان خبر و ارجاع، طلب آگاهي و اطلاع است. جملات سوالي از انواع جملات انشايي است که درستي و نادرستي آن ها را نمي توان دريافت سوال در ادبيات به دلايلي چند در غرض اصلي خود به کار نمي رود، بلکه در بردارنده غرض ثانوي و فرعي است. موضوع سوال و کاربرد آن با اغراض ثانوي، از مباحث علم معاني است. گاهي خبر، امر، نهي و عواطف به اقتضاي حال و افزوني تاثير بر مخاطب در قالب سوال مطرح مي شود. از ديگر سو چون در ادبيات مخاطب مشخص و واقعي ممکن است وجود نداشته باشد. سوال ادبي غالبا بي پاسخ خواهد بود زيرا که گوينده پاسخ را مي داند و از اين منظر مي توان سوال ادبي را سوال بلاغي خواند. در اين مقاله نويسنده به بررسي انواع سوال از حيث مباحث و هم از جهت بسامد کاربرد آن در اغراض ثانوي در غزليات حافظ پرداخته است تا جايگاه سوال و اغراض ثانوي آن در ادبيات بهتر نموده شود. براي انجام اين پژوهش تمام غزليات حافظ را مطالعه و سوال هاي آن را استخراج نموده و با دقت به بررسي اغراض ثانوي هر يک پرداخته است، سپس آن ها را دسته بندي نموده و يراي پرهيز از درازگويي و عدول از چارچوب کمي مقاله به ذکر نمونه هايي از هر غرض بنده کرده است. نتيجه اي که از اين مقاله به دست آمده، اين است که اغراض ثانوي سوال در ادبيات متعدد و متنوع است و منحصر به همان تعدادي نيست که دانشمندان و محققان علوم بلاغي در کتب از آن ها ياد کرده اند. همچنين از آن روي که قرينه اي در جمله براي شناخت غرض ثانوي سوال موجود نيست، دريافت غرض دشوار است. ديگر اين که حال خوانده اثر و نوع خوانش و تکيه و آهنگي که در خواندن متن اعمال مي کند، در برداشت نوع غرض موثر است و مهم اين که هر سوال ممکن است چند غرض ثانوي را در برداشته باشد.

 
كليد واژه: سوال، غرض ثانوي، انکار، تقرير، تعظيم، غزليات حافظ
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391  12:33 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : علوم انساني الزهرا زمستان 1386 - بهار 1387; 17(68-69):145-168.
 
شور عطف (در بررسي نشانه «و» عطف درصد غزل از سعدي)
 
فقيه ملك مرزبان نسرين*
 
* گروه ادبيات فارسي، دانشگاه الزهرا (س)
 
 

انسجام ساختاري در شعر عامل مهم و تاثيرگذاري است که لذت هنري به خواننده مي بخشد. نشانه و عطف چون مفصلي در اندام متن، کلمات و جملات را به هم پيوند مي دهد و علاوه بر کارکردهاي دستوري بر معاني و تاويل هاي متن مي افزايد. شاعران بزرگي چون سعدي با پيش گرفتن شيوه ي سهل و ممتنع، ضمن پرهيز از ترکيب ها و صنايع پيچيده و سنگين، به همه توانايي زبان در سطوح مختلف متوجه مي شوند و آن توانايي ها را در سمت و سويي که خود اراده دارند، به کار مي گيرند.
از گذشته دور علماي علم بلاغت به مبحث فصل و وصل، اهميت بسيار داده اند و امروزه نيز نشانه شناسان، شکل گرايان و ساختار گرايان به بحث درباره انسجام متن مي پردازند. نقش واژگان دستوري چون و در ساختار متون ادبي غير قابل انکار است.

 
كليد واژه: نشانه و، فصل و وصل، کارکرد نحوي، کارکرد معنا شناختي، کارکرد پراگماتيک، سعدي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391  12:33 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

8 : علوم انساني الزهرا زمستان 1386 - بهار 1387; 17(68-69):169-180.
 
تسامح در تلميح به داستان هاي حماسي و ملي در شعر فارسي
 
قمري حيدر*
 
* دانشگاه تهران
 
 

نوشتار حاضر با هدف نشان دادن تسامح در تلميح به داستان هاي حماسي و تحليل دلايل آن، نگاشته شده است. براي اين منظور ابتدا شاهنامه فردوسي - که ماخذ اصلي داستان هاي ملي است - مطالعه شد تا صورت دقيق و جزييات روايان آن بررسي شود. سپس عمده ترين متون نظم فارسي از منظر اشاره به داستان هاي اين اثر ارجمند به مطالعه گرفته شد که از ميان تلميحات موجود در آن ها، حدود شانزده تلميح ناصحيح استخراج شد. حاصل اين بررسي ها دست مايه اصلي نگارنده در مقاله حاضر بوده است. انبوه داستان هاي اسطوره اي و صعويت احاطه شاعر بر همه آن ها، تنوع منابع داستاني، کم اهميتي يا بي اهميتي شکل صحيح داستان، وجود روايت هاي متفاوت از داستاني واحد، از دلايل عمده تسامح در تلميحات ذکر گرديده است.

 
كليد واژه: تسامح، تلميح، روايت، حماسه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391  12:33 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 9 : علوم انساني الزهرا زمستان 1386 - بهار 1387; 17(68-69):181-205.
 
فراتر از معناي متن (نگره اي تازه در تحليل رابطه صورت و معنا در ديدگاه ادبي مولانا)
 
محبتي مهدي*
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه زنجان
 
 

غالب مولوي پژوهان، ديدگاه ادبي مولوي را مبتني بر اصالت معنا مي دانند و بر آن باورند که لفظ يا صورت، چندان ارج و ارزشي در جايگاه مولانا ندارد. اين مدعا، ديدگاه حاکم بر تفسير نظريات و آرا مولوي از آغاز تا امروز بوده است و هست.
در روزگار ما و با پيدايش و گسترش معاني فرم و معناي معنا، نگاه تازه تري به فرآيند توليد اثر ادبي در ديدگاه مولانا به وجود آمده است که مدعي آن است که عليرغم همه شواهد ظاهري و ظاهر گرفته ها، مولوي شاعري است که به صورتي جدي، شکل و لفظ را در نظر دارد و حتي در مرتبه نخست شاعري است صورت گرا.
کوشش اين مقاله بر آن است که به صورتي مستدل و مستند - و با ذکر مهم ترين دلايل هر دو گروه - ضمن اثبات نادرستي ديدگاه هاي هر دو گروه اين نکته را روشن نمايد که مولوي در هيچ کدام از اين دو ديدگاه نمي گنجد و او به يک اندازه از معنا و فرم در فرايند خلق اثر بهره مي برد. اين مقاله با تکيه بر سنت عرفاني ادب فارسي بر اين باور است که اثر ادبي، از حيث ساخت دروني، سه ساحت دارد: مرتبه اول يا «کودکي/ غافلي» که توجه به صرف صورت است. مرتبه دوم يا «بلوغ/ عاقلي» که گذر از لفظ و توجه به معناست و مرتبه سوم «هشيار/ مستي» است که مرتبه محو صورت و معنا و سپس امتزاج و اتحاد مطلق آن دو با «صوت/ صورتي» از سراينده و معشوق است که در عين صورت مداري، صورت نيست و در عين معانا داري، معنا نيست. البته اين ساحت، صرفا مرتبط و ناظر بر اشعار رمزي و نابهشيار است و شامل منظومه هاي اعتقادي/ اخلاقي/ تاريخي و نظاير آن نمي گردد. مولوي در سير تحول خلاقيت ادبي خود در بسياري از اشعار از مرتبه اول و دوم مي گذرد و در مرتبه سوم است که به خلق بهترين اشعار مي رسد. در واقع از همين ديدگاه است که مولوي با رهيافتي بديع و خلاقانه، گسسته نمايي ها و هنجار گريزي هاي صوري و معنوي شعرش را ابزار تکامل ساخت آن مي سازد. در اين ساختار خلاق است که هيچ خط فاصلي ميان ظاهر و باطن يا صورت و معنا باقي نمي ماند و هر دو رکن، همزمان و دقيقا همسان، حقيقت معناي دروني سراينده/ متن را بيان مي کنند به صورتي که در فرآيند خلق اثر ادبي نه لفظ تقدم و اصالت مي يابد نه صورت، اصل و مبنا قرار مي گيرد. در اين تعامل خلاق، صورت، عين معنا مي گردد و معنا، عين صورت.

 
كليد واژه: فرم، معنا، ساخت، مولوي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391  12:33 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 10 : علوم انساني الزهرا زمستان 1386 - بهار 1387; 17(68-69):207-236.
 
حرکت و جنبش در غزل هاي مولوي
 
واحددوست مهوش*
 
* گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه اروميه
 
 

راز و رمز و افسون غزل هاي مولوي که عبارت از عينيت بخشيدن به مفهوم "حرکت" در کليات شمس است، موضوع بحث اين جستار مي باشد. کليات شمس تبريزي يکپارچه شور و هيجان و در مفهومي کلي، سرشار از حرکت و زندگي است. در اين جستار با ژرف نگري در "غزليات مولوي"، با آوردن شاهد مثال هايي، مولانا به عنوان فيلسوفي خوش بين و عمل گرا مطرح مي شود. در راستاي نمود مفهوم حرکت، به صورت مثالي "فناناپذيري و تولد دوباره" در روانشناسي يونگ؛ و نيز به باورمندي به جاندار انگاري (آنيميسم) در علم اسطوره شناسي؛ و از نظر هنر زباني در نقد فرماليستي، به کاربرد واژه هايي که بر مفهوم حرکت در غزليات در کليات شمس، دلالت دارند استناد مي شود.
حرکت و هستي تنها مفهوم مادي و دنيوي ندارد، مولوي حرکتي معنوي درون و روح انسان آغاز مي گردد، مطرح مي کند. تحقق اين حرکت دروني و معنوي به ياري "پير" طريقت انجام مي گيرد که در روانشناسي يونگ با عنوان کهن نمونه "پير" مطرح شده است. در برهه اي از زندگي مولانا، شمس تبريزي همان پير طريقت است که تاثير وي در تعالي و سير معنوي مولوي در همه جاي غزليات بازتاب و نمودي آشکار دارد.

 
كليد واژه: غزل هاي مولوي، حرکت، تولد دوباره، جاندار انگاري، پير
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391  12:33 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 11 : علوم انساني الزهرا زمستان 1386 - بهار 1387; 17(68-69):237-258.
 
ديوان امير معزي و لزوم تجديد تصحيح
 
يلمه ها احمدرضا*
 
* دانشگاه آزاد اسلامي واحد دهاقان
 
 

ديوان امير معزي را براي بار اول استاد عباس اقبال آشتياني در سال 1318 شمسي از طرف کتابفروشي اسلاميه در تهران تصحيح و به حليه طبع آراست و بار ديگر ناصر هيري در سال 1362 از سوي نشر مرزبان اين اثر را تصحيح و به چاپ رسانده. البته چاپ ناصر هيري بسيار مغلوط و نامستند و غير علمي است؛ چرا که مصحح هيچ اشاره اي نکرده است که چه نسخه اي را از چه سالي در دست داشته و يا اينکه نسخه اساس و نسخ بدل را از چه نسخه اي برگزيده است. از قراين مي توان استنباط کرد که نسخه ايشان بسيار شبيه به نسخه استاد اقبال بوده و ليکن با غلط ها و تصحيف هاي فراوان تري چاپ گرديده و بسيار نابسامان و بازاري است. ديوان مصحح استاد اقبال نيز همچنان که مصحح در مقدمه بدان اشاره کرده، بر اساس نسخه هاي متاخر و مغلوط صورت گرفته است. نگارنده با در دست داشتن دو نسخه متقدم از ديوان اين شاعر، بسياري از اغلاط، تصحيف ها، افتادگي ها و ابهام ها اين ديوان را با مطابقت اين دو نسخه بر طرف ساخته که برخي از اين موارد در اين مقاله ذکر گرديده است.

