پاسخ به::.¸¸.•`¯`•.¸ دلنوشته های زیبای مهدوی :.¸¸.•`¯`•.¸
نیمه شعبان رسید و از طلوع روی او گویی امشب پرده از رخ، خالق اکبر گرفت
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.
نشدی غایب از اندیشه که پیدا کنمت تو هویداتر از آنی که هویدا کنمت
هرکه شیدای تو شد، از دل و دین میگذرد شور عشق است که از آن و از این میگذرد
نجف به شوق ظهور تو یاعلی گویان نگاهدار و نگهبان ذوالفقار تو شد
گمان دارم تو روزی خواهی آمد که کوچه، خانه، پر از بوی سیب است
گفتند: او میطلبد دل شکسته را دل را به هر بهانه شکستم برای او
گاهی تو را تشبیه به گل، گاهی به بلبل میکنم تو هم گلی، هم بلبلی، من هم تو را پروانهام
گرچه خود قاسم الارزاق بود میکاییل نیست در رتبه مگر ریزهخور خوان شما
نگاه منتظران، عاشقانه میخواند که: آفتاب شب انتظار، در راه است
گفته بودی که جمعهای آیی تو بگو: آن کدام آدینه است؟!
گر دیدن روی تو به مرگ است میسر با شوق دهم جان، که به رویت نظر افتد
گفتم: از هجر رخت، جان به لب آمد، گفتا: ناله سوخته جانان به اثر نزدیک است
گنه بیحسابآوردم توبیا و دگرحسابمکن گرجوابمنمیدهی، ازدرخانهات جوابمکن
گر زحمتت افتد که نهی پای به چشمم بگذار که من چشم به پایت بگذارم
قطعه گمشدهای از پر پرواز کم است یازده بار شمردیم و یکی باز کم است