0

جک - طنز - لطیفه (جدید)

 
hemati333
hemati333
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : تیر 1389 
تعداد پست ها : 71
محل سکونت : کرمانشاه

جک جدید

یه آدمایی هستن که زنگ می زنن رو خط ثابت خونه بعد میپرسن کجایی؟ به روح اعتقاد دارن اینا؟؟؟!!!!!

 

 

در یخچال ارتباط مستقیمی با روحیه آدم داره:

وقتی خوشحالی میری در یخچالو وا میکنی

وقتی کسلی میری در یخچالو وا میکنی

داری با تلفن حرف میزنی میری در یخچالو وا میکنی

وقتی نمیدونی چته میری در یخچالو وا میکنی

اصن باز کردن الکی در یخچال یه حالی میده !!!

 

 

میازار موری که دانه کش است !

در مورد مورچه ای که دانه همراه اش نیست فتوایی صادر نشده !

میتوانید بیازارید...

 

کاش میشد هر شب از خودمون ۱سی سی خون بگیریم بریزیم تو یه نعلبکی بذاریم کنار تخت که این پشه ها بشینن عین بچه آدم بخورن دست از سر ما بردارن!!

 

 

 

  راسخون هر روز بهتر از دیروز

 

جمعه 3 شهریور 1391  6:36 PM
تشکرات از این پست
farshon bolbolz arman0098
hemati333
hemati333
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : تیر 1389 
تعداد پست ها : 71
محل سکونت : کرمانشاه

انواع اسم دختران در ایران !

خوردنی باشد: مثل عسل
ساعات مختلف روز: مثل پگاه، سپیده، سحر
اسم جک و جونور باشد!
اعم از پرنده: مثل پرستو، درنا…
حشره: مثل پروانه
چهارپا: مثل غزال
اسم علف باشد: مثل ریحانه، پونه و…
اسم مکان باشد: مثل صحرا، دریا، خاور، ایران
خیس باشد: مثل شبنم، دریا، ساحل، باران.
و کلا هر اسمی تو این مایه ها باشد اسم دختر و در غیر این صورت اسم پسر می باشد !

تشکر یادتون نره

  راسخون هر روز بهتر از دیروز

 

شنبه 4 شهریور 1391  10:42 AM
تشکرات از این پست
farshon bolbolz arman0098
hemati333
hemati333
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : تیر 1389 
تعداد پست ها : 71
محل سکونت : کرمانشاه

فرق بچه های قدیم و جدید

بچه 9 ساله الان
کامپیوتر داره
اینتزنت داره

فیسبوک داره
توییتر داره
ایکس باکس داره
پی اس تری داره
آیفون داره
ویدیو سی دی داره
موبایل داره
آیپاد داره...

بچه 9 ساله زمان ما
دفتر نقاشی داشت
خمیر بازی داشت
دبرنا بازی میکرد با نخود و لوبیا
توپ دو لایه میکرد که حس توپ چهل تیکه بهش دست بده
گل یا پوچ، چشمک، شاه دزد وزیر، اسم فامیل، خر پلیس، هفت سنگ
دیگه فوق فوقش یه آتاری یا میکرو با کلی التماس براش میخریدن.

تشکر یادتون نره

  راسخون هر روز بهتر از دیروز

 

شنبه 4 شهریور 1391  10:47 AM
تشکرات از این پست
farshon reza_rasekhekhoon bolbolz arman0098
hemati333
hemati333
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : تیر 1389 
تعداد پست ها : 71
محل سکونت : کرمانشاه

پـَ نـَ پـَ جدید

با ماشین افتادیم ته دره یارو میگه زنگ بزنم آمبولانس بیاد؟میگم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه مشکل درون خانوادست خودمون حلش می کنیم

 

مزن برسر ناتوان دست زور...پ ن پ!بزن سنگ برسرش از راه دور!

 

رفتم خونه دیدم ماهی از تنگ افتاده بیرون،داداشم میگه یعنی مرده؟
میگم :پـَـَـ نَ پـَـَـــ، دوگانه سوزش کردم وقتی آب نیست با هوا کار میکنه!!

 

دارن گوسفندرو قربونی میکنن ... یه آفتابه آوردن که بش آب بدن ...
اومده میگه میخوان با آفتابه بش آب بدن؟!
میگم :پـَـَـ نَ پـَـَـــ، آفتابه آوردن ببرنش دستشویی استرسش از بین بره ...

 

 رفتم ساعت سازی به یارو می گم ساعتم کار نمی کنه، میپرسه یعنی درستش کنم؟
پـــ نه پـــ باهاش صحبت کن سر عقل بیاد بره سر کار!!!

 

با موتور رفتم خونه دایی ام. موتورو گذاشتم بیرون با کلاه کاسکت رفتم تو. دائیم گفت با موتور اومدی؟ گفتم پ ن پ با اف 14 اومدم!

 

رفتم داروخانه. پیرمرده دفترچه بیمه رو داده به مسئول داروخانه. بعد از چند دقیقه مسئول داروخانه داروهاش رو آورده پیرمرده گفت پدرجان می بری؟ پیرمرده گفت پ ن پ همین جا می خورم! بی زحمت یک نوشابه خنک و سالاد هم بیار...

 

با دوستم رفتیم باغ وحش،جلوی قفسِ شیر وایسادیم. دوستم میگه:شیرِ؟
میگم:پَــــ نَ پَــــ… گربه اس باباش مرده ریش گذاشته!!!!

 

اومده تو اتاق ،قابِ عکسِ رو دیوار و دیده میگه : وای داداشتــــــــــــه؟؟؟
میگم: آره
میگه : عکسشـــــــــــــه؟؟؟
میگم پـــَــ نَ پـــَـــ خودشه ، گذاشتمش رو دیوار با دمپایی کوبیدم رو صورتش،چسبیده به دیوار!!!

 

رفتیم چین گارسون دو تا چوب آورده.
دوستم میگه :یعنی باید با اینا غذا بخورم؟
گارسونه برگشت گفت : چه نه چه،چینگ چانگ چاچانگ چیونگ چانگ چوشولانگ بیگ دانگ!
من :|
دوستم :O

 

به داداشم میگم مگس رو تلویزیون نشسته.میگه:بکشمش؟
پـَـــ نــه پـَـــ بهش بگو بیاد عقب وگرنه چشماش ضعیف میشه

 

تو صف نونوایی وایسادی یه یهرو از راه میرسه میگه ببخشین شمام تو صفین؟؟؟؟؟؟؟
پ ن پ وایسادم اینجا دارم نقش زنبیلو بازی میکنم منتظرم صاحابم بیاد

 

داشتیم با بابام فیلم میدیدیم...فیلمش گریه دار بود ما هم افتادیم گریه...مامانم اومده میگه:آخی...فیلمش گریه دار بود؟؟؟؟؟..میگم پ ن پ خنده دار بود...خواستیم کارگردانو ضایع کنیم...

تشکر یادتون نره

  راسخون هر روز بهتر از دیروز

 

چهارشنبه 8 شهریور 1391  10:54 AM
تشکرات از این پست
farshon bolbolz arman0098
hemati333
hemati333
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : تیر 1389 
تعداد پست ها : 71
محل سکونت : کرمانشاه

جک جدید2

تا حالا دقت کردین عمو پورنگ و قناد با هم سن دایناسورو دارن.اون وقت نگاشون میکنی انگار بیست سالشونه.حالا من بیست و یک سالمه،دو روز پیش راننده تاکسی بهم میگه زمان انقلاب یادته چقدر همه مردم با هم همدل بودن؟

 

امروز انقدر بیحال بودم که نتونستم دکمه ی آسانسور رو بزنم خلاصه از راه پله 5 طبقه رو رفتم بالا :d

 

یکی از مشغله های فکری من تو اینترنت اینه که وقتی یکی جمله “بی خیال باو” رو مینویسه منظورش از “باو” چی هست!؟ینی چی آخه ؟ میخواد بگه بی خیال بابا ؟ ینی میخواد محاوره ای بنویسه ؟چه ربطی به باو داره !؟خواهشن اساتید ادبیات فارسی بیان پاسخگو باشن

 

.یک مرد مجرد برای هضم دلتنگی هاش گریه نمی کنه میره ۲۰۱۲ PES بازی می کنه !زن واسه هضم دلتنگی هاش گریه نمیکنه خریـــــــــد میکنه !!! D:

 

دمپایی پلاستیکی واسه حموم خریدیم ، توش یه کاغذه که روش نوشته در صورت بروز هرگونه اشکال لطفا به فروشنده مراجعه فرمایید...
الان ذهنم درگیر اینه که اشکالی که در مواجهه با دمپایی پلاستیکیِ حموم ممکنه بروز کنه چی میتونه باشه مثلا؟!؟!؟!...

 

یادتونه هر معلمی میومد سر کلاسمون میگفت شما بدترین کلاسی بودین که من داشتم؟!؟!؟! :))))

 

هیچوقت نفهمیدم چطوری شد که جودی نیم وجب بچه بود بابالنگ دراز اومد حضانتشو به عهده گرفت بعد جودی خرس گنده شد بابالنگ دراز یه پسر بیست و چهار ساله بود!!!
بابا لنگ دراز تو فریزر مونده بود یا جودی رفت تو زودپز آیا؟!...

