پاسخ به::.¸¸.•`¯`•.¸ دلنوشته های زیبای مهدوی :.¸¸.•`¯`•.¸
در آینه ها، زلال نورش جاری است در مسجد جمکران، حضورش جاری است در خلوت عشّاق دل افروخته نیز انوار دل آرای ظهورش جاری است
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.
بهاران با من شیدا نوا داد نوا از روشن آیینه ها داد خدایا این نوا با من چها کرد نمی دانم ز من دل برد یا داد
ای با نفس نسیم، نامت جاری صد چشمه نور در پیامت جاری تا ظهر ظهور حضرت مهدی باد پیوسته به گوش جان، کلامت جاری
با یاد تو، غم نامه مولا خواندیم از غربت مادر تو زهرا خواندیم ما را کشد این غم که نماز خود را در مسجد جمکران فُرادا خواندیم
خم های خلوص با تو گرم جوشند مستان شب از ترنمت مدهوشند وقتی که نماز صبح را می خوانی از شرم، ستاره های شب خاموشند
هم روی تو را طاقت دیدار کم است هم چشم مرا جرئت این کار کم است من کمتر از آنم که تو را درک کنم آگاهی من ز عشق بسیار کم است
نگاهت آبروی روزگار است نباشی، سهم دلها انتظار است چو آیی با سبدهای طراوت تمام فصل ها، فصل بهار است
ببین اشکی که در هر لحظه جاری است از آن چشم قشنگت یادگاری است برای مقدم سبز تو ای خوب تمام صحن دل آیینه کاری است
ای کاش شبی ظهور می کرد بهار از کوچه دل عبور می کرد بهار من زردترین قصه عشقم، ای کاش یک لحظه مرا مرور می کرد بهار
دل تشنه حرف های دریایی توست محتاج تو و دعای دریایی توست ای رود زلال مهربانی دیری است دل منتظر صدای دریایی توست
رافع عسر و حرج میرسد انشاء الله یعنی آن ختم حجج میرسد انشاءالله مژده بر منتظران مهدی زهرا بدهید عن قریب عصر فرج میرسد انشاء الله
تو آرامی، تو آشوبی، تو خوبی تو می آیی که زشتی را بروبی تو چون ماهی، ولی کاهش نداری تو خورشیدی، ولیکن بی غروبی
نمی بینم جهانت را فراموش زمین و آسمانت را فراموش تو می آیی، نخواهد کرد هرگز دل من جمکرانت را فراموش
مرا لاله، پیام عشق و خون داد پیام از واژه های واژگون داد کفن پوشی ز دشت سرخ لیلی به مجنون بلا درس جنون داد