0

اهداف قرآن

 
hamed_yurdum
hamed_yurdum
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 35378
محل سکونت : آذربایجان غربی-سولدوز

پاسخ به:اهداف قرآن
شنبه 13 اسفند 1390  2:13 AM

اين نكته با توجه به خاتم پيامبران بودن آن حضرت روشن‏تر مي‏شود. نكته شايان توجه اينكه از آنجا كه سعادت واقعي انسان در قرب به خداوند متعال است و قرب به خداوند بستگي كامل به حاكميت دين حق بر جامعه بشري دارد و تمام مراحل پيشين و حتي اجراي عدالت و امنيت عمومي براي آن است‏كه‏مردم آزادانه به عبادت خالص الهي بپردازند و به بالاترين مراحل قرب الهي دست‏يابند، قرآن مجيد مي‏فرمايد: خداوند به كساني كه ايمان آورده و عمل صالح انجام دهند وعده داده است كه آنان را جانشينان و وارثان زمين گرداند، ديني را كه براي آنان پسنديده ست‏برايشان مستقر سازد، به آنان امنيت ارزاني دارد تا تنها او را بپرستند و همتايي براي او در نظر نگيرند. [1]
7- خروج از ظلمت‏ها به سوي نور
«كتاب انزلناه اليك لتخرج الناس من الظلمات الي النور» (ابراهيم:2); اين قرآن كتابي است كه ما به سوي تو فرستاديم تا مردم را به امر خدا، از ظلمات (جهل و كفر) بيرون آوري و به عالم نور برساني.
«نور» و «ظلمت‏» در اين آيه مصاديق فراواني دارد كه از يك سو، كفر و نفاق و زنگارهاي دل و هرگونه عاملي را كه موجب دوري و جدايي از خداست و از سوي ديگر، مراتب قرب به خداوند از آغاز تا پايان را دربر مي‏گيرد. بنابراين، مراتب گوناگون تقرب به خداوند مصاديق گوناگون خارج شدن از ظلمت‏ها به نور است كه يكي از اهداف قرآن به شمار مي‏آيد.
8- هدايت‏به راه‏هاي امن و صراط مستقيم
«قد جاءكم من الله نور و كتاب مبين يهدي به الله من اتبع رضوانه سبل السلام... ويهديهم الي صراط مستقيم‏» (مائده:15 و16); براي هدايت‏شما نوري عظيم و كتابي با حقانيت آشكار آمد. خدا با آن كتاب هركه را در پي رضا و خشنودي او ست‏به راه‏هاي سلامت و صراط مستقيم رهنمايي مي‏كند.
قرآن كريم، كه نوري از سوي خداوند متعال است، كساني را كه در پي كسب خشنودي خدا باشند به راه‏هايي كه از هر نظر سلامت است و كسي را كه در آن پاي نهد به سلامت‏به سر منزل مقصود - كه خداست - مي‏رساند، هدايت مي‏كند. اين راه‏ها مي‏تواند در طول يكديگر و نيز در عرض هم باشند. كساني كه در اين راه‏ها قدم مي‏زنند در هر قدم، از ظلمتي رهايي يافته و به نوري نايل مي‏شوند و سرانجام، از سبل امن به شاهراه هدايت (صراط مستقيم) راه‏نمون مي‏شوند.
9- ورود به رحمت ويژه الهي و هدايت‏به ذات او
«يا ايها الناس قد جاءكم برهان من ربكم و انزلنا اليكم نورا مبينا فاما الذين آمنوا بالله و اعتصموا به فسيدخلهم في رحمة منه و فضل و يهديهم اليه صراطا مستقيما» (نساء:174 و 175); اي مردم، براي هدايت‏شما از جانب خدا برهاني محكم آمد و نوري تابان به سوي شما فرستاديم. پس آنان كه به خدا گرويدند و به او متوسل شدند به زودي، آنها را به جايگاه رحمت و فضل خود در خواهد آورد و به راه راست رهنمايي مي‏نمايد.
مؤمناني كه به اين ريسمان نوراني الهي چنگ زنند و پناه برند خداوند، خود، ايشان را در رحمت و فضل ويژه‏اش وارد مي‏سازد و از صراط مستقيم ويژه‏اي، ايشان را به ذات اقدس خود راهنمايي مي‏كند. آنان در اين جهان از هم‏نشينان خدا و در سراي آخرت نيز در پايگاهي رفيع و راستين در آستان مقدس الهي خواهند بود. در آيه ديگري مي‏فرمايد: «ان المتقين في جنات ونهر في مقعد صدق عند مليك مقتدر» (قمر:54 و 55); اهل تقوا در باغ‏ها و كنار نهرهاي بهشت منزل گزيده‏اند، در منزلگاه صدق و حقيقت، نزد خداوند عزت و سلطنت جاوداني متنعم‏اند.
قرآن مجيد در كنار اهدافي كه براي خود برمي‏شمرد، موانعي را نيز براي بهره‏مندي از قرآن و رسيدن به اهداف آن مطرح كرده است. در اين بخش، ابتدا شروط و سپس موانع بهره‏مندي از آن مطرح مي‏گردد:
الف _ شروط بهره‏مندي از قرآن
قرآن مجيد در كنار اهدافي كه براي خود برمي‏شمرد، شروط و موانعي را نيز براي بهره‏مندي و رسيدن به آن اهداف مطرح كرده است. در اين بخش، ابتدا شروط و سپس موانع بهره‏مندي از قرآن را مطرح مي‏كنيم:
1- در پي علم و يقين‏بودن
يكي از شروط مهم براي بهره‏مند از قرآن آن است كه انسان در پي دست‏يابي به علم و يقين باشد، بخواهد به حقايق پي برد و بر گمان و حدس و امثال آن تكيه نكند. قرآن مجيد در پاسخ به مشركان و در مقام نفي شرك، همواره مي‏گويد كه آنان دنبال گمان، تقليد و شك‏اند و نسبت‏به مدعاي خويش يقين ندارند; اگر راست مي‏گويند دليل قاطعي بر مدعاي خود بياورند. به هر حال، اگر كساني به دنبال هواهاي نفساني خود باشند و يا بر اساس گمان و شك بخواهند زندگي خود را بنا نهند، از قرآن بهره‏اي نخواهند برد. در آيه 11 سوره توبه مي‏فرمايد: «قد فصلنا الايات لقوم يعلمون.» در آيه 11 بقره نيز مي‏فرمايد: «قد بينا الايات لقوم يوقنون.» مشابه اين، آياتي است كه چنين بياني دارند:«لقوم يفقهون‏» (انعام:98)، «لقوم يتفكرون‏» (يونس:24)، «لاولي الالباب‏» (آل‏عمران:190).
2- در اختيارداشتن قلب خود
در آياتي از قرآن مجيد مي‏فرمايد: «ان في ذلك لذكري لمن كان له قلب‏» (ق:37); در اين، پند و تذكري است‏براي آن‏كه داراي قلب هوشياري باشد.
انسان در اثر گناه و ياغفلت گاهي قلب و دل خود را در اختيار شيطان،هواي‏نفس، غرايزحيواني‏وانسان‏هاي‏منحرف‏قرارمي‏دهد و آنان دلش را مي‏ربايند. كسي كه دل ندارد - يعني، دل را به ديگري سپرده‏است واو هرگونه كه مي‏خواهد بر آن حكم مي‏راند - نمي‏تواند از قرآن بهره‏مند شود. كسي از قرآن بهره‏مند مي‏شود كه بر دل خود مسلط باشد. در روايات آمده است كه اگر شياطين پيرامون‏دل‏پرسه‏نمي‏زدندوآن‏رااحاطه‏نمي‏كردندانسان‏مي‏توانست‏به ملكوت جهان نظر كند و حقايق هستي را دريابد. بايد دل در اختيار انسان باشد تا آن را در اختيار قرآن و حقايق آن قرار دهد; در نتيجه، متاثر شود و به سوي كمال خويش حركت كند.
3- حيات و زنده(دل) بودن
در آيه 70 سوره يس مي‏فرمايد: «لينذر من كان حيا»; قرآن نازل شده است تا كساني را كه زنده‏اند بيم دهد. برخي انسان‏ها مرده‏اند و مرده را هرقدر صدا بزني، موعظه كني يا حقايق را برايش بازگو كني اثري نخواهد داشت. انسان‏هايي كه در اثر گناه بر قلب‏هاشان مهر خورده و راه نفوذ معارف حق را بر خود بسته‏اند وقتي حقايق و آيات الهي را مي‏شنوند، ذره‏اي تاثير در آنان نمي‏نهد; گويا چنين حقايقي را نشنيده‏اند. منافقان مظهر كامل اين حالت مردگي و مؤمنان حقيقي مظهر كامل زنده‏دل بودن‏اند. قرآن مجيد مي‏فرمايد: «ا و من كان ميتا فاحييناه و جعلنا له نورا يمشي به في الناس كمن مثله في الظلمات ليس بخارج منها» (انعام: 122); آيا كسي كه مرده بود و او را زنده كرديم و برايش نوري قرار داديم كه با آن در بين مردم حركت مي‏كند مانند كسي است كه در تاريكي‏ها به سر مي‏برد و از آن خارج نيست؟
انسان‏هاي زنده، كه باتقوا هستند، با نور خدا حركت مي‏كنند و در برخورد با شياطين، هوشيارانه عمل مي‏نمايند: «ان الذين اتقوا اذا مسهم طائف من الشيطان تذكروا فاذا هم مبصرون‏» (اعراف:201); اهل تقوا را چون وسوسه و خيالي از شيطان به دل رسد، همان دم خدا را به ياد آورند و همان لحظه بصيرت و بينايي پيدا كنند.
4- در پي خشنودي خدابودن
انسان‏ها در هر عملي كه انجام مي‏دهند، علاوه بر علم و آگاهي، انگيزه‏اي نيز دارند و بايد داشته باشند، ولي انگيزه‏ها در افراد و موقعيت‏هاي گوناگون متفاوت است; گاهي كارها برخاسته از انگيزه‏هاي حيواني و نفساني مانند سيركردن شكم و تامين لذايذ مادي است و گاهي انسان فراتر از سطح حيوانات قرار مي‏گيرد. در اين صورت، انگيزه‏هاي مادي نمي‏تواند محرك اصلي او باشد و آنچه در پي آن است موضوعي فراتر از تامين لذايذ مادي خواهد بود. در اين ميان، آنان كه عشق به حقايق دارند با كشف مطالب علمي دل‏خوش مي‏شوند و حداكثر با درك مفاهيمي كه از معنويات حكايت دارد، سرمست مي‏شوند; ولي اگر انسان با خدا آشنا شود، خدا را خوب بشناسد و به او معتقد گردد بالاترين لذت براي او خشنودي خداست; نه در انجام اعمالش انگيزه دنيوي دارد و نه اميدي به نعمت‏هاي بهشتي و نه خوفي از عقوبت‏هاي اخروي در خود مي‏يابد. چنين افرادي حتي اگر خدا نعمت‏هاي بهشتي را هم در اختيارشان قرار ندهد يا عقوبتشان كند از او ست‏برنمي‏دارند; زيرا خشنودي خدا برايشان از همه چيز بالاتر است.
خداوند درباره اينان مي‏فرمايد: «يهدي به الله من اتبع رضوانه سبل السلام ... و يهديهم الي صراط مستقيم‏» (مائده:16); خداوند كساني را كه در پي خشنودي او باشند... به وسيله قرآن به راه‏هاي امن هدايت مي‏كند و آنان را به صراط مستقيم رحمت و قرب خويش رهنمون مي‏گردد.
5- تقوا
(در اين زمينه در قسمت اهداف قرآن در بعد گرايش سخن گفته شد. بدان‏جا رجوع كنيد.)
6- خشيت و خوف
يكي ديگر از شروط بهره‏مندي از قرآن، كه مرتبط با انذار و بيم‏دادن قرآن مي‏باشد، خوف و خشيت است. در سوره يس، پس از آنكه هدف قرآن را انذار و بيم‏دادن مردم مي‏داند و متذكر مي‏شود كه منافقان از انذار قرآن بهره‏اي ندارند، مي‏فرمايد: «انما تنذر من اتبع الذكر و خشي الرحمن بالغيب فبشره بمغفرة و اجر كريم‏» (يس:11); فقط كسي از بيم‏دادن تو بهره مي‏برد كه پيرو قرآن باشد و از خداوند رحمان خشيت داشته باشد، پس او را به آمرزش و پاداش ارجمند الهي بشارت ده.


[1]

. نور: 55


پل ارتباطی :  daniz_0443@yahoo.com

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها