هر چه روز عاشورا سيدالشهداء (ع) به شهادت نزديكتر مىشد افروختهتر مىشد و جوانان او مسابقه مىكردند براى اينكه شهيد بشوند، همه هم مىدانستند كه بعد از چند ساعت ديگر شهيدند. مسابقه مىكردند آنها، براى اينكه آنها مىفهميدند كجا مىروند، آنها مىفهميدند براى چه آمدند، آگاه بودند كه ما آمديم اداى وظيفه خدايى را بكنيم، آمديم اسلام را حفظ بكنيم.
مىبينيد كه در بعضى روايات هست كه حسين بن على (ع) هر چه به ظهر عاشورا نزديكتر مىشد ...، رويش افروختهتر مىشد.
براى اينكه مىديد كه جهاد در راه خداست و براى خداست و چون جهاد براى خداست، عزيزانى كه از دست مىدهد از دست نداده است، اينها ذخايرى هستند براى عالم بقا.
در خبر شهادت حضرت سيدالشهداء- (ع)- وارد است كه حضرت رسول- (ص)- را در خواب ديد. حضرت فرمود به آن مظلوم كه از براى تو درجهاى است در بهشت. نمىرسى به آن مگر به شهادت.
حضرت على بن الحسين (ع) در آن بحبوحه كذايى كه بود راجع به اينكه همه اصلا مقدّر است كه بايد كشته بشويد، اينطور نقل مىكنند اهل منبر كه عرض كرد به امام (ع) كه: «اوَلَسْنا عَلَى الْحَقِّ» ما بحق نيستيم؟ فرمود چرا، گفت پس چرا بترسيم از مردن «فَاذاً لا نُبالى بِالْمَوْتِ» وقتى ما بحقيم.
سيدالشهداء در همان ظهر عاشورا كه جنگ بود و آن جنگ بزرگ بود و همه در معرض خطر بودند وقتى يكى از اصحاب گفت كه ظهر شده است فرمود كه ياد من آورديد نماز را و خدا تو را از نمازگزاران حساب كند و ايستاد در همان جا نماز خواند. نگفت كه ما مىخواهيم جنگ بكنيم، خير، جنگ را براى نماز كردند.
رضاى خدا را در نظر داشته باشيد و خودتان را بنده خدا بدانيد كه هر طور پيش بياورد آنطور را راضى هستيد، همانطورى كه بندگان خالص خدا، اولياى معظم خدا اينطور بودند هر چه براى سيدالشهداء (به حسب روايت) نزديك مىشد ظهر عاشورا و جوانهايش يكى يكى از بين مىرفتند صورتش افروختهتر مىشد براى اينكه مىديد روى مقصد دارد مىرود.
جوانان رزمنده و شجاع ارتش و سپاه و ساير قواى مسلح پيروان شهيد جاويدى هستند كه تاريخ مىگويد هر يك از جوانان و ياران او كه به شهادت مىرسيدند رخسار مباركش افروختهتر و آثار شجاعت تصميم در او بارزتر مىگرديد.
منبع: قيام عاشورا در كلام و پيام امام خمينى، (تبيان، آثار موضوعى امام، دفتر سوم) ناشر نوشته تنظيم و نشر آثار امام خمينى چاپ دوم، 1373.