0

با هم قرآن بخوانیم

 
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 35499
محل سکونت : گیلان

با هم قرآن بخوانیم؛ صفحه 525

صفحه پانصد و بیست و پنج قرآن  آیات 32 تا 49 سوره طور 

 با قرائت استاد خلیل الحصری

أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلَامُهُم بِهَذَا أَمْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ ﴿٣٢﴾ 

آيا پندارهايشان آنان را به اين [موضعگيرى‌] وا مى‌دارد يا [نه،] آنها مردمى سركشند؟ (۳۲)

أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَل لَّا يُؤْمِنُونَ ﴿٣٣﴾ يا مى‌گويند: «آن را بربافته.» [نه،] بلكه باور ندارند. (۳۳) 

 فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِّثْلِهِ إِن كَانُوا صَادِقِينَ﴿٣٤﴾ پس اگر راست مى‌گويند، سخنى مثل آن بياورند. (۳۴) 

أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ ﴿٣٥﴾

آيا از هيچ خلق شده‌اند؟ يا آنكه خودشان خالق [خود] هستند؟ (۳۵) 

 أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بَل لَّا يُوقِنُونَ ﴿٣٦﴾ 

آيا آسمانها و زمين را [آنان‌] خلق كرده‌اند؟ [نه،] بلكه يقين ندارند. (۳۶) 

أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَبِّكَ أَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُونَ ﴿٣٧﴾

آيا ذخاير پروردگار تو پيش آنهاست؟ يا ايشان تسلط [تام‌] دارند؟ (۳۷) 

 أَمْ لَهُمْ سُلَّمٌ يَسْتَمِعُونَ فِيهِ فَلْيَأْتِ مُسْتَمِعُهُم بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ ﴿٣٨﴾

آيا نردبانى دارند كه بر آن [بر شوند و] بشنوند؟ پس بايد شنونده آنان برهانى آشكار بياورد.(۳۸)

 أَمْ لَهُ الْبَنَاتُ وَلَكُمُ الْبَنُونَ ﴿٣٩﴾ آيا خدا را دختران است و شما را پسران؟ (۳۹

أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرًا فَهُم مِّن مَّغْرَمٍ مُّثْقَلُونَ ﴿٤٠﴾ 

آيا از آنها مزدى مطالبه مى‌كنى و آنان از [تعهّد اداى‌] تاوان گرانبارند؟ (۴۰

 أَمْ عِندَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ ﴿٤١﴾ آيا [علم‌] غيب پيش آنهاست و آنها مى‌نويسند؟ (۴۱

أَمْ يُرِيدُونَ كَيْدًا فَالَّذِينَ كَفَرُوا هُمُ الْمَكِيدُونَ﴿٤٢﴾ 

يا مى‌خواهند نيرنگى بزنند؟ و [لى‌] آنان كه كافر شده‌اند، خود دچار نيرنگ شده‌اند. (۴۲

أَمْ لَهُمْ إِلَهٌ غَيْرُ اللَّهِ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿٤٣﴾ 

آيا ايشان را جز خدا معبودى است؟ منزّه است خدا از آنچه [با او] شريك مى‌گردانند. (۴۳

وَإِن يَرَوْا كِسْفًا مِّنَ السَّمَاء سَاقِطًا يَقُولُوا سَحَابٌ مَّرْكُومٌ ﴿٤٤﴾ 

و اگر پاره‌سنگى را در حال سقوط از آسمان ببينند مى‌گويند: «ابرى متراكم است.» (۴۴

فَذَرْهُمْ حَتَّى يُلَاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي فِيهِ يُصْعَقُونَ ﴿٤٥﴾

پس بگذارشان تا به آن روزى كه در آن بيهوش مى‌افتند برسند.(۴۵

 يَوْمَ لَا يُغْنِي عَنْهُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ ﴿٤٦﴾ 

روزى كه نيرنگشان به هيچ‌وجه به كارشان نيايد و حمايت نيابند. (۴۶

وَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا عَذَابًا دُونَ ذَلِكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿٤٧﴾ 

و در حقيقت، غير از اين [مجازات‌]، عذابى [ديگر] براى كسانى كه ظلم كرده‌اند خواهد بود، ولى بيشترشان نمى‌دانند [كه آن عذاب چيست‌]. (۴۷) 

وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ ﴿٤٨﴾

و در برابر دستور پروردگارت شكيبايى پيشه كن كه تو خود در حمايت مايى و هنگامى كه [از خواب‌] بر مى‌خيزى به نيايش پروردگارت تسبيح گوى. (۴۸) 

 وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَإِدْبَارَ النُّجُومِ ﴿٤٩﴾

و [نيز] پاره‌اى از شب، و در فروشدن ستارگان تسبيح‌گوى او باش. (۴۹)


در زندگی بکوشلباس صبر بر تن بپوشبا دانایان بجوشعزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش

یک شنبه 7 تیر 1394  10:22 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh shirdel2
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 35499
محل سکونت : گیلان

با هم قرآن بخوانیم؛ صفحه 526

صفحه پانصد و بیست و شش قرآن  آیات 1 تا 26 سوره نجم 

 با قرائت استاد خلیل الحصری

سورة النجم
بسم الله الرحمن الرحيم

وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى ﴿١﴾ سوگند به اختر [= قرآن‌] چون فرود مى‌آيد، (۱) 

مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى ﴿٢﴾ [كه‌] يار شما نه گمراه شده و نه در نادانى مانده؛ (۲) 

وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى ﴿٣﴾ و از سر هوس سخن نمى‌گويد. (۳) 

 إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى ﴿٤﴾ اين سخن بجز وحيى كه وحى مى‌شود نيست. (۴)

عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى ﴿٥﴾  آن را [فرشته‌] شديدالقوى به او فرا آموخت، (۵) 

ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى ﴿٦﴾ [سروش‌] نيرومندى كه [مسلّط] درايستاد. (۶)

وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى ﴿٧﴾ در حالى كه او در افق اعلى بود؛ (۷) 

ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى ﴿٨﴾ سپس نزديك آمد و نزديكتر شد، (۸) 

فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى ﴿٩﴾ تا [فاصله‌اش‌] به قدر [طول‌] دو [انتهاى‌] كمان يا نزديكتر شد؛ (۹)

 فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى ﴿١٠﴾  آنگاه به بنده‌اش آنچه را بايد وحى كند، وحى فرمود. (۱۰

مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى ﴿١١﴾آنچه را دل ديد انكار[ش‌] نكرد. (۱۱)

 أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى ﴿١٢﴾ آيا در آنچه ديده است با او جدال مى‌كنيد؟ (۱۲

وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى ﴿١٣﴾ و قطعاً بار ديگرى هم او را ديده است، (۱۳

 عِندَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى﴿١٤﴾ نزديك سدرالمنتهى، (۱۴)

عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى ﴿١٥﴾در همان جا كه جنةالمأوى است. (۱۵

 إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَى﴿١٦﴾ آنگاه كه درخت سدر را آنچه پوشيده بود، پوشيده بود. (۱۶)

مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى ﴿١٧﴾ ديده [اش‌] منحرف نگشت و [از حدّ] در نگذشت. (۱۷) 

لَقَدْ رَأَى مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَى ﴿١٨﴾ به راستى كه [برخى‌] از آيات بزرگ پروردگار خود را بديد. (۱۸) 

أَفَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَالْعُزَّى ﴿١٩﴾ به من خبر دهيد از لات و عزّى، (۱۹)

وَمَنَاةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرَى﴿٢٠﴾  و منات آن سومين ديگر، (۲۰)

أَلَكُمُ الذَّكَرُ وَلَهُ الْأُنثَى ﴿٢١﴾  آيا [به خيالتان‌] براى شما پسر است و براى او دختر؟ (۲۱) 

تِلْكَ إِذًا قِسْمَةٌ ضِيزَى﴿٢٢﴾ در اين صورت، اين تقسيم نادرستى است. (۲۲) 

إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَمَا تَهْوَى الْأَنفُسُ وَلَقَدْ جَاءهُم مِّن رَّبِّهِمُ الْهُدَى ﴿٢٣﴾ 

[اين بتان‌] جز نامهايى بيش نيستند كه شما و پدرانتان نامگذارى كرده‌ايد [و] خدا بر [حقّانيّت‌] آنها هيچ دليلى نفرستاده است. [آنان‌] جز گمان و آنچه را كه دلخواهشان است پيروى نمى‌كنند، با آنكه قطعاً از جانب پروردگارشان هدايت برايشان آمده است. (۲۳) 

