0

ماومهجوریت قرآن

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

ماومهجوریت قرآن

مهجوریت قرآن

 

مقدمه
پيامي كه در طول قرون اسلامي از آيه 30 سورة فرقان برداشت شده است، بيان «نكوهش از مهجور كردن قرآن»است،‌كه به عنوان شكايت رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ در روز قيامت به محضر پروردگار عرضه مي‌گردد. آية «و قال الرسول يا رب انّ قومي اتّخذوا هذا القرآن مهجوراً»(فرقان، 30) موجب شده است تا بسياري پس از بحث از ماهيت مهجوريت قرآن، عوامل آن را بازشناخته و از مهجوريت قرآن كاسته و هر چه سريعتر خود و ديگران را از دايرة اين قوم مهجور كننده بيرون كشيده و خويش را از ننگ آن برهانند.
در تفسير مجمع البيان ذيل همين آيه آمده است: منظور از رسول در اين آيه، محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ است كه از قوم خود شكايت مي‌كند كه پروردگارا قوم من اين قرآن را مهجور كردند! معناي «اتخذوا هذا القرآن مهجوراً»اين است كه قرآن را مهجور كردند و آن را رها كردند... آن را متروك كرده و به دنبال شنيدن و فهميدن آن نيستند.[1]
نزديك به همين معنا را مي‌توان در ديگر تفاسير وترجمه‌ها مشاهده كرد:‌ شكوة پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ به پيشگاه خداوند از مردم عصر خويش به خاطر متروك ومهجور ساختن قرآن كريم بوده است.[2] نكته قابل توجه اين است كه گرچه مهجور كردن قرآن امري نكوهيده و مورد سرزنش و توبيخ است، ولي آيا پيام اين آيه بيان كردن نكوهش مهجور كردن قرآن است، به تعبير ديگر آيا«اتخذوا هذا القرآن مهجوراً»دقيقاً به معناي «قرآن را مهجور كردند»مي‌باشد؟
هجر يهجر با مصدر هَجر يا هجران در مفردات راغب چنين معنا شده است: «مفارفة الانسان غيره امّا بالبدن او باللسان او بالقلب»؛[3] يعني «دوري كردن بدني، زباني يا قلبي از ديگري. بنابراين اگر خداي متعال در آيه مذكور از اين فعل استفاده كرده بود معناي آن چنين مي‌شد: از قرآن دوري كردند، اعراض كردند، آن را ترك كردند و خلاصه قرآن را مهجور نمودند. ولي كلمه «اتّخاذ»كه به معناي اخذ (به دست آوردن و تحصيل و گرفتن) است، هنگامي كه با كلمه «مهجوراً»آمده است، معناي جديدي را القا مي‌كند، كه غير از معناي مهجور كردن قرآن است، چرا كه استفاده از فعل «اتخذوا»(گرفتند، تحصيل كردند و...) نوعي توجه به مفعول و پرداختن و دست يافتن به آن را القا مي‌كند.
علاوه بر آن چه گفته شد، برخي از لغت‌دانان نيز «هجر»را به معناي «ترك گفتن چيزي همراه با وجود نوعي ارتباط با آن»معنا نموده‌اند.[4]
در آيه سي‌ام سوره فرقان، خداوند با استفاده از كلمه «اتخذوا»بيانگر اين نكته است كه اتفاقاً قوم رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ نه تنها قرآن را واننهاده‌اند و ترك نگفته‌اند، بلكه آن را در اختيار گرفته و به آن دست يافته‌اند ولي تمام مسأله اين است كه اين بدست آوردن و در اختيار گرفتن قرآن به گونه‌اي است كه در اثر عدم درك صحيح و شناخت اصولي و استفاده شايسته و بايسته، قرآن در اين ميان عملا مهجور و متروك مانده است. همين مسأله است كه صداي شكايت رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ را بلند مي‌سازد كه:
من از بيگانگان هرگز ننالم كه بامن هر چه كرد آن آشنا كرد
بنابراين، معناي صحيح «اتخذوا هذا القرآن مهجوراً»، اين است كه «قرآن را به مهجوريت گرفتند»مهجور كردن و به مهجوريت گرفتن مانند تعابيري چون مسخره كردن و به مسخره گرفتن، بازي كردن و به بازي گرفتن...تفاوت ظريفي با هم دارند. در اولي (بازي كردن، مهجور كردن، مسخره كردن و...) فعل صريح و آشكار صورت مي‌گيرد وفاعل نيز دانسته، ترس و ابايي ندارد كه فعل را صريح و بي‌پرده انجام دهد تا ديگران به واقعيت فعل وي پي ببرند، در حالي كه در دومي (به بازي گرفتن، به مهجوريت گرفتن، به مسخره گرفتن...) فاعل به هر علت (حتي جهل) صريحاً به انجام فعل مبادرت نمي‌ورزد، بلكه آن را در هاله و پرده‌اي از خفا و پوشش انجام مي‌دهد، به گونه‌اي كه در ابتدا نمي‌توان به واقعيت فعل وي پي برد، بلكه شايد در ابتدا عكس آن هم به نظر برسد.
مهجور كردن قرآن يعني ترك قرآن و اعراض و روي گرداني و دوري از آن، در حالي كه به مهجور گرفتن قرآن يعني پرداختن به قرآن ولي به گونه‌اي كه اگر چه در ظاهر از اين قرآن ورزي‌ها و رويكردهاي مختلف قرآني بوي توجه و اقبال و استفاده به مشام مي‌رسد ولي حقيقت مطلب اين است كه در همة اين رويكردها قرآن بيگانه و ترك شده است.
در مهجور كردن قرآن شخص به خانه قرآن قدم نمي‌گذارد ولي در به مهجوريت گرفتن قرآن، فرد به ميهماني صاحب خانه‌اي فاضل و حكيم نايل شده است ولي به جاي توجه به ميزبان و استفاده از محضر وي، گرفتار نقش و نگار در و ديوار خانه و گلها و... شده است. در مهجور كردن قرآن، بيمار از ‎آغاز به طبيب مراجعه نمي‌كند و به سراغ قرآن كريم نمي‌آيد، در حالي كه در به مهجوريت گرفتن قرآن، بيمار به طبيب مراجعه كرده و داروهاي شفا بخش وي را گرفته است ولي از آنها استفاده‌اي نمي‌كند تا به كام مرگ فرو مي‌رود.[5]
اهداف قرآن از نگاه قرآن
به منظور شناخت دقيق مهجوريت قرآن بايد اهداف قرآن را شناخت و آن گاه ميزان توجه مسلمانان به قرآن را با هداف آن مقايسه نمود. قرآن براي نزول خود اهدافي را ذكر كرده است كه مي‌توان آن را در سه مجموعه قرار داد: بخشي ناظر به بعد بينش و فكر انسان است. بخشي ديگر به گرايش‌هاي انسان توجه دارد و بخش سوم، رفتار انسان را مدّ نظر قرار داده است:
الف. اهداف قرآن در بعد بينش:
1. رهايي از غفلت؛[6] 2. به ياد آوردن امور فراموش شده (يادآوري)؛[7]
3. ارائه دلايل روشن بر بينش‌هاي صحيح و ضروري؛[8] 4. تبيين حق از باطل؛[9]
5. تدبر در آيات قرآن؛[10] 6. تفكر؛[11]
7. به كارگيري عقل و فهم؛[12] 8. آگاهي از يگانگي خدا.[13]
ب. اهداف قرآن در بعد گرايش: 1. پند دادن؛[14] 2. انذار و تبشير؛[15] 3. درمان بيماري‌هاي روحي؛[16] 4. هدايت؛[17] 5. تقوا.[18]
ج. اهداف قرآن در بعد عمل: 1. شكرگزاري؛ 2. داوري به حق در مسايل مورد اختلاف؛[19] 3. تثبيت مؤمنان؛[20] 4. برپايي جامعة عادلانه؛[21] 5. حاكميت قوانين خدا؛[22] 6. حاكميت دين خدا بر ساير اديان؛[23] 7. خروج از ظلمت‌ها به سوي نور؛[24] 8. هدايت به راه‌هاي امن و صراط مستقيم؛[25] 9. ورود به رحمت ويژه الهي و هدايت به ذات او.[26]
آيا ملاكها و معيارهاي توجه به قرآن در جامعه اسلامي با اهداف و مقاصد قرآن همخواني دارد؟ آيا مي‌توان امور زير را از جلوه‌هاي حقيقي زندگي با قرآن برشمرد؟ چاپ و نشر قرآن در تيراژ ميليوني، سوگند خوردن با قرآن، خواندن قرآن بر خاك مردگان، رد شدن از زير قرآن، مقدمة انتقال اثاثيه منزل، زينت دادن قنداق نوزاد، گردن بند بچه‌ها،كتيبه نگاري، خوشنويسي قرآن، تفأل و استخاره با قرآن. نشريات قرآني، سيماي قرآن، ترجمه قرآني، تفسير روخواني، تجويد، تواشيح، حفظ و تدريس....
امام خميني درباره اهداف نزول و مهجوريت قرآن مي‌فرمايد:
آيا اگر ما اين صحيفه الهي را مثلاً جلدي پاكيزه و قيمتي نموديم و در وقت قرائت يا استخاره بوسيديم و به ديده نهاديم، آن را مهجور نكرده‌ايم؟ آيا اگرغالب عمر خود را صرف در تجويد وجهات لغويه و بيانيه و بديعية آن كرديم، اين كتاب شريف را از مهجوريت بيرون آورده‌ايم؟ آيا اگر قراءات مختلفه و امثال آن را فراگرفتيم، از ننگ مهجوريت قرآن خلاصي پيدا كرده‌ايم؟ آيا اگر وجود اعجاز قرآن و فنون محسنات آن را تعليم كرديم از شكايت رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ مستخلص شده‌ايم؟ هيهات! ‌كه هيچ يك از اين امور مورد نظر قرآن و مُنزِل عظيم الشأن آن نيست. قرآن كتاب الهي است و در آن شئون الهيه است. قرآن حبل متصل مابين خالق و مخلوق است و به وسيله تعليمات آن بايد «رابطة معنويه»و «ارتباط غيبي، بين بندگان خدا و مربي آن پيدا شود، از قرآن بايد «علوم الهيه»و «معارف لدنّيه»حاصل شود...»[27]
سخن آخر اين كه قرآن به عنوان راهنما، مصلح و كتاب عمل براي سعادت و هدايت بشر فرو فرستاده شده است و تحقق آرمان‌هاي آن جز با تطبيق فكر و بيش و عمل ميسر نخواهد بود.

[1] . فضل بن حسن طبرسي، مجمع البيان لعلوم القرآن، ج 7، ص 263، تهران، انتشارات ناصر خسرو.
[2] . اكبر هاشمي رفسنجاني، تفسير راهنما، ج 12، ص 414.
[3] . راغب اصفهاني، المفردات في غريب القرآن، ص 514، بيروت، دار المعرفه.
[4] . حسن مصطفوي، التحقيق في كلمات القرآن، وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي، تهران، چ اول، 1369، ج 11، ص 240.
[5] . مهدي غفاري، مهجوريت قرآن، بينات، ش 30 (با تلخيص).
[6] . يس، 6.
[7] . تكوير، 29.
[8] . بقره، 185.
[9] . نحل، 64، بقره، 185.
[10] . ص، 29.
[11] . نحل، 44.
[12] . يوسف، 2.
[13] . ابراهيم، 52.
[14] . يوسف، 57.
[15] . كهف، 1 و 2.
[16] . يونس، 75.
[17] . سجده، 3.
[18] . زمر، 28.
[19] . بقره، 213.
[20] . نحل، 102.
[21] . حديد، 25.
[22] . نساء، 105.
[23] . فتح، 28.
[24] . ابراهيم، 2.
[25] . مائده، 15 و 16.
[26] . نسا، 175؛ ر.ك: محمود رجبي، اهداف قرآن، مجلة معرفت، ش سوم، ص 24.
[27] . روح الله خميني، پرواز در ملكوت، ص 113، تهران، موسسه انتشاراتي فيض كاشاني.
علي اكبر مؤمني

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 8 مرداد 1391  8:48 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ماومهجوریت قرآن

عوامل و پیامدهای مهجوریت قرآن1

 

مقدمه
مهجوريت قرآن، دغدغه‌هاي فراواني در ميان قرآن پژوهان به وجود آورده است، به طوري كه بسياري كوشيده‌اند با بررسي و تبيين ابعاد مهجوريت، قدمي در جهت مهجوريت زدايي از قرآن بردارند، قرآن مقدس‌ترين و با ارزش‌ترين كتاب در ميان مسلمانان به شمار مي‌رود. با وجود اهتمام به تلاوت، حفظ، تفسير قرآن و نوشتن آن به زيباترين خط‌ها و نيز استفاده از آيات قرآن در هنر معماري و انتشار اين كتاب مقدس در تيراژ ميليوني و اقدامات ديگري از اين دست، آيا باز هم قرآن مهجور است؟
آن چه مسلم است مهجوريت قرآن در سوره فرقان بيان شده است و پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ از امت خويش به درگاه خداوند شكوه مي‌نمايد. امّا آن چه در ابتدا ذكر شد مواردي از توجه ظاهري مردم به قرآن است و قبل از هر چيز بايد بدانيم هدف از نزول اين كتاب آسماني چيست؟ و خداي متعال با فروفرستادن آن به دنبال كدام مقصد است؟
در اين نوشتار درصدد بيان عوامل و پيامدهاي مهجوريت در ميان مسلمانان مورد بررسي قرار مي‌گيرد و موضوع بحث شامل علل و نتايج نافرماني، غفلت و فراموش قرآن از سوي مسلمانان مي‌شود. از اين رو موضع گيري‌هاي كافران، مشركان و مخالفان قرآن محل بحث نخواهد بود. بديهي است بحث از راه‌هاي مهجوريت زدايي از قرآن نيز از مباحثي است كه پرداختن به آن ضرورت دارد ولي به جهت رعايت اختصار از طرح آن در اين مقاله معذوريم و با توفيقات الهي در مجالي ديگر به آن خواهيم پرداخت.
عوامل مهجوريت
مهجوريت قرآن در ميان مسلمانان داراي عوامل و زمينه‌هاي فراواني است كه به اهم آنها مي‌پردازيم:
1. تلاش براي جداكردن اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ از قرآن
مطابق حديث شريف ثقلين، قرآن و عترت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ دو وديعه الهي و دو گوهر گرانبهاي به جاي مانده از رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ هستند كه مايه سعادت انسان‌ها و جوامع بشري به حساب مي‌آيند.
«اني قد تركت فيكم الثقلين ما ان تمسكتم بهما لن تضلّوا بعدي و احدهما اكبر من الاخر: كتاب الله حبلٌ ممدود من السماء الي الارض و عترتي اهل بيتي. الّا و انهما لن يفترقا حتي يردا عليّ الحوض».[1]
جدايي ناپذيري ثقلين، بدين معنا نيست كه امام ـ عليه السّلام ـ همواره مصحفي را به همراه خود داشته باشد؛ بلكه به معناي عدم انفكاك امامت و وحي قرآني از يكديگر است؛ امامان ـ عليهم السّلام ـ مبيّن و مفسّر قرآن كريم و شارح جزئيات و تفاصيل و نحوة اجراي كليات آن هستند و قرآن نيز انسانها را به عنوان معصومين ـ عليهم السّلام ـ ارجاع و به سنت آنها بها مي‌دهد.
اگر پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ در حديث ثقلين از جدايي ناپذيري ثقلين سخن نمي‌گفت. جاي توهم بود كه تمسك به هر يك، به تنهايي براي هدايت بشركافي است؛ امّا بخش پاياني حديث برخلاف اين پندار باطل، قرآن و عترت را به عنوان دو حجت مستقل كه در مدار تبيين دين كامل، ‌يعني دين قابل اعتماد و عمل به هم بستگي دارند و هيچ كدام از ديگري مستغني نيستند مطرح مي‌كند.
قرآن و عترت براي ارائه دين كامل و صالح براي اعتقاد و عمل دو ثقل متحدند و بر اساس حديث ثقلين، عترت منهاي قرآن، «عترت منهاي عترت»خواهد بود و همچنين قرآن منهاي عترت به منزلة «قرآن منهاي قرآن»خواهد بود. پس قرآن و عترت در ارائة دين جامع، به منزلة يك حجت الهي هستند.[2]
قرآن كتابي است كه باطل در آن راه ندارد؛[3] اهل بيت عصمت و طهارت ـ عليهم السّلام ـ نيز با توجه به بهره‌مندي از مقام عصمت، در سخن و اعمال آنها باطل راه نمي‌يابد و خداي متعال آنان را از هر نوع پليدي پاك و پاكيزه گردانيده است.[4]
بدين جهت قرآن وعترت در حق بودن يكي هستند و ميان حق و حق، جدايي معنا ندارد. بنابراين تلاش شيطان و شيطان صفتان در جدايي ميان قرآن و عترت، ناكام بوده و خواهند بود. نتيجه اين تلاش آن است كه خود آنها، از قرآن و عترت جدا شوند، و آن كه از حق جدا شود بي‌شك در دام باطل خواهد افتاد چرا كه هر آنچه حق نباشد، ‌باطل است.
بنابراين، آنان كه به دنبال سعادت و هدايت هستند، بي‌ترديد گمشدة خويش را بايد در اين دو جستجو كنند، آن هم نه به صورت مجزا و جدا از هم؛ زيرا قرآن بدون عترت و عترت بدون قرآن، علاوه برمهجوريت آن دو، موجب گمراهي مردم نيز خواهد شد.
2. عدم آشنايي نسبت به نقش قرآن در زندگي انسان
هر قدر انسان نسبت به عظمت و منزلت قرآن و نقش آن در زندگي خويش جاهل باشد، به همان ميزان شوق وذوق او در اطاعت از آن كمتر خواهد شد؛ وقتي انسان نداند كه اين كتاب چه فايده و بركاتي براي او دارد، به يقين رغبتي در توجه و پيروي از آن نشان نمي‌دهد.
متأسفانه برخي با نگرش تك بعدي به قرآن، گمان كرده‌اند، قرآن مجموعه‌اي از احكام فردي و توصيه‌هاي اخلاقي است كه پيروانش را به يك سري توصيه‌هاي اخلاقي، عبادي و فردي دعوت نموده است. غافل از آن كه قرآن در زمينه‌هاي گوناگون از جمله مباحث اخلاقي، سياسي، اجتماعي، حكومتي ـ تربيتي، جامعه شناسي، فقهي، اقتصادي و... دستور العمل لازم به پيروان خود ارائه نموده است.
امام خميني (ره) با موضع گيري شديد در برابر جرياني كه قرآن و اسلام را از احكام سياسي ـ اجتماعي تهي مي‌داند مي‌فرمايد:
«بايد به اين نادانان گفت كه: قرآن كريم و سنّت رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ آن قدر كه در حكومت و سياست، احكام دارند، در ساير چيزها ندارند، بلكه بسياري از احكام عبادي اسلام، عبادي سياسي است كه غفلت از آنها اين، مصيبت‌ها را به بار آورده است. پيغمبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ تشكيل حكومت داد مثل ساير حكومت‌هاي جهان».[5]
3. فرهنگ و آداب و رسوم
قرآن در بين ما حضور دارد و محبوب است؛ اگر چه مهجور است. مردم قرآن را تلاوت مي‌كنند و تا اندازه‌اي به آن آشنا هستند، امّا بيشتر براي قصد ثواب و اموات خوانده مي‌شود و اين در فرهنگ ما رواج دارد.
خارج از وقت اذان، صداي تلاوت قرآن بشنود تصور مي‌كند، كسي از دنيا رفته. در حقيقت بسياري از موارد خواندن قرآن در نزد عموم يادآور مرگ است، چراكه وقتي مردم عزيزي از دست مي‌دهند با تدارك حجله و گذاشتن نوار قرآن از طريق بلندگو، حزن و اندوه خود را ابراز مي‌دارند.
قرآن كريم كتاب زندگي، قانون و عمل است در صورتي كه بيشتر براي مردگان خوانده مي‌شود و از زنده ‌ها غافليم.
امام خميني (ره) مي‌گويد: «ما مفتخريم و ملت سرتا متعهد به اسلام و قرآن، مفتخر است كه پيرو مذهبي است كه مي‌خواهد حقايق قرآني كه سراسر آن از وحدت بين مسلمين بلكه بشريت دم مي‌زند، از مقبره‌ها و گورستان‌ها نجات داده و به عنوان بزرگترين نسخه نجات دهندة بشر از جميع قيودي كه برپاي ودست و قلب و عقل او پيچيده است و او را به سوي فنا و نيستي و بردگي طاغوتيان مي‌كشاند، نجات دهد».[6]
4. غفلت
از جمله اموري كه موجب مهجوريت قرآن مي‌شود، غفلت است. اهميت غفلت نسبت به اطاعت و پيروي از قرآن، كمتر از غفلت از ياد خدا نيست، زيرا قرآن كتابي است كه سرنوشت خوب و بد پيشينيان را جهت بهره‌مندي از جنبه‌هاي مختلف تاريخ براي هر نسل و هر عصري بيان داشته است، تا انسان از اين گنجينة الهي در جهت خودسازي استفاده نمايد، عوامل پيروزي و شكست، اسباب سعادت و بدبختي همه و همه در اين تحفة الهي نهفته است. به طور يقين، غفلت از چنين نعمت بزرگي، وزر و وبال سنگيني را در پي خواهد داشت؛ لذا قرآن خطر آن را به همگان گوشزد كرده و مي‌فرمايد: و اين گونه بخشي از اخبار پيشين را براي تو بازگو مي‌كنيم، و ما از نزد خود، ذكر (و قرآني) به تو داديم!‌هر كس از آن روي گردان شود، روز قيامت بار سنگيني (از گناه و مسئوليت) بر دوش خواهد داشت! در حالي كه جاودانه در آن خواهد ماند؛ و بدباري است براي آنها در روز قيامت.[7]
5. حجاب‌هاي بين انسان و قرآن
از جمله عواملي كه زمينه مهجوريت قرآن را فراهم مي‌سازد حجاب‌هايي است كه انسان ميان خود و قرآن ايجاد مي‌نمايد به گونه‌اي كه در عين ارتباط با قرآن، از درك معارف و حقايق آن، محروم مي‌شود؛ بدين صورت از فيض گسترده قرآن بي‌بهره مي‌ماند. به برخي از اين حجابها اشاره مي‌كنيم:
الف. آلودگي به گناه: در متون ديني براي گناه به جز كيفر اخروي، آثار و پيامدهاي زيانبار بسياري برشمرده شده است، از جمله آن كه گناه سبب مي‌شود از فهم قرآن و استفاده از معارف معنوي وحي محروم بماند و نتواند از تلاوت آيات به حقايق آنها برسد؛ زيرا با انجام گناه، آمادگي قلب براي درك راستي‌ها و درستي‌ها از ميان مي‌رود.[8]
در حقيقت گناه مانند بيماري مهلكي است كه انسان را از پا در مي‌آورد و روح ايمان، اطاعت وبندگي را از او سلب مي‌نمايد، تا جايي كه سر از تكذيب و استهزاي آيات الهي در مي‌آورد.
ب. احساس بي‌نيازي
انسان اگر سلوك علمي و عملي خود را براي پيوند با قرآن، خوشايند بپندارد، اين حالت حجاب و بازدارندة بزرگي است كه انسان را از فيض پر دامنة قرآن محروم مي‌سازد. براي نمونه كسي كه اهل تجويد است، همان علم جزيي و ارتباط ظاهري با قرآن در نظرش بزرگ جلوه مي‌كند و آن را كمال بالاترين پاية پيوند با قرآن مي‌پندارد، يا قرآن پژوهاني كه به طور معمول به وجوه قرائت‌ها و آراي گوناگون لغت شناسان و نزول آيات و تاريخ قرآن مي‌پردازند؛ چنان مي‌انگارند كه اشتغال به همين گزاره‌ها بالاترين بستگي و پيوند با قرآن است.
[1] . بحار الانوار، ج 23، ص 106.
[2] . ر.ك: آيت الله جوادي آملي، تفسير تسنيم، قم، اسراء، چ اول 1378، ج 1، ص 150 ـ 153.
[3] . فصلت، 41 و 42.
[4] . احزاب، 33.
[5] . صحيفه انقلاب، وصيت نامه الهي سياسي امام خميني، ص 10.
[6] . مقدمة وصيت نامه سياسي الهي امام خميني.
[7] . طه، 99 ـ 101؛ ر.ك: صاحب علي محبي، قرآن از ديدگاه قرآن، ص 133.
[8] . مجله حوزه ش 96، ص 223.
 

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 8 مرداد 1391  8:49 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ماومهجوریت قرآن

عوامل و پیامدهای مهجوریت قرآن2

 

 

فقه پژوهان وديگر عالمان نيز،‌ همان استدلال به پاره‌اي آيات در قالب اصطلاحات لفظي فرا يافته‌هاي علمي را وضع خوشايند مي‌پندارند و به آن خرسندند، در صورتي كه اين گونه پيوندها نه تنها كافي و تمام نيست كه چه بسا براي بهره‌مندي‌هاي معنوي و خودسازي باطني در پرتو دستور العمل‌هاي قرآن، حجاب و بازدارنده باشد.[1]
پيامدهاي مهجوريت قرآن
مهجور گرفتن قرآن، نتايج زيانبار فردي و اجتماعي را در پي دارد كه به اهم آنها اشاره مي‌شود:
1. ترويج منكرات
امير مؤمنان ـ عليه السّلام ـ در خطبه 147 نهج البلاغه با اشاره به مهجوريت قرآن از آينده تأسف بار مسلمانان چنين خبر مي‌دهد: «همانا پس از من روزگاري بر شما فراخواهد رسيد كه چيزي پنهان‌تر از حق و آشكارتر از باطل، و فراوان‌تر از دروغ به خدا و پيامبرش نباشد و نزد مردم آن زمان كالايي زيانمندتر از قرآن نيست، اگر آن را درست بخوانند و تفسير كنند، و متاعي پرسودتر از قرآن يافت نمي‌شود آن گاه كه آن را تحريف كنند و معاني دلخواه خود را رواج دهند. در شهرها چيزي ناشناخته‌تر از معروف و نشناخته‌تر از منكر نيست.
2. مهجوريت پيروان قرآن
حضرت علي ـ عليه السّلام ـ در فراز ديگري از همان خطبه مي‌فرمايد: حاملان قرآن، آن راواگذاشته و حافظان قرآن آن را فراموش مي‌كنند، پس در آن روز قرآن و پيروانش در ميان مردم رانده و مهجور مي‌گردند.
3. بيگانه شدن جامعه با قرآن
حضرت در ادامه همان خطبه با اشاره به غربت قرآن و پيروانش فرموده است: «و هر دو غريبانه در يك راه ناشناخته سرگردانند، و پناهگاهي ميان مردم ندارند، پس قرآن و پيروانش در ميان مردمند، امّا گويا حضور ندارند، با مردمند ولي از آنها بريده‌اند، زيرا گمراهي و هدايت هرگز هماهنگ نشوند، گر چه كنار يكديگر قرار گيرند.
4. اختلاف و تفرقه در ميان مردم
حضرت با تأكيد بر عدم پيروي مردم از قرآن فرجام آن را مهجوريت قرآن و اختلاف و تفرقه در ميان مردم مي‌داند: «مردم در آن روز در جدايي و تفرقه هم داستان،‌ و در اتحاد و يگانگي پراكنده‌اند، گويي آنان پيشواي قرآن بوده و قرآن پيشواي آنان نيست، پس، از قرآن جز نامي نزدشان باقي نمي‌ماند، و آنان جز خطي از قرآن نشناسند».[2]
5. گمراهي مردم
حديث ثقلين كه از معتبرترين احاديث به شمار مي‌رود و شيعه و اهل سنّت به سندهاي مختلف آن را از زبان پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ نقل نموده‌اند. از اين حديث استفاده مي‌شود پيوند با قرآن و اهل بيت موجب سعادت انسان در دنيا و آخرت خواهد شد. طبق اين حديث پيروي از قرآن و اهل بيت در رديف هم قرار دارد. بنابراين ادعاي پيروي از اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ بدون تمسك به قرآن كريم چيزي جز گمراهي در پي نخواهد داشت.
همان گونه كه قبلاً اشاره شد حضرت علي ـ عليه السّلام ـ پيروي از قرآن را عين هدايت و دوري از آن را ضلالت و گمراهي مي‌شمارد.
6. تسلط بيگانگان
استعمارگران و سلطه طلبان غربي، همواره با تز جدايي دين از سياست كه همان جدايي قرآن از سياست است، تلاش كرده‌اند با حذف قرآن از صحنه زندگي مسلمانان، زمينه تسلط خود را بر جوامع اسلامي فراهم سازند.
مرحوم امام خميني (ره) مي‌گويد: «از نخست وزير اسبق خبيث استعمارگر انگلستان نقل شده كه تا قرآن بين مسلمين است ما نمي‌توانيم در مقاصد خود پيشرفت كنيم. هدف اصلي دولت‌هاي استعمارگر محو قرآن و علماي اسلام است و براي وصول به اهداف استعماري خود هر چند نغمه‌اي را به وسيله عمال خبيث خود آغاز مي‌كنند».[3]
ناپلئون بناپارت ـ امپراطور فرانسه ـ پس از تصرف برخي از كشورهاي اسلامي، هنگامي كه آياتي از قرآن را براي وي ترجمه كردند، گفت: آن چه من از اين كتاب استفاده كردم اين است كه اگر مسلمانان به دستورات جامع اين كتاب عمل نمايند روي ذلت و خواري را نخواهند ديد مگر اين كه ما در ميان آنها و قرآن جدايي بيفكنيم.[4]
7. مجازات الهي
نافرماني و اعراض از قرآن، فراموشي و غفلت از حقايق و درس‌هاي آموزنده آن كه همگي از مصاديق بارز مهجوريت به شمار مي‌رود، انسان را چنان به بيراهه مي‌كشاند كه بارهاي سنگيني از انواع گناهان و انحرافات فكري و عقيدتي را بر دوش او مي‌گذارد. البته ممكن است در اين دنيا سنگيني اين بار را درك نكند؛ ولي در روز قيامت سنگيني اين گناه بزرگ را در حالي درك مي‌كند كه هيچ راه فراري جز رسيدن به سزاي عمل خويش ندارد. خداي متعال در سوره طه مي‌فرمايد: «فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدي فَمَنِ اتَّبَعَ هُدايَ فَلا يَضِلُّ وَ لا يَشْقي وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمي قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمي وَ قَدْ كُنْتُ بَصِيراً قالَ كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسِيتَها وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسي»؛[5] هر گاه هدايت من به سراغ شما آيد، هر كس از هدايت من پيروي كند، نه گمراه مي‌شود، و نه در رنج خواهد بود!‌ و هر كس از ياد من روي گردان شود، زندگي (سخت و) تنگي خواهد داشت؛ و روز قيامت، او را نابينا محشور مي‌كنيم! مي‌گويد: «پروردگارا! چرا نابينا محشورم كردي؟! من كه بينا بودم!»مي‌فرمايد: آن گونه كه آيات ما براي تو آمد، و تو آنها را فراموش كردي، امروز نيز تو فراموش خواهي شد!»
يكي از مصاديق بارز و روشن هدايت و ذكر الهي قرآن كريم است؛ همان گونه كه برخي از مفسران مراد از «ذكر»را در جمله «و من اعرض عن ذكري»قرآن دانسته‌اند؛[6] ليكن گذشته از بيان مراد از «ذكر»و «هدايت»در آيه شريفه و گذشته از تفسير لفظي از آيات ياد شده، از قراين و دلايل بسيار واضح و روشن ديگر در مي‌يابيم كه قرآن كريم بهترين و بالاترين مصداق «هدايت»و «ذكر»است.[7]
در روايتي از پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ نقل شده است كه آن حضرت فرمود: «من قرأ القرآنَ و لم يعمل به، حشرهُ الله يوم القيامة اعمي»؛[8] هر كس قرآن بخواند ولي آن را به كار نبندد، خداوند او را روز قيامت نابينا محشور سازد.
اميد است با پيروي از پيشوايان دين، به دستورات قرآن كريم عمل نماييم و زمينة ترويج فرهنگ قرآن را در جامعه فراهم سازيم تا مشمول شكايت پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ از مهجور كنندگان قرآن واقع نشويم.

[1] . همان، ص 222.
[2] . نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي، خ 147.
[3] . صحيفه نور، ج 1، ص 176.
[4] . سيد مصطفي سيد علوي، قرآن در آيينه بزرگان، قزوين، چ اول، 1378، ص 115.
[5] . طه، 123 ـ 126.
[6] . طبرسي، مجمع البيان، ج 7، ص 34.
[7] . صاحب علي محبي، قرآن از ديدگاه قرآن، ص 227.
[8] . شيخ صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 317.
علي اكبر مؤمني

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 8 مرداد 1391  8:49 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ماومهجوریت قرآن

امام خمینی(ره) و بازگشت ‏به قرآن1

 

مقدمه
بي ترديد يكي از بارزترين ويژگي نهضت‏هاي اصلاحي سده‏هاي اخير در ممالك‏اسلامي، خصيصه بازگشت‏به قرآن است كه به وسيله رهبران مسلمان اين جنبش‏هااظهار شده است.
از سلسله جنبان اين نهضت‏ها يعني سيد جمال الدين اسد آبادي (1314 -1254ق) گرفته تا بزرگ‏ترين مصلح جهان اسلام در قرن حاضر، يعني حضرت امام‏خميني (1368 - 1279ش) كه نهضت اصلاحي خويش را به انقلابي مردمي بر ضداستبداد داخلي و استعمار خارجي تبديل نمود، جملگي شعار بازگشت‏به قرآن راسر لوحه برنامه‏هاي خويش قرار دادند و جوامع اسلامي را به اتحاد حول محور قرآن‏و اسلام فرا خواندند.
نتيجه اين دعوت و اهتمام آن شد كه قرآن تا حدودي از زاويه نسيان و فراموشي به‏درآيد و در دو صحنه علم و عمل، چراغ پر فروغ و مشعل روشنگر راه باشد كه‏نگارش ده‏ها تفسير تمام و نيمه تمام بر قرآن و برپائي صدها و بلكه هزارها جلسات‏تفسير قرآن در محافل و مجامع اسلامي نشان دهنده حضور علمي قرآن در ميان‏ملت‏هاي مسلمان در قرن حاضر است. همان گونه كه برپائي ده‏ها نهضت اصلاحي وجنبش آزادي بخش در كشورهاي مسلمان، كه همگي بازگشت‏به قرآن را اساس كارخويش قرار داده بودند، بهترين گواه حضور عملي قرآن، و خاصيت انقلابي و رهائي‏بخش آن در صحنه زندگي مسلمانان و حيات مجدد آنان است.
يكي از محققان در اين باره مي‏نويسد: تفسير نگاري در قرن چهاردهم از هر قرن‏ديگري در تاريخ اسلام، متفاوت و ممتاز است. اين امتياز صرفا به فراواني انبوه‏تفاسير هر مشرب و مكتبي ارتباط ندارد; بلكه به تحول ديدگاه تفسيرنويسي نيزمربوط است. در اين قرن سمت و سوي تفسيرنويسي از ديدگاه فردي و اخروي به‏ديدگاه عرفي و اجتماعي تحول يافته است.
چنين به نظر مي‏رسد كه بازگشت‏به قرآن و نهضت عظيم تفسير نويسي در قرن‏چهاردهم، بارزترين مختصه و مشخصه انقلاب اصلاحي فراگير يا رنسانس اسلامي‏است. آهنگ همواره شنيدني در اين نهضت‏سراسري اصلاح در عالم اسلامي، نواي‏دل‏انگيز قرآن، اين قلب تپنده زندگي بخش اسلام و ايران است.
باري، در يك كلام، هيچ مشخصه‏اي از بازگشت‏به قرآن و كشف مجدد قرآن وارزش اصلاحگر و انقلاب‏انگيز آن، در رنسانس اسلامي بارزتر نيست‏»[1].
پنهان نيست كه قرآن در هيچ دوره‏اي به طور كلي در زاويه فراموشي و نسيان‏نبود; بلكه مراد از اين فراموشي، عملي نشدن احكام اجتماعي و حكومتي قرآن است‏كه قرنها تحت الشعاع احكام فرعي و فقهي قرار داشت. چنانكه امام خميني از اين‏غفلت جوامع اسلامي بارها با اندوه و تاثر سخن گفت و از جمله در وصيت نامه‏سياسي - الهي خود فرمود: هر چه اين بنيان كج‏به جلو آمد، كجي‏ها و انحراف‏هاافزون شد، تا آنجا كه قرآن كريم را كه براي رشد جهانيان و نقطه جمع همه مسلمانان(است)... چنان از صحنه خارج نمودند كه گويي نقشي براي هدايت ندارد و كار به‏جايي رسيد كه نقش قرآن به دست‏حكومت‏هاي جائر و آخوندهاي خبيث‏بدتر ازطاغوتيان، وسيله‏اي براي اقامه جور و فساد و توجيه ستمگران و معاندان حق تعالي‏شد و مع الاسف به دست دشمنان توطئه‏گر و دوستان جاهل قرآن، اين كتاب‏سرنوشت‏ساز، نقشي جز در گورستانها و مجالس مردگان نداشت و ندارد و آن كه‏بايد وسيله جمع مسلمانان و بشريت و كتاب زندگي آنان باشد، وسيله تفرقه واختلاف گرديد و يا به كلي‏از صحنه خارج شد[2].
ناگفته پيداست كه تكيه بر شعار باز گشت‏به قرآن هرگز به معناي حذف سنت وبسنده كردن به كتاب خدا نبوده و نيست. اين شيوه مذمومي است كه يكبار در تاريخ‏اسلام تجربه شد و در قالب شعار حسبنا كتاب الله جلوه كرد و تايج‏سوء و ثمرات‏زيان بخش اين تجربه ناميمون، هنوز هم به مانند شرنگي، كام جوامع اسلامي راشديدا تلخ ساخته است.
شهيد مطهري كه از عالمان بيدار دل و درد آشناي جامعه ما است، آنجا كه درباره‏اهداف اصلاح طلبانه سيد جمال سخن مي‏گويد، در اين باره مي‏نويسد: باز گشت‏به‏اسلام نخستين دور ريختن خرافات و پيرايه‏ها و ساز و برگ‏هايي است كه به اسلام درطول تاريخ بسته شده است. بازگشت مسلمانان به اسلام نخستين از نظر سيد به‏معناي بازگشت‏به قرآن و سنت معتبر و سيره سلف صالح است. سيد در بازگشت‏به‏اسلام تنها بازگشت‏به قرآن را مطرح نكرده است; زيرا او به خوبي مي‏دانست كه خودقرآن رجوع به سنت را لازم شمرده است; به علاوه، او به خطرات «حسبنا كتاب الله‏»كه‏در هر عصر و زماني، به شكلي، بهانه براي مسخ اسلام شده است، كاملا پي برده‏بود[3].
شك نيست كه پرداختن به بحث و بررسي پيرامون نهضت بازگشت‏به قرآن درقرون اخير، نه تنها در حوصله يك يا دو مقال نمي‏گنجد; بلكه نيازمند تاليف‏هاي‏مستقل و جداگانه‏اي در اين زمينه است تا به همه زواياي آشكار و نهان اين بحث، آن‏گونه كه شايسته است رسيدگي شود. آنچه در اين مجال مطرح خواهد شد، صرفاطرح موضوع مذكور از ديدگاه امام خميني (رضوان الله تعالي عليه) است تا بلكه‏انديشمندان با كفايت و صاحب نظران با صلاحيت، در فرصت‏هاي مناسب به‏بررسي همه جانبه آن اقدام نمايند. اميد آن كه در همين اندازه هم توفيق، رفيق راه‏باشد و بتوانيم گوشه‏اي از مسائل فراوان اين بحث را طرح كنيم.
علل مهجوريت قرآن
با مطالعه و دقت در آثار مكتوب و اظهارات شفاهي حضرت امام چنين بدست مي‏آيدكه دو عامل سبب مهجوريت قرآن در ميان مسلمانان شده است: يكي بي‏توجهي خودمسلمانان به قرآن و مشغوليت‏به غير قرآن و ديگري تلاشهاي تبليغي دشمنان.
الف- بي توجهي مسلمانان به قرآن
امام خميني (ره) ريشه‏اي‏ترين مشكل و بزرگ‏ترين درد جوامع اسلامي را دوري‏مردم از قرآن و در نتيجه مهجور ماندن اين آخرين صحيفه آسماني مي‏دانست و براين واقعيت تلخ همواره تاكيد مي‏كرد كه مشكلات مسلمين زياد است، لكن مشكل‏بزرگ مسلمين اين است كه قرآن كريم را كنار گذاشته‏اند و تحت لواي ديگران درآمده‏اند[4].
به اعتقاد ايشان دوري دول اسلامي از قرآن كريم، ملت اسلام را به اين وضع سياه‏و نكبت‏بار مواجه ساخته و سرنوشت ملتهاي مسلمان و كشورهاي اسلامي رادستخوش سياست‏سازشكارانه استعمار چپ و راست قرار داده است[5].
مساله مهجوريت قرآن و دور شدن جوامع اسلامي از قرآن، از جمله نگراني‏هاي‏بسيار جدي حضرت امام و دغدغه خاطر مستمر ايشان است كه از همان آغازين‏روزهاي نهضت در سال 42 تا بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و حتي تا واپسين‏روزهاي حيات هم، بارها و بارها بدان اهتمام ورزيده و لزوم توجه به قرآن را تاكيدفرمودند. مثلا در يك سخنراني در سال 43 در مورد نقشه‏هاي استعمار بيان داشتند كه‏سلطه مستكبرين بر دولتهاي اسلامي در اثر دست‏برداشتن از قرآن كريم و اتكانداشتن بر قواعد اسلام بوده است [6] و در مقدمه مفصل وصيت نامه سياسي - الهي‏خود كه در واقع آخرين ديدگاه‏هاي ايشان درباره مسائل مختلف است، نوشتند:شايد جمله «لن يفترقا حتي يردا علي الحوض‏»اشاره‏باشد، بر اين كه بعد از وجودمقدس رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) هر چه بر يكي از اين دو گذشته است‏برديگري گذشته است و مهجوريت هر يك، مهجوريت ديگري است، تا آن‏گاه كه اين‏دو مهجور بر رسول خدا در «حوض‏»وارد شوند... اكنون ببينيم چه گذشته است‏بركتاب خدا، اين و ديعه الهي و ما ترك پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله و سلم). مسائل‏اسف‏انگيزي كه بايد براي آن خون گريه كرد، پس از شهادت حضرت علي‏عليه السلام شروع‏شد، خود خواهان و طاغوتيان قرآن كريم را وسيله‏اي كردند براي حكومت‏هاي ضدقرآني... و با قرآن در حقيقت قرآن را، كه براي بشريت تا ورود به حوض، بزرگ‏ترين‏دستور زندگاني مادي و معنوي بوده و هست، از صحنه خارج كردند[7].
همچنين در جاي ديگري فرمودند: قرآن مهجور و احكام قرآن مهجور است. به‏اين كه در ماذنه‏ها اذان بگويند و نماز بجا آورند، قرآن از مهجوريت‏بيرون نمي‏رود.البته قرائت قرآن و حاضر بودن قرآن در تمام شؤون زندگي انسان از امور لازم است،لكن كافي نيست. قرآن بايد در تمام شؤون زندگي ما حاضر باشد...[8].
نكته مهمي كه به عنوان يكي از محوري‏ترين اركان بازگشت‏به قرآن در بيانات‏امام به چشم مي‏خورد، اين است از نظر حضرت امام، بازگشت‏به قرآن، يعني‏بازگشت‏به اسلام راستين و حقيقي كه پيامبرصلي الله عليه وآله وسلم منادي آن بود. اين چنين ديدگاهي‏درباره قرآن، نه تنها به هيچ روي نمي‏تواند از سنت جدا باشد; بلكه در واقع، عين‏پيروي از سنت نيز هست. اين حقيقتي است كه با نگاهي گذرا به مقدمه وصيت نامه‏ايشان به خوبي قابل درك و دريافت است; علاوه بر اين در موارد متعدد ديگري هم‏بدان تصريح فرمودند. مثلا در كتاب ولايت فقيه در اين باره مي‏نويسند: قرآن‏مجيد و سنت، شامل همه دستورات و احكامي است كه بشر براي سعادت و كمال‏خود احتياج دارد. در كافي فصلي است‏به عنوان «تمام احتياجات مردم در كتاب وسنت‏بيان شده است‏»و كتاب يعني قرآن، «تبيان كل شي‏»است. روشنگر همه چيز وهمه امور است. امام سوگند ياد مي‏كند (طبق روايات) كه تمام آنچه ملت احتياج دارد،در كتاب و سنت است و در اين شكي نيست.[9] و در جايي ديگر مي‏فرمايند: انبياهم، همه چيزهايي كه مربوط به روح و مربوط به مقامات عقليه و مربوط به مراكزفيضيه است، براي ما بيان كرده‏اند و قرآن هم بيان كرده است و اهلش مي‏دانند.
[1] . تفسير و تفاسير جديد، ص‏10 - 9.
[2] . وصيت نامه سياسى الهى امام خمينى، ص‏2.
[3] . مطهرى، مرتضى; نهضت‏هاى اسلامى در صد ساله اخير، ص‏22 - 21.
[4] . خمينى (امام); صحيفه نور، ج‏13، ص‏123.
[5] . همان، ج‏1، ص‏186.
[6] . همان، ص‏88 با تصرف و تلخيص.
[7] . همان; وصيت نامه سياسى - الهى، ص‏2 - 1.
[8] . همان; صحيفه نور، ج‏16، ص‏39 با تصرف و تلخيص.
[9] . همان; ولايت فقيه، ص‏21.
 

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 8 مرداد 1391  8:50 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ماومهجوریت قرآن

امام خمینی(ره) و بازگشت ‏به قرآن2

 

هم آن‏چيزهايي كه وظايف شخصيه است و دخيل در ترقيات انسان و تكامل انسان است درسنت و در كتاب بيان شده است و هم آن چيزهايي كه مربوط به امور سياسي اجتماعي‏است، بيان فرموده است[1].
همچنين در نخستين ماه‏هاي پس از پيروزي انقلاب، در جمع نمايندگان شيعيان‏لبنان در اين باره اظهار داشتند: در قرآن همه چيز هست، لكن مع الاسف ما از آن‏استفاده نكرده‏ايم و مسلمين مهجورش كردند; يعني استفاده‏اي كه بايد از آن بكنندنكردند. بايد مردم را به قرآن توجه داد [2].
در موردي ديگر، تقريبا در همان ايام، فرمودند: از پيغمبر اكرم‏صلي الله عليه وآله وسلم منقول است‏كه اسلام در ابتدا مظلوم بود و بعد هم مظلوم خواهد بود.
در قرآن شريف هم پيغمبر اكرم‏صلي الله عليه وآله وسلم به خداي تبارك و تعالي شكايت كرده است‏كه «ان قومي اتخذوا هذا القرآن مهجورا»(فرقان، 30).
مهجوريت و مظلوميت قرآن و اسلام در اين است كه معارف آن مورد توجه‏نباشد و به احكام آن عمل نشود; لذا بايد گفت در اين زمان نيز اسلام و قرآن مهجور ومظلومند[3].
از جمله احكام قرآن كه به عقيده حضرت امام، همانند خود قرآن مهجور مانده‏است و ايشان اصرار داشتند كه آن را به حقيقت اصلي و اولي خود برگردانند، احكام‏عبادي- سياسي حج ابراهيمي است. چون به اعتقاد امام، حج مظهر كامل احكام فردي‏و عبادي قرآن و نمونه اعلاي مقررات عبادي و سياسي آن است. دشمنان اسلام وقرآن پيوسته سعي داشتند كه اين حكم و فرمان الهي را از محتوا تهي سازند وپوسته‏اي به ظاهر اسلامي به جامعه مسلمان عرضه كنند. از اين رو، گويا كه امام تجلي‏عيني و عملي همه معاني و مضامين قرآن را در چهره تابناك حج مجسم مي‏بينند و درمقايسه آن با قرآن مي‏فرمايند: حج‏بسان قرآن است كه همه از آن بهره‏مند مي‏شوند;ولي انديشمندان و غواصان و درد آشنايان امت اسلامي، اگر دل به درياي معارف آن‏بزنند و از نزديك شدن و فرو رفتن در احكام و سياستهاي اجتماعي آن نترسند، ازصدف اين دريا، گوهرهاي هدايت و رشد و حكمت و آزادگي را بيشتر صيد خواهندنمود و از زلال حكمت و معرفت آن تا ابد سيراب خواهند گشت. ولي چه بايد كرد، واين غم بزرگ را به كجا بايد برد كه حج‏بسان قرآن مهجور گرديده است و به همان‏اندازه‏اي كه آن كتاب زندگي و كمال و جمال در حجاب‏هاي خود ساخته ما پنهان شده‏است و اين گنجينه اسرار آفرينش در دل خروارها خاك كج فكري‏هاي ما دفن و پنهان‏گرديده است و زبان انس و هدايت و زندگي، و فلسفه زندگي ساز او به زبان وحشت‏و مرگ و قبر، تنزل كرده است; حج نيز به همان سرنوشت گرفتار گشته است[4].
همان گونه كه مشاهده مي‏شود، حضرت امام از يك سو، با غم و اندوه فراوان ازمهجوريت قرآن سخن مي‏گويد و از سوي ديگر مسلمانان را بيدار باش مي‏دهد كه ازخواب غفلت چند صد ساله برخيزند و قرآن را با تمام ابعادش هادي و راهنماي‏خويش قرار دهند و از جهت‏سوم بر اين نكته اصرار مي‏ورزد كه مراد از توجه به‏قرآن، توجه به تماميت اسلام و سنت پيامبرصلي الله عليه وآله وسلم است كه قرآن جامع و حاكي آن‏است.
نكته آخري كه در خور طرح است، اين است كه مهجوريت از ديدگاه امام داراي‏مراتب و درجات است و محروم ماندن از معارف عميق قرآن به واسطه حجاب‏هاي‏غليظ شيطاني از همه تاسف بارتر است.
ايشان در كتاب آداب الصلوة در اين باره مي‏فرمايند: مهجور گذاردن قرآن‏مراتب بسيار و منازل بي شمار دارد كه به عمده آن شايد ما متصف باشيم. آيا اگر ما اين‏صحيفه الهيه را مثلا جلدي پاكيزه و قيمتي نموديم و در وقت قرائت‏يا استخاره‏بوسيديم و به ديده نهاديم آن را مهجور نگذاشتيم؟ آيا اگر غالب عمر خود را صرف‏در تجويد و جهات لغويه و بيانيه و بديعيه آن كرديم اين كتاب شريف را ازمهجوريت‏بيرون آورديم؟ آيا اگر قرائات مختلفه و امثال آن را فرا گرفتيم، از ننگ‏هجران از قرآن خلاصي پيدا كرديم؟ آيا اگر وجوه اعجاز قرآن و فنون محسنات آن راتعلم كرديم از شكايت رسول خداصلي الله عليه وآله وسلم مستخلص شديم؟ هيهات كه هيچ يك از اين‏امور مورد نظر قرآن و منزل عظيم الشان آن نيست. قرآن كتاب الهي است و در آن‏شؤون الهيت است. قرآن حبل متصل ما بين خالق و خلق است و به وسيله تعليمات آن‏بايد رابطه معنويه و ارتباط غيبي بين بندگان خدا و مربي آنها پيدا شود. از قرآن بايدعلوم الهيه و معارف لدنيه حاصل شود. رسول خداصلي الله عليه وآله وسلم به حسب روايت كافي‏شريف فرمود: انما العلم ثلاثة: آية محكمة و فريضة عادلة و سنة قائمة. قرآن شريف‏حامل اين علوم است. اگر ما از قرآن اين علوم را فرا گرفتيم آن را مهجور نگذاشتيم.اگر دعوت‏هاي قرآن را پذيرفتيم و از قصه‏هاي انبيا عليهم السلام كه مشحون ازمواعظ و معارف و حكم است، تعليمات گرفتيم، اگر ما از مواعظ خداي تعالي ومواعظ انبيا و حكما كه در قرآن مذكور است موعظت گرفتيم قرآن را مهجورنگذاشتيم و الا غور در صورت ظاهر قرآن نيز اخلاد الي الارض است و از وساوس‏شيطان است كه بايد به خداوند از آن پناه برد[5].
اكنون بي مناسبت نيست كه بخش‏هايي از سخنان يكي از برجسته‏ترين شاگردان‏مكتب امام، يعني استاد شهيد مطهري را در اين زمينه نقل كنيم كه با تاسي از استادفرزانه خويش، با دلي پر درد، از مهجور ماندن قرآن سخن مي‏گويد و همگان را به‏بازگشت‏به قرآن فرا مي‏خواند.
ايشان در ضمن يك سخنراني كه در سال 41 شمسي تحت عنوان رهبري نسل‏جوان ايراد شد در اين باره مي‏فرمايند: ما امروز از اين نسل گله داريم كه چرا با قرآن‏آشنا نيست؟ البته جاي تاسف است. اما بايد از خودمان بپرسيم آيا با همين فقه وشرعيات و قرآن كه در مدارس است، توقع داريم نسل جوان با قرآن آشنايي كامل‏داشته باشد؟ عجبا! كه خود نسل قديم قرآن را متروك و مهجور كرده، آن وقت از نسل‏جديد گله دارد كه چرا با قرآن آشنا نيست. قرآن در ميان خود ما مهجور است. اگركسي علمش علم قرآن باشد و تفسير قرآن را كاملا بداند، در ميان ما چندان احترامي‏ندارد. اما اگر كسي «كفايه‏»آخوند ملا كاظم خراساني را بداند، يك شخص محترم و باشخصيتي شمرده مي‏شود. عجيب است كه اگر كسي عمر خود را صرف قرآن بكند،به هزار سختي و مشكل دچار مي‏شود، از نان، زندگي، شخصيت، احترام و از همه‏چيز محروم مي‏شود; اما اگر عمر خود را صرف كتابهايي از قبيل كفايه بكند، صاحب‏همه چيز مي‏شود. در نتيجه هزارها نفر پيدا مي‏شوند كه كفايه را چهار لا بلدند، يعني‏خودش را مي‏دانند، رد كفايه را هم مي‏دانند، رد رد آن را هم مي‏دانند، رد رد رد آن راهم مي‏دانند; اما چندان كساني كه قرآن را به درستي بداند، پيدا نمي‏شوند. از هر كسي‏درباره آيه‏اي قرآن سؤال شود مي‏گويد: بايد به تفاسير مراجعه كرد. در رهبري نسل‏جوان، بيش از هر چيز دو كار بايد انجام شود: يكي بايد درد اين نسل را شناخت وآن‏گاه در فكر درمان و چاره شد. زيرا بدون شناختن آن هر گونه اقدامي بي مورداست. ديگر اين كه نسل كهن بايد اول خود را اصلاح كند. نسل كهن از بزرگ‏ترين گناه‏خود بايد توبه كند و آن مهجور قرار دادن قرآن است (1) [6].
ب. تلاشهاي تبليغي دشمنان
امير مؤمنان، علي بن ابي طالب‏عليه السلام كه قرآن ناطق و تجلي معارف و فضائل اين كتاب‏جاودانه الهي است و از دوستان جاهل و نادان و دشمنان عالم و دانا رنجها ديده، ودردها در سينه داشته است، در زمينه ديدگاه اين دو طايفه درباره خود مي‏فرمايد: قصم‏ظهري رجلان: عالم متهتك او جاهل متنسك[7].
اگر فضاي حاكم بر جامعه اسلامي آن روزگار، به گونه‏اي زهرآلود و مسموم بوده‏است كه قرآن ناطق و مجسمه عيني حقايق قرآن را وادار ساخته تا به زبان قال چنين‏بفرمايد كه دو طايفه، يعني دوست نادان و دشمن دانا پشت مرا شكستند; بدون‏كم‏ترين ترديدي بايد منتظر شنيدن همين بانگ و فرياد از قرآن صامت و كتاب‏جاودانه الهي بوده كه به زبان حال بفرمايد: دوستان ناآگاه و دشمنان آگاه در حق من‏جفا كردند و شؤون الهي مرا ناديده گرفتند و آن گونه كه شايسته بود مرا در جايگاه‏واقعي خود قرار ندادند. البته گله از دشمن دانا نيست. او اقتضاي طبيعتش عناد ودشمني است; بلكه شكايت از دوست نادان است كه آن همه سفارش پيامبر اكرم‏صلي الله عليه وآله وسلم‏را در حق قرآن فراموش كرد و آن چنان كه سزاوار بود شان قرآن را حفظ نكرد.
شايد امام خميني نظر به اين حديث‏شريف داشته است; آنجا كه مي‏گويد: «هان‏اي حوزه‏هاي علميه و دانشگاههاي اهل تحقيق بپاخيزيد و قرآن را از شر جاهلان‏متنسك و عالمان متهتك كه از روي علم و عهد به قرآن و اسلام تاخته و مي‏تازند، نجات دهيد»[8].
پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران در سال 57 كه اقشار مختلف مردم يانمايندگان آنان براي ديدار حضرت امام مي‏آمدند، علاوه بر مردم ايران، از ديگرممالك اسلامي نيز نمايندگاني براي ملاقات با امام مي‏آمدند، لحن كلام امام درمواجهه با مخاطبان مختلف به نحو محسوسي تفاوت داشت. معمولا وقتي امام بامهماناني از ديگر بلاد اسلامي مواجه بودند، سعي مي‏كردند مشكلات جهان اسلام وتوطئه دشمنان قرآن را براي نابودي اساس اسلام و قرآن مطرح نمايند، تا از اين‏رهگذر به بيداري ملتهاي مسلمان و دعوت آنان به پايبندي به قوانين و مقررات قرآن‏كمك نمايند; زيرا معتقد بودند در يك همچو زماني كه سياست‏هاي ابر قدرتها،بلعيدن همه جاست، مسلمين بايد بيدار شوند.[9]


[1] . همان; صحيفه نور، ج‏1، ص‏257 با تلخيص.
[2] . همان، ج‏6، ص‏219 با تصرف.
[3] . همان، ج‏16، ص‏39 - 36 با تصرف و تلخيص.
[4] . همان، ج‏20، ص‏229.
[5] . همان; آداب الصلوة، ص‏219 - 218 با تصرف و تلخيص.
[6] . مطهرى، مرتضى; ده گفتار، ص‏222 - 219.
چنانكه اشاره شد، اين سخنرانى مربوط به سال 41 و حال و هواى آن دوران است; اما اكنون به يمن‏استقرار نظام اسلامى، تلاشهاى چشمگير و گسترده‏اى در زمينه علوم و معارف قرآن در حال انجام است‏كه شايد در هيچ دوره‏اى از تاريخ اين مرز و بوم نتوان نظيرى براى آن سراغ گرفت.
[7] . ينابيع الموده، ج‏2، ص‏415 و فيض القدير، ج‏6، ص‏378.
[8] . خمينى (امام)، صحيفه نور، ج‏20، ص‏20.
[9] . خمينى (امام); صحيفه نور، ج‏6، ص‏218.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 8 مرداد 1391  8:50 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ماومهجوریت قرآن

امام خمینی(ره) و بازگشت ‏به قرآن3

 

و چون به تعبير خودشان ازبيداري دولتها و حكومتها مايوس شده بودند، تلاش مي‏كردند كه به هر وسيله ممكن‏و در هر فرصت پيش آمده دعوت بازگشت‏به قرآن را به گوش همه ملتهابرسانند.مسلمين بايد بيدار بشوند، ملتها، دولتها را من از اكثرشان مايوس هستم،لكن ملتها بايد بيدار بشوند و همه تحت لواي اسلام و تحت‏سيطره قرآن باشند[1];بر اين اساس، در اولين ماه‏هاي پيروزي انقلاب اسلامي، در جمع نمايندگان مردم‏بحرين و پاكستان مطالبي ايراد فرموده، از جمله چنين اظهار داشتند: يكي از كارهاي‏بزرگي كه شده است و گمانم اين است كه آنها را آن شياطين كرده‏اند، اين است كه‏قرآن و اسلام را آن طوري كه هست نگذاشتند ما مسلمانان بفهميم، اين تبليغات حتي‏در عمق حوزه‏هاي ديني نجف و قم نفوذ كرده است. براي اين كه يكي از خطرهايي كه‏براي خودشان مي‏ديدند، همين بود كه اگر اسلام را آن جوري كه هست‏بفهمند، همه‏به آن رو مي‏آورند و براي آنها ديگر مقام باقي نمي‏ماند.[2] به اعتقاد ايشان، اين توطئه شياطين نه تنها اتفاقي و تصادفي نبود; بلكه صد درصد آگاهانه و با مطالعه قبلي و همراه با طرح و برنامه از پيش تعيين شده بود. به باورحضرت امامدستهاي خيانتكار اجانب كه مي‏خواستند شرق و خصوصا بلاد اسلامي‏را براي منافع خودشان قبضه كنند، با مطالعاتي كه در اين بلاد كرده بودند و تمام بلادرا اعم از بيابانهايش، قصبه‏اش و شهرستانهايش را وجب به وجب مطالعه كرده‏اند،نيز روحيه گروه‏هايي كه در اين بلاد زندگي مي‏كردند و آيين‏هايي كه اين‏ها داشتند وكيفيت نفوذ آيين‏ها در اين‏ها مطالعه كردند، به آنجا رسيده‏اند كه نبايد بگذارندمسلمين به قرآن تمسك جويند; چون آنها قرآن را سد راه مي‏دانستند. اگر همه‏مسلمين به قرآن تمسك مي‏جستند، براي آنها مجال سلطه باقي نمي‏ماند; لذا قرآن واسلام را از مردم جدا كردند[3].
همچنين درباره نحوه تبليغات بر ضد اسلام فرمودند: آنان مي‏خواهند ملت‏اسلام را از قرآن و اسلام جدا كنند. يكي از تعبيراتشان اين است كه «اسلام افيون‏جامعه است‏». آنان متن قرآن را مطالعه كرده‏اند و فهميده‏اند كه قرآن يك كتابي است‏كه اگر مسلمان‏ها به آن پيوند بخورند، آناني را كه قصد سلطه براي مسلمين را دارند،كنار خواهند زد. قرآن مي‏گويد: هرگز خداي تبارك و تعالي سلطه‏اي براي غير مسلم‏بر مسلم قرار نداده است; هرگز نبايد راه پيدا كند: «لن يجعل الله للكافرين علي المؤمنين‏سبيلا»(نساء، 141)[4].
همچنين ايشان پيوسته در پي ترويج اين انديشه صحيح و صواب بوده‏اند كه درپناه قرآن بود كه اسلام در نيم قرن بر همه امپراتوري‏ها در آن وقت غلبه كرد و ما،مادامي كه در پناه قرآن هستيم بر دشمنان غلبه خواهيم كرد و اگر خداي نخواسته‏دشمنان اسلام ما را از اسلام و قرآن جدا كردند، بايد در ذلت، خفت و بندگي زندگي‏كنيم. استقلال و آزادي در پيروي از قرآن كريم و رسول اكرم‏صلي الله عليه وآله وسلم است[5].
به اعتقاد امام، تنها راه نجات و رهايي از فتنه دشمنان، روي آوردن به قرآن، و پناه‏جستن در حصن حصين اسلام و ركن ركين ايمان است و بس. ايشان بر اين باورصحيح به درستي پاي مي‏فشردند كه يگانه عامل موفقيت انقلاب ملت مسلمان ايران،گرايش به قرآن و بازگشت‏به احكام الهي اين آخرين كتاب آسماني است و شرط دوام‏پيروزي را هم عمل به قوانين قرآن و پياده كردن حقايق نوراني آن مي‏دانستند.
حضرت امام (ره) در يك مورد در اين باره فرمودند: شما ديديد عليرغم آنكه‏جمعيت‏سي و پنج ميليوني كه در مقابل يك ميليارد چيزي نيست و چندان ابزارجنگي پيشرفته‏اي در دست نداشتند، به واسطه قدرت ايمان و به اتكاي قرآن و اسلام، بر اين قدرت شيطاني كه پشت‏سر او قدرت‏هاي بزرگ‏تر شيطاني بود غلبه كرد ودست آنها را از مخازن ايران قطع كرد[6] و در موردي ديگر اظهار داشتند: رمزپيروزي، اتكاي به قرآن و اين شيوه مقدس شيعه كه شهادت را استقبال مي‏كردند،بوده است[7] و درباره علت و انگيزه اين نهضت كه در واقع شرط دوام پيروزي آن‏نيز هست، مي‏فرمايند: ما براي آن نهضت كرديم كه قرآن و قوانين آن در كشور ماحكومت كند و هيچ قانوني در مقابل اسلام و قرآن عرض اندام نكند[8].
بازگشت‏به قرآن
هيچ چيز براي جامعه اسلامي و جماعت مسلمانان مقدس‏تر و بر انگيزاننده‏تر ازقرآن نيست. از اين رو بايد همه كوشش‏ها و تمام جنبش‏ها يك سو و يك جهت‏شده،صرفا سمت و سوي قرآني به خود بگيرد. اين آن چيزي است كه مورد خواست ورضايت‏حضرت امام است.
امام در يكي از پيامهاي خود به زائران بيت الله الحرام، به انس با قرآن و توجه به‏كتاب آسماني و انسان ساز سفارش اكيد فرموده، چنين اظهار داشتند: به زائران‏محترم تذكر مي‏دهم كه در اين مواقف معظمه و در طول سفر به مكه مكرمه و مدينه‏منوره، از انس با قرآن كريم، اين صحيفه الهي و كتاب هدايت، غفلت نورزند; كه‏مسلمانان هر چه دارند و خواهند داشت در طول تاريخ گذشته و آينده، از بركات‏سرشار اين كتاب مقدس است و از همين فرصت از تمام علماي اعلام و فرزندان‏قرآن و دانشمندان ارجمند تقاضا دارم كه از كتاب مقدسي كه «تبيان كل شيئي‏»است وصادر از مقام جمع الهي به قلب نور اول و ظهور جمع الجمع تابيده است غفلت‏نورزند... و اكنون (كه) صورت كتبي آن كه به لسان وحي، بعد از نزول از مراحل ومراتب بي كم و كاست و بدون يك حرف كم و زياد به دست ما افتاده است، خداي‏نخواسته مبادا كه مهجور شود... و هر طايفه‏اي از علماي اعلام و دانشمندان معظم به‏بعدي از ابعاد الهي اين كتاب مقدس، دامن به كمر زده و قلم به دست گرفته و آرزوي‏عاشقان قرآن را برآورند و در ابعاد سياسي، اجتماعي، اقتصادي، نظامي، فرهنگي وجنگ و صلح قرآن، وقت صرف نمايند تا معلوم شود اين كتاب سرچشمه همه چيزاست. از عرفان و فلسفه تا ادب و سياست... و شما اي فرزندان برومند اسلام،حوزه‏ها و دانشگاه‏ها را به شؤونات قرآن و ابعاد بسيار مختلف آن بيدار كنيد. تدريس‏قرآن در هر رشته‏اي از آن را مد نظر و مقصد اعلاي خود قرار دهيد[9].
از ديدگاه امام بازگشت‏به قرآن نفي سلطه بيگانه را به دنبال دارد; چنانكه پس ازپيروزي انقلاب اسلامي در سال 60 اظهار داشتند: تا ملتهاي اسلام و مستضعفان‏جهان بر ضد مستكبران جهاني و بچه‏هاي آنان خصوصا اسرائيل غاصب قيام نكنند،دست جنايتكاران آنان از كشورهاي اسلامي كوتاه نخواهد شد... چاره براي دفع اين‏ستمكاران، پناه به اسلام و گرايش متعهدانه به قرآن كريم و در زير پرچم توحيد باوحدت و انسجام به پاخاستن است[10].
اين دعوتي است كه امام از آغاز برپائي نهضت از سال 42 به بعد پيوسته از آن‏سخن مي‏گفتند. مثلا در سخنراني‏اي كه به مناسبت تصويب لايحه كاپيتولاسيون‏ايراد فرمودند، از جمله چنين اظهار داشتند: آيا ملت ايران مي‏داند كه افسران ارتش‏به جاي سوگند به قرآن مجيد، «سوگند به كتاب آسماني كه به آن اعتقاد دارم‏»يادكردند؟ من نمي‏دانم دستگاه جبار از قرآن كريم چه بدي ديده است، كه اين قدر پافشار براي محو اسم آن مي‏كند؟ اگر پناه به قرآن و اسلام بياوريد، اجنبي به خود اجازه‏نمي‏دهد كه از شما سند بردگي بگيرد و مفاخر ملي و اسلامي شما پايمال شود[11].
سخن را با دعايي از ايشان به پايان مي‏بريم. اي قرآن، اي تحفه آسماني، واي‏هديه رحماني! تو را خداي جهان براي زنده كردن دل‏هاي ما و باز كردن گوش وچشم توده فرستاده. تو نور هدايت و راهنماي سعادت ما هستي. تو ما را از منزل‏حيواني مي‏خواهي به اوج انساني و جوار رحماني برساني. فسوسا كه آدمي زادگان‏قدر تو را ندانسته و پيروي از تو را فرض خود نشمردند. اسفا كه قانون‏هاي تو درجهان عملي نشد تا همين ظلمت‏خانه و جايگاه مشتي وحشيان و درندگان كه خود رامتمدنين جهان مي‏دانند رشك بهشت‏برين شود و عروس سعادت در همين جهان درآغوش همه در آيد[12].

[1] . همان، ج‏6، ص‏218.
[2] . همان، ص‏205 با تلخيص.
[3] . همان، ج‏5، ص‏172 با تصرف.
[4] . همان، ج‏3، ص‏4 - 3 با تلخيص و تصرف.
[5] . همان، ج‏6، ص‏113 با تلخيص.
[6] . همان، ص‏81 با تصرف.
[7] . همان، ص‏17.
[8] . همان، ج‏8، ص‏171 با تلخيص و تصرف.
[9] . همان.
[10] . همان، ج‏9، ص‏246.
[11] . همان، ج‏1، ص‏110 با تلخيص.
[12] . همان; كشف الاسرار، ص‏220.
نادعلي عاشوري

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 8 مرداد 1391  8:51 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها