پاسخ به:مشاعره آنلاین
مرحبا ای پیک مشتاقان، بده پیغام دوست تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست
از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست
تنها نه ز راز دل من پرده برافتاد
تا بود فلک شیوه او پرده دری بود
دامن شادی چو غم آسان نمی آید به دست پسته را خون می شود دل تا لبی خندان کند
دلبرا بنده نوازیت که آموخت بگو
که من این ظن به رقیبان تو هرگز نبرم
می خواه و گل افشان کن، از دهر چه می جویی این گفت سحرگه گل، بلبل تو چه می گویی
یا رب این شمع دل افروز ز کاشانۀ کیست جان ما سوخت بپرسید که جانانۀ کیست
تا شدم حلقه به گوش در میخانۀ عشق هردم آید غمی از نو به مبارک بادم
ما شیخ و واعظ کمتر شناسیم یا جام باده یا قصه کوتاه
عصر یک جمعه ی دلگیر دلم باز گرفت
که بگویم ، بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است ...
هاتف آن روز به من مژده این دولت داد که به آن جورو وفا صبر و ثباتم دادند
در مسجد و میخانه خیالت اگر آید
محراب و کمانچه ز دو ابروی تو سازم
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی ز بامی که برخاست مشکل نشیند
دلا دایم گدای کوی او باش به حکم آن که دولت جاودان به
در میخانه ببستند خدایا مپسند
که در خانه تزویر و ریا بگشایند