پاسخ به::.¸¸.•`¯`•.¸ دلنوشته های زیبای مهدوی :.¸¸.•`¯`•.¸
خوشا آنان که محو روی یارند جز او با دیگری کاری ندارند به پای یار هر دم از سر صدق هزاران مرتبه جان میسپارند
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.
چرا دوری ز تو تقدیر ما شد غم هجران گریبان گیر ما شد تو غایب نیستی، مهجور ماییم دریغا علتش تقصیر ما شد
مقصود ز نور بینهایت مهدیست ثبت است بر جریده عالم قدس گلواژه روشن هدایت مهدیست
خوشا آن کس که مهدی یار او شد رفیق مشفق و غمخوار او شد اگر صدها گره افتد به کارش به دست او فرج در کار او شد
با تو که روبه رو شدیم آقاجان پیش تو بی آبرو شدیم آقاجان خواندیم تو را و خود خوابیدیم چوپان دروغ گو شدیم آقاجان
ما ساکن عصر جمعه هاییم تو منتظری که ما بیاییم غربت چه حکایت غریبی ست آقا تو کجا و ما کجاییم
وای بر آن که از تو منفک شد هست کافر اگر در اوصافت هر که وارد به قلب او شک شد
تا اسیر غصه فردا نبود کاش بودی تا فقط باور کنی بی تو هرگز زندگی زیبا نبود
ای آخرین امیر ولایت شتاب کن غیبت شده به حد کفایت شتاب کن تا کربلا زمین را بهار کن بهر انتقام حسین قیام کن
به پای مهدی، همه سربازیم ز ارکان ابر قدرت قرار اندازیم ما خمارانیم، عبد جانانیم تا ابد انصار المهدی میمانیم
زمستان خسته شد از بی بهاری جهان میلرزد از این بی قراری گمانم جمعهای باقی
خدایا تا به کی چشم انتظاری
هر که خواهد که با مهدی نشیند گلی از خرمن وصلش بچیند مصداق «قَبلَ أن تَمُوتُوا» گردد
دل مردهایم بی تو اما مسیح من یک جمعه هم زیارت اهل قبور کن
تقصیر من است اینکه، کم میآیی هرگاه شدم اسیر غم میآیی این جمعه و جمعه های دیگر حرف است
باز هم یک جمعه دیگر گذشت روز موعود دل و دلبر گذشت باز هم چشمم به راهت شد سپید باز هم بیچاره دل در خون تپید