 
كليد واژه: تصحيح، نسخه خطي، ديوان، معزي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391  12:33 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : علوم انساني الزهرا زمستان 1385- بهار 1386; 16-17(61-62 (ويژه نامه ادبيات فارسي)):1-30.
 
حاكميت و رهبري در شعر و انديشه بهار
 
حسن زاده رسول*
 
 
 

دگرگوني در نگرش روشنفكران، نسبت به منشا، ماهيت و كاركرد حاكميت، از نيمه دوم قرن سيزده باعث شد قشر روشنفكر، در مورد حاكميت مطلوب و تغيير اصلاح حاكيت موجود اظهار نظر كند.
محمدتقي بهار در آغاز جواني با گرايش به انديشه هاي نو، حاكميت مشروطه را به عنوان حاكميت مطلوب برگزيد. او با جانبداري انتقاد آميز، ديدگاه خود را در مورد اين شيوه حاكميت در اشعار زيادي مطرح كرده است. با ناكامي مشروطه به اقتدارگرايي در رفتار و انديشه سياسي گرايش پيدا كرد. نتيجه چنين انديشه اي اتخاذ موضع جانبدارانه در مقابل برخي جنبش هاي ايالتي - ملي و جانبداري مقطعي از كودتاي 1299 ش و جمهوري رضاخان بود كه بعد از مدتي از هر دو نااميد شد. او با انتقادهاي تند و تحليل ماهيت چنين حركت هايي، به مخالفان رضا شاه و سيد ضيا پيوست.
او حتي بعد از تثبيت حكومت رضا شاه، اميدوار بود مردي مقتدر اما دموكرات منش جامعه ايران را بسامان كند.

 
كليد واژه: بهار، شعر، حاكميت و رهبري، مشروطه خواهي، اقتدارگرايي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391  12:34 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : علوم انساني الزهرا زمستان 1385- بهار 1386; 16-17(61-62 (ويژه نامه ادبيات فارسي)):31-69.
 
ويژگي هاي شعر عاشورايي از آغاز قرن چهارم تا پايان قرن نهم
 
حسن لي كاووس,كافي غلام رضا
 
 
 

شهادت امام حسين(ع) و ماجراي عاشورا حادثه اي است كه امروز به عنوان يك فرهنگ به آن نگريسته مي شود و تاثير شگفت اين حادثه در طول تاريخ در قالب آثار متعدد هنري، از جمله شعر بازتاب داشته است.
شعر عاشورا همزاد شعر فارسي است اما تا قبل از صفويه حجم و گستردگي ندارد، گرچه حضور آن در قرن هاي چهارم تا نهم هجري اثبات شده است و اين مقاله ويژگي هاي اين عصر را برمي شمارد.
از ويژگي هاي شعر عاشورايي در اين دوره استفاده از عناصر ماجراي عاشورا به صورت تلويح و تلميح است. كاربرد لحن حماسي و كلام فخيم، پرهيز از ضجه و زنجموره، پاسخ به شبهات اعتقادي در باب عاشورا، از قبيل صحت لعنت بر قاتلان امام حسين از ديگر ويژگي هاي آن است. نگاه عاشقانه و عرفاني به واقعه كربلا نيز از ديگر برجستگي هاي آن است.

 
كليد واژه: شعر فارسي، شعر عاشورايي، امام حسين، عاشورا
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391  12:35 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : علوم انساني الزهرا زمستان 1385- بهار 1386; 16-17(61-62 (ويژه نامه ادبيات فارسي)):71-100.
 
