پاسخ به:مشاعره آنلاین
abdollah_esrafili@yahoo.com
شاد، پیروز و موفق باشید.
نمیخورید زمانی غم وفاداران
ز بیوفایی دور زمانه یاد آرید
در آرزوی لب سقا شریعه در خروشه هزار هزار چشمه خواهش پیش پاهاش می جوشه
عصر یک جمعه ی دلگیر دلم باز گرفت
که بگویم ، بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است ...
هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق
بر او نمرده به فتوای من نماز کنید
دل از این جهان بر گرفتم دریغ هنوزم به جان آتش عشق اوست
روزی گذشت پادشهی ازگذرگهی فریاد شوق برسرهرکوی وبام کرد
دوباه فال حافظ و دوباره توی فالمی بذار خیال کنم هنوز دوباره تو خیالمی
ک عمر زیر پا لگد کردند او را اکنون که میگیرند روی شانه، مرده است
مدامم مست می دارد نسیم جعد گیسویت خرابم می کند هر دم،فریب چشم جادویت پس از چندین شکیبایی،شبی یا رب توان دید که شمع دیده افروزیم،در محراب ابرویت
تـا رفـت مـرا از نـظـر آن چـشـم جـهـان بین
کس واقف ما نیست که از دیده چهها رفت
تــا مـطـربـان ز شـوق مـنـت آگـهـی دهـنـد
قـول و غـزل بـه سـاز و نـوا مـیفـرسـتـمـت
تو یک ساعت، چو افریدون، به میدان باش، تا زان پس
به هر جانب که روی آری درفش کاویان بینی