0

ماومهجوریت قرآن

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ماومهجوریت قرآن
یک شنبه 8 مرداد 1391  8:50 AM

امام خمینی(ره) و بازگشت ‏به قرآن2

 

هم آن‏چيزهايي كه وظايف شخصيه است و دخيل در ترقيات انسان و تكامل انسان است درسنت و در كتاب بيان شده است و هم آن چيزهايي كه مربوط به امور سياسي اجتماعي‏است، بيان فرموده است[1].
همچنين در نخستين ماه‏هاي پس از پيروزي انقلاب، در جمع نمايندگان شيعيان‏لبنان در اين باره اظهار داشتند: در قرآن همه چيز هست، لكن مع الاسف ما از آن‏استفاده نكرده‏ايم و مسلمين مهجورش كردند; يعني استفاده‏اي كه بايد از آن بكنندنكردند. بايد مردم را به قرآن توجه داد [2].
در موردي ديگر، تقريبا در همان ايام، فرمودند: از پيغمبر اكرم‏صلي الله عليه وآله وسلم منقول است‏كه اسلام در ابتدا مظلوم بود و بعد هم مظلوم خواهد بود.
در قرآن شريف هم پيغمبر اكرم‏صلي الله عليه وآله وسلم به خداي تبارك و تعالي شكايت كرده است‏كه «ان قومي اتخذوا هذا القرآن مهجورا»(فرقان، 30).
مهجوريت و مظلوميت قرآن و اسلام در اين است كه معارف آن مورد توجه‏نباشد و به احكام آن عمل نشود; لذا بايد گفت در اين زمان نيز اسلام و قرآن مهجور ومظلومند[3].
از جمله احكام قرآن كه به عقيده حضرت امام، همانند خود قرآن مهجور مانده‏است و ايشان اصرار داشتند كه آن را به حقيقت اصلي و اولي خود برگردانند، احكام‏عبادي- سياسي حج ابراهيمي است. چون به اعتقاد امام، حج مظهر كامل احكام فردي‏و عبادي قرآن و نمونه اعلاي مقررات عبادي و سياسي آن است. دشمنان اسلام وقرآن پيوسته سعي داشتند كه اين حكم و فرمان الهي را از محتوا تهي سازند وپوسته‏اي به ظاهر اسلامي به جامعه مسلمان عرضه كنند. از اين رو، گويا كه امام تجلي‏عيني و عملي همه معاني و مضامين قرآن را در چهره تابناك حج مجسم مي‏بينند و درمقايسه آن با قرآن مي‏فرمايند: حج‏بسان قرآن است كه همه از آن بهره‏مند مي‏شوند;ولي انديشمندان و غواصان و درد آشنايان امت اسلامي، اگر دل به درياي معارف آن‏بزنند و از نزديك شدن و فرو رفتن در احكام و سياستهاي اجتماعي آن نترسند، ازصدف اين دريا، گوهرهاي هدايت و رشد و حكمت و آزادگي را بيشتر صيد خواهندنمود و از زلال حكمت و معرفت آن تا ابد سيراب خواهند گشت. ولي چه بايد كرد، واين غم بزرگ را به كجا بايد برد كه حج‏بسان قرآن مهجور گرديده است و به همان‏اندازه‏اي كه آن كتاب زندگي و كمال و جمال در حجاب‏هاي خود ساخته ما پنهان شده‏است و اين گنجينه اسرار آفرينش در دل خروارها خاك كج فكري‏هاي ما دفن و پنهان‏گرديده است و زبان انس و هدايت و زندگي، و فلسفه زندگي ساز او به زبان وحشت‏و مرگ و قبر، تنزل كرده است; حج نيز به همان سرنوشت گرفتار گشته است[4].
همان گونه كه مشاهده مي‏شود، حضرت امام از يك سو، با غم و اندوه فراوان ازمهجوريت قرآن سخن مي‏گويد و از سوي ديگر مسلمانان را بيدار باش مي‏دهد كه ازخواب غفلت چند صد ساله برخيزند و قرآن را با تمام ابعادش هادي و راهنماي‏خويش قرار دهند و از جهت‏سوم بر اين نكته اصرار مي‏ورزد كه مراد از توجه به‏قرآن، توجه به تماميت اسلام و سنت پيامبرصلي الله عليه وآله وسلم است كه قرآن جامع و حاكي آن‏است.
نكته آخري كه در خور طرح است، اين است كه مهجوريت از ديدگاه امام داراي‏مراتب و درجات است و محروم ماندن از معارف عميق قرآن به واسطه حجاب‏هاي‏غليظ شيطاني از همه تاسف بارتر است.
ايشان در كتاب آداب الصلوة در اين باره مي‏فرمايند: مهجور گذاردن قرآن‏مراتب بسيار و منازل بي شمار دارد كه به عمده آن شايد ما متصف باشيم. آيا اگر ما اين‏صحيفه الهيه را مثلا جلدي پاكيزه و قيمتي نموديم و در وقت قرائت‏يا استخاره‏بوسيديم و به ديده نهاديم آن را مهجور نگذاشتيم؟ آيا اگر غالب عمر خود را صرف‏در تجويد و جهات لغويه و بيانيه و بديعيه آن كرديم اين كتاب شريف را ازمهجوريت‏بيرون آورديم؟ آيا اگر قرائات مختلفه و امثال آن را فرا گرفتيم، از ننگ‏هجران از قرآن خلاصي پيدا كرديم؟ آيا اگر وجوه اعجاز قرآن و فنون محسنات آن راتعلم كرديم از شكايت رسول خداصلي الله عليه وآله وسلم مستخلص شديم؟ هيهات كه هيچ يك از اين‏امور مورد نظر قرآن و منزل عظيم الشان آن نيست. قرآن كتاب الهي است و در آن‏شؤون الهيت است. قرآن حبل متصل ما بين خالق و خلق است و به وسيله تعليمات آن‏بايد رابطه معنويه و ارتباط غيبي بين بندگان خدا و مربي آنها پيدا شود. از قرآن بايدعلوم الهيه و معارف لدنيه حاصل شود. رسول خداصلي الله عليه وآله وسلم به حسب روايت كافي‏شريف فرمود: انما العلم ثلاثة: آية محكمة و فريضة عادلة و سنة قائمة. قرآن شريف‏حامل اين علوم است. اگر ما از قرآن اين علوم را فرا گرفتيم آن را مهجور نگذاشتيم.اگر دعوت‏هاي قرآن را پذيرفتيم و از قصه‏هاي انبيا عليهم السلام كه مشحون ازمواعظ و معارف و حكم است، تعليمات گرفتيم، اگر ما از مواعظ خداي تعالي ومواعظ انبيا و حكما كه در قرآن مذكور است موعظت گرفتيم قرآن را مهجورنگذاشتيم و الا غور در صورت ظاهر قرآن نيز اخلاد الي الارض است و از وساوس‏شيطان است كه بايد به خداوند از آن پناه برد[5].
اكنون بي مناسبت نيست كه بخش‏هايي از سخنان يكي از برجسته‏ترين شاگردان‏مكتب امام، يعني استاد شهيد مطهري را در اين زمينه نقل كنيم كه با تاسي از استادفرزانه خويش، با دلي پر درد، از مهجور ماندن قرآن سخن مي‏گويد و همگان را به‏بازگشت‏به قرآن فرا مي‏خواند.
ايشان در ضمن يك سخنراني كه در سال 41 شمسي تحت عنوان رهبري نسل‏جوان ايراد شد در اين باره مي‏فرمايند: ما امروز از اين نسل گله داريم كه چرا با قرآن‏آشنا نيست؟ البته جاي تاسف است. اما بايد از خودمان بپرسيم آيا با همين فقه وشرعيات و قرآن كه در مدارس است، توقع داريم نسل جوان با قرآن آشنايي كامل‏داشته باشد؟ عجبا! كه خود نسل قديم قرآن را متروك و مهجور كرده، آن وقت از نسل‏جديد گله دارد كه چرا با قرآن آشنا نيست. قرآن در ميان خود ما مهجور است. اگركسي علمش علم قرآن باشد و تفسير قرآن را كاملا بداند، در ميان ما چندان احترامي‏ندارد. اما اگر كسي «كفايه‏»آخوند ملا كاظم خراساني را بداند، يك شخص محترم و باشخصيتي شمرده مي‏شود. عجيب است كه اگر كسي عمر خود را صرف قرآن بكند،به هزار سختي و مشكل دچار مي‏شود، از نان، زندگي، شخصيت، احترام و از همه‏چيز محروم مي‏شود; اما اگر عمر خود را صرف كتابهايي از قبيل كفايه بكند، صاحب‏همه چيز مي‏شود. در نتيجه هزارها نفر پيدا مي‏شوند كه كفايه را چهار لا بلدند، يعني‏خودش را مي‏دانند، رد كفايه را هم مي‏دانند، رد رد آن را هم مي‏دانند، رد رد رد آن راهم مي‏دانند; اما چندان كساني كه قرآن را به درستي بداند، پيدا نمي‏شوند. از هر كسي‏درباره آيه‏اي قرآن سؤال شود مي‏گويد: بايد به تفاسير مراجعه كرد. در رهبري نسل‏جوان، بيش از هر چيز دو كار بايد انجام شود: يكي بايد درد اين نسل را شناخت وآن‏گاه در فكر درمان و چاره شد. زيرا بدون شناختن آن هر گونه اقدامي بي مورداست. ديگر اين كه نسل كهن بايد اول خود را اصلاح كند. نسل كهن از بزرگ‏ترين گناه‏خود بايد توبه كند و آن مهجور قرار دادن قرآن است (1) [6].
ب. تلاشهاي تبليغي دشمنان
امير مؤمنان، علي بن ابي طالب‏عليه السلام كه قرآن ناطق و تجلي معارف و فضائل اين كتاب‏جاودانه الهي است و از دوستان جاهل و نادان و دشمنان عالم و دانا رنجها ديده، ودردها در سينه داشته است، در زمينه ديدگاه اين دو طايفه درباره خود مي‏فرمايد: قصم‏ظهري رجلان: عالم متهتك او جاهل متنسك[7].
اگر فضاي حاكم بر جامعه اسلامي آن روزگار، به گونه‏اي زهرآلود و مسموم بوده‏است كه قرآن ناطق و مجسمه عيني حقايق قرآن را وادار ساخته تا به زبان قال چنين‏بفرمايد كه دو طايفه، يعني دوست نادان و دشمن دانا پشت مرا شكستند; بدون‏كم‏ترين ترديدي بايد منتظر شنيدن همين بانگ و فرياد از قرآن صامت و كتاب‏جاودانه الهي بوده كه به زبان حال بفرمايد: دوستان ناآگاه و دشمنان آگاه در حق من‏جفا كردند و شؤون الهي مرا ناديده گرفتند و آن گونه كه شايسته بود مرا در جايگاه‏واقعي خود قرار ندادند. البته گله از دشمن دانا نيست. او اقتضاي طبيعتش عناد ودشمني است; بلكه شكايت از دوست نادان است كه آن همه سفارش پيامبر اكرم‏صلي الله عليه وآله وسلم‏را در حق قرآن فراموش كرد و آن چنان كه سزاوار بود شان قرآن را حفظ نكرد.
شايد امام خميني نظر به اين حديث‏شريف داشته است; آنجا كه مي‏گويد: «هان‏اي حوزه‏هاي علميه و دانشگاههاي اهل تحقيق بپاخيزيد و قرآن را از شر جاهلان‏متنسك و عالمان متهتك كه از روي علم و عهد به قرآن و اسلام تاخته و مي‏تازند، نجات دهيد»[8].
پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران در سال 57 كه اقشار مختلف مردم يانمايندگان آنان براي ديدار حضرت امام مي‏آمدند، علاوه بر مردم ايران، از ديگرممالك اسلامي نيز نمايندگاني براي ملاقات با امام مي‏آمدند، لحن كلام امام درمواجهه با مخاطبان مختلف به نحو محسوسي تفاوت داشت. معمولا وقتي امام بامهماناني از ديگر بلاد اسلامي مواجه بودند، سعي مي‏كردند مشكلات جهان اسلام وتوطئه دشمنان قرآن را براي نابودي اساس اسلام و قرآن مطرح نمايند، تا از اين‏رهگذر به بيداري ملتهاي مسلمان و دعوت آنان به پايبندي به قوانين و مقررات قرآن‏كمك نمايند; زيرا معتقد بودند در يك همچو زماني كه سياست‏هاي ابر قدرتها،بلعيدن همه جاست، مسلمين بايد بيدار شوند.[9]


[1] . همان; صحيفه نور، ج‏1، ص‏257 با تلخيص.
[2] . همان، ج‏6، ص‏219 با تصرف.
[3] . همان، ج‏16، ص‏39 - 36 با تصرف و تلخيص.
[4] . همان، ج‏20، ص‏229.
[5] . همان; آداب الصلوة، ص‏219 - 218 با تصرف و تلخيص.
[6] . مطهرى، مرتضى; ده گفتار، ص‏222 - 219.
چنانكه اشاره شد، اين سخنرانى مربوط به سال 41 و حال و هواى آن دوران است; اما اكنون به يمن‏استقرار نظام اسلامى، تلاشهاى چشمگير و گسترده‏اى در زمينه علوم و معارف قرآن در حال انجام است‏كه شايد در هيچ دوره‏اى از تاريخ اين مرز و بوم نتوان نظيرى براى آن سراغ گرفت.
[7] . ينابيع الموده، ج‏2، ص‏415 و فيض القدير، ج‏6، ص‏378.
[8] . خمينى (امام)، صحيفه نور، ج‏20، ص‏20.
[9] . خمينى (امام); صحيفه نور، ج‏6، ص‏218.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها