پاسخ به::.¸¸.•`¯`•.¸ دلنوشته های زیبای مهدوی :.¸¸.•`¯`•.¸
غروب جمعه رسیدهست و باز تنهایی غروبِ این همه غربت، چرا نمی آیی زمین به دور سرم چرخ میزند پس کی تمام میشود این روزهای یلدایی
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.
کوچه های شهر ما ویران نمی ماند عزیز کار و بار عشق بی سامان نمی ماند عزیز یک نفر فردا زمین را نور باران میکند مهدی ما تا ابد پنهان نمی ماند عزیز
این جمعه جان حضرت زهرا ظهور کن قلب غمین منتظرانت را پر سرور کن با یک توسلی به در خانه خدا از جاده ظهور بیا و عبور کن
دستم به دامانت در این فصل سر آخر سکوت تو غزل را میکُشد برگرد آوار غم بر شانه های شهر را بنگر شعری بخوان آرامشی پیدا کند این درد
جلوه گل عندلیبان را غزل خوان میکند نام مهدی صد هزاران درد، درمان میکند مدعی گوید که با یک گل نمی گردد بهار من گلی دارم که عالم را گلستان میکند
ای طبیب زخم های بی قرار ای قرار بی قراری ها بیا کس نمی فهمد زبان زخم را ای دوای زخم کاری ها بیا
در تمنای نگاهت بی قرارم تا بیایی من ظهور لحظه ها را میشمارم تا بیایی خاک لایق نیست تا به رویش پا گذاری در مسیرت جان فشانم، گل بکارم تا بیایی
ای سوی تو عالم نگران ادرکنا شد دوری تو به ما گران ادرکنا طغیان ستم گذشت از حد مهدی ای ریشه کن ستمگران ادرکنا
دلی دارم که رسوای جهان است گرفتار بتی ابرو کمان است نگاهم سوی طاووسی بهشتی ست که نامش مهدی صاحب زمان است
اسیر پنجه دردیم بی تو نگاه نرگسی، زردیم بی تو اگر چشم انتظار تو نبودیم در این دنیا چه میکردیم بی تو
فقط گفتی به ما پرواز، پرواز درِ زندان غیبت کی شود باز بدون تو چگونه پر گشاییم برای هر عمل هستی سرآغاز
برای من بیا امشب دعا کن مرا از بند این دنیا رها کن بیا و یک نظر بر من بیفکن سپس من را به دردت مبتلا کن
دوست دارم که یک شب جمعه صبح گردد به رسم خوش عهدی ناگهان بشنوم ز سمت حجاز نغمه دل خوش انا المهدی
تفأل زدم نیمه شب به قرآن کتابی که از وحی شیرازه دارد برای دلم آیه صبر آمد ولی نازنین، صبر هم اندازه دارد
ای منجی توده بشر مهدی جان افتاده بشر به دام شر مهدی جان تا کی سفرت به طول میانجامد برگرد دگر از این سفر مهدی جان