پاسخ به:مشاعره آنلاین
دردم از یار است و درمان نیز هم
دل فدای او شد و جان نیز هم
مدیر تالار گفتگوی آزاد
می بخشی یا الهی، جرم مرا که گاهی گر غیر حضرت تو، یاری گزیده بودم
عارف طوطی همدانی
می روی و گریه می آید مرا
ساعتی بنشین که باران بگذرد
دانه اي را كه دل موري از آن شاد شود خوشي اش روز جزا تاج سليمان باشد
صائب تبريزي
در كارگه كوزه گري كردم راي
در پايه چرخ ديدم استاد به پاي
خيام
یا گل نورسته شو، یا بلبل شوریده باش یا چراغ خانه، یا آتش به جان پروانه باش
فروغی بسطامی
شهریارا تو به شمشیر قلم در همه آفاق به خدا ملک دلی نیست که تسخیر نکردی
******
يعقوب صفت كه بود،كز پيرهن يوسف
او بوى پسر جويد،خود نور بصر يابد
مولوى
دارد به جانم لرز مي افتد رفيق؛ انگار پاييزم
دارم شبيه برگ هاي زرد و خشك از شاخه مي ريزم
سيد محمد علي آل مجتبي
من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب
مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند
در آن ساعت كه خواهن اين و آن مُرد نخواهند از جهان بيش از كفن برد
سعدي
در طریق عشقبازی امن و آسایش خطاست
ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی
حافظ
یاد باد آنکه سر کوی توام منزل بود دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود
دوستت دارم و دانم که تویی دشمن جانم از چه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم
قلبم خیلی درد میکنه
... کاش قلب نداشتم
من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
پیش من جز سخن شهد شکر هیچ مگو
مولوی