0

مطالبی در مورد حجاب

 
qolameali
qolameali
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1390 
تعداد پست ها : 1301
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مطالبی در مورد حجاب
چهارشنبه 11 مرداد 1391  4:10 PM

اشکالات مخالفان حجاب


سؤال: مخالفان حجاب چه اشکالاتى را مطرح مى کنند؟

جواب: عمده ايرادهايى که مخالفان مسأله حجاب مطرح مى کنند سه موضوع است که به طور خلاصه آنها را بررسى مى کنيم:
1 ـ زنان نيمى از جامعه
مهمترين چيزى که همه آنان در آن متفقند و به عنوان يک ايراد اساسى بر مسأله حجاب ذکر مى کنند، اين است که: زنان نيمى از جامعه را تشکيل مى دهند اما حجاب سبب انزواى اين جمعيت عظيم مى گردد، و طبعاً آنها را از نظر فکرى و فرهنگى به عقب مى راند، مخصوصاً در دوران شکوفائى اقتصاد که احتياج زيادى به نيروى فعال انسانى است، از نيروى زنان در حرکت اقتصادى هيچگونه بهره گيرى نخواهد شد، و جاى آنها در مراکز فرهنگى و اجتماعى نيز خالى است!.
به اين ترتيب، آنها به صورت يک موجود مصرف کننده و سربار اجتماع در مى آيند.
اما آنها که به اين منطق متوسل مى شوند از چند امر به کلى غافل شده يا تغافل کرده اند.
زيرا:
اولاً: چه کسى گفته است: حجاب اسلامى، زن را منزوى مى کند، و از صحنه اجتماع دور مى سازد؟.
اگر در گذشته لازم بود ما زحمت استدلال در اين موضوع را بر خود هموار کنيم امروز، بعد از انقلاب اسلامى هيچ نيازى به استدلال نيست; زيرا با چشم خود گروه، گروه زنانى را مى بينيم که با داشتن حجاب اسلامى در همه جا حاضرند، در اداره ها، در کارگاه ها، در راهپيمائى ها و تظاهرات سياسى، در راديو و تلويزيون، در بيمارستان ها و مراکز بهداشتى، مخصوصاً در مراقبت هاى پزشکى براى مجروحين جنگى، در فرهنگ و دانشگاه، و بالاخره در صحنه جنگ و پيکار با دشمن.
کوتاه سخن اين که: وضع موجود، پاسخ دندان شکنى است براى همه اين ايرادها و اگر ما در سابق سخن از «امکان» چنين وضعى مى گفتيم امروز در برابر «وقوع» آن قرار گرفته ايم، و فلاسفه گفته اند: بهترين دليل بر امکان چيزى وقوع آن است و اين عيانى است که نياز به بيان ندارد.
ثانياً: از اين که بگذريم، آيا اداره خانه و تربيت فرزندان برومند و ساختن انسان هائى که در آينده بتوانند با بازوان تواناى خويش چرخ هاى عظيم جامعه را به حرکت در آورند، کار نيست؟
آنها که اين رسالت عظيم زن را کار مثبت محسوب نمى کنند از نقش خانواده و تربيت، در ساختن يک اجتماع سالم، آباد و پر حرکت بى خبرند، آنها گمان مى کنند راه اين است که زن و مرد ما همانند زنان و مردان غربى، اول صبح خانه را به قصد ادارات و کارخانه ها و مانند آن ترک کنند، و بچه هاى خود را به شيرخوارگاهها بسپارند، و يا در اطاق بگذارند، در را بر روى آنها ببندند، و طعم تلخ زندان را از همان زمان که غنچه ناشکفته اى هستند، به آنها بچشانند.
غافل از اين که: با اين عمل، شخصيت آنها را در هم مى کوبند و کودکانى بى روح و فاقد عواطف انسانى بار مى آورند که آينده جامعه را به خطر خواهند انداخت.
2 ـ حجاب دست و پا گير است
ايراد ديگرى که آنها دارند اين است: حجاب يک لباس دست و پاگير است و با فعاليت هاى اجتماعى مخصوصاً در عصر ماشين هاى مدرن سازگار نيست، يک زن حجاب دار خودش را حفظ کند، يا چادرش را و يا کودک و يا برنامه اش را؟!
ولى اين ايراد کنندگان از يک نکته غافلند و آن اين که: حجاب هميشه به معنى چادر نيست، بلکه به معنى پوشش زن است، آنجا که با چادر امکان پذير است چه بهتر و آنجا که نشد، به پوشش قناعت مى شود.
زنان کشاورز و روستائى ما، مخصوصاً زنانى که در برنج زارها مهمترين و مشکل ترين کار کشت و برداشت محصول برنج را بر عهده دارند، عملاً به اين پندارها پاسخ گفته اند، و نشان داده اند: يک زن روستائى با داشتن حجاب اسلامى در بسيارى از موارد، حتى بيشتر و بهتر از مرد کار مى کند، بى آن که حجابش مانع کارش شود.

3 ـ حجاب، مردان را حريص تر مى کند
ايراد ديگر اين که آنها مى گويند: حجاب از اين نظر که ميان زنان و مردان فاصله مى افکند، طبع حريص مردان را آزمندتر مى کند، و به جاى اين که: خاموش کننده باشد، آتش حرص آنها را شعلهورتر مى سازد که: «الاِنْسانُ حَرِيْصٌ عَلى ما مُنِع»!.
پاسخ اين ايراد، يا صحيح تر سفسطه و مغلطه را مقايسه جامعه امروز ما که حجاب در آن تقريباً در همه مراکز بدون استثناء حکم فرما است با دوران رژيم طاغوت که زنان را مجبور به کشف حجاب مى کردند مى دهد.
آن روز هر کوى و بر زن مرکز فساد بود، در خانواده ها بى بند و بارى عجيبى حکم فرما بود، آمار طلاق فوق العاده زياد بود، سطح تولد فرزندان نامشروع بالا بود و هزاران بدبختى ديگر.
نمى گوئيم امروز، همه اينها ريشه کن شده، اما بدون شک بسيار کاهش يافته و جامعه ما از اين نظر سلامت خود را باز يافته، و اگر به خواست خدا وضع به همين صورت ادامه يابد و ساير نابسامانى ها نيز سامان پيدا کند، جامعه ما از نظر پاکى خانواده ها و حفظ ارزش زن، به مرحله مطلوب خواهد رسيد.(1)
 
 
1. تفسير نمونه، جلد 14، صفحه 478.

منبع : پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله)

گر نگه دار من آن است که من می دانم          شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد

 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها