با هم قرآن بخوانیم؛ صفحه 528
دوشنبه 8 تیر 1394 12:04 PM
صفحه پانصد و بیست و هشت قرآن آیات 1 تا 26 سوره نجم و آیات 1 تا 6 سوره قمر
با قرائت استاد خلیل الحصری
وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى ﴿٤٥﴾ و هم اوست كه دو نوع مىآفريند: نر و ماده، (۴۵)
مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى﴿٤٦﴾از نطفهاى چون فرو ريخته شود. (۴۶)
وَأَنَّ عَلَيْهِ النَّشْأَةَ الْأُخْرَى ﴿٤٧﴾ و هم پديد آوردن [عالم] ديگر بر [عهده] اوست. (۴۷)
وَأَنَّهُ هُوَ أَغْنَى وَأَقْنَى﴿٤٨﴾ و هم اوست كه [شما را] بىنياز كرد و سرمايه بخشيد. (۴۸)
وَأَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرَى ﴿٤٩﴾ و هم اوست پروردگار ستاره «شِعرى». (۴۹)
وَأَنَّهُ أَهْلَكَ عَادًا الْأُولَى﴿٥٠﴾ و هم اوست كه عاديان قديم را هلاك كرد. (۵۰)
وَثَمُودَ فَمَا أَبْقَى ﴿٥١﴾ و ثمود را [نيز هلاك كرد] و [كسى را] باقى نگذاشت. (۵۱)
وَقَوْمَ نُوحٍ مِّن قَبْلُ إِنَّهُمْ كَانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَأَطْغَى ﴿٥٢﴾
و پيشتر [از همه آنها] قوم نوح را، زيرا كه آنان ستمگرتر و سركشتر بودند. (۵۲)
وَالْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوَى ﴿٥٣﴾ و شهرها[ى سَدوم و عاموره] را فرو افكند. (۵۳)
فَغَشَّاهَا مَا غَشَّى﴿٥٤﴾ پوشاند بر آن [دو شهر، از باران گوگردى] آنچه را پوشاند. (۵۴)
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكَ تَتَمَارَى ﴿٥٥﴾ پس به كدام يك از نعمتهاى پروردگارت ترديد روا مىدارى؟ (۵۵)
هَذَا نَذِيرٌ مِّنَ النُّذُرِ الْأُولَى﴿٥٦﴾ اين [پيامبر نيز] بيمدهندهاى از [جمله] بيمدهندگان نخستين است. (۵۶)
أَزِفَتْ الْآزِفَةُ ﴿٥٧﴾ [وه چه] نزديك گشت قيامت. (۵۷)
لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّهِ كَاشِفَةٌ ﴿٥٨﴾ جز خدا كسى آشكاركننده آن نيست. (۵۸)
أَفَمِنْ هَذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ ﴿٥٩﴾ آيا از اين سخن عجب داريد؟(۵۹)
وَتَضْحَكُونَ وَلَا تَبْكُونَ ﴿٦٠﴾و مىخنديد و نمىگرييد؟ (۶۰)
وَأَنتُمْ سَامِدُونَ ﴿٦١﴾ و شما در غفلتيد. (۶۱)
فَاسْجُدُوا لِلَّهِ وَاعْبُدُوا ﴿٦٢﴾۩ پس خدا را سجده كنيد و بپرستيد. (۶۲) سجده واجب
اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ ﴿١﴾ نزديك شد قيامت و از هم شكافت ماه. (۱)
وَإِن يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُّسْتَمِرٌّ ﴿٢﴾
و هر گاه نشانهاى ببينند روى بگردانند و گويند: «سحرى دايم است.»(۲)
وَكَذَّبُوا وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءهُمْ وَكُلُّ أَمْرٍ مُّسْتَقِرٌّ ﴿٣﴾
و به تكذيب دست زدند و هوسهاى خويش را دنبال كردند، و [لى] هر كارى را [آخر] قرارى است. (۳)
وَلَقَدْ جَاءهُم مِّنَ الْأَنبَاء مَا فِيهِ مُزْدَجَرٌ ﴿٤﴾
و قطعاً از اخبار، آنچه در آن مايه انزجار [از كفر] است به ايشان رسيد.(۴)
حِكْمَةٌ بَالِغَةٌ فَمَا تُغْنِ النُّذُرُ ﴿٥﴾
حكمت بالغه [حق اين بود]، ولى هشدارها سود نكرد.(۵)
فَتَوَلَّ عَنْهُمْ يَوْمَ يَدْعُ الدَّاعِ إِلَى شَيْءٍ نُّكُرٍ ﴿٦﴾
پس، از آنان روى برتاب. روزى كه داعى [حق] به سوى امرى دهشتناك دعوت مىكند، (۶)
در زندگی بکوش. لباس صبر بر تن بپوش. با دانایان بجوش. عزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش