پاسخ به:مشاعره آنلاین
تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود حلقه پیر مغان از ازلم در گوش است بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک اللهم العن العصابه التی جاهدت الحسین و شایعت و بایعت و تابعت علی قتله اللهم العنهم جمیعا
الهم صل علی محمد و آل محد وعجل فرجهم
الهم عجل لولیک الفرج
دوای درد بی درمان تویی تو همه وصل و همه هجران تویی تو
وصف رخ چو ماهش در پرده راست ناید
مطرب بزن نوایی ساقی بده شرابی
یاری اندر کس نمیبینیم یاران را چه شد دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد
دل گفت وصالش به دعا بازتوان یافت
عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت
تا چند کشم غصه هر ناکس را **** وز خست خود خاک شوم هر کس را
کارم به دعا چو بر نمی آید راست****دادم سه طلاق این فلک اطلس را
امید بر شب زلفت به روز عمر نبستم
طمع به دور دهانت ز کام دل بریدم
میسوزم از فراقت روی از جفا بگردان
هجران بلای ما شد یا رب بلا بگردان
نشان اهل خدا عاشقيست با خود دار
مــتــنــاســبـنـد و مـوزون حـرکـات دلـفـریـبـت مــتـوجـه اسـت بـا مـا سـخـنـان بـی حـسـیـبـت چـو نـمـیتـوان صـبـوری سـتمت کشم ضروری مــگــر آدمـی نـبـاشـد کـه بـرنـجـد از عـتـیـبـت
تاب بنفشه میدهد طره مشک سای تو
پرده غنچه میدرد خنده دلگشای تو
(حافظ)
وای از دست تو ای شیوهی عاشقکش جانان که تو فرمان قضا بودی و تغییر نکردی مشکل از گیر تو جان در برم ای ناصح عاقل که تو در حلقهی زنجیر جنون گیر نکردی
یکی از عقل می لافد یکی تامات می بافد
بیا که این داوری ها را به پیش داور اندازیم
مرا از توست هر دم تازه عشقی****تو را هر ساعتی حسنی دگر باد
دلی کو عاشق رویت نباشد
همیشه غرقه در خون جگر باد