أَمْ لِلْإِنسَانِ مَا تَمَنَّى ﴿٢٤﴾ مگر انسان آنچه را آرزو كند دارد؟ (۲۴) 

فَلِلَّهِ الْآخِرَةُ وَالْأُولَى ﴿٢٥﴾ وَآن سرا و اين سرا از آن خداست. (۲۵) 

كَم مِّن مَّلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن يَشَاء وَيَرْضَى ﴿٢٦﴾

و بسا فرشتگانى كه در آسمانهايند [و] شفاعتشان به كارى نيايد، مگر پس از آنكه خدا به هر كه خواهد و خشنود باشد اذن دهد. (۲۶)


در زندگی بکوشلباس صبر بر تن بپوشبا دانایان بجوشعزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش

یک شنبه 7 تیر 1394  10:23 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh shirdel2
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 35499
محل سکونت : گیلان

با هم قرآن بخوانیم؛ صفحه 527

صفحه پانصد و بیست و هفت قرآن  آیات 27 تا 44 سوره نجم 

 با قرائت استاد خلیل الحصری

إِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ لَيُسَمُّونَ الْمَلَائِكَةَ تَسْمِيَةَ الْأُنثَى﴿٢٧﴾

در حقيقت، كسانى كه آخرت را باور ندارند، فرشتگان را در نامگذارى به صورت مؤنّث نام مى‌نهند. (۲۷) 

 وَمَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا ﴿٢٨﴾

و ايشان را به اين [كار] معرفتى نيست. جز گمان [خود] را پيروى نمى‌كنند، و در واقع، گمان در [وصول به‌] حقيقت هيچ سودى نمى‌رساند. (۲۸) 

 فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلَّى عَن ذِكْرِنَا وَلَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا ﴿٢٩﴾ 

پس، از هر كس كه از ياد ما روى برتافته و جز زندگى دنيا را خواستار نبوده است، روى برتاب.(۲۹)

ذَلِكَ مَبْلَغُهُم مِّنَ الْعِلْمِ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدَى ﴿٣٠﴾ 

 اين منتهاى دانش آنان است. پروردگار تو، خود به [حال‌] كسى كه از راه او منحرف شده داناتر، و او به كسى كه راه يافته [نيز] آگاه‌تر است. (۳۰) 

وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ لِيَجْزِيَ الَّذِينَ أَسَاؤُوا بِمَا عَمِلُوا وَيَجْزِيَ الَّذِينَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى ﴿٣١﴾ 

و هر چه در آسمانها و هر چه در زمين است از آن خداست، تا كسانى را كه بد كرده‌اند، به [سزاى‌] آنچه انجام داده‌اند كيفر دهد، و آنان را كه نيكى كرده‌اند، به نيكى پاداش دهد. (۳۱) 

الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّكَ وَاسِعُ الْمَغْفِرَةِ هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنشَأَكُم مِّنَ الْأَرْضِ وَإِذْ أَنتُمْ أَجِنَّةٌ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ فَلَا تُزَكُّوا أَنفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَى ﴿٣٢﴾

آنان كه از گناهان بزرگ و زشتكاريها -جز لغزشهاى كوچك- خوددارى مى‌ورزند، پروردگارت [نسبت به آنها] فراخ‌آمرزش است. وى از آن دم كه شما را از زمين پديد آورد و از همان‌گاه كه در شكمهاى مادرانتان [در زهدان‌] نهفته بوديد به [حال ]شما داناتر است، پس خودتان را پاك مشماريد. او به [حال‌] كسى كه پرهيزگارى نموده داناتر است. (۳۲) 

 أَفَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى ﴿٣٣﴾ پس آيا آن كسى را كه [از جهاد] روى برتافت ديدى؟ (۳۳) 

وَأَعْطَى قَلِيلًا وَأَكْدَى ﴿٣٤﴾ و اندكى بخشيد و [از باقى‌] امتناع ورزيد. (۳۴)

أَعِندَهُ عِلْمُ الْغَيْبِ فَهُوَ يَرَى ﴿٣٥﴾ آيا علم غيب پيش اوست و او مى‌بيند؟ (۳۵) 

أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَى ﴿٣٦﴾ يا بدانچه در صحيفه‌هاى موسى [آمده‌] خبر نيافته است؟ (۳۶) 

وَإِبْرَاهِيمَ الَّذِي وَفَّى ﴿٣٧﴾ و [نيز در نوشته‌هاى‌] همان ابراهيمى كه وفا كرد: (۳۷) 

أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ﴿٣٨﴾كه هيچ بردارنده‌اى بار گناه ديگرى را بر نمى‌دارد. (۳۸) 

 وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى﴿٣٩﴾ و اينكه براى انسان جز حاصل تلاش او نيست. (۳۹) 

 وَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَى ﴿٤٠﴾ و [نتيجه‌] كوشش او به زودى ديده خواهد شد. (۴۰) 

 ثُمَّ يُجْزَاهُ الْجَزَاء الْأَوْفَى﴿٤١﴾ سپس هر چه تمامتر وى را پاداش دهند.(۴۱)

وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنتَهَى ﴿٤٢﴾  و اينكه پايان [كار] به سوى پروردگار توست. (۴۲) 

 وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكَى﴿٤٣﴾ و هم اوست كه مى‌خنداند و مى‌گرياند. (۴۳) 

وَأَنَّهُ هُوَ أَمَاتَ وَأَحْيَا ﴿٤٤﴾ و هم اوست كه مى‌ميراند و زنده مى‌گرداند. (۴۴)

 

در زندگی بکوشلباس صبر بر تن بپوشبا دانایان بجوشعزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش

دوشنبه 8 تیر 1394  12:04 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh shirdel2
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 35499
محل سکونت : گیلان

با هم قرآن بخوانیم؛ صفحه 528

صفحه پانصد و بیست و هشت قرآن  آیات 1 تا 26 سوره نجم و آیات 1 تا 6 سوره قمر 

 با قرائت استاد خلیل الحصری

وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى ﴿٤٥﴾ و هم اوست كه دو نوع مى‌آفريند: نر و ماده، (۴۵) 

مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى﴿٤٦﴾از نطفه‌اى چون فرو ريخته شود. (۴۶) 

 وَأَنَّ عَلَيْهِ النَّشْأَةَ الْأُخْرَى ﴿٤٧﴾ و هم پديد آوردن [عالم‌] ديگر بر [عهده‌] اوست. (۴۷)

وَأَنَّهُ هُوَ أَغْنَى وَأَقْنَى﴿٤٨﴾  و هم اوست كه [شما را] بى‌نياز كرد و سرمايه بخشيد. (۴۸)

 وَأَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرَى ﴿٤٩﴾  و هم اوست پروردگار ستاره «شِعرى». (۴۹) 

وَأَنَّهُ أَهْلَكَ عَادًا الْأُولَى﴿٥٠﴾ و هم اوست كه عاديان قديم را هلاك كرد. (۵۰) 

وَثَمُودَ فَمَا أَبْقَى ﴿٥١﴾ و ثمود را [نيز هلاك كرد] و [كسى را] باقى نگذاشت. (۵۱) 

وَقَوْمَ نُوحٍ مِّن قَبْلُ إِنَّهُمْ كَانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَأَطْغَى ﴿٥٢﴾

و پيشتر [از همه آنها] قوم نوح را، زيرا كه آنان ستمگرتر و سركش‌تر بودند. (۵۲)  

 وَالْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوَى ﴿٥٣﴾ و شهرها[ى سَدوم و عاموره‌] را فرو افكند. (۵۳)

فَغَشَّاهَا مَا غَشَّى﴿٥٤﴾ پوشاند بر آن [دو شهر، از باران گوگردى‌] آنچه را پوشاند. (۵۴) 

فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكَ تَتَمَارَى ﴿٥٥﴾ پس به كدام يك از نعمتهاى پروردگارت ترديد روا مى‌دارى؟ (۵۵) 

هَذَا نَذِيرٌ مِّنَ النُّذُرِ الْأُولَى﴿٥٦﴾ اين [پيامبر نيز] بيم‌دهنده‌اى از [جمله‌] بيم‌دهندگان نخستين است. (۵۶)

أَزِفَتْ الْآزِفَةُ ﴿٥٧﴾ [وه چه‌] نزديك گشت قيامت. (۵۷)

لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّهِ كَاشِفَةٌ ﴿٥٨﴾  جز خدا كسى آشكاركننده آن نيست. (۵۸) 

أَفَمِنْ هَذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ ﴿٥٩﴾ آيا از اين سخن عجب داريد؟(۵۹) 

 وَتَضْحَكُونَ وَلَا تَبْكُونَ ﴿٦٠﴾و مى‌خنديد و نمى‌گرييد؟ (۶۰) 

وَأَنتُمْ سَامِدُونَ ﴿٦١﴾ و شما در غفلتيد. (۶۱)

 فَاسْجُدُوا لِلَّهِ وَاعْبُدُوا ﴿٦٢﴾۩ پس خدا را سجده كنيد و بپرستيد. (۶۲) سجده واجب 

سورة القمر
بسم الله الرحمن الرحيم

اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ ﴿١﴾ نزديك شد قيامت و از هم شكافت ماه. (۱) 

وَإِن يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُّسْتَمِرٌّ ﴿٢﴾

و هر گاه نشانه‌اى ببينند روى بگردانند و گويند: «سحرى دايم است.»(۲) 

 وَكَذَّبُوا وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءهُمْ وَكُلُّ أَمْرٍ مُّسْتَقِرٌّ ﴿٣﴾

و به تكذيب دست زدند و هوسهاى خويش را دنبال كردند، و [لى‌] هر كارى را [آخر] قرارى است. (۳) 

وَلَقَدْ جَاءهُم مِّنَ الْأَنبَاء مَا فِيهِ مُزْدَجَرٌ ﴿٤﴾ 

و قطعاً از اخبار، آنچه در آن مايه انزجار [از كفر] است به ايشان رسيد.(۴) 

حِكْمَةٌ بَالِغَةٌ فَمَا تُغْنِ النُّذُرُ ﴿٥﴾ 

حكمت بالغه [حق اين بود]، ولى هشدارها سود نكرد.(۵) 

فَتَوَلَّ عَنْهُمْ يَوْمَ يَدْعُ الدَّاعِ إِلَى شَيْءٍ نُّكُرٍ ﴿٦﴾

پس، از آنان روى برتاب. روزى كه داعى [حق‌] به سوى امرى دهشتناك دعوت مى‌كند، (۶)

در زندگی بکوشلباس صبر بر تن بپوشبا دانایان بجوشعزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش

دوشنبه 8 تیر 1394  12:04 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh shirdel2
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 35499
محل سکونت : گیلان

با هم قرآن بخوانیم؛ صفحه 529

صفحه پانصد و بیست و  نه قرآن  آیات  آیات 7 تا 27 سوره قمر 

 با قرائت استاد خلیل الحصری

خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌ مُّنتَشِرٌ ﴿٧﴾

در حالى كه ديدگان خود را فروهشته‌اند، چون ملخهاى پراكنده از گورها[ى خود] برمى‌آيند. (۷) 

مُّهْطِعِينَ إِلَى الدَّاعِ يَقُولُ الْكَافِرُونَ هَذَا يَوْمٌ عَسِرٌ ﴿٨﴾ 

به سرعت سوى آن دعوتگر مى‌شتابند. كافران مى‌گويند: «امروز [چه‌] روز دشوارى است.» (۸) 

كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَكَذَّبُوا عَبْدَنَا وَقَالُوا مَجْنُونٌ وَازْدُجِرَ ﴿٩﴾ 

پيش از آنان، قوم نوح [نيز] به تكذيب پرداختند و بنده ما را دروغزن خواندند و گفتند: «ديوانه‌اى است.» و [بسى‌] آزار كشيد. (۹) 

فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانتَصِرْ ﴿١٠﴾

تا پروردگارش را خواند كه: «من مغلوب شدم؛ به داد من برس!» (۱۰) 

 فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاء بِمَاء مُّنْهَمِرٍ﴿١١﴾ 

پس درهاى آسمان را به آبى ريزان گشوديم. (۱۱) 

وَفَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُونًا فَالْتَقَى الْمَاء عَلَى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ ﴿١٢﴾

و از زمين چشمه‌ها جوشانيديم تا آب [زمين و آسمان‌] براى امرى كه مقدّر شده بود به هم پيوستند. (۱۲) 

وَحَمَلْنَاهُ عَلَى ذَاتِ أَلْوَاحٍ وَدُسُرٍ ﴿١٣﴾

و او را بر [كشتى‌] تخته‌دار و ميخ‌آجين سوار كرديم. (۱۳) 

 تَجْرِي بِأَعْيُنِنَا جَزَاء لِّمَن كَانَ كُفِرَ ﴿١٤﴾

[كشتى‌] زير نظر ما روان بود. [اين‌] پاداش كسى بود كه مورد انكار واقع شده بود. (۱۴) 

 وَلَقَد تَّرَكْنَاهَا آيَةً فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ﴿١٥﴾ 

و به راستى آن [سفينه‌] را بر جاى نهاديم [تا] عبرتى [باشد]؛ پس آيا پندگيرنده‌اى هست؟ (۱۵) 

فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ ﴿١٦﴾ پس چگونه بود عذاب من و هشدارها[ى من‌]؟ (۱۶) 

وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ﴿١٧﴾ 

و قطعاً قرآن را براى پندآموزى آسان كرده‌ايم؛ پس آيا پندگيرنده‌اى هست؟ (۱۷) 

كَذَّبَتْ عَادٌ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ ﴿١٨﴾ 

عاديان به تكذيب پرداختند. پس چگونه بود عذاب من و هشدارها[ى من‌]؟ (۱۸) 

إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا صَرْصَرًا فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُّسْتَمِرٍّ ﴿١٩﴾

ما بر [سر] آنان در روز شومى، به طور مداوم، تندبادى توفنده فرستاديم، (۱۹)

 تَنزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ مُّنقَعِرٍ ﴿٢٠﴾ 

 [كه‌] مردم را از جا مى‌كند؛ گويى تنه‌هاى نخلى بودند كه ريشه‌كن شده بودند. (۲۰) 

فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ ﴿٢١﴾

پس چگونه بود عذاب من و هشدارها[ى من‌]؟ (۲۱) 

وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ﴿٢٢﴾ 

و قطعاً قرآن را براى پندآموزى آسان كرده‌ايم، پس آيا پندگيرنده‌اى هست؟ (۲۲) 

كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ ﴿٢٣﴾ قوم ثمود هشداردهندگان را تكذيب كردند. (۲۳)

فَقَالُوا أَبَشَرًا مِّنَّا وَاحِدًا نَّتَّبِعُهُ إِنَّا إِذًا لَّفِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ﴿٢٤﴾ 

 و گفتند: «آيا تنها بشرى از خودمان را پيروى كنيم؟ در اين صورت، ما واقعاً در گمراهى و جنون خواهيم بود.» (۲۴) 

أَؤُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْهِ مِن بَيْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ ﴿٢٥﴾

«آيا از ميان ما [وحى‌] بر او القا شده است؟ [نه،] بلكه او دروغگويى گستاخ است.» (۲۵) )

سَيَعْلَمُونَ غَدًا مَّنِ الْكَذَّابُ الْأَشِرُ ﴿٢٦﴾ 

به زودى فردا بدانند دروغگوى گستاخ كيست. (۲۶) 

إِنَّا مُرْسِلُو النَّاقَةِ فِتْنَةً لَّهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَاصْطَبِرْ ﴿٢٧﴾

ما براى آزمايش آنان [آن‌] ماده‌شتر را فرستاديم و [به صالح گفتيم:]«مراقب آنان باش و شكيبايى كن. (۲۷

در زندگی بکوشلباس صبر بر تن بپوشبا دانایان بجوشعزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش

سه شنبه 9 تیر 1394  12:46 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh shirdel2
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 35499
محل سکونت : گیلان

با هم قرآن بخوانیم ؛ صفحه 530

صفحه پانصد و سی قرآن  آیات 28 تا 49 سوره قمر 

 با قرائت استاد خلیل الحصری

وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ الْمَاء قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ كُلُّ شِرْبٍ مُّحْتَضَرٌ ﴿٢٨﴾ 

و به آنان خبر ده كه آب ميانشان بخش شده‌است: هر كدام را آب به نوبت خواهد بود.» (۲۸)

فَنَادَوْا صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَى فَعَقَرَ ﴿٢٩﴾ 

 پس رفيقشان را صدا كردند و [او] شمشير كشيد و [شتر را] پى كرد. (۲۹) 

فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ ﴿٣٠﴾

پس چگونه بود عذاب من و هشدارها[ى من‌]؟ (۳۰) 

 إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً وَاحِدَةً فَكَانُوا كَهَشِيمِ الْمُحْتَظِرِ ﴿٣١﴾ 

ما بر [سر]شان يك فرياد [مرگبار] فرستاديم و چون گياه خشكيده [كومه‌ها] ريزريز شدند. (۳۱) 

وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ﴿٣٢﴾ 

و قطعاً قرآن را براى پندآموزى آسان كرديم؛ پس آيا پندگيرنده‌اى هست؟ (۳۲) 

كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ﴿٣٣﴾ 

قوم لوط هشداردهندگان را تكذيب كردند. (۳۳) 

إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ حَاصِبًا إِلَّا آلَ لُوطٍ نَّجَّيْنَاهُم بِسَحَرٍ﴿٣٤﴾ 

ما بر [سر] آنان سنگبارانى [انفجارى‌] فروفرستاديم [و] فقط خانواده لوط بودند كه سحرگاهشان رهانيديم. (۳۴) 

نِعْمَةً مِّنْ عِندِنَا كَذَلِكَ نَجْزِي مَن شَكَرَ ﴿٣٥﴾ 

[و اين‌] رحمتى از جانب ما بود؛ هر كه سپاس دارد، بدين‌سان [او را] پاداش مى‌دهيم. (۳۵) 

وَلَقَدْ أَنذَرَهُم بَطْشَتَنَا فَتَمَارَوْا بِالنُّذُرِ ﴿٣٦﴾ 

و [لوط] آنها را از عذاب ما سخت بيم داده بود، و[لى‌] در تهديدها[ى ما] به جدال برخاستند. (۳۶) 

وَلَقَدْ رَاوَدُوهُ عَن ضَيْفِهِ فَطَمَسْنَا أَعْيُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ ﴿٣٧﴾

و از مهمان‌[هاى‌] او كام دل خواستند، پس فروغ ديدگانشان را سترديم و [گفتيم:] «[مزه‌] عذاب و هشدارهاى مرا بچشيد.» (۳۷) 

 وَلَقَدْ صَبَّحَهُم بُكْرَةً عَذَابٌ مُّسْتَقِرٌّ ﴿٣٨﴾

و به راستى كه سپيده‌دم عذابى پيگير به سر وقت آنان آمد. (۳۸) 

 فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ ﴿٣٩﴾ پس عذاب و هشدارهاى مرا بچشيد. (۳۹) 

وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ﴿٤٠﴾

و قطعاً قرآن را براى پندآموزى آسان كرديم؛ پس آيا پندگيرنده‌اى هست؟ (۴۰) 

 وَلَقَدْ جَاء آلَ فِرْعَوْنَ النُّذُرُ﴿٤١﴾ 

و در حقيقت هشداردهندگان به جانب فرعونيان آمدند. (۴۱) 

كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كُلِّهَا فَأَخَذْنَاهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍ مُّقْتَدِرٍ ﴿٤٢﴾

[اما آنها] همه معجزات ما را تكذيب كردند، تا چون زبردستى زورمند [گريبان‌] آنان را گرفتيم. (۴۲) 

أَكُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِّنْ أُوْلَئِكُمْ أَمْ لَكُم بَرَاءةٌ فِي الزُّبُرِ ﴿٤٣﴾ 

آيا كافران شما، از اينان [كه برشمرديم‌] برترند، يا شما را در نوشته‌ها[ى آسمانى‌] خط امانى است؟ (۴۳) 

أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌ مُّنتَصِرٌ ﴿٤٤﴾ 

يا مى‌گويند: «ما همگى انتقام‌گيرنده [و يار و ياور همديگر]يم!» (۴۴)

سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ ﴿٤٥﴾ 

 زودا كه اين جمع در هم شكسته شود و پشت كنند. (۴۵) 

بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَةُ أَدْهَى وَأَمَرُّ ﴿٤٦﴾

بلكه موعدشان قيامت است و قيامت [بسى‌] سخت‌تر و تلخ‌تر است. (۴۶) 

 إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ ﴿٤٧﴾

قطعاً بزهكاران در گمراهى و جنونند. (۴۷) 

 يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ ﴿٤٨﴾

روزى كه در آتش به رو كشيده مى‌شوند [و به آنان گفته مى‌شود:] «لهيب آتش را بچشيد [و احساس كنيد].» (۴۸)

 إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ ﴿٤٩﴾

 ماييم كه هر چيزى را به اندازه آفريده‌ايم. (۴۹)

در زندگی بکوشلباس صبر بر تن بپوشبا دانایان بجوشعزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش

سه شنبه 9 تیر 1394  12:49 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh shirdel2
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 35499
محل سکونت : گیلان

با هم قرآن بخوانیم ؛ صفحه 531

صفحه پانصد و سی و یک قرآن  آیات 50 تا 55 سوره قمر و آیات 1 تا 16 سوره الرحمن 

 با قرائت استاد خلیل الحصری

وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ ﴿٥٠﴾ 

و فرمان ما جز يك بار نيست [آن هم‌] چون چشم به هم زدنى. (۵۰)

وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا أَشْيَاعَكُمْ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ﴿٥١﴾

 و هم مسلكان شما را سخت به هلاكت رسانديم؛ پس آيا پندگيرنده‌اى هست؟ (۵۱) 

 وَكُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوهُ فِي الزُّبُرِ ﴿٥٢﴾ و هر چه كرده‌اند در كتابها[ى اعمالشان درج‌] است. (۵۲) 

 وَكُلُّ صَغِيرٍ وَكَبِيرٍ مُسْتَطَرٌ ﴿٥٣﴾ و هر خرد و بزرگى [در آن‌] نوشته شده. (۵۳) 

إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ ﴿٥٤﴾ در حقيقت، مردم پرهيزگار در ميان باغها و نهرها، (۵۴) 

فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ ﴿٥٥﴾در قرارگاه صدق، نزد پادشاهى توانايند. (۵۵)

سورة الرحمن
بسم الله الرحمن الرحيم

الرَّحْمَنُ ﴿١﴾ [خداى‌] رحمان، (۱) 

 عَلَّمَ الْقُرْآنَ ﴿٢﴾قرآن را ياد داد. (۲) 

 خَلَقَ الْإِنسَانَ ﴿٣﴾ انسان را آفريد، (۳)

 عَلَّمَهُ الْبَيَانَ﴿٤﴾ به او بيان آموخت. (۴) 

الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ ﴿٥﴾ خورشيد و ماه بر حسابى [روان‌]اند.(۵)

وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ يَسْجُدَانِ﴿٦﴾  و بوته و درخت چهره‌سايانند. (۶) 

وَالسَّمَاء رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِيزَانَ ﴿٧﴾و آسمان را برافراشت و ترازو را گذاشت، (۷) 

 أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزَانِ﴿٨﴾ تا مبادا از اندازه درگذريد. (۸)

وَأَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِيزَانَ ﴿٩﴾

 و وزن را به انصاف برپا داريد و در سنجش مكاهيد. (۹) 

وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ ﴿١٠﴾ و زمين را براى مردم نهاد. (۱۰) 

فِيهَا فَاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ ﴿١١﴾

در آن، ميوه [ها] و نخلها با خوشه‌هاى غلاف دار، (۱۱) 

وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَالرَّيْحَانُ ﴿١٢﴾ و دانه‌هاى پوست‌دار و گياهان خوشبوست.(۱۲) 

فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿١٣﴾ پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۱۳)

خَلَقَ الْإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ كَالْفَخَّارِ ﴿١٤﴾ انسان را از گل خشكيده‌اى سفال مانند، آفريد. (۱۴) 

وَخَلَقَ الْجَانَّ مِن مَّارِجٍ مِّن نَّارٍ ﴿١٥﴾ و جن را از تشعشعى از آتش خلق كرد. (۱۵) 

فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿١٦﴾پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۱۶)

در زندگی بکوشلباس صبر بر تن بپوشبا دانایان بجوشعزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش

چهارشنبه 10 تیر 1394  11:31 AM
تشکرات از این پست
shirdel2 nazaninfatemeh
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 35499
محل سکونت : گیلان

با هم قرآن بخوانیم ؛ صفحه 532

صفحه پانصد و سی و دو قرآن  آیات 17 تا 40 سوره الرحمن 

 با قرائت استاد خلیل الحصری

رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ ﴿١٧﴾روردگار دو خاور و پروردگار دو باختر. (۱۷) 

 فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿١٨﴾ پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۱۸) 

مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ ﴿١٩﴾ دو دريا را [به گونه‌اى‌] روان كرد [كه‌] با هم برخورد كنند. (۱۹) 

بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَّا يَبْغِيَانِ ﴿٢٠﴾ ميان آن دو، حد فاصلى است كه به هم تجاوز نمى‌كنند. (۲۰) 

فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٢١﴾ پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۲۱) 

يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ﴿٢٢﴾ از هر دو [دريا] مرواريد و مرجان برآيد. (۲۲) 

فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٢٣﴾ پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۲۳)

 وَلَهُ الْجَوَارِ الْمُنشَآتُ فِي الْبَحْرِ كَالْأَعْلَامِ ﴿٢٤﴾  

و او راست در دريا سفينه‌هاى بادبان‌دار بلند همچون كوهها. (۲۴) 

فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٢٥﴾ پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۲۵) 

 كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ ﴿٢٦﴾ هر چه بر [زمين‌] است فانى‌شونده است. (۲۶)

وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ ﴿٢٧﴾  

و ذات باشكوه و ارجمند پروردگارت باقى خواهد ماند. (۲۷)

فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٢٨﴾ پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۲۸

يَسْأَلُهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ ﴿٢٩﴾

هر كه در آسمانها و زمين است از او درخواست مى‌كند. هر زمان، او در كارى است. (۲۹)

 فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٣٠﴾  پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۳۰

سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَا الثَّقَلَانِ ﴿٣١﴾اى جن و انس، زودا كه به شما بپردازيم. (۳۱

 فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٣٢﴾ پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۳۲

يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَن تَنفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانفُذُوا لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ ﴿٣٣﴾ 

اى گروه جنّيان و انسيان، اگر مى‌توانيد از كرانه‌هاى آسمانها و زمين به بيرون رخنه كنيد، پس رخنه كنيد. [ولى‌] جز با [به دست آوردن‌] تسلطى رخنه نمى‌كنيد. (۳۳)

فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٣٤﴾ پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۳۴)

 يُرْسَلُ عَلَيْكُمَا شُوَاظٌ مِّن نَّارٍ وَنُحَاسٌ فَلَا تَنتَصِرَانِ﴿٣٥﴾ 

بر سر شما شراره‌هايى از [نوع‌] تفته آهن و مس فرو فرستاده خواهد شد، و [از كسى‌] يارى نتوانيد طلبيد. (۳۵) 

 فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٣٦﴾ پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۳۶) 

 فَإِذَا انشَقَّتِ السَّمَاء فَكَانَتْ وَرْدَةً كَالدِّهَانِ ﴿٣٧﴾ 

پس آنگاه كه آسمان از هم شكافد و چون چرم گلگون گردد. (۳۷)

فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٣٨﴾  پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۳۸) 

فَيَوْمَئِذٍ لَّا يُسْأَلُ عَن ذَنبِهِ إِنسٌ وَلَا جَانٌّ ﴿٣٩﴾ 

در آن روز، هيچ انس و جنى از گناهش پرسيده نشود. (۳۹)

فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٤٠﴾ پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۴۰)

در زندگی بکوشلباس صبر بر تن بپوشبا دانایان بجوشعزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش

چهارشنبه 10 تیر 1394  11:32 AM
تشکرات از این پست
shirdel2 nazaninfatemeh
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 35499
محل سکونت : گیلان

با هم قرآن بخوانیم؛ صفحه 533

صفحه پانصد و سی و سه قرآن  آیات 41 تا 67 سوره الرحمن 

 با قرائت استاد خلیل الحصری

يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِي وَالْأَقْدَامِ ﴿٤١﴾

تبهكاران از سيمايشان شناخته مى‌شوند و از پيشانى و پايشان بگيرند. (۴۱) 

 فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٤٢﴾ پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۴۲) 

هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ﴿٤٣﴾

اين است همان جهنمى كه تبهكاران آن را دروغ مى‌خواندند. (۴۳) 

 يَطُوفُونَ بَيْنَهَا وَبَيْنَ حَمِيمٍ آنٍ ﴿٤٤﴾ ميان [آتش‌] و ميان آب جوشان سرگردان باشند. (۴۴)

فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٤٥﴾ پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۴۵)

 وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ ﴿٤٦﴾  

و هر كس را كه از مقام پروردگارش بترسد دو باغ است. (۴۶) 

فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٤٧﴾ پس كداميك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۴۷) 

ذَوَاتَا أَفْنَانٍ ﴿٤٨﴾ كه داراى شاخسارانند. (۴۸) 

فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿٤٩﴾ پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۴۹) 

فِيهِمَا عَيْنَانِ تَجْرِيَانِ ﴿٥٠﴾ در آن دو [باغ‌] دو چشمه روان است. (۵۰) 

فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿٥١﴾ پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۵۱) 

فِيهِمَا مِن كُلِّ فَاكِهَةٍ زَوْجَانِ ﴿٥٢﴾ در آن دو [باغ‌] از هر ميوه‌اى دو گونه است. (۵۲)

فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٥٣﴾پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۵۳)

 مُتَّكِئِينَ عَلَى فُرُشٍ بَطَائِنُهَا مِنْ إِسْتَبْرَقٍ وَجَنَى الْجَنَّتَيْنِ دَانٍ ﴿٥٤﴾ 

بر بسترهايى كه آستر آنها از ابريشم درشت‌بافت است، تكيه آنند و چيدن ميوه [از] آن دو باغ [به آسانى‌] در دسترس است. (۵۴

 فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٥٥﴾پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۵۵

 فِيهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ ﴿٥٦﴾

در آن [باغها، دلبرانى‌] فروهشته‌نگاهند كه دست هيچ انس و جنى پيش از ايشان به آنها نرسيده است. (۵۶

 فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٥٧﴾ پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۵۷)

كَأَنَّهُنَّ الْيَاقُوتُ وَالْمَرْجَانُ ﴿٥٨﴾ گويى كه آنها ياقوت و مرجانند.(۵۸

فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٥٩﴾ پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۵۹) 

هَلْ جَزَاء الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ﴿٦٠﴾ مگر پاداش احسان جز احسان است؟ (۶۰)

 فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٦١﴾ پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۶۱) 

 وَمِن دُونِهِمَا جَنَّتَانِ﴿٦٢﴾ و غير از آن دو [باغ‌]، دو باغ [ديگر نيز] هست. (۶۲)

فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٦٣﴾ پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۶۳) 

 مُدْهَامَّتَانِ ﴿٦٤﴾كه از [شدّت‌] سبزى سيه‌گون مى‌نمايد. (۶۴) 

 فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٦٥﴾پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۶۵) 

 فِيهِمَا عَيْنَانِ نَضَّاخَتَانِ ﴿٦٦﴾در آن دو [باغ‌] دو چشمه همواره جوشان است. (۶۶) 

 فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٦٧﴾پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟(۶۷)

 

در زندگی بکوشلباس صبر بر تن بپوشبا دانایان بجوشعزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش

پنج شنبه 11 تیر 1394  11:43 AM
تشکرات از این پست
shirdel2 nazaninfatemeh
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 35499
محل سکونت : گیلان

با هم قرآن بخوانیم؛ صفحه 534

صفحه پانصد و سی و چهار قرآن  آیات 68 تا 78 سوره الرحمن و آیات 1 تا 16 سوره واقعه 

 با قرائت استاد خلیل الحصری

فِيهِمَا فَاكِهَةٌ وَنَخْلٌ وَرُمَّانٌ ﴿٦٨﴾ در آن دو، ميوه و خرما و انار است. (۶۸) 
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٦٩﴾پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۶۹) 
فِيهِنَّ خَيْرَاتٌ حِسَانٌ ﴿٧٠﴾ در آنجا [زنانى‌] نكوخوى و نكورويند. (۷۰)
 فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٧١﴾  پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۷۱) 
حُورٌ مَّقْصُورَاتٌ فِي الْخِيَامِ ﴿٧٢﴾ حورانى پرده‌نشين در [دل‌] خيمه‌ها. (۷۲) 
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٧٣﴾ پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۷۳) 
لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ ﴿٧٤﴾ 
دست هيچ انس و جنى پيش از ايشان به آنها نرسيده است. (۷۴) 
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿٧٥﴾
پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۷۵) 
 مُتَّكِئِينَ عَلَى رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَعَبْقَرِيٍّ حِسَانٍ ﴿٧٦﴾ بر بالش سبز و فرش نيكو تكيه زده‌اند. (۷۶)
 
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٧٧﴾پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۷۷)
 
 تَبَارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ﴿٧٨﴾خجسته باد نام پروردگار شكوهمند و بزرگوارت، (۷۸)
 
سورة الواقعة
بسم الله الرحمن الرحيم

إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ ﴿١﴾ آن واقعه چون وقوع يابد، (۱) 

لَيْسَ لِوَقْعَتِهَا كَاذِبَةٌ ﴿٢﴾[كه‌] در وقوع آن دروغى نيست: (۲)  

 خَافِضَةٌ رَّافِعَةٌ﴿٣﴾پست‌كننده [و] بالابرنده است. (۳) 

 إِذَا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا ﴿٤﴾ چون زمين با تكان [سختى‌] لرزانده شود، (۴) 

 وَبُسَّتِ الْجِبَالُ بَسًّا ﴿٥﴾و كوهها [جمله‌] ريزه ريزه شوند، (۵) 

فَكَانَتْ هَبَاء مُّنبَثًّا ﴿٦﴾ و غبارى پراكنده گردند، (۶) 

وَكُنتُمْ أَزْوَاجًا ثَلَاثَةً ﴿٧﴾ و شما سه دسته شويد: (۷) 

فَأَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ ﴿٨﴾ياران دست راست، كدامند ياران دست راست؟(۸) 

 وَأَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ ﴿٩﴾و ياران چپ؛ كدامند ياران چپ؟ (۹) 

 وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ ﴿١٠﴾و سبقت‌گيرندگان مقدمند؛ (۱۰) 

 أُوْلَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ ﴿١١﴾ آنانند همان مقربان [خدا]، (۱۱) 

فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ ﴿١٢﴾ در باغستانهاى پر نعمت. (۱۲) 

ثُلَّةٌ مِّنَ الْأَوَّلِينَ ﴿١٣﴾گروهى از پيشينيان، (۱۳) 

 وَقَلِيلٌ مِّنَ الْآخِرِينَ﴿١٤﴾و اندكى از متأخران. (۱۴) 

 عَلَى سُرُرٍ مَّوْضُونَةٍ ﴿١٥﴾ بر تختهايى جواهرنشان، (۱۵) 

مُتَّكِئِينَ عَلَيْهَا مُتَقَابِلِينَ ﴿١٦﴾ كه روبروى هم بر آنها تكيه داده‌اند. (۱۶)

 

در زندگی بکوشلباس صبر بر تن بپوشبا دانایان بجوشعزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش

پنج شنبه 11 تیر 1394  11:44 AM
تشکرات از این پست
shirdel2 nazaninfatemeh
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 35499
محل سکونت : گیلان

با هم قرآن بخوانیم؛ صفحه 535

صفحه پانصد و سی و پنج قرآن آیات 17 تا 50 سوره واقعه 

 با قرائت استاد خلیل الحصری

 
يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُّخَلَّدُونَ ﴿١٧﴾ بِأَكْوَابٍ وَأَبَارِيقَ وَكَأْسٍ مِّن مَّعِينٍ ﴿١٨﴾ لَا يُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلَا يُنزِفُونَ ﴿١٩﴾ وَفَاكِهَةٍ مِّمَّا يَتَخَيَّرُونَ ﴿٢٠﴾ وَلَحْمِ طَيْرٍ مِّمَّا يَشْتَهُونَ ﴿٢١﴾ وَحُورٌ عِينٌ﴿٢٢﴾ كَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ ﴿٢٣﴾ جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴿٢٤﴾ لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلَا تَأْثِيمًا ﴿٢٥﴾ إِلَّا قِيلًا سَلَامًا سَلَامًا ﴿٢٦﴾ وَأَصْحَابُ الْيَمِينِ مَا أَصْحَابُ الْيَمِينِ ﴿٢٧﴾ فِي سِدْرٍ مَّخْضُودٍ ﴿٢٨﴾ وَطَلْحٍ مَّنضُودٍ ﴿٢٩﴾ وَظِلٍّ مَّمْدُودٍ ﴿٣٠﴾وَمَاء مَّسْكُوبٍ ﴿٣١﴾ وَفَاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ ﴿٣٢﴾ لَّا مَقْطُوعَةٍ وَلَا مَمْنُوعَةٍ ﴿٣٣﴾ وَفُرُشٍ مَّرْفُوعَةٍ ﴿٣٤﴾ إِنَّا أَنشَأْنَاهُنَّ إِنشَاء ﴿٣٥﴾فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْكَارًا ﴿٣٦﴾ عُرُبًا أَتْرَابًا ﴿٣٧﴾ لِّأَصْحَابِ الْيَمِينِ﴿٣٨﴾ ثُلَّةٌ مِّنَ الْأَوَّلِينَ ﴿٣٩﴾ وَثُلَّةٌ مِّنَ الْآخِرِينَ ﴿٤٠﴾ وَأَصْحَابُ الشِّمَالِ مَا أَصْحَابُ الشِّمَالِ ﴿٤١﴾ فِي سَمُومٍ وَحَمِيمٍ ﴿٤٢﴾وَظِلٍّ مِّن يَحْمُومٍ ﴿٤٣﴾ لَّا بَارِدٍ وَلَا كَرِيمٍ ﴿٤٤﴾ إِنَّهُمْ كَانُوا قَبْلَ ذَلِكَ مُتْرَفِينَ ﴿٤٥﴾ وَكَانُوا يُصِرُّونَ عَلَى الْحِنثِ الْعَظِيمِ ﴿٤٦﴾وَكَانُوا يَقُولُونَ أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَئِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ﴿٤٧﴾ أَوَ آبَاؤُنَا الْأَوَّلُونَ ﴿٤٨﴾ قُلْ إِنَّ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ ﴿٤٩﴾ لَمَجْمُوعُونَ إِلَى مِيقَاتِ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ ﴿٥٠﴾
بر گردشان پسرانى جاودان [به خدمت‌] مى‌گردند، (۱۷) با جامها و آبريزها و پياله‌[ها]يى از باده ناب روان. (۱۸) [كه‌] نه از آن دردسر گيرند و نه بى‌خرد گردند. (۱۹) و ميوه از هر چه اختيار كنند. (۲۰) و از گوشت پرنده هر چه بخواهند. (۲۱) و حوران چشم‌درشت، (۲۲) مثل لؤلؤ نهان ميان صدف، (۲۳)[اينها] پاداشى است براى آنچه مى‌كردند. (۲۴) در آنجا نه بيهوده‌اى مى‌شنوند و نه [سخنى‌] گناه‌آلود. (۲۵) سخنى جز سلام و درود نيست. (۲۶) و ياران راست؛ ياران راست كدامند؟ (۲۷) در [زير] درختان كُنار بى‌خار، (۲۸) و درختهاى موز كه ميوه‌اش خوشه خوشه روى هم چيده است. (۲۹) و سايه‌اى پايدار. (۳۰) و آبى ريزان. (۳۱) و ميوه‌اى فراوان،(۳۲) نه بريده و نه ممنوع. (۳۳) و همخوابگانى بالا بلند.(۳۴) ما آنان را پديد آورده‌ايم پديد آوردنى، (۳۵) و ايشان را دوشيزه گردانيده‌ايم، (۳۶) شوى دوست همسال، (۳۷)براى ياران راست. (۳۸) كه گروهى از پيشينيانند، (۳۹) و گروهى از متأخران. (۴۰) و ياران چپ؛ كدامند ياران چپ؟(۴۱) در [ميان‌] باد گرم و آب داغ. (۴۲) و سايه‌اى از دود تار.(۴۳) نه خنك و نه خوش. (۴۴) اينان بودند كه پيش از اين ناز پروردگان بودند. (۴۵) و بر گناه بزرگ پافشارى مى‌كردند.(۴۶) و مى‌گفتند: «آيا چون مرديم و خاك واستخوان شديم، واقعاً [باز] زنده مى‌گرديم؟ (۴۷) يا پدران گذشته ما [نيز]؟»(۴۸) بگو: «در حقيقت، اولين و آخرين، (۴۹) قطعاً همه در موعد روزى معلوم گرد آورده شوند.» (۵۰)
 

 

در زندگی بکوشلباس صبر بر تن بپوشبا دانایان بجوشعزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش

جمعه 12 تیر 1394  1:33 PM
تشکرات از این پست
shirdel2 nazaninfatemeh
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 35499
محل سکونت : گیلان

با هم قرآن بخوانیم؛ صفحه 536

صفحه پانصد و سی و شش قرآن  آیات 51 تا 76 سوره واقعه 

 با قرائت استاد خلیل الحصری

 
ثُمَّ إِنَّكُمْ أَيُّهَا الضَّالُّونَ الْمُكَذِّبُونَ ﴿٥١﴾ لَآكِلُونَ مِن شَجَرٍ مِّن زَقُّومٍ ﴿٥٢﴾ فَمَالِؤُونَ مِنْهَا الْبُطُونَ ﴿٥٣﴾ فَشَارِبُونَ عَلَيْهِ مِنَ الْحَمِيمِ ﴿٥٤﴾ فَشَارِبُونَ شُرْبَ الْهِيمِ ﴿٥٥﴾ هَذَا نُزُلُهُمْ يَوْمَ الدِّينِ﴿٥٦﴾ نَحْنُ خَلَقْنَاكُمْ فَلَوْلَا تُصَدِّقُونَ ﴿٥٧﴾ أَفَرَأَيْتُم مَّا تُمْنُونَ﴿٥٨﴾ أَأَنتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخَالِقُونَ ﴿٥٩﴾ نَحْنُ قَدَّرْنَا بَيْنَكُمُ الْمَوْتَ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ ﴿٦٠﴾ عَلَى أَن نُّبَدِّلَ أَمْثَالَكُمْ وَنُنشِئَكُمْ فِي مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٦١﴾ وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولَى فَلَوْلَا تَذكَّرُونَ ﴿٦٢﴾ أَفَرَأَيْتُم مَّا تَحْرُثُونَ ﴿٦٣﴾ أَأَنتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ ﴿٦٤﴾ لَوْ نَشَاء لَجَعَلْنَاهُ حُطَامًا فَظَلَلْتُمْ تَفَكَّهُونَ﴿٦٥﴾ إِنَّا لَمُغْرَمُونَ ﴿٦٦﴾ بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ ﴿٦٧﴾ أَفَرَأَيْتُمُ الْمَاء الَّذِي تَشْرَبُونَ ﴿٦٨﴾ أَأَنتُمْ أَنزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنزِلُونَ ﴿٦٩﴾ لَوْ نَشَاء جَعَلْنَاهُ أُجَاجًا فَلَوْلَا تَشْكُرُونَ ﴿٧٠﴾أَفَرَأَيْتُمُ النَّارَ الَّتِي تُورُونَ ﴿٧١﴾ أَأَنتُمْ أَنشَأْتُمْ شَجَرَتَهَا أَمْ نَحْنُ الْمُنشِؤُونَ ﴿٧٢﴾ نَحْنُ جَعَلْنَاهَا تَذْكِرَةً وَمَتَاعًا لِّلْمُقْوِينَ ﴿٧٣﴾فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ ﴿٧٤﴾ فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ ﴿٧٥﴾وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ ﴿٧٦﴾
آنگاه شما اى گمراهان دروغپرداز، (۵۱) قطعاً از درختى كه از زقّوم است خواهيد خورد. (۵۲) و از آن شكمهايتان را خواهيد آكند. (۵۳) و روى آن از آب جوش مى‌نوشيد؛ (۵۴) [مانند] نوشيدن اشتران تشنه. (۵۵) اين است پذيرايى آنان در روز جزا. (۵۶) ماييم كه شما را آفريده‌ايم، پس چرا تصديق نمى‌كنيد؟ (۵۷) آيا آنچه را [كه به صورت نطفه‌] فرو مى‌ريزيد ديده‌ايد؟ (۵۸) آيا شما آن را خلق مى‌كنيد يا ما آفريننده‌ايم؟(۵۹) ماييم كه ميان شما مرگ را مقدر كرده‌ايم و بر ما سبقت نتوانيد جست؛ (۶۰) [و مى‌توانيم‌] امثال شما را به جاى شما قرار دهيم و شما را [به صورت‌] آنچه نمى‌دانيد پديدار گردانيم. (۶۱) و قطعاً پديدار شدن نخستين خود را شناختيد؛ پس چرا سر عبرت گرفتن نداريد؟ (۶۲) آيا آنچه را كشت مى‌كنيد، ملاحظه كرده‌ايد؟ (۶۳) آيا شما آن را [بى‌يارى ما] زراعت مى‌كنيد، يا ماييم كه زراعت مى‌كنيم؟(۶۴) اگر بخواهيم قطعاً خاشاكش مى‌گردانيم، پس در افسوس [و تعجب‌] مى‌افتيد. (۶۵) [و مى‌گوييد:] «واقعاً ما زيان زده‌ايم، (۶۶) بلكه ما محروم شدگانيم.» (۶۷) آيا آبى را كه مى‌نوشيد ديده‌ايد؟ (۶۸) آيا شما آن را از [دل‌] ابر سپيد فرود آورده‌ايد، يا ما فرودآورنده‌ايم؟ (۶۹) اگر بخواهيم آن را تلخ مى‌گردانيم، پس چرا سپاس نمى‌داريد؟ (۷۰) آيا آن آتشى را كه برمى‌افروزيد ملاحظه كرده‌ايد؟ (۷۱) آيا شما [چوب‌] درخت آن را پديدار كرده‌ايد، يا ما پديدآورنده‌ايم؟ (۷۲)ما آن را [مايه‌] عبرت و [وسيله‌] استفاده براى بيابانگردان قرار داده‌ايم. (۷۳) پس به نام پروردگار بزرگت تسبيح گوى.(۷۴) نه [چنين است كه مى‌پنداريد]، سوگند به جايگاه‌هاى [ويژه و فواصل معيّن‌] ستارگان. (۷۵) اگر بدانيد، آن سوگندى سخت بزرگ است! (۷۶)

 

در زندگی بکوشلباس صبر بر تن بپوشبا دانایان بجوشعزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش

جمعه 12 تیر 1394  1:33 PM
تشکرات از این پست
shirdel2 nazaninfatemeh
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 35499
محل سکونت : گیلان

با هم قرآن بخوانیم ؛ صفحه 537

صفحه پانصد و سی و هفت قرآن آیات 77 تا 96 سوره واقعه و آیات 1 تا 3 سوره حدید 

 با قرائت استاد خلیل الحصری

 
إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ ﴿٧٧﴾ فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ ﴿٧٨﴾ لَّا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ ﴿٧٩﴾ تَنزِيلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ ﴿٨٠﴾ أَفَبِهَذَا الْحَدِيثِ أَنتُم مُّدْهِنُونَ ﴿٨١﴾ وَتَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ ﴿٨٢﴾ فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ ﴿٨٣﴾ وَأَنتُمْ حِينَئِذٍ تَنظُرُونَ ﴿٨٤﴾ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَكِن لَّا تُبْصِرُونَ ﴿٨٥﴾ فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ ﴿٨٦﴾ تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾ فَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ ﴿٨٨﴾ فَرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ وَجَنَّةُ نَعِيمٍ ﴿٨٩﴾ وَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ أَصْحَابِ الْيَمِينِ ﴿٩٠﴾ فَسَلَامٌ لَّكَ مِنْ أَصْحَابِ الْيَمِينِ﴿٩١﴾ وَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ ﴿٩٢﴾ فَنُزُلٌ مِّنْ حَمِيمٍ ﴿٩٣﴾ وَتَصْلِيَةُ جَحِيمٍ ﴿٩٤﴾ إِنَّ هَذَا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ﴿٩٥﴾ فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ ﴿٩٦﴾

كه اين [پيام‌] قطعاً قرآنى است ارجمند، (۷۷) در كتابى نهفته، (۷۸) كه جز پاك‌شدگان بر آن دست ندارند، (۷۹)وحيى است از جانب پروردگار جهانيان. (۸۰) آيا شما اين سخن را سبك [و سست‌] مى‌گيريد؟ (۸۱) و تنها نصيب خود را در تكذيب [آن‌] قرار مى‌دهيد؟ (۸۲) پس چرا آنگاه كه [جان شما] به گلو مى‌رسد، (۸۳) و در آن هنگام خود نظاره گريد -(۸۴) و ما به آن [محتضر] از شما نزديكتريم ولى نمى‌بينيد-(۸۵) پس چرا، اگر شما بى‌جزا مى‌مانيد [و حساب و كتابى در كار نيست‌]، (۸۶) اگر راست مى‌گوييد، [روح‌] را برنمى‌گردانيد؟ (۸۷) و اما اگر [او] از مقربان باشد، (۸۸) [در] آسايش و راحت و بهشت پر نعمت [خواهد بود]. (۸۹) و اما اگر از ياران راست باشد، (۹۰) از ياران راست بر تو سلام باد.(۹۱) و اما اگر از دروغزنان گمراه است، (۹۲) پس با آبى جوشان پذيرايى خواهد شد، (۹۳) و [فرجامش‌] درافتادن به جهنم است. (۹۴) اين است همان حقيقت راست [و] يقين.(۹۵) پس به نام پروردگار بزرگ خود تسبيح گوى. (۹۶)

سورة الحديد
بسم الله الرحمن الرحيم

سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿١﴾

آنچه در آسمانها و زمين است، خدا را به پاكى مى‌ستايند، و اوست ارجمند حكيم. (۱) 

 لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ﴿٢﴾

فرمانروايى آسمانها و زمين از آنِ اوست: زنده مى‌كند و مى‌ميراند، و او بر هر چيزى تواناست.(۲) 

 هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ﴿٣﴾

اوست اول و آخر و ظاهر و باطن، و او به هر چيزى داناست. (۳)

 

 

در زندگی بکوشلباس صبر بر تن بپوشبا دانایان بجوشعزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش

شنبه 13 تیر 1394  12:01 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh shirdel2
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 35499
محل سکونت : گیلان

با هم قرآن بخوانیم ؛ صفحه 538

صفحه پانصد و سی و هشت قرآن  آیات 4 تا 11 سوره حدید 

 با قرائت استاد خلیل الحصری

 
هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ السَّمَاء وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿٤﴾ 
اوست آن كس كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد؛ آنگاه بر عرش استيلا يافت. آنچه در زمين درآيد و آنچه از آن برآيد و آنچه در آن بالارود [همه را] مى‌داند. و هر كجا باشيد او با شماست، و خدا به هر چه مى‌كنيد بيناست. (۴)
لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ﴿٥﴾
فرمانروايى [مطلق‌] آسمانها و زمين از آن اوست، و [جمله‌] كارها به سوى خدا بازگردانيده مى‌شود. (۵) 
 يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَهُوَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ﴿٦﴾
شب را در روز درمى‌آورد و روز را [نيز] در شب درمى‌آورد، و او به راز دلها داناست. (۶) 
 آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَأَنفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُم مُّسْتَخْلَفِينَ فِيهِ فَالَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَأَنفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ كَبِيرٌ ﴿٧﴾ 
به خدا و پيامبر او ايمان آوريد، و از آنچه شما را در [استفاده از] آن، جانشين [ديگران‌] كرده، انفاق كنيد. پس كسانى از شما كه ايمان آورده و انفاق كرده باشند، پاداش بزرگى خواهند داشت. (۷) 
وَمَا لَكُمْ لَا تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ لِتُؤْمِنُوا بِرَبِّكُمْ وَقَدْ أَخَذَ مِيثَاقَكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿٨﴾ 
و شما را چه شده كه به خدا ايمان نمى‌آوريد و [حال آنكه‌] پيامبر [خدا] شما را دعوت مى‌كند تا به پروردگارتان ايمان آوريد، و اگر مؤمن باشيد، بى‌شك [خدا] از شما پيمان گرفته است. (۸)
هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ عَلَى عَبْدِهِ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَإِنَّ اللَّهَ بِكُمْ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ﴿٩﴾ 
 او همان كسى است كه بر بنده خود آيات روشنى فرو مى‌فرستد، تا شما را از تاريكيها به سوى نور بيرون كشاند. و در حقيقت، خدا [نسبت‌] به شما سخت رئوف و مهربان است. (۹) 
وَمَا لَكُمْ أَلَّا تُنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلِلَّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَا يَسْتَوِي مِنكُم مَّنْ أَنفَقَ مِن قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ أُوْلَئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِّنَ الَّذِينَ أَنفَقُوا مِن بَعْدُ وَقَاتَلُوا وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ﴿١٠﴾
و شما را چه شده كه در راه خدا انفاق نمى‌كنيد و [حال آنكه‌] ميراث آسمانها و زمين به خدا تعلق دارد؟ كسانى از شما كه پيش از فتح [مكه‌] انفاق و جهاد كرده‌اند، [با ديگران‌] يكسان نيستند. آنان از [حيث ]درجه بزرگتر از كسانى‌اند كه بعداً به انفاق و جهاد پرداخته‌اند. و خداوند به هر كدام وعده نيكو داده است، و خدا به آنچه مى‌كنيد آگاه است. (۱۰)
 مَن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ وَلَهُ أَجْرٌ كَرِيمٌ ﴿١١﴾
كيست آن كس كه به خدا وامى نيكو دهد تا [نتيجه‌اش را] براى وى دوچندان گرداند و او را پاداشى خوش باشد؟ (۱۱)

 

در زندگی بکوشلباس صبر بر تن بپوشبا دانایان بجوشعزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش

شنبه 13 تیر 1394  12:10 PM
تشکرات از این پست
shirdel2 nazaninfatemeh
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 35499
محل سکونت : گیلان

با هم قرآن بخوانیم ؛ صفحه 539

صفحه پانصد و سی و نه قرآن  آیات 12 تا 18 سوره حدید 

 با قرائت استاد خلیل الحصری

 
يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ يَسْعَى نُورُهُم بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِم بُشْرَاكُمُ الْيَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿١٢﴾
آن روز كه مردان و زنان مؤمن را مى‌بينى كه نورشان پيشاپيششان و به جانب راستشان دوان است. [به آنان گويند:] «امروز شما را مژده باد به باغهايى كه از زير [درختان‌] آن نهرها روان است، در آنها جاودانيد. اين است همان كاميابى بزرگ. (۱۲) 
 يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِن نُّورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَيْنَهُم بِسُورٍ لَّهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِن قِبَلِهِ الْعَذَابُ ﴿١٣﴾
آن روز، مردان و زنان منافق به كسانى كه ايمان آورده‌اند مى‌گويند: «ما را مهلت دهيد تا از نورتان [اندكى‌] برگيريم.» گفته مى‌شود: «بازپس برگرديد و نورى درخواست كنيد.» آنگاه ميان آنها ديوارى زده مى‌شود كه آن را دروازه‌اى است: باطنش رحمت است و ظاهرش روى به عذاب دارد. (۱۳)
 يُنَادُونَهُمْ أَلَمْ نَكُن مَّعَكُمْ قَالُوا بَلَى وَلَكِنَّكُمْ فَتَنتُمْ أَنفُسَكُمْ وَتَرَبَّصْتُمْ وَارْتَبْتُمْ وَغَرَّتْكُمُ الْأَمَانِيُّ حَتَّى جَاء أَمْرُ اللَّهِ وَغَرَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ ﴿١٤﴾ 
 [دو رويان،] آنان را ندا درمى‌دهند: «آيا ما با شما نبوديم؟» مى‌گويند: «چرا، ولى شما خودتان را در بلا افكنديد و امروز و فردا كرديد و ترديد آورديد و آرزوها شما را غرّه كرد تا فرمان خدا آمد و [شيطان ]مغروركننده، شما را در باره خدا بفريفت. (۱۴)
فَالْيَوْمَ لَا يُؤْخَذُ مِنكُمْ فِدْيَةٌ وَلَا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مَأْوَاكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلَاكُمْ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ ﴿١٥﴾
پس امروز نه از شما و نه از كسانى كه كافر شده‌اند عوضى پذيرفته نمى‌شود: جايگاهتان آتش است؛ آن سزاوار شماست و چه بد سرانجامى است.» (۱۵)
 أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ ﴿١٦﴾
 آيا براى كسانى كه ايمان آورده‌اند هنگام آن نرسيده كه دلهايشان به ياد خدا و آن حقيقتى كه نازل شده نرم [و فروتن‌] گردد و مانند كسانى نباشند كه از پيش بدانها كتاب داده شد و [عمر و] انتظار بر آنان به درازا كشيد، و دلهايشان سخت گرديد و بسيارى از آنها فاسق بودند؟ (۱۶) 
 اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿١٧﴾ 
بدانيد كه خدا زمين را پس از مرگش زنده مى‌گرداند. به راستى آيات [خود] را براى شما روشن گردانيده‌ايم، باشد كه بينديشيد. (۱۷) 
إِنَّ الْمُصَّدِّقِينَ وَالْمُصَّدِّقَاتِ وَأَقْرَضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا يُضَاعَفُ لَهُمْ وَلَهُمْ أَجْرٌ كَرِيمٌ ﴿١٨﴾
در حقيقت، مردان و زنان صدقه‌دهنده و [آنان كه‌] به خدا وامى نيكو داده‌اند، ايشان را [پاداش‌] دو چندان گردد، و اجرى نيكو خواهند داشت. (۱۸)

 

در زندگی بکوشلباس صبر بر تن بپوشبا دانایان بجوشعزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش

یک شنبه 14 تیر 1394  12:02 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh shirdel2
دسترسی سریع به انجمن ها