«عادت ستيزي» در آثار عين القضات همداني
 
حسني نرگس*
 
 
 

مفهوم عادت ستيزي يكي از مفاهيمي است كه عين القضات همداني در بسياري از موارد شرح و بسط آراي خود از آن سود جسته است. اين جستار با گردآوري، طبقه بندي و نتيجه گيري از نمونه هاي پراكنده اي كه در بردارنده اين مفهوم است، مي كوشد تا معناي مجملي از «عادت» و «عادت ستيزي» در نظام فكري عين القضات ارايه كند. اين نمونه ها كه مستند بر دو اثر مهم او يعني تمهيدات و سه جلد نامه هاست، عادت ستيهي اين عارف عادت ستيز را در دو وجه «بينش و گفتار» و «كنش و احوال» معرفي مي كند و نتيجه مي گيرد كه عادت ستيز راستين هر دوي اين ويژگي ها، يعني قلم زدن براي ذم عادت و قدم زدن در راه زدودن عادت را در خود نهفته دارد.

 
كليد واژه: عادت، عادت پرستي، عادت ستيزي، عرفان، عين القضات همداني
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391  12:35 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : علوم انساني الزهرا زمستان 1385- بهار 1386; 16-17(61-62 (ويژه نامه ادبيات فارسي)):101-127.
 
آماج هاي طنز سياسي «حالت»
 
باقري خليلي علي اكبر,دوركي علي اصغر
 
 
 

طنز بويژه طنز پس از مشروطه، عبارت از زبان انتقاد غيرمستقيم با بياني خنده آور و اغراق آميز از مفاسد و معايب و حقايق تلخ سياسي و اجتماعي است و هدف آن اصلاح مفاسد و معايب. در ميان طنزپردازان معاصر، ابوالقاسم حالت (1298-1371) يكي از پركارترين و نامبردارترين آنان محسوب مي گردد. وي با طرح ديدگاه هاي انتقادي نسبت به مسايل سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي عصر پهلوي، خود را به عنوان يك طنز پرداز منتقد در عرصه ادب فارسي مطرح كرده است. در حوزه طنزهاي سياسي حالت، گذشته از درون مايه هاي قابل بحث، نكته قابل پژوهش اين است كه آماج هاي طنز او چه كساني هستند و زبان طنز او نسبت بدانان چگونه است.
در اين مقاله ضمن اشاره به موضوع هاي سياسي طنز حالت، به بررسي آماج هاي طنز سياسي و نوع زبان آن پرداخته شده است.

 
كليد واژه: طنز، ابوالقاسم حالت، دولت، وزيران و رجال سياسي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391  12:35 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : علوم انساني الزهرا زمستان 1385- بهار 1386; 16-17(61-62 (ويژه نامه ادبيات فارسي)):129-155.
 
چاهانه (سيري در چاه هاي معروف و اسطوره اي و بن مايه هاي داستاني چاه در ادب فارسي)
 
ذوالفقاري حسن*
 
* دانشگاه تربيت مدرس
 
 

اين مقاله مي كوشد خوانندگان را با چاه هاي معروف و اسطوره اي در ادب فارسي آشنا سازد و تجلي آنها را در شعر فارسي بنمايد و به بررسي داستان هايي بپردازد كه در آنها چاه به عنوان بن مايه نقش آفريني مي كند؛ از اين رو مقاله دو بخش دارد:
الف) بررسي چاههاي اسطوره اي و معروف؛
ب) بن مايه چاه در داستان هاي سنتي؛
هدف از مقاله نشان دادند وجوه نمادين، تلميحي، استعاري و اسطوره اي چاه به عنوان پديده اي طبيعي در شعر و نثر شاعران و نويسندگان فارسي زبان است. بررسي اين بن مايه در آثار ادبي نشان دهنده شباهت ها و اختلاف ديد پديد آورندگان آثار ادبي نسبت به يك پديده طبيعي است.

 
كليد واژه: چاه، اسطوره، بن مايه، داستان، مضمون سازي، تصويرآفريني
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391  12:35 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها