0

مطالبی در مورد حجاب

 
qolameali
qolameali
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1390 
تعداد پست ها : 1301
محل سکونت : اصفهان

مطالبی در مورد حجاب

 

ظاهر کردن زينت براى زنان

 

سؤال: منظور از زينت آشکارى که زنان در اظهار آن مجازند چيست؟

جواب: در آيه 31 سوره «نور» مى خوانيم: «آنها نبايد زينت خود را آشکار سازند جز آن مقدار که طبيعتاً ظاهر است» (وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاّ ما ظَهَرَ مِنْها).
در اين که منظور از زينتى که زنان بايد آن را بپوشانند و همچنين زينت آشکارى که در اظهار آن مجازند چيست؟ در ميان مفسران سخن بسيار است.
بعضى، زينت پنهان را به معنى زينت طبيعى (اندام زيباى زن) گرفته اند، در حالى که کلمه «زينت» به اين معنى کمتر اطلاق مى شود.
بعضى ديگر، آن را به معنى «محل زينت» گرفته اند، زيرا آشکار کردن خود زينت مانند گوشواره و دستبند و بازوبند به تنهائى مانعى ندارد، اگر ممنوعيتى باشد مربوط به محل اين زينت ها است، يعنى گوش ها و گردن و دست ها و بازوان.
بعضى ديگر، آن را به معنى خود «زينت آلات» گرفته اند منتها در حالى که روى بدن قرار گرفته، و طبيعى است که آشکار کردن چنين زينتى توام با آشکار کردن اندامى است که زينت بر آن قرار دارد.
(اين دو تفسير اخير از نظر نتيجه يکسان است هر چند از دو راه مسأله تعقيب مى شود).
حق اين است که ما آيه را بدون پيشداورى و طبق ظاهر آن تفسير کنيم که ظاهر آن همان معنى سوم است و بنابراين، زنان حق ندارند زينت هائى که معمولاً پنهانى است آشکار سازند، هر چند اندامشان نمايان نشود، و به اين ترتيب آشکار کردن لباس هاى زينتى مخصوصى را که در زير لباس عادى يا چادر مى پوشند مجاز نيست، چرا که قرآن از ظاهر ساختن چنين زينت هائى نهى کرده است.
در روايات متعددى که از ائمه اهلبيت(عليهم السلام) نقل شده نيز همين معنى ديده مى شود که زينت باطن را به قلاده: «گردنبند»، دملج: «بازوبند» و خلخال: «پاى «برنجن» همان زينتى که زنان عرب در مچ پاها مى کردند» تفسير شده است.
و چون در روايات متعدد ديگرى زينت ظاهر به «انگشتر»، «سرمه» و مانند آن تفسير شده، مى فهميم منظور از زينت باطن نيز خود زينت هائى است که نهفته و پوشيده است (دقت کنيد).(1)
 
 
1.تفسير نمونه، جلد 14، صفحه 470.

منبع : پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله)

گر نگه دار من آن است که من می دانم          شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد

 

چهارشنبه 11 مرداد 1391  1:32 AM
تشکرات از این پست
qolameali
qolameali
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1390 
تعداد پست ها : 1301
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مطالبی در مورد حجاب

حجاب در برابر أُولِي الإِرْبَةِ


سؤال: منظور از کسانى که تمايل به زن ندارند چه کسانى مى باشند؟
 
جواب: يازدهين گروهى که در آيه 31 سوره «نور» مستثنا شده اند «أُولِي الإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ» است.
«اربة» در اصل از ماده «ارب» (بر وزن عرب) ـ چنان که «راغب» در «مفردات» مى گويد ـ به معنى شدت احتياج است که انسان براى بر طرف ساختن آن چاره جوئى مى کند، گاهى نيز به معنى حاجت به طور مطلق استعمال مى شود.
و منظور از «أُولِي الإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ» در آيه فوق کسانى هستند که ميل جنسى دارند و نياز به همسر، بنابراين «غير اولى الاربة» کسانى را شامل مى شود که اين تمايل در آنها نيست.
در اين که منظور از اين عنوان چه کسانى است؟ در ميان مفسران گفتگو است:
بعضى آن را به معنى پير مردانى دانسته اند که شهوت جنسى در آنها خاموش شده است، مانند: القواعد من النساء: «زنانى که از سر حدّ ازدواج بيرون رفته اند و از اين نظر بازنشسته شده اند».
بعضى ديگر آن را به مردان خَصِىّ: «خواجه».
و بعضى ديگر به «خنثى» که آلت رجوليت مطلقاً ندارد، تفسير کرده اند.
اما آنچه بيش از همه مى تواند قابل قبول باشد و در چند حديث معتبر از امام باقر(عليه السلام) و امام صادق(عليه السلام) نقل شده، اين است که: منظور از اين تعبير، مردان ابلهى است که به هيچ وجه احساس جنسى ندارند، و معمولاً از آنها در کارهاى ساده و خدمتکارى استفاده مى کنند، تعبير به «التابعين» نيز همين معنى را تقويت مى کند.
اما از آنجا که اين وصف، يعنى عدم احساس ميل جنسى درباره گروهى از پيران صادق است بعيد نيست مفهوم آيه توسعه داشته و اين دسته از پير مردان نيز در معنى آيه داخل باشند.
در حديثى از امام کاظم(عليه السلام) نيز روى اين گروه از پير مردان تکيه شده است.
ولى به هر حال مفهوم آيه اين نيست که اين دسته از مردان همانند محارمند، قدر مسلّم اين است که پوشيدن سر يا کمى از دست و مانند آن در برابر اين گروه واجب نيست.(1)
 
