پاسخ به:مشاعره آنلاین
تا در ره پيری به چه آيين روی ای دل باری به غلط صرف شد ايام شبابت
تو ای پیک سبکباران دریای عدم، از خود****به دریا دار آن وادی رسان مدح و سلامم را
الا یا ایها ساقی،ز می پر ساز جامم را
که از جانم فرو ریزد هوای ننگ و نامم را
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
اگر دل بسته ای بر عشق جانان،جای خالی کن
که این میخانه هرگز نیست جز ماوای بیدلها
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی
یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست جان ما سوخت بپرسید که جانانه کیست
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک اللهم العن العصابه التی جاهدت الحسین و شایعت و بایعت و تابعت علی قتله اللهم العنهم جمیعا
الهم صل علی محمد و آل محد وعجل فرجهم
الهم عجل لولیک الفرج
تو را که درد نباشد ز درد ما چه تفاوت
تو حال تشنه ندانی که در کناره ی جویی
یارب از ابر هدایت برسان یارانی
پیشتر زان که چو گردی زمیان برخیزم
من نگویم که مرا از قفس آراد کنید
قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
شد حلقه قامت من تا بعد از این رقیبت
زین در دگر نراند ما را به هیچ بابی
یارب سببی ساز که یارم به سلامت
بازآید و برهاندم از بند ملامت
تو را که هر چه مراد است در جهان داری
چه غم ز حال ضعیفان ناتوان داری
یک عمر زیر پا لگد کردند او را اکنون که میگیرند روی شانه، مرده است