پاسخ به:اهداف قرآن
شنبه 13 اسفند 1390 2:12 AM
.. ليتذكر اولوالالباب» (ص:29); كتابي به سوي تو فرو فرستاديم... براي آنكه خردمندان از آن پند گيرند.
5- تقوا
يكي از اهداف قرآن ايجاد تقوا در انسانها است. قرآن ميفرمايد: «قرآنا عربيا غير ذي عوج لعلهم يتقون» (زمر:28); قرآن عربي را، كه در آن هيچ كژي نيست، فروفرستاديم تا شايد تقوا پيشه كنند. «تقوا» يكي از عناصر مهم در بينش قرآني و در اصل، به معناي «خودپايي» است. انسان همواره در برابر خطرات، خود را ميپايد و مراقب خويش است. اين خودپايي ميتواند در برابر عذاب جهنم، خشم خدا و از دستدادن كمالاتي باشد كه انسان ميتواند به آنها برسد. به همين دليل، به نحوي بر «ترس» هم دلالت دارد. و اينكه گاهي تقواي الهي يا تقواي از جهنم را به ترس از خدا يا جهنم معنا ميكنند بر همين اساس است، وگرنه معناي اصلي آن «ترس» نيست. در اينجا اين سؤال مطرح ميشود كه «ترس از خدا» به چه معنا است؟ «ترس از خدا» ميتواند به دو صورت مطرح شود:
نخست آنكه از معصيتخدا برحذر باشد; زيرا معصيتخدا منشا همه عذابهاي اخروي و عقوبتهاي دنيوي است.
دوم آنكه خطر هميشه جسماني نيست، محروميت از رحمت و دوري از محبوب براي انسانهاي برجسته بالاترين رنج است. انسانهايي كه مراحلي از كمال را طي كردهاند بدين دليل از معصيتخدا دوري ميكنند كه نگران دورماندن از محبوب خود هستند. برجستگان از بندگان خدا اصولا از توجه به غير خدا بيمناكند و تقواي آنكه آنان راهميشه در محضر خدا و خدا را حاضر و ناظر اعمال آنان قرار ميدهد و نسبتبه غفلت از خدا ترسانند. برجستگان از بندگان خدا اصولا از توجه به غير خدا بيمناكند و تقواي آنكه آنان را هميشه در محضر خدا و خدا را حاضر و ناظر اعمال آنان قرار ميدهد و نسبتبه غفلت از خدا ترسانند.
تقوا هم در مرحله فكر و نظر مطرح است و هم در مرحله عمل و رفتار. اولين مرحله تقوا در بعد نظري، «حقيقت طلبي» است تا انسان گرفتارباطل نشود. چنينكسي وقتي با قرآن مواجه ميگردد بدان هدايتميشود ووقتي آياتخدا ومعجزاتالهي راميبيند، تسليم آن ميگردد و بدانها ايمان ميآورد. حضرت سلمان; با آنكه در محيط كفر و شرك متولد شد و در آنجا رشد كرد، ولي حقيقتطلبي و تقواي او موجب شد كه در پي يافتن آيين حق برآيد و سرانجام، به پيامبر اسلام(ص) برسد و ايمان آورد. قبلا گفتيم كه قرآن ميخواهد حقيقتطلبي را در انسان تقويت و شكوفا سازد.
بالاترين مراحل تقوا نيز برترين درجات كمال است كه انسان را شايسته آرامش يافتن در جوار رحمتحق ميسازد: «ان المتقين في جنات و نهر في مقعد صدق عند مليك مقتدر» (قمر:54 و 55); اهل بهشت در باغها و كنار نهرهاي بهشتاند، در منزلگاه صدق و حقيقت، نزد خداوند عزت و سلطنت جادواني متنعماند.
اولين مرحله تقوا در بعد عمل نيز آن است كه آنچه را طبق فطرت خويش زشت مييابد از آن اجتناب ميكند. اين نوع تقوا را ميتوان «تقواي فطري» ناميد; زيرا فطرت آن را به انسان الهام ميكند، ولي اين اولين مرحله تقوا در مرحله عمل است. پس از اسلام آوردن نيز تقوا مطرح است. اما كساني از مراحل بالاتر هدايت قرآن برخوردار ميشوند كه مراتب ديگر تقوا را داشته باشند.
در قرآن مجيد، آنچه انسان بايد خود را از آن دور نگه دارد، مشخص گرديده است; و لذا آن جمله خداوند معاد آتش دوزخ فتنهاي كه فقط ظالمان را در بر نميگيرد، وضعيتحاضر و آينده هركسميباشد. پرداختنبههمهاينمواردونكتهسنجيهايموجود در آنها بافرصت محدود اين مقاله سازگار نيست. بنابراين، تقوا دارايدرجاتاست،و هرچند همه موارد آن مدنظر قرآن ميباشد ولي به نظر ميرسد در آنجا كه تقوا هدف نزول قرآن است، مرحله اوليه تقوا نيست; زيرا اگر چنان خصلتي (حقيقتطلبي) در انسان نباشد، از ابتدا به قرآن گوش فرانميدهد.
ج) اهداف قرآن در بعد عمل
1- شكرگزاري
انساني كه به اين مرحله رسيده استخود را با انبوهي از نعمتهاي خدا روبرو ميبيند و آماده ميشود تا در برابر اينهمه نعمتشكرگزاري كند. او اگر به نعمتها توجه نداشته باشد و يا از صاحب نعمت غافل باشد در صدد شكرگزاري برنميآيد. قرآن در آيات خود با برشمردن نعمتها و توجهدادن به اين نكته كه همه آنچه در اختيار انسان است، از خداست، اين زمينه را فراهم ميسازد. در چنين موقعيتي است كه انسان حقشناس به ولينعمتخود توجه ميكند و در مييابد كه همه چيز از اوست و جز نعمتهاي او چيز ديگري از خود يا ديگري ندارد. به شكرگزاري آن ذات اقدس مشغول ميگردد و تا آنجا پيش ميرود كه حتي عبادت خويش را براي خوف از دوزخ يا شوق به بهشت انجام نميدهد، بلكه انگيزه شكرگزاري از نعمتهاي بيشمار خدا او را به عبادت واميدارد. [1]
2- داوري بحق در مسائل مورد اختلاف
يكي ديگر از اهداف قرآن حل مسائل مورد اختلاف در مرحله عمل است. فطرت پاك انسان وي را به رعايت عدالت و اعطاي حقوق ديگران فراميخواند و در مقابل تجاوزطلبي، او را از اين كار باز ميدارد. پيامبران: از يك سو، با انذار و تبشير، زمينه كنارزدن تجاوزطلبي و عمل به خواست فطرت الهي و پاك انسان را فراهم ميسازند و از سوي ديگر، در موارد اختلاف بين انسانها قضاوت ميكنند و مصداق حقوق ديگران را تعيين مينمايند. البته پس از هر پيامبري در طول تاريخ، انسانها دچار انحراف شدهاند و با آنكه مسائل حقوقي برايشان روشن بوده، حقوق ديگران را ناديده گرفته و به آنان ستم روا داشتهاند.
همچنين به تدريج، با ايجاد انحراف در دين خدا و يا برداشتهاي ناروا از تعاليم دين، انسانهاي ديگر را گمراه ساخته و افراد را دچار اختلاف كردهاند. در چنين وضعيتي، فقط ايمان به خدا راهگشاي مؤمنان ميگردد. قرآن مجيد، كه پس از پيامبران فراوان گذشته رسيده، يكي از اهدافش قضاوت در مسائل اختلافي بين مردمان است. بنابراين، هدف قرآن در يك مرحله، تبيين مسائل مورد اختلاف از نظر فكري و در مرحله ديگر، قضاوت بحق در مسائل مورد نزاع است تا از انحراف بشر در مقام عمل جلوگيري به عمل آيد. در آيه213 از سوره بقره هدف بعثت همه انبياء و نزول كتب آسماني قضاوت، در مورد مسايل مورد اختلاف مردم دانسته شده است و اين نكته مطرح شده است كه پس از آمدن پيامبران نيز مردم به دليل تجاوزطلبي اختلاف كردند و در آيه 64 از سوره نحل ميفرمايد «و ما انزلنا عليك الكتاب الا لتبين لهم الذي اختلفوا فيه» ما قرآن را بر تو نازل نكرديم مگر براي آنكه موارد مورد اختلاف ميان مردم را برايشان توضيح دهي و بيان كني.
3- تثبيت مؤمنان
خداوند ميفرمايد: «قل نزله روح القدس من ربك بالحق ليثبت الذين آمنوا» (نحل:102); اي رسول، بگو اين آيات را روحالقدس از جانب پروردگارت به حقيقت و راستي آورد تا اهل ايمان را در راه خدا ثابت قدم گرداند.
نزول وحي و تداوم آن، عامل ثبات مؤمنان در مسير خويش و نلغزيدن به جهات انحرافي است. هرچند تثبيت در مرحله «قلب» نيز مطرح شده، ولي ثبات قدم در مسير دين و تكامل بيشتر ناظر به مشكلاتي است كه در مقام عمل پيش ميآيد و انسان را در ادامه راه دچار تزلزل ميكند. قرآن مجيد با تقويب روحيه و توجهدادن بشر به خداوند و قدرت بينظير وي و نيز پاداش عظيم مجاهدان، امدادهاي غيبي فرشتگان و ذكر داستانهاي پيامبران: و مجاهدان گذشته، زمينه ثبات قدم مؤمنان و پيامبر(ص) را در مقام عمل فراهم ميسازد.
4- برپايي جامعه عادلانه
«لقد ارسلنا رسلنا بالبينات وانزلنا معهم الكتاب والميزان ليقوم الناس بالقسط» (حديد:25); همانا پيامبران خود را با دلايل و معجزات فرستاديم و برايشان كتاب و ميزان عدل نازل كرديم تا مردم عدالت را به پا دارند.
عدالت و قسط، هر دو با رعايتحقوق ديگران و دستيابي هركس به حق خويش مرتبط است، ولي قسط بيشتر ناظر به پيادهكردن قوانين عادلانه است. قرآن مجيد هدف نزول كتابهاي آسماني، از جمله قرآن، را اقامه قسط ميداند، آن هم قسط عمومي كه به دستخود مردم برپا شود; بدين معنا كه هدف، رشددادن جوامع است تا آنجا كه مردم، خود انگيزه اجراي عدالت پيدا كنند و آن را اجرا نمايند.
5- حاكميت قوانين خدا
«انا انزلنا اليك الكتاب بالحق لتحكم بين الناس بما اريك الله» (نساء:105); اي پيامبر، ما قرآن را بحق به سوي تو فرو فرستاديم تا بدانچه خدا با وحي بر تو پديدار ساختهاست، حكم نمايي.
عدالت مورد نظر قرآن و اجراي آن (قسط) تنها در سايه قوانين الهي امكانپذير است. از اينرو، در اين آيه شريفه هدف از نزول قرآن را حكمنمودن پيامبر(ص) در بين مردم، طبق دستور و راي خدا ميداند. اجراي احكام ديني از يك سو، بر اساس قوانين عادلانه است و از سوي ديگر، به دست عادلترين انسانها به اجرا درميآيد. در نتيجه، در مراحل قانونگذاري و اجرا، ضامن عدالت اجتماعي است.
6- حاكميت دين خدا بر ساير اديان
«هو الذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين كله» (فتح:28); او رسول خود (محمد(ص)) را با قرآن و دين حق فرستاد تا آن را بر همه اديان غالب گرداند.
حاكميت دين خدا و غلبه آن بر ساير اديان، كه هدف ارسال پيامبر گرامي اسلام(ص) است، از ديگر اهداف اجتماعي نزول قرآن است.
. «... و ان قوما عبدوا الله شكرا فتلك عبادة الاحرار»، (محمدتقى مجلسى، بحارالانوار، ج 78، ص69)