پاسخ به:ماومهجوریت قرآن
یک شنبه 8 مرداد 1391 8:51 AM
|
امام خمینی(ره) و بازگشت به قرآن3
|
|
و چون به تعبير خودشان ازبيداري دولتها و حكومتها مايوس شده بودند، تلاش ميكردند كه به هر وسيله ممكنو در هر فرصت پيش آمده دعوت بازگشتبه قرآن را به گوش همه ملتهابرسانند.مسلمين بايد بيدار بشوند، ملتها، دولتها را من از اكثرشان مايوس هستم،لكن ملتها بايد بيدار بشوند و همه تحت لواي اسلام و تحتسيطره قرآن باشند[1];بر اين اساس، در اولين ماههاي پيروزي انقلاب اسلامي، در جمع نمايندگان مردمبحرين و پاكستان مطالبي ايراد فرموده، از جمله چنين اظهار داشتند: يكي از كارهايبزرگي كه شده است و گمانم اين است كه آنها را آن شياطين كردهاند، اين است كهقرآن و اسلام را آن طوري كه هست نگذاشتند ما مسلمانان بفهميم، اين تبليغات حتيدر عمق حوزههاي ديني نجف و قم نفوذ كرده است. براي اين كه يكي از خطرهايي كهبراي خودشان ميديدند، همين بود كه اگر اسلام را آن جوري كه هستبفهمند، همهبه آن رو ميآورند و براي آنها ديگر مقام باقي نميماند.[2] به اعتقاد ايشان، اين توطئه شياطين نه تنها اتفاقي و تصادفي نبود; بلكه صد درصد آگاهانه و با مطالعه قبلي و همراه با طرح و برنامه از پيش تعيين شده بود. به باورحضرت امامدستهاي خيانتكار اجانب كه ميخواستند شرق و خصوصا بلاد اسلاميرا براي منافع خودشان قبضه كنند، با مطالعاتي كه در اين بلاد كرده بودند و تمام بلادرا اعم از بيابانهايش، قصبهاش و شهرستانهايش را وجب به وجب مطالعه كردهاند،نيز روحيه گروههايي كه در اين بلاد زندگي ميكردند و آيينهايي كه اينها داشتند وكيفيت نفوذ آيينها در اينها مطالعه كردند، به آنجا رسيدهاند كه نبايد بگذارندمسلمين به قرآن تمسك جويند; چون آنها قرآن را سد راه ميدانستند. اگر همهمسلمين به قرآن تمسك ميجستند، براي آنها مجال سلطه باقي نميماند; لذا قرآن واسلام را از مردم جدا كردند[3]. همچنين درباره نحوه تبليغات بر ضد اسلام فرمودند: آنان ميخواهند ملتاسلام را از قرآن و اسلام جدا كنند. يكي از تعبيراتشان اين است كه «اسلام افيونجامعه است». آنان متن قرآن را مطالعه كردهاند و فهميدهاند كه قرآن يك كتابي استكه اگر مسلمانها به آن پيوند بخورند، آناني را كه قصد سلطه براي مسلمين را دارند،كنار خواهند زد. قرآن ميگويد: هرگز خداي تبارك و تعالي سلطهاي براي غير مسلمبر مسلم قرار نداده است; هرگز نبايد راه پيدا كند: «لن يجعل الله للكافرين علي المؤمنينسبيلا»(نساء، 141)[4]. همچنين ايشان پيوسته در پي ترويج اين انديشه صحيح و صواب بودهاند كه درپناه قرآن بود كه اسلام در نيم قرن بر همه امپراتوريها در آن وقت غلبه كرد و ما،مادامي كه در پناه قرآن هستيم بر دشمنان غلبه خواهيم كرد و اگر خداي نخواستهدشمنان اسلام ما را از اسلام و قرآن جدا كردند، بايد در ذلت، خفت و بندگي زندگيكنيم. استقلال و آزادي در پيروي از قرآن كريم و رسول اكرمصلي الله عليه وآله وسلم است[5]. به اعتقاد امام، تنها راه نجات و رهايي از فتنه دشمنان، روي آوردن به قرآن، و پناهجستن در حصن حصين اسلام و ركن ركين ايمان است و بس. ايشان بر اين باورصحيح به درستي پاي ميفشردند كه يگانه عامل موفقيت انقلاب ملت مسلمان ايران،گرايش به قرآن و بازگشتبه احكام الهي اين آخرين كتاب آسماني است و شرط دوامپيروزي را هم عمل به قوانين قرآن و پياده كردن حقايق نوراني آن ميدانستند. حضرت امام (ره) در يك مورد در اين باره فرمودند: شما ديديد عليرغم آنكهجمعيتسي و پنج ميليوني كه در مقابل يك ميليارد چيزي نيست و چندان ابزارجنگي پيشرفتهاي در دست نداشتند، به واسطه قدرت ايمان و به اتكاي قرآن و اسلام، بر اين قدرت شيطاني كه پشتسر او قدرتهاي بزرگتر شيطاني بود غلبه كرد ودست آنها را از مخازن ايران قطع كرد[6] و در موردي ديگر اظهار داشتند: رمزپيروزي، اتكاي به قرآن و اين شيوه مقدس شيعه كه شهادت را استقبال ميكردند،بوده است[7] و درباره علت و انگيزه اين نهضت كه در واقع شرط دوام پيروزي آننيز هست، ميفرمايند: ما براي آن نهضت كرديم كه قرآن و قوانين آن در كشور ماحكومت كند و هيچ قانوني در مقابل اسلام و قرآن عرض اندام نكند[8]. بازگشتبه قرآن هيچ چيز براي جامعه اسلامي و جماعت مسلمانان مقدستر و بر انگيزانندهتر ازقرآن نيست. از اين رو بايد همه كوششها و تمام جنبشها يك سو و يك جهتشده،صرفا سمت و سوي قرآني به خود بگيرد. اين آن چيزي است كه مورد خواست ورضايتحضرت امام است. امام در يكي از پيامهاي خود به زائران بيت الله الحرام، به انس با قرآن و توجه بهكتاب آسماني و انسان ساز سفارش اكيد فرموده، چنين اظهار داشتند: به زائرانمحترم تذكر ميدهم كه در اين مواقف معظمه و در طول سفر به مكه مكرمه و مدينهمنوره، از انس با قرآن كريم، اين صحيفه الهي و كتاب هدايت، غفلت نورزند; كهمسلمانان هر چه دارند و خواهند داشت در طول تاريخ گذشته و آينده، از بركاتسرشار اين كتاب مقدس است و از همين فرصت از تمام علماي اعلام و فرزندانقرآن و دانشمندان ارجمند تقاضا دارم كه از كتاب مقدسي كه «تبيان كل شيئي»است وصادر از مقام جمع الهي به قلب نور اول و ظهور جمع الجمع تابيده است غفلتنورزند... و اكنون (كه) صورت كتبي آن كه به لسان وحي، بعد از نزول از مراحل ومراتب بي كم و كاست و بدون يك حرف كم و زياد به دست ما افتاده است، خداينخواسته مبادا كه مهجور شود... و هر طايفهاي از علماي اعلام و دانشمندان معظم بهبعدي از ابعاد الهي اين كتاب مقدس، دامن به كمر زده و قلم به دست گرفته و آرزويعاشقان قرآن را برآورند و در ابعاد سياسي، اجتماعي، اقتصادي، نظامي، فرهنگي وجنگ و صلح قرآن، وقت صرف نمايند تا معلوم شود اين كتاب سرچشمه همه چيزاست. از عرفان و فلسفه تا ادب و سياست... و شما اي فرزندان برومند اسلام،حوزهها و دانشگاهها را به شؤونات قرآن و ابعاد بسيار مختلف آن بيدار كنيد. تدريسقرآن در هر رشتهاي از آن را مد نظر و مقصد اعلاي خود قرار دهيد[9]. از ديدگاه امام بازگشتبه قرآن نفي سلطه بيگانه را به دنبال دارد; چنانكه پس ازپيروزي انقلاب اسلامي در سال 60 اظهار داشتند: تا ملتهاي اسلام و مستضعفانجهان بر ضد مستكبران جهاني و بچههاي آنان خصوصا اسرائيل غاصب قيام نكنند،دست جنايتكاران آنان از كشورهاي اسلامي كوتاه نخواهد شد... چاره براي دفع اينستمكاران، پناه به اسلام و گرايش متعهدانه به قرآن كريم و در زير پرچم توحيد باوحدت و انسجام به پاخاستن است[10]. اين دعوتي است كه امام از آغاز برپائي نهضت از سال 42 به بعد پيوسته از آنسخن ميگفتند. مثلا در سخنرانياي كه به مناسبت تصويب لايحه كاپيتولاسيونايراد فرمودند، از جمله چنين اظهار داشتند: آيا ملت ايران ميداند كه افسران ارتشبه جاي سوگند به قرآن مجيد، «سوگند به كتاب آسماني كه به آن اعتقاد دارم»يادكردند؟ من نميدانم دستگاه جبار از قرآن كريم چه بدي ديده است، كه اين قدر پافشار براي محو اسم آن ميكند؟ اگر پناه به قرآن و اسلام بياوريد، اجنبي به خود اجازهنميدهد كه از شما سند بردگي بگيرد و مفاخر ملي و اسلامي شما پايمال شود[11]. سخن را با دعايي از ايشان به پايان ميبريم. اي قرآن، اي تحفه آسماني، وايهديه رحماني! تو را خداي جهان براي زنده كردن دلهاي ما و باز كردن گوش وچشم توده فرستاده. تو نور هدايت و راهنماي سعادت ما هستي. تو ما را از منزلحيواني ميخواهي به اوج انساني و جوار رحماني برساني. فسوسا كه آدمي زادگانقدر تو را ندانسته و پيروي از تو را فرض خود نشمردند. اسفا كه قانونهاي تو درجهان عملي نشد تا همين ظلمتخانه و جايگاه مشتي وحشيان و درندگان كه خود رامتمدنين جهان ميدانند رشك بهشتبرين شود و عروس سعادت در همين جهان درآغوش همه در آيد[12]. [1] . همان، ج6، ص218. [2] . همان، ص205 با تلخيص. [3] . همان، ج5، ص172 با تصرف. [4] . همان، ج3، ص4 - 3 با تلخيص و تصرف. [5] . همان، ج6، ص113 با تلخيص. [6] . همان، ص81 با تصرف. [7] . همان، ص17. [8] . همان، ج8، ص171 با تلخيص و تصرف. [9] . همان. [10] . همان، ج9، ص246. [11] . همان، ج1، ص110 با تلخيص. [12] . همان; كشف الاسرار، ص220. |
| نادعلي عاشوري |