پاسخ به:مشاعره آنلاین
راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد, شعری بخوان که با او رطل گران توان زد
بـارم ده از کـرم سـوی خـود تـا به سوز دل
در پــای دم بــه دم گــهـر از دیـده بـارمـت
و....خدایی که دراین نزدیکیست !
تمام خاک را گشتم به دنبال صدای تو
ببين باقی است روی لحظه هايم جای پای تو
abdollah_esrafili@yahoo.com
شاد، پیروز و موفق باشید.
وفا و عهد نکو باشد ار بياموزی
وگرنه هر که تو بينی ستمگری داند
دلا یاران سه نوعند ار بدانی
زبـانـیـنـد و نانـیـنـد و جانی
بنانی نان بده از در برانش
حذر کـن از رفیقـان زبانــی
دلا یاران جانی را نگهدار
بـرایش جان بده تا میتوانی
یک چند به آسایش وصل تو به هر وقت
از بادهی آسوده همی جام گرفتیم
امروز چه ار صحبت ما گشت بریده
این نیز هم از صحبت ایام گرفتیم
من به سر چشمه خورشید نه خود بردم راه
ذره ای بودم و مهر تو مرا بالا برد
من خسی بی سرو پایم که به سیل افتادم
او که می رفت مرا هم به دل دریا برد
در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی
خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی
یا رب سببی ساز که یارم به سلامت
بازآید و برهاندم از بند ملامت
تو مپندار که مجنون سر خود مجنون گشت
از سمک تا به سهایش کشش لیلا برد