0

ماومهجوریت قرآن

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ماومهجوریت قرآن
یک شنبه 8 مرداد 1391  8:50 AM

امام خمینی(ره) و بازگشت ‏به قرآن1

 

مقدمه
بي ترديد يكي از بارزترين ويژگي نهضت‏هاي اصلاحي سده‏هاي اخير در ممالك‏اسلامي، خصيصه بازگشت‏به قرآن است كه به وسيله رهبران مسلمان اين جنبش‏هااظهار شده است.
از سلسله جنبان اين نهضت‏ها يعني سيد جمال الدين اسد آبادي (1314 -1254ق) گرفته تا بزرگ‏ترين مصلح جهان اسلام در قرن حاضر، يعني حضرت امام‏خميني (1368 - 1279ش) كه نهضت اصلاحي خويش را به انقلابي مردمي بر ضداستبداد داخلي و استعمار خارجي تبديل نمود، جملگي شعار بازگشت‏به قرآن راسر لوحه برنامه‏هاي خويش قرار دادند و جوامع اسلامي را به اتحاد حول محور قرآن‏و اسلام فرا خواندند.
نتيجه اين دعوت و اهتمام آن شد كه قرآن تا حدودي از زاويه نسيان و فراموشي به‏درآيد و در دو صحنه علم و عمل، چراغ پر فروغ و مشعل روشنگر راه باشد كه‏نگارش ده‏ها تفسير تمام و نيمه تمام بر قرآن و برپائي صدها و بلكه هزارها جلسات‏تفسير قرآن در محافل و مجامع اسلامي نشان دهنده حضور علمي قرآن در ميان‏ملت‏هاي مسلمان در قرن حاضر است. همان گونه كه برپائي ده‏ها نهضت اصلاحي وجنبش آزادي بخش در كشورهاي مسلمان، كه همگي بازگشت‏به قرآن را اساس كارخويش قرار داده بودند، بهترين گواه حضور عملي قرآن، و خاصيت انقلابي و رهائي‏بخش آن در صحنه زندگي مسلمانان و حيات مجدد آنان است.
يكي از محققان در اين باره مي‏نويسد: تفسير نگاري در قرن چهاردهم از هر قرن‏ديگري در تاريخ اسلام، متفاوت و ممتاز است. اين امتياز صرفا به فراواني انبوه‏تفاسير هر مشرب و مكتبي ارتباط ندارد; بلكه به تحول ديدگاه تفسيرنويسي نيزمربوط است. در اين قرن سمت و سوي تفسيرنويسي از ديدگاه فردي و اخروي به‏ديدگاه عرفي و اجتماعي تحول يافته است.
چنين به نظر مي‏رسد كه بازگشت‏به قرآن و نهضت عظيم تفسير نويسي در قرن‏چهاردهم، بارزترين مختصه و مشخصه انقلاب اصلاحي فراگير يا رنسانس اسلامي‏است. آهنگ همواره شنيدني در اين نهضت‏سراسري اصلاح در عالم اسلامي، نواي‏دل‏انگيز قرآن، اين قلب تپنده زندگي بخش اسلام و ايران است.
باري، در يك كلام، هيچ مشخصه‏اي از بازگشت‏به قرآن و كشف مجدد قرآن وارزش اصلاحگر و انقلاب‏انگيز آن، در رنسانس اسلامي بارزتر نيست‏»[1].
پنهان نيست كه قرآن در هيچ دوره‏اي به طور كلي در زاويه فراموشي و نسيان‏نبود; بلكه مراد از اين فراموشي، عملي نشدن احكام اجتماعي و حكومتي قرآن است‏كه قرنها تحت الشعاع احكام فرعي و فقهي قرار داشت. چنانكه امام خميني از اين‏غفلت جوامع اسلامي بارها با اندوه و تاثر سخن گفت و از جمله در وصيت نامه‏سياسي - الهي خود فرمود: هر چه اين بنيان كج‏به جلو آمد، كجي‏ها و انحراف‏هاافزون شد، تا آنجا كه قرآن كريم را كه براي رشد جهانيان و نقطه جمع همه مسلمانان(است)... چنان از صحنه خارج نمودند كه گويي نقشي براي هدايت ندارد و كار به‏جايي رسيد كه نقش قرآن به دست‏حكومت‏هاي جائر و آخوندهاي خبيث‏بدتر ازطاغوتيان، وسيله‏اي براي اقامه جور و فساد و توجيه ستمگران و معاندان حق تعالي‏شد و مع الاسف به دست دشمنان توطئه‏گر و دوستان جاهل قرآن، اين كتاب‏سرنوشت‏ساز، نقشي جز در گورستانها و مجالس مردگان نداشت و ندارد و آن كه‏بايد وسيله جمع مسلمانان و بشريت و كتاب زندگي آنان باشد، وسيله تفرقه واختلاف گرديد و يا به كلي‏از صحنه خارج شد[2].
ناگفته پيداست كه تكيه بر شعار باز گشت‏به قرآن هرگز به معناي حذف سنت وبسنده كردن به كتاب خدا نبوده و نيست. اين شيوه مذمومي است كه يكبار در تاريخ‏اسلام تجربه شد و در قالب شعار حسبنا كتاب الله جلوه كرد و تايج‏سوء و ثمرات‏زيان بخش اين تجربه ناميمون، هنوز هم به مانند شرنگي، كام جوامع اسلامي راشديدا تلخ ساخته است.
شهيد مطهري كه از عالمان بيدار دل و درد آشناي جامعه ما است، آنجا كه درباره‏اهداف اصلاح طلبانه سيد جمال سخن مي‏گويد، در اين باره مي‏نويسد: باز گشت‏به‏اسلام نخستين دور ريختن خرافات و پيرايه‏ها و ساز و برگ‏هايي است كه به اسلام درطول تاريخ بسته شده است. بازگشت مسلمانان به اسلام نخستين از نظر سيد به‏معناي بازگشت‏به قرآن و سنت معتبر و سيره سلف صالح است. سيد در بازگشت‏به‏اسلام تنها بازگشت‏به قرآن را مطرح نكرده است; زيرا او به خوبي مي‏دانست كه خودقرآن رجوع به سنت را لازم شمرده است; به علاوه، او به خطرات «حسبنا كتاب الله‏»كه‏در هر عصر و زماني، به شكلي، بهانه براي مسخ اسلام شده است، كاملا پي برده‏بود[3].
شك نيست كه پرداختن به بحث و بررسي پيرامون نهضت بازگشت‏به قرآن درقرون اخير، نه تنها در حوصله يك يا دو مقال نمي‏گنجد; بلكه نيازمند تاليف‏هاي‏مستقل و جداگانه‏اي در اين زمينه است تا به همه زواياي آشكار و نهان اين بحث، آن‏گونه كه شايسته است رسيدگي شود. آنچه در اين مجال مطرح خواهد شد، صرفاطرح موضوع مذكور از ديدگاه امام خميني (رضوان الله تعالي عليه) است تا بلكه‏انديشمندان با كفايت و صاحب نظران با صلاحيت، در فرصت‏هاي مناسب به‏بررسي همه جانبه آن اقدام نمايند. اميد آن كه در همين اندازه هم توفيق، رفيق راه‏باشد و بتوانيم گوشه‏اي از مسائل فراوان اين بحث را طرح كنيم.
علل مهجوريت قرآن
با مطالعه و دقت در آثار مكتوب و اظهارات شفاهي حضرت امام چنين بدست مي‏آيدكه دو عامل سبب مهجوريت قرآن در ميان مسلمانان شده است: يكي بي‏توجهي خودمسلمانان به قرآن و مشغوليت‏به غير قرآن و ديگري تلاشهاي تبليغي دشمنان.
الف- بي توجهي مسلمانان به قرآن
امام خميني (ره) ريشه‏اي‏ترين مشكل و بزرگ‏ترين درد جوامع اسلامي را دوري‏مردم از قرآن و در نتيجه مهجور ماندن اين آخرين صحيفه آسماني مي‏دانست و براين واقعيت تلخ همواره تاكيد مي‏كرد كه مشكلات مسلمين زياد است، لكن مشكل‏بزرگ مسلمين اين است كه قرآن كريم را كنار گذاشته‏اند و تحت لواي ديگران درآمده‏اند[4].
به اعتقاد ايشان دوري دول اسلامي از قرآن كريم، ملت اسلام را به اين وضع سياه‏و نكبت‏بار مواجه ساخته و سرنوشت ملتهاي مسلمان و كشورهاي اسلامي رادستخوش سياست‏سازشكارانه استعمار چپ و راست قرار داده است[5].
مساله مهجوريت قرآن و دور شدن جوامع اسلامي از قرآن، از جمله نگراني‏هاي‏بسيار جدي حضرت امام و دغدغه خاطر مستمر ايشان است كه از همان آغازين‏روزهاي نهضت در سال 42 تا بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و حتي تا واپسين‏روزهاي حيات هم، بارها و بارها بدان اهتمام ورزيده و لزوم توجه به قرآن را تاكيدفرمودند. مثلا در يك سخنراني در سال 43 در مورد نقشه‏هاي استعمار بيان داشتند كه‏سلطه مستكبرين بر دولتهاي اسلامي در اثر دست‏برداشتن از قرآن كريم و اتكانداشتن بر قواعد اسلام بوده است [6] و در مقدمه مفصل وصيت نامه سياسي - الهي‏خود كه در واقع آخرين ديدگاه‏هاي ايشان درباره مسائل مختلف است، نوشتند:شايد جمله «لن يفترقا حتي يردا علي الحوض‏»اشاره‏باشد، بر اين كه بعد از وجودمقدس رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) هر چه بر يكي از اين دو گذشته است‏برديگري گذشته است و مهجوريت هر يك، مهجوريت ديگري است، تا آن‏گاه كه اين‏دو مهجور بر رسول خدا در «حوض‏»وارد شوند... اكنون ببينيم چه گذشته است‏بركتاب خدا، اين و ديعه الهي و ما ترك پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله و سلم). مسائل‏اسف‏انگيزي كه بايد براي آن خون گريه كرد، پس از شهادت حضرت علي‏عليه السلام شروع‏شد، خود خواهان و طاغوتيان قرآن كريم را وسيله‏اي كردند براي حكومت‏هاي ضدقرآني... و با قرآن در حقيقت قرآن را، كه براي بشريت تا ورود به حوض، بزرگ‏ترين‏دستور زندگاني مادي و معنوي بوده و هست، از صحنه خارج كردند[7].
همچنين در جاي ديگري فرمودند: قرآن مهجور و احكام قرآن مهجور است. به‏اين كه در ماذنه‏ها اذان بگويند و نماز بجا آورند، قرآن از مهجوريت‏بيرون نمي‏رود.البته قرائت قرآن و حاضر بودن قرآن در تمام شؤون زندگي انسان از امور لازم است،لكن كافي نيست. قرآن بايد در تمام شؤون زندگي ما حاضر باشد...[8].
نكته مهمي كه به عنوان يكي از محوري‏ترين اركان بازگشت‏به قرآن در بيانات‏امام به چشم مي‏خورد، اين است از نظر حضرت امام، بازگشت‏به قرآن، يعني‏بازگشت‏به اسلام راستين و حقيقي كه پيامبرصلي الله عليه وآله وسلم منادي آن بود. اين چنين ديدگاهي‏درباره قرآن، نه تنها به هيچ روي نمي‏تواند از سنت جدا باشد; بلكه در واقع، عين‏پيروي از سنت نيز هست. اين حقيقتي است كه با نگاهي گذرا به مقدمه وصيت نامه‏ايشان به خوبي قابل درك و دريافت است; علاوه بر اين در موارد متعدد ديگري هم‏بدان تصريح فرمودند. مثلا در كتاب ولايت فقيه در اين باره مي‏نويسند: قرآن‏مجيد و سنت، شامل همه دستورات و احكامي است كه بشر براي سعادت و كمال‏خود احتياج دارد. در كافي فصلي است‏به عنوان «تمام احتياجات مردم در كتاب وسنت‏بيان شده است‏»و كتاب يعني قرآن، «تبيان كل شي‏»است. روشنگر همه چيز وهمه امور است. امام سوگند ياد مي‏كند (طبق روايات) كه تمام آنچه ملت احتياج دارد،در كتاب و سنت است و در اين شكي نيست.[9] و در جايي ديگر مي‏فرمايند: انبياهم، همه چيزهايي كه مربوط به روح و مربوط به مقامات عقليه و مربوط به مراكزفيضيه است، براي ما بيان كرده‏اند و قرآن هم بيان كرده است و اهلش مي‏دانند.
[1] . تفسير و تفاسير جديد، ص‏10 - 9.
[2] . وصيت نامه سياسى الهى امام خمينى، ص‏2.
[3] . مطهرى، مرتضى; نهضت‏هاى اسلامى در صد ساله اخير، ص‏22 - 21.
[4] . خمينى (امام); صحيفه نور، ج‏13، ص‏123.
[5] . همان، ج‏1، ص‏186.
[6] . همان، ص‏88 با تصرف و تلخيص.
[7] . همان; وصيت نامه سياسى - الهى، ص‏2 - 1.
[8] . همان; صحيفه نور، ج‏16، ص‏39 با تصرف و تلخيص.
[9] . همان; ولايت فقيه، ص‏21.
 

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها