0

ویژه حج

 
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

ویژه حج

انشالله در باره حج مطالب جالبی با هم مرور میکنیم!

 

به امید همراهی

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 9 آبان 1390  10:15 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ویژه حج

حج نبوی و حج علوی

پرسش‌هاى مرد انصارى از پیامبر صلى الله علیه و آله در مورد حج 

کعبه

روزى مردى از انصار خدمت رسول خدا (صلى الله علیه و آله) رسیده و عرض كرد كه پرسش‌هایى از حضور مباركتان دارم. رسول الله صلى الله علیه و آله فرمود: اگر مى خواهى خودت بپرس وگرنه خودم بگویم كه چه پرسش‌هایى مورد نظر توست . مرد انصارى به وجد آمده و از این كرامت حضرت مسرور شد. به همین سبب عرض كرد: یا رسول الله ، خودتان فرموده و پاسخ نیز بدهید. پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله فرمود: آمدى تا از ثواب حج ، طواف ، سعى بین صفا و مروه ، رمى جمره و تراشیدن سر و روز عرفه بپرسى ؟ مرد انصارى كه از شدت ذوق در پوست خود نمى گنجید عرض كرد: آرى ، به خدا قسم همین پرسش ها را داشتم .رسول الله صلى الله علیه و آله پاسخ فرمود: وقتى آماده سفر حج مى شوى تا مركبت از جا حركت نكرده ، خداوند بر تو ثواب منظور مى كند و تا رسیدن به اطراف مكه و قبل از پیاده شدن از مركب ، خداوند گناهانت را مى آمرزد. و پس از طواف بیت الله الحرام و همچنین سعى بین صفا و مروه چنان است كه تازه از مادر متولد شده باشى . اما در مورد ثواب رمى جمره بدان كه ذخیره قیامت بوده و به هر مو كه بتراشى نورى در جهان آخرت نصیبت خواهد شد و اما در مورد فضیلت روز عرفه ، آگاه باش ، عرفه روزى است كه خداوند به سبب آن به ملائكه مباهات مى كند و اگر عرفه را درك كنى و گناهانت به اندازه ریگ هاى بیابان و روزهاى عالم باشد خداوند از آن خواهد گذشت.(1)

در مورد ثواب رمى جمره بدان كه ذخیره قیامت بوده و به هر مو كه بتراشى نورى در جهان آخرت نصیبت خواهد شد و اما در مورد فضیلت روز عرفه ، آگاه باش ، عرفه روزى است كه خداوند به سبب آن به ملائكه مباهات مى كند و اگر عرفه را درك كنى و گناهانت به اندازه ریگ هاى بیابان و روزهاى عالم باشد خداوند از آن خواهد گذشت

از جمله دعاهاى آن حضرت در كنار بیت الله  

نقل شده كه آن حضرت ، پس از طواف بیت الله ، نزد ركن یمانى ایستاده و سر خود را به سمت كعبه گرفته و عرضه داشت سپاس خدای را كه به تو شرافت و بزرگى عنایت فرمود و خداوند را حمد مى كنم كه مرا به رسالت برانگیخته و على بن ابى طالب را پیشوا (و جانشین من در بین )مردم قرار داد.خدایا بهترین بندگانت را به سوى او هدایت كرده و بندگان بد خویش را از وى دور گردان .(2)

همچنین نقل شده كه روزى پس از طواف دست به آسمان برداشته و عرضه داشت : خداوند این مكان شریف ، محل زیارت و ورود انبیاء قبل از من بوده و آنها از تو خواسته هایى داشتند و من در این مكان براى خود و اهل بیت و پیروانمان دعا مى‌كنم .(3)

 

امام علی

امام على علیه السلام و حج بیت الله 

شركت آن حضرت در حج و نحوه دعا نمودن او در صفا  

در سال اتفاق مى افتد كه آن حضرت به همراه جمعى از نزدیكان خویش در موسم حج شركت مى كرد.از جمله سالى كه عده زیادى از مهاجر و انصار در مراسم حج بودند، وى نیز به همراه دو فرزندش امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام و برادرزاده و دامادش عبدالله بن جعفر بن ابى طالب علیه السلام ، آمده و احرام بست .

منقول است كه هنگام صعود به صفا رو به قبله نموده و دستها را به سمت آسمان گرفته و عرضه داشت : خدایا، بر من ببخش آنچه گناه انجام داده ام ، پس اگر بدى و عداوت كردم ، بر من ببخشاى كه بسیار آمرزنده و مهربان هستى .خدایا با من آن گونه رفتار كن كه خود در خور آنى ، نه آن طورى كه من شایسته آن هستم .خدایا اگر عذابم كنى ، همانا تو بى نیاز از این عذابى و من به رحمت تو محتاجم .اى خدایى كه به جهت عدالتت پرهیزكار بوده و از ستمت در امان هستم ، به من رحم كن .(4)

 

كدام عمل بالاتر است ؟  

رسیدگى به امور مسجدالحرام از سالیان دور و بین تیره هاى مختلف قبیله قریش مرسوم بود.هر كسى به فراخور حال خود قسمتى از كارهاى موسم حج را به عهده داشت .از زمان حضرت عبدالمطلب ، تقریبا اكثر كارهاى مربوط به حاجیان بر عهده فرزندان وى بود.یكى از این امور، سیراب كردن و رساندن آب به حاجیان بود كه به عهده عباس بن عبدالمطلب عموى پیامبر صلى الله علیه و آله و دیگرى تعمیر و مرمت خانه كعبه بود كه مربوط به طلحه بن شیبه مى شد.افرادى كه مسئولیت این كارها را داشتند بعضى از اوقات بیش از حد به كار خود مغرور شده و فوق عمل خویش ، فضیلتى را قبول نداشتند.

حج گزاران در آنجا مانند موجوداتى كه براى رفع عطش بر سر چاهى ازدحام مى كنند، در آنجا جمع مى شوند.اشتیاق ایشان به آن مكان مانند، شوق كبوتر به آشیانه خود است .خداوند این خانه را براى فروتنى مردم در مقابل عظمت و بزرگیش و براى تصدیق آنان به عزت و سلطنت خویش نشانه قرار داده و بندگانى را كه دعوت او را جهت حج شنیدند را برگزید

حق تعالى كه با مصلحت والاى خویش ، نیكی ها را درجه بندى نموده و بالاترین منزلت را به ایمان ، عمل صالح و جهاد فى سبیل الله داده است ، براى ستون بزرگ مؤمن به اسلام، فرزند كعبه، صالح و مجاهد حقیقى، عابد دلسوخته شبها و شیر بیشه شجاعت در ایام كار زار یعنى مولى الموحدین على بن ابى طالب علیه السلام ضمن نزول آیه اى ، فضیلت و برترى اعمال آن حضرت بر آب رساندن به حجاج و تعمیر بیت الله را بیان داشته و فرمود: آیا رتبه سقایت و آب دادن به حاجیان (یعنى مقام عباس )و تعمیر كردن مسجدالحرام (یعنى مقام شیبه )را با مقام آن كس كه به خدا و به روز قیامت ایمان آورده و در راه خداوند جهاد كرده (یعنى على علیه السلام )را یكسان مى شمرید؟ بدانید كه هرگز نزد خداوند یكسان نیست(5).

 

فلسفه حج از دیدگاه على علیه السلام  

امیر بیان، مولى الموحدین علیه السلام در ضمن خطبه مفصلى مى فرماید: خداوند متعال حج بیت الله الحرام را بر شما واجب گردانید و آن را قبله مردم قرار داد. حج گزاران در آنجا مانند موجوداتى كه براى رفع عطش بر سر چاهى ازدحام مى كنند، در آنجا جمع مى شوند.اشتیاق ایشان به آن مكان مانند، شوق كبوتر به آشیانه خود است .خداوند این خانه را براى فروتنى مردم در مقابل عظمت و بزرگیش و براى تصدیق آنان به عزت و سلطنت خویش نشانه قرار داده و بندگانى را كه دعوت او را جهت حج شنیدند را برگزید.این بندگان فرمان حقتعالى را تصدیق كرده و در مكان هایى كه پیامبران پیشین وقوف كردند،توقف اختیار نمودند(یعنى به مناسكى مبادرات كردند كه انبیاء گذشته چنین مى نمودند) و به همین سبب خود را به ملائكه اعلى كه در ملكوت ، خدایتعالى را طواف مى كنند، شبیه كردند. ایشان سود بسیارى در بازرگانى بندگى و پرستش حقتعالى به وسیله سرمایه ایمانى به دست مى آورند و در این معنا از هم پیشى مى گیرند (تا زودتر)به محل آمرزش الهى نائل شوند.همانا خداوند بیت الله را علامت و نشانه اسلام و پناه پناهندگان قرار داد و حج آن جا را واجب و احترامش را لازم دانست.(6)

 

 

پی نوشت ها:

1.احتجاج طبرسى ج 1/106.

2-  الحمدالله الذى شرفك و عظمك و الحمدالله الذى بعثنى و جعل علیا اماما اللهم اهد له خیار خلقك و جنبه شرار خلقك كافى 4/410/ ح 19 نقل از حج الانبیاء والائمه ص 111.

3-  اللهم هذا مدخل قد دخله من كان قبلى من الانبیاء فسالوك و انا اسالك لى و لاهل بیتى و شیعتنا مناقب امیرالمؤمنین علیه السلام نقل از همان مدرك .

4-  اللهم اغفرلى كل ذنب اذنبته قط، فان عدت على بالمغفره فانك ان تفعل بى ما انت اهله ترحمنى و ان تعذبنى فانت غنى عن عذابى و انا محتاج الى رحمتك فیا من انا محتاج الى رحمته ارحمنى ، اللهم لاتفعل بى ما انا اهله فانك ان تفعل بى ما انا اهله تعذبنى و لم تظلمنى ، اصبحت اتقى عدلك و لااخاف جورك فیا من هو عدل لا یجور ارحمنى ، كافى 4؛ 432/، نقل از حج الانبیاء و الائمه ص 238. روشن است كه طلب بخشش معصومین به معناى رایج نسبت به سایر بندگان نیست و این مقوله بحث جداگانه اى مى طلبد.

5-  اجعلتم سقایه الحاج و عماره المسجد الحرام كمن آمن بالله و الیوم الاخر و جاهد فى سبیل الله لا یستوون عندالله . توبه / 19.نقل از المیزان /10 - ص 205، تفسیر كاشف 4/20، تفسیر المنار 10/216، كنزالدقائق 4/149 تفسیر قرطبى 4/91.

6- نهج البلاغه ، فیض الاسلام خطبه اول / 40.

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 9 آبان 1390  10:15 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ویژه حج

حج فاطمی و حج حسنی

حضور فاطمه علیهاالسلام در آخرین حج پیامبر صلى اللّه علیه و  آله

حج

موسم حج سال دهم هجرت نزدیك و نزدیكتر مى شد. به تدریج آیاتى بر پیامبر صلى اللّه علیه و آله نازل مى شد كه از وفات او در آینده اى نه چندان دور خبر مى داد. در این میان تنها یادگار رسول الله صلى اللّه علیه و آله یعنى حضرت صدیقه كبرى، فاطمه الزهراء كه انس و الفت عجیبى با پدر داشته و به همین جهت مشهور به ام ابیها(مادر پدرش)شده بود، اضطراب خاصى نسبت به آینده بروز مى داد. به هر ترتیب رسول الله صلى اللّه علیه و آله به همگان اطلاع داد كه امسال آخرین سالى خواهد بود كه وى موفق به حج گزاران مى شود، به همین سبب و با رواج این خبر،عده فراوانى و جمعیت عظیمى از مسلمانان ، مهاجرین و انصار، آماده عزیمت و تشریف به حج به همراه رسول الله صلى اللّه علیه و آله مى شدند. فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز این فرصت را به بهترین وجهى غنیمت شمرده و به همراه عده اى از زنان بنى هاشم آماده همراهى با پدرش رسول الله صلى اللّه علیه و آله گردید.

حضرت فاطمه(س) فرمودند: خداوند، ایمان را به جهت پاك نمودن شما از شرك (و پلیدى )، نماز را براى دور بودنتان از تكبر، زكاه را براى پاك نمودن خود و مالتان (از آلودگى )، روزه را براى ثبات اخلاص و (مراسم عظیم ) حج را جهت استحكام پایه هاى دین (واجب فرموده و) قرار داد.

 

پیامبر گرامى اسلام صلى اللّه علیه و آله در روز شنبه پنج یا شش روز مانده به اتمام ذى القعده سال دهم هجرى به همراه همسران ، عده اى از بنى هاشم ، مسلمانان مهاجر و انصار مدینه در حالى كه وجود مبارك امیرالمؤمنین علیه السلام و همسرش زهرا علیهاالسلام ، نگین درخشان این جمع بودند، مدینه را به سوى مكه ترك نمود.(1) در حج آن سال كه حجه الوداع نام گرفت ، مهمترین واقعه اسلام و بشریت كه تكمیل شدن آیین و شریعت خاتم صلى اللّه علیه و آله بستگى تام به آن داشت ، یعنى معرفى جانشین منصوب پیامبر صلى اللّه علیه و آله از جانب حقتعالى، حضرت مولى الموحدین امیرالمؤمنین على بن ابى طالب علیه السلام ، اتفاق افتاد و زهراى مرضیه علیهاالسلام از جمله كسانى بود كه شاهد این جشن و سرور ملكوتیان در باب وصایت خلیفه بلافصل رسول الله صلى اللّه علیه و آله بوده و همسرش طبق دستور عموى رسول الله صلى اللّه علیه و آله به عنوان امیرالمؤمنین بیعت نمود.(2)

 

بیان فلسفه حج از زبان گویاى زهرا علیهاالسلام

حضرت فاطمه زهرا
پس از رحلت نبى مكرم اسلام ، نه تنها سفارشات اكید آن حضرت پیرامون مراجعه مسلمین به عترت و اهل بیت او در باب حكومت الهى ، نادیده گرفته شد، بلكه فجایع بزرگى به سر آن بزرگواران آمد كه هیچ گاه از یاد نرفته و نمى رود. یكى از این مسائل غصب فدك از فاطمه زهرا علیهاالسلام بود. یكى از اهداف غاصبین فدك ، متمایل نشدن قلوب مردم محروم به سوى اهل بیت علیهم السلام بود
.

حضرت صدیقه علیهاالسلام ، پس از چند روز، به سوى مسجد روانه شده و در جمع مهاجرین و انصار خطبه مفصلى را ایراد نمود. حضرت در این خطبه با بیانى شیوا و گویا چونان معلمه اى دلسوز، مردم را از آینده تاریك و از این كه خود را از پایگاه ولایت الهى دور كرده اند، بیم داد و در فرازى از این خطبه در مورد فلسفه احكام مهم الهى از جمله حج مطالبى فرمود كه حاكى از مقام عصمت والاى آن حضرت بود. او فرمود خداوند، ایمان را به جهت پاك نمودن شما از شرك (و پلیدى )، نماز را براى دور بودنتان از تكبر، زكاه را براى پاك نمودن خود و مالتان (از آلودگى )، روزه را براى ثبات اخلاص و (مراسم عظیم ) حج را جهت استحكام پایه هاى دین (واجب فرموده و) قرار داد.(3)

در این بیان ، آن حضرت به حقیقت ، نكته مهمى را در بیان فلسفه و رمز این مناسك عظیم به همه بشریت در تمامى دور آنها اعلام نمود. در واقع این نكته اهل بیت علیه السلام تبیین كنندگان واقعى آیات الهى هستند را مى توان در این گونه خطبه ها مشاهده نمود. همانطور كه حقتعالى در آیات قرآن ، مقصود از بناء كعبه و مراسم حج را، جهت رعایت مصالح مردم و جامعه محسوب نموده است .(4)

عصر (روز عرفه ) همان روزى بود كه آدم علیه السلام (به سبب ترك دستور شایسته اى ) خداوند را عصیان نمود. بنابراین حقتعالى دستور به امت من داده است كه در بهترین محل ها تضرع و توبه كنند تا اهل بهشت شوند. و همانا ساعتى كه مردم از عرفات باز مى گردد همان ساعتى است كه آدم علیه السلام با ذكر كلمات الهیه به سوى حقتعالى توبه نمود

عظمت حج در نزد امام مجتبى علیه السلام  

یكى از نكات بارز زندگى و امامت حضرت امام حسن علیه السلام این بود كه وى بیش از بیست مرتبه با پاى پیاده به حج مشرف رشد.(5)در روایتى وارد شده كه در علت این مسئله آن حضرت فرمود: من از خداى خویش ‍ حیاء مى كنم كه سواره به سوى بیت او بروم .(6)

 

عرفات در كلام عارفان حقیقى  

امام حسن مجتبى علیه السلام روزى درباره مقام و منزلت عرفات و حضور در آن ، از جدش رسول الله صلى اللّه علیه و آله نقل فرمود كه آن حضرت مى فرماید: به خدایى كه مرا به عنوان بشارت دهنده و انذار كننده برانگیخت قسم ، همانا حقتعالى درى در آسمان دنیا دارد كه به آن باب رحمت ، توبه ، حاجات ، تفضل ، احسان ، بخشش و كرم و باب عفو و گذشت گفته مى شود و هیچ فردى به فیض حضور در آن نائل نمى شود مگر این كه اهلیت براى درك این اوصاف پیدا مى كند. همانا صدها هزار فرشته مقرب الهى ، با نزول رحمت بر اهل عرفات ، شهادت به آزادى آنان از آتش ‍ جهنم و نائل شدن به سعادت ابدى بهشت مى دهند به نحوى كه منادى به وقوف كنندگان در عرفات این گونه ندا مى دهد كه ، همانا آمرزیده شدید.(7)

همچنین در حدیث دیگرى امام مجتبى علیه السلام مى فرماید شخصى یهودى به حضور پیامبر صلى اللّه علیه و آله رسیده و پرسشهایى را طرح نمود. از جمله پرسید به چه جهت خداوند دستور وقوف به عرفات داده است ؟

حضرت پاسخ داد: عصر (روز عرفه ) همان روزى بود كه آدم علیه السلام (به سبب ترك دستور شایسته اى ) خداوند را عصیان نمود. بنابراین حقتعالى دستور به امت من داده است كه در بهترین محل ها تضرع و توبه كنند تا اهل بهشت شوند. و همانا ساعتى كه مردم از عرفات باز مى گردد همان ساعتى است كه آدم علیه السلام با ذكر كلمات الهیه به سوى حقتعالى توبه نمود.(8)

 

پی نوشت ها:

1-  طبقات ابن سعد ج 3/225.

2-  مستفاد از همان مدرك .

3-  فجعل الله الایمان تطهیرا لكم من الشرك و الصلاه تنزیها لكم من الكبر و الزكاه تزكیه للنفس و نماء فى الرزق و الصیام تثبیتا للاخلاص و الحج تشدیدا (تسنیه ) للدین احتجاج طبرسى 1/146، علل الشریع 2/248.

4-  كما اینكه در خود قرآن و در آیاتى از سوره مائده ، آل عمران بوه و حج به این حقیقت اشاره شده است .

5-  نكته اى كه بایستس به آن توجه داشت این است كه شروع حج آن حضرت از مدینه بوده و با توجه به مسافت كم این شهر تا مكه و استراحتگاههایى كه در بین راه وجود داشته است ، نبایستى پذیرش آن در اذهان مشكل شود.

مطلب دیگرى كه باید به آن عنایت نمود، طاقت فوق تصور معصومین در انجام عبادت سخت بوده است و به همین جهت ، دیگران از این گونه عبادات ، به طرزى كه آنان انجام مى دادند معاف بودند. یكى از اصحاب امام ششم به نام سلیمان ، از آن حضرت پرسید: آیا جائز است پیاده به مكه و حج مشرف شویم ؟ آن حضرت فرمود: سواره بروید. سلیمان پرسید: ما شنیده ایم كه جدتان امام حسن بن على علیه السلام بیست حج پیاده رفته است . حضرت فرمود: امام حسن علیه السلام به حج به صورت پیاده مشرف مى شد در حالى كه جمع زیادى با وى همراه بودند. (یعنى تنها نبود كه مشكلى پیش بیاید).

6-  انى لاستحیى من ربى عزوجل ان القاه و لم امش الى بیته ، بحار 43/339.

7-  امالى صدوق 1/162 نقل از الحج فى السنه ص 220 - 219 و الذى بعثنى بالحق بشیرا و نذیرا ان لله فى سماء الدنیا بابا یقال له باب الرحمه و باب التوبه و باب الحاجات و باب التفضل و باب الاحسان و باب الجود و باب الكرم و باب العفو و لا یجتمع بعرفات احد الا استاءهل من الله فى ذالك الوقت هذه الخصال .

8-  ان العصر هى التى عصى آدم فیها ربه ففرض الله عزوجل على امتى الوقوف و التضرع و الدعاء فى احب المواضع الیه و تكفل لهم بالجنه و الساعه التى ینصرف بها الناس هى الساعه التى تلقى فیها آدم من ربه كلمات فتاب علیه انه هو التواب الرحیم همان مدرك ص 224.

 بخش عترت و سیره تبیان

 

 

 

 


منبع:

حج البیت در مكتب اهل بیت علیهم السلام؛ بهاءالدین قهرمانى نژاد شائق

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 9 آبان 1390  10:16 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ویژه حج

حج حسینی و  حج سجادی

هر چه مى خواهید در حج بخواهید 

نقل است كه ابى عبدالله الحسین علیه السلام گروهى را دید كه جهت اعمال حج به بیت الله الحرام مشرف مى شدند. آنها براى این كه كلامى از آن حضرت شنیده و به فیض آن نائل شوند، مقصود خویش را بیان كرده و عرضه داشتند: یا اباعبدالله ما عازم خانه خدا هستیم . حضرت فرمود: وقتى به مكه قدم گذاشتید، حاجات و خواسته هاى خویش را یكجا از خداوند بخواهید (كه همانا محل اجابت است ) (1)

 

تعداد حج آن حضرت 

حج

امام حسین علیه السلام به دفعات به همراه پدرش امام على علیه السلام و بردارش امام مجتبى علیه السلام و عده اى دیگر از نزدیكان در موسم حج شركت مى نمود. بارها اتفاق مى افتاد كه در این مراسم عظیم الهى به راهنمایى بندگان خدا مى پرداخت . نقل شده كه آن حضرت تنها بیست و پنج مرتبه با پاى پیاده و تلبیه گویان، به بیت الله الحرام مشرف شده است .(2)

آخرین سفر حج آن امام به همراه خانواده ، نزدیكان و اصحاب باوفایش ، در سال 60 هجرى بود كه منجر به واقعه بزرگ و حماسه جاودانه كربلا شده و به عنوان بزرگترین رویداد حماسى و اصلاحى تاریخ بشریت ثبت گردد.

ابن عینیه نقل مى كند: على بن الحسین علیه السلام براى حج احرام بسته و هنگامى كه آماده تلبیه و لبیك گفتن مى‌شد، رنگ از رخسار مباركش پرید! پرسیدند كه این چه حالتى است كه به شما عارض مى شود؟ فرمود: مى ترسم كه وقتى گفتم لبیك خداوند بگوید: لا لبیك

خداوند حافظ كعبه است 

زراره از یاران امام باقر علیه السلام مى گوید: روزى از آن حضرت پرسیدم : آیا موفق به درك زمان ابى عبدالله حسین علیه السلام شدى ؟ امام پاسخ فرمود: بله ، روزى در مسجدالحرام (در حالى كه طفلى بیش نبودم ) (3) سیلى به درون مسجدالحرام سرازیر شد كه باعث وحشت افراد حاضر گردید. در این هنگام پدربزرگم حضرت حسین علیه السلام از علت وحشت مردم پرسیده و سپس (به فردى ) فرمود كه بین مردم نداء كند همانا خداوند این بیت را جهت هدایت خلائق قرار داده بنابراین چیزى آن را نابود نخواهد كرد (زیرا خداوند حافظ كعبه و بیت خویش است ).(4)

 

محل قطع لبیك گفتن 

عكرمه مى گوید: از مزدلفه همراه امام حسین علیه السلام بودم . آن حضرت همین طور لبیك مى گفت تا به جمره (محل انداختن سنگ ) رسیدیم . در این هنگام ، وى تلبیه و لبیك گفتن را قطع كرده و فرمود: از پدرم على بن ابى طالب شنیدم كه تا زمان رسیدن به جمره لبیك مى گفت و سپس تلبیه را ادامه نمى داد و مى فرمود: رسول الله نیز این عمل مى كرد.(5)

 

امام حسین (ع)
ثواب حج براى زائر قبر حسین علیه السلام 

عبدالله الحرانى نقل مى كند كه روزى از امام صادق علیه السلام پرسید: زیارت كننده مرقد امام حسین علیه السلام چه ثوابى مى برد؟ حضرت فرمود: كسى كه به كربلا رفته و او را زیارت كند و سپس دو ركعت نماز بخواند ثواب یك حج مقبول را برده و اگر چهار ركعت نماز بخواند ثواب حج و عمره خواهد داشت .(6)

 

امام زین العابدین علیه السلام

مناجات عاشقانه در كعبه 

ابو حمزه ثمالى از یاران خاص امام سجاد علیه السلام از قول پدرش نقل مى كند كه او مى گفت : شبى از شبها در كعبه امام زین العابدین را دیدم كه مشغول نماز بود. به دقت مى نگریستم . نور مهتاب بر آسمان كعبه گسترده شده و از نورانیت صورت نیكوى آن امام بهره مى گرفت . مدت زیادى آن حضرت ایستاده و مشغول راز و نیاز بود. ناگاه دقت كردم كه تا كلمات او را بشنوم . شنیدم كه با سوز و گدازى بى مانند عرضه مى داشت : آقاى من ، آیا مرا عذاب خواهى كرد در حالى كه محبت تو در قلب من است . مولاى من اگر چنین كنى ، بایستى مرا در كنار افرادى قرار دهى كه دشمن تو بودند. (7)

 

دعا در كنار حجرالاسود 

از جمله دعاهایى كه از آن حضرت وارد شده ، دعایى بود كه در كنار حجرالاسود مى خواند. او به خداوند عرض مى كرد: خداوندا، مرا در قیامت به رحمت خودت ، اهل بهشت قرار ده و از آتش خود دورم كن و مرا از بیمارى و مریضى عافیت عنایت نموده و به من وسعت روزى عنایت نما و از شر فاسقان جن و انس محافظتم كن .(8)

 

امام سجاد علیه السلام در پاسخ به یکی از اصحابشان فرمودند: صدها هزار انسان هستند كه به قصد حج بیت الله آمده و در بارگاه الهى ضجه و ناله مى كنند. بدان كه ضجه زننده فراوان و حاجى حقیقى به غایت اندك و كم است

حال آن حضرت هنگام تلبیه 

ابن عینیه نقل مى كند: على بن الحسین علیه السلام براى حج احرام بسته و هنگامى كه آماده تلبیه و لبیك گفتن مى‌شد، رنگ از رخسار مباركش پرید! پرسیدند كه این چه حالتى است كه به شما عارض مى شود؟ فرمود: مى ترسم كه وقتى گفتم لبیك خداوند بگوید: لا لبیك .(9)

 

تعداد حاجیان واقعى 

شخصى به نام زهرى از اصحاب امام سجاد مى گوید: سالى در معیت امام زین العابدین ، در مراسم حج بودم . آن سال تعداد زیادى از مردم در موسم حج شركت جسته و از این بابت و به جهت زیادى جمعیت در تعجب بودم . ناگاه امام زین العابدین از من پرسید: فكر مى كنى امسال چه تعداد حاجى در مراسم و اعمال حج شركت كرده باشند؟

عرض كردم : صدها هزار انسان هستند كه به قصد حج بیت الله آمده و در بارگاه الهى ضجه و ناله مى كنند.

حضرت فرمود: اى زهرى ، بدان كه ضجه زننده فراوان و حاجى حقیقى به غایت اندك و كم است .(10)

 

حج بالاتر است یا جهاد؟ 

روزى در مسیر حج ، شخصى به نام عباد بصرى ،(11) امام سجاد را ملاقات كرده و به حالت پرسش و یا اعتراض خطاب به آن حضرت عرض كرد: چرا جهاد در راه خدا را به جهت سختى و شدائد آن ترك كرده و مداومت بر (واجبات دیگر از جمله ) حج دارید؟! و سپس ادامه داد: خداوند در قرآن مى فرماید: همانا خداوند از مؤمنین جان و اموالشان را در مقابل بهشت خریدارى مى كند. این مؤمنین در راه خداوند جنگ نموده ، مى كشند و كشته مى شوند تا آنجا كه مى فرماید و بشارت بده به اهل ایمان .(12)

امام جواب بسیار نیكویى به عباد بصرى داده و فرمود: اگر چنین مؤمنینى در اختیار داشتم قطعا جهاد در راه خدا را بر حج ترجیح مى دادم .(13)

 

پی نوشت ها:

1.قال علیه السلام : انكم من و فدالله ، فاذا قدمتم مكه فاجمعوا حاجاتكم فسلوها الله . الحج فى السنته ص 61.

2.عن مصعب بن عبدالله قال : حج الحسین خمسا و عشرین حجه ملیبا ماشیا. عقد الفرید 4/384 نقل از حج الانبیاء و الائمه /262.

3.امام باقر علیه السلام در طفولیت خویش ، جدش حضرت امام حسسین علیه السلام را درك كرده است .

4.اثبات الهداه 5/176 ح 3 و كنزالدقائق 2/157 نقل از موسوعه كلمات الحسین علیه السلام /642.

5.  كنز العمال 5/148 نقل از نهج الحیاه 6/272.

6. كامل الزیارات 251/3 و 4 نقل از الحج فى السنه /317.

7. حلیه الابرار 2/18. ذكر این نكته ضرورى است كه استغفار گناه و پناه بردن به خداوند از آتش قیامت ، هرگز با مقام عصمت معصومین منافات نداشته و این گونه اعترافها حاكى از جلالت شاءن الهى و نوعى تذكر عمیق به مؤ منین است كه مطلب قیامت را بسیار مورد توجه قرار دهند.

8. اللهم ادخلنى الجنه برحمتك و اجرنى برحمتك من النار و عافنى من السقم و اوسع على من الرزق الحلال و ادرء عنى شر فسقه الجن و الانس و شر فسقه العرب و العجم همان مدرك /

9. المفصول المهمه 202/203 نقل از همان مدرك /292.

10.مستدرك الوسائل 10/39 و بعضى از منابع . نقل از همان مدرك ص 327.

11. وى هر چند سابقه اى در شیعه بودن داشته است ولى از این گلایه و اعتراض تزلزل وى فهمیده مى شود.

12. ان الله اشترى من المؤ منین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فى سبیل الله فیقتلون و یقتلون ....و بشر المؤ منین توبه /111.

13.اعیان الشیعه 1/635. این پاسخ جالب توجه آن حضرت نشان مى دهد كه حضرات معصومین علیهم السلام همگى تابع شرایط بوده اند و الا در اوصاف شجاعت و مبارزه و سایر صفات امامت مانند هم بوده اند.

بخش عترت و سیره تبیان


 

 

 

منبع:

حج البیت در مكتب اهل بیت علیهم السلام؛ بهاءالدین قهرمانى نژاد شائق

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 9 آبان 1390  10:16 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ویژه حج

حج باقری

گریه امام باقر علیه السلام در كنار خانه خدا 

کعبه

افلح ، غلام امام باقر علیه السلام مى گوید: با آن حضرت به مكه و جهت مناسك حج مشرف شدیم . وقتى داخل مسجدالحرام شده و چشم مبارك امام به بیت الله احرام افتاد، شروع به گریه نموده و به نحوى بلند گریه مى كرد كه صداى آن به وضوح شنیده مى شد.

در این هنگام من به حضرت عرض كردم : پدر و مادرم فدایت ، مگر مردم را نمى بینى كه به جهت صداى بلند گریه شما، به سویتان مى نگرند؟ اگر ممكن است اندكى آهسته تر بگریید.

امام علیه السلام فرمود: واى بر تو اى افلح ! این چه پیشنهادى است كه مى كنى ؟ چرا این چنین نگریم ؟ شاید حقتعالى به همین سبب نظر رحمتی به من اندازد و فرداى قیامت رستگار گردم .

افلح مى گوید: سپس امام به طواف پرداخته و در كنار مقام به نماز ایستاد در حال سجده احساس كردم كه از شدت گریه شانه هایش تكان مى خورد. ناگاه سر از سجده برداشته و به چشم خود دیدم كه محل سجده اش از اثر اشك دیدگان وى خیس شده بود.(1)

سپس امام به طواف پرداخته و در كنار مقام به نماز ایستاد در حال سجده احساس كردم كه از شدت گریه شانه هایش تكان مى خورد. ناگاه سر از سجده برداشته و به چشم خود دیدم كه محل سجده اش از اثر اشك دیدگان وى خیس شده بود.

رابطه حج با ولایت 

در سخنی از امام باقر علیه السلام وارد شده كه فرمودند: اسلام بر پنج پایه استوار است ، نماز، روزه ، حج ، زكاه و ولایت ما اهل البیت .كه مهمترین آن همانا ولایت است كه به هیچ چیزى مانند آن تاكید نشده است . (2)

به همین سبب در سخنان مكررى از آن حضرت و در هنگام موسم حج به این نكته حیاتى و اساسى تاكید شده است .

ولایت

ابوحمزه ثمالى مى گوید: روزى در ایام حج بر امام باقر علیه السلام در حالى كه به اجتماع طواف كنندگان خانه خدا مى نگریست ، وارد شدم .حضرت رو به من كرده و پرسید: ابوحمزه ، به نظر تو این جمعیت مامور به چه واجبى هستند؟

من كه منظور امام را نفهمیده بودم چیزى نگفتم و منتظر ادامه سخن این حضرت شدم .امام ادامه داد: خداوند، مقصودش از طواف دور سنگهاى خانه این است كه مردم اجتماع كرده و سپس نزد ما آمده و به ولایت ما تعلیم دیده شوند.(3)

 

امام باقر علیه السلام و واجبات مردم در حج  

آن حضرت مانند سایر معصومین علیهم السلام ، ملجاء و پناه مردم در همه ابعاد و مرجع پاسخ به پرسشهاى ایشان به خصوص در مراسم حج بود.همه ساله تعداد بیشمارى از حاجیان و زائران بیت الله الحرام ، در آن ایام خدمت حضرت باقر علیه السلام رسیده و پاسخ پرسشها و اشكالات خویش را مى یافتند. دو نفر از راویان اخبار و احادیث آن امام به نام‌هاى حبابه و البیه و ابوبصیر نقل مى كنند: آن امام بزرگوار را در مراسم حج دیدیم در حالى كه با وقار خاصى در كنار كعبه ایستاده و دعا مى نمود.

هنگامى كه از دعا و نماز فارغ مى شد، سیل مردم به طرف او سرازیر شده و مكرر با او سخن مى گفتند.امام پاسخ همه آنان را با خوشرویى داده و بلكه قریب به هزار مسئله را پاسخ مى فرمود(4)

در سخنی از امام باقر علیه السلام وارد شده كه فرمودند: اسلام بر پنج پایه استوار است ، نماز، روزه ، حج ، زكاه و ولایت ما اهل البیت .كه مهمترین آن همانا ولایت است كه به هیچ چیزى مانند آن تاكید نشده است

فضیلت اعمال حج در نقل امام باقر علیه السلام  

آن حضرت نقل مى كند: جدش رسول الله صلى الله علیه و آله نماز صبح را با اصحاب خویش بجا آورد.سپس با آنان سخن گفت تا آفتاب طلوع كرد.پس از رفتن همه اصحاب دو نفر باقى ماندند كه یكى مردى از انصار بود و دیگرى از قبیله ثقیف. پیامبر صلى الله علیه و آله رو به آنان نموده و فرمود: شما براى پرسیدن مطالبى آمده اید كه اگر خواهید خودم بیان كنم .آنان نیز با آغوش باز از این فرمایش رسول الله صلى الله علیه و آله استقبال كردند.

حضرت رو به مرد انصارى كرده و فرمود: تو مى خواستى در مورد ثواب حج و عمره بپرسى .پس بدان ، وقتى عزم سفر كرده و سوار مركبت شدى به هر قدمى برایت ثوابى و محو شدن یك گناه از نامه اعمالت ، نوشته مى شود.وقتى احرام بسته و لبیك گفتن به هر لبیكى ده ثواب نوشته شده و ده گناه از نامه اعمالت پاك مى شود.هنگامى كه موفق به طواف شدى ، خداوند حیاء مى كند كه بعد از آن عذابت كند و موقعى كه نماز نزد مقام خواندى ، حقتعالى ثواب هزار ركعت نماز قبول شده را به تو عنایت خواهد فرمود. وقتى موفق به سعى بین صفا و مروه شدى مانند كسى هستى كه پیاده موفق به حج شده و هفتاد بنده مؤمن را در راه خداوند آزاد كرده باشى .

وقتى موفق به وقوف در عرفات تا غروب خورشید شدى ، اگر گناهانت به اندازه ریگهاى بیابان و قطرات دریاها باشد به طور حتم خداوند از آن چشم پوشى خواهد نمود.

هنگامى كه به رمى جمرات توفیق پیدا كردى ، به هر سنگى خداوند ده حسنه براى باقى عمرت منظور خواهد نمود.

وقتى قربانى خود را نثار كردى ، خداوند بابت هر قطره از خون آن یك ثواب براى باقیمانده عمرت منظور خواهد نمود.

و بالاخره هنگامى كه جهت عمره طواف و دو ركعت نماز به جا آوردى مانند این است كه فرشته اى به تو خطاب مى كند: آن چه در قبل از گناهان انجام داده بودى ، خداوند چشم پوشى كرد، بنابراین عملت را از سرگیر.(5)

 

 

پی نوشت ها:

1.كشف الغمه 2/18-117، بحار 46: 290/ ح 14.

2.  قال الباقر علیه السلام : بنى الاسلام على خمس على الصلوه و الحج و الصوم و الولایه و لم یناد بشى مثل ما نودى بالولایه . كافى 2/18/ ح 3.

3.  علل الشرایع 406/8 وسایل الشیعه 14/324/19318 و بحارالانوار 99/34/11 نقل از حج الانبیاء و الائمه 346.ضمنا تعابر دیگرى نیز نظیر همین روایت از امام باقر علیه السلام وارد شده است .

4. بحار /46/259/ ح 60.

5. امالى صدوق 441/22 نقل از الحج فى السنه / 9-168.

بخش عترت و سیره تبیان

 

 

 


منبع:

حج البیت در مكتب اهل بیت علیهم السلام؛ بهاءالدین قهرمانى نژاد شائق

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 9 آبان 1390  10:16 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ویژه حج

امام صادق علیه السلام و حج 

حج
اهمیت حج در كلام امام صادق علیه السلام

در روایتى كه از آن حضرت در باب اهمیت مناسك و كنگره عظیم الهى حج وارد شده به اصل و اساس این واجب بزرگ عبدالعظیم بن عبدالله الحسنى قرار گرفته ، آمده است : این كه خداوند فرمود: حج بیت الله به اشخاص ‍ مستطیع واجب است ،(1)براى كسانى است كه توانایى مالى و بدنى داشته باشند. بنابراین اگر استطاعت مالى داشته و از حج چشم پوشى كند، در واقع واجب بزرگى از شرایع دین را ترك كرده است .حال اگر كسى متكفل شخص ‍ دیگرى براى رساندن وى به مراسم حج باشد بایستى قبول كند و چگونه نپذیرد در حالى كه خداوند تارك حج را كافر شمرده است (2)

امام در دنباله روایت مى فرماید: حقتعالى فرمود: مراسم حج در ماهاى مشخصى است و از هر كارى ناروا مانند دروغ ، مجادله ، بدگویى دورى گزیند(3).

بنابراین مقصود از فرضیه لبیك گفتن ، درك مشعر و تقلید است و هر كه بخواهد فریضه حج را انجام دهد در همین سه ماه شوال ، ذى قعده و دهه اول ذى الحجه است و در غیر ایام فریضه نیست(4).

 

كور محشور شدن در قیامت  

ابو بصیر یكى از راویان راستگو و پیروان حقیقى امام صادق علیه السلام بود.او مى گوید: از آن حضرت شنیدم كه مى فرمود: كسى كه حج بر او واجب شده و بدون بجا آوردن آن از دنیا رود در حالى كه برایش مقدور بود كه در زمان زنده بودن در مراسم حج شركت كند، از جمله كسانى است كه نابینا محشور خواهیم نمود.(5)ابوبصیر مى گوید: عرض كردم ، سبحان الله یعنى واقعا چنین شخصى كور محشور مى شود؟

امام فرمود: بله ، حقیقتا كه حقتعالى او را از طریق و راه صحیح نابینا كند.(6)

امام صادق علیه السلام فرمود: كسى كه پس از استقرار و واجب شدن حج بدون عذر حقیقى از قبیل گرفتارى یا بیمارى یا ممانعت حاكم ظالم ، این واجب را به جهت سهل انگارى انجام نداده و بمیرد به آیین یهودیت یا نصرانیت مرده است

 

در روایت دیگرى در تفسیر آیه قرآن كه مى فرماید: كسى كه در این جهان كور باشد در جهان آخرت نیز كور و گمراه است ،(7)فرمود: این مثال كسى است كه داراى ثروتى همچون صد هزار (درهم یا دینار) بوده و از نظر مالى توانایى داشته باشد.آن وقت همین شخص حج خود را بدون عذر ترك كرده و هر سال را به سال دیگر موكول كى كند تا اجل رسیده و موفق به انجام این فریضه بزرگ نمى شود.در واقع او نسبت به واجبى از واجبات مهم الهى نابیناست(8).

در این باب سخن دیگرى از امام علیه السلام وارد شده كه فرمود: كسى كه پس از استقرار و واجب شدن حج بدون عذر حقیقى از قبیل گرفتارى یا بیمارى یا ممانعت حاكم ظالم ، این واجب را به جهت سهل انگارى انجام نداده و بمیرد به آیین یهودیت یا نصرانیت مرده است(9).

 

وارد شدن به حرم با پاى برهنه  

امام صادق

ابان بن تغلب كه از یاران مخصوص امام علیه السلام بود نقل مى كند: همراه آن حضرت ، سواره به سمت مكه مى رفتیم .آن قدر پیش رفتیم تا به نزدیكى حرم رسیدیم .در این هنگام ، امام از اسب فرود آمده و غسل زیارت به جا آورد.سپس نعلین مباركش را از پاهایش برگرفته و با پاى برهنه وارد محوطه مسجدالحرام گردید.من نیز در مسئله همچون امام عمل نمودم .آن حضرت متوجه من شده و فرمود: اى ابان ، هر كه با پاى برهنه به جهت تعظیم و تواضع به حقتعالى وارد حرم گردد، خداوند صد هزار گناه را از وى پاك كرده و همین مقدار برایش ثواب خواهد نوشت و به همین تعداد به درجات معنوى او افزوده و همین تعداد حاجات و خواسته هایش را بر آورد(10).

 

بهترین دعا در حج  

یكى از یاران امام به نام ابو قره مى گوید: امام صادق علیه السلام را دیدم كه از سر شب مرتب طواف مى نمود و چنین دعا مى خواند: خدایا مرا از بخل نفسم بازدار(و مرتب همین دعا را تكرار مى نمود).من از این كه امام تنها به همین دعا اكتفا مى كند تعجب كردم ، پرسیدم : فدایت شوم اى فرزند رسول خدا صلى الله علیه و آله ، چرا غیر از این دعا، چیز دیگرى طلب نمى كنى ؟

حضرت فرمود: آیا بدتر از بخل سراغ دارى ؟ آیا نشنیدى كه حقتعالى مى فرماید: كسى كه از بخل نفس خویش در امان باشد اهل رستگارى است(11) (در واقع امام با این بیان هم روشى در دعا بیان نموده و هم سرمشق مهمى در مباحث اخلاقى بیان فرمودند).(12)

 

حج امام در كودكى  

امام صادق علیه السلام از كودكى و حج خویش در آن ایام داستانى را براى ابوبصیر كه از راویان مورد اعتماد اخبار ایشان بوده بیان كرده است. امام مى فرمود: من با شوق و ذوق خاصى مشغول طواف بودم و سپس با كوش ‍ فوق العاده اى عبادت مى كردم و(از فرط ركوع و سجود و تلاوت قرآن ) عرق از سر و رویم مى ریخت .ناگاه پدرم مرا دیده و از این حالتى كه خودم را به رنج و زحمت انداخته بودم تعجب كرد.بنابراین به سمت من آمده و فرمود: فرزندم، خداوند وقتى بنده اى را دوست بدارد، او را داخل بهشت برین خویش خواهد نمود و عمل كم را نیز از او قبول خواهد كرد(بنابراین به خود بیش از حد طاقت زحمت نداده و خود را به رنج و تعب مینداز).(13)

یكى از یاران امام صادق علیه السلام مى گوید: امام به من فرمود: وقتى هفت دور، گرد كعبه طواف كردى نزدیك باب مستاجر، خود را به بیت متصل كرده و بگو: خدایا، خانه خانه توست و من هم بنده توام و این مكان براى پناه جستن از آتش جهنم به سوى توست و سپس فرمود: به گناهانت اقرار كن كه هر كه این چنین كند، خداوند در این مكان گناهانش را خواهد بخشید

قطع طواف به خاطر حاجت مؤمن  

ابان بن تغلب مى گوید: همراه امام صادق علیه السلام در حال انجام طواف بودم .در همان هنگام مردى به نزدم آمده و در حالى كه از صورتش ناراحتى نمایان بود، از من خواست براى رفع گرفتارى او به دنبالش بروم .حضرت صادق علیه السلام متوجه من شده و پرسید: اى ابان ، این مرد كیست و چه مى گوید؟

عرض كردم : شخصى از شیعیان شما و مسلمانى است كه مشكلى دارد و از من تقاضاى رفتن به دنبال رفع گرفتاریش دارد.

حضرت فرمود: شایسته است كه طواف را قطع كرده و همراه او بروى .

من با تعجب عرض كردم : اما یابن رسول الله من هنوز طوافم را به پایان نرسانده ام .

حضرت فرمود: مانعى ندارد، آنچه از طواف بجا آورده اى بخاطر سپرده و پس از بازگشت دنباله آن را بجا آور.

ابان مى گوید: پرسیدم ، آیا اگر طواف واجب هم باشد، جائز است ؟ حضرت فرمود: آرى(14).

 

دعاهاى امام صادق علیه السلام در سفر حج هنگام حركت به سوى مكه 

امام هنگام حركت به مكه وقتى از نماز فارغ مى شد به آسمان گرفته و عرضه مى داشت :

خدایا حركت و مسیران را نیكو گردان(15) و هنگامى كه به بلندى صعود مى كرد مى گفت : خدایا شرافت و بزرگى فقط از آن توست(16).

 

هنگام طواف  

یكى از یاران حضرت مى گوید: امام به من فرمود: وقتى هفت دور، گرد كعبه طواف كردى نزدیك باب مستاجر، خود را به بیت متصل كرده و بگو: خدایا، خانه خانه توست و من هم بنده توام و این مكان براى پناه جستن از آتش جهنم به سوى توست (17) و سپس فرمود: به گناهانت اقرار كن كه هر كه این چنین كند، خداوند در این مكان گناهانش را خواهد بخشید.

حضرت صادق علیه السلام شخصا در كنار خانه كعبه و هنگام طواف چنین مى گفت ، خدایا رحمت ، گشایش و عافیت از جالب توست . خدایا اگر عملم ضعیف است تو برایم افزایش بده و بر گناهانى كه تو از من مطلع هستى و بر مردم مخفى است ، مرا ببخش و مرا از آتش خود حفظم كن(18)

یعقوب بن شعیب مى گوید، به امام عرض كردم ، وقتى به استقبال حجر مى روم چه بگویم ؟ حضرت فرمود: تكبیر گفته و صلوات بر محمد و آلش ‍ فرست(19).

 

 

پی نوشت ها:

1- ولله على الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا.آل عمران /97

2- تفسیر عیاشى ج 1/190 ح 108، بحار 21/25، تفسیر برهان 1/304، وسائل /2/ باب وجوب حج .

3-  الحج اشهر معلومات فمن فرض فیهن الحج فلا رفث و لا جدال فى الحج .بقره /197.

4- همان مدرك .

5- طه /124.

6-  كافى 4/269/ ح 6.

7-  اسراء /72.من كان فى هذه اعمى فهو الاخره اعمن و اضل سبیلا.

8-  تفسیر عیاشى 2/306/ ح 130، وسائل 11/29/ ح 14161 نقل از الحج فى السنه /85.

9-  ثواب الاعمال و عقاب الاعمال 281/2، محاسن 1/170/ ح 257، المقنعه /386 نقل از همان / 87

10-  حلیه الابرار 2/173/7.

11-  و من یوق نفسه فاولئك هم المفلحون .الحشر/9- تغابن /16.

12-  همان مدرك نقل از تفسیر على بن ابراهیم قمى .

13-  همان مدرك /172.

14-  تهذیب 5: 120 / ح 392 نقل از حج الانبیاء و الائمه /381.

15-  اللهم خل سبیلا و احسن تسییرنا و اعظم عافیتنا. تهذیب 5/104 / ح 339 نقل از همان /375.

16-  اللهم لك الشرف على كل شرف .همان /365.

17-  اللهم البیت بیتك و العبد عبدك و هذا مكان العائذ بك من النار همان /376

18-  اللهم من قبلك الروح و الفرج و العافیه اللهم ان عملى ضعیف فضاعفه لى و اغفرلى ما اطلعت علیه منى و خفى على خلقك و تستجیر من النار همان

19-  دلائل الامامه /139.

بخش عترت و سیره تبیان

 

 

 


منبع:

حج البیت در مكتب اهل بیت علیهم السلام؛ بهاءالدین قهرمانى نژاد شائق

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 9 آبان 1390  10:16 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ویژه حج

امام موسى بن جعفر و  امام رضا علیهما السلام و حج 

حج
فضیلت حج  

شخصى از یاران امام كاظم علیه السلام نقل مى كند: بر آن حضرت وارد شده و هیبت و عظمت او مرا به خود مشغول داشت . از او خواهش كردم تا اجازه دهد دست یا پاى مباركش را ببوسم . وى دست مباركش را پیش ‍ آورده و پس از دستبوسى منتظر كلامى از آن حضرت شدم . او فرمود: جدم رسول الله صلى الله علیه و آله فرموده است : هر كه در هنگام زوال خورشید بیت الله را طواف كند در حالى كه چشم از حرام بسته و استلام حجر كند و احدى را نیازرده و زبان از یاد و ذكر خداوند باز ندارد: خداوند هفتاد هزار حسنه برایش نوشته و همین تعداد بدى را از وى محو و زائل كند و به همین عدد درجات به او عنایت كند(1)

 

دعا پشت سر مؤمن  

شخصى مى گوید: عبدالله بن جندب كه از مؤمنین خالص بود را در عرفه ملاقات كردم . مشاهده كردم كه ساعتها ایستاده و اشك مى ریخت و پس از پراكنده شدن مردم نیز همچنان مشغول گریه و مناجات عاشقانه بود. به سوى او رفته و به او كه جزء پیروان معصومین علیهم السلام بود گفتم : چه نیكو برنامه اى داشتى و چه زیبا مناجات كردى !

رسول الله صلى الله علیه و آله فرموده است : هر كه در هنگام زوال خورشید بیت الله را طواف كند در حالى كه چشم از حرام بسته و استلام حجر كند و احدى را نیازرده و زبان از یاد و ذكر خداوند باز ندارد: خداوند هفتاد هزار حسنه برایش نوشته و همین تعداد بدى را از وى محو و زائل كند و به همین عدد درجات به او عنایت كند

 

وى گفت : به خدا قسم در این همه مناجات ابدا براى خودم دعا نكرده و فقط در حق مؤمنین دیگر دعا نمودم و این به سبب سخنى بود كه از مولایم موسى بن جعفر علیه السلام شنیدم كه مى فرمود: هر كه پشت سر برادر مؤمن خویش دعا كند از عرش الهى ، به او خطاب مى شود: همانا صد هزار برابر آنچه براى دیگران خواستى به تو خواهیم داد. بنابراین نپسندیدم كه صد هزار برابر را رها كرده و براى خودم دعا كنم . دعایى كه معلوم نیست قبول یا رد شود.(2)

 

حساب خلائق با ماست  

یكى از یاران امام كاظم علیه السلام به نام سماعه نقل مى كند: همراه آن حضرت در كنار بیت الله الحرام بودم . مردم را مى دیدم كه مشغول طواف حرم امن الهى هستند. امام وقتى این حالت را در من دید كه به سوى مردم طواف كننده مى نگریستم ، فرمود: اى سماعه ، آگاه باش كه محل بازگشت این مردم و حساب و میزان اعمالشان ما هستیم (3) بنابراین هر كه را ما ضمانت و شفاعت كنیم حقتعالى رهایش خواهد ساخت و هر عملى را كه ما ببخشیم ، خداوند از لطف و عنایت خویش اجابت كرده و مورد لطف و بخشش خویش قرار خواهد داد و اگر گناه از حقوق الناس باشد ما در مقابل شخص ذینفع طلب حلالیت نموده و به سبب اجابت آنها، خداوند به ایشان پاداش خواهد داد(4)

 

امام موسی بن جعفر
حضرت امام رضا علیه السلام و حج
 

فلسله حج از زبان امام رضا علیه السلام  

آن حضرت ضمن بیان شیوا و رسایى فلسفه این واجب بزرگ را چنین ذكر كرده و در پاسخ محمد بن سنان پیرامون منافع مهم این كنگره عظیم مى فرماید: همانا علت حج ، پاسخ به فرمان حقتعالى جهت درك فضیلت زیادى (در روزى )، خارج شدن از آنچه در گذشته كوتاهى نموده و توبه از آن ، از سر گرفتن مجددا اعمال (پس از غفران و بخشش حقتعالى از آنچه قبلا مرتكب شده ) و از جمله منافع دیگر حج پاك شدن اموال (به سبب این كه انسان مجبور است براى حج صحیح مال و اموال خویش را از خمس و زكاه پاك كند) و به رنج افتادن بدنها و دور شدن آن از شهوات و لذتهاى دنیا (به سبب محرمات احرام )، قصد قربت و خالص نمودن عمل براى حقتعالى ، خضوع و خشوع قلبى در همه حالات و رغبت روحى به خداوند سبحان است .

امام در دنباله فرمایش گهربار خویش ادامه مى دهد: از جمله منافع دیگر حج ، دور شدن از سنگدلى و قساوت قلب و خساست نفسى (به جهت دیدن بیوفایى دنیا و اجتماع و یكسان بودن همه در این مراسم ) و همچنین ترك فراموشى یاد خدا و ترك امید به غیر او، رغبت به اداء حق ، دور شدن روان آدمى از فساد(به جهت ایجاد روحیه معنوى در این مراسم ) و منافعى است كه براى همه انسانها كه از شرق و غرب ، خشكى و دریا، چه كسانى كه نیامده اند، به وجود مى آید و به جهت این كنگره بزرگ ، مسلمانان به اقشار مختلف و مسلمین و مشكلات آنان توجه پیدا كرده و جهت پیدا نمودن راه حل آن خواهند كوشید.(5) این معناى این فرمایش حقتعالى است كه فرموده : حج واجب شد تا منافع مسلمین تدارك و مشاهده گردد.(6)

از مولایم موسى بن جعفر علیه السلام شنیدم كه مى فرمود: هر كه پشت سر برادر مؤ من خویش دعا كند از عرش الهى ، به او خطاب مى شود: همانا صد هزار برابر آنچه براى دیگران خواستى به تو خواهیم داد. بنابراین نپسندیدم كه صد هزار برابر را رها كرده و براى خودم دعا كنم . دعایى كه معلوم نیست قبول یا رد شود

فلسفه احرام  

فضل بن شاذان نیشابورى(7) كه از بزرگان اهل حدیث و ناقل سخنان فراوانى از معصومین علیهم السلام است ، روایت مفصلى از امام رضا علیه السلام نقل كرده كه فرمود: اگر پرسیده شود كه احرام به چه جهت واجب شده ، گوییم : براى این كه خشوع قلبى ، قبل از ورود به حرم امن الهى پدید آمده و به واسطه ترك محرمات احرام ، ذهن و روح آدمى از اشتغال به زینتها بازماند. همچنین باعث توجه انسان به عظمت كبریایى ، ذلیل كردن نفس ‍ خویش در نزد ربوبى ، امید به ثواب داشتن و ترس از عذاب الهى را براى انسان به ارمغان آورد و باعث دوام این حالات خضوع در روح و جان آدمى گردد.

 

داستان طواف از زبان آن حضرت  

یكى از پرسشهایى كه محمد بن سنان پیرامون مناسك حج ، از آن حضرت طرح نمود، در مورد طواف بود. امام ضمن بیان تاریخ شروع آن ، فلسفه طواف را نیز بیان فرمود. امام رضا علیه السلام اینگونه نوشت : وقتى حقتعالى اراده آفرینش انسان را نمود، فرشتگانى كه به نحوى از سرشت آدمى مطلع بودند، در مقام پرسش توام با گلایه(8) عرضه داشتند: خدایا، آیا آدمى را كه خونریز است مى آفرینى ؟(9)و هنگامى كه خداوند متعال ، حقیقت امر را به آنان نمایاند، دانستند كه این اعتراض بى مورد بوده است بنابراین براى جبران این حالت ، با پشیمانى و استغفار، پیرامون عرش الهى مى گردیدند. حقتعالى اراده نمود كه بنى آدم نیز عبادتى به همین نحو به جاى آورد. بنابراین به امر حق ، خانه اى در آسمان چهارم ، (10)محاذات با عرش و همان نقطه اى كه فرشتگان به آن طواف مى نمودند، بنا گردید و سپس خانه اى به همان شكل در آسمان دنیا بنا گردیده شده و بیت المعمور زمین نام گرفت و حقتعالى به حضرت آدم علیه السلام كه به روى زمین هبوط كرده بود، دستور داد كه گرد آن طواف كند. وقتى آدم علیه السلام چنین كرد، حقتعالى توبه او را پذیرفته و این واجب ، جزء مناسك حج و بین اولاد بنى آدم تا به روز قیامت ثبت گردید. (11)

 

 

پی نوشت ها:

1. كافى 4: 412/ ح 3، مراه العقول 18: 30/ ح 3 نقل از الحج فى السنه /172 با اندكى تلخیص .

2.  امالى الصدوق 369/2، روضه الواعظین 328، عده الداعى 171 نقل از همان /239.

5.  در فراز آخر این بیان ، اهمیت رسیدگى به وضع وحشتناك مسلمین كه امروزه عمده از امریكا و صهیونیزم بین المللى است مورد تاكید قرار گرفته است . به حقیقت چقدر فاصله بین حج حقیقى و ظاهرى مى توان تصور نمود.

6.  سوره حج /28، علل الشرایع 404/5 و عیون اخبار الرضا 2/90

7-  وى از اجله محدثین شیعه در قرن سوم هجرى بوده و كتاب الایضاح وى شهرت بسزایى در مجامع علمى و حدیثى شیعه دارد.

8-  فرشته قدرت و قابلیت معصیت نداشته و از این پرسش و اعتراض نیز، گناه اراده نشده بود. ابلیس هم كه فرمان الهى را اطاعت نكرده و به آدم سجده نكرد، از فرشتگان نبود و بنابر نص قرآن از اجنه بوده است .

9-  بقره /26-20.

10-  یكى از نكات قابل توجه در آیات قرآن و كلمات قرآن و كلمات معصومین علیهم السلام ، اشاره به مراتب افلاك : كیهان و آسمانها كه شاید در قرون آینده به حقائقى از این مطالب بهتر پى برده شود. اگر چه در پایان قرن بیستم نیز به مطالب مهمى كه تاءكید بر پیشگوییهاى علمى مكتب وحى است دست یافته شده است .

 11-  بحار: 11/110 / ح 24.


اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 9 آبان 1390  10:16 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ویژه حج

امام جواد علیه السلام  و حج

حج
نقلى جالب از حج امام جواد علیه السلام  

آن حضرت ، در اوائل خلافت معتصم ، على رغم كنترل شدیدى كه بر ایشان اعمال مى شد، موفق گردید كه در مراسم حج شركت كند.(1) در همان سال و در ضمن مراسم حج ، شخصى از اهالى سجستان حضور آن امام رسیده و عرضه داشت : اى پسر رسول خدا صلى الله علیه و آله ، من در شهرى زندگى مى كنم كه حاكم آن نسبت به شما ارادت دارد. مالیاتى بر من وضع كرده كه از توانم خارج است . اگر ممكن است ، نامه اى به او نوشته و در این باب مرا مساعدت فرمایید. حضرت فرمود: اما من او را نمى شناسم . آن شخص مى گوید:(2) عرض كردم : فدایت شوم ، او خود را از دوستداران شما معرفى مى كند. چند كلمه از طرف شما كافى است تا این مالیات سنگین از من برداشته شود. حضرت با بزرگوارى تمام ، كاغذ و قلم خواسته و اینگونه نوشت : به نام خداوند بخشنده مهربان . اما بعد، همانا حامل این نامه ، از تو به نیكویى در مذهب و مرام خویش یاد كرده و آگاه باش آنچه از عمل خیر به تو سود رساند، همان است كه به نیكى رفتار كنى ، بنابراین با برادران دینى خویش نیك رفتار بوده و متوجه باش كه حقتعالى روزى از تو، پیرامون سبك و سنگین عملت پرسش خواهد نمود(3).او مى گوید نامه را برداشته و به سرعت به سوى شهر خویش روانه شدم حسین بن عبدالله نیشابورى كه والى شهرمان بود وقتى نامه را دید، اشك ریزان آن را بر چشم و صورت خویش مالیده و بوسید و آنگاه از نیاز من پرسید. وقتى حاجتم را گفتم ، دستور داد كه مالیات از من برداشته شده و حقوقى نیز براى من و خانواده مقرر ساخت و تا زنده بود، همین وضعیت ادامه داشت (4).

حضرت جواد(ع) با بزرگوارى تمام ، كاغذ و قلم خواسته و اینگونه نوشت : به نام خداوند بخشنده مهربان . اما بعد، همانا حامل این نامه ، از تو به نیكویى در مذهب و مرام خویش یاد كرده و آگاه باش آنچه از عمل خیر به تو سود رساند، همان است كه به نیكى رفتار كنى ، بنابراین با برادران دینى خویش نیك رفتار بوده و متوجه باش كه حقتعالى روزى از تو، پیرامون سبك و سنگین عملت پرسش خواهد نمود

روایتى دیگر از حج آن حضرت  

شخصى به نام موسى بن قاسم از اصحاب آن حضرت مى گوید: در مراسم حجى شركت داشتم كه افتخار همراهى با حضرت جواد علیه السلام نیز براى میسور شد. در حین مناسك حج ، حضور امام رسیده و عرض كردم : اى فرزند رسول الله صلى الله علیه و آله ، من مى خواستم از جانب شما و پدرتان (حضرت رضا علیه السلام ) طواف انجام دهم ، شنیدم كه شخصى مى گفت : طواف به جاى اوصیاء الهى صحیح نیست . (حال ، تكلیف چیست ؟)

حضرت فرمود: بلكه جائز است و مى توانى چنین كنى .

من نیز با فراغ و آسودگى قلبى به نیابت از آن حضرت و پدرش ، با اجازه خود او، طواف به جاى آوردم (5). سپس خدمت آن حضرت عرض كردم : من روزى از جانب رسول الله صلى الله علیه و آله طواف به جاى آوردم . حضرت با شنیدن نام جد خویش ، سه مرتبه به وى درود فرستاد.

سپس ادامه دادم : در روز دوم از جانب امیرالمؤ منین طواف كرده و همینطور در روزهاى دیگر به نیت پدران معصومتان طواف نمودم و در روز دهم نیز از جانب شما طواف كردم و بر این نعمت ولایت شما خاندان كه حقتعالى به من ارزانى داشته ، شكر گزارم .

امام جواد

حضرت فرمود: به خدا قسم ، این حالت (توجه به ولایت ما) همان دینى است كه حقتعالى از بندگان خواسته است .

عرض كردم : گاهى نیز از جانب مادرتان فاطمه علیهاالسلام ، طواف مى كنم .

فرمود: به همین عمل كن كه فضیلت و برترى فراوانى نزد ذات كبریایى دارد(6).

 

روایت على بن مهزیار از حج آن حضرت

على بن مهزیار از جمله راویان مخصوص و اصحاب ویژه امام جواد علیه السلام و امامان بعد از اوست (7). وى در سالى كه مشرف به حج شده بود افتخار شرفیابى به حضور امام جواد علیه السلام را پیدا نمود. او مى گوید: شبى امام جواد علیه السلام را دیدم كه طواف نساء به جا آورده و سپس نزد مقام ابراهیم نماز طواف را نیز گزارده و سپس با وقار خاصى به سوى زمزم رفت . مقدارى از آب آن نوشیده و آب آن را به تن خود پاشید. امام این عمل را هر سالى كه به موسم حج مى آمد، تكرار مى كرد(8).

 

كدام حج صحیح است ؟

ابو عبدالله خراسانى از كسانى بود كه در ابتداء به مكتب امامت نگرویده بود. وى پس از هدایت قلبى و راهیابى به مكتب زنده تشیع ، در یكى از مسافرتهاى حج خدمت امام رسیده و عرض كرد: من سالهاى گذشته در حالى كه مخالف روش شما بودم حج بجا آوردم و امسال با شرفیابى به شناخت و معرفت امامت ، حج انجام داده ام . به نظرم حج سالهاى گذشته ام باطل بوده است . نظر شما پیرامون این حج چیست ؟

امام جواد علیه السلام فرمود: حج امسال ، صحیح بوده و كفایت از حجه الاسلام نموده و حج سالهاى پیش مستحبى محسوب مى گردد (9) (در واقع این فراز از فرمایش امام تایید آیه اى است كه مى فرماید: خداوند به سبب توبه ، بدیهاى شما را تبدیل به نیكى مى كند).

این محل را از آن روی ملتزم می نامند که مردم در آن قسمت می ایستند و به دیوار ملتزم شده و می چسبند و دعا می خوانند. از رسول خداصلى الله علیه و آله نقل شده است که فرمود: ملتزم، محلی است که دعا در آنجا پذیرفته می شود و بنده ای نیست که در آنجا خدا را بخواند و خداوند دعایش را اجابت نکند.

كرامتى از آن حضرت  

شخصى به نام این حدید، از شیعیان آن امام بزرگوار مى گوید: در مراسم حجى كه به همراه جمعى از دوستان شركت داشتیم ، قبل از رسیدن به مكه و در مسیر، مورد دستبرد راهزنان واقع شدیم . آنها هر چه توانستند از لباس و پول بردند. با غم و اندوه بسیارى وارد مكه شدیم . ناراحتى شدیدى بر جمع ما حكمفرما بود تا اینكه مطلع شدیم امام جواد علیه السلام را در موسم حج زیارت خواهیم نمود. من با اشتیاق فراوانى ، بدون فوت وقت خود را به مدینه رساندم . وقتى به زیارت وى نائل شدم تعدادى لباس و مقدارى معتنابهى پول در اختیارم گذاشته فرمود بین دوستانت به مقدراى كه دزد از ایشان برده تقسیم كن .

ابن حدید مى گوید: مرحمتى آن حضرت را برده و بین دوستانم تقسیم كرده و جالب این بود كه دقیقا به اندازه اى بود كه از برده بودند(10).

 

روایتى از آخرین حج  

على بن مهزیار در روایت دیگرى پیرامون آخرین حج امام (در سالى كه منجر به شهادت آن حضرت گردید)(11) این چنین گفته است : امام جواد علیه السلام را در آن سال ، در مراسم حج دیدم كه با بیت الله الحرام وداع كرده و سپس طواف (وداع ) به جاى آورد. او در هر شوطى ركن یمانى را زیارت مى كرد و در شوط هفتم علاوه بر ركن یمانى ، حجر را نیز زیارت كرده و دست خود را بر آن كشید و سپس نزد مقام ابراهیم علیه السلام رفته و پشت آن دو ركعت نماز به جاى آورد. سپس در كنار «ملتزم» (12) به دعاء و راز و نیاز ایستاد و قدرى طول داد و بعد از آن از بیت الله خارج گردید(13).

 

پی نوشت ها:

1-  امام معصوم در هر زمان ، در مراسم حج همه ساله داشته و منظور از این حضور، شركت ظاهرى آن حضرت مى باشد.

2-  از ظاهر روایت معلوم مى شود كه این شخص از شیعیان نبوده است .

3-  دقت در همین نامه كوتاه و گویاى امام حكایت از عمق بینش الهى آن حضرت دارد.

4-  بحار 50: 56/2، حلیه الابرار 2/437.

5-  واقعا چه سعادت بزرگى است كه هنگام طواف بیت ، با اهل بیت محشور و مانوس بودن و این هماى سعادتى است كه بر بام هر كسى ننشنید.

6-  كافى 4: 314/ ح 2، تهذیب 5: 450/ ح 1572، وسائل 11، 200/ ح 14620 نقل از الحج فى السنه /199.

7-  وى از چهره هاى ممتاز شیعى بوده و از امام هادى علیه السلام و عسكرى علیه السلام نیز روایت كرده است مرقد منور وى اكنون در شهر اهواز مزار عام و خاص است .

8-  حلیه الابرار 2/5-434.

9-  همان مدرك 2: 430 ح 2884.

10-  الخرج و الجرائح 2/677، الثاقب فى المناقب 524/ ح 459

11-  در متن روایت هم سال 225 هجرى و هم سال 217 هجرى ذكر شده و چون سال شهادت آن حضرت 220 هجرى بوده یا سال درست ضبط نشده و یا روایت دوم صحیح است .

12- «ملتزم» قسمتی از دیوار و پایین دیوار کعبه است که در یک سوی آن حجرالاسود و در سوی دیگرش باب کعبه قرار دارد. این محل را از آن روی ملتزم می نامند که مردم در آن قسمت می ایستند و به دیوار ملتزم شده و می چسبند و دعا می خوانند. از رسول خداصلى الله علیه و آله نقل شده است که فرمود: ملتزم، محلی است که دعا در آنجا پذیرفته می شود و بنده ای نیست که در آنجا خدا را بخواند و خداوند دعایش را اجابت نکند.

13-  كافى 4: 532/ ح 3، تهذیب 5: 281/ ح 958مراه العقول 18: 229/ ح 3 نقل از كتاب حج الانبیاء و الائمه /464.

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 9 آبان 1390  10:17 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ویژه حج

امام هادى و امام حسن عسكرى علیهما السلام و حج

حج منا دعا
اشاره به حج در بیان اعتقادات  

حضرت عبدالعظیم بن عبدالله الحسنى از جمله محدثین والامقام و شخصى است كه با چند واسطه نسب شریفش به امام حسن مجتبى علیه السلام مى رسد. وى در زمان امامت حضرت هادى علیه السلام جزء محدثین و مقربین آن حضرت و داراى وكالت و نیابت مخصوص از جانب آن امام بود. روزى خدمت امام هادى رسیده و در خواست نمود كه اعتقادات خویش را به حضور حضرت عرضه كند كه در صورت شبهه یا ایراد، امام آن را اصلاح كرده و با تاءیید امام هادى علیه السلام در این راه ثابت قدم باشد. امام از او خواست كه عقائدش را بیان كند. وى پس از بیان مبانى توحید و سایر اعتقادات اسلام ناب و حقیقى كه از زبان ائمه هدى علیه السلام بیان شده است ، عقیده خویش را در مورد امامت امامان پیش ‍ از حضرت على النقى بیان كرده و سپس در انتها عرض كرد: اى پسر رسول الله صلى الله علیه و آله ، من عقیده دارم كه فرائض و واجبات الهى بعد از ولایت شما خاندان ، نماز، زكات ، روزه ، حج ، جهاد، امر به معروف و نهى از منكر است .

امام ضمن تایید عقیده او فرمودند: اى ابوالقاسم (كنیه حضرت عبدالعظیم ) به خدا این اعتقادات ، همان دین مرضى حقتعالى است كه براى بندگانش ‍ خواسته است . پس در این دین ثابت قدم باش (1).

 

حج از ناصبى باطل است  

على بن مهزیار مى گوید: از امام هادى علیه السلام پرسیدم : مردى از جانب شخصى ناصبى حج بجا آورده است . آیا حج ناصبى و نیابت این شخص ‍ صحیح است ؟ امام پاسخ داد: اساسا حج مستلزم اعتقاد صحیح است بنابراین از شخص ناصبى كه عقائدى فاسد دارد، قبول نیست . و به همین جهت نیابت از ناصبى نیز درست نبوده و نبایستى چنین نیابتى را پذیرفت(2).

رسول الله صلى الله علیه و آله فرمود: وقتى خداوند، در عالم ازل امت اسلام را ندا كرده و فرمود: اى امت محمد صلى الله علیه و آله ، در عالم معنا جمیع امت اسلام از صدر تا ازل لبیك گفته و مانند الفاظ تلبیه عرضه داشتند: لبیك اى خداى ما، لبیك براى توست كه شریكى ندارى و همانا حمد و نعمت مخصوص ‍ ذات اقدس توست

 

از چنین بیان و بیاناتى شبیه به این استفاده مى شود كه مقصود از حج صرفا بجا آوردن اعمال و مناسك نیست به همین مناسبت از شخص ‍ فاسدالعقیده مورد قبول نخواهد شد.

 

امام حسن عسكرى علیه السلام 

فلسفه لبیك گفتن  

امام حسن عسگری

در مورد علت و فلسفه شعائر و مناسك حج روایت متعددى از معصومین علیهم السلام رسیده است . یكى از شعائر حج ، تلبیه و گفتن لبیك هنگام احرام و در ادامه آن مى باشد.

در فلسفه تلبیه ، سخنان گهربارى از ائمه هدى علیهم السلام نقل شده كه از جمله آن روایتى است كه امام حسن عسكرى از اجداد طاهرینش به نقل از رسول الله صلى الله علیه و آله ، بیان كرده و مى فرماید: رسول الله صلى الله علیه و آله فرمود: وقتى خداوند، در عالم ازل امت اسلام را ندا كرده و فرمود: اى امت محمد صلى الله علیه و آله ، در عالم معنا جمیع امت اسلام از صدر تا ازل لبیك گفته و مانند الفاظ تلبیه عرضه داشتند: لبیك اى خداى ما، لبیك براى توست كه شریكى ندارى و همانا حمد و نعمت مخصوص ‍ ذات اقدس توست .

به همین سبب حقتعالى این نحوه پاسخ را شعار حج مسلمین قرار داده و تلبیه را واجب فرمود(3).

 

كرامتى از آن امام در حج  

ابو یوسف ، شاعرى معاصر با دوران امام بود. وى مى گوید: سالى به حج مشرف شدم . آن سال به جهت تنگدستى فراوانى كه برایم پیش آمد، ناراحت بودم . زیرا خداوند فرزندى را به من روزى كرده بود و از بابت معیشت خود و خانواده سخت متفكر بودم .

روزى در حین طواف شخصى به نام ابو حمزه پیش آمده و كیسه اى پول در اختیارم قرار داد. پرسیدم این پول از كجاست ؟ او گفت : این را مولایم امام ابو محمد، حسن العسكرى براى تو فرستاده است تا خرج فرزندت كنى و از خداوند نیز طلب بركت ، براى تو نموده است .

امام پاسخ داد: اساسا حج مستلزم اعتقاد صحیح است بنابراین از شخص ناصبى كه عقائدى فاسد دارد، قبول نیست . و به همین جهت نیابت از ناصبى نیز درست نبوده و نبایستى چنین نیابتى را پذیرفت

 

ابو یوسف از این لطف و عنایت امام عسكرى سخت مسرور شده و از این جهت كه وقوع این قضیه مبارك در مراسم حج اتفاق افتاده ، شادمان شده و پس از پایان مناسك ، شاد و خرم به وطن خویش بازگشت و همیشه مرهون عنایت آن حضرت بود(4).

 

حج بذلى(5)

محمد بن مطهر مى گوید: نامه اى به حضرت عسكرى علیه السلام نوشته و توضیح دادم : به شش نفر مبلغ صد و پنجاه دینار داده ام كه با آن براى خودشان حج بجا آورند. ولى عده اى از ایشان بازگشته و گفتند دینارها را انفاق نموده اند و جمعى نیز باقى مبلغ را برگرداندند. حال آیا باید پولها را پس بگیرم ؟

حضرت در پاسخ نوشت : نسبت به كسانى كه نزد تو نیامده و راجع به نحوه صرف كردن پول چیزى نگفته اند، پى گیر نشو، چون تو اجر خویش را برده اى . در واقع امام به این شخص مى خواست بفهماند كه اعمال تابع قصدها بوده و چون نظر تو انفاق خیرى بوده ، ثواب آن به تو تعلق گرفته است . بنابراین لزومى به كنكاش در این خصوص نیست (6).

 

پی نوشت ها:

1-  امالى صدوق /204.

2-  كافى 4/309/ ح 2.

3-  تفسیر الامام العسكرى : 32-33، بشاره المصطفى 14/213 نقل از الحج فى السنه /134.

4-  حلیه الابرار 2/493 نقل از كشف الغمه على بن عیسى الاربلى .

5-  حج بذلى ، نوعى حج است كه شخص بجا آورده مناسك از طریق بخشش هزینه سفر از جانب فرد دیگرى مستطیع مى شود.

6-  همان /422/ ح 2868.

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 9 آبان 1390  10:17 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ویژه حج

امام عصر (عج( و کعبه

حج
انس مهدى (عج ) با مكه و كعبه 

آن حضرت ، انس و الفت خاصى با كعبه دارد. و همانطور كه اجداد طاهرین وى همگى عشق و علاقه ویژه اى به بیت الله الحرام داشتند، او نیز به همان نحو و به صورت دائم با حرم امن الهى مراوده دارد.

یكى از نكات مسلم كه موافق با اصول اعتقادات شیعى نیز بوده و روایات فراوانى در این مورد هم وارد شده ، حضور آن امام منتظر در مراسم حج است كه این معنا همه ساله تكرار مى شود. امام صادق علیه السلام مى فرماید: زمانى كه امام مردم در پس پرده غیبت به سر مى برد، او همه ساله در موسم حج شركت كرده و مردم را مى بیند ولى طبق مصالح الهى ، مردم او را نمى بینند(1).

در سخن دیگرى كه از جانب محمد بن عثمان عمرى نائب خاص آن حضرت وارد شده ، آمده است : به خدا قسم ، او همه ساله در مراسم حج شركت مى كند و اگر چه مردم او را مى بینند ولى طبق مصالح الهى ، او را به عنوان قائم (عج ) تشخیص نمى دهند(2).

 

كعبه ، میعاد مصلح جهانى  

از نكات مسلمى كه در روایات متعدد وارد شده این است كه محل شروع قیام جهانى مهدى (عج ) از كنار كعبه خواهد بود. احادیثى كه در این باب وارد شده گواه این است كه آن حضرت در میان روزى كه مردم عالم به كارهاى روزمره خویش مشغولند و در حالى كه جانشان همچون تشنه كامى در پى آب زلال دعوت جهانى آن حضرت است ، ناگهان به امر الهى از كنار كعبه ، همان محلى كه میعاد بندگان صالح و فرستادگان حقتعالى در طول عالم بشریت بوده است به نطق در آمده و نداى حق طلبى و بشارت ظهورش ، با اعجاز الهى در تمامى عالم گسترده مى شود.

از امام باقر علیه السلام نقل شده كه فرمود: قائم آل محمد صلى الله علیه و آله وقتى خروج و ظهور مى كند، روز شنبه و مصادف با عاشورا خواهد بود كه روز شهادت جدمان حسین علیه السلام است و از قاتلین آن حضرت انتقام خواهد كشید

بنماى رخ كه خلقى واله شوند و حیران

بگشاى لب فریاد از مرد و زن بر آید

از جمله این روایات ، سخنى است كه على بن مهزیار از امام جواد علیه السلام نقل كرده كه فرمود: مانند آن است كه مشاهده مى كنم در روز شنبه اى كه مصادف با عاشوراى (حسینى علیه السلام ) است بین ركن و مقام ابراهیم علیه السلام قیام كرده و جبرئیل (امین ) در پیش روى او ندا مى كند كه همانا امروز بیعت مخصوص خداست ، پس آن حضرت جهان را (به تدریج و پس ‍ از مبارزات طولانى ) از عدل و داد پر خواهد كرد همانطور كه عالم از ظلم و فساد پر شده است (3).

نظیر همین روایت ، سخنى است كه امام صادق علیه السلام نقل شده است و با اندك اختلاف تعبیر مانند روایت فوق است .(4)

روایت دیگرى نیز از امام باقر علیه السلام نقل شده كه فرمود: قائم آل محمد صلى الله علیه و آله وقتى خروج و ظهور مى كند، روز شنبه و مصادف با عاشوراء خواهد بود كه روز شهادت جدمان حسین علیه السلام است و از قاتلین آن حضرت انتقام خواهد كشید(5).

 

امام زمان
روایتى از حج امام عصر (عج)

این نكته كه عده اى از بزرگان مورد وثوق معصومین علیه السلام و به ویژه مورد اعتماد امام عصر (عج )، آن حضرت را در زمان غیبت صغرى و سپس ‍ غیبت كبرى زیارت كرده و خصوصا در مراسم حج مشاهده نموده باشند، مسئله اى نیست كه بتوان به سادگى از آن عبور كرد.

مطلب در خور تامل استناد بعضى از اهل فضل به عدم امكان رؤیت امام عصر (عج )به سخن و توقیع آن حضرت به آخرین نائب خویش است كه در آن مدعیان مشاهده خودش را دروغگو معرفى نموده است ولى با دقت كافى به جوانب این توقیع دیگر معلوم مى شود كه حضرت مدعیان ارتباط با خودش را در عصر غیبت كبرى ، با این بیان اهل كذب معرفى نموده است تا راه براى سوء استفاده باز نماند(6).

مسلما اگر صرف دیدن جمال آن حضرت مورد نظر بود، گفتار بزرگانى چون على بن مهزیار كه از اشخاص مورد وثوق معصومین علیهم السلام بوده بنابر گفتار خودش در مراسم حج به حضور امام عصر (عج ) شرفیاب شده است ، خلاف واقع خواهد بود كه قطعا اینگونه نیست .(7)

از جمله روایاتى كه پیرامون حج آن حضرت نقل شده روایتى است كه ابو نعیم انصارى بیان كرده است . او مى گوید: با جماعتى در مراسم حج شركت داشتیم كه چشممان به جمال جوانى با هیبت افتاد. او جهت طواف رو به ما كرده و فرمود: مى دانید كه ابى عبدالله علیه السلام چگونه به حقتعالى التماس مى كرد و چه مى گفت ؟ سپس خودش دعایى كه سرشار از مضامین عالى بود نقل كرده و بعد مشغول طواف گردید. عظمت او چنان ما را به خود مشغول ساخته بود كه فراموش كردیم تا از هویتش بپرسیم .

روز دیگر به همان صورت تكرار شده و او چند دعا از امیرالمؤمنین علیه السلام كه بعد از نماز واجب و حین سجده شكر مى خواند بیان كرده و روز دیگرى دعائى از امام سجاد علیه السلام را به ما آموخت .

یكى از افراد جمع ما با شور و حرارت خاصى گفت : به خدا قسم این شخص صاحب الزمان است . زیرا من هفت سال در موسم حج شركت كرده و آرزو مى كردم ، او را ببینم تا اینكه در شب عرفه سال هفتم مرد جوانى را كه مثل همین شخص نیك منظر بود دیدم . از او پرسیدم شما كه هستید؟ پاسخ داد: شخصى از میان مردم هستم . پرسیدم : عربى یا از جمله موالى (8)مى باشى ؟ پاسخ داد: عرب هستم . پرسیدم : از كدام طایفه عرب مى باشى ؟ فرمود: از شریفترین ایشان : پرسیدم :

آنها كدام طایفه اند؟

فرمود بنى هاشم .

پرسیدم : از كدام تیره بنى هاشم ؟

فرمود: از كسانى كه مسكینان را اطعام كرده و اهل نماز شب هستند.

با خود گفتم : این شخص از نوادگان امام على علیه السلام است . بعد از آن دیگر او را ندیدم هنگامى كه از مردم آن اطراف پرسیدم : آیا این علوى را مى شناسید؟ آنها گفتند: وى همه ساله در موسم حج شركت مى كند. من محزون از فراق وى به خواب رفته و در عالم رؤیا پیامبر صلى الله علیه و آله را به خواب دیدم كه به من مى فرمود: كسى را كه دیشب دیدى همان صاحب الزمان بود(9).

به خدا قسم ، او همه ساله در مراسم حج شركت مى كند و اگر چه مردم او را مى بینند ولى طبق مصالح الهى ، او را به عنوان قائم (عج ) تشخیص نمى دهند

وصال یار در حج  

در این فراز، چند حكایت از كسانى را كه در مناسك پر فیض حج بیت الله الحرام به دیدار امام عاشقان و آن كسى كه بیت الله او را مى شناسد، توفیق پیدا نموده اند، نقل مى شود. هر چند این فراز، مقوله اى جداگانه مى طلبد.

 

بیعت با امام در كنار كعبه  

در چند روایت از معصومین علیهم السلام از جمله از امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام وارد شده كه وقتى آن حضرت ، در كنار كعبه خروج و ظهور خودش را به مردم جهان اعلام مى كند، خطاب به آنان نموده و خود را وارث انبیاء سلف و انتقام گیرنده از ظالمین و ستمگران و مبشر صلح و خیر خواهى معرفى مى نماید. حقتعالى تمامى خصوصیات انبیاء و اولیاء خویش را یكجا در وجود او جمع نموده و به همین سبب است كه او در معرفى خویش مى فرماید: هر كه خواهد انبیاء و امامان گذشته را ببیند، در من نظر كند(10).او سپس ودایع و مورایث گذشتگان را ارائه مى كند. در نزد او عمامه پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله ، عصاى موسى علیه السلام و میراث سایر انبیاء و اولیاء موجود است .

امام باقر علیه السلام مى فرماید: در همان هنگام ، در بین ركن و مقام ابراهیم علیه السلام ، عده اى از مؤ منین كه مانند كوهى استوار هستند، به تعداد 313(11)نفر همانند تعداد اصحاب بدر، با آن حضرت بیعت مى كنند(12).

و به این ترتیب انقلاب جهانى مهدى (عج ) از كنار بیت الله الحرام آغاز مى شود.

خدایا ما را جزء منتظران و یاران واقعى آن بزرگوار قرار دهد.

 

پی نوشت ها:

1-  كافى 1/337، حلیه الابرار /2/ باب 29.

2-  همان مدرك / ح 4.

3-  قال ابو جعفر الثانى علیه السلام : كانى بالقائم یوم السبت قائما بین الركن و المقام ، بین جبرئیل علیه السلام ینادى البیعه لله ، فیملاها عدلا كما ملئت ظلما و جورا كتاب الغیبه / طوسى 453/459، اثبات الهدا (عاملى )3/514 ح 353.

4-  كتاب الغیبه محمد بن ابراهیم نعمانى 238/ب 13/ ح 29.

5-  تهذیب 4: 333/144.

6-  این توقیع شریف در جلد 51 بحار الانوار در باب نواب خاص آمده است . ذكر این نكته نیز ضرورى است كه تاریخ اسلام پر از مدعیان دروغین مهدویت و مرتبطین دروغگو با امام زمان (عج ) بوده و این توقیع و روایات معصومین در تایید آن ، براى جلوگیرى از گمراهى مسلمانان و مؤمنین بوده است .

7-  در صفاحات آتى ، حكایات معتبرى از تشرف عده اى از خواص به حضور امام عصر (عج ) در موسم حج خواهد آمد. لازم به ذكر است كه مدعیان زیارت آن حضرت ، هرگز ادعاى ارتباط با وى را نداشته اند.

8-  مسلمانان غیر عرب را موالى مى گفتند.

9-  غیبه طوسى 259/227. نقل با تلخیص و تصرف .

10-  بحار 53/9(قسمتى از روایت ذكر شد).

11-  به احتمال فراوان ، این عده هر كدام به مثابه یك پیشوا براى جمعى از مؤمنین هستند.

12-  كتایب الغیبه : 476/502.

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 9 آبان 1390  10:17 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ویژه حج

اسرار طواف و 7 بار چرخیدن چیست؟

طواف

هر کدام از اعمال حج اسراری دارند از جمله آن ها طواف است. چرا به دور کعبه می چرخیم ؟

 

چرا 7 بار می چرخیم؟ چرا 7بار واجب شده است؟ رمز این عدد چیست؟

در زیر به اسراری در این باره می پردازیم:

1 . تشبّه به فرشتگان

فرشتگان الهی در اطراف كعبه آسمانی می گردند ، لذا انسان باید خود را همگون با فرشتگان كند .

« در آن روز فرشتگان را مشاهده می كنی كه گرداگرد عرش الهی درآمده اند . »(1)

كعبه نمادی از خدا در عالم ملك و شهادت است . انسان به هنگام طواف باید متذكر بیت معمور در آسمان ها باشد . طواف انسان به دور كعبه ملكی ، همان طواف ملائكه به دور عرش الهی است و انسان باید به هنگام طواف تا آسمان ها و فرشتگان بالا رود . امام صادق ( علیه السلام ) در حدیث مصباح الشریعه به این نكته بلند عرفانی اشاره فرمود :

« همانگونه كه با بدنت همراه مسلمانان بر گِرد كعبه طواف می كنی ، با قلبت همراه فرشتگان بر گِرد عرش طواف كن . »(2)

بنابراین سرّ طواف تشبّه به فرشتگان و همانندی با توبه ملائكه است ، دریافت رحمت و مغفرت الهی است ، تولدی دوباره است و آنگاه كه انسان از گناه پاك شود ، خداوند به انسان های پاك مباهات می كند .

طواف ، برگرد كعبه چرخیدن است ، و به دیدار معشوق شتافتن ! طواف ، چرخش عاشق گرداگرد معشوق است تا خود را با آتش عشق او بسوزاند . طواف آن است كه عارف پروانه وار بر گرد شمع بچرخد تا عاقبت با بال و پری سوخته خویش را به پای شمع افكند . زائر آتش عشقی در ضمیر خود دارد و بار سفر را بسته است . از خانه ، كاشانه ، زن ، فرزند و وطن بریده و لبیك گویان خود را تا پای خانه دوست رسانده است

 

رسول خدا ( صلّی الله علیه و آله و سلَّم ) فرمود :

« إِنَّ اللَّهَ یُبَاهِی بِالطَّائِفِینَ » ؛ (3 )

« خداوند به طواف كنندگان مباهات می كند . »

 

2 . طواف قلب

زائر باید با قلب خویش طواف خانه خدا كند . طواف شریف ، طواف قلب در محضر ربوبیت است . آدمی با چشم سر ، كعبه زمینی را می بیند و با چشم دل بیتی در عالم ملكوت . تن با آب و گل خانه خدا رو به روست و دل ، با خدا . چشم سر ، عالَم شهادت می بیند و چشم دل عالَم غیب ؛ از اینجاست كه خداوند بیت معمور را در آسمان ها محاذی و مقابل كعبه در زمین آفرید تا كسی كه به زیارت كعبه نایل آید ، با دل و جان خود زائر خانه خدا و خدا در آسمان حقیقت باشد .

حج

طواف قلب بُعد دیگری هم دارد . طواف ، گردیدن دور قلب انسان كامل است . ( 4 ) خداوند قلب ولیّ خویش را بیت كریم و حرم عظیم خویش قرار داد ؛ زیرا قلب اوست كه توانست بار امانت كشد ؛ امانتی كه زمین و آسمان از حمل آن سرباز زدند . در طواف باید به گِرد ولیّ خدا گشت . با او بیعت كرد و با آنچه لایق و در خور اوست ، او را ستود . بلندی بیت به اندازه بلندی قلب انسان كامل است ؛ یعنی تا خدا ادامه دارد ، منازل بیت با منزلگاه های قلب ولیّ خدا هماهنگ است ، گنجی كه خدا در خانه خویش گذاشته ، با گنج او در ضمیر ولی اش یكی است . زائر با طواف خویش گنج های این گنجینه را مشاهده می كند و مدارج باطنی را تا نیل به مقام سرّ انسان كامل طی می كند . بنابراین طواف قلب دو سویه است ؛ از یك سو طواف كعبه با قلب است و از سوی دیگر طواف قلب ولیّ خداست .

 

3 . حدیث شمع و پروانه

طواف ، برگرد كعبه چرخیدن است ، و به دیدار معشوق شتافتن ! طواف ، چرخش عاشق گرداگرد معشوق است تا خود را با آتش عشق او بسوزاند . طواف آن است كه عارف پروانه وار بر گرد شمع بچرخد تا عاقبت با بال و پری سوخته خویش را به پای شمع افكند . زائر آتش عشقی در ضمیر خود دارد و بار سفر را بسته است . از خانه ، كاشانه ، زن ، فرزند و وطن بریده و لبیك گویان خود را تا پای خانه دوست رسانده است . او آماده چرخیدن است تا پروانه وار گرد شمع فروزان خانه عشق و بیت محبوب بچرخد .

زائر نقطه پرگار كعبه را كانون عشق قرار می دهد تا چرخشی گرداگرد آن كند و چونان ستاره حول محور وجود حق بچرخد . او با طواف جذب مغناطیس وجود حق می شود و شعاع محبت حق ، او را بر مدار عشق می چرخاند . طواف حركت معنوی است ، طواف ، سفر روحانی است ، زائر در مطاف به جنبش درآمده خود را در دریای عشق الهی غرق می كند ، از خودیت تهی گشته ، رنگ و بوی او می گیرد ، گرد شمع دوست چرخیده ، هستی خویش را به پای او ذوب می كند تا آن كه ذره ای بی مقدار گشته ، چونان مولود كعبه فریاد سر دهد كه :

« هَبْنِی صَبَرْتُ عَلَی عَذَابِكَ فَكَیْفَ أَصْبِرُ عَلَی فِرَاقِك » . ( 5 )

قرآن دارای هفت بطن است .« اِنَّ لِلْقُرآنِ ظَهْرَاً وَبَطْنَاً وَلِبَطْنِهِ بَطْنَاً اِلی سَبْعَةِ أبْطُن » . زائر ، با هر دوری گرد كعبه ، به رمزی از رموز قرآن واقف می شود . انسان حج و عمره گزار با هر شوطی از طواف به بطنی و تأویلی از قرآن كریم نایل می گردد ؛ لذا هفت شوط طواف می تواند اشاره به هفت بطن قرآن باشد

4 . هفت شهر عشق

در طواف باید هفت دور ( شوط ) گرد كعبه چرخید . عدد هفت رمز و رازی دارد ؛ هفت آسمان ، ( 6 ) سبع المثانی قرآن ، (7 ) هفت دریا ، ( 8 ) هفت روز هفته ، هفت بطن قرآن و هفت شوط طواف . برای هفت دور طواف وجوهی از لطایف عرفانی بیان شده است .

آسمان

وجه اول : سرّ هفت دور طواف این است كه آدمی دارای هفت اخلاق رذیله است كه گاهی از آن تعبیر به « هفت شوط حجاب » می شود . ( 9 ) اخلاق رذیله عبارتند از : عجب ، كبر ، حسد ، حرص ، بخل ، غضب و شهوت . سالك باید این ها را زایل و به جای آن هفت اخلاق حمیده را جایگزین كند كه عبارتند از : علم ، حكمت ، عفت ، شجاعت ، عدالت ، كرم و تواضع .

وجه دوم : خداوند اقلیم های هفت گانه دارد كه گاهی از آن تعبیر به افلاك سبعه می شود . این آیه كه فرمود :( خَلَقَكُمْ أَطْواراً ) ( 10 ) ناظر به طورهای هفت گانه افلاك و اقالیم است . احتمال دارد كه هفت شوط طواف ، اشاره به سیر در اطوار خلقت و افلاك سبعه داشته باشد . ( 11 )

وجه سوم : هفت دور طواف شاید اشاره به هفت مرحله نماز داشته باشد . ( 12 )

وجه چهارم : قرآن دارای هفت بطن است .« اِنَّ لِلْقُرآنِ ظَهْرَاً وَبَطْنَاً وَلِبَطْنِهِ بَطْنَاً اِلی سَبْعَةِ أبْطُن » . زائر ، با هر دوری گرد كعبه ، به رمزی از رموز قرآن واقف می شود . انسان حج و عمره گزار با هر شوطی از طواف به بطنی و تأویلی از قرآن كریم نایل می گردد ؛ لذا هفت شوط طواف می تواند اشاره به هفت بطن قرآن باشد . ( 13 )

 

علت واجب شدن هفت مرتبه طواف 

امام زین العابدین مى فرماید: از پدرم حضرت سیدالشهداء پرسیدم : به چه جهت در طواف هفت مرتبه واجب شده است ؟ پدرم امام حسین علیه السلام فرمود: خداوند وقتى اراده نموده كه انسان را آفریده و جانشین خویش در روى زمین قرار دهد، (14) فرشتگان (به حالت تعجب و اعتراض ) گفتند: آیا مى خواهى انسان را بیافرینى تا خونریزى بپاكند. (15) خداوند در پاسخ فرمود: چیزى را مى دانم كه شما به آن آگاهى ندارید. (16) در این هنگام ، حقتعالى فرشتگان را به مدت هفت هزار سال از شعاع نورانیت خویش محروم نمود و سپس به آنها رحم نموده و توبه ایشان را پذیرفت و به همین جهت در آسمان چهارم خانه اى را بنا نهاده و به محاذات آن ، بیت الله الحرام را با هفت طواف واجب قرار داد و معناى آن ، واجب شدن هر طواف در ازاى یكهزار سال بود و از طواف فرشتگان كه هفت مرتبه در عالم علوى بود هفت مرتبه طواف بر بندگان خدا واجب گردید. (17)

پی نوشت ها:

1 . زمر : 75

2 . مستدرك الوسائل ، ج10 ، ص172

3 . تاریخ بغداد ، ج5 ، ص369 ؛ حلیة الاولیاء ، ج8 ، ص216 ؛ مسند ابی یعلی ، ج4 ، ص330 ، روایت4589 ؛ عوالی اللئالی ، ج1 ، ص96 ، روایت8

4 . ترجمه فتوحات ، باب 70ـ72 ، ص503ـ508

5 . بقره : 29

6 . حجر : 87

8 . لقمان : 27

9 . اسرار الشریعه و اطوار الطریقه و انوار الحقیقه ، ص230

10 . نوح : 14

11 . اسرار الشریعه و اطوار الطریقه و انوار الحقیقه ، ص243

12 . ترجمه فتوحات ، باب 70ـ72 ، ص652

13 . اسرار الشریعه و اطوار الطریقه و انوار الحقیقه ، ص240

14.بقره /30

15.همان مدرك .

16.همان مدرك .

17.بحار 11/110 ح 25، علل الشرایع /406/ ح 1 نقل از موسوعه كلمات الحسین علیه السلام /704.

 

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 9 آبان 1390  10:17 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ویژه حج

اسرار نام های كعبه

کعبه

نام های كعبه هم در قرآن و هم در احادیث ذكر شده است و اسرار فراوانی ذیل آنها وجود دارد . در قرآن از خانه خدا بیست بار و جمعاً در شانزده آیه یاد شده است ، بدین صورت كه واژه « كعبه » دوبار، واژه « البیت » هفت بار، واژه « بیت » یك بار، واژه « بیت الحرام » دوبار، واژه « بیت العتیق » دوبار، واژه « بیتك المحرّم » یك بار، واژه « بیتی » دوبار، « بكه » یك بار، « مسجدالحرام » یك بار و « بیت المعمور » هم یك بار به كار برده شده است .

در تفاسیر و بعضی احادیث ، نكاتی در باب اسرار برخی نام های كعبه به چشم می خورد كه مناسب است به آن ها اشاره شود .

 

یك : كعبه

عنوان كعبه در دو جای قرآن به كار رفته است كه عبارتند از :( جَعَلَ اللهُ الْكَعْبَةَ الْبَیْتَ الْحَرامَ قِیاماً لِلنّاسِ ) ؛ ( 1 ) و دیگری : ( هَدْیاً بالِغَ الْكَعْبَةِ ) ؛ ( 2 ) درباره علت این نام گذاری چند قول مطرح است :

الف : كعبه به صورت مربع است و در زبان عربی معمولاً به خانه های چهارگوش و مربع ، كعبه اطلاق می شود . امام صادق ( علیه السلام ) می فرماید :

در بعضی از تفاسیر ( 7 ) به این نكته اشاره شده است كه اگر كسی خانه خدا را در دنیا زیارت كند و زائر بیت الله الحرام باشد ، خداوند او را از جهنم نجات می دهد و برائت از جهنم هدیه او خواهد بود ، پس كعبه باعث برائت از آتش جهنم می باشد و به همین دلیل به آن بیت العتیق گفته اند

 

«كعبه را از آن جهت كعبه نام نهاده اند كه چهارگوش است . علت چهارگوش بودنش نیز آن است كه در مقابل بیت المعمور است كه آن هم چهارگوش است. بیت المعمور چهارگوش شده ، چون در برابر عرش است كه آن هم چهارگوش است . عرش چهارگوش شده چون كلماتی كه اسلام برآنها استوار است چهار كلمه است :

« سبحان الله » ، « الحمد لله » ، « لا إله إلاّ الله » و « الله اكبر »

. » (3)

بنابراین چهارگوش بودن كعبه بدین دلیل است كه عرش خدا چهارگوشه دارد و هر گوشه ای بر اسمی از نام های الهی استوار شده است . این نام ها یا به عبارت دیگر تسبیح ، تحمید ، تهلیل و تكبیر اركان اسمای الهی ، اسمای محیط و امهات اسما محسوب می شوند و تحت اسمای جمال و جلال می گنجند . از آن جا كه این اسمای چهارگانه بر اسمای دیگر الهی احاطه و هیمنه دارند ، طبعاً كعبه هم احاطه بر زمین خواهد داشت .

ب : در زبان عربی به وسط هر چیز ، كعبه می گویند . از آن جا كه خانه خدا و بیت الله الحرام در وسط دنیا قرار گرفته است ، به آن كعبه می گویند .

گروهی از یهود نزد پیامبر ( صلّی الله علیه و آله و سلَّم ) آمدند و درباره بعضی مسائل از ایشان سؤالاتی پرسیدند . یكی از آنها پرسید : چرا به كعبه كعبه می گویند ؟ پیامبر ( صلّی الله علیه و آله و سلَّم ) فرمود : « لأنّها وسط الدنیا » ؛ ( 4 ) « زیرا كعبه در وسط دنیا قرار گرفته است . »

 مسأله دحوالأرض مؤیدی بر این سخن است ؛ زیرا كه زمین از كعبه انبساط و گسترش یافت . بر این اساس ، كعبه مركزیت داشته ، پایه و اساس این كره خاكی است ، از این رو مادامی كه كعبه باقی است ، زمین و دنیا هم وجود دارد ، یعنی پیدایش دنیا از كعبه است و پایداری و بقای آن هم وابسته به اوست .

کعبه
دو : عتیق

در زمینه علت این نامگذاری وجوه مختلفی بیان شده است كه عبارتند از :

الف : آزاد ؛ در احادیث بیان های مختلفی درباره آزادی كعبه ذكر شده است ؛ از جمله این كه :

ـ آزاد از مالكیت مردم .

امام باقر ( علیه السلام ) با بیانی روشن تر به همین مضمون اشاره دارد :

«كعبه خانه ای است كه آزاد از مردم بوده و هیچ كس مالك آن نیست . »(5)

بنابراین تنها خانه ای كه روی زمین مدعی از سوی انسان ها ندارد كعبه است .

ـ آزاد از غرق و توفان نوح : خداوند در داستان نوح ( علیه السلام ) تمام زمین را غرق آب كرد ، لذا هر چیز كه در زمین بود غرق شد مگر كعبه كه خداوند آن را از زمین بالا برد تا غرق نشود . از آن روست كه به كعبه عتیق گفته اند ؛ چرا كه از غرق شدن رهایی یافت .

 امام صادق ( علیه السلام ) فرمود :

 

« خداوند در ماجرای نوح ، همه زمین را زیر آب برد جز خانه خدا را ، آن روز این خانه « عتیق » نام نهاده شد ، چون كه آن روز از غرق شدن رها شد . »(6)

ـ آزادی از جهنم : در بعضی از تفاسیر ( 7 ) به این نكته اشاره شده است كه اگر كسی خانه خدا را در دنیا زیارت كند و زائر بیت الله الحرام باشد ، خداوند او را از جهنم نجات می دهد و برائت از جهنم هدیه او خواهد بود ، پس كعبه باعث برائت از آتش جهنم می باشد و به همین دلیل به آن بیت العتیق گفته اند .

ب : قدیم و كهن : از جمله معانی عتیق ، كهن و قدیمی است ، همین مضمون در روایات هم آمده است .

امام باقر ( علیه السلام ) در مسجدالحرام نشسته بودند ، از ایشان درباره بیت عتیق سؤال شد ، امام ( علیه السلام ) فرمود :

« خداوند كعبه را قبل از خلقت زمین آفرید ، سپس به آفرینش زمین پرداخت و زمین را از زیر آن گستراند . »(8)

 

سه : بكّه

این عنوان از قرآن گرفته شده است . در یك آیه واژه « بكّه » با ویژگی های خاصی بیان شده است :

«إِنَّ أَوَّلَ بَیْت وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذِی بِبَكَّةَ مُبارَكاً » ( 9 ) ؛

« نخستین خانه ای كه برای مردم بنا شده ، همان است كه در مكه است . »

چهارگوش بودن كعبه بدین دلیل است كه عرش خدا چهارگوشه دارد و هر گوشه ای بر اسمی از نام های الهی استوار شده است . این نام ها یا به عبارت دیگر تسبیح ، تحمید ، تهلیل و تكبیر اركان اسمای الهی ، اسمای محیط و امهات اسما محسوب می شوند و تحت اسمای جمال و جلال می گنجند

 

درباره بكه احتمالات مختلفی است یكی از احتمالات این است كه بكه نامی برای كعبه است .

عبدالله بن سنان از امام صادق ( علیه السلام ) درباره این نامگذاری سؤال می كند ، امام ( علیه السلام ) می فرماید : « زیرا مردم در اطراف آن و درون آن می گریند . » ( 10 ) لذا از این كه خانه خدا پیوندی با اشك و آه دارد و بركات و خیراتی برای انسان به ارمغان می آورد ، وسیله هدایت بشر است . این مهم با تضرع ، راز و نیاز با خدا و اشك و آه امكان پذیر است .

 

چهار : بیت المعمور

عنوان مزبور در سوره طور آمده است :

(وَالطُّورِ وَكِتاب مَسْطُور فِی رَقّ مَنْشُور وَالْبَیْتِ الْمَعْمُورِ ) ( 11 ) ؛

« قسم به كوه طور و قسم به كتاب نوشته شده در صفحه ای گشاده و قسم به بیت المعمور . »

یكی از معانی بیت معمور خانه خداست . این خانه همواره آباد است . آبادانی كعبه به دومعنا می تواند باشد : یكی این كه همواره این خانه روی زمین آباد بوده است و اگر هم كسی آن را تخریب كرده ، با سرعت تجدید بنا و آباد شده است . دیگر این كه بیت معمور اشاره به عمران و آبادی معنوی است .

در بعضی تفاسیر از امام باقر ( علیه السلام ) حدیثی نقل است كه فرمود :

« خداوند زیر عرش چهار استوانه قرارداد و آن را ضراح نامید و این بیت معمور است . خداوند به ملائكه امر فرمود تا حول آن طواف كنند ، سپس آنها را مبعوث فرمود و به آنها گفت كه در زمین خانه ای مانند آن بنا كنند و به تمام زمینیان دستور داد تا گرد آن طواف كنند.(12)

بنابراین بیت معمور یا عنوانی است برای خود كعبه یا اسمی برای خانه ای در عرش الهی كه كعبه به محاذات آن بر روی زمین قرار دارد .

 

پی نوشت ها:

1 . مائده : 95

2 . من لایحضره الفقیه ، ج2 ، ص190 ، روایت2110

3 . امالی صدوق ، ص166

4 . فروع كافی ، ج4 ، ص230 ؛ بحارالانوار ، ج96 ، ص60

5 . علل الشرائع ، ص399 ، روایت5

6 . تفسیر كبیر ، ج8 ، ص158

7 . فروع كافی ، ج4 ، ص189

8 . آل عمران : 96

9 . علل الشرائع ، ج2 ، ص297

10 . طور : 1ـ4

11 . بیان السعادة ، ج4 ، ص117

12 . كشف الاسرار ، ج3 ، ص237ـ238


اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 9 آبان 1390  10:17 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ویژه حج

بُعد درونی مناسک حج

کعبه

در بررسی اسرار نهفته در مناسک حج، توجه به محتوای درونی حج، ضروری است.

اعمال حج، از لحظه آغاز تا پایان، هر یک مفاهیم بلند عرفانی دارند که هم در روایات اسلامی به آنها اشاره شده، هم با بیان عالمان بزرگ و عارفان خبیر، ترسیم شده است.

ترسیمی که از این بعد، در کلام امام صادق(علیه السلام)آمده، خواندنی است.

در کتاب مصباح الشریعه آمده است که حضرت صادق فرمود:

هرگاه اراده حج کردی، پیش از هر کاری، دلت را از هر مانع و شاغل، پیراسته کن، همه کارهایت را به خدایت واگذار، در همه حرکات و سکنات، به او توکل داشته باش، خویشتن را تسلیم فرمان و تقدیر الهی ساز، دنیا و راحتی آن را فرو بگذار، حقوقی که از مردم بر عهده داری بپرداز.

در سفر حج، هرگز به رهتوشه و مرکب و همراهان و به قدرت و جوانی و پول خویش، تکیه مکن... با دیگران، رفاقت و معاشرت نیکو داشته باش، مواظب اوقات نمازهای واجب و مستحب باش و در این سفر، ادب، سپاس، تحمل، مهربانی، سخاوت و ایثار رهتوشه را مراعات کن، با آب خالص توبه، گناهانت را بشوی. پوشش صدق و صفا و خضوع و خشوع، برتن کن.

هم جسم را با خویش بیاور، هم دل را. اگر جسمت اینجا باشد ولی جانت در وطن، هنوز نیامده ای. مگر رسیدن، تنها با جسم و بدن است؟ ای بسا آمدگان که نیامده اند! و ای بسا نیامدگان و در وطن ماندگان، که دل و جانشان اینجاست و پیش از تو در میقات و طواف و سعی و رمی حضور دارند

 

با احرام ، آنچه از یاد خدا غافلت کند و از طاعت، بازت دارد، بر خویش حرام کن.

با تلبیه ، دعوت خداوند را، خالصانه اجابت کن.

با طواف ، همراه فرشتگان، بر گرد عرش خدا طواف کن، آنگونه که با جسم خویش همراه زائران، خانه خدا را طواف می کنی.

با هروله ، از خطاها و هوای نفس، بگریز و تبرّی بجوی.

با کوچ به منا ، از غفلت و لغزش به در آی و آنچه را بر تو نارواست، تمنّا مکن.

در عرفات ، اعتراف به خطاهای خویش کن.

در مُزدلفه ، به خداوند تقرب بجوی و با توحید الهی تجدید عهد کن.

کعبه

در بالا رفتن از کوه برای سنگ جمع کردن، روح خویش را به ملکوت الهی صاعد کن.

هنگام قربانی و ذبح، حنجره هوای نفس و حلقوم طمع را ذبح کن.

در رمی جمرات ، شهوتها و پستی ها و زشتی ها را از خویش بران.

در هنگام حلق و تراشیدن موی سر، عیب های نهان و آشکار خویش را بزدای.

هنگام ورود به حرم ، در امان و حمایت و پوشش الهی داخل شو و از روی معرفت و تکریم صاحب خانه، بیت را زیارت کن.

وقت استلام حَجَر ، راضی به قضای الهی باش و در پیشگاه عزّتش خاضع شو.

با طواف وداع ، جز خداوند، با همه چیز وداع کن.

با ایستادن بر فراز صفا ، روح و جان و ضمیر و درونت را برای دیدار با خداوند، تصفیه کن.

در مروه ، با مروّت باش و اوصاف خود را از بدی بپالای.

در عهد و پیمانی که با خدای خویش بستی، ثابت و استوار بمان. و بدان که خدای متعال، اعمال حج را برای آمادگی و برای اشاره به مرگ و قبر و رستاخیز و قیامت ، واجب کرده است... (1)

این که از خانه و کاشانه، از شهر و وطن جدا می شوی و از زندگی روز مرّه دل می کنی و در پی هدفی متعالی، خود را به سختی سفر و رنج راه می سپاری،

این که از همسر و فرزند و اقوام، جدا می شوی و دوری آنان را بر خویش هموار می سازی،

این که نقد دنیا را می فروشی تا اجر آخرت را به دست آری،

اینها همه، آموزش و تمرین رهایی از تعلّقات و وابستگیهاست.

حج، تمرین این قطع علایق است. گسستن از وابستگی ها و پیوستن به وارستگی ها. گره خوردن با معنویت، انس با دنیای روح، عرفان، محبت و زیارت

 

تا به خدا نپیوندی، از غیر خدا نمی گُسلی! گسستن از غیر، مقدمه پیوستن به خداست. قطع علایق ، هم با جبران و ادای حق الناس است، هم با دل کندن از آلودگیهای گناه.

اگر زائر کوی یاری، رنج غربت هم برایت راحت جلوه می کند.

اگر مشتاق حضور در میقاتی، دل کندن از زمین و وطن هم برایت آسان می شود.

اگر با پای اراده آمده باشی و سر سودا با خدا را داشته باشی، جاذبه های غیر او در نظرت کاسته می شود و راحت تر می توانی بار این سفر معنوی را ببندی.

هم جسم را با خویش بیاور، هم دل را. اگر جسمت اینجا باشد ولی جانت در وطن، هنوز نیامده ای. مگر رسیدن، تنها با جسم و بدن است؟ ای بسا آمدگان که نیامده اند! و ای بسا نیامدگان و در وطن ماندگان، که دل و جانشان اینجاست و پیش از تو در میقات و طواف و سعی و رمی حضور دارند.

اگر جاذبه های غیر الهی را از قلب خویش زدوده ای، به مفهوم حج نزدیک شده ای.

حج، تمرین این قطع علایق است. گسستن از وابستگی ها و پیوستن به وارستگی ها.

گره خوردن با معنویت، انس با دنیای روح، عرفان، محبت و زیارت.

 

پی نوشت:

1.مصباح الشریعه، ص 16 و 17 با تلخیص.

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 9 آبان 1390  10:17 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ویژه حج

كعبه، تجلی جلال حق

کعبه
اسرار عرفانی كعبه

جهان هستی از مبدأ واحدی آفریده شد . تنزل و تجلی وجود از واحد است ، لذا مبدأ جهان هستی امر واحدی است كه عالم را براساس اراده حبّی خود آفرید :

« كنت كنزاً مخفیاً فأحببت أن أعرف فخلقتُ الخلق لكی أعرف » ؛(1)

«من گنج پنهانی بودم ، خواستم تا شناخته شوم ، پس جهان را آفریدم تا شناخته شوم ».

بنابراین خداوند از روی حب و عشق هستی را خلق نمود . این همان عشق نخستین است كه سرآغاز تجلی بود . به قول حافظ :

در ازل پرتو حسنت زتجلی دم زد * * * عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

عشق نخستین خدا به ماسوا سرمنشأ پیدایش عشقی دیگر شد و آن عشق ماسوا برای رجوع به اوست . عشق اول در قوس نزول است و عشق دوم در قوس صعود ، عشق اول منشأ خلقت است و عشق دوم باعث رجوع خلقت، عشق اول می آفریند ، عشق دوم می برد و عشق دوم دایره هستی را كامل می كند : ( إِنّا لِلّهِ وَإِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ ) .(2)

از امام جعفر صادق ( علیه السلام ) پرسیدم : نظر شما درباره كسی كه مسجدالحرام را عمداً نجس كند چیست ؟ امام ( علیه السلام ) فرمود : « بر سر او محكم و به شدت می زنند .» سپس پرسید : كسی كه كعبه را عمداً نجس كند چگونه است ؟ امام ( علیه السلام ) فرمود : كشته می شود

 

جهان به سمت واحد پیش می رود ، تاریخ و عالم هستی هدفمند است ، هدف و غایت عالم و تاریخ به سمت خداست ، لذا حركت گیتی وحدت گراست ، یعنی همه چیز از جمله انسان به سوی عالم وحدت پیش می رود و در حال شدن هستند (

وَإلَیْهِ المَصیرُ

) ؛ ( 3) در یك كلام ، جهان و انسان سمت و سویی توحیدی دارند ، براین اساس لازم است توحید در عالم خودنمایی كند . اولین مظهر توحید در روی زمین كعبه است . كعبه تنها قبله گاه عاشقان خداست . كعبه خانه خدای واحد است و كعبه تجلی گاه توحید در دنیاست . هر وجودی سرّی دارد كعبه هم سراسر سرّ است و اسرار الهی را درون خود جای داده است .بی جهت نیست كه كعبه خانه خدا روی زمین است .

از آیات و احادیث به صورت مجموعی به دست می آید كه خانه خدا دوگونه اوصاف دارد : اوصاف جلال و اوصاف جمال . گاهی كعبه انسانی را نابود می كند ، گاهی وسیله بخشش و مغفرت می شود ، گاهی خانه خدا اجازه نزدیكی به خود را به انسانی نمی دهد و گاهی نگاه به او عبادت و نیكی است . كعبه از یك طرف گنهكاری را مسخ می كند و از سوی دیگر بنده خاشع را در آغوش می گیرد . خانه خدا با یك نگاه سپاه ابرهه را از پای درمی آورد و با نگاه دیگر تمام زائرین خود را شفاعت می كند . بیت الله الحرام تجلی گاه جلال و جمال الهی است و خداوند خودش را با كعبه به انسان ها نشان می دهد . براین اساس اسرار عرفانی كعبه به دو بخش تقسیم می شوند که در این نوشتار به اوصاف جلال آن می پردازیم.

 

کعبه
شكوه و عظمت كعبه

خدا عظیم و باشكوه است و عظمت و جلال خود را در خانه اش در چند چیز نشان داده است :

 

مسخ گنهكار

اگر كسی نزد كعبه گناهی انجام دهد ، ممكن است كعبه چنان او را ادب كند كه باعث مسخ انسان شود . این حادثه در تاریخ رخ داده است ، در زمان جاهلیت ، عرب ها بت پرست بودند . در این میان نام دو بت معروف تر بود : یكی به نام « اساف » كه بت قریش بود و دیگری به نام « نائله » كه آن را میان صفا و مروه برای پرستش قرار داده بودند . قریش آن دو را می پرستیدند . این دو بت شباهت زیادی به انسان داشتند . از حضرت علی ( علیه السلام ) درباره هویت این دو بت سؤال شد ، امام ( علیه السلام ) فرمود :

«آن دو ، جوانی زیبا بودند ، اساف پسر و نائله دختر بود . با هم برای طواف كعبه رفتند، در آنجا خلوتی یافتند و گناهی مرتكب شدند . خداوند آن دو را مسخ نمود . »(4)

حدیث دیگری از امام صادق ( علیه السلام ) است :

«زنی مشغول طواف بود ، مردی پشت سر او قرار گرفت ، آن مرد به گناه ، دست زن را گرفت . در این حال دست او به دست زن گره خورد به گونه ای كه جدا نمی شد . آن دو را نزد حاكم بردند ، فقها آمدند ، صحنه را دیدند و فتوا به قطع دست دادند . در آن جا یكی از نوادگان پیامبر ( صلّی الله علیه و آله و سلَّم ) حضور داشت گفت : بهتر است از حسین ابن علی ( علیه السلام ) استمداد جوییم . شب همه نزد او حاضر شدند و از او كمك خواستند ، امام ( علیه السلام ) رو به قبله شد ، مكث طولانی نمود و از خدا خواست ، تا این كه دست آنها از هم جدا شد . » (5)

مشرك از آنجا كه نجس است ، حق نزدیك شدن به خانه خدا را ندارد ، طواف برای او جایز نیست ، علت آن آیه برائت است . خداوند و رسول او از مشركین برائت جسته اند ، لذا حق نزدیك شدن به خانه خدا را ندارند . از سوی دیگر طواف خانه خدا به صورت برهنه حرام است

كشتن بی ادب

اگر كسی از روی تعمد و عناد كعبه را آلوده و نجس كند ، اعدام خواهد شد و كسی كه مسجدالحرام را عمداً نجس كند ، محكوم به تنبیه شدید است .

ابی صباح كنانی می گوید :

از امام جعفر صادق ( علیه السلام ) پرسیدم : نظر شما درباره كسی كه مسجدالحرام را عمداً نجس كند چیست ؟ امام ( علیه السلام ) فرمود : « بر سر او محكم و به شدت می زنند .» سپس پرسید : كسی كه كعبه را عمداً نجس كند چگونه است ؟ امام ( علیه السلام ) فرمود : « كشته می شود . » (6)

این یك حكم فقهی است كه در هیچ جای دیگری نظیر ندارد ، ولی نشان از واقعیتی دارد . این واقعیت چیزی جز شكوه و عظمت و جلال الهی نیست كه در كعبه به ظهور رسیده است . خداوند نسبت به خانه اش حساس است و بی ادبی به آن را به هیچ وجه تحمل نمی كند .

حكم مشابه دیگری هم وجود دارد كه در مباحث پیشین گذشت ؛ مشرك از آنجا كه نجس است ، حق نزدیك شدن به خانه خدا را ندارد ، طواف برای او جایز نیست ، علت آن آیه برائت است . خداوند و رسول او از مشركین برائت جسته اند ، (7) لذا حق نزدیك شدن به خانه خدا را ندارند . از سوی دیگر طواف خانه خدا به صورت برهنه حرام است .(8)

 

پی نوشت ها:

1.بقره : 156

2.مائده : 18

3. فروع كافی ، ج4 ، ص546

4.تهذیب الاحكام ، ج5 ، ص470

5.همان ، ص469

6.توبه : 1

7.تفسیر قمی ، ص258 ؛ تفسیر عیاشی ، ج2 ، ص75

8.زمر : 69

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 9 آبان 1390  10:18 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ویژه حج

كعبه، تجلی جمال حق

کعبه

همانطور که از آیات و احادیث به صورت مجموعی به دست می ید كه خانه خدا دوگونه اوصاف دارد : اوصاف جلال و اوصاف جمال . گاهی خانه خدا اجازه نزدیكی به خود را به انسانی نمی دهد و گاهی نگاه به او عبادت و نیكی است . كعبه از یك طرف گنهكاری را مسخ می كند و از سوی دیگر بنده خاشع را در غوش می گیرد . بیت الله الحرام تجلی گاه جلال و جمال الهی است و خداوند خودش را با كعبه به انسان ها نشان می دهد . براین اساس اسرار عرفانی كعبه به دوبخش تقسیم می شوند که در این نوشتار به اوصاف جمال خانه خدا می پردازیم .

 

فضل و رحمت کعبه
كعبه مظهر رحمت خداست . جمال و كرم الهی در خانه خدا نمودار است . این بُعد كعبه ، نمود و ظهور بیشتری دارد و در دین نسبت به آن بیشتر توجه شده است . كعبه انسان ها را شفاعت می كند ، كعبه اولین عبادتگاه روی زمین است ، خانه خدا ، كریم ترین خانه های دنیاست ، خداوند به وسیله كعبه بندگانش را به بندگی فراخواند ، كعبه وسیله بخشش گنهكاران است ، كسی كه به كعبه نگاه كند به بهشت خیره شده است و كعبه خیمه ای از نور الهی است كه زمین را روشن كرده است: ( وَ أَشْرَقَتِ اْلأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها) .(1)

یكی از اسرار عرفانی خانه خدا این است كه كعبه جایگاه مغفرت است . خانه خدا گناهان انسان را پاك می كند و بشر را به سرمنزل مقصود نزدیك می سازد . اگر شهوت بر انسان غالب شد و گناه یا خطایی رخ داد ، خداوند برای آن تمهید فراهم نموده است ؛ تمهید خدا خانه خداست ، چنان كه این امر را نخستین بار به آدم ( علیه السلام ) نشان داد . توبه آدم در جوار خانه خدا پذیرفته شد

1)برگزیده خدا

خداوند از زمین خودش خانه خودش را برای خودش برگزید . امام جعفر صادق ( علیه السلام ) می فرماید :

« خداوند سه چیز را محترم شمرده است به گونه ای كه هیچ چیز مانند آن نیست ؛ یكی قرآن ، دیگری عترت و سومی بیت اوست كه راضی نیست احدی به غیر آن توجه كند . »(2)

خداوند اهل انتخاب است . اگر به آیات قرآن كریم رجوع كنیم می بینیم كه خداوند از طبیعت ، چیزهایی را مثل آسمان ها ، زمین و آب را برگزیده است . همچنین از گیاهان و درختان اموری نظیر زیتون ، انجیر و خرما را و از میان حیوانات به جانورانی مثل مورچه ، زنبور عسل و شتر اشاراتی دارد . اما مهم ترین گزینش خدا در باب انسان است .

 او از میان انبیا ، رسول خاتم ( صلّی الله علیه و آله و سلَّم ) را برگزید و از این رو او را ملقب به « مصطفی » نمود . حاصل آن كه خدای سبحان از انسان ها مصطفی را و از زمین كعبه را برگزید .

 

2)آمرزش گناهان

یكی از اسرار عرفانی خانه خدا این است كه كعبه جایگاه مغفرت است . خانه خدا گناهان انسان را پاك می كند و بشر را به سرمنزل مقصود نزدیك می سازد . اگر شهوت بر انسان غالب شد و گناه یا خطایی رخ داد ، خداوند برای آن تمهید فراهم نموده است ؛ تمهید خدا خانه خداست ، چنان كه این امر را نخستین بار به آدم ( علیه السلام ) نشان داد . توبه آدم در جوار خانه خدا پذیرفته شد .

وقتی حضرت آدم ( علیه السلام ) مرتكب خطا شد و خداوند او را به زمین فرستاد ، آن حضرت به سوی خانه كعبه رفت و همان گونه كه دیده بود ملائكه دورِ عرش طواف می كنند ، او نیز هفت مرتبه پیرامون خانه كعبه طواف كرد ، سپس نزد مستجار توقف نمود و فریاد زد « رَبِّ اغْفِرْ لِی » « پروردگارا مرا ببخش » ، در پاسخ ندا آمد :

دست دادن با خدا دوگونه است ؛ گاهی انسان به خدا دست می دهد و گاهی خدا با بنده ای مصافحه می كند . قصه كعبه چنان رفعت و منزلتی دارد كه وسیله ای است برای دست دادن خدا با بندگان

 

« ای آدم ، خداوند ، تو را بخشید .»

و حضرت آدم ( علیه السلام ) عرض كرد :

« پروردگارا : فرزندان مرا نیز ببخش » .

در پاسخ ندا آمد :

« ای آدم ! هر فردی از فرزندانت كه مانند تو در خانه كعبه با اعتراف به گناهش به سوی خدا برگردد ، خداوند او را می بخشد . »(3)

 

شفاعت

3)شفاعت زائر

كعبه دارای مقام شفاعت است و بندگان خدا را شفاعت می كند . در كتاب مستدرك از شیخ ابوالفتوح رازی حدیثی است (4) كه اساس آن به تورات بر می گردد :

«خداوند در روز قیامت هفتاد هزار ملك مبعوث می كند كه همراه آنها زنجیرهایی از طلاست . آنها با این زنجیرها كعبه را به عرصات قیامت می آورند ، در این لحظه ملكی به كعبه می گوید: ای كعبه خدا به بهشت وارد شو . كعبه پاسخ می دهد تا حاجت من داده نشود نمی روم . می گویند : حاجت تو چیست ؟ می گوید : شفاعت من درباره كسانی كه اطراف من مدفونند قبول شود . خدا می گوید : حاجتت روا شد . در این هنگام مردگان از قبرهایشان مبعوث شده ، در حالی كه صورت هایشان سفید و با احرام دور كعبه می چرخند و ندای لبیك سرمی دهند . ملك می گوید : ای كعبة الله ، به بهشت وارد شو . كعبه پاسخ می دهد : تا حاجت من داده نشود نمی روم . می گویند: حاجت تو چیست ؟ می گوید : پروردگارا ! بندگان گنهكار تو از راه های دور با صورت های غبارآلود به سوی من می آیند و همراه خود اهل و اولاد و خانه های خود را می آورند ، به دوستان و نزدیكان خود وعده دعا و زیارت می دهند ، پروردگارا ، شفاعت من را برای آنها قبول كن تا تحت حمایت من قرار گیرند . ملك می گوید : درمیان آنها كسانی اهل گناهان كبیره اند و بر گناه اصرار می ورزند . كعبه می گوید: من همان ها را شفاعت كردم . خدا می گوید : شفاعت تو را پذیرفتم و حاجت تو روا شد . ملك می گوید : ای اهل كعبه برخیزید . تمام حاجیان برمی خیزند در حالی كه صورت هایشان سفید و گرداگرد كعبه طواف می كنند و ندا می دهند ، لبیك . ملك می گوید ای كعبه خدا به بهشت وارد شو . در این حال كعبه به سمت بهشت می رود و این را ندا می دهد :« لَبَّیْكَ اللهُمَّ لَبَّیْك » و اهل او به دنبالش به سوی بهشت می روند . »

مستحب است انسان به دیدار حاجی برود و با او مصافحه كند ، زیرا مصافحه با او مصافحه با حجرالاسود و كعبه است . ( 6 ) سرّ این عمل مستحبی آن است كه حاجی با كعبه ـ كه دست خداست ـ مصافحه كرده و مصافحه با او مصافحه با خداست . داستان مصافحه با كعبه و خدای كعبه ، اشاره به انس و دلدادگی با او دارد . خدا به بنده اش نزدیك است و بنده اش را به جوار خود فرا می خواند

 

از این حدیث به دست می آید كه از یك سو كعبه دارای مقام شفاعت است و از سوی دیگر هركسی زائر كعبه باشد ، روز قیامت در امان است ، همچنین جایگاه بلند كعبه هم نزد خدا آشكار می شود .

 

4)مصافحه با خدا

كعبه دست خدا روی زمینِ خداست و خدا با آن با بندگانش مصافحه می كند ، چنان كه بندگان او هم با كعبه دست به دست خدا می دهند و با او مصافحه می كنند . این ، مضمون حدیثی است كه از امام صادق ( علیه السلام ) نقل شده است :    « إِنَّهُ یَمِینُ اللهِ فِی أَرْضِهِ یُصافِحُ بِهَا خَلْقَهُ » . (5 ) دست دادن با خدا دوگونه است ؛ گاهی انسان به خدا دست می دهد و گاهی خدا با بنده ای مصافحه می كند . قصه كعبه چنان رفعت و منزلتی دارد كه وسیله ای است برای دست دادن خدا با بندگان .

پیداست كه از این مصافحه و دست خدا ، قرب و انس مراد است .

در حدیث می خوانیم كه مستحب است انسان به دیدار حاجی برود و با او مصافحه كند ، زیرا مصافحه با او مصافحه با حجرالاسود و كعبه است . ( 6 ) سرّ این عمل مستحبی آن است كه حاجی با كعبه ـ كه دست خداست ـ مصافحه كرده و مصافحه با او مصافحه با خداست .

داستان مصافحه با كعبه و خدای كعبه ، اشاره به انس و دلدادگی با او دارد . خدا به بنده اش نزدیك است و بنده اش را به جوار خود فرا می خواند :

« چون بندگان من درباره من از تو پرسند من نزدیكم و به ندای كسی كه مرا بخواند پاسخ می دهم پس به ندای من پاسخ دهند . »( 7 )

انس و قرب با او برای انسان آسایش و سرور می آورد ، بی قراری ، نشاط ، امید و معرفت در پی انس و قرب با حق پدید می آید . انس ، آرامشی از انسان می ستاند و آرامش واقعی به جای آن می نشاند .

 

پی نوشت ها:

1 . معانی الاخبار ، ص118

2. آل عمران : 33

3. مستدرك الوسائل ، ج2 ، ص9

4. محجة البیضاء ، ص154 ، حدیث 4

5 . به نقل از : ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ، ص74

6 . بقره : 186

7 . مجموعه رسائل فارسی خواجه عبدالله انصاری ، ج1 ، ص330

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 9 آبان 1390  10:18 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها