0

بانک مقالات جغرافیا

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات جغرافیا

 9 : مدرس علوم انساني تابستان 1387; 12(2 (پياپي 57) (جغرافيا)):181-211.
 
تحليل سينوپتيکي عوامل ايجاد بارشهاي سيل زا در استان گلستان
 
لشكري حسن*,اصغرپور منيره,متكان علي اكبر
 
* دانشكده علوم زمين، دانشگاه شهيد بهشتي، تهران، ايران
 
 

براي مطالعه بارشهاي سيل زا در جنوب شرق درياي خزر از نقشه هاي سينوپتيک روزانه سازمان هواشناسي در چهار سطح (سطح زمين، تراز 850 ، 700 و 500 هکتو پاسکال) از سال 1992 - 2003 استفاده شد. نتايج به دست آمده بيانگر آن است که پنج نوع توده هوا و سامانه هاي فشاري در ريزش بارش جنوب شرق درياي خزر موثر است که عبارتند از: سامانه پرفشار مهاجر اروپايي، سامانه پرفشار سيبري، پرفشار جنب حاره اي، کم فشار موسمي و سامانه کم فشار سوداني. بنابراين شرايط سينوپتيکي لازم براي ايجاد بارشهاي سيل زا در فصل گرم سال در استان گلستان عبارتند از: فرارفت هواي سرد روي درياي خزر به وسيله سامانه پرفشار مهاجر اروپايي و همرفت گرم و مرطوب از شرق و جنوب شرق به وسيله سامانه کم فشار موسمي در سطح زمين و ريزش هواي سرد در منطقه واگرايي ناوه شمال روسيه در تزار فوقاني جو روي درياي خزر. نفوذ سامانه پرفشار مهاجر اروپايي از شمال شرق و ريزش هواي سرد جنب قطبي از يکسو و نفوذ زبانه هاي سامانه کم فشار سودان از جنوب و جنوب غرب از سوي ديگر در سطح زمين و نفوذ سامانه پر ارتفاع جنب حاره اي تا بخشهاي مرکزي درياي خزر در لايه هاي مياني جو و واقع شدن درياي خزر در منطقه واگرايي ناوه شمال آرال.

 
كليد واژه: بارش سيل زا، پرفشار، كم فشار، استان گلستان
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391  11:52 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات جغرافیا

 10 : مدرس علوم انساني تابستان 1387; 12(2 (پياپي 57) (جغرافيا)):213-255.
 
تحليل و بررسي همپوشي سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران در تعامل با جمهوري آذربايجان با واقعيتهاي ژئوپليتيک
 
مجتهدزاده پيروز*,حسين پورپويان رضا,كريمي پور يداله
 
* گروه جغرافياي، دانشگاه تربيت مدرس، تهران، ايران
 
 

پژوهش حاضر با طرح يک سوال اصلي، دو فرضيه و با ارايه يک بررسي و تحليل ژئوپليتيک، سياست خارجي ايران در قبال جمهوري آذربايجان را بر اساس برخي از مهمترين واقعيتهاي ژئوپليتيک و جغرافيايي موجود بين دو کشور، بررسي و نقد مي کند. پژوهش حاضر به اين نتيجه رسيده است که سياست عدم سازش جمهوري آذربايجان و تا حدودي عدم استراتژي مدون و هدفمند از طرف جمهوري اسلامي ايران باعث شده است تا واقعيتهاي ژئوپليتيک و جغرافيايي مثبت و پيونددهنده، نظير همسايگي، اشتراک مذهبي، تجانس جمعيتي، منافع مشترک، وابستگيهاي جغرافيايي و ژئوپليتيک و اشتراکات فرهنگي و تاريخي و ... به حد کافي نتوانند روابط نزديکي بين طرفين ايجاد کنند. همچنين يافته هاي تحقيق نشان مي دهد که هر چند اين مساله تا حدودي از طرف ايران با توجه به مواضع تند ناسيوناليستي و پافشاري بر سياست عدم سازش از سوي آذري ها قابل درک مي باشد، اما جمهوري آذربايجان در مورد استراتژي سياست خارجي خود در قبال جمهوري اسلامي ايران، هيچ دليل منطقي و واقع بينانه اي که بتوان سياست عدم سازش اين جمهوري را بر اساس آن قابل توجيه کرد، تاکنون ارايه نکرده است. در نهايت، پژوهش حاضر هدف کلي و استراتژي ذيل را براي سياست خارجي ايران در مقابل جمهوري آذربايجان پيشنهاد مي کند:
هدف کلي: سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران در تعامل با جمهوري آذربايجان بر اساس واقعيتهاي ژئوپليتيک و جغرافيايي موجود بين دو کشور پايه ريزي شود.
استراتژي: توسعه روابط متقابل بر اساس حسن همجواري از طريق آگاهي و درک درست از وابستگيهاي متقابل ژئوپليتيک، علايق ژئوپليتيک، اهداف و منافع ملي مشترک و علايق ساير بازيگران موثر در روابط فيمابين، همچنين اعتمادسازي به سمت تقويت و تعميق روابط و سياست خارجي دو کشور بر اساس واقعيتهاي ژئوپليتيک.

 
كليد واژه: جمهوري اسلامي ايران، جمهوري آذربايجان، واقعيت هاي ژئوپليتيك، استراتژي ژئوپليتيك سياست خارجي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391  11:52 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات جغرافیا

 1 : مدرس علوم انساني بهار 1386; 11((پياپي 53) (ويژه نامه جغرافيا) ):1-28.
 
بررسي فرايند دمکراسي سازي در بخشهاي امنيتي: مطالعه موردي کشورهاي غرب آفريقا
 
احمدي سيروس*
 
* مركز مطالعات آفريقا، دانشگاه تربيت مدرس، تهران، ايران
 
 

در دهه هاي اخير، مناطق مختلف آفريقا شاهد بحرانها و مناقشات متعدد بود. غرب آفريقا نيز از اين امر مستثنا نبود و امنيت اين منطقه از آفريقا در برهه اي به شدت مورد تهديد قرار گرفت. اما در اين منطقه، سازوکارهايي به کار گرفته شد تا بحرانها تحت مديريت قرار گرفته، مناقشات کاهش يابند. در اين مقاله سعي شده نشان دهيم که ايجاد فضاهاي مردم سالارانه، تعويض دولتهاي در حال فروپاشي به دولتهاي برآمده از صندوق راي، موقعيتهاي بديعي را براي اصلاح در بخش هاي امنيني منطقه به وجود آورد. در اين تحقيق، دولتهاي آفريقايي بر اساس برخي معيارهاي اساسي طبقه بندي شده اند تا وضعيت مديريت بخشهاي امنيتي آنها به دست آيد. در واقع، تلفيق قواعد در سطح منطقه و فعاليت بخش غير دولتي موجب حسن حکومت داري حتي در بخش امنيتي در سطح ملي و منطقه اي خواهد شد. اما پذيرش اصول حکومت داري خوب توسط دولتها الزاما به تغييرات عميق در آنها نمي انجامد. لذا ضرورت برنامه اي براي مديريت بخش امنيتي در سطح زير منطقه و ملي احساس شد تا زمينه هاي لازم براي تحقق اصلاحات در بخش امنيتي غرب آفريقا فراهم آيد. علي رغم کندي برخي کشورهاي منطقه در اين راه، شاهد پيشرفتهاي خوبي بوديم که در جدول «طبقه بندي کشورها»، وضعيت هر کدام از شانزده کشور غرب آفريقا، ماهيت حکومتداري، توانمنديها و ميزان اصلاحات در بخش امنيتي آنها نشان داده شده است.

 
كليد واژه: غرب آفريقا، دمکراسي سازي، بخش امنيتي، اکواس، اصلاحات
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391  11:52 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات جغرافیا

 2 : مدرس علوم انساني بهار 1386; 11((پياپي 53) (ويژه نامه جغرافيا) ):29-55.
 
تعيين حساسيت بالقوه سطوح شيب دار در حوضه هاي کوهستاني، نسبت به وقوع زمين لغزشها، با استفاده از روش تعيين عامل ويژه مطالعه موردي: حوضه قرنقوچاي واقع در دامنه شرقي کوهستاني سهند (آذربايجان شرقي)
 
بياتي خطيبي مريم*
 
* گروه پژوهشي جغرافيا، دانشگاه تبريز، ايران
 
 

وقوع لغزش در سطوح شيب دار حوضه هاي کوهستاني، نتيجه عملکرد فرايندهاي مختلف و تاثير چندين عامل ويژه است. نوع واحدهاي سنگي، شيب، نوع کاربري، ميزان بارندگي، حضور گلسها، عبور جاده ها از کمرکش کوهستانها و جريان آبها در دره ها، از جمله عواملي هستند که در وقوع لغزشها در نواحي کوهستاني، نقش تعيين کنند دارند، اما در يک محدوده خاص، عامل ويژه اي نقش برجسته تري در وقوع لغزشها ايفا مي کند که در اقدامات پيشگيرانه، تعيين چنين عامل ويژه از اهميت خاصي برخوردار است. در حوضه قرنقوچاي که از نظر نوع واحدهاي سنگي، ويژگي ژئومورفولوژيکي و زمين شناسي و همچنين نحوه ارتباط انسان با محيط، تنوع خاصي وجود دارد، به لحاظ اين تنوع، علل وقوع لغزشها نيز در قسمتهاي مختلف حوضه، متفاوت و متنوع است. در اين مقاله، با استناد به پراکندگي لغزشها بر روي 9 لايه مختلف از نقشه هاي عامل، فراواني وقوع لغزشها محاسبه و با استفاده از روش تعيين عامل ويژه، از بين عوامل مختلف، عامل اصلي تحريک کننده شيبها نسبت به وقوع زمين لغزشها، تعيين شده و در نهايت با بهره گيري از نرم افزار Arc-View، محدوده حوضه قرنقوچاي از نظر حساسيت به وقوع لغزش، پهنه بندي شده است. اين محاسبات و نقشه نهايي تهيه شده نشان مي دهد که محدوده خاکسترهاي آتشفشاني و مارنها که لغزشهاي بزرگ قديمي نيز در گذشته بر روي آنها اتفاق افتاده، مساعدترين بستر را براي وقوع لغزشها فراهم مي سازند. در بخشهاي ديگر حوضه، کشت آبي که با آشفتگي شديد دامنه ها نيز همراه شده، به عمده ترين عامل تحريک کننده دامنه ها نسبت به وقوع لغزشها تبديل گرديده است.

 
كليد واژه: عامل ويژه، پهنه بندي خطر زمين لغزش، حوضه قرنقوچاي، حوضه هاي کوهستاني، GIS
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391  11:53 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات جغرافیا

 6 : مدرس علوم انساني بهار 1386; 11((پياپي 53) (ويژه نامه جغرافيا) ):153-181.
 
امکان سنجي نواحي مستعد توسعه اکوتوريسم در استان کهگيلويه و بويراحمد
 
شايان سياوش*,پارسايي اسماعيل
 
* گروه جامعه شناسي، دانشگاه تربيت مدرس، تهران، ايران
 
 

اين پژوهش، شناسايي نواحي مستعد، توسعه اکوتوريسم در استان کهگيلويه و بويراحمد را مد نظر دارد. امکان سنجي نواحي مستعد توسعه اکوتوريسم با استفاده از مدل اکوتوريسم انجام شد. هر يک از پارامترهاي ارايه شده در مدل، از قبيل شکل زمين (درصد شيب، ارتفاع از سطح دريا و جهتهاي جغرافيايي)، خاک شناسي (حاصلخيزي، عمق، بافت و زهکشي)، پوشش گياهي (تراکم، فرم رويشي و وضعيت مراتع)، سنگ شناسي، مناطق حفاظت شده، وضعيت اقليمي (توزيع دما، رطوبت، روزهاي آفتابي، سرعت متوسط باد) و دبي آب، به طور جداگانه بررسي و براي هر يک نقشه رقومي تهيه گرديد. لايه هاي فوق، طبق هدف مورد نظر و بر اساس داده هاي پيشنهادي مدل اکوتوريسم کلاسه بندي شد. تجزيه و تحليل، جمع بندي و ارزيابي داده ها با استفاده از GIS صورت گرفت و در نهايت، نقشه پهنه بندي نواحي مستعد توسعه اکوتوريسم استان توليد شد. همچنين با استفاده از روش ترجونگ، وضعيت زيست اقليم انساني در استان مورد مطالعه قرار گرفت. يافته هاي تحقيق نشان مي دهد که با در نظر گرفتن توام يافته ها در بخش امکان سنجي نواحي مستعد توسعه اکوتوريسم و يافته هاي تحقيق در بخش اقليم آسايش، شهرستانهاي بويراحمد و دنا براي تفرج تابستانه و شهرستانهاي گچساران و کهگيلويه براي تفرج زمستانه مناسبند. همچنين هر يک از شهرستانهاي استان به لحاظ ميزان برخورداري از زيرساختهاي توسعه توريسم مورد بررسي قرار گرفت. بر اين اساس، شهرستانهاي دنا و گچساران براي ارايه خدمات و پشتيباني گردشگري، توانمندي بيشتري دارند.

 
كليد واژه: اکوتوريسم، اکوتوريسم متمرکز، اکوتوريسم گسترده، کهگيلويه و بويراحمد، سيستم اطلاعات جغرافيايي (GIS)
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391  11:53 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات جغرافیا

 5 : مدرس علوم انساني بهار 1386; 11((پياپي 53) (ويژه نامه جغرافيا) ):117-152.
 
منطق حل مساله علمي
 
ساعي علي*
 
* گروه جامعه شناسي، دانشگاه تربيت مدرس، تهران، ايران
 
 

اين مقاله بر مبناي رهيافت عقلانيت انتقادي نوشته شده است. مهمترين هدف مقاله، تنظيم يک دستگاه معرفتي براي حل مساله علمي است. در اين نوشتار ابتدا به طرح مسايل روش شناسي پرداخته، آنگاه، به دو سوال روش شناختي پاسخ داده شده است: مساله علمي چيست و چگونه مي توان مساله يابي کرد. در پاسخ به سوال اول، پس از استدلال در باب مساله، دو نوع مساله از هم تفکيک گرديده است: مساله تئوريک و مساله اجتماعي. در پاسخ به سوال دوم، خاستگاه مساله تئوريک در دانش علمي و منشا مساله اجتماعي در واقعيت جستجو شده است. در ادامه، منطق حل مساله را بر دو نوع استدلال استوار ساخته ايم: 1) استدلال عقلاني (نظري)، 2) استدلال تجربي نقادانه. در استدلال عقلاني، راه حل موقت مساله و در استدلال تجربي، داوري انتقادي در باب صدق يا کذب آن راه حل مورد بحث قرار گرفته است. اين دو نوع استدلال را بر شيوه آزمون و خطا استوار ساخته ايم. از حيث روش شناختي براي تجربه، دو مقام قايل شده ايم: مقام گردآوري و مقام داوري و تاکيد شده که مقام گردآوري تجربه جدا از مقام داوري آن است. روشهاي تحليل کمي و کيفي را به عنوان روشهاي داوري مورد بحث قرار داده ايم. ويژگي ديگر اين نوشتار اين است که روش علمي فرموله شده در مقاله را در تبيين تئوريک مساله عدم تحکيم دمکراتيک در ايران به کار برده، حسب آن، مقاله هم بعد تئوريک و هم بعد تجربي پيدا کرده است.

 
كليد واژه: معرفت، واقعيت، تحکيم دمکراتيک، مساله، فرموله کردن مساله، تبيين تئوريک مساله و داوري تجربي نقادانه
 
 

بارگیری متن کامل:

چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391  11:53 AM
تشکرات از این پست
baranf
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات جغرافیا

 8 : مدرس علوم انساني بهار 1386; 11((پياپي 53) (ويژه نامه جغرافيا) ):215-238.
 
تحليل بحران آب دشت نيشابور
 
فرج زاده اصل منوچهر*,حسيني آمنه بيگم
 
* گروه سنجش از دور، دانشگاه تربيت مدرس، تهران، ايران
 
 

کمبود آب و عدم مديريت صحيح منابع آب قابل دسترس، بحران آبي را ايجاد مي کند که وقوع خشکساليها باعث تشديد آن مي گردد و داراي ابعاد مختلف زيست محيطي، اجتماعي و اقتصادي است. در پژوهش حاضر، بحران آب در دشت نيشابور مورد بررسي قرار گرفته است. براي اين مطالعه از داده هاي آب و هوايي، هيدرولوژي، زمين شناسي و کاربري اراضي استفاده شده و تحليل وضعيت آبخوان دشت، بيلان هيدرولوژيکي، بررسي نيازهاي آبي و نقش کاربري ارضي در بروز بحران و نهايتا تحليل توزيع فضايي بحران بررسي شده است. نتايج حاصل از اين بررسي نشان داد که مخزن دشت نيشابور داراي کسري مخزني در حدود 200 ميليون متر مکعب است و مناطق داراي پتانسيل بحران متوسط تا شديد حدود 50 درصد از پوشش دشت را دارا است که با توجه به کاربري اراضي موجود، پيشنهاد تغيير و اصلاح کاربريها براي مناطق داراي بحران ارايه شده تا بدين وسيله بتوان بحران آب را تحت کنترل درآورد و از شدت آن کاست.

 
كليد واژه: هيدرولوژي، دشت نيشابور، منابع آب، بحران آب، کاربري اراضي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391  11:53 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات جغرافیا

 9 : مدرس علوم انساني بهار 1386; 11((پياپي 53) (ويژه نامه جغرافيا) ):239-256.
 
تحليل موقعيت رودباد در رابطه با سامانه هاي بارشي غرب کشور (استانهاي ايلام و کرمانشاه)
 
فرج زاده اصل منوچهر*,لشكري حسن,خوراني اسداله
 
* گروه جغرافيا، دانشگاه تربيت مدرس، تهران، ايران
 
 

اين مطالعه با هدف تعيين موقعيت و چگونگي استقرار رودباد روي منطقه غرب کشور و سرعت آن به هنگام تسلط سامانه هاي سينوپتيک بارش زا در سطح زمين انجام گرفته است. به اين منظور، داده هاي بارشي 7 ايستگاه در دو استان ايلام و کرمانشاه در دوره 10 ساله 1990 تا 1999 ميلادي، تعداد 60 سامانه انتخاب شده و نقشه هاي سطوح فوقاني 54 سامانه آنها که در دسترس بود، مورد بررسي قرار گرفت. تحليلهاي مورد نياز با بررسي نقشه هاي دو روز قبل از بارش، روز آغاز بارش و روزهاي حداکثر بارش صورت گرفت. نتايج اين بررسي نشان داد که در دو روز قبل از بارش، مسيرهاي رودباد داراي انحناي آنتي سيکلوني بوده که در روزهاي آغاز و حداکثر بارش، انحناي سيکلوني کسب مي کنند. ميزان گراديان مداري جريانات رودباد نيز به ميزان زيادي در روزهاي حداکثر بارش، بيشتر از ساير روزهاي بارندگي است و در روزهاي قبل از بارش به کمترين ميزان خود مي رسد. هسته هاي رودباد نيز در دو روز قبل از بارش پراکنده بوده، در روزهاي آغاز و حداکثر بارش در دو منطقه متمرکز شده اند. اولين منطقه در عرضهاي 25 تا 30 درجه شمالي و طول 32.5 تا 42.5 درجه شرقي (شمال شرقي درياي سرخ) قرار داشته، منطقه ديگر در عرضهاي 35 تا 39 درجه شمالي و طول 45 تا 50 درجه شرقي (جنوب غربي درياي خزر) است. بين سرعت هسته هاي روباد و ميزان بارش سامانه ها، رابطه خطي خاصي وجود ندارد که اين امر به علت تاثير عوامل متعدد در ميزان بارش سامانه ها است. حداکثر اعمال اثر رودباد در منطقه مورد مطالعه در شرايطي است که روباد در سطوح بالاي تروپسفر (200 هکتوپاسکال)، در جنوب رودباد سطوح پايينتر (300 هکتوپاسکال) قرار بگيرد، به گونه اي که رودباد در سطوح پايين تروپسفر به منطقه مورد مطالعه نزديک باشد.

 
كليد واژه: آب و هواشناسي، سينوپتيک، رودباد، ايلام، کرمانشاه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391  11:53 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات جغرافیا

 5 : مدرس علوم انساني تابستان 1385; 10(2 (پياپي 45) ويژه نامه جغرافيا):103-122.
 
استفاده از سيستم اطلاعات جغرافيايي در براورد فرسايش خاك و توليد رسوب حوزه آبخيز نوژيان (جنوب شرقي خرم آباد)
 
داوري مسعود,بهرامي حسينعلي*,قدوسي جمال,طهماسبي پور ناصر
 
* دانشگاه تربيت مدرس، تهران، ايران
 
 

فرسايش خاك يكي از عوامل اصلي در كاهش حاصلخيزي خاك، انباشت رسوبات در آبراهه ها، كانالهاي آبياري و رودخانه ها، كاهش ظرفيت مخازن سدها، تشديد وقوع سيلابهاي مخرب و آلودگي محيط زيست مي باشد. به منظور جلوگيري از پيامدهاي منفي فرسايش خاك و توليد رسوب در حوزه هاي آخيز ضرورت دارد تا مقدار رسوب و منبع توليد آن مشخص شود. از آنجايي كه اكثر حوزه هاي آبخيز كشور بدون ايستگاههاي رسوب سنجي مي باشند، استفاده از مدلهاي ابداع شده در اين زمنيه در براورد توليد رسوب الزامي مي باشد. در اين تحقيق كه در حوزه آبخيز نوژيان واقع در جنوب شرقي خرم آباد انجام شده است، براورد فرسايش و رسوب حوزه آبخيز نوژيان واقع در استان لرستان با استفاده از مدل MPSIAC و با بهره گيري از سيستم اطلاعات جغرافيايي GIS بررسي شده است. در اين راستا براي اجرايي كردن مدل MPSIAC، پس از ورود لايه هاي اطلاعاتي به محيط GIS و وزن دهي آنها، از تلفيق اين لايه ها، حوزه آبخيز مطالعه شده به 527 واحد همكن تفكيك شد؛ سپس شدت فرسايش و توليد رسوب در اين واحدهاي همگن محاسبه شد. نتيجه به دست آمده نشانگر اين است كه ميزان رسوب براورد شده با استفاده از مدل MPSIAC حدود 489372.2 تن در سال مي باشد. با توجه به اينكه ميزان رسوب اندازه گيري شده در محل ايستگاه هيدرومتري كشور معادل 812410 تن در سال است، نسبت مقدار رسوب براورد شده با استفاده از مدل MPSIAC به آمار رسوب اندازه گيري شده 0.602 برابر است. نتيجه بررسيهاي انجام شده در مورد اختلاف موجود بيانگر اين واقعيت است كه كاليبره كردن مدلهاي تجربي از طريق اصلاح نارساييهاي موجود در آنها در تطبيق با شرايط خارج از محل ابداع آنها امري ضروري و گريزناپذير است. بنابراين، ضرورت دارد تا پيش از آنكه با اطمينان اقدام به رد يا قبول نتيجه حاصل از به كارگيري اين مدل شود، در آبخيزهاي معرف كشور، كاليبره كردن مدل در تطبيق كامل با شيوه هاي ابداع آن مد نظر قرار گرفته، سپس اقدام به واسنجي آن كرد.

 
كليد واژه: فرسايش خاك، رسوبدهي، حوزه آبخيز، واحدهاي كاري همگن، MPSIAC ،GIS
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391  11:54 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات جغرافیا

 3 : مدرس علوم انساني بهار 1386; 11((پياپي 53) (ويژه نامه جغرافيا) ):57-100.
 
دولت الکترونيکي و نقش آن در ساماندهي نظام تجاري شهر (مطالعه موردي: کلانشهر تهران)
 
پرهيزكار اكبر*,غفاري گيلانده عطا,ركن الدين افتخاري عبدالرضا,مانيان امير
 
* گروه جغرافيا، دانشگاه تربيت مدرس، تهران، ايران
 
 

با توجه به آنکه دولت الکترونيکي، مقوله نوپايي است و اقتباس آن در سطوح متفاوتي از تکامل و پيچيدگي در ميان کشورهاي مختلف قرار دارد. در اين مقاله سعي شده ابتدا بر اساس پالايش موارد مورد مراجعه از رهاوردها، دورنماها، راهبردها، ابتکار عملها و تجارب مطرح در عرصه به کارگيري دولت الکترونيکي و استخراج اصول مسلم و بديهي در يک مجموعه متوازن و کل نگر، به طرح يک مدل مرجع (به عنوان معيار سنجش) در مسير تکامل دولت الکترونيکي اقدام شود. سپس تبيين وضعيت موجود از پيشرفت دولت الکترونيکي در شهر تهران بر مبناي معيار سنجش حاصل و تحليل شکاف نسبت به وضعيت ايدئال صورت گرفته است. نتايج بررسي به عمل آمده، گوياي آن است که دولت الکترونيکي در شهر تهران با توجه به وجود شکاف بالا، فاقد قابليتهاي لازم در پوشش مولفه هاي نظام تجاري شهر از منظر مديريت يکپارچه شهري است. لذا فرايند ارزيابي نقش دولت الکترونيکي در ساماندهي نظام تجاري شهر، در يک تحليل قياسي و بر مبناي مقايسه تطبيقي از امکان اقتباس قابليتهاي مدل ايدئال در پوشش مولفه هاي نظام تجاري شهر، انجام پذيرفته است.

 
كليد واژه: مديريت يکپارچه شهري، نظام تجاري شهر، دولت الکترونيکي، تجارت الکتريکي، تهران
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391  11:54 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات جغرافیا

 4 : مدرس علوم انساني بهار 1386; 11((پياپي 53) (ويژه نامه جغرافيا) ):101-115.
 
شناسايي ويژگيهاي سوانح محيطي منطقه شمال غرب ايران (نمونه مطالعاتي: خطر توفانهاي تندري در تبريز)
 
خوشحال دستجردي جواد*,قويدل رحيمي يوسف
 
* گروه جغرافيا، دانشگاه اصفهان، ايران
 
 

در اين پژوهش با استفاده از داده هاي مربوط به فراواني وقوع توفانهاي تندري در تبريز به عنوان نمونه اي از اقليم شمال غرب ايران، خصوصيات زماني و آماري توفانهاي تندري مورد مطالعه قرار داده شده است. در اين مطالعه بر حسب مورد از روشهاي تعيين همبستگي رتبه اي اسپيرمن، تحليل روند خطي و پلي نوميال درجه 6 و نيز روش تحليل خوشه اي ادغام بر حسب متوسط درون گروهي با معيار فاصله بلوکي براي طبقه بندي ماهانه وقوع توفانهاي تندري استفاده شده است. اين مطالعه نشان داد که در مقياس زماني ماهانه، ماه مه و در بازه فصلي، بهار داراي بيشترين فراواني وقوع توفانهاي تندري هستند. آمار هواشناسي نشان مي دهد که به هنگام وقوع توفانهاي تندري، پديده هاي اقليمي فرعي خطرناکي مانند تگرگ، رگبارهاي سنگين و سيل آسا، بادهاي شديد و صاعقه، پديده غالب اقليمي تبريز هستند. سوانح اقليمي ياد شده به عنوان بخشي از ماهيت اقليم تبريز و کل منطقه شمال غرب ايران، هر ساله خسارات فراوان اقتصادي - اجتماعي و زيست محيطي را متوجه مردم به ويژه کشاورزان و دامداران مي کنند. توزيع احتمال وقوع توفانهاي تندري تبريز، مبين اجتناب ناپذير بودن وقوع آنها به ويژه در دوره هاي برگشت کوتاه مدت است و از اين رو، توفانهاي تندري و پديده هاي فرعي ناشي از آن در تبريز يک خطر مخرب دايم محسوب مي گردد.

 
كليد واژه: بلاياي طبيعي اقليمي، توفانهاي تندري، تحليل خوشه اي، تگرگ، صاعقه، تبريز
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391  11:54 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات جغرافیا

 6 : مدرس علوم انساني تابستان 1385; 10(2 (پياپي 45) ويژه نامه جغرافيا):123-138.
 
استفاده از اطلاعات تراكم حاشيه در طبقه بندي مناطق شهري - روستايي با داده هاي سنجش از دور
 
صمدي زهرا,علي محمدي عباس*
 
* گروه GIS، دانشكده مهندسي ژئوماتيك، دانشگاه صنعتي خواجه نصير، تهران، ايران
 
 

نحوه عمل در اكثر الگوريتمهاي طبقه بندي متداول در سنجش از دور، بر اساس ويژگيها و اطلاعات طيفي پيكسلها مي باشد. اين مساله ضمن ناديده گرفتن مقدار زيادي از اطلاعات فضايي موجود در تصوير با افزايش قدرت تفكيك فضايي در ماهواره ها، باعث افزايش اطلاعات غير مفيد (نويز) و افزايش تشابه طيفي بين طبقات و در نتيجه افزايش واريانس داخلي مي شود كه در نهايت منجر به آثار منفي بر دقت طبقه بندي مي گردد. به منظور رفع يا كاهش اين مشكلات، استفاده توام از اطلاعات طيفي و محيطي مي تواند به تفكيك كاربريهايي كه از لحاظ طيفي مشابه مي باشند، كمك موثري كند.
در اين تحقيق مزاياي حاصل از تركيب اطلاعات تراكم حاشيه استخراج شده از طبقه بندي مبتني بر ويژگيهاي طيفي عناصر تصوير با روشهاي طبقه بندي حداكثر احتمال، حداقل فاصله از ميانگين و مورد ماهالانوبيز بررسي شده است.
اين روش براي داده هايي با توان تفكيك مكاني بالا كه حاوي اطلاعات جزيي زيادتري مي باشند و همچنين مناطقي با پديده هاي متفاوت و داراي تراكمهاي حاشيه مختلف مي تواند مناسبتر باشد. كارايي استفاده از اطلاعات تراكم حاشيه در بهبود دقت طبقه بندي با داده هاي چند طيفي ماهواره اسپات و عكس هوايي مربوط به بخشي از منطقه حاشيه تالاب انزلي در استان گيلان كه داراي پديده هاي متنوع و كاربريهاي مختلف مي باشد، ارزيابي شده است. نتايج حاصل نشاندهنده افزياش دقت كلاسهاي اطلاعاتي بويژه با تفكيك پذيري طيفي ضعيف مي باشد. روش طبقه بندي ماهالانوبيز در كلاسهاي اطلاعاتي مراكز شهري - روستايي (74.60 درصد)، رودخانه و كانال (66.87 درصد) بترتيب با 14.06 و 6.57 درصد افزايش در داده هاي ماهواره اي و كلاسهاي مجتمع درختي و باغات (74.37 درصد)، رودخانه اصلي (59.44 درصد)، كشاورزي (46.38 ) و مناطق مسكوني (68.09 درصد) بترتيب 11.78، 36.61، 28.09 و 53.29 درصد نسبت به طبقه بندي مبتني بر اطلاعات طيفي پيكسلها در داده هاي عكس هوايي افزايش دقت را نشان مي دهند.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391  11:54 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات جغرافیا

 7 : مدرس علوم انساني تابستان 1385; 10(2 (پياپي 45) ويژه نامه جغرافيا):139-158.
 
كاربرد منطق فازي در تبديل روستا به شهر: استان تهران
 
گلي علي*,عسگري علي
 
* بخش علوم اجتماعي، دانشگاه شيراز، شيراز، ايران
 
 

در تفكرات موجود برنامه ريزي، سكونتگاه هاي انساني يا شهر هستند و يا روستا. در واقعيت، سكونتگاه ها داراي نتوع بيشتري مي باشند و تعاريف رايج از شهر و روستا به لحاظ اداري، سياسي و علمي مصداق كامل، مانع و جامع ندارد. رويكرد موجود در تبديل يك سكونتگاه روستايي به شهر در كشور، ريكردي دو ارزشي (دو وجهي) است كه حاكي از عدم توجه كامل به ابعاد متنوع، خصايص و ويژگيهاي اينگونه از سكونتگاه ها است و فقط تقاضاهاي مردمي و عوامل سياسي در شكل گيري و تبديل يک روستا به شهر تاثير دارند.
استفاده از مدلهاي مبتني بر منطق فازي، به عنوان يك رويكرد نسبي در شناسايي و دسته بندي سكونتگاه ها مي تواند علاوه بر تنوع بخشي در تقسيم بندي سكونتگاه هاي انساني، پايداري و كارامدي آنها و بويژه در روستاهاي متقاضي تبديل شدن به شهر را در پي داشته باشد. تبديل روستا به شهر بدون ايجاد بسترهاي مناسب در ابعاد اجتماعي، اقتصادي، كالبدي و زير بنايي علاوه بر افزايش هزينه هاي بخش عمومي به دليل عدم توانايي ساكنان در كمك و تامين هزينه ها، سبب افزايش سطح توقع و انتظار ساكنان اين سكونتگاه ها و تقويت باور تلاش در تبديل روستا به شهر به منظور جذب حمايتهاي مالي و اعتباري جهت توسعه و عمران روستا، مي شود. شناسايي سكونتگاههاي مساعد و پيش بيني در خصوص نحوه تغيير و تحول آنها و انجام اقدامات لازم در خصوص بسترسازي مناسب جهت شكل گيري زمينه هاي اجتماعي، اقتصادي، كالبدي و زير بنايي جهت تبديل شدن اين سكونتگاه ها به شهر نه تنها زمينه هاي مشكلات ياده شده را از ميان برداشته، بلكه امكان جذب سرمايه گذاري بخش خصوصي را نيز فراهم آورده و سبب شكلگيري نظامي پويا و متحول از سلسله مراتب سكونتگاهي خواهد شد كه از حيات اقتصادي برخوردار بوده و قادر به توسعه و دستيابي به سطوح بالاتر نظام سكونتگاهي بدون نياز به سرمايه گذاري بخش عمومي خواهد بود.
در اين مقاله با طرح ناكارامدي الگوي موجود در تبديل روستا به شهر، به آزمون چگونگي استفاده از منطق فازي در شناسايي و تبديل روستاهاي مستعد به شهر پرداخته شده است. هدف مطالعه حاضر نيز استفاده از منطق فازي در شناخت سكونتگاه هاي روستايي مستعد به منظور تبديل شدن به شهر است و سوال اساسي كه هدف نهايي پاسخگويي به آن مي باشد، عبارت است از اينكه آيا شناخت سكونتگاه هاي روستايي مستعد تبديل شدن به شهر با رويكرد فازي امكان پذير است؟ به منظور پاسخ به اين سوال و ارزيابي امكان پذيري آن، سكونتگاه هاي روستايي استان تهران به عنوان نمونه مطالعاتي انتخاب و آزمون كاربرد رويكرد مزبور بر آن اعمال و سكونتگاه هاي مستعد تبديل شدن به شهر استخراج شده است.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391  11:54 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات جغرافیا

 8 : مدرس علوم انساني تابستان 1385; 10(2 (پياپي 45) ويژه نامه جغرافيا):159-182.
 
برآورد دوره هاي بازگشت و فواصل اطمينان بارش موثر براي كشت برنج در جلگه مازندران
 
مجرد فيروز*,نصيري شيدا
 
* گروه جغرافيا، دانشگاه رازي، كرمانشاه، ايران
 
 

مقادير بارش موثر به عنوان بخشي از نياز آبي محصول برنج در جلگه مازندران، به لحاظ اهميت بالاي اين جلگه در تامين برنج كشور، به تفكيك واريته هاي زودرس و ديررس، به روشهاي مختلف محاسبه و در نهايت با استفاده از روش بارش قابل اطمينان براورد شد. مقايسه نقشه هاي همبارش موثر معلوم مي كند كه مقادير بارش موثر در بخش غربي جلگه بيشتر از بخش شرقي آن است و در نتيجه نياز خالص آبياري در بخش غربي كمتر است. از آنجايي كه دانستن مقادير حداقل و حداكثر بارش موثر با اطمينان مشخص، ياريگر برنامه ريزان در امور مختلف است، مقادير بارش موثر در سه فاصله اطمينان 90، 95 و 99 درصد براورد شد. نقشه هاي مربوط نشان مي دهد كه براي هر دو واريته زودرس و ديررس، در بخش شرقي جلگه، روي مقادير بارش موثر كمتري، مي توان حساب باز كرد؛ ضمن آنكه در سطوح اطمينان مختلف، مقادير بارش موثر براي واريته ديررس، در حدود 50 ميليمتر بيشتر از واريته زودرس است. همچنين نقشه هاي مربوط به دوره هاي بازگشت بارش موثر نشان مي دهد كه مقادير بارش موثر در بخشهاي غربي و مركزي بيشتر از بخش شرقي است و دسترسي به بارش موثر در فصل رشد برنج، بر حسب دوره بازگشت در بخشهاي مختلف منطقه، كمتر از 80 تا بيش از 420 ميليمتر در نوسان است.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391  11:55 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات جغرافیا

 3 : مدرس علوم انساني پاييز 1385; 10((پياپي 48) ويژه نامه جغرافيا):49-80.
 
ارزيابي و پهنه بندي خطر ناپايداري دامنه ها در بخش مركزي حوضه زاب (شهرستان سردشت) به روش آنبالاگان
 
خضري سعيد,روستايي شهرام*,رجايي اصل عبدالحميد
 
* گروه جغرافياي طبيعي، دانشگاه تبريز، تبريز، ايران
 
 

حوضه آبريز رودخانه زاب در جنوب غربي آذربايجان غربي و شمال غرب استان كردستان واقع شده است و 3527 كيلومتر مربع وسعت دارد. رودخانه مذكور در دره تكتونيكي جاري بوده و بخش مركزي حوضه آن داراي حركات توده اي مواد با تكرار زماني است. ساليانه زمين لغزش و حركات توده اي ديگري اتفاق مي افتد كه باعث آسيبهايي به مساكن، زمينهاي زراعي و راههاي ارتباطي مي شود.
در اين مقاله تلاش بر آن است كه بلاياي طبيعي عنوان شده ارزيابي و تبيين شوند. در نهايت، هدف تهيه نقشه بلايا به روش آنبالاگان است. روش تحقيق اين مقاله شامل تشخيص و طبقه بندي ناپايداريها در روي زمين و تبيين علل به وجود آمدن آنهاست. مرحله بعدي تهيه نقشه هاي عامل و بالاخره ترسيم نقشه پهنه بندي خطر ناپايداريهاي دامنه اي است.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391  11:55 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها