0

پیش نیازهای ازدواج

 
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

تفاهم های قلابی

تفاهم

داشتن توافق و تفاهم در ازدواج خوب و مفید است اما این موضوع نباید به آن معنا باشد که دو طرف از همه اصول اعتقادی و رفتاری خود برای تشابه به همسر و ایجاد تفاهم با وی دست بردارند .

یکی از  اشتباه های رایجی که در ازدواج مرتکب می‌شویم، «سازش‌های عجولانه و زود هنگام» است: یعنی هر گونه تغییر و «ویرایش» ارزش‌ها، رفتارها و عادت‌هایتان تنها به این امید که وانمود کنید شما و همسرتان از توافق و هماهنگی کافی برخوردارید. منظور این نیست که شما به یک رابطه وارد می‌شوید و به خود می‌گویید: «هر کاری خواهم کرد تا که او مرا دوست داشته باشد، حتی اگر به قیمت چشم پوشی از ارزش‌های خودم باشد» نه! این فرآیند به طرز بسیار ظریفانه‌تری اتفاق می‌افتد. در واقع این فرآیند سازشی است که شما در ابتدای آشنایی، با چشم‌پوشی و کوتاه آمدن از آنچه که برایتان اهمیت دارد، انجام می‌دهید؛ تا که رابطه‌تان را حفظ کنید. هنگامی که در می‌یابید عقاید و باورهایتان، علائق و دوستانتان به مذاق همسرتان خوش نمی‌آیند، ممکن است تا بخواهید برایشان اهمیت کمتری قائل شوید که وانمود کنید بیش از آنچه که عملا واقعیت دارد با یکدیگر تفاهم دارید.

خطر سازش عجولانه و زود هنگام در این است که حس خود باوری خود را در همان ابتدای ازدواج از دست داده و آن را با احساس تفاهم قلابی جایگزین می‌کنید.

حال بیایید نگاهی به برخی سازش‌های عجولانه و زود هنگام بیاندازیم.

خطر سازش عجولانه و زود هنگام در این است که حس خود باوری خود را در همان ابتدای ازدواج از دست داده و آن را با احساس تفاهم قلابی جایگزین می‌کنید.

عقب‌نشینی از مواضع ارزشی و باورهایتان

وقتی که می‌خواهید با کسی ازدواج کنید، باورها و نظام ارزشی خود را با او در میان می‌گذارید و سعی می‌کنید که راجع به باورها و نظام ارزشی او نیز چیزهایی دستگیرتان شود؛ تا اینکه بدانید تا چه حد برای یکدیگر مناسب هستید. اما همین که برخی از ارزش‌‌هایتان از همخوانی کافی برخوردار نیستند، دو حق انتخاب بیشتر نخواهید داشت:

1- می‌توانید به باورهای خود بچسبید و بین خود و همسر آینده‌تان تنش ایجاد کنید.

2- می‌توانید از باورهای خود به منظور حفظ صلح و آرامش، چشم‌پوشی کنید.

به یک یا چند طریق زیر از ارزش‌ها و باورهایتان چشم‌پوشی می‌کنید:

ازدواج

 از ابراز عقیده شخصی خود در رابطه با خطاها و اشتباهاتی که همسرتان احیانا مرتکب می‌شود، خودداری می‌کنید.

- اظهارنظر نکردن و بروز ندادن عقاید و باورهای خود در مورد موضوعاتی که بحث‌انگیز بوده و بر سرشان اختلاف‌نظر وجود دارید و یا با تعدیل، ملایمت و نرمی نشان دادن در مورد آن عقاید و یا احیانا انکار آنان به یکباره.

- با شرکت در فعالیت‌هایی که بطور معمول از انجامشان اجتناب می‌کنید.

- با خودداری از اظهارنظر در مورد موضوعاتی که قویا با نظریات همسر شما در تضاد می‌باشند.

چرا سازشکاری‌های ناپخته و زود هنگام مرتکب می‌شویم؟

به دو دلیل در ابتدای روابط مرتکب ‌سازشکاری‌های ناپخته و زود هنگام می‌شوید:

1- شما به منظور ایجاد تفاهم بیشتر «مجبورید» که سازش کنید. همسر شما آنقدر با شما متفاوت است که بدون ویرایش قسمت‌هایی از خود، ازدواجتان دوام چندانی نخواهد داشت. ممکن است همسرتان حتی از شما این توقع را داشته باشد که به میل او عمل کنید و چنانچه سرباز زنید، شما را مسخره کرده و یا ترک گوید.

2- شما از آن رو سازش می‌کنید که مستاصل «دوست داشته شدن» هستید و می‌ترسید که رابطه‌تان شکست بخورد.  همسر شما حتی ممکن است نخواهد «آنچه» که هستید و باور دارید را ترک گویید؛ بلکه ممکن است این خود «شما» باشید که از این واقعیت که آن فرد مناسب شما نباشد، هراس داشته باشید. بنابراین سعی می‌کنید وانمود کنید که برای یکدیگر آفریده شده‌اید؛ پس به رنگ او در می‌آیید.

 

تمامی روابط سالم حاوی درجاتی از سازشکاری هستند و وقتی که متعهد کسی شدید، دیگر نمی‌توانید مانند دوران مجردی زندگی کنید. اما:

وقتی به منظور اجتناب از درگیری و برخورد سازش می‌کنید، مرتکب اشتباه شده‌اید.

راه چاره چیست؟ ارزش‌ها و علائق خود را بشناسید و بعد ازدواج کنید. قبل از هر چیز به خودتان متعهد باشید و سپس به  همسر خود.

اشتباه بعدی که در رابطه با همسر ممکن است مرتکب شوید این است که تسلیم زرق و برق‌های مادی شوید.

در سطور زیر دو نوع شخصیت را در میان مردان را برای شما تشریح می کنیم و از شما می خواهیم تا تمایل خود را برای ازدواج با او در ذهن بسنجید.

 مرد اول: گرم، با محبت، گشاده، متعهد و علاقمند به ازدواج است. او شخصیتی فعال و پویا دارد و بسیار نیز مردم‌دار است. از لحاظ احساسی سالم و بسیار صمیمی بوده و از زندگیش راضی است. او روحی ماجواجو داشته و در ضمن از حس شوخ طبعی بالایی نیز برخوردار است. از صحبت کرن راجع به احساساتش ابائی ندارد و برای رشد شخصی نیز اهمیت فوق‌العاده‌ای قائل است.»

مرد دوم:  کنترل‌گر که همه چیز را مطابق میل خود می‌خواهد، خلق و خوئی وحشتناک دارد و بین همگان به انتقادگر بودن شهرت داشته و خجالتی و کم‌رو است.او از متعهد بودن نیز ترس داشته و هرگز با کسی صمیمی نمی‌شود. بعلاوه معتاد به شغلش بوده و وقتی برای عشق ورزیدن  ندارد.»

مطمئنا میزان برگزیدن مرد اول بسیار بالاست اما این مسئله زمانی که تصور کنید : مرد اول از درآمد ناچیزی برخوردار است  و مرد دوم از افراد ثروتمند است به درجات می تواند در انتخاب شما تاثیر گذار باشد.

لذا با تفکر در مورد این مثال باید سعی کنید تا معیار های پسندیده و قابل قبول را در  سنجش خود به کار برید و الویت و اصل انتخاب بر مبنای پول و دارایی قرار ندهید. لذا مراقب باشید تا دارایی طرف مقابل و کاندیدای ازدواج با شما ، شما را دچار سازش کاری های غیر منطقی ننماید.

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  5:01 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

با ما به خواستگاری بیایید

خواستگاری

اگر یادتان باشد در مطلب قبل" ماجرای روز خواستگاری" مباحثی را راجع به موضوع خواستگاری مطرح کردیم و به نکات ریزی پرداختیم که طرفین لازم است در جلسات خواستگاری مدنظر داشته باشند. تا به اینجا پیش رفتیم که خانواده قرار ملاقاتی با هم بگذارند تا فرصتی برای آشنایی طرفین فراهم شود. بسیاری از خانواده ها در همین فرصت شرایط صحبت دو نفره دختر و پسر را هم مهیا می کنند و برخی بهتر می بینند تا در میان جمع دختر و پسر با یکدیگر آشنا شوند و صحبت اختصاصی را به بعد موکول کنند.

 

در جلسه ابتدایی صحبت، باید پیرامون مسائل کلی و پیدا کردن تصویری عمومی و کلی از طرف مقابل به بررسی پرداخت.لذا توصیه می کنیم هر دو نفر صحبت را از تشریح بیوگرافی خود  شروع کنند. بیوگرافی می تواند شامل وضعیت شغلی، وضعیت تحصیلی، تعداد اعضای خانواده، سابقه شغلی و تحصیلی، ویژگی های بارز شخصیتی و اعتقادی باشد. در این بین هر چه اطلاعات ارائه شده توسط هر شخص ریزتر و کامل تر باشد، بهتر است.

 

موضوع های کلی دیگری که می تواند در نظر قرار گیرد میزان تمایل به حضور اجتماعی، انتظارات کلی طرفین از زندگی آینده، و اهداف کلی زندگی باشد. همچنین هر گونه مطلب یا موضوعی که برای طرفین نقش حیاتی داشته و تصمیم ادامه آشنایی به آن منوط می شود باید در جلسه ابتدایی صحبت مطرح شده و پاسخی جهت آن دریافت گردد. مثلا اگر موضوع اشتغال برای دختر خانم و یا سکونت در مکانی خاص برای آقا پسر از الویت هاست و در تصمیم گیری نقش حیاتی دارد باید در این جلسه مطرح گردد.

خواستگاری در خارج از منزل و پنهان از دید خانواده ها نمی تواند اطلاعات گسترده و وسیعی را به دختر و پسر ارائه دهد.

 

علاوه بر صحبت های دو نفره باید آداب معاشرت دو خانواده و علائم رفتاری که حاکی از فرهنگ آنهاست مورد نگاه دقیق قرار گیرد. به همین خاطر است که تأکید می شود خواستگاری در حضور خانواده انجام شود. چرا که خواستگاری در خارج از منزل و پنهان از دید خانواده ها نمی تواند اطلاعات گسترده و وسیعی را به دختر و پسر ارائه دهد. تصمیمی  با این اهمیت چنین می طلبد که دیگران دختر و پسر را یاری دهند و هم فکر آنها باشند .لذا تا خانواده در جریان امر قرار نگیرند نمی توانند عوامل متعدد شناخت را مدنظر قرار دهند.

 

جلسه ابتدایی خواستگاری خیلی نباید طولانی شود چرا که قرار است مسائل کلی و البته اساسی برای طرفین واضح و روشن گردد. در خاتمه جلسه ابتدائی خواستگاری، دو طرف بدون هرگونه قول و قرار یا وعده و وعید از یکدیگر وداع کنند تا فرصت خوبی برای تفکر دختر و پسر فراهم شود. آنها چند روزی را زمان می خواهند تا به کلیه اطلاعاتی که دریافت کرده اند بیاندیشند و مسائلی را نیز ارزیابی کنند و نسبت به دیگر موضوعات مورد سنجش قرار دهند.

 

هر گونه مطلب یا موضوعی که برای طرفین نقش حیاتی داشته و تصمیم ادامه آشنایی به آن منوط می شود باید در جلسه ابتدایی صحبت مطرح شده و پاسخی جهت آن دریافت گردد.

پس از چند روز که می تواند 2-5 روز طول بکشد، کافی است تا تصمیم برای ادامه یا عدم ادامه آشنایی گرفته شود. حائز اهمیت است که کلیه موضوع های قابل بررسی باید نسبی در نظر گرفته شود. به عنوان مثال در جلسه اول وضعیت ظاهری دو طرف، تشابه فرهنگی و اقتصادی، تشابه اعتقادی، تناسب تحصیلی و ... تا حدودی مشخص می شود اما به آن معنا نیست. که زیبایی در اولویت امر قرار گیرد. چرا که زیبایی باید در کنار دیگر ملاک ها سنجیده شود.

 

 تناسب قد و هیکل طرفین باید نسبی باشد و تشابه قطعی و نزدیک به هم لازم نیست. به عنوان مثال اگر در جلسات بعدی چنین برداشت شود که آنها به لحاظ مسائل جزئی تر با یکدیگر تناسب دارند تفاوت قد 30 سانت نمی تواند به عنوان عامل مهمی تلقی شود و آنان را از ازدواج منصرف سازد.

 

خوش بینی در ازدواج

در انتخاب همسر بجز چندین ملاک و معیار کلیدی مثل مسایل اعتقادی (انجام واجبات و ترک محرمات)، عدم تفاوت فاحش در نوع تفکر، فرهنگ و تحصیلات، سطح طبقاتی و اقتصادی،اختلاف سن - بقیه ملاک ها و موضوع ها مثل زیبایی، قد ،برخی ویژگی های اخلاقی و شخصیتی،و...  باید به صورت نسبی با هم مورد ارزیابی قرار گیرد. البته گاه موضوعی می تواند به طور استثناء برای یکی از طرفین در الویت قرار گیرد که بسته به شرایط شخصی اهمیت پیدا می کند. در نظر داشته باشید که هیچ گاه نباید توقع داشت که شخص مقابل تمامی حیطه های مورد علاقه ذهنی شما را پوشش دهد بلکه در هر حیطه باید یک میزانی از پذیرش وجود داشته باشد .

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  5:01 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

يا دختر ‌شاه‌ پريان يا هيچ ‌كس

دختر

اول مي‌خواست با دختر همسايه ازدواج كند. دختر همسايه ظاهرش بد نبود. خوش قد و بالا بود و تنها هنرش اين بود كه به خواستگار نه بگويد.

به همين دليل وقتي نادر براي خواستگاري قدم پيش گذاشت به هنرمندانه‌ترين شكل ممكن به او يك نه بزرگ گفت:

آخر آقا نادر تو پيش خودت چي فكر كردي كه اومدي خواستگاري من. مايه آبرو ريزيه به خدا. مهندس فلاني و دكتر بهماني آمدند خواستگاري من چون خوش‌تيپ نبودند و هنوز خانه نخريده بودند جوابشان كردم. تو كه نه خوش‌تيپي نه دكتري نه مهندسي نه خانه داري و نه حتي يك ماشين دهه50 كه بگيم مي‌توني خرج خودت را در بياري. خدايي‌اش چي فكر كردي كه پاشدي اومدي خواستگاري؟

 

 

نادر اول بهت زده شد. بعد تعجب كرد. بعد دوباره بهت زده شد، اما بهتش از يك نوع ديگري بود. بهت اولي براي اين بود كه چقدر اين دختر پررو است. بهت دومي براي اين بود كه فكر كرد چقدر من خودم را دست بالا گرفته بودم و پاي حساب و كتاب كه آمد وسط انگار هيچي نداشتم.

اين بود كه آقا نادر گزارش ما عزمش را جزم كرد و حسابي درس خواند تا مهندس مملكت بشود. وقتي شد سنش به 26 رسيده بود، اما تمام اين مدت فقط درس خوانده بود. بعد خواست با يكي از دخترهاي مقبول دانشگاه ازدواج كند اما ترسيد. پيش خودش گفت مي‌گويد درست است كه مهندس مملكت هستي اما مگر من چي هستم؟ برگ چغندر؟ مهندسي كه باش. كارت كو؟ خانه‌ات كو؟ اصلا پرستيژ و طبقه اجتماعي داري؟

به خاطر همين پا روي دلش گذاشت و6 ـ 5 سال ديگر هم كار كرد و پول جمع كرد. پول روي پول گذاشت و يك خانه خريد.

بعد دوباره كار كرد و كار كرد 4 ـ 3 سال ديگر هم گذشت و او يك ماشين خريد.

طي اين 9 سال سابقه‌كاري مدير هم شد و ارتقا پيدا كرد و چند سال بعد هم خانه قبلي‌اش را فروخت و بالاي شهر خانه خريد.

حالا او شده بود يك مهندس همه چي دار و آماده ازدواج فقط ديگر موي زيادي نداشت كه موقع خواستگاري هي دستش را داخل آن فرو كند و پز بدهد. او داشت 40 ساله مي‌شد و ديگر به زن گرفتن فكر هم نمي‌كرد. گاهي باخودش فكر مي‌كرد: من بروم زن بگيرم حاصل اين همه زحمتم را يك دفعه دو دستي تقديم كنم كه چه؟ يا زن نمي‌گيرم يا بايد دختري را پيدا كنم كه لياقتش را داشته باشد.

نوشتن

شروع كرد به تهيه يك فهرست طولاني آن را هم به اصرار مادرش درست كرده بود.

دختر فلاني باربي است، ولي آشپزي بلد نيست.

دختر آن يكي مانكن است، اما همه چيزش مصنوعي است.

دختر اين يكي دوست پسر داشته و به درد زندگي نمي‌خورد.

دختر همسايه دست راست نامزد داشته و من يك عشق دست اول مي‌خواهم.

دختر همسايه دست چپ زيادي سفت و سخت راه مي‌رود.

دختر همسايه پشتي هميشه به آدم اخم مي‌كند.

دختر همكارم باباش رئيس است و مي‌خواهد براي من هم رئيس بازي در بيارود.

دختر‌هاي اين دوره و زمانه لوس و پر توقع شده‌اند.

دختر‌هاي آن دوره و زمانه از زمانه عقب افتاده‌اند. اگر من 20 سال پيش ازدواج كرده بودم يك زن 20 ساله انتخاب مي‌كردم. از لج دخترهاي 20 ساله آن موقع كه برايم ناز كردند و حالا مانده‌اند روي دست بابايشان هيچ كدامشان را نمي‌خواهم.

اين منطق آقا نادر بود كه داشت مادرش را دق مي‌داد.

واقعيت اين بودكه مجموعه اي  از شكست‌هاي عاطفي و ترديدها و دودلي‌ها و كمال‌گرايي تحميل شده و نشده او را كسي ساخته بود كه امروز با وسواس فكر مي‌كرد و با وسواس انتخاب مي‌كرد.

واقعيت اين بودكه مجموعه اي  از شكست‌هاي عاطفي و ترديدها و دودلي‌ها و كمال‌گرايي تحميل شده و نشده او را كسي ساخته بود كه امروز با وسواس فكر مي‌كرد و با وسواس انتخاب مي‌كرد.

نادر مي‌گفت حالا كه اين همه صبر كرده‌ام بايد دختري بگيرم كه خودم را راضي كند و نشان دهم اين همه صبر و بردباري ارزشش را داشته است. مهم‌تر از همه به آن دختر همسايه اولي كه مرا جواب كرد نشان دهم تنها زن مناسب دنيا او نيست و براي من از او مناسب‌تر هم پيدا مي‌شود. نمي‌دانست چه شده است، اما يك جورهايي هم از ازدواج مي‌ترسيد حالا زندگي آرامي داشت كه همه‌اش را خودش به‌تنهايي درست كرده بود و سهيم شدن آن با ديگري كه اين همه ناز دارد برايش سخت بود.

پيدا كردن مردها و زنان (البته منظورم دختران و پسران است) سن بالايي كه نمي‌توانند براي ازدواج تصميم بگيرند اين روزها كار آساني است. هر كدام از ما ممكن است چند نفر از آنان را بشناسيم.

اگر براي مردان مجرد سن بالا ازدواج سختگيرانه مي‌شود و نسبت به انتخاب زوج خود وسواس به‌خرج مي‌دهند دختران مجرد مسن علاوه بر اين مشكل با انتخاب نشدن نيز مواجه هستند.

اگر براي مردان مجرد سن بالا ازدواج سختگيرانه مي‌شود و نسبت به انتخاب زوج خود وسواس به‌خرج مي‌دهند دختران مجرد مسن علاوه بر اين مشكل با انتخاب نشدن نيز مواجه هستند. كارشناسان معتقدند ريزبيني، بي‌نقص‌گرايي خسيس بودن، انعطاف‌ناپذيري، كنترل‌گر بودن، ترديد ،ترسو بودن ،تلقين‌پذيري ،عدم اعتماد به نفس ،احساس حقارت و كمال‌گرايي انسان را به سمت وسواس در ازدواج سوق مي‌دهد.

گرچه دقت لازم در گزينش همسر مناسب و توجه به ويژگي‌هاي اخلاقي، رفتاري، معنوي و ظاهري او امري ضروري و سرنوشت‌ساز است اين كار نبايد از حد متعادل و سودمند آن، خارج شود و به وسواس در انتخاب همسر مناسب بينجامد. داشتن معيارهاي دست‌نيافتني و ناممكن، به دنبال فرد ايده‌آل يا همسري رويايي بودن، سختگيري‌هاي بي‌مورد و نابجا، ترديدها و حساسيت‌ها، احساس ناامني كردن و آمادگي نداشتن براي گزينش شريك زندگي، همگي عواملي هستند كه ازدواج را به تأخير مي‌اندازد. چه‌بسا با گذر زمان، همين باريك بيني‌هاي بي‌اندازه، به شتاب‌زدگي در امر ازدواج بينجامد.

در حالي كه شتاب‌زدگي و دقت كافي نداشتن در انتخاب همسر نيز پشيماني و سرزنش ديگران را نيز در پي خواهد داشت. به هر حال وسواس در هر چه باشد، براي انسان زيانبار است و در انتخاب همسر، سبب مي‌شود كه انتخاب درست صورت نپذيرد.

 

منبع : روزنامه چهارديواري

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  5:01 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

ازدواج های رویایی

عشق

تصور کنید تصمیم گرفته‌اید تا ماشین جدیدی بخرید. خیابان اصلی را بالا و پایین می‌کنید: جائی که بیشتر نمایشگاه‌ها قرار دارند. ناگهان چشمتان را می‌گیرد: یک ماشین ورزشی ناز و کوچولو، توی پارکینگ، روبرویتان پارک می‌کنید و به طرف ماشین مورد علاقه‌تان حرکت می‌کنید. به خود می‌گویید: «عاشق قیافه‌اش هستم». در را باز می‌کنید و کمی در داخل ماشین می‌نشیند». «عاشق بوی نوی» آن هستم. صندلی‌هایش چقدر راحت هستند. این ماشین دلخواه من است.»

همینکه از ماشین بیرون می‌آیید، فروشنده‌ای به طرفتان آمده، می‌پرسد: «می‌توانم به شما کمک کنم؟»

 

شما می‌گویید: «من این ماشین را می‌خواهم.» فروشنده: «آیا سوالی راجع به آن دارید؟»

با تاکید جواب می‌دهید: «نه، من این ماشین را می‌خواهم.» فروشنده: «دوست دارید بدانید در مقایسه با مدل‌های دیگر چه مزایایی دارد؟ ضمانتنامه‌اش چه مدت است و یا مدت سوخت آن چقدر است» صحبت راجع به این چیزها، هیجانی را که الان دارم، خراب می‌کند.» فروشنده: (در حالی که گیج شده است) قیمتش چطور؟ نمی‌خواهید بدانید قیمتش چقدر است؟» «اُه، خواهش می‌کنم اینقدر منطقی نباشید. قیمتش اصلا اهمیتی ندارد. تمام چیزی که مهم است اینکه ماشین را می‌خواهم. من واقعا به این ماشین احتیاج دارم و می‌دانم که برای من ساخته شده است».

 

پرواضح است که این رویای مضحکی است. هیچ شخص عاقلی، قبل از اینکه با پرسیدن سوالات کافی از درست بودن کار خود اطمینان حاصل نکند، مبادرت به خرید مهمی چون خرید یک ماشین، نخواهد کرد. به طرز مشابهی نیز شما یک یخچال، استریو، ویدئو و یا حتی یک اطوی جدید را بدون اینکه فروشنده بیچاره را با سوالات بسیار خود گیج کنید، نخواهید خرید؛ مگر اینکه مطمئن شوید در انتخاب خود، دچار هیچ اشتباهی نشده‌اید. با این وجود بسیاری از ما قبل از ازدواج حتی به اندازه زمانی که می‌خواهیم یک جفت‌کفش بخریم سوال نمی‌پرسیم، با این اشتباه، ما فرصت کشف چیزهایی که می‌تواند راجع به شریک زندگیمان از اهمیت حیاتی برخوردار بوده و در موفقیت یا شکست ازدواجمان سهم بسزایی داشته باشند را از دست می‌دهیم.

هرچه اطلاعات شما راجع به کسی بیشتر باشد، بهتر می‌توانید تصمیم بگیرید آیا برای شما همسر خوبی خواهد بود یا نه.

چرا قبل از عاشق شدن سوالات کافی نمی‌پرسیم؟

در زیر برخی از دلایل اینکه که چرا در شروع یک رابطه سوالات کافی نمی‌پرسیم، را آورده‌ایم:

- رمانتیک نیست: «عاشق شدن» یک تجربه رمانتیک است؛ اما «مصاحبه» یک شخص، نه. بنابراین به خود اجازه می‌دهیم که اغوا شده و به تحسین و تعریف از یکدیگر و انواع و اقسام رفتارهای دیگر تن داده و به اصطلاح از خود بی‌خود شویم. این همان چیزی است که در فیلم‌ها دیده‌ایم و در کتاب‌ها خوانده‌ایم؛ که عشق «این‌چنین» است: شما نباید از او سوال‌های زیادی بپرسید. در عوض باید به او نگاه کنید و فورا دریابید که او «همان گمشده» شماست.

سوال کردن از همسر آینده‌تان به منظور شناخت او شاید رمانتیک نباشد اما تنها راه هوشمندانه شناخت یک فرد است.

- شما نمی‌خواهید جواب‌ها را بدانید. دلیل دومی که سوالات کافی نمی‌پرسیم این است که نمی‌خواهیم جواب‌هایشان را بدانیم؛ زیرا ممکن است جواب‌هایی که خواهیم شنید را دوست نداشته باشیم. نمی‌خواهیم چیز بدی بشنویم. ممکن است مستاصل باشیم و یا اینکه بخواهیم رابطه تمام نشود و موفق باشد. شما از بحث راجع به چیزی که ممکن است رویاتان را خراب کند، اجتناب می‌کنی.

بالاخره بعد از مدت‌ها تنهایی، کسی را یافته‌اید که به شما قول ازدواج داده است. از اینکه مرتبا به این و آن فکر کرده‌‌اید، خسته‌اید و می‌خواهید سرانجامی بگیرید. بنابراین از پرسیدن سوالاتی که ممکن است این «رابطه خوب» را خراب کنند، بیزارید. همانطوری که یک ضرب‌المثل می‌گوید: «رویای مرا با مجبور کردنم به رویارویی با واقعیت خراب نکن»

- ممکن است از اینکه طرف مقابل از شما نیز سوالاتی بکند، هراس داشته باشید. می‌خواهید تا بدین وسیله آنها را از سوال کردن راجع به خودتان باز دارید؛ بنابراین شما نیز چیزی از آنها نمی‌پرسید. این موضوع حقیقت دارد، اگر:

ازدواج ناموفق

- شما از خود و یا زندگیتان راضی نیستید.

- شما از گذشته فرد شرمسارید و یا با آن کنار نیامده‌اید.

- از کارهایی که در حال حاضر انجام می‌دهید، احساس گناه می‌کنید.

- شما تصویری ذهنی خوبی از خودتان ندارید.

وقتی از کسی که هستید و یا کسی که بوده‌اید احساس خوبی ندارید، به طرزی ناخودآگاه از دقیق شدن یا ریزبین شدن به زندگی همسر آینده‌تان خودداری می‌کنید .در ذهن می‌گویید: «من کاری به کار تو ندارم، تو هم کاری به کار من نداشته باش». پر واضح است که دو نفر که این بازی را می‌کنند، رابطه‌ای ناسالم و مختل خواهند داشت.

جدا از سه دلیل ذکر شده، حقیقی که راجع به عشق و تمامی زندگی خود دارد، اینست که:

چیزی که از آن آگاهی ندارید به شما صدمه خواهد زد.

هرچه اطلاعات شما راجع به کسی بیشتر باشد، بهتر می‌توانید تصمیم بگیرید آیا برای شما همسر خوبی خواهد بود یا نه. هر چه اطلاعات شما راجع به کسی کمتر باشد، احتمال اینکه عصبانی و یا مایوس شوید و دلتان بشکند نیز بیشتر خواهد بود.

- آیا شما فکر می‌کنید شخص مثبتی هستید و تنها نکات خوب و مثبت دیگران و اتفاقات را می‌بینید؟

- آیا وقتی که به روابط گذشته‌تان نگاه می‌کنید، چیزهایی می‌بینید که آن موقع نمی‌دیدید؟

اگر به یکی از سوالات بالا جواب مثبت دادید، احتمالا اشتباهی را مرتکب شده‌اید. چیزی از کسی که به ازدواج با او فکر می‌کنید، مشاهده می‌کنید که نشانگر این واقعیت است که باید محتاط‌تر باشید، اما خودآگاه یا ناخود‌آگاه ترجیح می‌دهید که از آن چشم‌پوشی کنید. شما اینکار را به یکی از طرق زیر انجام می‌دهید:

 کم اهمیت جلوه دادن عیوب او. توجیه کردن کارهای . منطقی جلوه دادن کارهای او. انکار کردن .

نادیده گرفتن علامت‌های هشدار‌دهنده یکی از خطرناکترین اشتباهاتی است که ما به هنگام ازدواج مرتکب می‌شویم. ما چشممان را به روی چیزهایی که نمی‌خواهیم ببینیم، می‌بندیم و بدین‌گونه خود را درگیر یاس، ناامیدی، اجحاف و خشم می‌کنیم :«اگر می‌دانستم که چنین مشکلی داری، هرگز خودم را گرفتار تو نمی‌کردم.» «تو تغییر کرده‌ای، این‌طور نبودی.» اینها چیزهایی هستند که زمانی که به ناچار با حقیقت روبرو می‌شویم، به همسر خود می‌گوییم. اغلب این مائیم که خود را گول می‌زنیم.

«برخی از نشانه‌‌‌های هشداردهنده به چه معنی هستند؟»

«ندانستن» خوشبختی نمی‌آورد

علامت های هشداردهنده 

از صحبت کردن در مورد گذشته خود اجتناب می‌کند. از پاسخ به سوالات طفره می‌رود یا اینکه آنها را کم اهمیت جلوه می‌دهد. این امکان وجود دارد که مسئله‌ای جدی را با این کار پنهان می‌کند.

جزییات سوابق خانوادگی خود را فاش نمی‌کند.

زیاد خانواده‌اش را نمی‌بیند یا با آنها صحبت نمی‌کند. با صمیمی شدن مشکل دارد؛ نسبت به اعضای خانواده خود، خشم سرکوب شده دارد که روی شما فرافکن خواهد کرد.

بسیار درگیر و مطیع اعضاء خانواده خود بوده به آنان اجازه می‌دهد که به او امر و نهی کنند و آنها نیز حد و مرزی در این رابطه نمی‌شناسند. در این صورت  قادر نخواهد بود که جای شما را در خانواده خود باز کند .

 مرتبا عشق، محبت، توجه و هدایای بسیار به پایتان می‌ریزد. اینطور بنظر می‌آید که «بیست و چهار ساعت» فقط به شما فکر می‌کند.  این امکان وجود دارد که روی شما احساس مالکیت شدید داشته و در ضمن نیز بسیار حسود باشد. اینچنین افرادی با «زندگی شما» زندگی می‌کنند، برای شما هیچ آزادی قائل نیستند و در نهایت احساس خفگی خواهید کرد.

 

بدهکار و مقروض بوده و برگه‌های جریمه پرداخت نشده بسیاری دارد. از لحاظ اقتصادی بی‌ثبات بوده و مدام شنیده می‌شود که: «موقتا دستم تنگ است.» در این صورت عذر و بهانه‌های زیادی خواهید شنید، شما نقش «مامان» یا «بابا» را بازی خواهید کرد.

اگر می‌خواهد که همه جا رئیس باشد. همیشه خود را خیلی قوی جا می‌زند. او عاشق کنترل کردن دیگران است. در شروع احساس می‌کنید که از شما مراقبت می‌کند، اما دیری نمی‌پاید که می‌بینید با یک دیکتاتور زندگی می‌کنید.

 

 

کتاب "آیا تو آن گمشده ام هستی؟" نوشته باربارا آنجلیس

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  5:01 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

افزایش تجرد دختران تحصیل کرده

کاهش تفاوت سنی، چگونه؟

دختر و گل

معاون مركز اطلاعات و آمار شورای فرهنگی- اجتماعی زنان گفت: بررسی آمار میزان تجرد دختران دارای تحصیلات عالی بین یك دهه گذشته نشان می‌دهد كه تعداد دختران هرگز ازدواج نكرده دارای تحصیلات عالی از حدود 5 درصد به 16درصد رسیده است.

 

"ناهید رام پناهی" در گفت‌وگو با مهر با بیان این مطلب افزود: بررسی آمار مركز آمار ایران حاكی از این است كه میزان دختران هرگز ازدواج نكرده دارای تحصیلات متوسطه از 26درصد در سال 75 به 42درصد در سال 85 رسیده است.

 

وی تصریح كرد: نگاهی به این آمار نشان می‌دهد كه بالا رفتن سطح تحصیلات باعث تجرد در زنان كشور شده است و موجب‌شده تا دختران كمتر به ازدواج تن دهند. معاون مركز اطلاعات و آمار شورای فرهنگی- اجتماعی زنان اظهار داشت: برخلاف اینكه تحصیلات عالی تأثیر منفی بر افزایش ازدواج دختران داشته است ولی اطلاعات اخیر ارائه شده از مركز آمار حاكی از این است كه این روند بر افزایش طلاق مؤثر نبوده است.

 

وی ادامه داد: مقایسه آمار فعلی با یك دهه قبل نشان می‌دهد كه طلاق در قشر تحصیل‌كرده به میزان قابل‌توجهی افزایش پیدا نكرده اما درصد مجردان دارای تحصیلات عالی به‌صورت قابل‌توجهی افزایش پیدا كرده است.

 

"رام پناهی" همچنین در مورد آمار زنان و مردان مجرد كشور گفت: اگر تعداد زنان و مردان هرگز ازدواج نكرده را در رده سنی بین 15 تا 34 سال در نظر بگیریم می‌بینیم تعداد مردان مجرد در این دوره سنی 2میلیون و 600 هزار نفر بیشتر از تعداد دختران مجرد است.

تفاوت سنی تعدیل نشده مانند بمب ساعتی است که شاید عوارض خود را در چند سال آینده نمایان سازد .

وی افزود: اما درصورتی كه بین رده سنی دختران و پسران مجرد 5سال اختلاف قائل شویم نشان می‌دهد كه تعداد دختران 15 تا 29 ساله هرگز ازدواج نكرده از تعداد پسران 20 تا 34ساله مجرد، یك میلیون و 300هزار نفر بیشتر است.

وی تأكید كرد: مقایسه این آمار نشان می‌دهد كه اگر اختلاف سن زوج و زوجه در ازدواج‌ها كمتر شود به قدری به حل این بحران كمك می‌شود ولی درصورتی كه این روند انتخاب همسر از سوی پسران كه تمایل به ازدواج با دخترانی با چند سال اختلاف سنی دارند ادامه پیدا كند، تعداد تجرد قطعی در دختران افزایش می‌یابد.

 

پیوند

اگر چه کاهش اختلاف سنی می تواند تا حدودی مشکلات ازدواج را در میان جوانان کم کند،  اما باید مراقب باشیم که همین عامل، زمانی به عامل برانگیزاننده طلاق تبدیل نشود . لزوم تفاوت سنی در میان دختر و پسر و بزرگتر بودن پسران در ازدواج بر همگان واضح و مبرهن است. دختر و پسر دارای نیاز های جسمی و روحی هستند که عامل سن در کیفیت و کمیت نیاز ها نقش تعیین کننده دارد .

 

 اگر عامل سن را در این میان بیش از حد کم اهمیت جلوه دهیم می تواند مشکلات خاص خود را به دنبال داشته باشد . تفاوت سنی تعدیل نشده مانند بمب ساعتی است که شاید عوارض خود را در چند سال آینده نمایان سازد . البته هیچ گاه نمی توان بر اساس استثنائات تصمیم گرفت یا قضاوت نمود . شاید مواردی از ازدواج بوده است که با وجود بزرگتر بودن خانم موفقیت بالایی را به همراه داشته است اما روان شناسان همواره معایب این امر را در روال عادی گوشزد نموده و افراد را از چنین ازدواج هایی نهی می کنند . بنابراین کاهش تفاوت سنی عروس و داماد باید در حد اعتدال انجام شود و در این موضوع با دقت بیشتری باید سخن گفت .

 

همشهری

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  5:01 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

من مات تصویر توام

تشویش عشق

چه چیزی باعث علاقه مند شدن می شود؟

بسیاری اوقات این سئوال در ذهن ما نقش می بندد که علت جذابیت افراد برای یکدیگر از کجا نشأت می گیرد .ظاهر می تواند یکی از فاکتورهای علاقه مندی باشد، کارشناسان بر این باورند که گاهی ذهن ناخودآگاه دنبال خصوصیاتی می شود که شاید ما از آن بی اطلاع باشیم، اصولا مردان به طور ناخودآگاه دنبال زنانی هستند که چهره متناسبی دارند و زن ها به دنبال مردانی هستند که توانایی حمایت و تامین امرار معاش را داشته باشند، گاهی اوقات نیز افراد دنبال آدم هایی شبیه والدین خود می گردند. یک دختر، همسری با خصوصیات و رفتارهای پدر را به عنوان شوهر دوست دارد و یک پسر نیز همسر خود را در قالب مادرش تصور می کند. متخصصان بر این باورند که برخی خصوصیات ژنتیکی و حتی تداوم ازدواج ها نیز گاهی ژنتیک است. هیچ کس نمی داند یک رابطه تاکی ادامه دارد، اما بررسی ها نشان می دهد چنانچه در خانواده خواهری مطلقه بود، برادر نیز تمایل به این امر پیدا خواهد کرد و این امر می تواند ژنتیکی باشد.

چه اتفاقی می افتد که فرد عاشق می شود؟ «چرا عاشق یک نفر می شویم و او با بقیه چه تفاوت هایی دارد؟»

انسان ها در ضمیر ناخودآگاه خود دنبال فردی می گردند تا توسط او تجربیات خود را کامل کنند. گاهی اوقات با فردی که کاملا شبیه خود ماست می توانیم تجربیات خود را کامل کنیم و گاهی نیز دنبال کسی می گردیم تا بتوانیم از او چیزهایی یاد بگیریم و روحیات و خلقیاتش کاملا با ما تفاوت داشته باشد که این رابطه به چند صورت مختلف شکل می گیرد:

1 ) رابطه والدین و فرزند

در این نوع رابطه زوجین رابطه خود را براساس استقلال و امنیت تنظیم می کنند، به گونه ای که یک طرف همانند یک بچه عمل می کند، وابسته و نیازمند است و به حمایت طرف مقابل احتیاج دارد و برای از دست ندادن این حامی عقاید و افکار خود را مخفی می کند و طرف مقابل نیز همانند یکی از والدین وظیفه مراقبت و نگهداری از او را بر عهده می گیرد.

2 ) برده و برده دار

این قبیل زوج ها بر سر مسئله ریاست در خانه و کنترل اوضاع با هم دچار مشکل هستند. یکی از طرفین در اثر احساس عدم امنیت به طرف مقابل وابسته می شود و رابطه رئیس و کارمندی در منزل ایجاد می شود.

انسان ها در ضمیر ناخودآگاه خود دنبال فردی می گردند تا توسط او تجربیات خود را کامل کنند. گاهی اوقات با فردی که کاملا شبیه خود ماست می توانیم تجربیات خود را کامل کنیم و گاهی نیز دنبال کسی می گردیم تا بتوانیم از او چیزهایی یاد بگیریم و روحیات و خلقیاتش کاملا با ما تفاوت داشته باشد

3 ) خواهان و خوانده

در این نوع رابطه هر دو طرف از برقراری صمیمیت زیاد اجتناب می کنند، اما تفاهم خوبی با یکدیگر برقرار می کنند و همیشه یکی از طرفین غرغر بیشتری می کند و تقاضای بیشتری دارد و دیگری صمیمیت بیشتری احساس می کند.

4 ) بت و پرستنده

وقتی یکی از طرفین دیگری را به عنوان تنها تکیه گاه خود قرار می دهد، نوعی رابطه ایجاد می شود که طرفین ناخودآگاه نقش بت و پرستنده را ایفا می کنند. تمامی این رفتارهای بیولوژیکی را افراد برای حفاظت از خود و راحتی شان انجام می دهند. گاهی اوقات زوجین در یکی از این حالت ها قرار می گیرند، بدون این که خود متوجه باشند. مشکلات زمانی آغاز می شود که یکی از طرفین احساس کند دیگر قادر نیست به راحتی با طرف مقابل ارتباط برقرار کرده یا احساساتش را به راحتی بیان کند.

آیا زوجین خواسته های یکسانی دارند؟

معمولا داشتن عقاید و خواسته های یکسان نخستین عامل ایجاد جذابیت است، به همین دلیل است که برخی افراد، کسی را درست مثل خود انتخاب می کنند و هرچه یک رابطه فراتر می رود، این امکان برای طرفین فراهم می شود تا متوجه شوند که آیا با هم همدرد هستند؟ احساسات یکسانی دارند یا در انتخاب دارای اشتراک نظرند؟

وقتی ما با طرف مقابل خود در مورد آرزوها و آرمان های خود صحبت می کنیم، یعنی این که خواسته های قلبی خود را به زبان می آوریم. اگر تاییدی شنیدیم یا خواسته های ما با خواسته های طرف مقابل تطابق داشت رابطه شیرینی خاصی پیدا می کند. هدف ها مشخص و مسیر معین می شود. البته لازم به ذکر است، هرچه سن انسان بالاتر می رود، عاقل تر می شود و اعتماد به نفس بیشتری پیدا می کند، بنابراین آرزوها و خواسته هایش نیز تغییر می کند. گاهی اوقات این تغییرات باعث می شود تا احساس کنیم نقاط مشترک کمتری با طرف مقابل خود داریم و آن طور که تاکنون فکر می کردیم او را نشناخته ایم اما این دلیل نمی شود تا نتوانید آینده بهتری را در کنار او داشته باشید، چیزی که در این زمان باید به آن توجه داشت صحبت کردن در مورد آمال، آرزوها و عقاید شخصی با طرف مقابل است زیرا وقتی زوجین در مورد نیازها و علایقشان با هم صحبت می کنند، متوجه می شوند که هرکدام از زندگی چه می خواهند. به تداوم رابطه نیندیشید، به تداوم عشق بیندیشید، عشق همانند معجزه ای تمامی مشکلات را حل خواهد کرد. عاشق بمانید و عاشقانه زندگی کنید.

 

مترجم: هلیا خرم- روزنامه تهران امروز

من مات تصویر توام

تشویش عشق

چه چیزی باعث علاقه مند شدن می شود؟

بسیاری اوقات این سئوال در ذهن ما نقش می بندد که علت جذابیت افراد برای یکدیگر از کجا نشأت می گیرد .ظاهر می تواند یکی از فاکتورهای علاقه مندی باشد، کارشناسان بر این باورند که گاهی ذهن ناخودآگاه دنبال خصوصیاتی می شود که شاید ما از آن بی اطلاع باشیم، اصولا مردان به طور ناخودآگاه دنبال زنانی هستند که چهره متناسبی دارند و زن ها به دنبال مردانی هستند که توانایی حمایت و تامین امرار معاش را داشته باشند، گاهی اوقات نیز افراد دنبال آدم هایی شبیه والدین خود می گردند. یک دختر، همسری با خصوصیات و رفتارهای پدر را به عنوان شوهر دوست دارد و یک پسر نیز همسر خود را در قالب مادرش تصور می کند. متخصصان بر این باورند که برخی خصوصیات ژنتیکی و حتی تداوم ازدواج ها نیز گاهی ژنتیک است. هیچ کس نمی داند یک رابطه تاکی ادامه دارد، اما بررسی ها نشان می دهد چنانچه در خانواده خواهری مطلقه بود، برادر نیز تمایل به این امر پیدا خواهد کرد و این امر می تواند ژنتیکی باشد.

چه اتفاقی می افتد که فرد عاشق می شود؟ «چرا عاشق یک نفر می شویم و او با بقیه چه تفاوت هایی دارد؟»

انسان ها در ضمیر ناخودآگاه خود دنبال فردی می گردند تا توسط او تجربیات خود را کامل کنند. گاهی اوقات با فردی که کاملا شبیه خود ماست می توانیم تجربیات خود را کامل کنیم و گاهی نیز دنبال کسی می گردیم تا بتوانیم از او چیزهایی یاد بگیریم و روحیات و خلقیاتش کاملا با ما تفاوت داشته باشد که این رابطه به چند صورت مختلف شکل می گیرد:

1 ) رابطه والدین و فرزند

در این نوع رابطه زوجین رابطه خود را براساس استقلال و امنیت تنظیم می کنند، به گونه ای که یک طرف همانند یک بچه عمل می کند، وابسته و نیازمند است و به حمایت طرف مقابل احتیاج دارد و برای از دست ندادن این حامی عقاید و افکار خود را مخفی می کند و طرف مقابل نیز همانند یکی از والدین وظیفه مراقبت و نگهداری از او را بر عهده می گیرد.

2 ) برده و برده دار

این قبیل زوج ها بر سر مسئله ریاست در خانه و کنترل اوضاع با هم دچار مشکل هستند. یکی از طرفین در اثر احساس عدم امنیت به طرف مقابل وابسته می شود و رابطه رئیس و کارمندی در منزل ایجاد می شود.

انسان ها در ضمیر ناخودآگاه خود دنبال فردی می گردند تا توسط او تجربیات خود را کامل کنند. گاهی اوقات با فردی که کاملا شبیه خود ماست می توانیم تجربیات خود را کامل کنیم و گاهی نیز دنبال کسی می گردیم تا بتوانیم از او چیزهایی یاد بگیریم و روحیات و خلقیاتش کاملا با ما تفاوت داشته باشد

3 ) خواهان و خوانده

در این نوع رابطه هر دو طرف از برقراری صمیمیت زیاد اجتناب می کنند، اما تفاهم خوبی با یکدیگر برقرار می کنند و همیشه یکی از طرفین غرغر بیشتری می کند و تقاضای بیشتری دارد و دیگری صمیمیت بیشتری احساس می کند.

4 ) بت و پرستنده

وقتی یکی از طرفین دیگری را به عنوان تنها تکیه گاه خود قرار می دهد، نوعی رابطه ایجاد می شود که طرفین ناخودآگاه نقش بت و پرستنده را ایفا می کنند. تمامی این رفتارهای بیولوژیکی را افراد برای حفاظت از خود و راحتی شان انجام می دهند. گاهی اوقات زوجین در یکی از این حالت ها قرار می گیرند، بدون این که خود متوجه باشند. مشکلات زمانی آغاز می شود که یکی از طرفین احساس کند دیگر قادر نیست به راحتی با طرف مقابل ارتباط برقرار کرده یا احساساتش را به راحتی بیان کند.

آیا زوجین خواسته های یکسانی دارند؟

معمولا داشتن عقاید و خواسته های یکسان نخستین عامل ایجاد جذابیت است، به همین دلیل است که برخی افراد، کسی را درست مثل خود انتخاب می کنند و هرچه یک رابطه فراتر می رود، این امکان برای طرفین فراهم می شود تا متوجه شوند که آیا با هم همدرد هستند؟ احساسات یکسانی دارند یا در انتخاب دارای اشتراک نظرند؟

وقتی ما با طرف مقابل خود در مورد آرزوها و آرمان های خود صحبت می کنیم، یعنی این که خواسته های قلبی خود را به زبان می آوریم. اگر تاییدی شنیدیم یا خواسته های ما با خواسته های طرف مقابل تطابق داشت رابطه شیرینی خاصی پیدا می کند. هدف ها مشخص و مسیر معین می شود. البته لازم به ذکر است، هرچه سن انسان بالاتر می رود، عاقل تر می شود و اعتماد به نفس بیشتری پیدا می کند، بنابراین آرزوها و خواسته هایش نیز تغییر می کند. گاهی اوقات این تغییرات باعث می شود تا احساس کنیم نقاط مشترک کمتری با طرف مقابل خود داریم و آن طور که تاکنون فکر می کردیم او را نشناخته ایم اما این دلیل نمی شود تا نتوانید آینده بهتری را در کنار او داشته باشید، چیزی که در این زمان باید به آن توجه داشت صحبت کردن در مورد آمال، آرزوها و عقاید شخصی با طرف مقابل است زیرا وقتی زوجین در مورد نیازها و علایقشان با هم صحبت می کنند، متوجه می شوند که هرکدام از زندگی چه می خواهند. به تداوم رابطه نیندیشید، به تداوم عشق بیندیشید، عشق همانند معجزه ای تمامی مشکلات را حل خواهد کرد. عاشق بمانید و عاشقانه زندگی کنید.

 

مترجم: هلیا خرم- روزنامه تهران امروز

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  5:02 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

تاثیر نخستین جرقه های عشق

نتایج مطالعات محققان استرالیایی نشان می‌دهد : عشق، ازدواج را بیمه نمی‌کند 

در خیلی از جوامع و فرهنگ‌ها، مردم عشق را درمان هر درد و شادی‌بخش هر زندگی می‌دانند. در چنین جوامعی طبیعتا این تصویر در ذهن افراد نقش می‌بندد که برای خوشبختی صرفا نیاز به پیدا کردن عشقی واقعی داریم؛ فردی که درست شبیه خودمان باشد، نیمه گمشده‌ خودمان...

شاید اولین بار، حادثه‌ای مثل تماشای فیلم ‌«زیبای خفته» یا «سیندرلا» یا ...  نخستین‌ جرقه‌های عشق را در ذهن‌ شما زده باشد و مدتی بعد، حس کرده باشید که به‌یک‌باره فرد مورد نظرتان را پیدا کرده‌اید و پس از مدت کوتاهی تصمیم به ازدواج با او گرفته‌اید و احساس کرده‌اید که دیگر خوشبخت‌ترین فرد دنیا هستید. ولی محققان استرالیایی به شما می‌گویند: عجله نکنید!

عشق

اینها همه درست؛ ذات عشق ورزیدن و دوست‌داشتن خیلی خوب است. اما نتایج مطالعات محققان دانشگاه بین‌‌المللی استرالیا حاکی از آن است که عشق، به تنهایی تمام آنچه را که باعث احساس رضایت و شادی در زندگی می‌شود، فراهم نمی‌کند. این محققان، تحقیقات مفصلی روی 2500 زوج استرالیایی که 6 سال با هم زندگی ‌کرده‌اند، انجام داده‌اند و در مورد تاثیر عشق بر حس خوشبختی و اینکه آیا عشق واقعا همان چیزی بوده که آنها پیش از ازدواج فکر می‌کرده‌اند یا نه، به نتایج‌ جالبی رسیده‌اند. نتایج این تحقیقات، به طور خلاصه، از این قرار است:

عدم تناسب های اعتقادی و فکری: با وجود تشابه های فراوان اختلاف در نحوه تفکر و بینش افراد می تواند پایه بسیاری از مشکلات در زندگی مشترک باشد.

دخالت خانواده‌ها: 20 درصد از ازدواج‌هایی که در آنها زوجین حتی فرزند هم داشته‌اند به علت دخالت بیش از حد خانواده‌های طرفین به جدایی انجامیده بود.

ازدواج‌های دوم یا سوم: به علت از بین رفتن ترس از جدایی، تعداد بالایی از زوج‌هایی که ازدواج دوم یا سوم‌شان را تجربه کرده بودند، زندگی‌شان به طلاق و جدایی رسیده بود.

سن و سال: مردانی که هنگام ازدواج کمتر از 25 سال داشتند یا بیش از 9 سال از همسرشان بزرگ‌تر بودند، احتمال وجود طلاق در زندگی‌شان 2 برابر مردانی بود که بالای 25 سال سن داشتند یا تفاوت سنی‌ آنها با همسرشان کمتر از 9 سال بود.

سابقه زندگی والدین: احتمال جدا شدن زوج‌هایی که والدین‌شان از هم طلاق گرفته بودند 17 درصد بود و در مقابل، تنها تعداد کمی از این قبیل زوج‌ها زندگی‌هایی مستحکم و پایبند به کانون خانواده داشتند البته طلاق والدین تنها یک عامل پیش زمینه ای است و نمی تواند با قطعیت مانع موفقیت فرزندان شود .

به غیر از علاقه، حتما طرفین باید بر سر مسایل دیگر زندگی که برای‌شان اهمیت دارد با یکدیگر هم‌دل و هم‌عقیده باشند یا حداقل با طرح آنها، توان خود را برای پذیرفتن شرایط فرد مورد علاقه‌شان بسنجند.

استعمال مواد دخانی، حتی سیگار: رابطه بین استعمال مواد دخانی از طریق یکی از زوجین و طلاق هم رابطه‌ای انکار‌ناپذیر و دوسویه بود.

مشکلات مادی: در 16 درصد از جدایی‌های خانواده‌های کم‌درآمد، بی‌کاری مرد و عدم تامین معاش خانواده، عامل اصلی طلاق زوج‌ها بود و البته این را هم نمی‌توان نادیده گرفت که تنها 9 درصد از زوج‌هایی که از نظر مالی کاملا تامین بودند، احساس رضایت و خوشبختی از زندگی‌شان داشتند.

