0

اهداف قرآن

 
hamed_yurdum
hamed_yurdum
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 35378
محل سکونت : آذربایجان غربی-سولدوز

پاسخ به:اهداف قرآن
شنبه 13 اسفند 1390  2:14 AM

و به اين وسيله، خود را از رسيدن به كمال واقعي خويش محروم كرده است. به همين دليل، در قرآن مجيد شرك و بت‏پرستي نوعي ظلم و ظلمي بزرگ قلم‏داد شده است: «ان الشرك لظلم عظيم‏» (لقمان:13); زيرا شرك بالاترين و بزرگ‏ترين عامل دوري از خدا و فاصله‏گرفتن از كمال حقيقي است. اگر «ظلم‏» ندادن و ناديده‏گرفتن حق ديگران است در بيان قرآن مجيد، فقط انسان‏ها مشمول آن نيستند، بلكه اين موضوع شامل هر موجود ديگري نيز مي‏شود و به همين دليل، قرآن از كساني نام مي‏برد كه به آيات الهي ظلم كرده‏اند: «بما كانوا بآياتنا يظلمون‏» (اعراف:9); ظلم به آيات الهي به معناي ناديده گرفتن وانكار آنهاست كه خداوند فرمود: «هيچ‏كس جز ستمگران آيات ما را انكارنمي‏كنند: «و مايجحد بآياتنا الاالظالمون.» (عنكبوت:49)
به هر حال، ستمگري در مرحله اول سبب مي‏شود كه فرد، قرآن و حقانيت آن را منكر شود، هرچند يقين داشته باشد كه قرآن حق است: «و جحدوا بها و استيقنتها انفسهم ظلما و علوا.» (نمل:14) در مرحله بعد، به جاي آنكه از قرآن بهره برد و بيماري‏هاي روحي‏اش شفا يابد و مشمول رحمت‏خدا شود، قرآن جز بر زيان و خسرانش نمي‏افزايد: «و لايزيد الظالمين الا خسارا» (اسراء:82); قرآن ستمگران را جز زيان نمي‏افزايد.
2- دروغ‏گويي و گناه‏كاري
يكي ديگر از موانع بهره‏مندي از قرآن دروغ‏گويي و گناه‏كاري است. گاهي انسان در اثر عواملي مرتكب گناهي مي‏شود و يا دروغي مي‏گويد، ولي زود پشيمان مي‏شود و توبه مي‏كند و مشمول رحمت‏خدا واقع مي‏شود. اما گاهي در اثر تكرار گناه و يا دروغ‏گفتن، دروغ‏گويي و گناه‏كاري در او تبديل به يك صفت مي‏شود. تكرار گناه و تكرار دروغ سبب مي‏شود كه انسان گناه‏كار و دروغ‏گو آيات الهي را بشنود، ولي از آن بهره‏مند نگردد و بلكه بر گناه خويش اصرار ورزد و از آيات قرآن روي بگرداند، به‏گونه‏اي كه گويا نشنيده است.
تكرار گناه «استكبار» را به همراه مي‏آورد و استكبار، تسليم حق نشدن و تسليم حق نشدن، مهر و قفل بر دل مي‏زند و كسي كه بر دل او مهر زده شود بهترين موعظه‏ها و حكمت‏ها هم در آن اثرنخواهدكرد. چنين‏انساني‏حتي اگر در قرآن تدبر كند و بينديشد از قرآن سودي نمي‏برد: «ا فلا يتدبرون القرآن ام علي قلوب اقفالها.» (محمد:24) استكبار قفل دل است، ولي چنين انساني علاوه بر آنكه‏بردلش‏قفل‏ومهرزده‏شده‏است، در گوشش نيز وقر (سنگيني) وجود دارد و شنيدن و نشنيدن آيات برايش يكسان است.
3- استكبار
استكبار از جمله موانع بهره‏مندي از قرآن است. در آيه شريفه 15 سوره سجده مي‏فرمايد: «كساني كه استكبار ندارند به قرآن ايمان مي‏آورند.» استكبار و خود را برتر از حق و حقيقت دانستن سبب مي‏شود كه انسان با آنكه حق را شناخته است، تسليم آن نشود و راه سعادت را به روي خود ببندد. قرآن مجيد در آيات فراواني از مقاومت مستكبران در برابر دعوت انبياي الهي: سخن گفته است و متذكر مي‏شود: «مستكبران با آنكه حقانيت پيامبران را دريافته بودند، تسليم دعوت ايشان نشدند، بلكه با آنان به مبارزه پرداختند.» شيطان نخستين مستكبري است كه قرآن از او نام مي‏برد. استكبار شيطان سبب شد با آنكه مي‏دانست دستور خدا حق است و حضرت آدم(ع) لياقت‏خلافت‏خدا را دارد، حاضر به سجده‏كردن بر او نشود.
استكبار در برابر قرآن سبب مي‏شود كه انسان نه تنها تسليم قرآن نشود، بلكه براي توجيه برخورد خويش، به قرآن نسبت ناروا بدهد. وليد، يكي از شاعران عصر نزول قرآن، ابتدا حقانيت قرآن را دريافت و به آن اعتراف كرد، ولي در اثر وسوسه، تحريك و تشويق سران كفر، در مقام استكبار برآمد و گفت: «قرآن چيزي جز سحر برگزيده نيست‏».(مدثر: 24) قرآن مجيد يكي از علل برخورد خصمانه يهود با مسلمانان و برخورد مسالمت‏آميز مسيحيان با مسلمان را مستكبرنبودن پيروان واقعي حضرت مسيح(ع) مي‏داند و مي‏فرمايد: «ذلك بان منهم قسيسين و رهبانا و انهم لايستكبرون‏» (مائده:82) ; اين برخورد دوستانه مسيحيان با مسلمانان بدان دليل است كه برخي از مسيحيان، كشيش و راهبان‏اند و ايشان استكبار ندارند.
كسي‏كه‏با استكبار با قرآن برخوردكند به‏آياتي كه بر او تلاوت مي‏شود،هيچ توجهي نمي‏كند، گويا از قرآن هيچ نشنيده است: «و اذاتتلي‏عليه‏آياتناولي‏مستكبرا كان لم يسمعها كان في اذنيه وقرا.» (لقمان:7)
4- ناديده‏گرفتن اعمال ناشايست گذشته
كسي كه مي‏خواهد از قرآن بهره‏مند شود بايد آلودگي‏هاي روحي خود را بزدايد و براي اين كار ضرورت دارد كه نوعي بازنگري نسبت‏به اعمال گذشته خويش داشته باشد. آنان كه اعمال گذشته خود را ناديده مي‏انگارند و يا اعمال اشايست‏خود را اندك مي‏شمارند از قرآن بهره‏اي نمي‏برند. در روايات آمده است كه اگر كسي اعمال ناشايست‏خويش را اندك شمارد و با خود بگويد كه اگر فقط با اين گناه مؤاخذه شوم مساله‏اي نيست، خداوند آن گناه را بر او نمي‏بخشد. [1]
فراموشي اعمال ناشايست گذشته سبب مي‏شود كه وقتي آيات الهي به كسي تذكر داده مي‏شود، از آن روي برگرداند و به آن توجهي نكند. روشن است كه چنين انساني از قرآن بهره‏اي نخواهد داشت. قرآن مجيد در اين زمينه مي‏فرمايد: «و من اظلم ممن ذكر بآيات ربه فاعرض عنها و نسي ما قدمت‏يداه انا جعلنا علي قلوبهم اكنة ان يفقهوه و في آذانهم وقرا.» (كهف: 57)
5- باورنداشتن آخرت
يكي از شرايط بهره‏مندي از قرآن ايمان به آخرت است. هر قدر ايمان انسان به آخرت قوي‏تر باشد، بهره‏مندي‏اش از قرآن بيش‏تر خواهد بود و هر قدر اين ايمان ضعيف گردد اثرپذيري او از قرآن كم‏تر مي‏شود. در آيه چهارم سوره بقره، شرط هدايت‏پذيري از قرآن يقين به آخرت معرفي شده است. آيه 45 سوره ق مي‏فرمايد: كسي از قرآن متذكر مي‏شود كه از وعده‏هاي ناگوار آخرت بيمناك باشد. «فذكر بالقرآن من يخاف وعيد» در آيه 45 و46 سوره اسراء مي‏فرمايد: «و اذا قرات القرآن جعلنا بينك و بين الذين لايؤمنون بالاخرة حجابا مستورا و جعلنا قلوبهم اكنة ان يفقهوه و في آذانهم وقرا»; آنگاه كه قرآن را تلاوت مي‏كني، بين تو و كساني كه به آخرت ايمان ندارند پوششي قرار مي‏دهيم و بر دل‏هايشان پرده‏ها و در گوش‏هاشان سنگيني مي‏نهيم تا قرآن را نفهمند.
قبلا نيز يادآور شديم كه، خداوند در وصف انسان‏هاي صالح و برجسته مي‏فرمايد: «انا اخلصناهم بخالصة ذكري الدار» (ص:46); ما آنان را با عنصري خالص‏كننده خالص و ناب كرديم و آن عنصر، ياد معاد است.
6 و7- كفر و شرك
در آيات متعددي از قرآن مجيد، كفر مانع بهره‏گيري از قرآن معرفي شده است. در آيه‏47 سوره عنكبوت مي‏فرمايد: «و ما يجحد بآياتنا الا الكافرون‏»; جز كافران كسي آيات ما را انكار نمي‏كند. در آيه 31 سوره سبا مي‏فرمايد: «و قال الذين كفروا لن نؤمن بهذا القرآن‏»; كافران گفتند كه ما هرگز به اين قرآن ايمان نمي‏آوريم. كفر موجب تكذيب آيات و معارف الهي مي‏شود و تكذيب حقايق قرآني نپذيرفتن و تسليم‏نشدن در برابر آن را به دنبال دارد: «بل الذين كفروا يكذبون و اذا قري‏ء عليهم القرآن لايسجدون.» (انشقاق:28 و29) شرك نيز سبب مي‏شود كه انسان مشرك نه تنها از بيانات قرآن پند نگيرد، بلكه با شنيدن قرآن بر نفرتش نسبت‏به قرآن و معارف حق آن افزوده شود: «و لقد صرفنا في هذا القرآن ليذكروا ومايزيدهم الا نفورا» (اسراء:41); به همين دليل است كه با شنيدن آيات به مجادله مي‏پردازد تا موضع‏گيري خويش را در برابر حقايق قرآني حق جلوه دهد: «و لقد صرفنا في هذا القرآن للناس من كل مثل و كان الانسان اكثر شي‏ء جدلا.» (كهف: 54) چنين انساني دوست ندارد كه آيه يا سوره‏اي بر مسلمانان از سوي خدا نازل شود: «ما يود الذين كفروا من اهل الكتاب و لا المشركين ان ينزل عليكم من خير من ربكم.» (بقره:105)
8 و9 و 10- پيروي از هواي نفس، مسخره كردن آيات و ياوه‏گويي
ريشه اصلي مخالفت‏با حق و حقايقي كه پيامبران‏7 مي‏آوردند پيروي از هواي نفس است. تمايلات نفساني، انسان را به خوي حيواني دعوت مي‏كند و قرآن و معارف ديني او را به سوي كمالات انساني فرامي‏خواند. كساني كه به هر دليل، هواي نفس خويش را اله و معبود خود قرار مي‏دهند و آن را بر عقل و دل خود حاكم مي‏كنند، از قرآن و معارف آن سر باز مي‏زنند و از آن بهره‏مند نمي‏شوند. در آيه‏16 سوره محمد(ص) مي‏فرمايد: «و منهم من يستمع اليك حتي اذا خرجوا من عندك قالوا للذين اوتوا العلم ماذا قال آنفا اولئك طبع الله علي قلوبهم واتبعوا اهوائهم‏»; اي پيامبر، برخي از آنان كساني هستند كه به تو گوش فرا مي‏دهند، آنگاه كه از نزد تو بيرون روندبه آنان كه اهل دانش‏اند مي‏گويند: پيامبر(ص) اندكي پيش چه گفت؟ خداوند بر دل‏هاي اينان مهر نهاده و اينان از هواهاي نفساني خويش پيروي كرده‏اند كه چنين سخناني مي‏گويند.
كسي كه هواي نفس خويش را مدار حركت، فعاليت، موضع‏گيري و پذيرش يا عدم پذيرش قرار مي‏دهد، با آنكه مي‏داند حقيقت جز آن است كه او عمل مي‏كند، مسير باطل را ادامه مي‏دهد و با آگاهي، دچار گمراهي مي‏شود: «ا فرايت من اتخذ الهه هواه و اضله الله علي علم‏»; آيا مي‏بيني آن را كه هواي نفس‏اش را خداي خود قرار داده و خدا او را دانسته - و پس از اتمام حجت - گمراه ساخته است؟ چنين كسي ديگر راهي براي هدايت نخواهد يافت; زيرا همه راه‏ها و ابزارهاي شناخت‏خود را آگاهانه از كار انداخته است. او سخن حق قرآن را نمي‏پذيرد و آن را مسخره مي‏كند، ولي ياوه‏ها را با بهاي گزاف مي‏خرد تا با آن ديگران را گمراه سازد: «و من الناس من يشتري لهوا الحديث ليضل عن سبيل الله بغير علم ويتخذها هزوا ... و اذا تتلي عليه آياتنا ولي مستكبرا.» (لقمان:6 و7)


[1]

. «من الذنوب التي لايغفر قول الرجل ليتني لا اوءاخذ الا بهذا» (محمدتقى مجلسى، همان، ج 15، باب‏43، ص 312، روايت 20612)


پل ارتباطی :  daniz_0443@yahoo.com

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها