0

جک - طنز - لطیفه (جدید)

 
hemati333
hemati333
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : تیر 1389 
تعداد پست ها : 71
محل سکونت : کرمانشاه

جک جدید
چهارشنبه 8 شهریور 1391  5:38 PM

یارو داشته دعا میکرده میگه: خدا را شکر از صبح تا حالا نه عصبانی شدم، نه حرص داشتم، نه حرف بد زدم، نه مال مردم خوردم، ... ولی خدایا از یکی دو دقیقه آینده که از تخت میآیم بیرون تو کمکم کن!


مامانه ساعت 7 صبح میآد بالای سرپسرش میگه: رضاجون بلند شو باید بری مدرسه دیرمیشه. رضا از زیر پتو میگه: نه من نمی خوام برم مدرسه اونجا هیچکس منو دوست نداره، بچه ها باهام بدن، معلما ازم متنفرن، حتی فراش مدرسه هم سایه ام با تیر میزنه. مامانه میگه: آخه رضا جون نمیشه که نری مدرسه آخه ناسلامتی تو مدیر مدرسه ای!


یکی از ملانصرالدین می پرسه چه جوری جنگ شروع می شه؟ ملا بدون معطلی یکی می زنه توی گوش طرف و میگه اینجوری!


معلم: بگو به غیر از اكسیژن چه چیزهایی در هوا وجود دارد؟ شاگرد : آقا اجازه، كلاغ ، مگس ، پشه !!!!


مادر : علی بیا اسفناج بخور آهن دارد علی : آخر مادر جان الان آب خوردم می ترسم زنگ بزنم!


معلم: بگو ببینم، كمبوجیه چه جور پادشاهی بود؟ شاگرد: پادشاه بدی نبود، فقط همیشه از كمبود بودجه شكایت داشت!!!


معلم: آخرین دندانی كه در می آید چه دندانی است؟ شاگرد: دندان مصنوعی است


یارو میره تو جنگل میگه مو شیر و پلنگ، وخورم! یكدفه شیره نعره میكشه طرف میگه: مو گاهی وقتا غلط زیادی هم موخوروم.


می دونی ب.م.م یعنی چی؟ یعنی بزرگترین مقسوم علیه مشترك. حالا می دونی م.ب.ب یعنی چی؟ یعنی مربا بده بابا.


یارو میره خواستگاری. ازش می پرسن چه كاره ای؟ روش نمیشه بگه قصاب، میگه لوازم یدكی گوسفند دارم!


دکتره تازه فارغ التحصیل شده بوده! برا مریضش قرص می نویسه، می گه: یکی قبل از خواب بخور، یکی قبل از بیدار شدن!


جمشید از دوستش می پرسه: تو کجا به دنیا اومدی؟ دوستش می گه تو بیمارستان. جمشید می گه: آخی! مریض بودی؟

 

زن به شوهر: من پنج دقیقه میرم خونه اقدس خانم باهاش حرف بزنم تو هر نیم ساعت یک سری به غذا بزن

یه روز یه خانمی زنگ میزنه به دکتر میگه: آقای دکتر به دادم برسید بچه ام مداد قورت داده دکتر میگه: من همین الان میام. خانم میگه: آقای دکتر تا اون موقع من چیکار کنم؟ دکتر میگه: شما تا اون موقع می تونید با خودکار بنویسید!

زن: به من می گفتی مثل پیرزنها هستم، موهامو کوتاه کردم، حالا بهتر شده؟ شوهر: آره، اما حالا شدی مثل پیرمردها.

رئیس: شما به زندگى پس از مرگ اعتقاد دارید؟ كارمند: بله! رئیس: خیلی خوبه!! چون وقتى صبح امروز براى شركت در مراسم تشییع جنازه پدربزرگتون از اداره رفتید بیرون، اون آمده بود اینجا و گفت كه مى خواهد شما را ببیند.

به حیف نون میگن اگه حالت تهوع بهت دست بده چیکارمی کنی؟ میگه خوب من باهاش دست نمی دم.

یه مگسه جلوی آینه به موهاش ژل می زده بهش میگن خبریه؟ میگه سره كوچه ریدن!


به یكی می گن با توله سگ جمله بساز . میگه توله سگ ضربدر عرض سگ برابر است با مساحت سگ

به یکی میگن با "نخ سوزن" جمله بساز. میگه, من غذا های ایرانی رو دوست دارم نخصوزن چلوکباب

تشکر فراموش نشه

 

  راسخون هر روز بهتر از دیروز

 

تشکرات از این پست
bolbolz arman0098
دسترسی سریع به انجمن ها