پاسخ به::.¸¸.•`¯`•.¸ دلنوشته های زیبای مهدوی :.¸¸.•`¯`•.¸
مه مبارک در ابر آرمیده بیا امید آخر دل های داغ دیده بیا به طول غیبت و اشک مدام و سوز دلت که جان شیعه زهجران به لب رسیده بیا
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.
وقتی بسان خورشید از گوشهای برآیی روشن شود جهانی، وقتی که تو بیایی ماندم در انتظارت ای کوکب هدایت بنما جمال خود را ای آیت خدایی
خدا کند که مرا با خدا کنی آقا ز قید و بند معاصی جدا کنی آقا دعای ما به در بسته میخورد ای کاش خودت برای ظهورت دعا کنی آقا
این جشن ها برای من آقا نمی شود شب با چراغ عاریه، فردا نمی شود خورشیدی و نگاه مرا میکنی سفید میخواستم ببینمت؛ اما نمی شود
اذان جمکران شوری به پا کرد دلم را از غم عالم جدا کرد مرا با رمز غیبت آشنا کرد صبا را گشته بودم محرم راز
ای قلم در حرف هایت اثری نیست برای من از آشنا خبری نیست ای خدا، این جمعه هم آمد و رفت از یوسف فاطمه اما خبری نیست
یقین بدان که اثر میکند دعای فرج و از عنایت آن صاحب الزمان برسد شروع دفتر باور به نام او زیباست اگر که ختم غزل هم، به پای آن برسد
خدا کند که رضایم، فقط رضای تو باشد هوای نفس نباشد، همه هوای تو باشد خدا کند که منظر چشمم، به روی تو باشد و سجدهگاه نمازم، به جای پای تو باشد
کی رفتهای ز دل که تمنا کنم تو را کی بودهای نهفته که پیدا کنم تو را غیبت نکردهای که شوم طالب حضور پنهان نگشتهای که هویدا کنم تو را
یا امام العصر، ما زان توایم بنده انعام و احسان توایم بر نمی داریم سر از خاک درت تا ابد بر عهد و پیمان توایم
هر کجا سلطان بود، دورش سپاه و لشکر است پس چرا سلطان خوبان بی سپاه و لشکر است با خبر باشید ای چشم انتظاران ظهور آخرین سلطان عالم از همه تنهاتر است
با شوق دست های تو یا ایها العزیز من سوگوار بر سر هر دار میروم شاید شوم فدای تو یا ایها العزیز
سر راهت در انتظارم برده هجرت صبر و قرارم جز ظهورت ای گل زهرا به خدا حاجتی ندارم
کدام نقطه این خاک زیر پای تو نیست کدام پاره خورشید آشنای تو نیست بگو کدام نسیم شکفته ی در وادی ست که ذهنش آینه بندانی از صفای تو نیست
کوه باید تو را رکوع کند ماه باید تو را خضوع کند سرافرازی به احترام حضور پیش پای شما خشوع کند