در سوره طه نيز ميفرمايد: «طه ما انزلنا عليك القرآن لتشقي الا تذكرة لمن يخشي» (طه:1-3); اي پيامبر، ما قرآن را بر تو نازل نكرديم تا خود را بسيار به رنج و زحمت اندازي، جز آنكه اين كتاب يادآور و پند براي كساني است كه داراي خشيتاند. در سوره ق نيز ميفرمايد: «فذكر بالقرآن من يخاف وعيد» (ق:45); با قرآن كسي را پند بده كه از وعدههاي عذاب و كيفر الهي ترسان است.
در قرآن «خشيت» نسبتبه خداوند مطرح شده، ولي «خوف» بيشتر در خصوص عذاب جهنم و گاهي در مورد خداوند يا مقام خداوندگار به كار رفته است. به همين دليل، گفتهاند: «خشيت» احساس ترسي است كه از درك عظمتخدا براي فرد حاصل ميشود و قرآن ميفرمايد: «هركس عظمتخدا را درك كند و در اثر درك عظمت الهي بيمناك شود انذار قرآن برايش سودمند است و درك عظمتخدا موجب ميگردد كه همه موجودات جهان در پيش چشم انسان كوچك شود.» [1] ترس از عذابهاي اخروي نيز زمينه بهرهگيري از انذار قرآن را فراهم ميآورد. كسي كه ترسي از عذاب ندارد به آن دليل است كه ايمان و اعتقادش به معاد ضعيف است و چنين كسي انذار برايش سودي ندارد، ولي آنان كه ايمانشان به معاد مستحكم است ترس از معاد در پرتو انذار انبياي الهي: و قرآن زمينه كنارهگيري از گناه و پاك و پالوده ساختن آنان را فراهم ميسازد واز مخلصان ميشوند. قرآن مجيد در وصف انسانهاي برجسته و باايمان، بويژه انبياي الهي:، ميفرمايد: «انا اخلصناهم بخالصة ذكري الدار» (ص/46); آنان را با ياد معاد از آلودگيها آميزه شرك، پاك، ناب و خالص كرديم.
7- ايمان و نيكوكاري
در نجات و سعادت انسان، طبق بينش قرآني، ايمان بدون عمل و عمل بدون ايمان نقشي ندارد، بلكه اين دو با هم سعادت بشر را تامين ميكنند. از اين رو، قرآن دو شرط ديگر براي بهرهمندي از قرآن را «ايمان» و «احسان» دانسته است. در سوره لقمان، آيه 2 و3 ميفرمايد: «تلك آيات الكتاب الحكيم هدي وبشري للمحسنين»; اين است آيات كتاب حكمت آموز كه هدايت و بشارت براي نيكوكاران است. در آيه 120 سوره هود نيز ميفرمايد: «و جاءك في هذه الحق و موعظة و ذكري للمؤمنين»; براي تو در اين كتاب، حقيقت، موعظه، يادآوري و پندي براي مؤمنان آمده است.
8- طلب راه درست
در برخي از آيات قرآن ميفرمايد: اين قرآن براي كساني پند و اندرز و يادآوري است كه بخواهند راه درست را در پيش گيرند. قرآن هيچكس را به صورت جبري و اتفاقي هدايت نميكند; تا كسي خودش نخواهد كه مسير صحيح را بپيمايد قرآن نيز دست او را نميگيرد. اصولا در درمان بيماريهاي روحي اولين قدم تمايل فرد بيمار است; اوبايد خود به بيماربودن خود باور داشته و در پي علاج خويش برآيد; دستكم، آمادگي داشته باشد كه به راهنماييها و درمانهاييكه قرآن در اختيار او قرار ميدهد جامه عمل بپوشاند. اما اگر كسي هدفش جز اين باشد خواندن قرآن و فهم محتواي آن برايش سودي ندارد و چه بسا زيانآور هم باشد.
قرآن مجيد درباره قوم هود ميفرمايد: «اما ثمود فهديناهم فاستحبوا العمي علي الهدي» (فصلت:17); ما قوم ثمود را هدايت كرديم، ولي آنان كوري را بر هدايتبرگزيدند. قرآن مجيد در آيه27 سوره تكوير، پس از زدودن شبهاتي كه در مورد رسالت پيامبر(ص) و حقانيت قرآن مطرح شده است، ميفرمايد: «ان هو الا ذكر للعالمين لمن شاء منكم ان يستقيم»; قرآن جز يادآوري و پندي براي عالميان نيست، (البته) براي كسياز شما كه بخواهد راه راست را در پيش گيرد.
9- ايمان به خدا و تمسك به قرآن
شرط ديگري كه در بهرهمندي از قرآن مطرح است ايمان به خدا و تمسك بدان است. در آيه 175 سوره نساء ميفرمايد: «و انزلنا اليكم نورا مبينا فاما الذين آمنوا بالله و اعتصموا به فسيدخلهم في رحمة منه و فضل و يهديهم اليه صراطا مستقيما»; به سوي شما نوري روشنگر فرو فرستاديم، اما آنان كه به خدا ايمان آوردند و به قرآن چنگ زدند پس خداوند آنان را در رحمت و فضل خود وارد ميكند و آنان را از راهي مستقيم به سوي خود هدايت مينمايد.
ايمان به خدا اساس تمام ارزشهاست و هر عملي كه بدون ايمان انجام گيرد هيچ نقشي در سعادت انسان ايفا نميكند. چنگزدن به تعاليم قرآني نيز تنها راه وصول به هدف نهايي قرآن است. آگاهيدادن به وسيله انذار و تبشير و انتخاب راه درست و رعايت تقوا براي آن است كه انسان در پرتو تعاليم قرآن به خداوند رهنمون شود. استفاده از تعاليم قرآن زمينه چنين رشد عظيمي را، آن هم به دستخدا، فراهم ميسازد. در آيهاي ديگر ميفرمايد: «انما تنذر من اتبع الذكر» (يس:11) ; اي پيامبر(ص)، تو فقط كسي را بيم ميدهي و بيم دادنت در او مؤثر واقع ميشود كه پيرو قرآن باشد و از دستورات آن پيروي كند.
10- سجده و تسبيح
يكي ديگر از شروط بهرهمندشدن و رسيدن به اهداف قرآن نهايت تذلل و عبوديت در برابر خداست. سجده مظهر تام عبوديتبنده در برابر خداست و در روايات آمده كه اگر انسان بداند در هنگام سجده خداوند چه قدر به او عنايت دارد حاضر نميشود سر از سجده بردارد. سجده بر خدا معلول درك عظمتخدا و رابطه انسان با اوست. اگر خداوند كمال مطلق است و علم، قدرت، رحمت، حيات و ديگر اوصاف او بينهايت است و انسان در پي كسب كمال ميباشد، وقتي بالاترين و كاملترين موجود را مييابد، نهايت كرنش و تذلل را در برابر او اظهار مينمايد، بويژه اگر آن موجود خداوندگار او باشد و هستي خود را حقيقتا از او دريافت كند.
در سوره سجده آيه 15 ميفرمايد: كساني به آيات الهي ايمان ميآورند كه وقتي آنان را به آيات خداوندگارشان توجه ميدهند به سجده ميافتند و او را تسبيح ميكنند. در آيه107 سوره اسراء ميفرمايد: «ان الذين اوتوا العلم من قبله اذا يتلي عليهم يخرون للاذقان يبكون و يزيدهم خشوعا»; كسانيكه پيش از اين دانش و معرفت در اختيارشان قرار داده شده است وقتي آيات قرآن بر آنان تلاوت ميشود به سجده ميافتند و اشك ميريزند. همين اظهار بندگي بر خشوع آنان ميافزايد.
تسبيح و تنزيه خداوند نيز يكي ديگر از شروط بهرهمندي از قرآن است. كسي كه خداوند را منزه از هرگونه نقص و آلودگي بداند سخن او را نيز، كه قرآن است، كاملترين و بينقص ميداند و آنگاه است كه در پذيرش و تسليم در برابر آن دچار ترديد نميشود. پذيرفتن و باورداشتن قرآن به عنوان سخن بيعيب و نقص پروردگار زمينه را براي فهم، عمل و بهرهگيري از آن و در نهايت، رسيدن به بالاترين اهداف قرآن فراهم ميسازد.
11- شبزندهداري
در آيه شريفه 15 سوره سجده يكي ديگر از شرايط بهرهمندي از قرآن را شبزندهداري ميداند. شبزندهداري از ديدگاه قرآن عامل بسياري از موفقيتهاست. در آيه سوره79 سوره اسراء به پيامبر گرامي اسلام(ص) ميفرمايد: «و من الليل فتهجد به نافلة لك عسي ان يبعثك ربك مقاما محمودا»; و پاسي از شب را بيدار و متهجدباشو نماز شب را، كه خاص توست، به جاي آور كه خدا تو را به مقام محمود مبعوث گرداند. در آيات اول سوره مزمل نيزميفرمايد:«قم الليل... انا سنلقي عليك قولا ثقيلا»; اي پيامبر(ص)، شب را بهپاخيز... ما گفتاري گرانسنگ بر تو ميافكنيم.
شبزندهداري هم صفاي روحي براي پذيرش حقايق فراهم ميسازد و هم انسان را براي صعود به قلههاي رفيع معنويت كمك ميكند. به همين دليل، قرآن مجيد ميفرمايد: وقتي چنين افرادي با قرآن برخورد ميكنند، به دليل صفاي باطنيشان، آماده اثرپذيري از قرآن ميباشند.
12- انفاق
تامين نيازمنديهاي مردم، آن هم تنها با انگيزه الهي و بدون چشمداشت و يا ريا و به عنوان انجام وظيفه و بر اساس احساس مسؤوليت در برابر خداوند، يكي ديگر از شروطي است كه در آيه16 سوره سجده براي بهرهمندي از قرآن ذكر شده است. انفاق در بينش قرآني با تامين نيازهاي نيازمندان در نظامهاي غير الهي بسيار متفاوت است. انسان مؤمن انفاق را به اين دليل انجام ميدهد كه خداوند او را موظف به انجام آن كرده و نگران انجام وظيفه است. در اين صورت، حالات گوناگون فردي و اجتماعي در انگيزه او خللي وارد نميكند. او خود را مالك ثروت و امكاناتي كه در اختيار ديگران قرار ميدهد، نميداند، بلكه معتقد است كه اين ثروت و امكانات حق نيازمندان است كه بايد در اختيار آنان قرار دهد. از سوي ديگر، آن را عطيه الهي ميداند كه خدا در اختيار او قرار داده تا به صاحبانش برساند.
به همين دليل، قرآن مجيد ميفرمايد: «و مما رزقناهم ينفقون» (بقره:3); از آنچه به آنان روزي دادهايم، انفاق ميكنند. بر اساس چنين بينشي، انسان انفاقكننده هيچ چشمداشتي ندارد و ميداند در صورتي وظيفهاش را انجام داده است كه رياكارانه انفاق نكند و نياز نيازمندان را بهگونهاي برآورده ميكند كه حيثيت و منزلت اجتماعي آنان حفظ شود و تلاش براي تامين نيازمندان، با شرط مذكور، بيشك، انسان انفاقكننده را مشمول عنايات خداوند و بهرهمندي از قرآن ميكند. در آيه مزبور، انفاق يكي از شروط بهرهمندي از هدايت قرآن و اوصاف متقين دانسته شده است.
ب_ موانع بهرهمندي از قرآن
1- ظلم
يكي از موانع بهرهمندي از قرآن «ظلم» است. در بينش قرآن، «ظلم» تنها ستمگري نسبتبه ديگران نيست، بلكه ركتبر خلاف جهت كمال خويش نيز نوعي ستمگري است و آنكه به ديگري ستم ميكند در واقع، دو نوع ظلم مرتكب شده، هم به ديگران ستم كرده است و هم به خود.
[1]
. على(ع) در وصف انسانهاى با تقوا مىفرمايد: «عظم الخالق في انفسهم فصغر ما دونه في اعينهم»; خدا نزد اهل تقوا بزرگ جلوه كرده، عظمت او را درك كردهاند و باورشان آمده است. درنتيجه، آنچه جز خداست در چشمانشان كوچك جلوه كرده است. (نهجالبلاغه، خطبه193)