 

یکی از خوفناک ترین جملات دوران دبستان:
دستمال لیوان ناخن روی میز....
(فکر کنم به شنیدن همین جمله یه ده سالی پیر میشدیم ما...)

 

 پیچ رو هر چقدر سفت کنی ، موقع باز کردن ، همونقدر باید زور بزنی ...
حالا هی منو بپیچون .. به موقش برات دارم ...

 

دیگه دو نفر نمی تونن خرج یه زندگیو بدن ...
با چند تا از دختر پسرای محل قرار گذاشتیم پنج شیش تایی ازدواج کنیم !

 

هیچ وقت نتونستم بفهمم وقتی مادرم بهم میگه انشاالله یه دختر گیرت بیاد عینهو خودت دعا میکنه یا نفرین؟!!!

 

بعد از سالها جستجو و نیافتن نیمه گمشده به این نتیجه رسیدیم که خدا مارو کامل خلق کرده! نیمه میمه نداریم!!!

 

آنقدر که ذرت مکزیکى توى ایران اشتغال زایى کرد، تو خود مکزیک نکرد !!

 

دیوار موسسه بیمه رو تازه رنگ کردن روش نوشتن "لطفا روی دیوار چیزی ننویسید" یکی اومده با اسپری روش نوشته "چشم داداش شما جون بخواه"

 

یاروپدرش توی اتیش سوزی می میره روی درمغازه می نویسه به دلیل پدرسوختگی تعطیل است

 

دیگه کم کم داره به مرغ تو حیاتمون حسودیم میشه............. لامصب تا حالا هفت هشت تا خواستگار داشته!!!!!!!!!!!

 

توی سوپری وایستاده بودم... طرف اومده میگه ببخشید کارت تلفن دارید...
آقاهه گفت بله داریم...
طرف گفت : بی زحمت یه شماره رندشو بدین......

 

اگه گوشیمون ازدستمون بیفته زودی برش می داریم تاببینیم چیکارش شدکلی هم غصه میخوریم ولی خدانکنه رفیقمون بخوره زمین هرهربهش میخندین!!!!!

 

صبح داشتم می‌رفتم کارخونه ، دوتا سگ دعواشون شده بود
از میون حرفاشون شنیدم که یکی به دیگری گفت :
" خفه شو، مث آدم داری دروغ می‌گی "شرمنده شدم

 

توی چت روم به دختره میگم یه آهنگ پیشواز جدید اومده شنیدی؟ میگه نه ، کدشو بده بزنم . منم شمارمو دادم که مثلاً بزنگه گوش کنه ، بعد از دو دقیقه میاد میگه : هرچی کدشو میفرستم به 7575 میگه آهنگ مورد نظر موجود نیست!!
من :|
اپراتور ایرانسل :|
مدیر عامل ایرانسل :))
کبوتر روی دکل ایرانسل :|

 

عاشقانه ترين حرف اوايل نامزدي پشت تلفن : اول تو قطع كن!!!!!

 

من نميگم زن من بشينه تو خونه ظرف بشوره
پاشه تو خونه ظرف بشوره:
همچين آدم دموکراتيم من

 

((تشکر یادتون نره))

  راسخون هر روز بهتر از دیروز

 

چهارشنبه 8 شهریور 1391  11:07 AM
تشکرات از این پست
farshon bolbolz arman0098
hemati333
hemati333
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : تیر 1389 
تعداد پست ها : 71
محل سکونت : کرمانشاه

جک جدید3

از عجایب ایران اینه که پژو 206 رو 12 تومن خریدی،
2 سالم استفاده کردی،
پدرشو درآوردی
بعدشم 16 تومن میفروشیش.

 

تا حالا دقت كردي وقتي لباس سفيد ميپوشي يه لكه سياه بهش ميچسبه.بعد لباس سياه ميپوشي لكه سفيد بر ميداره!!
اصلا دنيا با ما لج كرده!والا!!

 

قانون2012 مورفي:
موقع كباب درست كردن يا سيگار كشيدن هر طرف كه وايستي دود پيدات ميكنه و مياد طرفت!
(به تجربه ثابت شده ها)

 

کلاغه روی درخت نشسته بود که روباهه بی اعتنا میاد ردمیشه میره؛ کلاغه به روباهه میگه:هوی...پیشتله...پنیرها‏!پنیرلیقوان تبریز‏!نمی خوای سرم گول بمالی پنیرو بگیری؟‏؟ روباهه میگه:برو دیوانه آخه کی دیده روباه پنیر بخوره؛عمریه ملت سرکارن‏!‏

 

به سلامتي ايرانسل كه بهمون ياد داد قبول كردن بعضي پيشنهادها فقط از اعتبارمون كم ميكنه !!!

 

گفتم غم تو دارم,گفتا غمت سرآيد گفتم كه ماه من شو,گفتا چرت و پرت بسه ديگه ماشين پاشين چي داري؟ها؟مايه....!!!

 

معلم به دانش اموزش ميگه با (حالا) جمله بساز دانش اموزشم ميگه حالا يارم بيا دلدارم بيا معلم هم ميگه حالا صفرت ميدم برو ننتو بيار!!

 

اي كسانيكه پشت فرمان به راننده بغلي فحش مي‌دهيد و گازش را گرفته در مي‌رويد ... بدانيد و آگاه باشيد شايد يه كم جلوتر ترافيك باشه!!

 

من آخرش با یخچال ازدواج می کنم!
وقتی خوشحالی میری در یخچالو وا میکنی!
وقتی ناراحتی میری در یخچالو وا میکنی!
وقتی کسلی میری در یخچالو وا میکنی!
داری با تلفن حرف میزنی میری در یخچالو وا میکنی!
... وقتی نمیدونی چته! میری در یخچال و وا میکنی!و...
آخه موجود اینقدر سنگ صبور !! اینقدر محرم؟ اینقدر با حوصله!!!!!!!

 

رفتم امتحان گواهينامه سرهنگه ميپرسه اومدي امتحان؟ جرات نكردم بگم پ ن پ از طرف سيا اومدم براي عمليات جاسوسي استخدامت كنم خيلي مودب گفتم بله جناب سرهنگ!!

 

یه زمانی بود بابام با مادرم دعوا می كرد ...
بابام منو شاهد می گرفت ،بعدش مادرم منو می زد !!!
هر وختم مادرم منو شاهد می گرفت بابام منو میزد ...
یه بار اومدم خلاقیت به خرج بدم گفتم :
من هیچی ندیدیم !!!
جاتون خالی از دوتاشون كتك خوردم !!

 

تو خونه یه پشه داریم دیگه مقیم شده ، از خودمونه …
امروز که اتاقم رو بعد از چند ماه مرتب کردم دیدمش از در اتاق اومد تو ،
بعد نشناخت ، فک کرد اشتباهی اومده، رفتش بیرون !

 

اگه سال 2012 رو بر عکس بنویسین میشه ZIOZ
در زبان محلی ساکنان آمریکای مرکزی و جنوبی که شامل اقوام مایا و اینکا میشه معنی این کلمه "نابودي" است !!
جالب بود نه ؟
شما هم نمیدونستین و جایی هم نخونده بودین ؟
نباید هم جایی خونده باشید چون اینو الکی نوشتم بترسونمتون :)))))

 

تاحالا دقت کردین وقتی کمربند میخرید واسه سایز کمرتون سوراخ نداره.اون همه سوراخ 60 تا سوراخ بازم هیچ کدوم به کمرتون نمیخوره.

 

تشکر یادتون نره

  راسخون هر روز بهتر از دیروز

 

چهارشنبه 8 شهریور 1391  11:15 AM
تشکرات از این پست
farshon bolbolz arman0098
hemati333
hemati333
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : تیر 1389 
تعداد پست ها : 71
محل سکونت : کرمانشاه

جک جدید

یارو داشته دعا میکرده میگه: خدا را شکر از صبح تا حالا نه عصبانی شدم، نه حرص داشتم، نه حرف بد زدم، نه مال مردم خوردم، ... ولی خدایا از یکی دو دقیقه آینده که از تخت میآیم بیرون تو کمکم کن!


مامانه ساعت 7 صبح میآد بالای سرپسرش میگه: رضاجون بلند شو باید بری مدرسه دیرمیشه. رضا از زیر پتو میگه: نه من نمی خوام برم مدرسه اونجا هیچکس منو دوست نداره، بچه ها باهام بدن، معلما ازم متنفرن، حتی فراش مدرسه هم سایه ام با تیر میزنه. مامانه میگه: آخه رضا جون نمیشه که نری مدرسه آخه ناسلامتی تو مدیر مدرسه ای!


یکی از ملانصرالدین می پرسه چه جوری جنگ شروع می شه؟ ملا بدون معطلی یکی می زنه توی گوش طرف و میگه اینجوری!


معلم: بگو به غیر از اكسیژن چه چیزهایی در هوا وجود دارد؟ شاگرد : آقا اجازه، كلاغ ، مگس ، پشه !!!!


مادر : علی بیا اسفناج بخور آهن دارد علی : آخر مادر جان الان آب خوردم می ترسم زنگ بزنم!


معلم: بگو ببینم، كمبوجیه چه جور پادشاهی بود؟ شاگرد: پادشاه بدی نبود، فقط همیشه از كمبود بودجه شكایت داشت!!!


معلم: آخرین دندانی كه در می آید چه دندانی است؟ شاگرد: دندان مصنوعی است


یارو میره تو جنگل میگه مو شیر و پلنگ، وخورم! یكدفه شیره نعره میكشه طرف میگه: مو گاهی وقتا غلط زیادی هم موخوروم.


می دونی ب.م.م یعنی چی؟ یعنی بزرگترین مقسوم علیه مشترك. حالا می دونی م.ب.ب یعنی چی؟ یعنی مربا بده بابا.


یارو میره خواستگاری. ازش می پرسن چه كاره ای؟ روش نمیشه بگه قصاب، میگه لوازم یدكی گوسفند دارم!


دکتره تازه فارغ التحصیل شده بوده! برا مریضش قرص می نویسه، می گه: یکی قبل از خواب بخور، یکی قبل از بیدار شدن!


جمشید از دوستش می پرسه: تو کجا به دنیا اومدی؟ دوستش می گه تو بیمارستان. جمشید می گه: آخی! مریض بودی؟

 

زن به شوهر: من پنج دقیقه میرم خونه اقدس خانم باهاش حرف بزنم تو هر نیم ساعت یک سری به غذا بزن

یه روز یه خانمی زنگ میزنه به دکتر میگه: آقای دکتر به دادم برسید بچه ام مداد قورت داده دکتر میگه: من همین الان میام. خانم میگه: آقای دکتر تا اون موقع من چیکار کنم؟ دکتر میگه: شما تا اون موقع می تونید با خودکار بنویسید!

زن: به من می گفتی مثل پیرزنها هستم، موهامو کوتاه کردم، حالا بهتر شده؟ شوهر: آره، اما حالا شدی مثل پیرمردها.

رئیس: شما به زندگى پس از مرگ اعتقاد دارید؟ كارمند: بله! رئیس: خیلی خوبه!! چون وقتى صبح امروز براى شركت در مراسم تشییع جنازه پدربزرگتون از اداره رفتید بیرون، اون آمده بود اینجا و گفت كه مى خواهد شما را ببیند.

به حیف نون میگن اگه حالت تهوع بهت دست بده چیکارمی کنی؟ میگه خوب من باهاش دست نمی دم.

یه مگسه جلوی آینه به موهاش ژل می زده بهش میگن خبریه؟ میگه سره كوچه ریدن!


به یكی می گن با توله سگ جمله بساز . میگه توله سگ ضربدر عرض سگ برابر است با مساحت سگ

به یکی میگن با "نخ سوزن" جمله بساز. میگه, من غذا های ایرانی رو دوست دارم نخصوزن چلوکباب

تشکر فراموش نشه

 

  راسخون هر روز بهتر از دیروز

 

چهارشنبه 8 شهریور 1391  5:38 PM
تشکرات از این پست
bolbolz arman0098
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:جک جدید

خیلی زحمت کشیدی بافونتهای رنگین کمانیت ولی بعضی قسمتهاشوبدلیل مغایرت باقوانین تالارحذف نمودم لطفا" قوانین تالاررومطالعه فرمائید.

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

پنج شنبه 9 شهریور 1391  8:28 AM
تشکرات از این پست
bolbolz arman0098
hemati333
hemati333
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : تیر 1389 
تعداد پست ها : 71
محل سکونت : کرمانشاه

جک های دست اول و داغ

من راننده تاکسی بشم  از اینا می شم که می گم: یه نفر حرکت! بعد که یارو نشست می گم: یه نفر دیگه حرکت…!

 

شما هم وقتی اس ام اس رو اشتباهی به یکی دیگه می فرستین سکته ناقص می کنین؟!

 

پسر داییم تو کنکور ۱۰۰تا مونده به آخر شده بعد داییم شیرینی پخش کرده به داییم میگم چرا خوشحالی حالا؟ گف آخه فک نمیکردم ۱۰۰نفر از این خنگ تر باشن !

 

مشکلات از جایی شروع شد که به هر کی گفتیم نوکرتیم فکر کرد واقعاً اربابه !

 

یکی از آشناها تلوزیون ال سی دی خریده بود بهش گفتم مبارک باشه ال سی دیه یا ال ای دی ؟ گفت برو بابا ال جیه  الجـــــــــــــــــی !

 

مناجات حیف نون : خدایا می شه ما رو امتحان کنی ببینی جنبه پولدار شدنو داریم یا نه !؟

 

خسیسه به زنش میگه امروز جون یه نفر رو نجات دادم زنش میگه مگه چیکار کردی ؟ میگه به 1 فقیر ده هزار تومان دادم دیدم داره از خوشحالی میمیره ازش گرفتم!

 

 

دارم مسواک میزنم بابابزرگم دندون مصنوعی ش رو آورده گذاشته تو جیبه پیرهنم میگه یه دستی هم به دندونا ما بزن: فک و فامیله داریم؟

 

رفیقم اسم خانومم رو توی شناسنامه دیده. میگه: زنته؟ میگم: پ ن پ دختر همسایمونه اسمش تو شناسنامه باباش جا نشده اینجا زدن گم نشه!

 

سوال گزینه ای :
 
 اگر مادر زن و یا زن شما در حال غرق شدن باشند و شما فقط یک حق انتخاب داشته باشید میروید سینما  ؟ یا رستوران !؟ 

 

تشکر یادتون نره

 

 

  راسخون هر روز بهتر از دیروز

 

شنبه 18 شهریور 1391  7:56 AM
تشکرات از این پست
farshon bolbolz arman0098
hemati333
hemati333
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : تیر 1389 
تعداد پست ها : 71
محل سکونت : کرمانشاه

مادرزن/خنده دار

زن ثروتمندی سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.

یکروز تصمیم گرفت میزان علاقه‌اى

که دامادهایش به او دارند را ارزیابى کند.

یکى از دامادها را به خانه‌اش دعوت کرد

و در حالى که در کنار استخر قدم مى‌زدند

از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت.

دامادش فوراً شیرجه رفت توى آب و او را نجات داد.

فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠۶ نو

جلوى پارکینگ خانه داماد بودو روى شیشه‌اش نوشته بود:

«متشکرم! از طرف مادر زنت»

زن همین کار را با داماد دومش هم کرد

و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت توى آب وجان زن را نجات داد.

داماد دوم هم فرداى آن روز یک ماشین پژو ٢٠۶

نو هدیه گرفت که روى شیشه‌اش نوشته بود:

«متشکرم! از طرف مادر زنت»

نوبت به داماد آخرى رسید

زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد

و خود را به داخل استخر انداخت

امّا داماد از جایش تکان نخورد

او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن از دنیا برود

پس چرا من خودم را به خطر بیاندازم

همین طور ایستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد

فردا صبح یک ماشین بى‌ام‌ و ی

کورسى آخرین مدل جلوى پارکینگ خانه داماد

سوم بود که روى شیشه‌اش نوشته بود

“متشکرم از طرف پدر زنت”

  راسخون هر روز بهتر از دیروز

 

سه شنبه 21 شهریور 1391  5:22 PM
تشکرات از این پست
arman0098
hemati333
hemati333
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : تیر 1389 
تعداد پست ها : 71
محل سکونت : کرمانشاه

مطالب طنز جدید

زنه با “جیگر” غذا درست میکنه,

سرسفره میذاره به بچهاش میگه,

 اگه گفتین اسم این غذا چیه؟

یه راهنمایی میکنم ,

باباتون بیشتر اوقات منو به این اسم صدا میزنه !

دختره به پسره میگه نخوری ها..”تاپاله”س!!

 

بچه تازه به دنیا اومده و از بیمارستان آوردیم خونه خوابیده ،

 فامیلمون اومده میگه آخی خوابه ؟؟؟

پَ نَ پَ زدیمش تو شارژ ! دکترا گفتن ۱ – ۲ ساعت اول

 خوب بزارین شارژ بشه بعد ازش استفاده کنین

 وگرنه خوب گریه نمیکنه !!

 

 

بعد از یک عمر، بالاخره نفهمیدم که هنگام

روبوسی باید دو بار صورت طرف مقابل رو ببوسم

یا سه بار، تا هر دو نفر ضایع نشیم

 

 

پدر بزرگ رو به نوه:

بدو برو قایم شو

امروز مدرسه رو پیچوندی معلمت اومده دنبالت

نوه: نـــــــه، شما باید قایم شی، …

من بش گفتم نمیام چون شما فوت کردین!!!

 

 

یک روز یک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود

و به مادرش که داشت آشپزى مى‌کرد نگاه مى‌کرد.

ناگهان متوجه چند تار موى سفید در بین موهاى مادرش شد.

از مادرش پرسید: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفیده؟

مادرش گفت: هر وقت تو یک کار بد مى‌کنى و باعث ناراحتى من مى‌شوی، یکى از موهایم سفید مى‌شود.

دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهمیدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفید شده!

 

 

عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه‌هاى کلاس عکس یادگارى بگیرد. معلم هم داشت همه

بچه‌ها را تشویق می‌کرد که دور هم جمع شوند.

معلم گفت: ببینید چقدر قشنگه که سال‌ها بعد وقتى همه‌تون بزرگ شدید

به این عکس نگاه کنید و بگوئید : این احمده، الان دکتره. یا اون مهرداده، الان وکیله.

یکى از بچه‌ها از ته کلاس گفت: این هم آقا معلمه، الان مرده.

 

 

بچه‌ها در ناهارخورى مدرسه به صف ایستاده بودند. سر میز یک سبد سیب بود که روى آن نوشته

بود: فقط یکى بردارید. خدا ناظر شماست.

در انتهاى میز یک سبد شیرینى و شکلات بود. یکى از بچه‌ها رویش نوشت: هر چند تا مى‌خواهید

بردارید! خدا مواظب سیب‌هاست

 

 

یارو نشسته بوده پشت بنز آخرین سیستم، داشته صد و هشتاد تا تو اتوبان میرفته،

یهو میبینه یک موتور گازی ازش جلو زد!

خیلی شاکی میشه، پا رو میگذاره رو گاز، با سرعت دویست از بغل موتوره رد میشه.

یک مدت واسه خودش خوش و خرم میره، یهو میبینه دوباره موتور گازیه قیییییژ ازش جلو زد!

دیگه پاک قاط میزنه، پا رو تا ته میگذاره رو گاز، با دویست و چهل تا از موتوره جلو میزنه.

همینجور داشته با آخرین سرعت میرفته، یهو میبینه، موتور گازیه مثل تیر از بغلش رد شد!!

طرف کم میاره، راهنما میزنه کنار به موتوریه هم علامت میده بزنه کنار.

خلاصه دوتایی وامیستن کنار اتوبان، یارو پیاده میشه، میره جلو موتوریه،

میگه: آقا تو خدایی! من مخلصتم، فقط بگو چطور با این موتور گازی کل مارو خوابوندی؟!

موتوریه با رنگ پریده، نفس زنان میگه: والله … داداش….

خدا پدرت رو بیامرزه که واستادی… آخه … کش شلوارم گیر کرده به آینه بغلت !!!!

 

 

 

آبجیم خواب بود، رفتم سروقت گوشیش

اسم خودمو به Irancell تغییر دادم

 ... روز و شب بهش SMS میدم:

مشترک گرامی روز جهانی معلولین ذهنی بر شما مبارک ..!!

 

 

تو اتوبوس نشستم با راننده گرم گرفتم
ازم پرسید چی خوندی؟
با کلی کلاس گفتم: کامپیوتر
گفت میتونی یه سی دی آهنگهای باحال واسم بزنی !!!

 

 

دو تا BMW با هم ازدواج می کنن بچشون سمند میشه

چون ازواجشون فامیلی بوده

 

 

فیزیک خیلی آسونتر میشد ،

اگه به جای سیب،

خود درخت رو نیوتن افتاده بود!

 

 

 

تشکر یادتون نره

  راسخون هر روز بهتر از دیروز

 

سه شنبه 21 شهریور 1391  8:23 PM
تشکرات از این پست
farshon bolbolz arman0098
hemati333
hemati333
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : تیر 1389 
تعداد پست ها : 71
محل سکونت : کرمانشاه

طنز رییس و منشی

یه روز مسئول فروش، منشی دفتر، و مدیر یک شرکت برای ناهار به سمت سلف سرویس قدم می زدند.
یهو یه چراغ جادو روی زمین پیدا می کنن و روی اون رو مالش میدن و جن چراغ ظاهر میشه.
جن میگه: من برای هر کدوم از شما یک آرزو برآورده می کنم.

منشی می پره جلو و میگه: اول من، اول من!
من می خوام که توی باهاماس باشم، سوار یه قایق بادبانی شیک باشم و هیچ نگرانی و غمی از دنیا نداشته باشم!
پوووف! منشی ناپدید میشه ...
بعد مسئول فروش می پره جلو و میگه: حالا من، حالا من!
من می خوام توی هاوایی کنار ساحل لم بدم، یه ماساژور شخصی و یه منبع بی انتهای نوشیدنی! داشته باشم و تمام عمرم حال کنم!
پوووف! مسئول فروش هم ناپدید میشه...
بعد جن به مدیر میگه: حالا نوبت توئه!
مدیر میگه: من می خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توی شرکت باشن !!

نتیجه اخلاقی : همیشه اجازه بده که رئیست اول صحبت کنه!

  راسخون هر روز بهتر از دیروز

 

چهارشنبه 22 شهریور 1391  2:22 PM
تشکرات از این پست
bolbolz
hemati333
hemati333
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : تیر 1389 
تعداد پست ها : 71
محل سکونت : کرمانشاه

دقت کردین؟؟

حالا دقت کردین همیشه بامیه زود تموم میشه و زولبیا زیاد میاد ؟
دقت کردین بهترین ایده هارو برای دیگرون داریم و برای خودمون عملا هیچی؟
دقت کردید تو دستشویی شیر آبو نیم دور می پیچونی کل آب شهر ازش میپاشه به در و دیوار و سر و صورتت ، حالا ۱۷ دور باید بتابونی تا بسته شه ؟
تا حالا دقت کردین راننده تاکسی هایی که بیشتر باهات گرم میگیرن و حرف میزنن ، کرایه بیشتری میگیرن و تو هم روت نمیشه چیزی بگی ؟
دقت کردین لذتی که در سر کشیدن پارچ هست در گرفتن حقوق ماهیانه نیست
اصلا دقت کردین که امکان نداره بخوای ظرفارو بشوری یه جایی از صورتت خارش نگیره ؟
دقت کردین که اگه بخوای خلبان بشی ، هزار جور مریضی داری ولی بخوای معافیت پزشکی بگیری ، سالمِ سالمی ؟
دقت کردین تا حالا اصلا دقت نمیکردین ؟
دقت کردین هر معلمی که میومد می گفت شما بدترین کلاسی بودین که تا حالا داشتم ؟
دقت کردین اون کسی که معدلش میشه ۱۲٫۰۱ از اونی که معدلش ۲۰ میشه خیلی بیشتر خوشحال میشه ؟
دقت کردین وقتی میخواین یه چیز خراب رو به کسی نشون بدین از روز اولش هم بهتر کار میکنه ؟
دقت کردین شبایی که فرداش باید زود از خواب پاشین با بدبختی خوابتون میبره ؟؟؟

  راسخون هر روز بهتر از دیروز

 

چهارشنبه 22 شهریور 1391  2:29 PM
تشکرات از این پست
farshon
hemati333
hemati333
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : تیر 1389 
تعداد پست ها : 71
محل سکونت : کرمانشاه

لباس های کثیف همسایه

زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسبا‌ب‌ کشی کردند.
روز بعد، ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسایه‌اش در حال آویزان کردن رخت‌های شسته است و گفت: «لباسها چندان تمیز نیست. انگار نمی داند چه طور لباس بشوید. احتمالا باید پودر لباس‌ شویی بهتری بخرد.»
همسرش نگاهی کرد اما چیزی نگفت.
هربار که زن همسایه لباس‌های شسته‌اش را برای خشک شدن آویزان می‌کرد زن جوان همان حرف را تکرار می‌کرد تا اینکه حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن لباس‌های تمیز روی بند رخت تعجب کرد و به همسرش گفت: «یاد گرفته چطور لباس بشوید. مانده‌ام که چه کسی درست لباس شستن را یادش داده!»
مرد پاسخ داد: «من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجره‌هایمان را تمیز کردم!»

  راسخون هر روز بهتر از دیروز

 

پنج شنبه 23 شهریور 1391  11:53 AM
تشکرات از این پست
bolbolz
hemati333
hemati333
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : تیر 1389 
تعداد پست ها : 71
محل سکونت : کرمانشاه

طنز آفرینش انسان

روزی دخترک از مادرش پرسید: 'مامان  نژاد انسان ها از کجا اومد؟مادر جواب داد: خداوند آدم و حوا را خلق کرد. اون ها بچه دار شدند و این جوری نژادانسان ها به وجود اومد.
دو روز بعد دختر همین سوال رو از پدرش پرسید.
پدرش پاسخ داد: 'خیلی سال پیش میمون ها تکامل یافتند و نژاد انسان ها پدید اومد..'
دخترک که گیج شده بود نزد مادرش رفت و گفت:مامان  تو گفتی خدا انسان ها روآفرید ولی بابا میگه انسان ها تکامل یافته ی میمون ها هستند...من که نمی فهمم!
مادرش گفت: عزیز دلم خیلی ساده است. من بهت در مورد خانواده ی خودم گفتم و بابات درمورد خانواده ی خودش!
 

  راسخون هر روز بهتر از دیروز

 

پنج شنبه 23 شهریور 1391  11:55 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها