پاسخ به::.¸¸.•`¯`•.¸ دلنوشته های زیبای مهدوی :.¸¸.•`¯`•.¸
فدای پادشاه عالم عشق که از هجرش دل من بیقرار است
فانوس نگاهم را آویختهام بر در
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.
فانوس نگاهم را آویختهام بر در من منتظرم زیرا، گفتند که میآیی
برای دیدنت از کوی تو گذر بکنم
فلک چو دید سرم را اسیر چنبر عشق ببست گردن صبرم به ریسمان فراق
فرق یار تو و اغیار تو، این است که هست دل این جای امید و دل آن خانه بیم
گفتم که ای امامم، از ما چرا نهانی؟! گفتا به چشم محرم همواره آشکارم!
گفتم شبی به مهدی، اذن نگاه خواهم! گفتا که من هم از تو، ترک گناه خواهم!
قاب قوسین که آخر قدم معرفت است اولین مرحله رفرف جولان شما
قایم آل نبی، مهدی موعود تویی ای جگرگوشه زهرا، بابی انت وامی
غیر از طواف کوی تو، ای کعبه مراد! هیچ آرزو در این دل امیدوار نیست
غیبتشعینحضورست وحضورشعینغیبت بیقرار از هجر او دل، و اندرون دل قرارش
غیبت او ز نظرها بود از فرط ظهور عیب بینایی ما بوده به تصدیق فهیم
غیبت نکردهای که شوم طالب حضور پنهان نگشتهای که هویدا کنم تو را
غم عشقت بیابان پرورم کرد هوای وصل بیبال و پرم کرد
غروب عمر شب انتظار نزدیک است طلوع مشرقی آن سوار نزدیک است