 
1. تفسير نمونه، جلد 14، صفحه 484.

منبع : پایگاه اطلاع رسانی دفترآیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله)

گر نگه دار من آن است که من می دانم          شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد

 

چهارشنبه 11 مرداد 1391  2:00 AM
تشکرات از این پست
qolameali
qolameali
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1390 
تعداد پست ها : 1301
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مطالبی در مورد حجاب

فلسفه حجاب


سؤال:فلسفه سختگيرى اسلام در مسأله حجاب چيست؟

جواب: بدون شک، در عصر ما که بعضى نام آن را عصر برهنگى و آزادى جنسى گذارده اند، و افراد غرب زده، بى بند و بارى زنان را جزئى از آزادى او مى دانند، سخن از حجاب گفتن براى اين دسته ناخوشايند و گاه افسانه اى است متعلق به زمان هاى گذشته!.
ولى مفاسد بى حساب، مشکلات و گرفتارى هاى روز افزونى که از اين آزاديهاى بى قيد و شرط به وجود آمده سبب شده که تدريجاً گوش شنوائى براى اين سخن پيدا شود.
البته در محيط هاى اسلامى و مذهبى، مخصوصاً در محيط ايران بعد از انقلاب جمهورى اسلامى، بسيارى از مسائل حل شده، و به بسيارى از اين سؤالات عملا پاسخ کافى و قانع کننده داده شده است، ولى باز اهميت موضوع ايجاب مى کند: اين مسأله به طور گسترده تر مورد بحث قرار گيرد.
مسأله اين است: آيا زنان (با نهايت معذرت) بايد براى بهره کشى از طريق سمع، بصر و لمس (جز آميزش جنسى) در اختيار همه مردان باشند؟ و يا بايد اين امور، مخصوص همسرانشان گردد؟.
بحث در اين است: آيا زنان در يک مسابقه بى پايان در نشان دادن اندام خود و تحريک شهوات و هوس هاى آلوده مردان درگير باشند؟ و يا بايد اين مسائل از محيط اجتماع بر چيده شود، و به محيط خانواده و زندگى زناشوئى اختصاص يابد؟!
اسلام، طرفدار برنامه دوم است و حجاب، جزئى از اين برنامه محسوب مى شود، در حالى که غربى ها و غرب زده هاى هوسباز، طرفدار برنامه اولند!.
اسلام، مى گويد: کاميابى هاى جنسى اعم از آميزش و لذت گيرى هاى سمعى، بصرى و لمسى مخصوص به همسران است و غير از آن گناه، و مايه آلودگى و ناپاکى جامعه مى باشد که جمله «ذلِکَ أَزْکى لَهُم»(1) اشاره به آن است.
فلسفه حجاب چيز مکتوم و پنهانى نيست زيرا:
1 ـ برهنگى زنان، که طبعاً پيامدهائى همچون آرايش، عشوه گرى و امثال آن همراه دارد، مردان ـ مخصوصاً جوانان را ـ در يک حال تحريک دائم قرار مى دهد تحريکى که سبب کوبيدن اعصاب آنها و ايجاد هيجان هاى بيمار گونه عصبى و گاه سر چشمه امراض روانى مى گردد، مگر اعصاب انسان چقدر مى تواند بار هيجان را بر خود حمل کند؟.
مگر همه پزشکان روانى نمى گويند: هيجان مستمر عامل بيمارى است؟
مخصوصاً توجه به اين نکته که غريزه جنسى نيرومندترين و ريشه دارترين غريزه آدمى است، و در طول تاريخ سرچشمه حوادث مرگبار و جنايات هولناکى شده، تا آنجا که گفته اند: «هيچ حادثه مهمى را پيدا نمى کنيد مگر اين که پاى زنى در آن در ميان است»!.
آيا دامن زدن مستمر از طريق برهنگى به اين غريزه و شعلهور ساختن آن بازى با آتش نيست؟
آيا اين کار عاقلانه اى است؟
اسلام، مى خواهد مردان و زنان مسلمان، روحى آرام، اعصابى سالم و چشم و گوشى پاک داشته باشند، و اين يکى از فلسفه هاى حجاب است.
2 ـ آمارهاى قطعى و مستند، نشان مى دهد: با افزايش برهنگى در جهان، طلاق و از هم گسيختگى زندگى زناشوئى در دنيا به طور مداوم بالا رفته است، چرا که: «هر چه ديده بيند دل کند ياد» و هر چه «دل» در اينجا يعنى هوس هاى سرکش بخواهد، به هر قيمتى باشد به دنبال آن مى رود، و به اين ترتيب هر روز دل، به دلبرى مى بندد و با ديگرى وداع مى گويد.
در محيطى که حجاب است (و شرائط ديگر اسلامى رعايت مى شود) دو همسر تعلق به يکديگر دارند، و احساساتشان و عشق و عواطفشان مخصوص يکديگر است.
ولى در «بازار آزاد برهنگى» که عملاً زنان به صورت کالاى مشترکى (لااقل در مرحله غير آميزش جنسى) در آمده اند، ديگر قداست پيمان زناشوئى مفهومى نمى تواند داشته باشد، و خانواده ها همچون تار عنکبوت به سرعت متلاشى مى شوند و کودکان بى سرپرست مى مانند.
3 ـ گسترش دامنه فحشاء، و افزايش فرزندان نامشروع، از دردناکترين پيامدهاى بى حجابى است، که فکر مى کنيم نيازى به ارقام و آمار ندارد و دلائل آن مخصوصاً در جوامع غربى کاملاً نمايان است، آن قدر عيان است که حاجتى به بيان ندارد.
نمى گوئيم، عامل اصلى فحشاء و فرزندان نامشروع منحصراً بى حجابى است، نمى گوئيم استعمار ننگين و مسائل سياسى مخرب در آن مؤثر نيست، بلکه
مى گوئيم: يکى از عوامل مؤثر آن مسأله برهنگى و بى حجابى محسوب مى شود.
و با توجه به اين که: «فحشاء» و از آن بدتر «فرزندان نامشروع» سر چشمه انواع جنايت ها در جوامع انسانى بوده و هستند، ابعاد خطرناک اين مسأله روشن تر مى شود.
هنگامى که مى شنويم در «انگلستان»، در هر سال ـ طبق آمار ـ پانصد هزار نوزاد نامشروع به دنيا مى آيد.
و هنگامى که مى شنويم: جمعى از دانشمندان «انگليس» در اين رابطه به مقامات آن کشور اعلام خطر کرده اند ـ نه به خاطر مسائل اخلاقى و مذهبى ـ بلکه، به خاطر خطراتى که فرزندان نامشروع براى امنيت جامعه به وجود آورده اند، به گونه اى که در بسيارى از پرونده هاى جنائى پاى آنها در ميان است، به اهميت اين مسأله کاملاً پى مى بريم، و در مى يابيم مسأله گسترش فحشاء، حتى براى آنها که هيچ اهميتى براى مذهب و برنامه هاى اخلاقى قائل نيستند فاجعه آفرين است.
بنابراين، هر چيز که دامنه فساد جنسى را در جوامع انسانى گسترده تر سازد تهديدى براى امنيت جامعه ها محسوب مى شود، و پى آمدهاى آن هر گونه حساب کنيم به زيان آن جامعه است.
مطالعات دانشمندان تربيتى نيز نشان داده، مدارسى که در آن دختر و پسر با هم درس مى خوانند، و مراکزى که مرد و زن در آن کار مى کنند، و بى بند و بارى در آنها حکم فرما است، کم کارى، عقب افتادگى، و عدم احساس مسئوليت، به خوبى مشاهده شده است.
4 ـ مسأله «ابتذال زن» و «سقوط شخصيت او» در اين ميان نيز حائز اهميت فراوان است که نيازى به ارقام و آمار ندارد.
هنگامى که جامعه زن را با اندام برهنه بخواهد، طبيعى است روز به روز تقاضاى آرايش بيشتر و خودنمائى افزون تر از او دارد.
و هنگامى که زن را از طريق جاذبه جنسيش وسيله تبليغ کالاها و دکور اطاق هاى انتظار، و عاملى براى جلب جهانگردان، سياحان و مانند اينها قرار بدهند، در چنين جامعه اى شخصيت زن تا سر حدّ يک عروسک، يا يک کالاى بى ارزش سقوط مى کند، و ارزش هاى والاى انسانى او به کلى به دست فراموشى سپرده مى شود، و تنها افتخار او جوانى، زيبائى و خودنمائيش مى شود.
و به اين ترتيب، به وسيله اى تبديل خواهد شد براى اشباع هوس هاى سرکش يک مشت آلوده فريبکار و انسان نماهاى ديو صفت!.
در چنين جامعه اى چگونه يک زن مى تواند با ويژگى هاى اخلاقيش، علم و آگاهى و دانائيش جلوه کند، و حائز مقام والائى گردد؟!
به راستى، درد آور است که در کشورهاى غربى، و غرب زده، و در کشور ما قبل از انقلاب اسلامى، بيشترين اسم، شهرت، آوازه، پول، در آمد و موقعيت براى زنان آلوده و بى بند و بارى بود که به نام «هنرمند و هنر پيشه»، معروف شده بودند، و هر جا قدم مى نهادند گردانندگان محيط هاى آلوده براى آنها سر و دست مى شکستند و قدمشان را خير مقدم مى دانستند!.
شکر خدا را، که آن بساط بر چيده شد، و زن از صورت ابتذال سابق و موقعيت يک عروسک فرنگى و کالاى بى ارزش در آمد، شخصيت خود را باز يافت، حجاب بر خود پوشيد، اما بى آن که منزوى شود و در تمام صحنه هاى مفيد و سازنده اجتماعى حتى در صحنه جنگ با همان حجاب اسلاميش ظاهر شد.(2)
 
 
1. نور، آيه 30.
2. تفسير نمونه، جلد 14، صفحه 478.

منبع : پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله)

گر نگه دار من آن است که من می دانم          شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد

 

چهارشنبه 11 مرداد 1391  4:06 PM
تشکرات از این پست
qolameali
qolameali
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1390 
تعداد پست ها : 1301
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مطالبی در مورد حجاب

اشکالات مخالفان حجاب


سؤال: مخالفان حجاب چه اشکالاتى را مطرح مى کنند؟

جواب: عمده ايرادهايى که مخالفان مسأله حجاب مطرح مى کنند سه موضوع است که به طور خلاصه آنها را بررسى مى کنيم:
1 ـ زنان نيمى از جامعه
مهمترين چيزى که همه آنان در آن متفقند و به عنوان يک ايراد اساسى بر مسأله حجاب ذکر مى کنند، اين است که: زنان نيمى از جامعه را تشکيل مى دهند اما حجاب سبب انزواى اين جمعيت عظيم مى گردد، و طبعاً آنها را از نظر فکرى و فرهنگى به عقب مى راند، مخصوصاً در دوران شکوفائى اقتصاد که احتياج زيادى به نيروى فعال انسانى است، از نيروى زنان در حرکت اقتصادى هيچگونه بهره گيرى نخواهد شد، و جاى آنها در مراکز فرهنگى و اجتماعى نيز خالى است!.
به اين ترتيب، آنها به صورت يک موجود مصرف کننده و سربار اجتماع در مى آيند.
اما آنها که به اين منطق متوسل مى شوند از چند امر به کلى غافل شده يا تغافل کرده اند.
زيرا:
اولاً: چه کسى گفته است: حجاب اسلامى، زن را منزوى مى کند، و از صحنه اجتماع دور مى سازد؟.
اگر در گذشته لازم بود ما زحمت استدلال در اين موضوع را بر خود هموار کنيم امروز، بعد از انقلاب اسلامى هيچ نيازى به استدلال نيست; زيرا با چشم خود گروه، گروه زنانى را مى بينيم که با داشتن حجاب اسلامى در همه جا حاضرند، در اداره ها، در کارگاه ها، در راهپيمائى ها و تظاهرات سياسى، در راديو و تلويزيون، در بيمارستان ها و مراکز بهداشتى، مخصوصاً در مراقبت هاى پزشکى براى مجروحين جنگى، در فرهنگ و دانشگاه، و بالاخره در صحنه جنگ و پيکار با دشمن.
کوتاه سخن اين که: وضع موجود، پاسخ دندان شکنى است براى همه اين ايرادها و اگر ما در سابق سخن از «امکان» چنين وضعى مى گفتيم امروز در برابر «وقوع» آن قرار گرفته ايم، و فلاسفه گفته اند: بهترين دليل بر امکان چيزى وقوع آن است و اين عيانى است که نياز به بيان ندارد.
ثانياً: از اين که بگذريم، آيا اداره خانه و تربيت فرزندان برومند و ساختن انسان هائى که در آينده بتوانند با بازوان تواناى خويش چرخ هاى عظيم جامعه را به حرکت در آورند، کار نيست؟
آنها که اين رسالت عظيم زن را کار مثبت محسوب نمى کنند از نقش خانواده و تربيت، در ساختن يک اجتماع سالم، آباد و پر حرکت بى خبرند، آنها گمان مى کنند راه اين است که زن و مرد ما همانند زنان و مردان غربى، اول صبح خانه را به قصد ادارات و کارخانه ها و مانند آن ترک کنند، و بچه هاى خود را به شيرخوارگاهها بسپارند، و يا در اطاق بگذارند، در را بر روى آنها ببندند، و طعم تلخ زندان را از همان زمان که غنچه ناشکفته اى هستند، به آنها بچشانند.
غافل از اين که: با اين عمل، شخصيت آنها را در هم مى کوبند و کودکانى بى روح و فاقد عواطف انسانى بار مى آورند که آينده جامعه را به خطر خواهند انداخت.
2 ـ حجاب دست و پا گير است
ايراد ديگرى که آنها دارند اين است: حجاب يک لباس دست و پاگير است و با فعاليت هاى اجتماعى مخصوصاً در عصر ماشين هاى مدرن سازگار نيست، يک زن حجاب دار خودش را حفظ کند، يا چادرش را و يا کودک و يا برنامه اش را؟!
ولى اين ايراد کنندگان از يک نکته غافلند و آن اين که: حجاب هميشه به معنى چادر نيست، بلکه به معنى پوشش زن است، آنجا که با چادر امکان پذير است چه بهتر و آنجا که نشد، به پوشش قناعت مى شود.
زنان کشاورز و روستائى ما، مخصوصاً زنانى که در برنج زارها مهمترين و مشکل ترين کار کشت و برداشت محصول برنج را بر عهده دارند، عملاً به اين پندارها پاسخ گفته اند، و نشان داده اند: يک زن روستائى با داشتن حجاب اسلامى در بسيارى از موارد، حتى بيشتر و بهتر از مرد کار مى کند، بى آن که حجابش مانع کارش شود.

3 ـ حجاب، مردان را حريص تر مى کند
ايراد ديگر اين که آنها مى گويند: حجاب از اين نظر که ميان زنان و مردان فاصله مى افکند، طبع حريص مردان را آزمندتر مى کند، و به جاى اين که: خاموش کننده باشد، آتش حرص آنها را شعلهورتر مى سازد که: «الاِنْسانُ حَرِيْصٌ عَلى ما مُنِع»!.
پاسخ اين ايراد، يا صحيح تر سفسطه و مغلطه را مقايسه جامعه امروز ما که حجاب در آن تقريباً در همه مراکز بدون استثناء حکم فرما است با دوران رژيم طاغوت که زنان را مجبور به کشف حجاب مى کردند مى دهد.
آن روز هر کوى و بر زن مرکز فساد بود، در خانواده ها بى بند و بارى عجيبى حکم فرما بود، آمار طلاق فوق العاده زياد بود، سطح تولد فرزندان نامشروع بالا بود و هزاران بدبختى ديگر.
نمى گوئيم امروز، همه اينها ريشه کن شده، اما بدون شک بسيار کاهش يافته و جامعه ما از اين نظر سلامت خود را باز يافته، و اگر به خواست خدا وضع به همين صورت ادامه يابد و ساير نابسامانى ها نيز سامان پيدا کند، جامعه ما از نظر پاکى خانواده ها و حفظ ارزش زن، به مرحله مطلوب خواهد رسيد.(1)
 
 
1. تفسير نمونه، جلد 14، صفحه 478.

منبع : پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله)

گر نگه دار من آن است که من می دانم          شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد

 

چهارشنبه 11 مرداد 1391  4:10 PM
تشکرات از این پست
qolameali
qolameali
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1390 
تعداد پست ها : 1301
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مطالبی در مورد حجاب

استثناء وجه و کفين در حجاب


سؤال: آيا حکم حجاب صورت و دستها را نيز شامل مى شود؟

جواب: بسيارى از فقها معتقدند: پوشاندن اين دو (وجه و کفين) از حکم حجاب مستثنى است، در حالى که جمعى فتوا به وجوب پوشاندن داده، يا حداقل احتياط مى کنند، البته آن دسته که پوشاندن اين دو را واجب نمى دانند، نيز آن را مقيد به صورتى مى کنند که منشأ فساد و انحرافى نگردد، و گر نه واجب است.
در آيه 31 سوره «نساء» قرائنى بر اين استثناء، و تأييد قول اول وجود دارد از جمله:
الف ـ استثناء «زينت ظاهر» در آيه فوق، آنجا که مى فرمايد: «آنها نبايد زينت خود را آشکار سازند جز آن مقدار که طبيعتاً ظاهر است» (وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاّ ما ظَهَرَ مِنْها).
خواه به معنى محل زينت باشد، يا خود «زينت» دليل روشنى است بر اين که پوشاندن صورت و کفين لازم نيست.
ب ـ دستورى که آيه فوق در مورد انداختن گوشه مقنعه به روى گريبان مى دهد که: «آنها بايد خمارهاى خود را بر سينه هاى خود بيفکنند» (وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَّ).
«خمر» جمع «خمار» (بر وزن حجاب) در اصل، به معنى پوشش است، ولى معمولاً به چيزى گفته مى شود که زنان با آن سر خود را مى پوشانند (روسرى).
«جيوب» جمع «جيب» (بر وزن غيب) به معنى يقه پيراهن است، که از آن تعبير به «گريبان» مى شود و گاه به قسمت بالاى سينه به تناسب مجاورت با آن نيز اطلاق مى گردد.
مفهوم آيه پوشانيدن تمام سر، گردن و سينه است و سخنى از پوشانيدن صورت در آن نيست قرينه ديگرى به اين مدعا است.
توضيح اين که: عرب ها در آن زمان روسرى و مقنعه اى مى پوشيدند که دنباله آن را روى شانه ها و پشت سر مى انداختند به طورى که مقنعه، پشت گوش آنها قرار مى گرفت و تنها سر و پشت گردن را مى پوشاند، ولى قسمت زير گلو و کمى از سينه که بالاى گريبان قرار داشت، نمايان بود.
اسلام آمد، اين وضع را اصلاح کرد و دستور داد دنباله مقنعه را از پشت گوش يا پشت سر جلو بياورند و به روى گريبان و سينه بيندازند و نتيجه آن اين بود که تنها گردى صورت باقى مى ماند و بقيه پوشانده مى شد.
ج ـ روايات متعددى نيز در اين زمينه در منابع اسلامى و کتب حديث، وارد شده است که شاهد زنده اى بر مدعا است هر چند روايات معارضى نيز دارد که در اين حد از صراحت نيست، و جمع ميان آنها از طريق استحباب پوشاندن وجه و کفين، و يا حمل بر مواردى که منشأ فساد و انحراف است کاملاً ممکن است.
شواهد تاريخى نيز نشان مى دهد که: نقاب زدن بر صورت در صدر اسلام جنبه عمومى نداشت (شرح بيشتر در زمينه بحث فقهى و روائى اين مسأله در مباحث نکاح در فقه آمده است).
ولى باز تأکيد و تکرار مى کنيم: اين حکم در صورتى است که سبب سوء استفاده و انحراف نگردد.
ذکر اين نکته نيز لازم است که: استثناء وجه و کفين از حکم حجاب، مفهومش اين نيست که جائز است ديگران عمداً نگاه کنند، بلکه در واقع اين يک نوع تسهيل براى زنان در امر زندگى است.(1)
 
 
1. تفسير نمونه، جلد 14، صفحه 481.

منبع : پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله)

گر نگه دار من آن است که من می دانم          شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد

 

چهارشنبه 11 مرداد 1391  4:13 PM
تشکرات از این پست
qolameali
qolameali
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1390 
تعداد پست ها : 1301
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مطالبی در مورد حجاب

محارم


سؤال: رعايت حجاب در برابر چه کسانى لازم نيست؟

جواب: پاسخ اين سؤال در آيه 31 سوره «نور» بيان شده است. خداى متعال در اين آيه مواردى را که زنان مى توانند در آنجا حجاب خود را برگيرند و زينت پنهان خود را آشکار سازند، با اين عبارت شرح مى دهد: «آنها نبايد زينت خود را آشکار سازند» (وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ).
«مگر (در دوازده مورد):
1 ـ براى شوهرانشان» (إِلاّ لِبُعُولَتِهِنَّ).
2 ـ «يا پدرانشان» (أَوْ آبائِهِنَّ)
3 ـ «يا پدران شوهرانشان» (أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ).
4 ـ «يا پسرانشان» (أَوْ أَبْنائِهِنَّ).
5 ـ «يا پسران همسرانشان» (أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ).
6 ـ «يا برادرانشان» (أَوْ إِخْوانِهِنَّ).
7 ـ «يا پسران برادرانشان» (أَوْ بَنِي إِخْوانِهِنَّ).
8 ـ «يا پسران خواهرانشان» (أَوْ بَنِي أَخَواتِهِنَّ).
9 ـ «يا زنان هم کيششان» (أَوْ نِسائِهِنَّ).
10 ـ «يا بردگانشان» (کنيزانشان) (أَوْ ما مَلَکَتْ أَيْمانُهُنَّ).
11 ـ «يا پيروان و طفيليانى که تمايلى به زن ندارند» (افراد سفيه و ابلهى که ميل جنسى در آنها وجود ندارد) (أَوِ التّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ).
12 ـ «يا کودکانى که از عورات زنان (امور جنسى) آگاه نيستند» (أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ).(1)
 
 
1. تفسير نمونه، جلد 14، صفحه 462.

منبع : پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله)

گر نگه دار من آن است که من می دانم          شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد

 

چهارشنبه 11 مرداد 1391  4:18 PM
تشکرات از این پست
qolameali
qolameali
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1390 
تعداد پست ها : 1301
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مطالبی در مورد حجاب

حجاب زن در برابر زنان غير مسلمان


سؤال: چرا زنان مسلمان در برابر زنان غير مسلمان بايد با حجاب باشند؟

جواب: نهمين گروهى که در آيه 31 سوره «نور» از حکم حجاب مستثنا شده اند و زن حق دارد زينت باطن خود را در برابر آنها آشکار کند زنان هستند منتهى با توجه به تعبير نسائهم: «زنان خودشان» چنين استفاده مى شود که زن هاى مسلمان تنها مى توانند در برابر زنان مسلمان حجاب را بر گيرند، ولى در برابر زنان غير مسلمان بايد با حجاب اسلامى باشند و فلسفه اين موضوع چنان که در روايات آمده اين است که: ممکن است آنها بروند و آنچه را ديده اند براى همسرانشان توصيف کنند و اين، براى زنان مسلمانان صحيح نيست.
در روايتى که در کتاب «من لا يحضر...» آمده امام صادق(عليه السلام)چنين مى فرمايد: لا يَنْبَغِى لِلْمَرْأَةِ أَنْ تَنْکَشِفَ بَيْنَ يَدَىِ الْيَهُودِيَّةِ وَ النَّصْرانِيَّةِ، فَاِنَّهُنَّ يَصِفْنَ ذلِکَ لاِ َزْواجِهِنَّ:
«سزاوار نيست زن مسلمان در برابر زن يهودى يا نصرانى برهنه شود; چرا که آنها آنچه را ديده اند براى شوهرانشان توصيف مى کنند».

منبع : پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله)

گر نگه دار من آن است که من می دانم          شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد

 

چهارشنبه 11 مرداد 1391  4:18 PM
تشکرات از این پست
qolameali
qolameali
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1390 
تعداد پست ها : 1301
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مطالبی در مورد حجاب

حجاب در برابر کودکان


سؤال: در برابر چه کودکانى رعايت حجاب لازم نيست؟

جواب: خداى متعال در آيه 31 سوره «نور» دوازدهمين گروهى را که زنان در برابر اين افراد مجاز به عدم رعايت حجاب هستند را اطفالى معرفى مى کند که از شهوت جنسى هنوز بهره اى ندارند، مى فرمايد: «يا کودکانى که از عورات زنان (امور جنسى) آگاه نيستند» (أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ).
جمله «لِمْ يَظْهَرُوا» گاهى به معنى لَمْ يَطَّلِعُوا: «آگاهى ندارند» و گاه به معنى لَمْ يَقْدِرُوا: «توانائى ندارند» تفسير شده; زيرا اين ماده به هر دو معنى آمده است و در قرآن گاه در اين، و گاه در آن به کار رفته.
مثلاً در آيه 20 سوره «کهف» مى خوانيم: اِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْکُمْ يَرْجُمُوکُم: «اگر اهل شهر از وجود شما آگاه شوند سنگسارتان مى کنند».
و در آيه 8 سوره «توبه» مى خوانيم: کَيْفَ وَ اِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْکُم لا يَرْقُبُوا فِيْکُمْ اِلاّ وَ لا ذِمَّةً: «چگونه با پيمان شکنان پيکار نمى کنيد در حالى که اگر آنها بر شما چيره شوند نه ملاحظه خويشاوندى با شما مى کنند و نه پيمان».
ولى به هر حال، اين تفاوت در آيه مورد بحث، تفاوت چندانى از نظر نتيجه ندارد منظور اطفالى است که بر اثر عدم احساس جنسى نه توانائى دارند و نه آگاهى.
بنابراين، اطفالى که به سنى رسيده اند که اين تمايل و توانائى در آنها بيدار شده بايد بانوان مسلمان، حجاب را در برابر آنها رعايت کنند.(1)
 
 
1. تفسير نمونه، جلد 14، صفحه 485.

منبع : پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله)

گر نگه دار من آن است که من می دانم          شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد

 

چهارشنبه 11 مرداد 1391  4:28 PM
تشکرات از این پست
qolameali
qolameali
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1390 
تعداد پست ها : 1301
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مطالبی در مورد حجاب

حجاب زنان سالخورده


سؤال: آيا افراد پير و سالخورده اى که هيچ نوع جذابيتى ندارند هم ملزم به رعايت حجاب هستند؟

جواب: پاسخ سؤال فوق در آيه 60 سوره «نور» بيان شده است، در اين آيه مى خوانيم: «زنان از کار افتاده اى که اميدى به ازدواج ندارند، گناهى بر آنان نيست که لباس هاى (روئين) خود را بر زمين بگذارند به شرط اين که در برابر مردم خود آرائى نکنند» (وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاّتِي لا يَرْجُونَ نِکاحاً فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُناحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجات بِزِينَة).
در واقع براى اين استثناء دو شرط وجود دارد:
نخست اين که: به سن و سالى برسند که معمولاً اميدى به ازدواج ندارند، و به تعبير ديگر جاذبه جنسى را کاملاً از دست داده اند.
ديگر اين که: در حال بر داشتن حجاب، خود را زينت ننمايند.
روشن است: با اين دو قيد مفاسد کشف حجاب در مورد آنان وجود نخواهد داشت و به همين دليل، اسلام اين حکم را از آنان برداشته است.
اين نکته نيز روشن است: منظور برهنه شدن و بيرون آوردن همه لباس ها نيست، بلکه تنها کنار گذاشتن لباس هاى رو است که بعضى روايات از آن تعبير به چادر و روسرى کرده است (اَلْجِلْبابُ وَ الْخِمار).
در حديثى از امام صادق(عليه السلام) در ذيل همين آيه، مى خوانيم: الْخِمَارَ وَ الْجِلْبَابَ قُلْتُ بَيْنَ يَدَيْ مَنْ کَانَ؟ فَقَالَ: بَيْنَ يَدَيْ مَنْ کَانَ غَيْرَ مُتَبَرِّجَة بِزِينَة:
«منظور روسرى و چادر است، راوى مى گويد از امام پرسيدم: در برابر هر کس که باشد؟ فرمود: در برابر هر کس که باشد، اما خود آرائى و زينت نکند».
روايات ديگرى نيز به همين مضمون يا نزديک به آن، از ائمه اهلبيت(عليهم السلام)نقل شده است.
اصل استثناء اين گروه از حکم حجاب، در ميان علماى اسلام محل بحث و گفتگو نيست، چرا که قرآن ناطق به آن است، ولى در خصوصيات آن گفتگوهائى وجود دارد از جمله اين که:
در مورد سن اين زنان و اين که تا چه حدّ برسند، حکم «قواعد» را دارند گفتگو است در بعضى از روايات اسلامى تعبير به «مُسِنَّة» شده (زنان سالخورده).
در حالى که در بعضى ديگر تعبير به قعود از نکاح: «بازنشستگى از ازدواج» آمده.
اما جمعى از فقهاء و مفسرين، آن را به معنى «پايان دوران قاعدگى و رسيدن به حدّ نازائى و عدم رغبت کسى به ازدواج با آنها» دانسته اند.
ولى ظاهر اين است: همه اين تعبيرات به يک واقعيت اشاره مى کند، و آن اين که: به سن و سالى برسند که معمولاً در آن سن و سال، کسى ازدواج نمى کند، هر چند ممکن است به طور نادر، چنين زنانى اقدام به ازدواج بنمايند.
و نيز در مورد مقدارى از بدن که جايز است آنها آشکار کنند، در احاديث اسلامى تعبيرات مختلفى آمده، در حالى که قرآن به طور سر بسته گفته است: مانعى ندارد لباس هاى خود را فرو نهند که البته اين تعبير ظاهر در لباس رو است.
در بعضى از روايات در پاسخ اين سؤال که: کدام يک از لباس هايشان را مى توانند فرو نهند؟ امام صادق(عليه السلام)مى فرمايد: الجِلْبابُ: «چادر».
در حالى که در روايت ديگرى تعبير به جلباب و خمار شده است (خمار به معنى روسرى است).
اما ظاهر اين است: اين گونه احاديث نيز با هم منافاتى ندارند، منظور اين است: مانعى ندارد آنها سر خود را برهنه کنند، موها، گردن و صورت خود را نپوشانند و حتى در بعضى از احاديث و کلمات فقهاء، مچ دست ها نيز استثناء شده است، اما بيش از اين مقدار، دليلى درباره استثناء آن نداريم.
به هر حال، همه اينها در صورتى است که آنها خود آرائى نکنند (غَيْرَ مُتَبَرِّجات بِزِينَة) زينت هاى پنهانى خود را که ديگران هم واجب است بپوشانند بايد مستور دارند، و همچنين لباس هاى زينتى که جلب توجه مى کند در تن نکنند و به تعبير ديگر، آنها مجازند بدون چادر و روسرى با لباس ساده و بدون آرايش بيرون آيند.
اما با همه اينها اين يک حکم الزامى نيست، بلکه اگر آنها مانند زنان ديگر پوشش را رعايت کنند ترجيح دارد، چنان که در ذيل آيه فوق، صريحاً آمده است; زيرا احتمال لغزش ـ هر چند به صورت نادر ـ در مورد اين گونه افراد نيز هست.(1)
 
 
1. تفسير نمونه، جلد 14، صفحه 582.

منبع : پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله)

گر نگه دار من آن است که من می دانم          شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد

 

چهارشنبه 11 مرداد 1391  4:31 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها