پاسخ به:بررسی موضوع عاشورا
پنج شنبه 4 آبان 1391 8:37 PM
اگر عاشورا و فداكارى خاندان پيامبر نبود، بعثت و زحمات جانفرساى نبى اكرم را طاغوتيان آن زمان به نابودى كشانده بودند و (اگر عاشورا نبود منطق جاهليت ابوسفيانيان كه مىخواستند قلم سرخ بر وحى و كتاب بكشند و يزيد يادگار عصر تاريك بتپرستى كه به گمان خود با كشتن و به شهادت كشيدن فرزندان وحى اميد داشت اساس اسلام را بر چيند و با صراحت و اعلام «لا خَبَرٌ جاءَ وَ لا وَحْىٌ نَزَلَ». بنياد حكومت الهى را بَر كَند، نمىدانستيم به سر قرآن كريم و اسلام عزيز چه مىآمد؟) لكن اراده خداوند متعال بر آن بوده و هست كه اسلام رهايى بخش و قرآن هدايت افروز را جاويد نگه دارد و با خون شهيدانى چون فرزندان وحى احياء و پشتيبانى فرمايد و از آسيب دهر نگه دارد و حسين بن على آن عصاره نبوت و يادگار ولايت را برانگيزد، تا جان خود و عزيزانش را فداى عقيدت خويش و امت معظم پيامبر اكرم نمايد تا در امتداد تاريخ، خون پاك او بجوشد و دين خدا را آبيارى فرمايد و از وحى و از رهآوردههاى آن پاسدارى نمايد.
شهادت سيد مظلومان و هوا خواهان قرآن در عاشورا- سر آغاز زندگى جاويد اسلام و حيات ابدى قرآن كريم بود، آن شهادت مظلومانه و اسارت آل اللَّه، تخت و تاج يزيديان را كه با اسم اسلام، اساس وحى را به خيال خام خود مىخواستند محو كنند، براى هميشه به باد فنا سپرد و آن جريان، سفيانيان را از صحنه تاريخ به كنار زد.
آن روز يزيديان با دست جنايتكاران گور خود را كندند و تا ابد هلاكت خويش و رژيم ستمگر جنايتكار خويش را به ثبت رساندند، و در 15 خرداد 42 پهلويان و هواداران و سردمداران جنايتكارشان با دست ستم شاهى خود گور خود را كندند و سقوط و ننگ ابدى را براى خويش به جا گذاشتند كه ملت عظيم الشأن ايران بحمداللَّه تعالى با قدرت و پيروزى بر گور آتشبار آنان لعنت مىفرستد.
اگر نبود اين نهضت، نهضت حسين (ع)، يزيد و اتباع يزيد اسلام را وارونه به مردم نشان مىدادند و از اول، اينها اعتقاد به اسلام نداشتند و نسبت به اولياء اسلام حقد و حسد داشتند.
سيدالشهداء با اين فداكارى كه كرد علاوه بر اينكه آنها را به شكست رساند. اندكى كه گذشت مردم متوجه شدند كه چه غائلهاى و چه مصيبتى وارد شد و همين مصيبت موجب به هم خوردن اوضاع بنىاميه شد.
شخصيت عظيمى كه از عصاره وحى الهى تغذيه و در خاندان سيّد رسل محمد مصطفى و سيّد اولياء على مرتضى تربيت و در دامن صديقه طاهره بزرگ شده بود قيام كرد و با فداكارى
بىنظير و نهضت الهى خود، واقعه بزرگى را به وجود آورد كه كاخ ستمكاران را فرو ريخت و مكتب اسلام را نجات بخشيد.
سيد الشهداء (ع) نهضت عظيم عاشورا را بر پا نمود و با فداكارى و خون خود و عزيزان خود، اسلام و عدالت را نجات داد و دستگاه بنى اميه را محكوم و پايههاى آن را فرو ريخت.
اگر فداكارى پاسداران عظيم الشأن اسلام و شهادت جوانمردانه پاسداران و اصحاب فداكار او نبود، اسلام در خفقان رژيم بنى اميه و رژيم ظالمانه آن وارونه معرفى مىشد و زحمات نبى اكرم (ص) و اصحاب فداكارش به هدر مىفت.
ائمه اطهار اكثراً يا كشته شدند يا چه شدند لكن مكتبشان محفوظ بود. سيدالشهداء كشته شد مكتبش محفوظ بود بلكه مكتب را زنده كرد، با اين كشته شدن مكتب را زنده كرد.
چنانچه اولياء حق هم بسيارشان مغلوب شدند لكن مكتب محفوظ ماند. سيدالشهداء (ع) با همه اصحاب و عشيرهاش قتل عام شدند لكن مكتب شان را جلو بردند. شكست در مكتب نبود پيشروى بود، يعنى بنىاميه، را تا ابد شكست داد، قتل سيدالشهداء، يعنى اين اسلامى كه بنى اميه مىخواست بد نمايش بدهد و با ادعاى خلافت بر خلاف موازين انسانى عمل بكند آن را سيدالشهداء (ع) با نثار خون خودشان آن رژيم را، رژيم فاسد را شكست داد و خود مقتول شد.
اولياء خدا هم شكست مىخوردند. حضرت امير در جنگ معاويه شكست خورد، اينكه حرف ندارد، شكست خورد امام حسين (ع) هم در جنگ با يزيد شكست خورد و كشته شد اما به حسب واقع پيروز شدند آنها، شكست ظاهرى و پيروز واقعى بود.
اسلام را تا حالايى كه شما مىبينيد، اينجا ما نشستهايم سيدالشهداء زنده نگه داشته است.
اسلام همچو عزيز است كه فرزندان پيغمبر جان خودشان را فداى اسلام كردند. حضرت سيدالشهداء (ع) با آن جوانها، با آن اصحاب براى اسلام جنگيدند و جان دادند و اسلام را احيا كردند.
مبارزه حضرت سيدالشهداء (ع) با دولت وقت كه دولت طاغوتى بود شهادت سيدالشهداء به اسلام هيچ لطمهاى وارد نياورد، اسلام را جلو برد. اگر نبود شهادت ايشان، معاويه و پسرش اسلام را يك جور ديگرى در دنيا جلوه داده بودند به اسم خليفه رسول اللَّه، با رفتن در مسجد، اقامه جمعه و امام جمعه بودن، اقامه جماعت و امام جماعت بودن. اسم، اسم خلافت رسول اللَّه و حكومت، حكومت اسلام لكن محتوا بر خلاف. نه حكومت، حكومت اسلامى بود به حسب محتوا و نه حاكم اسلامى. سيدالشهداء (ع) اين نقشى كه اينها داشتند براى برگرداندن اسلام به جاهليت و نمايش دادن اسلام را به اينكه اين هم نظير همان چيزهاى سابق است آن را باطل كرد.
شهادت حضرت سيدالشهداء مكتب را زنده كرد. خودش شهيد، مكتب اسلام زنده شد و رژيم طاغوتى معاويه و پسرش را دفن كرد ....
شهادت سيدالشهداء چيزى نبود كه براى اسلام ضرر داشته باشد. نفع داشت براى اسلام، اسلام را زنده كرد.
اگر سيدالشهداء نبود اين رژيم طاغوتى را اينها تقويت مىكردند به جاهليت بر مىگرداندند. اگر حالا من و تو هم مسلم بوديم مسلم طاغوتى بوديم، نه مسلم امام حسينى، امام حسين نجات داد اسلام را.
حضرت سيدالشهداء هم شكست خورد اما پيروزى نهايى را داشتند، مكتبشان شكست نخورد با كشته دادن، دشمنشان را عقب زدند، بساط معاويه را كه مىخواست اسلام را به صورت يك امپراتورى درآورد، برگرداند به زمان جاهليت و آن اوضاع جاهليت، شكستش دادند. يزيد و اتباع يزيد دفن شدند تا ابد، و لعن مردم بر آنهاست تا ابد، لعن خدا هم بر آنهاست و آنها خودشان محفوظ بودند.
سيّدالشّهداء (س) مذهب را بيمه كرد. با عمل خودش اسلام را بيمه كرد.
«انا من حسين» كه روايت شده است كه پيغمبر فرموده است.
اين معنايش، معنا اين است كه حسين مال من است و من هم از او زنده مىشوم، از او شده است. اينهمه بركات از شهادت ايشان است. با اينكه دشمن مىخواست آثار را از بين ببرد، آنها در صدد بودند كه اصلًا بنى هاشم در كار نباشد. «لَعِبَتْ هاشِمُ بِالْكَذا» اين حرف بود. آنها مىخواستند اصل اسلام را ببرند و يك مملكت عربى درست كنند.
وقتى كه حضرت سيدالشهداء (ع) آمد مكه و از مكه در آن حال بيرون رفت، يك حركت سياسى بزرگى بود كه در يك وقتى كه همه مردم دارند به مكه مىروند، ايشان از مكه خارج بشود. اين يك حركت سياسى بود تمام حركاتش، حركات سياسى بود، اسلامى- سياسى و اين حركت اسلامى- سياسى بود كه بنى اميه را از بين برد و اگر اين حركت نبود، اسلام پايمال شده بود.
امام حسين (ع) خود و تمام فرزندان و اقرباى خودش را فدا كرد و پس از شهادت او اسلام قوىتر شد.
سيدالشهداء (ع) كشته شد شكست نخورد، لكن بنى اميه را همچو شكست كه تا آخر نتوانستند ديگر كارى بكنند، همچو اين خون، آن شمشيرها را عقب زد كه تا الان هم كه ملاحظه مىكنيد باز پيروزى با سيدالشهداست و شكست با يزيد و اتباع اوست.»
سيدالشهداء بحق بود و با عده قليلى مقابله كرد و در عين حالى كه به شهادت رسيد و فرزندان او هم به شهادت رسيدند، لكن اسلام را زنده كرد و يزيد و بنى اميه را رسوا كرد.
سيدالشهداء (ع) با چند نفر از اصحاب، چند نفر از ارحامشان، از مخدراتشان قيام كردند.
چون قيام للّه بود اساس سلطنت آن خبيث را به هم شكستند در صورت، ايشان كشته شدند لكن اساس سلطنت را شكستند. اساس سلطنتى كه مىخواست اسلام را به صورت سلطنت طاغوتى در آورد.
كسى كه براى خدا كار مىكند شكست در آن نيست ولو كشته بشويم شكست نداريم.
حضرت سيدالشهداء هم كشته شد لكن شكست خورد؟ الان بيرق او بلند است و يزيدى تو كار نيست.
اگر قيام حضرت سيدالشهداء (ع) نبود، امروز هم ما نمىتوانستيم پيروز شويم.
منبع: قيام عاشورا در كلام و پيام امام خمينى، (تبيان، آثار موضوعى امام، دفتر سوم) ناشر نوشته تنظيم و نشر آثار امام خمينى چاپ دوم، 1373.
خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار