پاسخ به:اهداف قرآن
شنبه 13 اسفند 1390 2:13 AM
اين نكته با توجه به خاتم پيامبران بودن آن حضرت روشنتر ميشود. نكته شايان توجه اينكه از آنجا كه سعادت واقعي انسان در قرب به خداوند متعال است و قرب به خداوند بستگي كامل به حاكميت دين حق بر جامعه بشري دارد و تمام مراحل پيشين و حتي اجراي عدالت و امنيت عمومي براي آن استكهمردم آزادانه به عبادت خالص الهي بپردازند و به بالاترين مراحل قرب الهي دستيابند، قرآن مجيد ميفرمايد: خداوند به كساني كه ايمان آورده و عمل صالح انجام دهند وعده داده است كه آنان را جانشينان و وارثان زمين گرداند، ديني را كه براي آنان پسنديده ستبرايشان مستقر سازد، به آنان امنيت ارزاني دارد تا تنها او را بپرستند و همتايي براي او در نظر نگيرند. [1]
7- خروج از ظلمتها به سوي نور
«كتاب انزلناه اليك لتخرج الناس من الظلمات الي النور» (ابراهيم:2); اين قرآن كتابي است كه ما به سوي تو فرستاديم تا مردم را به امر خدا، از ظلمات (جهل و كفر) بيرون آوري و به عالم نور برساني.
«نور» و «ظلمت» در اين آيه مصاديق فراواني دارد كه از يك سو، كفر و نفاق و زنگارهاي دل و هرگونه عاملي را كه موجب دوري و جدايي از خداست و از سوي ديگر، مراتب قرب به خداوند از آغاز تا پايان را دربر ميگيرد. بنابراين، مراتب گوناگون تقرب به خداوند مصاديق گوناگون خارج شدن از ظلمتها به نور است كه يكي از اهداف قرآن به شمار ميآيد.
8- هدايتبه راههاي امن و صراط مستقيم
«قد جاءكم من الله نور و كتاب مبين يهدي به الله من اتبع رضوانه سبل السلام... ويهديهم الي صراط مستقيم» (مائده:15 و16); براي هدايتشما نوري عظيم و كتابي با حقانيت آشكار آمد. خدا با آن كتاب هركه را در پي رضا و خشنودي او ستبه راههاي سلامت و صراط مستقيم رهنمايي ميكند.
قرآن كريم، كه نوري از سوي خداوند متعال است، كساني را كه در پي كسب خشنودي خدا باشند به راههايي كه از هر نظر سلامت است و كسي را كه در آن پاي نهد به سلامتبه سر منزل مقصود - كه خداست - ميرساند، هدايت ميكند. اين راهها ميتواند در طول يكديگر و نيز در عرض هم باشند. كساني كه در اين راهها قدم ميزنند در هر قدم، از ظلمتي رهايي يافته و به نوري نايل ميشوند و سرانجام، از سبل امن به شاهراه هدايت (صراط مستقيم) راهنمون ميشوند.
9- ورود به رحمت ويژه الهي و هدايتبه ذات او
«يا ايها الناس قد جاءكم برهان من ربكم و انزلنا اليكم نورا مبينا فاما الذين آمنوا بالله و اعتصموا به فسيدخلهم في رحمة منه و فضل و يهديهم اليه صراطا مستقيما» (نساء:174 و 175); اي مردم، براي هدايتشما از جانب خدا برهاني محكم آمد و نوري تابان به سوي شما فرستاديم. پس آنان كه به خدا گرويدند و به او متوسل شدند به زودي، آنها را به جايگاه رحمت و فضل خود در خواهد آورد و به راه راست رهنمايي مينمايد.
مؤمناني كه به اين ريسمان نوراني الهي چنگ زنند و پناه برند خداوند، خود، ايشان را در رحمت و فضل ويژهاش وارد ميسازد و از صراط مستقيم ويژهاي، ايشان را به ذات اقدس خود راهنمايي ميكند. آنان در اين جهان از همنشينان خدا و در سراي آخرت نيز در پايگاهي رفيع و راستين در آستان مقدس الهي خواهند بود. در آيه ديگري ميفرمايد: «ان المتقين في جنات ونهر في مقعد صدق عند مليك مقتدر» (قمر:54 و 55); اهل تقوا در باغها و كنار نهرهاي بهشت منزل گزيدهاند، در منزلگاه صدق و حقيقت، نزد خداوند عزت و سلطنت جاوداني متنعماند.
قرآن مجيد در كنار اهدافي كه براي خود برميشمرد، موانعي را نيز براي بهرهمندي از قرآن و رسيدن به اهداف آن مطرح كرده است. در اين بخش، ابتدا شروط و سپس موانع بهرهمندي از آن مطرح ميگردد:
الف _ شروط بهرهمندي از قرآن
قرآن مجيد در كنار اهدافي كه براي خود برميشمرد، شروط و موانعي را نيز براي بهرهمندي و رسيدن به آن اهداف مطرح كرده است. در اين بخش، ابتدا شروط و سپس موانع بهرهمندي از قرآن را مطرح ميكنيم:
1- در پي علم و يقينبودن
يكي از شروط مهم براي بهرهمند از قرآن آن است كه انسان در پي دستيابي به علم و يقين باشد، بخواهد به حقايق پي برد و بر گمان و حدس و امثال آن تكيه نكند. قرآن مجيد در پاسخ به مشركان و در مقام نفي شرك، همواره ميگويد كه آنان دنبال گمان، تقليد و شكاند و نسبتبه مدعاي خويش يقين ندارند; اگر راست ميگويند دليل قاطعي بر مدعاي خود بياورند. به هر حال، اگر كساني به دنبال هواهاي نفساني خود باشند و يا بر اساس گمان و شك بخواهند زندگي خود را بنا نهند، از قرآن بهرهاي نخواهند برد. در آيه 11 سوره توبه ميفرمايد: «قد فصلنا الايات لقوم يعلمون.» در آيه 11 بقره نيز ميفرمايد: «قد بينا الايات لقوم يوقنون.» مشابه اين، آياتي است كه چنين بياني دارند:«لقوم يفقهون» (انعام:98)، «لقوم يتفكرون» (يونس:24)، «لاولي الالباب» (آلعمران:190).
2- در اختيارداشتن قلب خود
در آياتي از قرآن مجيد ميفرمايد: «ان في ذلك لذكري لمن كان له قلب» (ق:37); در اين، پند و تذكري استبراي آنكه داراي قلب هوشياري باشد.
انسان در اثر گناه و ياغفلت گاهي قلب و دل خود را در اختيار شيطان،هواينفس، غرايزحيوانيوانسانهايمنحرفقرارميدهد و آنان دلش را ميربايند. كسي كه دل ندارد - يعني، دل را به ديگري سپردهاست واو هرگونه كه ميخواهد بر آن حكم ميراند - نميتواند از قرآن بهرهمند شود. كسي از قرآن بهرهمند ميشود كه بر دل خود مسلط باشد. در روايات آمده است كه اگر شياطين پيراموندلپرسهنميزدندوآنرااحاطهنميكردندانسانميتوانستبه ملكوت جهان نظر كند و حقايق هستي را دريابد. بايد دل در اختيار انسان باشد تا آن را در اختيار قرآن و حقايق آن قرار دهد; در نتيجه، متاثر شود و به سوي كمال خويش حركت كند.
3- حيات و زنده(دل) بودن
در آيه 70 سوره يس ميفرمايد: «لينذر من كان حيا»; قرآن نازل شده است تا كساني را كه زندهاند بيم دهد. برخي انسانها مردهاند و مرده را هرقدر صدا بزني، موعظه كني يا حقايق را برايش بازگو كني اثري نخواهد داشت. انسانهايي كه در اثر گناه بر قلبهاشان مهر خورده و راه نفوذ معارف حق را بر خود بستهاند وقتي حقايق و آيات الهي را ميشنوند، ذرهاي تاثير در آنان نمينهد; گويا چنين حقايقي را نشنيدهاند. منافقان مظهر كامل اين حالت مردگي و مؤمنان حقيقي مظهر كامل زندهدل بودناند. قرآن مجيد ميفرمايد: «ا و من كان ميتا فاحييناه و جعلنا له نورا يمشي به في الناس كمن مثله في الظلمات ليس بخارج منها» (انعام: 122); آيا كسي كه مرده بود و او را زنده كرديم و برايش نوري قرار داديم كه با آن در بين مردم حركت ميكند مانند كسي است كه در تاريكيها به سر ميبرد و از آن خارج نيست؟
انسانهاي زنده، كه باتقوا هستند، با نور خدا حركت ميكنند و در برخورد با شياطين، هوشيارانه عمل مينمايند: «ان الذين اتقوا اذا مسهم طائف من الشيطان تذكروا فاذا هم مبصرون» (اعراف:201); اهل تقوا را چون وسوسه و خيالي از شيطان به دل رسد، همان دم خدا را به ياد آورند و همان لحظه بصيرت و بينايي پيدا كنند.
4- در پي خشنودي خدابودن
انسانها در هر عملي كه انجام ميدهند، علاوه بر علم و آگاهي، انگيزهاي نيز دارند و بايد داشته باشند، ولي انگيزهها در افراد و موقعيتهاي گوناگون متفاوت است; گاهي كارها برخاسته از انگيزههاي حيواني و نفساني مانند سيركردن شكم و تامين لذايذ مادي است و گاهي انسان فراتر از سطح حيوانات قرار ميگيرد. در اين صورت، انگيزههاي مادي نميتواند محرك اصلي او باشد و آنچه در پي آن است موضوعي فراتر از تامين لذايذ مادي خواهد بود. در اين ميان، آنان كه عشق به حقايق دارند با كشف مطالب علمي دلخوش ميشوند و حداكثر با درك مفاهيمي كه از معنويات حكايت دارد، سرمست ميشوند; ولي اگر انسان با خدا آشنا شود، خدا را خوب بشناسد و به او معتقد گردد بالاترين لذت براي او خشنودي خداست; نه در انجام اعمالش انگيزه دنيوي دارد و نه اميدي به نعمتهاي بهشتي و نه خوفي از عقوبتهاي اخروي در خود مييابد. چنين افرادي حتي اگر خدا نعمتهاي بهشتي را هم در اختيارشان قرار ندهد يا عقوبتشان كند از او ستبرنميدارند; زيرا خشنودي خدا برايشان از همه چيز بالاتر است.
خداوند درباره اينان ميفرمايد: «يهدي به الله من اتبع رضوانه سبل السلام ... و يهديهم الي صراط مستقيم» (مائده:16); خداوند كساني را كه در پي خشنودي او باشند... به وسيله قرآن به راههاي امن هدايت ميكند و آنان را به صراط مستقيم رحمت و قرب خويش رهنمون ميگردد.
5- تقوا
(در اين زمينه در قسمت اهداف قرآن در بعد گرايش سخن گفته شد. بدانجا رجوع كنيد.)
6- خشيت و خوف
يكي ديگر از شروط بهرهمندي از قرآن، كه مرتبط با انذار و بيمدادن قرآن ميباشد، خوف و خشيت است. در سوره يس، پس از آنكه هدف قرآن را انذار و بيمدادن مردم ميداند و متذكر ميشود كه منافقان از انذار قرآن بهرهاي ندارند، ميفرمايد: «انما تنذر من اتبع الذكر و خشي الرحمن بالغيب فبشره بمغفرة و اجر كريم» (يس:11); فقط كسي از بيمدادن تو بهره ميبرد كه پيرو قرآن باشد و از خداوند رحمان خشيت داشته باشد، پس او را به آمرزش و پاداش ارجمند الهي بشارت ده.
. نور: 55