تقدیم به سرداران شهید و دیگر شهدای حادثه ی پیشین
سلام ای آشنا، ای قهرمان مَرد / شهید شهر من، ای جاودان مَرد
سلام ای پاسدار خاک ایران / سلام ای اسوه ی جمع دلیران
سلام ای غرقه خون خفته در خاک / سلام ای پر زده تا اوج افلاک
تو حیفت بود در بستر بمیری / دلت می خواست در سنگر بمیری
دلت می خواست مانند شهیدان / میان خون و خاکستر بمیری
تو حیفت بود با آن رزم و اخلاص / به مرگی ساده در بستر بمیری
خدا مُزدِ جهادت را عطا کرد / تو را هم زائر کرب و بلا کرد
علی ای شیر میدان های پیکار / تو ای فرمانده ی گردان ایثار
تو را بهر شهادت آفریدند / تنت را خلعتی خونین بریدند
و بر آن قامت بالا بلندت / قبا از پرچم ایران کشیدند
چه زیبا با شهادت پر گرفتی / خدای عشق را در بر گرفتی
تو سردار رشید انقلابی / شهید دین ، شهید انقلابی
تو را این خانه زندان بود سردار / دلت را عزم میدان بود سردار
سزای مرغ روحت کِی قفس بود /که گلزار شهیدان بود سردار
شما را مهمان خوانده آمد / همان از قافله جا مانده آمد
شهیدان چشمتان روشن که اینک / به دیدار شما فرمانده آمد
کمال افتخار و عزتی تو / شهید سرزمین وحدتی تو
سراپا معرفت یادت گرامی / شهید امنیت یادت گرامی
تو مرد جبهه های جنگ بودی / شهیدان را بسی دلتنگ بودی
تو پیمان بسته بودی تا نمانی / از آن یاران عاشق جا نمانی
چه یارانی که بر دوش سترگت / به وصل حضرت جانان رسیدند
به جنت سالهای سال سردار / شهیدان انتظارت می کشیدند
تو میدان رفته ی والفجر هشتی / که در اوج خلوص از جان گذشتی
طریق القدس با خونت عجین بود / تو را وِردِ زبان فتح المبین بود
به قربان دل پُر درد و رنجت / فدای کربلای چار و پنجت
تو را بیت المقدس یاد دارد / نشان از همتت مرصاد دارد
تو آن رزمنده ی پُر اجر و قدری / که از دلدادگان نصر و بدری
تو از خاکی ترین فرماندهانی / شهید امنیت در سیستانی
تو ای فرمانده جان دادی چه مظلوم / در آغوش بلوچستان محروم
چه محکم بود فریاد رسایت / غرور چفیه روی شانه هایت
تو رفتی تا که وحدت زنده باشد / و پیمان اخوت زنده باشد
تو غلتیدی به خاک و خون که میهن / به عشق استقامت زنده باشد
هزاران بید مجنون دارد این خاک / سراسر ریشه در خون دارد این خاک
تو را کُشتند اما زنده ای تو / که تا روز ابد رزمنده ای تو
فداکاری و یاری کُشتنی نیست / رگ خدمت گزاری کُشتنی نیست
تو را کُشتند چون باور نکردند / مرام پاسداری کُشتنی نیست
به خون پاکت ای فرمانده سوگند / که یاران انتقامت را بگیرند
تو را کُشتند اما جای غم نیست / که دشمن خاک پوتین تو هم نیست
مبارک بادت این وصل شهادت / مبارک بادت این فیض سعادت
گروهی جان و تَن را می فروشند / ولی جمعی وطن را می فروشند
تو سردار وطن بودی دلاور / نه اهل جان و تن بودی دلاور
فدای آن نگاه آخر تو / فدای پاره های پیکر تو
بخواب آسوده و آرام سردار / که می مانند یارانت خبردار