پاسخ به::.¸¸.•`¯`•.¸ دلنوشته های زیبای مهدوی :.¸¸.•`¯`•.¸
تو میآیی و دست های مرا پر از عطر یاس و سحر میکنی تو میآیی و لحظه های مرا از احساس گل تازه تر میکنی
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.
ای دل شیدای ما گرم تمنای تو کی شود آخر عیان طلعت زیبای تو گرچه نهانی ز چشم دل نبود ناامید میرسد آخر به هم چشم من و پای تو
تا کی برای چشمت آذین کنم جهان را قلبم شروع کرده عمداً تکان تکان را باران ترانه اش را با لحن غم نخواند باشد عوض کنی تو تقدیر آسمان را
ما مست علوفهایم مردن بهتر بی برگ و شکوفهایم مردن بهتر از غیبت طولانی تان شد معلوم ما مردم کوفهایم مردن بهتر
نگاه کن به قلب من که سرخ از غرور توست نگاه کن به چشم من به راه تا عبور توست نگاه کن به جان من، در انتظار جمعهای ست که وعده داده اند و گفته اند ظهور توست
عاقبت یک روز مغرب، محو مشرق میشود عاقبت غربی ترین دل نیز، عاشق میشود شرط میبندم زمانی که نه دور است و نه دیر مهربانی حاکم کل مناطق میشود
ارباب زمین، امیر مریخ بیا تا نخل ستم بر کنی از بیخ بیا از قول همه منتظران میگویم ای پیرترین جوان تاریخ بیا
ای سبز پوش کعبه دل ها ظهور کن از شیب تند قله غیبت عبور کن درد فراق روی تو ما را زغصه کشت چشم انتظار عاشق خود را صبور کن
زنده کن شوق دعا را شبی سرشار کن از خویش ما را ببین چشم انتظاران بهاریم پر از آیینه کن تقویم ها را
طعنه از دشمنت ای دوست شنیدن تا کی به بدن پیرهن صبر دریدن تا کی یپش رو بودن و روی تو ندیدن تا کی بار هجران تو بر دوش کشیدن تا کی
هر هفته تلخ آمد، رد شد، نیامدی خورشید زیر سایه، لگد شد نیامدی بغضم شکست تکه ابری بباردت آب از گلوی حوصله رد شد نیامدی
ای دل از من بگو آن دلبر جانانه را گاه گاهی یاد کن این خسته دیوانه را جای او در خانه دل باشد و ما غافلیم در میان خانه گم کردیم صاحب خانه را
با توام ای دشت بی پایان سوار ما چه شد یکه تاز جاده های انتظار ما چه شد آشنای لافتی الا علی اینجا کجاست صاحب لا سیف الا ذوالفقار ما چه شد
با غم غیبت چه سازی روزهایت را، شبت را ای گل نرگس کجایی، دردمندان را دوایی گوشه چشمی نمایی این مریضان غمت را
آقا نگاهت جای آهوهاست، میدانم دستان پاکت مثل من تنهاست، میدانم آقا دلت در هیچ ظرفی جا نمی گیرد جای دل تو وسعت دریاست، میدانم