قبل از انتخاب بخوانید

مسایلی که زوجین باید پیش از ازدواج در مورد آنها به توافق برسند، بسته به اعتقادات و خانواده و فرهنگ افراد، متفاوت است. اما به هر حال، به غیر از علاقه، حتما طرفین باید بر سر مسایل دیگر زندگی که برای‌شان اهمیت دارد با یکدیگر هم‌دل و هم‌عقیده باشند یا حداقل با طرح آنها، توان خود را برای پذیرفتن شرایط فرد مورد علاقه‌شان بسنجند. یکی دیگر از تحقیقاتی که صورت پذیرفت و نتیجه‌اش در نشریه انگیزه و احساس به چاپ رسید،‌نشان داد که خوش‌رویی درهمسرتان  بهتر می‌تواند شادی و موفقیت زندگی‌تان را تضمین کند؛ زیرا سهم بداخلاقی‌ها در طلاق چیزی حدود 25 درصد بود.

عشق

نقش هورمون‌ در زندگی

نتیجه یک تحقیق که در دانشگاه کارولینسکای استکهلم انجام شد، نشان داد که با انجام برخی آزمایش‌ها می‌توان مدت دوام زندگی‌ها را تخمین زد! دانشمندان سوئدی می‌گویند ژنی در بدن مردان وجود دارد که میزان وازوپرسین‌ را در بدن‌شان متعادل می‌کند و ارزیابی این هورمون و آن ژن می‌تواند موفقیت زندگی زوج‌ها را تا حدودی تخمین بزند. آنها بر این باورند که هر چه میزان وازوپرسین در مغز مردان بیشتر باشد، وابستگی آنها به خانواده و علاقه‌شان به ادامه زندگی بیشتر خواهد بود.

... و باز هم عشق

در حالی که خیلی از عوامل (مانند اخلاق همسر، پیشینه خانوادگی طرف مقابل، اختلاف سنی، سطح درآمد اقتصادی و...) در موفقیت یا شکست یک ازدواج نقش دارد، خیلی از ما باز هم این عوامل را موقع ازدواج خودمان نادیده می‌گیریم و در مقابل نیروی عظیم عشق زانو می‌زنیم؛ نیرویی که با ورودش به زندگی، آن‌چنان شور و شوق و رضایتی را در وجودمان شعله‌ور می‌کند که عقل و منطق را کنار می‌گذاریم و تصمیمی عاشقانه می‌گیریم. اینکه چگونه بعضی از افراد می‌توانند تا آخر عمر عاشق بمانند و از کنار هم بودن لذت ببرند، هنوز هم رازی پیچیده است که هیچ محققی نتوانسته از آن پرده بردارد.

 

ترجمه : ندا احمدلو -  سلامت

منبع : msnhealth

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  5:02 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

از ازدواج تا رستگاری

چگونه شریک آرمانی خود را بشناسیم؟

راز یک ازدواج موفق، بسیار ساده است. همیشه سعی کنید همان طور که با بهترین دوست خوب تان مؤدبانه رفتار می کنید، با همسرتان نیز به همان صورت رفتار کنید. انتخاب همسر مناسب برای ازدواج به منظور رسیدن به زندگی زناشویی سعادتمند، بسیار مهم است. اگر بصیرانه و عاقلانه انتخاب کنید، زندگی تان راحت تر و به شدت رضایت بخش تر می شود اما اگر اشتباه جدی کنید، ازدواج تان ممکن است به شکست بینجامد و برای شما و فرزندانتان، رنج و ناراحتی به همراه بیاورد.

قلب

ازدواج، زمانی موفق محسوب می شود که شما با فردی ازدواج کنید که به اندازه ی شما برای موفقیت در ازدواجش، تلاش کند و از همه مهم تر، شما را دوست بدارد و به رشد و تعالی و افزایش حرمت نفس شما، کمک کند. وقتی کسی را با این مشخصات می یابید، رؤیای تجربه کردن عشق عمیق و موفقیت کامل، در دسترس تان قرار می گیرد.

بیشتر ما در ابتدای زندگی، تلاش مان را برای یافتن شریک آرمانی خود آغاز می کنیم و این مقدمه ازدواج و تشکیل خانواده است اما این جست و جو، اگر چه برای شمار معدودی از خوش اقبال ها، جست و جویی کوتاه و آسان است اما برای بسیاری به آسانی و با سرعت به انجام نمی رسد.

بخشی از این دشواری و شکست، به توقع ها و باورهای ما بر می گردد. ما وقتی که همسر ایده آل خود را می یابیم، از این ترکیب، دایره ای بزرگ تر به وجود می آوریم و بر ظرفیت ها و پتانسیل خود می افزاییم. بنابراین، جست و جوی ما باید برای یافتن یک انسان کامل دیگر باشد، کسی که می شود با او درآمیخت، سهیم شد، رشد کرد و بزرگ شد.

بیش تر افرادی که در انتخاب همسر، با مشکل مواجه می شوند، به دنبال ویژگی های شخصی هستند در حالی که می بایست به دنبال ویژگی های شخصیتی باشند.

همیشه سعی کنید همان طور که با بهترین دوست خوب تان مؤدبانه رفتار می کنید، با همسرتان نیز به همان صورت رفتار کنید

خیلی ها تنها براساس یک یا دو ویژگی جالب و نادیده گرفتن سایر خصلت ها، دست به انتخاب همسر می زنند. به عنوان نمونه، شوخی طبعی، عاشق طبیعت بودن، زیبا بودن، صادق بودن، محبوب بودن و... هر یک از این ویژگی ها می توانند لذت بخش باشند اما در خوشبختی شما تعیین کننده نیستند.

برای این منظور، می بایست به دنبال شخصیت و منش و رفتار شخص باشید. این رفتار و منش یک شخص است که تعیین می کند او با خودش، شما و در نهایت با فرزندان تان، چگونه رفتار خواهد کرد؟ منش و رفتار، زیربنا و اساس هر رابطه  سالمی است.

در این جا، چند ویژگی بنیادی را که می بایست در شخصیت همسر خود به دنبالش باشید، به شما معرفی می کنیم:

خود بودن

 در یک ازدواج خوب، زن و شوهر هر دو باید خودشان باشند، هر دو باید از ثبات احساسی و عاطفی برخوردار باشند و لازمه ی این ثبات، این است که زن و شوهر به همان اندازه که با یکدیگر صادق هستند، با خودشان هم صادق باشند.

برخی از جوانان، پیش از آن که هویت خود را درک کرده باشند، ازدواج می کنند. آنان با خود می گویند: «ما ازدواج می کنیم تا به آن چیزی که باید باشیم، تبدیل شویم.»

شمعها

کسی که نیازهای خود را نمی شناسد، چه طور می تواند شریک مناسبی پیدا کند؟ و اگر قبل از شناختن خود و بالطبع شناختن نیازهای خود، ازدواج کند، پس از کشف هویت خود را نمی پذیرد چون با هویت جدید او جور در نمی آید. یک شخصیت متزلزل، ممکن است به سمت کسی کشیده شود که از او حمایت پدرانه یا مادرانه می کند اما شاید اگر این فرد متزلزل، بعدها هویت درستی پیدا کند، دیگر نتواند این رابطه را بپذیرد و آن را به صورت احساس خفقان، حس خواهد کرد. چنین فردی، به زودی احساس خواهد کرد توسط تعهدهای خودش به عنوان همسر یا پدر و مادر، احاطه شده و شروع به شکایت می کند که اگر من مشکل دارم، تقصیر شوهر، زن و یا بچه هاست که به من فرصت پیشرفت نمی دهند. گاهی وقت ها هم ممکن است همسر تصور کند که به راستی تقصیر با اوست بنابراین درصدد تغییر خود برمی آید اما مشکل هم چنان بر جای خود باقی است زیرا مشکل در وجود خود اوست. در واقع، هیچ فردی نمی تواند متوقع باشد که با دیگری زندگی صمیمانه ای داشته باشد مگر این که خودش شده باشد.

خود را دوست داشتن

وقتی خودتان را (در حضور دیگران) دوست می دارید، می توانید استعدادهای تان را بدون ترس یا محدودیت، بیان کنید. هر چه دیگران، شما را بیش تر دوست بدارند، شما بیشتر می توانید خودتان را دوست بدارید. این چرخه ی افزایش عشق و ابراز خویشتن واقعی است.

وقتی خود را دوست نداشته باشید و بر خویشتن حقیقی خود نقاب بزنید، این چرخه در خلاف جهتی که توضیح داده شد،کار می کند و از شدت عشق شما به خود می کاهد. وقتی خود را بیشتر دوست بدارید، می توانید دیگران را بیشتر دوست بدارید.

صداقت

صداقت، درستی و قابل اعتماد بودن، از ضروری ترین اجزای یک رابطه ی سالم است. دانستن این موضوع که می توانید به همسر خود اعتماد کنید، حس امنیت فوق العاده ای به شما خواهد داد چرا که او در همه حال، با شما صادق می باشد. از طرف دیگر، چنان چه در ترس دائمی از دروغ گفتن همسرتان زندگی کنید، هرگز نخواهید توانست در رابطه تان بیاسایید و همواره در تنش، تردید و انزجار، خواهید بود. اثرهای درازمدت عشق ورزیدن به کسی که به او اعتماد ندارید، برای اعتماد به نفس شما و نیز رابطه تان، مخرب خواهد بود.

 در یک ازدواج خوب، زن و شوهر هر دو باید خودشان باشند، هر دو باید از ثبات احساسی و عاطفی برخوردار باشند و لازمه ی این ثبات، این است که زن و شوهر به همان اندازه که با یکدیگر صادق هستند، با خودشان هم صادق باشند.

یکی از مخرب ترین راه هایی که زوج ها می توانند عشق، شور و صمیمیت رابطه ی خود را از بین ببرند، بازگو نکردن حقیقت است.

پیدا کردن همسری که درست و صادق باشد، به معنای جست و جوی کسی است که با خودش صادق باشد و کارها و گفتارش با یکدیگر، هم خوانی داشته باشند، با دیگران صادق باشد و با شما نیز صادق باشد.

یک همسر صادق:

هیچ قسمتی از شخصیت خود را از شما پنهان نخواهد کرد.

این طور نیست که به خاطر دفاع از خود، فقط آنچه را که شما دوست دارید بشنوید، به شما بگوید.

بدون این که مجبور باشید با سیاست و یا با روز، حقیقت را از او بیرون بکشید، خودش تمامی حقیقت را با شما در میان خواهد گذاشت.

هنگامی که همسرتان به طور دائم با شما صادق است، به طور طبیعی به او اعتماد خواهید کرد.

اعتماد به نفس بالا

یکی از رایج ترین و بزرگ ترین اشتباهاتی که به هنگام انتخاب همسر رخ می دهد، توجه به این موضوع است که چه قدر «من» را دوست دارد و چه رفتاری با «من» دارد، به جای آن که دقت کنیم که با «خودش» چه رفتاری دارد.

پرنده ها

کسی که اعتماد به نفس پایینی دارد، عشق می ورزد تا احساس «خوبی» به خود داشته باشد اما کسی از اعتماد به نفس بالایی برخوردار است، چون احساسی خوبی نسبت به خودش دارد، عشق می ورزد.

هرچه اعتماد به نفس همسرتان بیشتر باشد، رابطه ی شما قوی تر خواهد بود. بنابراین مهم است که به دنبال نشانه هایی که حاکی از اعتماد به نفس بالای یک شخص باشد، بگردیم:

باید به دنبال کسی باشید که از آن چه که هست و آن چه که خواهد شد، راضی باشد. عزت نفس واقعی، به انسان حس استواری و قدرت درونی می بخشد. می توانید از او بپرسید، آیا به کسی که هست، افتخار می کند یا خیر؟

هرقدر خودتان را بیشتر دوست داشته باشید، به همان میزان، مشکل تر خواهد بود تا بتوانید از لحاظ جسمانی و یا عاطفی، به خودتان آسیب برسانید. اگر به رفتار او با خودش دقت کنید (غذایی که می خورد، محیطی که زندگی می کند، مراقبت از بدن، متعلقات و...) تمامی این موارد، انعکاس هایی از اعتماد به نفس او می باشد. کسی که با خودش بدرفتار می کنید، با شما نیز همان طور رفتار خواهد کرد.

هر چه قدر خودتان را دوست داشته باشید، کمتر اجازه خواهید داد با شما بدرفتاری شود. دلیل این که «قربانی ها» برای ازدواج، مناسب نیستند نیز همین است. اگرچه این امکان وجود دارد که عشق ورزیدن به آنان، باعث شود احساس کنید مورد نیاز هستید اما بدرفتاری های دیگران با آنان، فقط انعکاس اعتماد به نفس پایین خودشان می باشد.

به دنبال همسری باشید که به جای «فقط» صحبت کردن درباره ی هدف هایش در زندگی، در راستای هدف هایش، اقدامی نیز صورت دهد. با فعالیت ها، پشتکار، اراده و توکل او به خداوند، می توان به راحتی، اعتماد به نفس بالای او را تشخیص داد.

 

ماهنامه شادکامی و موفقیت- حمیدرضا غلامرضایی و زهره اسماعیل بیگی

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  5:02 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

قول و قرار های قبل از ازدواج

فراز و فرودهای دوران عقد

اگر می‌خواهید درگیر دعواهای اول ازدواج نشوید، به موارد زیر قبل از ازدواج توجه کنید:

جلسات خواستگاری زمان خوبی است برای آنکه بتوانید خواسته ها ، نیاز ها و اهداف خود را با همسر احتمالی آینده بیان کنید و در میان بگذارید . متاسفانه برخی از دختران و پسران موضوع های صحبت خود را در این جلسات به رنگ مورد علاقه و غذای مورد پسند محدود می کنند، در حالی که بهتر است این جلسات را فرصتی مناسب برای در میان گذاردن موضوع هایی مهم تر از این بدانیم .

1.  مسائل اعتقادی:

از دیدگاه‌های مذهبی و اعتقادی یکدیگر مطلع شوید و میزان تأثیر آنها را در زندگی مشترک و تربیت فرزندانتان بررسی كنید. به عنوان مثال نظر یکدیگر را در مورد نحوه پوشش، نحوه ارتباط با محارم و نا محرم ها ، میزان تقید به مسایل شرعی ، و ... جویا شوید .

2. مسایل اخلاقی و شخصیتی:

در میان صحبت هایی که جهت آشنایی طرفین برای ازدواج صورت می گیرد باید مجموعه باورها و عادات و اخلاقیات دخترو پسر نیز مورد بحث قرار گیرد . طرفین باید بدانند که شخص مقابل آنها از چه چیز هایی شاد می شود و چه عواملی او را غمگین می کند . انتظارات و توقعات او از آینده و همسرش چیست و چه اهدافی را برای زندگی دنبال می کند . رویه زندگی او تعقل مدار است یا احساس مدار . در تصمیم گیری ها مستقل عمل می کند و یا وابسته به نظرات دیگران است . از زمان گذشته خود استفاده بهینه را داشته و یا فرصت ها را بی هدف و به بطالت گذرانده است و ....

3. خانواده:

در مورد نحوه‌ معاشرت با خانواده یکدیگر تصمیم بگیرید. در مورد رفت و آمد با آنها به توافق برسید. میزان وابستگی خود را به خانواده بیان نموده و از میزان آن در طرف مقابل نیز مطلع شوید . نظر او را در مورد زندگی بدور از خانواده جویا شوید . و از میزان احترامی که برای خانواده قایل است و نحوه روابط عاطفی آنها آگاه شوید .

 

چند قانون ساده و اصلی برای رفع اختلاف‌های خود وضع كنید. برای مثال، «هرگز عصبانی وارد خانه نمی‌شویم»

4. مسائل مالی:

علاوه بر مواردی چون باز كردن حساب بانکی مشترک، مخارج خانه، و پس‌انداز برای اهداف مشترک (مثل خرید خانه)، زوج‌های جوان لازم است در مورد هزینه‌ای كه برای تفریح و یا سایر امور متفرقه صرف می‌كنند نیز به توافق برسند و از قرض‌ها و مشکلات مالی یكدیگر آگاه شوند. در مورد مسائل بلند‌مدتی مانند سرمایه‌گذاری و بیمه نیز با هم مشورت كنید.

5. کارهای خانه:

کارهای خانه از قبیل آشپزی، نظافت و گردگیری را عادلانه میان خود تقسیم کنید. از نظر او درمورد شراکت در کارهای روزانه منزل اطلاعات بگیرید. و با دیدگاه هایش آشنا شوید. همچنین می توانید از مهارت یابی او در این امور نیز سئوالاتی داشته بباشید .

 

6. رابطه زناشویی:

اكنون بهترین زمان برای این است كه انتظارات خود را از یک رابطه زناشویی بیان كنید. خوب است که طرف مقابل را در مورد میزان گرایش به این موضوع و توقعات خود مطلع نمایید .

7. بچه: در مورد تعداد آنها، زمان بچه‌دار شدن، روش تربیت و مسائل مرتبط با این موضوع صحبت كنید. اگر اهدافی مدنظر دارید كه مایلید قبل از تولد فرزندان به آنها دست یابید (برای مثال ادامه تحصیل و یا خرید خانه)، همسر خود را از آن آگاه كنید.

8. قوانین ساده:

چند قانون ساده و اصلی برای رفع اختلاف‌های خود وضع كنید. برای مثال، «هرگز عصبانی وارد خانه نمی‌شویم» و یا «هر روز صبح با روی گشاده از خواب بیدار می‌شویم». «در هنگام ناراحتی به جای درون ریزی احساسم را بیان می کنم ».

 

سپیده دانایی

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  5:02 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

درس هایی برای انتخاب بهتر همسر

انتخاب همسر

گرایش به تجملات در مراسم ازدواج از مشخصه‌های ازدواج سالم نیست...

1-  وقتی قصد ازدواج می‌کنید و با کسی وارد چنین رابطه‌ای می‌شوید باید در قدم نخست و قبل از اینکه به سمت عواطف شدید بروید و حس دلباخته شدن به شما دست بدهد، بسنجید که آیا با او در تناسب هستید یا نه؟  آنچه در دین ما هم تحت عنوان هم‌کفو بودن بیان شده است.گاه ازدواج برای آن با مشکل مواجه می شودکه دو خانواده در تناسب با هم نبوده اند. سبک تربیتی و فضایی که این دختر و پسر در آن رشد کرده‌اند متفاوت است و برای همین شکل‌گیری شخصیت‌های آنها در تضاد با هم است. چه‌طور می‌توان انتظار داشت دختری که در فضایی بزرگ شده که به زن اهمیت فراوان می‌داده‌اند با پسری که قدرت مطلق خانه‌شان، مرد بوده است ازدواج خوبی داشته باشند. مصداق دو پادشاهی می‌شوند که در یک مُلک نمی‌گنجند. بسیارند زن و شوهرانی که پس از سال‌ها زندگی تازه می‌فهمند که ازدواج‌شان اشتباه بوده و تناسبی بین خانواده‌های آنها نیست.

تناسب خانوادگی یکی از چند تناسبی است که باید وجود داشته باشد. تناسب فرهنگی، یعنی ارزش‌گذاری و باید و نبایدهایی که شما تحت تاثیر آن پرورش یافته‌اید که آن نیز بسیار مهم است. مثلا اگر در خانواده‌‌ای به فرزندان آموخته شود ارزش آدم‌ها به پول و ثروت آنهاست و در خانواده دیگر ارزش افراد را به میزان تحصیلات آنها بدانند، و یا نحوه روابط خانم و آقا در فرهنگ های مختلف ، متفاوت باشد،  قطعا عدم ارزش‌گذاری یکسان مشکل‌ساز خواهد شد و تناقض‌های دیگری هم بر سر همین فرهنگ‌های متفاوت پیش می‌آید.  در مجموع باید ارزش های خانوادگی با یکدیگر از سنخیت قابل قبولی برخوردار باشد .

چه‌طور می‌توان انتظار داشت دختری که در فضایی بزرگ شده که به زن اهمیت فراوان می‌داده‌اند با پسری که قدرت مطلق خانه‌شان، مرد بوده است ازدواج خوبی داشته باشند.

تناسب اعتقادی هم از آنجا که اعتقادات جنس محکمی دارد (هر اعتقادی که فرد داشته باشد خواه مسلمان، مسیحی، بودایی و حتی لائیک) و برای افراد محترم است باید وجود داشته باشد. تناسب‌های دیگری مثل تناسب اقتصادی و اجتماعی نیز ضروری هستند و اگر هر کدام نباشند سلامت ازدواج‌تان به مخاطره می‌افتد. حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) برای ازدواج همه این تناسب‌ها را در نظر گرفتند و به همین خاطر بود که دختر پیامبر با داشتن خواستگاران ثروتمند و یا کسانی از بزرگان مکه و مدینه کسی را انتخاب کردند که در تناسب اقتصادی و خانوادگی (پیامبر در شیوه تربیتی و نوع نگاه حضرت علی (ع) نظارت داشتند و مانند دخترشان به اخلاقیات او واقف بودند) و اعتقادی یکدیگر بودند.

تجملات

2-  فراموش نکنید در ازدواج سالم شرایط و مراسم دست و پاگیر و تجملات آن‌چنانی جایی ندارد. همه چیز از مراسم گرفته تا خرید در حد معقول انجام می‌شود. عروس و داماد سعی می‌کنند خودشان به تنهایی به خرید عروسی و مهیا کردن خانه و زندگی بپردازند. هرگز حرمت‌ها و حریم موجود بین یکدیگر را به خاطر مسایلی چون جهیزیه و خرید عروسی و مکان برگزاری آن از بین نمی‌برند و روابط محبت‌آمیز و بر پایه احترام را قربانی این نکات فرعی نمی‌کنند. آقای داماد مراقب باشد که قرار نیست خرید عروسی را وسیله ای برای محکم کردن نظرات خود در اقتصادی زندگی کردن بداند و عروس خانم هم بداند که خرید عروسی عرصه کامل کردن نیاز های برآورده نشده مجردی نیست .  

بهتر است خانواده‌ها و حتی خود جوانان بدانند نباید با فراهم کردن نهایت وسایل رفاهی جلوی انگیزه تلاش و پیشرفت خود را بگیرند.

 3 -از آنجا که خیلی زود داشته‌های زندگی‌مان برای ما عادی می‌شوند؛ حتی اگر این داشته‌ها در حد بالاترین و لوکس‌ترین مدل ماشین و وسایل خانه باشد، بهتر است خانواده‌ها و حتی خود جوانان بدانند نباید با فراهم کردن نهایت وسایل رفاهی جلوی انگیزه تلاش و پیشرفت خود را بگیرند. گاهی اوقات والدین و خانواده‌هایی که تمکن مالی خوبی دارند با دادن جهیزیه غیرعادی و فوق‌العاده و یا برگزاری مراسم خاص و یا دادن هدایایی مثل اتومبیل‌های گران‌قیمت هنگام ازدواج فرزندشان انگیزه حرکت و تلاش او را برای ساختن زندگی می‌‌گیرند و سطح توقع فرزندان‌شان را بالا می‌برند. برای همین است که جوان‌ها هیچ انگیزه‌ای در خود نمی‌بینند. برنامه‌ای ندارند که با همسرشان تلاش کنند و مثلا بتوانند تا دو سال آینده فلان ماشین یا تلویزیون خاص را بخرند چون همه‌چیز در اختیارشان هست. اینها همان بچه‌هایی هستند که آن‌قدر از والدین خود سرویس‌های آن‌چنانی دریافت می‌کردند که هرگز از دریافت یک بسته مدادرنگی در مدرسه خوشحال نمی‌شدند.

خوب است چنین خانواده‌هایی یا جوان‌های آنها خودشان تصمیم بگیرند فقط به اندازه کفایت و لزوم خرید کنند یا مراسم بگیرند تا پس از ازدواج نیز انگیزه‌هایی برای کسب آنچه ندارند، داشته باشند.

 

دکتر بهرامی

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  5:03 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

 خواستگار دروغگو رو بشناسیم

خواستگار

چندین سال است که خواستگاران زیادی به خانه ما رفت و آمد می کنند با شرایط شغلی و تحصیلی متفاوت. اما حقیقت آن است که به هیچ کدام نمی توانم اعتماد کنم. و در هنگام صحبت کردن با آنها تشخیص میزان صداقت و راستگویی طرف مقابل برایم مشکل است. احساس می کنم هر حرفی که با من می زنند عاری از صداقت است و به همین دلیل تا به حال نتوانستم همسر مورد دلخواه خود را انتخاب کنم. ناگفته نماند که خواستگاران مناسبی هم داشته ام و بارها از اطرافیان خود شنیده ام که گفته اند: تو فرصت های زیادی را از دست داده ای. اما نمی دانم چه کنم. چگونه به دیگران اعتماد کنم.

واقعیت این است که افزایش میزان آمار طلاق و عدم موفقیت در ازدواج های امروزی نوعی بدبینی و بی اعتمادی را در نسل جوان به وجود می آورد. مشکلات اقتصادی، کمبود درآمد، بالا رفتن انتظارات دختر و پسر، و... به جای خود بی اعتمادی که در حال حاضر در دل ها وجود دارد در طرف دیگر زمینه سازی برای شکل گیری یک ازدواج را با مشکل روبرو کرده است.

 

 البته بخشی از این بی اعتمادی می تواند به افزایش روابط دختر و پسر در زمان پیش از ازدواج برگردد و حال آنکه همه دختران و پسران موافق چنین ارتباط هایی نیستند و تمایل دارند همسر آینده خود را از میان افراد پاکدامن و متعهد انتخاب کنند. و در این آشفته بازار بی مبالاتی و عشق های زود گذر و روابط سطحی و آرمان های نه چندان منطقی، عده ای بدون داشتن توان محک زدن خوب و بد به بی اعتمادی و بدبینی روی می آورند.

تقاضای داشتن روابط پنهانی و ذکر راز و رمزهای فراوان در جلسات و خواستن از طرف مقابل که آنها را افشا نکند، همچنین غیرطبیعی بودن برخی روابط مثل اینکه خواهر و یا پدر او مایل به آمدن به خواستگاری نباشد، همه و همه می توانند از جمله عوامل کمک کننده برای تشخیص راستگو نبودن طرف مقابل باشد.

 

اما روان شناسان راه برون رفت از این مخمصه را برای جوانان آگاهی از راه های شناخت صحیح و توانایی محک زدن افراد معرفی می کنند. امام صادق می فرمایند: همه گناهان و پلیدی ها در اتاقی قرار می گیرد که کلیدش دروغ است. لذا شناخت همسر راستگو می تواند زندگی را از بسیاری از مشکلات و دغدغه ها و نابهنجاری ها نجات دهد.

 

 اولین اقدام برای تشخیص راست و دروغ طرح سئوالات معکوس است به نوعی که خواسته خود را به صورت معکوس بیان کنید. مثلاً خانم می تواند در مورد نحوه خرج کردن از آقا چنین سئوال کند. "به نظر شما این چیز بدیه که تمام درآمد خودمون رو جز برای نیازهای ضروری و اولیه خرج نکنیم و اون رو پس انداز کنیم؟ مسافرت نریم، میهمانی ندهیم، خرید نکنیم و..." شما با این روش با شیوه ای غیرمستقیم خواسته خود را در نوع دیگری مطرح کرده اید.

 

ازدواج

گام بعد برای تشخیص راست از دروغ این است که ادعاهای او را با عملش تطبیق دهید. مثلاً اگر او مدعی است که اهل مطالعه بسیار است می توانید از او بخواهید که تعدادی از کتاب های مورد مطالعه اش را معرفی کند. در فرصتی بعد مبحثی را در همان کتاب طرح کنید و او را به گفتگو بکشانید .و یا فرد معتقدست که انجام واجبات از اهمیت خاصی برایش برخوردار است اما در مواقع رفت و آمدهای خواستگاری و ملاقات ها عمل به واجبات را در اولویت خود نمی گذارد (فرض کنید اعتقاد به حجاب را عنوان می کند اما در عمل پای بند به عمل کردن به آن نیست.) در موردی دیگر فرد عنوان می کند که مقید به رعایت نظم در کارهاست در این شرایط می توانید دقت کنید که آیا ملاقات های خواستگاری را در وقت تعیین شده به انجام می رساند؟

 

گام بعد این است که به دریافت پاسخ در مورد موضوعات مختلف در شرایط متفاوت بپردازیم. در این مورد توصیه می شود در مورد یک موضوع چندین بار، سئوال های گوناگون پرسیده شود. از قدیم گفته اند دروغ گو فراموش کار است. لذا اگر شخص در ارائه پاسخ صداقت نداشته باشد در یکی از این شرایط عدم راستگویی خود را بروز خواهد داد.

 

فرض کنید شخص عنوان می کند اولویت ملاک های من ایمان است. می توانید در شرایطی دیگر از او سئوال کنید میزان درآمد ماهیانه همسر باید در چه حد باشد تا مورد رضایت شما باشد؟ و یا «اگر شخصی مؤمن و معتقد با درآمدی نه چندان بالا اما تحصیل کرده به خواستگاری شما بیاید مورد قبول شما واقع می شود؟»

وقتی طرف مقابل شما در پاسخ به یک سئوال چشم هایش را به سمت چپ خود هدایت می کند به راستگویی نزدیک تر است و اگر چشمان خود را به طرف راست خود سوق می دهد احتمالاً به پاسخی ساختگی روی آورده است.

تقاضای داشتن روابط پنهانی و ذکر راز و رمزهای فراوان در جلسات و خواستن از طرف مقابل که آنها را افشا نکند، همچنین غیرطبیعی بودن برخی روابط مثل اینکه خواهر و یا پدر او مایل به آمدن به خواستگاری نباشد، همه و همه می توانند از جمله عوامل کمک کننده برای تشخیص راستگو نبودن طرف مقابل باشد.

 

علاوه بر این صاحب نظران در زمینه مهندسی ذهن و NLP معتقدند افراد در هنگام بیان نظرات و به خاطر آوردن و ابراز صحبت های خود معمولاً به یکی از طرفین نگاه می کنند. در تمایل چشم ها به چپ فرد در حال یادآوری تصویر واقعی درگذشته است. و در تمایل چشم ها به راست فرد در حال ساخت تصاویر نو و تازه است.

 

لذا وقتی طرف مقابل شما در پاسخ به یک سئوال چشم هایش را به سمت چپ خود هدایت می کند به راستگویی نزدیک تر است و اگر چشمان خود را به طرف راست خود سوق می دهد احتمالاً به پاسخی ساختگی روی آورده است. البته در مقاله «چشم ها چه می گویند» به صورت گسترده تر معنای حرکات چشم را برای شما توضیح داده ایم.

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  5:03 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

تقلب شب خواستگاری

خواستگاری

 

مهارت در سوال پرسیدن

- آنچه برایتان اهمیت دارد، سوال کنید نه مطالبی که به آن اعتقاد ندارید یا زیاد مطرح می شود زیرا نه تنها به شما کمکی نمی کند بلکه باعث سردرگمی تان می شود.

- سوالاتی که دغدغه ی فکری شما نیست یا غیر از آن چیزی که هستید شما را نشان می دهد، نپرسید.

- شرایط شغلی خود را با فرد مقابل در میان بگذارید تا در صورت پیش آمدن آن ها (قراردادی- ورشکستگی و رکود برای مشاغل آزاد- ماموریت ها) از قبل طرف مقابل خود را برای مواجهه با آن آماده کرده باشید.

- اگر طرف مقابلتان از جواب سوال شما طفره رفت، سوالتان را به همان شکل در جلسات دیگر یا به طرز دیگری در همان جلسه بپرسید. در صورت جواب ندادن، به او بگویید جواب سوال خود را نگرفتم. واگر موفق نشدید باید از راه تحقیق به جواب برسید.

- طفره رفتن از پاسخ به سوالات نشانه هشدار برای شماست؛ زیرا مسائلی را ممکن است از شما پنهان کند که زندگی شما را یک عمر تحت تاثیر قرار دهد.

- سوال هایی که جواب آن نیاز به توضیح دارد، تشریحی بپرسید نه به صورت بله و خیر. مثلا به جای اینکه بپرسید آیا شما عصبانی می شوید سوال کنید موقع عصبانیت چه می کنید؟ چون به هر حال همه عصبانی می شوند.

- اگر از جواب دادن او به سوالی  قانع نشدید، از او بیشتر توضیح بخواهید تا به نتیجه ی دلخواه دست یابید.

- سوالاتی کلی نپرسید مثلاً ایمانتان در چه حدی است؟ این سوال باید به چند سوال تقسیم شود. (نماز، روزه، صبر در مشکلات و ...)

- اگر طرف مقابلتان در پاسخ دادن درنگ کرد، زود قضاوت نکنید و او را متهم به چیزی نکنید.

 

شناخت

- آگاهی از نحوه ی برخورد فرد با مسائل زندگی، خانواده و دوستان از راه های شناخت شخصیت فرد به حساب می آید.

- نوع سوال پرسیدن، چگونگی جواب دادن و نحوه ی بیان فارغ از محتوا می تواند نشان دهنده ی شخصیت فرد باشد.

- سوالات شما به طور غیرمستقیم نشان دهنده ی ایده ها و تفکرات شماست. دقت در سوالاتی که از او می کنید و سوالاتی که از شما می پرسد شما را در شناخت بهتر کمک می کند.

- به جواب ها خیلی دقت کنید مثلا کسی که در جواب سوال «آیا گذشته خوبی داشته اید؟» استفاده بهینه از لحظات عمر را در تمام ابعاد مد نظر قرار بدهد، با کسی که فقط از نظر اقتصادی و خوش بودن گذشته را خوب می داند، خیلی فرق می کند.

- به جواب های او دقت کنید؛ زیرا چگونگی برخورد او با سوال یا برداشت شما، نشان دهنده نوع بینش و صفات شخصیتی اوست.

- در سوال و جواب علاوه بر اینکه به جواب ها توجه می کنید، به موضوع و ترتیب سوالات و حتی تاکیدش روی بعضی از آن ها نیز دقت کنید؛ زیرا همه این ها با هم نشان دهنده ایده ها و تفکرات اوست.

 

موضوع سوالات

- در مورد مسائلی که در زندگی مشترک برای شما پیش می آید و برایتان اهمیت دارد، از قبیل روابط شما با خانواده او یا برعکس سوال کنید.

- در مورد بعضی موضوعات نظر فرد و خانواده او را با هم مقایسه کنید.

- حرف هایتان را واضح و روشن بگویید، طوری که او منظورتان را متوجه شود و بتواند درست تصمیم گیری کند.

- چنانچه در مورد خواسته هایی که برای شما نقش اساسی و محوری دارد با طرف مقابل به تفاهم نرسیدید یا با خواسته های او نتوانستید کنار بیایید، گفتگو را ادامه ندهید.

- در جلسات اول به معرفی کامل؛ یعنی اطلاعات اجمالی در مورد خودتان (تحصیلات، شعل، روحیات و عقاید) و موضوعات کلی یعنی هدف از ازدواج، انتظار از همسر آینده، برنامه آینده زندگی و خصوصیات بارز شخصیتی بپردازید و در جلسات بعد به تفصیل بیشتر و موضات جزئی تر.

- هدف هایی که برای زندگی آینده ی خود در نظر دارید و نمی توانید بعد از ازدواج از آن دست بکشید، باید در جلسات اول خواستگار با فرد مقابلتان در میان بگذارید.

- از خانواده تان بخواهید در زمانی که شما خصوصی گفتگو می کنید آن ها هم راجع به موضوعاتی چون (معرفی خود، محل سکونت فعلی و قبلی، اصالت، شغل، آداب و رسوم) گفتگو کنند و سعی کنند تا بحث به حاشیه کشیده نشود.

 

سوالات گفتگو

در طول جلسات به تکرّر و گونه های مختلف سوالات را بپرسید تا هر گونه اشتباه و یا مخفی کاری آشکار شود.

لازم نیست همه این سوالات را عیناً بپرسید سوالاتی را بپرسید که برای شما مهم باشند و بتوانید از جواب او نتیجه ای بگیرید.

سوالات مذهبی

نمونه سوالاتی که می تواند خصوصیات مذهبی فرد را برایتان نشان دهد البته به مقتضای افراد و شرایط هر کدام را می پسندید بپرسید:

سوالات به شکلی مطرح شده است تا شما بتوانید همزمان خصوصیات مثبت و منفی را با هم متوجه شوید. ممکن است از خصیصه ی منفی شخص سوال شده باشد ولی شما می توانید با فقدان آن حداقل این اطمینان را حاصل کنید که فرد به سمت مثبت آن گرایش دارد.

1- سخت ترین لحظه زندگی تان چه وقت بوده و شما چه کار کرده اید؟ (جزع و فزع- ناشکری، صبر، توکل به خدا، ناراحت و پریشان و...)

2- وقتی همه راه ها به روی شما بسته می شود چه می کنید؟

3- تا حالا مورد سرقت یا ضرر و زیان عمده قرار گرفته اید، بعد از آن چه اتفاقی برایتان افتاد؟

4- در مشکلات چه قدر به ائمه اطهار توسّل می جویید؟ اصلاً چرا توسّل می کنید؟ در توسل چه نتیجه ای گرفته اید؟

5- بیشتر چه مواقعی دعا می کنید؟

6- با کدام ادعیه ی مفاتیح انس دارید؟

7- در کدام یک از جلسات مذهبی شهر شرکت می کنید؟ تا چه حد؟

8- چه اتفاقی بیفتد نماز را به تأخیر می اندازید یا نمی خوانید؟

9- تا حالا نماز خواندن را به کسی توصیه کرده اید؟

10- آیا در نماز جماعت و جمعه شرکت می کنید؟ روز تعطیل (جمعه) را چگونه می گذرانید؟

11- به نظر شما دادن خمس و زکات چقدر اهمیت دارد؟ آیا تا به حال خمس داده اید؟ خانواده تان چقدر مقیّد به دادن خمس هستند؟

عشق

12- آیا خود انسان می تواند احکام و مسائل شرعی را تشخیص دهد؟ (مرجع تقلید)

13- مرجع تقلید دارید؟ چگونه از احکام شرعی مطلع می شوید؟

14- چه کارهایی را باید نهی از منکر کرد؟ در چه مسائلی باید امر به معروف کرد؟

15- اگر کسی شما را امر به معروف و نهی از منکر کرد چه عکس العملی نشان می دهید؟

16- به چه موسیقی هایی علاقه دارید؟

17- نظرتان در مورد برنامه های رادیو و تلویزیون چیست؟ بیشتر تمایل دارید از کدام برنامه ها استفاده کنید؟

18- نظرتان در مورد مراسم عروسی چیست؟

19- در مجالس عروسی که شرکت می کنید چگونه شادی می کنید؟

20- پوشش را در چه چیزهایی می دانید؟

21- چه پوششی به نظر شما حجاب است و مناسب است؟

22- آیا چادر به نظر شما اصلاً حجاب مناسبی است؟

23- اگر کسی بی حجاب است، بی حیا هم هست؟

24- حیا را در چه چیزی می بینید؟ به نظر شما حیا چیست؟

25- نظر خانواده ی شما در مورد پوشش تان چیست؟

26- حد نگاه به نامحرم چقدر است؟ شما چه می کنید؟

27- با دختردایی و پسردایی تان چگونه رفتار می کنید؟

28- در برابر هر کدام از محارم چه پوششی دارید؟

29- ارتباط با جنس مخالف تا چه حدودی باید باشد؟

30- چرا باید به مکان های زیارتی برویم؟

31- آیا دوست دارید بیرون از منزل کار کنید؟

32- روابطتان با جنس مخالف در محل کار به چه شکلی است؟

33- صحبت هایتان با همکاران مرد حول و حوش چه موضوعاتی است؟

34- پوشش شما در بیرون منزل چگونه است؟

35- چرا این پوشش را انتخاب کردید؟ آیا پوشش تان در جاهای مختلف فرق می کند؟

36- اگر جایی شما را مسخره کنند و یا مجبور باشید، پوشش تان را عوض می کنید؟

37- بعضی اوقات انسان مجبور است پوشش را تابع جمع محیط کند این طور نیست؟

38- با زنان و دختران فامیل چقدر راحت هستید؟ با مردان و پسراهن فامیل چقدر راحت هستید؟

سوالات شناخت یکدیگر (روحیات، سلیقه ها و علایق)

سوالات این بخش خام است و شما باید بر حسب گفتار و روحیات خود و برداشتی که از مخاطب دارید سوالات را مطرح کنید.

- خصوصیات اخلاقی

الف- خصوصیات اخلاقی فردی

1) حساس بودن- کینه ورزی- عدم گذشت؛ چه اتفاقی پیش بیاید شما رفت و آمدتان را با کسی کم یا قطع می کنید؟ با کسی قطع رابطه دارید؟ به چه دلیلی؟ از چه رفتارهایی نمی توانید بگذرید؟

2) با کسی که رفتار بدی با شما کند چه می کنید؟ آیا کسی در زندگی تان هست که او را نبخشده باشید؟

3) دروغ مصلحتی چه مواقعی جایز است؟

4) صداقت؛ چه جاهایی از نظر شما صداقت، ساده لوحی است؟ تا چه حدی باید صداقت داشت؟

5) غیبت؛ چقدر در غیاب کسی صحبت او را می کنید؟

6) چنانچه طرف مقابل تان برداشت غلطی از رفتار شما داشت چه عکس العملی نشان می دهید؟

7) معمولاً از چه کسانی قرض می گیرید؟ این اشخاص چه خصوصیاتی دارند؟

8) عزت- خوار شدن؛ با قرض گرفتن یا کمک گرفتن از دیگران موافقید؟ آیا در هر موردی از دیگران کمک می خواهید؟

9) آیا مشکلات اقتصادی (تنزل حقوق، بیکاریی و قرض) خود را با همسرتان در میان می گذارید؟

10- عصبانیت؛ در مقابل پرخاشگری دیگران چه می کنید؟ آیا تاکنون کسی حرف بی ربطی به شما زده است؟ چه اتفاقی افتاد توضیح دهید. چه برخوردی با آن کرده اید؟

11- از چه چیزهایی خشمگین می شوید؟ آیا دیگران شما را فرد عصبانی قلمداد می کنند؟ چرا؟

12) صبر؛ لحظات سخت زندگی را چه مدت می توانید تحمل کنید؟

13) فرو تنی؛ اگر بخواهید انسان های اطراف خود را اعم از دوستان، فامیل، همکاران از لحاظ خوب بودن رتبه 1 تا 100 بدهید، به خودتان در بین آن ها چه رتبه ای می دهید؟ چرا؟ در برابر خودخواهی دیگران چه عکسی العملی نشان می دهید؟

14) تکبر؛ در مقابل نصیحت و موعظه ی دیگران چه عکس العملی دارید؟

15) حرص- حسادت؛ وضعیت مالی و امکانات خوب یکی از فامیل چه کسی در شما ایجاد می کند؟

16) برای درآمد بیشتر، چه راه هایی در نظر دارید؟ چه درآمدی را کافی می دانید؟

17) بخل – ولخرجی؛ وقتی با دوستان به گردش می روید، آیا شما قبل از همه دست به جیب می شوید؟ آیا همیشه شما حساب می کنید؟

18) مهارت روابط؛ دوست دارید اگر دیر به منزل آمدید همسرتان چه عکس العملی نشان بدهد؟ چطور او را قانع می کنید و یا در چه صورتی قانع می شوید؟

19- چشم به مال دیگران؛ پیشرفت اقتصادی خانواده تان را چقدر در پیشرفت اقتصادی زندگی خود دخیل می دانید؟ عدم استقلال = وابستگی، تنبلی.

20- قضاوت یا صبر؛ کسی که می دانید عملی را انجام داده اما انکار می کند چه رفتاری می کنید؟

ب- خصوصیات اخلاقی اجتماعی

1) احترام گذاشتن؛ آیا احترام را مانع صیمیمت می دانید؟ آیا باید به بچه ها هم احترام گذاشت؟

2) صله ی رحم؛ با اقوام خود تا چه حد رفت و آمد دارید؟ فکر می کنید بعد از ازداوج باید بیشتر شود یا کمتر؟

3) آداب معاشرت؛ چقدر به احوال پرسی در مهمانی ها اعتقاد دارید؟

4) احسان به پدر و مادر؛ احترام به پدر و مادر را در چه چیزهایی می بینید؟ اگر در مساله ای با پدر و مادرتان اختلاف داشتید چه می کنید؟

5) اهل مدار بودن؛ با افرادی که با شما هم فکر نیستند و مجبورید با آن ها باشید چگونه رفتار می کنید؟

6) تمرکز؛ در یک محیط شلوغ چه طور کارتان را انجام می دهید؟

7) مردم داری؛ چقدر باید به مردم بها داد؟ چقدر کار مردم را راه می اندازید؟

8) چاپلوسی؛ تحسین از دیگران با چه دلایلی و چه مقداری لازم است؟

 صفات شخصیتی

1) نظم و ترتیب؛ سرموقع به کار می روید؟ برنامه ریزی برای زندگی دارید؟ چند درصد کارهایتان طبق برنامه انجام می شود؟ چه کسی شما را در مرتب کردن اتاقتان یا پیدا کردن وسایلتان یاری می دهد؟

2) ساعات برنامه روزانه شما چگونه است؟ (ساعت خواب، ساعت بیداری، موقع صبحانه خوردن، ساعت مطالعه)

3) گوشه گیری؛ وقتی برای اولین بار به یک جمعی وارد می شوید چه می کنید؟ در جمع فامیل و دوستان چه می کنید؟

4) گوینده ی جمع معمولاً کیست؟ چقدر مخاطب قرار می گیرید و چقدر مخاطب قرار می دهید؟

5) اراده و قدرت تصمیم گیری؛ معمولاً چند درصد تصمیم هایتان منجر به عمل می شود؟ چند درصد تصمیم های مهم تان را خود می گیرید؟ کمک دیگران در تصمیم گیری شما به چه صورت است؟

6) پشتکار؛ چند درصد کارهایتان را به پایان می رسانید؟

7) زود رنج؛ از دست چه چیزهایی ناراحت می شوید؟ آیا احساس می کنید چیزهای زیادی هستند که شما را ناراحت می کنند؟

8) مغرور؛ در تصمیم گیری ها چقدر از نظریات دیگران استفاده می کنید؟ چقدر برای کارهایتان احتمال اشتباه کردن می گذارید؟

9) دهن بینی؛ چقدر حرف مردم برایتان مهم است؟ آیا همیشه قضاوت مردم در مورد شما درست بوده است؟

10) خودنمایی؛ چقدر دوست دارید دیگران از شما تعریف کنند؟

11) به اندازه حرف زدن- وراج؛ به نظر دیگران در صحبت کردن هایتان چقدر حاشیه می روید؟ به نظر شما آیا نباید انسان همیشه حرفی برای گفتن داشته باشد؟ آیا دوست دارید در تمام مسائل نظر دهید؟

12) با نشاط؛ اوقات فراغت خود را به چه چیزهایی اختصاص می دهید؟

13) در مقابل اشتباه دیگران چگونه برخوردی می کنید؟

14) تا حالا شده کسی به شما بگوید غیبت شما را کرده است چه عکس العملی نشان داده اید؟

15) شما از دیگران چگونه انتقاد می کنید و دوست دارید از شما چگونه انتقاد کنند؟

16) چگونه عیب های دیگران را به آن ها می گویید؟ رک بودن در انتقاد را چقدر قبول دارید؟

17) انتقاد چه کسانی را می پذیرید؟ و فرد انتقاد کننده باید چه خصوصیاتی داشته باشد که شما بپذیرید؟

18) انتقاد پذیری- خویشتن داری؛ اگر کسی اشتباهات و عیب هایتان را به شما گفت چگونه برخورد می کنید؟ اگر پیش دیگران و به شکل بدی گفت چه می کنید؟

19- خوش بینی؛ به نظر شما آیا با این همه مشکلات و گرفتاری ها، می توان به یک زندگی متعادل امیدوار بود؟ چقدر می توان به وقایع و انفاقات زندگی خوش بین بود؟

20) قاطع بودن؛ وقتی تصمیم آخر را می گیرید، چه عواملی در منصرف شدن شما می تواند دخیل باشند؟

21) شوخ طبعی، بذله گویی تا چه حد خوب است؟ هجو و هزل چیست؟ آیا شما را به عنوان یک آدم شوخ طبع می شناسند؟

22) سازنده بودن؛ در مشکلاتی که پیش می آید، سعی می کنید چقدر نظر و پیشنهاد دهید و به حل مساله کمک کنید؟

23) آیا نظرات شما معمولاً راه گشا هست؟

24) آیا می شود در هر موقعیتی وضع بهتری ایجاد کرد؟

25) بد زبانی و ترش رویی؛ در مقابل کسی که بد زبان است، چه رفتاری می کنید؟ آیا به کسی که ترش روست حق می دهید.

26) محیط چقدر در پیروزی یا شکست انسان ها تأثیرگذار است؟

27) قناعت؛ در صورت گرفتاری مالی در زندگی چگونه خود را تطبیق می دهید؟

28) اگر اتفاقی برای شما بیفتد که مجبور باشید با نصف درآمد فعلیتان زندگی کنید چه می کنید؟ و تا چه میزان می توانید خود را با شرایط تطبیق دهید؟

29) اعتراف به اشتباه کردن؛ اشتباهات دیگران چه تأثیری در کار و رفتار شما دارند؟

30) تعطیلات آخر هفته را چه می کنید؟

31) وسایل ارتباط جمعی چقدر وقت شما را می گیرد؟ (تماشای تلویزیون- ماهواره- اینترنت- روزنامه- مجله- رادیو و ...)

32) برنامه های مورد علاقه ی شما کدام هستند؟ چقدر وقت شما را می گیرد؟

33) گذشت؛ در صورت تداخل با برنامه های تلویزیونی مورد علاقه ی دیگران چه می کنید؟

34) اگر از دست کسی دلخور هستید، چگونه ابراز می کنید؟ در مورد آن با کسی صحبت می کنید؟

35) آیا در خانواده یا دوستان فرد سیگرای دارید؟ نظرتان در این مورد چیست؟

36) تا چه حد به آراستگی خود در خانه و یا بیرون اهمیت می دهید؟

37) دوست دارید چه هدیه هایی بگیرید؟

38) در مهمانی ها تا چه اندازه رعایت حال میزبان را می کنید؟ چه کسی برای رفتن اول پیش قدم می شود؟

39) خجالتی؛ در جمع چقدر احساس راحتی می کنید؟

40) در تنهایی خودتان چه می کنید؟

41) وقت هایی که در خانه تنها می مانید وقت خود را با چه چیزی پر می کنید؟

42) درک متقابل؛ دوست دارید در مقابل سختی کار شما، همسرتان چه رفتاری داشته باشد؟

43) استقلالی مالی؛ در تامین منابع مالی زندگی تان، تا چه حد به ارث و میراث اهمیت می دهید؟

44) انتطارات شما از پدر و مادر من در دوران عقد چیست؟

45) هر کس در مواقعی از زندگی دچار خستگی کاری یا فکری می شود، در این مواقع معمولاً چه می کنید؟ و دوست دارید  با شما چگونه رفتار شود؟

46) آرامش و خونسردی؛ وقتی کسی دچار حادثه ای می شود، چه کاری را انجام می دهید؟

47) آینده نگری؛ چقدر در برابر بیماری ها از خود محافظت می کنید؟ آیا پیش گیری می نمایید؟

48) چه چیزهایی در زندگی شما را را ناراحت می کند؟

49) رفیق بازی- وابستگی به والدین: در مسافرت ها مایلید به غیر از همسرتان چه کسی باشد و چه کسانی نباشند؟

50) قد بودن، سخت گیری؛ چقدر روی حرف خودتان تاکید دارید؟ نظر دیگران در این زمینه چیست؟

51) توقع داشتن؛ چقدر می خواهید دیگران شما را در سختی ها و مشکلات درک کنند؟

52) امید داشتن- خوش بینی: چقدر به آینده امید دارید؟ چرا؟

53) آیا از کارهای گذشته ی خود کاملاً راضی هستید؟ گذشته ی خوبی داشته اید؟ چرا؟

 

گروه خانواده و زندگی تبیان

برگرفته از کتاب نکاتت کلیدی ازدواج

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  5:03 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

دوران کودکی ملاکی برای ازدواج

ازدواج

همگی ما احساسات حل و فصل نشده ای را از دوران کودکی به روابط حال خود می بریم. می توان گفت که گذشته مان، ما را تا حد زیادی شکل داده است. اگر به دنبال کسی هستید که هیچگونه آسیب روحی از دوران کودکی خود ندیده باشد، برایتان آرزوی موفقیت دارم! همگی ما چنین آسیبهائی دیده ایم . با اینحال هنگامی که در جستجوی خود به دنبال همسر ایده آل، هستیم می بایست از خود سه سؤال بپرسیم:

1- ضربه ی روحی وارد شده به همسر آینده من در کودکی، تا چه حد شدید بوده است؟

2- آیا او به لطمات روحی وارد شده به خود و اینکه تا چه میزان توانائی او را در ایفای نقش مطلوب در رابطه اش با من از خود متأثر ساخته است نیز واقف است؟

3- آیا بطور فعال روی خودکار می کند تا که این لطمات روحی را التیام دهد. (مطالعه، روانکاوی، سمینار و...)

پاسخ به پرسشهای فوق می تواند این پرسش را که آیا گذشته ی همسرتان می تواند برای رابطه ی شما مهلک باشد یا خیر، پاسخ دهد. حقیقت اینست، پیدا کردن کسی که کودکی نسبتاً شاد و سالمی را پشت سر گذاشته باشد، غیر ممکن نیست؛ اما این امکان نیز وجود دارد که مثلاً مادرش او را بسیار لوس بار آورده باشد و  به هیچ وجه توانائی و صلاحیت رابطه ای خوب و سالم را نداشته باشد. ویا این امکان نیز وجود دارد که شخصی در کودکی  بسیار کتک خورده باشد، اما تلاش کند و بنابراین قابلیت و صلاحیت داشتن رابطه ای فوق العاده را کاملاً دارا باشد.

تمایل همسرتان به رویاروئی با برنامه ریزی احساسی خود و اقدام به التیام آن، به طرز فوق العاده ای اثرات مخرب هرگونه ضعف مهلک را بر روی رابطه ی شما کاهش می دهد.

 لطمات روحی از دوران کودکی را می توان به اقسام زیر تقسیم بندی کرد علاوه بر آنها، سابقه ی برخی ضربه های عاطفی و لطمات روحی جدی تر را نیز از کودکی همسر آینده تان جویا شوید تا اگر  به حد کافی التیام نیافته اند، بتوانید که از درگیر شدن در رابطه ای بسیار شدید:

 آزار جسمانی و یا کلامی (گفتاری)

 ترک شدن به وسیله ی یک یا هر دوی والدین 

 اختلالات تغذیه ای

 اعتیاد یک یا هر دوی والدین به الکل، مواد مخدر، دارو و...

گل وارونه

از آنجا که موضوع مورد بحث ما در اینجا وقایعی هستند که در گذشته اتفاق افتاده اند، بنابراین شناسائی لطمات روحی کودکی از شناسائی یک مشکل فعلی نظیر اعتیاد مشکل تر است.  حائز کمال اهمیت است که ظرف مدتی که با همسر آینده خود عقد یا نامزد کرده اید تا حدی بدانید که با چه کسی سر و کار دارید.

مهم: به خاطر داشته باشید که به این پرسشها در مورد خودتان نیز پاسخ گوئید تا درباره ی شخصیت خود نیز شناخت و بینش بیشتری بدست آورید.

آزار و بدرفتاری جسمانی و یا کلامی (گفتاری)

1- آیا همسرتان و یا یکی از اعضاء خانواده ی او هرگز در کودکی کتک خورده است؟ و یا او را به روشهای فیزیکی دیگری ترسانده اند . آیا همسرتان از یکی از والدین خود می ترسیده و یا از او متنفر بوده است؟

مشکلات احتمالی

تخلیه ی خشونت و نفرت سرکوب شده: کودکانی که با آزار و اذیت جسمانی یا کلامی بزرگ می شوند، معمولاً خشم و غضب فوق العاده ای در درون خود دارند. بدون دریافت کمک حرفه ای (مشاوره، روانکاوی) این خشم سرکوب شده را به صورت تندخوگری و پرخاشجوئی نشان خواهند داد؛ درست به مانند والدین خود و در این فرآیند به شما نیز آزار خواهند رساند. این برون ریزی و تخلیه ی خشم، می تواند به یکی از اشکال: فوق العاده انتقادگر بودن، سختگیری، بدعنق بودن، دمدمی مزاج بودن و آزاد شما یا بچه هایتان به طرزی عملی نشان داده شود.

اعتیاد (سود مصرف مواد): چنانچه دو نفر که مورد آزار و اذیت جسمانی قرار گرفته اند، بخواهند خشمی را که در درون خود دارند سرکوب کنند، این امکان وجود دارد که مستعد نوعی اعتیاد شوند؛ تا که به آنها در کرخت کردن احساسات سرکوب شده شان کمک کند؛ بطوری که احساسات منفی خود را دیگر حس نکنند.

چنانچه او  احساس ترک شدگی می کرده است، این امکان وجود دارد که براحتی نتواند به کسی از نظر عاطفی تعهد بدهد.

رفتار کنترل گرانه: چنانچه شخصی در کودکی کنترل می شده است، این امکان وجود دارد که در روابط دوران بزرگسالی خود، بخواهد تا دیگران را کنترل کند.

عدم توانائی در رویاروئی با مسائل و حل مشکلات: کودکان خانواده هائی که در آن خشم زیادی وجود داشته است، در بزرگسالی نسبت به هرگونه درگیری و برخورد احتمالی شدیداً بیزار خواهند شد. چنین کودکان در روابط بزرگسالی خود از هرگونه مذاکره به منظور حل مشکلات متنفر خواهد بود و سعی دارند که به هر قیمت از درگیری و برخورد برحذر باشند و از اینکه به شما بگویند از چه ناراحتند، امتناع خواهند ورزید.

 

ترک شدن به وسیله ی یک یا هر دوی والدین

1- آیا والدین همسر شما از هم جدا شده بودند؟ و یا متعاقب طلاق، با یکدیگر بد دهنی می کرده اند یا از همسرتان به عنوان یک میانجی و وسیله ای به منظور بازی دادن یا فریب دادن یکدیگر استفاده می کرده اند؟ و یا بر سر حضانت او دعوا و مشاجره بوده است؟

2- آیا والدین همسرتان از نظر عاطفی سرد بوده و خود را از او دور می گرفته اند؟و یا به سختی عشق و محبتشان را ابراز کرده اند؟

مشکلات احتمالی

ترس از تعهد: چنانچه او  احساس ترک شدگی می کرده است، این امکان وجود دارد که براحتی نتواند به کسی از نظر عاطفی تعهد بدهد. «تعهد ندادن» روشی است ناخودآگاه به منظور پیشگیری از هرگونه احتمال ترک شدن مجدد.

تعهد بی موقع و زود هنگام:  اغلب آنها ممکن است که عجولانه خود را در روابط درگیر کرده و زود هنگام تعهد بدهند؛ به این امید که آنچه را که هرگز نداشتند، خلق کنند. چنین افرادی بیشتر عاشق «تصور» متعهد بودن هستند که تا اینکه اساساً آمادگی قول دادن و پایبند ماندن را داشته باشند.

ناامنی، احساس مالکیت، حسادت و بی اعتمادی: او  ممکن است براحتی نتواند خود را متقاعد سازد و باور کند که شما او را دوست دارید و هرگز به هیچ وجه او را فریب نداده و به او خیانت نخواهید کرد.

 

در ادامه با ما همراه باشید.

برگرفته از کتاب "آیا تو آن گمشده ام هستی ؟"

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  5:04 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

خواستگاری با بهترین نتیجه

آقای مهدوی

آقای علیرضا مهدوی ، کارشناس ارشد علوم تربیتی که روزگاری سردبیر سایت تبیان بودند ؛ و حالا در جایگاه های دیگر فعالیت فرهنگی و تربیتی خود را ادامه می دهند :  مدیر مدرسه راهنمایی پیام ، مدیر و مشاور مرکز مشاوره زندگی بهتر  . برای گپ و گفتی صمیمی به حضورش رسیدیم و پای صحبت های گرم و دلنشینش نشستیم :

- آقای مهدوی ،چون شما هنوز یکی از تبیانی ها هستین و با کاربران و دغدغه هاشون به خوبی آشنائین ، شروع صحبت رو در باره ی «خواستگاری موفق » به خودتون واگذار می کنیم :

* اجازه بدین بحث رو از یکی از زیباترین آیات قرآن کریم شروع کنم . همان آیه ای که به مودت و رحمت بین زن و شوهر اشاره می کند .

و من آیاته ی ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودةً و رحمة انّ فی ذالک لآیات لقوم یتفکرون (سوره روم)

و از نشانه های او این است که همسرانی (جفت هایی) از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش بگیرید، در بین شما (زن و شوهر) مودّت و رحمت قرار داد. در این، نشانه هایی است برای گروهی که تفکر می کنند.(مضمون آیه)

منظور از مودت هم همان محبت عملی است. محبتی که از قلب به عمل کشیده می شود و در کنار آن رحمت که همان مهربانی و همزیستی عاشقانه است بیان می شود. از این آیه و آیات دیگری که در قرآن کریم موجود است ، می توان به نگاه دین اسلام به موضوع خانواده پی برد. تاکیدی که دین ما به خانواده دارد ،هیچ مکتبی ندارد. توجهی که دین ما به مقوله ی انتخاب همسر دارد ،هیچ مکتب و آئین دیگری ندارد . پس اگر ما پیروان این آئین هستیم باید عاشقانه ترین زندگی را در کنار همسر خود داشته باشیم.

 

تاکید مکتب ما بر این است که قبل از ازدواج چشمان خود را باز کنید و خوب و دقیق انتخاب کنید تا بعد از آن بتوانید بر برخی کاستی ها ،چشمان خود را ببندید.

در آئین همسر داری و رسیدن به زندگی عاشقانه چشم پوشی از کاستی ها و خطاها در زندگی زناشویی یک کلید واژه است .البته به شرطی که قبل از انتخاب ، دقت کافی را به خرج داده باشیم.

  ازدواج سالم از انتخاب سالم نشات می گیرد

- با توجه به تعداد و موضوع مشاوره هایتان ،وضعیت زندگی خانوادگی  را در کشورمان چگونه می بینید؟

*شرایط خانواده ها در ایران دارای وضعیت نگران کننده ای است . ما در انتخاب هایمان مشکل داریم ، در تربیت فرزندمان مشکل داریم. در ارتباط با همسرمان و خانواده اش مشکل داریم و علت آن این است که منبع اصیلی مثل دین را کنار گذاشتیم و سلیقه ای عمل می کنیم. نتیجه اش برای مان بسیار نامناسب بوده است ،از هر 4 ازدواج یکی به طلاق واقعی می کشد.البته آماری از طلاق های عاطفی در دستمان نیست.در کشور ایران با توجه به اعتقادات مذهبی و بافت سنتی و فکری مردم ،این یک فاجعه است. برای مقابله با این اتفاق، باید از انتخاب هایمان شروع کنیم. اگر انتخابمان درست باشد ، زندگی هایمان درست خواهد بود.

 

اگر خواستگاری بر اساس معیارهای صحیح باشد ، تنها مرگ می تواند زن و شوهر را از هم جدا کند. اما وقتی انتخاب معیار صحیحی ندارد ، خیلی از مسائل می تواند چنین کاری را بکند ، مشکلات مالی ،بیماری ،اختلاف با خانواده و..

پس اولین گام برای داشتن خانواده ی موفق ، داشتن یک انتخاب موفق است . خانواده ی موفق برای خود سرفصل هایی دارد که  به آن در فرصتی دیگر خواهیم پرداخت.

 

- پس با توجه به فرمایشات شما ، داشتن یک انتخاب صحیح ، مهم ترین قدم است اما خود این انتخاب چگونه باید باشد تا نتیجه اش مطلوب باشد؟

 

* انتخاب یک نفر برای ازدواج به راه های مختلفی انجام می شود :

1-خواستگاری به روش سنتی

2-  خواستگاری به روش مدرن

3- خواستگاری به روش اصولی

 

خواستگاری به روش مدرن

ازدواج مدرن شکلی از ازدواج است که اولین نسخه اش از غرب و کشورهای دیگر آمده است. دختر و پسر یکدیگر رامی بینند و آشنا می شوند و حرف را تمام می کنند . وقتی به تفاهم رسیدند ، خانواده ها رادر جریان می گذارند. اگر از دختر یا پسر پرسیده شود چرا تن به این ازدواج دادی، می گوید:"از او خوشم آمد و به دلم نشست"! در این نوع ازدواج  معیار های منطقی و اصولی کمتر دیده می شود. به همین خاطر اگر بعد از مدتی به مشکلی بر بخورند ، چون دیگر دل شان نمی خواهد، خیلی راحت این رابطه را تمام می کنند.

ازدواج

خواستگاری به روش سنتی

ازدواجی که خانواده ها ، یکدیگر را می بینند،صحبت می کنند ،به نتیجه می رسند و دختر یا پسر در آن تنها یک رای دارد .معمولا وزن نظر دختر و پسر به اندازه اطرافیان می باشد. که گاهی همان یک رای هم از او گرفته می شود.

به مسائلی مثل علاقه ،تفاهم ،و... توجه نمی شود. در بسیاری از مواقع دختر و پسر یا از روی اجبار یا به خاطر خجالت می پذیرند و تبعات روحی زیادی را بعد از ازدواج باید بپذیرند.

 

 

 

 

خواستگاری اصولی و منطقی

مهم ترین بحث در این نوع خواستگاری ،ضابطه مند بودن آن است. مانند دو مورد قبلی ،تنها دوست داشتن دو نفر یا صلاحدید دو خانواده مد نظر نیست بلکه اساس و اصولی دارد که بر طبق آن، انتخاب صورت می گیرد.این نوع انتخاب یک انتخاب واقع بینانه است. این انتخاب مولفه هایی دارد که می توان به موارد زیر اشاره کرد:

 

1- انتخاب اصولی ،  منطق محور است نه صرفاً محبت محور.

 

زندگی مشترک دو اصل دارد : عشق و  عقل

به اعتقاد من ، یک شروع مناسب باید با عقل باشد و ادامه آن با عشق . با منطق شروع کنیم و بامحبت ادامه دهیم. درست بر عکس شرایط فعلی که با عشق شروع می کنند و بعد از ازدواج می خواهندبا منطق و عقل زندگی کنند. البته نه آن احساسی که قبل از ادواج به هم دارند ،اسمش عشق است و نه این روشی که بعد اتخاذ می کنند ،منطقی است.

در حدیثی نقل است که امام صادق (ع) می فرمایند : اگر کسی به خواستگاری دخترتان آمد از اخلاق و ایمانش سوال کنید. اگر این دوصفت را داشت ، با او موافقت کنید و اگر چنین نکنید ، فساد عظیمی را ایجاد کردید.

بیشتر آن احساسی که دختر و پسر اسمش را عشق می گذارند در خوشبینانه ترین نگاه ،نوعی انس گرفتن است. منطق و پایه ای ندارد و همین باعث شده وضعیت خانواده در کشورمان  بسیار نگران کننده باشد. این انتخاب های غیر اصولی باعث می شود در آینده خانواده ای داشته باشیم با روابط سرد، که خطرات خود را دارد.

 

2- انتخاب اصولی ، انتخابی با آینده نگری است.

وقتی دو نفر یکدیگر را می بینند و  صرفاً ظاهر هم را  پسند کنند و تصمیم به ازدواج بگیرند ، مانند کسی عمل می کنند که برای خرید کالا رفته باشد. در خرید کالا مهم ترین مولفه ،تاریخ مصرف کالاست .  در انتحابِ بر اساس ظاهر ،تو خوبی تا وقتی زیبایی ،من خوبم تا وقتی تمکن مالی دارم .

انتخابی همراه با آینده نگری ، در شرایطی است که من ، شخصی که برای ازدواج انتخاب می کنم را در جایگاه پدر و مادری هم ببینم . در جایگاه عروس و دامادی برای خانواده ام هم ببینم . او را برای تمام لحظات بخواهم .نه تنها خوشی ها.

همسر

3- انتخاب اصولی ، انتخابی با مشورت است.

عمدتا کسانی که برای مشاوره می آیند می گویند ، من دیدم به درد هم می خوریم .من احساس کردم او را می خواهم و من .... اما این من گاهی تمام جوانب را در نظر نمی گیرد.

دختر و پسر در سنین جوانی و در اوج هیجان ،نمی توانند بر طبق منطق انتخاب کنند ، بین آن ها انس ایجاد می شود.هیجاناتی ایجاد می شود. و نمی توانند دقیق تصمیم بگیرند پس باید از فکر و تجربه ی افراد دیگر بهره ببرند. افرادی که در گیر این هیجانات نیستند و می توانند تمام جوانب را بسنجند .

از طرفی ما در ایران زندگی می کنیم . اعضای خانواده ی ما در آینده ی زندگی و ارتباط ما با همسرمان تاثیر دارند. پس نظرات آنها می تواند مهم باشد.اگر در غرب ، خانواده آخرین نفر هست که مطلع می شود ، بعد از ازدواج هم ارتباط خانواده ی جوان با والدین شان زیاد نیست اما در ایران چنین چیزی اصلا پذیرفته نیست.

 

4-  انتخاب اصولی ، به سنخیت و کفویت  توجه می کند.

در یک انتخاب موفق خیلی مهم است که کفو هم باشیم ،مکمل هم باشیم ،درک کننده و آرامش دهنده ی به هم باشیم. اگر در انتخاب همسر به دنبال این باشیم که همسرمان یک آشپز خوب باشد و از ما خوب پذیرایی کند و یا حساب بانکی اش پر باشد ، بعد از ازدواج در کنار یک آشپز یا کیف پول احساس آرامش نمی کنیم. ما در کنار کسی احساس آرامش می کنیم که یکدیگر را درک کنیم.با هم سنخیت داشته باشیم.نگاهمان به زندگی به هم نزدیک باشد.

5  -  انتخاب اصولی ، تنها به خاطر ارضای نیاز نیست.

درست است که ازدواج ،تنها و بهترین راه ارضای نیاز جنسی است، اما نباید به همسرمان تنها به عنوان یک شریک جنسی نگاه کنیم . همسرمان قرار است شریک زندگی مان باشد. بسیاری از این جذب شدن ها به خاطر این است که جاذبه های جنسیتی طرف مقابل، ما را جذب می کند در صورتی که هر چند به به این جنبه هم باید توجه بشود، اما نباید اصل قرار گیرد.

 

- نظرتان راجع به افزایش ازدواج های اینترنتی به خاطر استفاده ی نسل جوان از این ابزار ، چیست ؟

* این روزها نرخ ازدواج ثابت است اما نرخ طلاق رو به افزایش ! میوه ی ازدواج کرم زده شده و به اعتقاد من ریشه ی این کرم به ریشه ی درخت بر می گردد. ریشه همان انتخاب و خواستگاری است. انتخاب ها خیلی سطحی است و هیچ مبنایی وجود ندارد. نه اصولی دارد و نه ضوابطی و نتیجه اش تورم نرخ طلاق است.

انتخاب های مدرن و امروزی ضعف هایی در معیار و اصول دارد . به نظر من انتخاب های اینترنتی و از این دست انتخاب ها   فاجعه هستند.

یکی از مشکلات اصلی آن غفلت از ارزش های اصلی و ماندگار است. اخلاق یک ارزش است و در ازدواج مدرن ،اخلاق کمتر دیده می شود. دین داری ،صداقت ، وفاداری ارزش است که به صورت حداقلی دراین ازدواج ها مطرح است.

دو نفر درگیر احساس می شوند. و هیجانات رابطه ی آن ها را اداره می کند. امروزه شایع ترین نوعش ،ازدواج اینترنتی و آشنایی های مجازی است.باید آسیب شناسی جدی شود. از افرادی که برای مشاوره می آیند ، معلوم است که این فاجعه برای دختران بیشتر است زیرا پسرها زودتر خود را باز سازی می کنند.

- چرا ازدواج اینترنتی به نظرتان اینقدر منفی است؟

*فضای اینترنت فضای مناسبی نیست. زیرا نامطمئن است. اضطراب آور است.

درست نیست که انتخاب حقیقی برای یک عمر زندگی واقعی در فضایی مجازی شکل گیرد. اینترنت خیلی از کارها را ساده کرده حتی امروزه برای خرید کالا ،شما می توانید از فروشگاه اینترنتی به سادگی خرید کنید.  اما انتخاب همسر به اعتقاد ما با خرید کالا خیلی متفاوت است. صحبت سر انتخاب شریک زندگی است. در این گونه انتخاب ها صرف اًنگاه به طرف مقابل است و خانواده ی او اصلا دیده نمی شود. به بیان بهتر ،خانواده ها در این نوع انتخاب ،مشارکت ندارند.

از افرادی که برای مشاوره می آیند ، معلوم است که این فاجعه برای دختران بیشتر است زیرا پسرها زودتر خود را باز سازی می کنند.

بیشتر افرادی که این گونه انتخاب می کنند ، بر این باورند که اگر خانواده ها مخالفت کردند ، آن ها را راضی می کنیم و یا اگر نتوانستیم ،چون به انتخاب خود مطمئن هستیم ،والدینمان را حذف می کنیم . دختر و پسر جو گیر هستند . آرامش مقطعی پیدا می کنند .

ازدواج مجازی این روزها زیاد اتفاق می افتد. بین دو شهر ،بین دو مذهب و بین دونفر از کشورها و فرهنگ های مختلف .

توضیح بهتر این است که اگر دو نفر هم بگویند ما عاقل هستیم و همه ی جوانب را بررسی می کنیم ،اما راه آشنایی مشکل دار است. شما جراح معروفی را در نظر بگیرید.  که با چاقوی کثیف قرار است که عمل مهمی را انجام دهد . آشنایی از طریق اینترنت همین است. با اینکه می دانید آن جراح در این نوع عمل زبانزد است اما چون ابزارش آلوده است ،خودداری می کنید. در این ازدواج ها طبق اعتقادات و فرهنگ ما ، الفبای انتخاب غلط  است. پس نتیجه نمی تواند درست باشد.

آقای مهدوی

- پس شما چه روشی را توصیه می کنید؟چگونه دختر و پسر یکدیگر را بشناسند؟

آشنایی قبل از ازدواج لازم و ضروری است اما از کانال خانواده و زیر نظر آن ها . به خاطر هیجانات در سن جوانی اگر نظارتی به ارتباط آن ها نباشد ،حتی امکان سواستفاده هم هست.

بهترین راه این است که دو خانواده طبق معیار کفویت ، با هم آشنا شوند و آن وقت دختر و پسر بتوانند با یکدیگر گفتگو کنند و طبق اصول ومعیارهای شان تصمیم بگیرند.حتی از مشاوره کمک بگیرند.

در گفتگوهای به قصد ازدواج باید دو معیار در نظر گرفته شود :

 1- صداقت  2- صراحت

یعنی خودمان را برای طرف مقابل بزک نکنیم و همان چیزی که هستیم را نشان دهیم، بدون رودربایستی مسائلمان را مطرح کنیم.البته نباید لحنمان طوری باشد که طرف مقابل احساس ترس کند اما آرامش دادن در گفتگو نباید به معنی نگفتن ،گفتنی ها باشد.

دین ما نسخه ای دارد که بیان می کند در خواستگاری سوالات و خواسته هایمان حول چه محوری باشد.

در حدیثی نقل است که امام می فرمایند : اگر کسی به خواستگاری دخترتان آمد از اخلاق و ایمانش سوال کنید. اگر این دوصفت را داشت ، با او موافقت کنید و اگر چنین نکنید ، فساد عظیمی را ایجاد کردید.

 پس در خواستگاری هایمان که به روشی صحیح انجام می شود ،آنچه باید پر رنگ گردد،اخلاق محوری و دین محوری است.

ازدواجی پایدار است که در آن هم اخلاق و هم دین داری دیده شود.

بهتر است دختر و پسر هر کدام معیارهای شان را بنویسند و بعد از گفتگو با طرف مقابل ببینند ، واجد و فاقد کدام یک است و سپس تصمیم گیری کنند.

البته اجباری نباید در کار باشد.الگوهای دینی ما اگر شناخته شوند ،مشکلات مان حل خواهد شد.

پیامبر اکرم (ص) وقتی افراد حتی برخی دشمنان دوست نما از دخترشان  - زهرای اطهر (س)- خواستگاری می کردند ، اولین پاسخ شان این بود که با دخترم صحبت می کنم و پاسخ می دهم.

یعنی مشورت می دادند اما فرصت انتخاب را نمی گرفتند.

دریا

ازدواج حضرت زهرا (س) و حضرت علی (ع) تلاقی دو دریا بود و نتیجه اش فرزندانی چون گوهر و مرجان.

البته این حرف ها به این معنی نیست که اگر انتخابی غلط بود ، دیگر نمی شود کاری کرد . زن و شوهر هایی که دچار مشکل هستند و انتخاب اشتباهی داشتند ،در این مرحله باید مهارت های لازم را بیاموزند و اختلافات را به حداقل برسانند. پیشگیری بهتر از درمان است. با انتخاب مناسب ، می توان مشکلات را به حداقل رساند.

 

                                                               

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  5:04 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

عاشقی با چشم بسته!!!

جوانی سرشار از شور و نشاط و شادی است و به عقیده بسیاری از افراد، دوران ازدواج یكی از جذاب‌ترین و شیرین‌ترین دوران زندگی محسوب می‌شود. اما از خوشی‌ها و شادی‌های آنكه بگذریم، ازدواج روی دیگری هم دارد كه اگر مورد توجه قرار نگیرد، چه بسا مشكلاتی به‌بار بیاورد. یکی از انواع ازدواج ها که در روزگار اخیر هم بیشتر مورد توجه قشر جوان قرار گرفته ازدواج دانشجویی است . این نوع ازدواج در کنار محاسن خود معایبی هم دارد که لازم است جوانان ما در جریان آن قرار بگیرند. برخی از جوانان این چنین فکر می کنند که به محض ورود به دانشگاه باید هر طوری شده ازدواج کنند در غیر این صورت دیگر زمینه ازدواج برای آنها میسر نخواهد شد . از این باور غلط است که بسیاری از ازدواج های نافرجام شکل می گیرد . در این گفت‌وگو سعی كردیم در مورد ازدواج دانشجویی و نقاط ضعف و قوت آن بحث كنیم. طرف بحث ما دكتر احمد برجعلی، روان‌شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه ‌طباطبایی است.

ازدواج عاقلانه

 نظر شما در مورد ازدواج دانشجویی چیست؟

به هر حال، ازدواج دانشجویی از همان قدیم وجود داشت و الان هم به قوت خود باقی مانده و نمی‌توان با آن موافقت یا مخالفت صرف كرد، بلكه نگاه ما به این پدیده باید نسبی باشد. ازدواج دانشجویی یك سری نقاط ضعف و قوت دارد. از این نظر كه افراد در سنین پایین ازدواج می‌كنند حسن محسوب می‌شود، اما اگر شرایط لازم وجود نداشته باشد و فقط عشق تنها كه خود از هیجانات جوانی نشئت می‌گیرد باشد، نمی‌تواند مفید باشد

آیا موافقید فردی كه تازه وارد دانشگاه شده و فقط نوزده ـ بیست سال دارد ازدواج كند؟به عبارتی سن مناسب ازدواج چه سنی است؟

 فردی كه می‌خواهد ازدواج كند باید شرایط لازم و كافی را در حد معقولش داشته باشد. این شرایط شامل شرایط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و بلوغ فكری لازم است. بنابراین، معتقدم كه اگر فردی چه دانشجو و چه غیر دانشجو این شرایط را نداشته باشد و به ازدواج تن بدهد، نه تنها مفید نخواهد بود، بلكه با شكست روبه‌رو می‌شود. زود ازدواج كردن خوب است، اما چنان كه گفتم باید با این شرایط باشد. توصیه‌ام به كسانی كه تازه وارد دانشگاه‌ می‌شوند این است كه فقط به درس و تحصیل فكر كنند و اجازه ندهند احساسات برای آنها تصمیم بگیرد. برخی چشمشان را می بندند و انتخاب می‌کنند.

 فرض كنید دانشجویی از یك فرهنگ كسی را از فرهنگ دیگری انتخاب كند. آیا این باعث بروز مشكل نخواهد شد؟

 این مشكل وجود دارد، ولی چنان نیست كه نتوان از عهده حلش برآمد. اگر دو نفر از جزئیات فرهنگ هم اطلاع داشته باشند، مشكلی پیش نخواهدآمد، زیرا دو نفر همدیگر را از قبل، از ریزه‌كاری‌ها و تفاوت‌های فرهنگی خودشان آگاه كرده‌اند. ولی اگر این كار چشم‌بسته و بدون آشنایی كافی صورت بگیرد، باعث مشكل می‌شود. مسئله دیگری كه وجود دارد این است كه شهرهای افرادی كه می‌خواهند با هم ازدواج كنند نباید خیلی متفاوت از هم باشد. وقتی یك فرد را از یك فرهنگ باز به یك فرهنگ بسته می‌برید، نه تنها باعث رشد و خوشبختی نمی‌شود كه آزرده‌خاطری و افسردگی به همراه می‌آورد. اگر این مسائل را در نظر بگیریم، می‌توانیم تهدید را به فرصت تبدیل كنیم؛ ضمن اینكه تبادل فرهنگی هم صورت می‌گیرد.

ازدواج دانشجویی

 شما با رابطه دختر و پسر به‌ویژه در دانشگاه موافقید؟

ما دو نوع رابطه داریم: رسمی كه با كاركنان و افرادی كه نمی‌شناسیم برقرار می‌كنیم و غیررسمی كه با آشناها و اطرافیانمان داریم. دانشجویان بالاخره طی چند ترمی كه با هم هستند به یك آشنایی‌هایی از هم می‌رسند كه روابط رسمی آنها را به نوعی به روابط نیمه‌رسمی تبدیل می‌كند. اما باید توجه كرد كه برای ازدواج كردن تنها ملاك كلاسی كافی نیست. زیرا ما سعی می‌كنیم كه در این محیط‌ها خودمان را آدم خوبی نشان دهیم و حتی‌الامكان عیب‌هایمان را بروز ندهیم. افرادی كه می‌خواهند با هم ازدواج كنند همدیگر را در مكان‌های دیگر كه خانواده‌ها هم اطلاع داشته باشند، ملاقات كنند و به شناخت درست برسند. تا نقابی كه در چهره‌ها به صورت طبیعی وجود دارد از بین برود تا فرد تصمیم درستی بگیرد. البته ذكر این نكته لازم است كه خیلی هم نباید از همدیگر انتظار داشته باشند. 

 پس شما معتقدید كه خانواده‌ها باید در جریان گذاشته شوند؟

مسلم است.  خانواده‌ها نباید با این قضیه احساسی برخورد كنند. اینكه بعد از شنیدن و آگاهی از این رابطه مخالفت كنند خیلی نمی‌تواند مناسب باشد. خانواده باید این توانایی را داشته باشد كه بتواند این روابط را كنترل و در مسیر درستی هدایتش كند. پس نگاه خانواده ها باید منطقی و اصولی باشد، چرا كه اگر این‌گونه نباشد، شاید این روابط به صورت پنهانی انجام شود كه من فكر نمی‌كنم صورت خوشی داشته باشد. جوان‌ها هم در این روابط باید خط قرمزها را رعایت كنند و سعی كنند به هماهنگی لازم برسند و هدفشان هم ازدواج باشد.

 عده‌ای، به‌ویژه دانشجویان‌، معتقدند كه وقتی ما چند رابطه را قبل از ازدواج داشته باشیم، می‌توانیم همسر ایده‌آلی انتخاب كنیم. نظر شما چیست؟

همان‌طور كه گفتم، دختر و پسر می‌توانند با اطلاع خانواده‌ با هم رفت و آمد داشته باشند. شما جنبه منفی قضیه را هم در نظر بگیرید. وقتی فردی با عده زیادی رابطه برقرار می‌كند، ناخودآگاه مقایسه‌هایی بین این افراد می‌كند. مثلاً می‌گوید این در این زمینه خوب بود، آن یكی هم رفتار دیگرش خوب بود و الی‌ماشاءالله. در این روابط دخترها بیشترین ضرر را متحمل می‌شوند و ضربه سختی می‌خورند، زیرا به خاطر هیجان‌هایی كه در دو جوان وجود دارد ‌شاید این قضیه یعنی داشتن روابط پنهانی باعث فساد و تباهی ‌شود. لذا من با پدیده دوست‌دختر یا دوست‌پسر شدیداً مخالفم. در ثانی، دین ما هم اجازه نمی‌دهد كه این روابط خصوصی را تشكیل دهیم.

 دانشگاه برای مدیریت این روابط چه كارهایی می‌تواند انجام دهد؟

دانشگاه می‌تواند با تشكیل كارگاه‌ها و كلاس‌های آموزشی رایگان و گذاشتن سمینار از دانشجویان دعوت كند تا با معایب و مزایای تشكیل روابط آشنا شوند، زیرا آگاهی اولاً مسیر را برای شما روشن می‌كند و ثانیاً باعث می‌شود كه شما درست تصمیم بگیرید و جوانب مسئله را بسنجید. تأكید من به‌ویژه روی مشاوره‌های قبل از ازدواج است كه حتماً لازم است دختر و پسر این كار را انجام بدهند، زیرا وقتی آنها تنها هستند و با مشكل روبه‌رو می‌شوند، چون راهكارهای برون‌رفت از این مشكل را نمی‌شناسند، با مشكلات عدیده‌ای برخورد می‌كنند.  باید دقت كرد كه این شخص حتماً دارای صلاحیت‌های لازم باشد، زیرا در غیر این صورت بدتر آتش را شعله‌ورتر خواهدكرد.

 به عامل دین اشاره كردید. منتقدان می‌گویند كه خود دین باعث جلوگیری از ارضای خواسته‌های درونی افراد می‌شود.

 دین در درجه اول، به شما توصیه می‌كند كه ازدواج كنید. اگر شرایط ازدواج را ندارید، پس صبر كنید و اگر هم نتوانستید صبر كنید، راه سوم را كه همان ازدواج موقت است، انتخاب كنید. البته توجه داشته باشید كه راه حل سوم را زمانی پیشنهاد می‌كند كه شما دو راه حل دیگر را آزموده باشید و درثانی، این توصیه برای همه افراد نیست؛ برای كسانی است كه شرایط اورژانسی دارند. تکلیف شما در ازدواج موقت مشخص است و در صورت بچه دار شدن او نیز دارای هویت است. به علاوه دین در قالب توصیه های فراوان به جوانان می گوید که اجازه ندهید در مواجهه با عوامل تحریک زا غریزه جنسی شما مشتعل تر شود تا با فشار روانی زیادی روبرو شوید . البته راه های فراوانی برای هدایت غریزه و کاهش فشار آن نیز وجود دارد .

 به نظر شما، مدت آشنایی قبل از ازدواج چقدر باشد بهتر است؟

خود من 6 ماه تا یك سال را پیشنهاد می‌كنم، چرا كه اگر این رابطه طولانی مدت باشد، به دلایلی مثل مقایسه‌هایی كه پیش می‌آید فرد با مشكل مواجه می‌شود.

 چه پیشنهادی برای وزارت علوم در ترویج ازدواج‌های دانشجویی دارید؟

زمانی كه ما درس می‌خواندیم، ‌اصطلاحی به نام كار دانشجویی وجود داشت، به این صورت كه دانشگاه برای كمك به دانشجویان برای آنها در خود دانشگاه شغل ایجاد می‌كرد. مثلاً عده‌ای در كتابخانه و عده‌ای در خوابگاه كار می‌كردند و این كمك هزینه‌‌ای برای تحصیل و ازدواج آنها می‌شد. اگر ما بتوانیم این مسئله را به‌خصوص برای دانشجویان متأهل پیاده بكنیم، هم توانسته‌ایم آنها را به ازدواج‌ تشویق كنیم، هم درامدی برای آنها ایجاد كنیم.  كار دانشجویی چون مدت‌دار است، می‌تواند اثر بهتری از دادن هدایا به دانشجویان متاهل داشته باشد. 

 

سپیده دانایی

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  5:04 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها