پاسخ به:مشاعره آنلاین
مي يابم از خود حسرتي باز از فراق کيست اين آماده ي صد گريه ام از اشتياق کيست اين
وحشی بافقی
مدیر تالار گفتگوی آزاد
نیست در عالم ز هجران تلخ تر هر چه خواهی کن و لیک آن نکن
مولوی
یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند
فروغی بسطامی
دانی که چرا سر نهان با تو نگویم؟
طوطی صفتی طاقت اسرار نداری
یک وعده خواهم از تو که باشم در انتظار حاکم تویی در آمدن دیر و زود خویش
شب به شب قوچی از این دهکده کم خواهد شد
ماده گرگی دل اگر از سگ چوپان ببرد
دولت میرم همیشه باد برافزون
دولت اعدای او همیشه به نقصان
رودکی
نقش پیری را ز آب و رنگ ها نتوان زدود
در زمستان برف رسوا بر سر هر بام بود
مهدی سهیلی
دارد به جانم لرز مي افتد رفيق؛ انگار پاييزم
دارم شبيه برگ هاي زرد و خشك از شاخه مي ريزم
سيد محمد علي آل مجتبي
مي رود عمر عزيز ما، دريغا چاره چيست دی برفت و ميرود امروز و فردا، چاره چيست
تویی آن گوهر پاکیزه که در عالم قدس
ذکر خیر تو بود حاصل تسبیح ملک
کار پاکان را قیاس از خود مگیر گر چه ماند در نبشتن شیر شیر
روز و شبم را به هم آمیختم
شعر چه کردی که به هم ریختم؟
علیرضا آذر
مکن ز غصه شکایت که در طریق طلب به راحتی نرسید آنکه زحمتی نکشید
حافظ