پاسخ به::.¸¸.•`¯`•.¸ دلنوشته های زیبای مهدوی :.¸¸.•`¯`•.¸
گرچه نهانی ز چشم، دل نبود ناامید میرسد آخر به هم، چشم من و پای تو
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.
کاش مست چشم نازت میشدم ریشهای از جانمازت میشدم
کنون که دامنم از اشک شوق لبریز است بیا، که من ز وصال تو کامیاب شوم
ساری است همچو نقطه توحید از نقاط
کدامین جمعه میآیی؟! که از شوق کنم تقدیم تو صد جمکران دل
کی بودهای نهفته، که پیدا کنم تو را؟!
که باز جمعه رسید و نیامدی و شدند غروب جمعه و مرگ و وجود من، همراه
کی میشه از کعبه بیاد، طنین آهنگ صداش تا که تموم هستیمو، یه جا بریزم پیش پاش
کافر ومومن وغیر وخودی ودشمن ودوست هیچ کس نیست که در کوی تو راهش ندهند
کعبه درگه تو، قبله ارواح و عقول خاک پاک ره تو، سجدهگه مرد و زن است
کیست شناسد رخ معبود را؟! جلوه حق، مهدی موعود را؟!
کوچههای شهرها ویران نمیماند عزیز کار و بار عشق بیسامان نمیماند عزیز
کاش در این رمضان لایق دیدار شوم سحری با نظر لطف تو بیدار شوم
کاش از دلبر نشانی داشتیم بر سر کویش مکانی داشتیم
فوج ملایک در سما، ارواح خیل انبیا گویند ای روح دعا، ای مهدی زهرا بیا!